فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
91-108
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های مطالعات تطبیقی قرآن و عهدین، پژوهش زبانشناسی تاریخی تطبیقی واژگان این متون است. ماده ی (ح ک م) در بیشتر شاخه های زبان سامی با ساختار و معنایی نزدیک به هم وجود دارد. یکی از مشتقات این ماده، واژه ی حکیم است که در عهدین و قرآن کاربرد متنوعی دارد. پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای بر اساس زبان شناسی تاریخی تطبیقی به بررسی ریشه ی (ح ک م) در شاخه های زبان سامی با تحلیل ساختاری و معنایی و کاربردهای آن در عهدین و قرآن و یافتن وجوه افتراق و اشتراک پرداخته-است. همچنین معناشناسی واژه مذکور بر اساس روابط همنشینی در قرآن و عهدین نیز بخشی از پژوهش است. نتایج پژوهش نشان می دهد که گستره ی معنایی حکیم در فرایند زمان محدود گردیده است. مهمترین وجه اشتراک کاربرد حکیم در عهدین و قرآن توصیف خداوند به این صفت است با این تفاوت که در قرآن 92 بار و در عهدین هر کدام یکبار آمده است.
رویکرد علامه طباطبایی به پدیده تکرار آیات در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
73 - 95
حوزههای تخصصی:
از موضوعات علوم قرآنی، مسئله تکرار آیات می باشد. در این موضوع بین محققان اختلاف نظر است از یک سو مخالفان از جمله سیّد قطب معتقد است در قرآن پدیده ای به نام تکرار وجود ندارد آنچه هست تنویع می باشد و از سوی دیگر برخی از مفسران و قرآن پژوهان وجودتکرار درقرآن را إنکارناپذیر شمرده اند. مقاله حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی درصدد آن است که بعد از مفهوم شناسی واژه تکرار، مفاهیم مرتبط با تکرار، معناشناسی تکرار در قرآن، دیدگاه مفسران و دانشمندان علوم قرآنی(موافقان و مخالفان)و... را مورد پژوهش قرار دهد. در این میان علامه طباطبائی(ره) نیز به این مسئله بی توجه نبوده است. یافته ها و نتایج پژوهش حاکی ازآن است که واژه تکراربا مشتقات خود 476 مورد در آیات قرآن بکار رفته ایشان أسرار وحکمت هایی را برای آن ها بیان فرموده از جمله : اختلاف سیاق، مصداق، اضافه، ... علامه معتقد است تکرارآیات وعبارات به ظاهر یکسان ومشابه درکلام الهی، اتفاقی و بیهوده نیست، بلکه تنها راه دریافت کلام، تدبّر در سیاق آیات می باشد.
مختصات سبکی- مکتبی اقاویل مشایخ صوفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
133 - 150
حوزههای تخصصی:
اقاویل مشایخ صوفیه بر مبنای اندیشه های عرفانی در قلمرو زبانی، ادبی و فکری بنا شده اند. سنجشِ سخنان عارفانه فارسی و اصیل و یافتن نکته های پنهان اقاویل، هدف این جستار بوده که با روش توصیفی- تحلیلی به تبیین گفتار رسا و شیوای مشایخ در شاخصه هایی چون: 1. نکته داری - ابلاغ اقناعی 2. موزونی عارفانه 3. کهن گرایی فصیح و بلیغ 4. کوتاهی5. اصالت 6. هایکوگونگی7. تأویل و تفسیرپذیری، پرداخته و نسبت به جستارهای پیشین با نگاهی ژرف و منسجم به مختصات سبکی و مکتبی اقاویل نگریسته و به این نتیجه دست یافته است که شناختن و شناساندن گفتارهای موزون و عارفانه فارسی با ابزارهای بیانی(مجاز، تشبیه، استعاره و کنایه) و عقل شهودی میسر است. این پژوهش در فرجام، می شناساند که با شناخت اقاویل شطح آمیز و رمزی، در سایه تفسیر و تأویل، گذرگاهی از جهان به خدای جهان هموار می شود. کلیدواژه ها: اقاویل، مشایخ صوفیه، مختصات سبکی، مکتبی.
واکاوی فقهی حقوقی امکان تبعیض در حق حبس در فقه اسلامی، حقوق ایران و رویه قضایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۲۲)
139 - 165
حوزههای تخصصی:
از جمله مسائل مورد اختلاف در حق حبس (موضوع ماده 377 ق. م) امکان تبعیض در حق حبس است؛ به تعبیر دیگر، در فرض عمل یکی از طرفین قرارداد به انجام بخشی از تعهد به صورت ناقص، وضعیت حقوقی حق حبس طرف مقابل چگونه است؟ این موضوع در میان فقهای اسلامی محل اختلاف بوده و رویکردهای متعددی بیان شده است. قانون گذار ایران اما در ماده 377، ظاهرا گرایش به رویکرد بقای کامل حق حبس دارد. اگرچه مواد 371 و 533 قانون تجارت، نگرش تبعیض را تأیید می کنند. رویه قضایی نیز بر بقای حق حبس تا هنگام ایفای تعهدات قراردادی به صورت کامل تأکید می کند. برررسی های پژوهش حاضر که مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی بوده و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به گردآوری و تحلیل اطلاعات پرداخته است، نشان می دهد رویکرد بقای کامل حق حبس با مبانی فقهی و حقوقی و اقتضائات مبادلات تجاری سازگاری بیشتری دارد و این نگاه را وجود دلایلی مانند رعایت مبنای تشریع حق حبس، رعایت عدالت معاوضی، افزایش انگیزه و اطمینان طلبکاران و سرمایه گذاران، منع سوء استفاده از حق، اقتضای قاعده تبعیت عقد از قصد و اقتضای قواعد عام اولیه و ثانویه، سیره عقلا و هدف علم حقوق اعتبار می بخشد.
آموزش مفاهیم اخلاقی در مدارس آینده:تاثیر ابزار دیجیتال (انیمیشن، تصاویر ثابت، و بازی های رایانه ای) در توسعه عزت نفس دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
129 - 152
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال، نظام آموزشی با چالشِ همسویی روش های سنتی آموزش با نیازهای نسل جدید روبروست. امروزه دانش آموزان در محیطی سرشار از فناوری های دیجیتال رشد می کنند، در حالی که شیوه های آموزش سنتی همچنان بر الگوهای خطی و انتقال یک سویه دانش تأکید دارند؛ بهره گیری از ابزار دیجیتال می تواند در کنار تعاملات انسانی، به افزایش مشارکت دانش آموزان و ارتقای بهره وری یادگیری کمک کند. یکی از دغدغه های اساسی در تعلیم و تربیت، توسعه سازه های روانی و هوش اخلاقی دانش آموزان است که مستقیماً بر رشد شخصیتی، اجتماعی و تحصیلی آن ها تأثیر می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مفاهیم هوش اخلاقی از طریق سه ابزار دیجیتال (انیمیشن، تصاویر ثابت، و بازی های رایانه ای) بر عزت نفس دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهر اصفهان انجام شده و راهکاری نوین برای بازطراحی برنامه های درسی مدارس آینده ارائه می دهد. این مطالعه با استفاده از روش نیمه تجربی و طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل، روی ۸۰ دانش آموز که در چهار گروه (سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل) به صورت تصادفی تقسیم شدند اجرا گردید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد هوش اخلاقی بوربا و عزت نفس روزنبرگ، همراه با بسته های آموزشی دیجیتال مبتنی بر هفت فضیلت اخلاقی بوربا بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بررسی شدند. یافته ها نشان داد آموزش از طریق انیمیشن و تصاویر ثابت به طور معناداری عزت نفس و تمام مؤلفه های هوش اخلاقی را بهبود بخشید (۰۰۰/۰ > p). بیشترین افزایش عزت نفس در گروه تصاویر ثابت (59/5+=Δ) و انیمیشن (3+=Δ) مشاهده شد، در حالیکه بازی های دیجیتال تأثیر محدودی داشت (۱۸۰/۰ = p). در حوزه هوش اخلاقی، بازی های دیجیتال تنها بر مؤلفه «خویشتن داری» تأثیرگذار بود (۰۰۲/۰ = p). نتایج پیگیری نیز نشان داد تأثیر انیمیشن و تصاویر ثابت پایدارتر است. این پژوهش نشان می دهد که انتخاب ابزار دیجیتال باید مبتنی بر اهداف آموزشی (کوتاه مدت یا بلندمدت) و ماهیت محتوای اخلاقی صورت گیرد. انیمیشن به دلیل ترکیب روایتگری پویا و جذابیت حسی، به عنوان مؤثرترین ابزار شناخته شد، در حالیکه بازی های دیجیتال نیاز به بازطراحی برای تقویت جنبه های آموزشی دارند. این یافته ها برای طراحی برنامه های درسی آینده و ادغام فناوری در فرایند تدریس اهمیت حیاتی دارد.
گونه شناسی و تحلیل تاریخی فعالیتهای علمی و آموزشی امام رضا(ع)
منبع:
تاریخ اهل بیت سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
83-101
حوزههای تخصصی:
برخی از مورخین معتقدند که ائمه (ع)، به دلیل شرایط سخت سیاسی و تمرکز بر مبارزه با حاکمیت، آثار مکتوبی از خود به جای نگذاشته اند. پژوهش حاضر در پی اثبات این فرضیه است که امامان شیعه به ویژه پس از امام صادق(ع)، و در دوران امامت امام رضا (ع) نه تنها به مبارزه سیاسی پرداخته اند، بلکه در اوج تنشهای دوران عباسی، نقش حداکثری در پیشبرد علوم اسلامی ایفا کرده، میراث علمی غنی از خود به جا گذاشته و نظام آموزشی پویایی را پایه ریزی نمودند. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تاریخی با مراجعه به منابع دست اول تاریخی و حدیثی دو مذهب شیعه و سنی انجام شد. نتایج بررسی ها نشان داد که دیدگاه انکارکنندگان فعالیت های علمی امام رضا(ع) فاقد پایه و اساس است؛ چراکه که آن حضرت علاوه بر تبیین ارزش آموزش و فعالیت های آموزشی گسترده در قالب برگزاری حلقه های درسی گسترده و شرکت در مجالس مناظرات علمی، دارای آثاری مکتوب همچون صحیفه الرضا، فقه الرضا و رساله ای در عقائد باعنوان محض الاسلام و ... بود و مهم ترین راه حفاظت از میراث حدیثی شیعه را در کنترل و ارزیابی آنها دانسته است.
نسبت شناسی ماهوی و کارکردی فضای سایبر در بسترسازی مهدویت
منبع:
جامعه مهدوی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
222 - 251
حوزههای تخصصی:
ظهور منجی موعود، حضرت مهدی (عج)، مشروط به تحقق عواملی است که با عنوان مؤلفه های بسترساز مهدویت شناخته می شوند. همه مؤلفه های بسترساز مهدویت به تبیین و تبلیغ نیاز دارند تا دیگر ملت ها با گفتمان مهدویت و هدف والای منجی موعود آشنا شوند و طلب ظهور به تدریج در قلبشان تجلی یابد. از سوی دیگر، باوجودآنکه مؤلفه های ظهور در عصرها و دوره های مختلف تغییر نمی کند؛ اما لوازم تحقق آنها به شرایط زمانه وابسته است. عصر حاضر، متأثر از بسط و تعمیق فضای سایبر در زندگی فرد فرد انسان ها، با زیست بوم نوینی آمیخته شده که زیست اطلاعات محور را رقم زده است؛ ازاین رو تبیین فرصت ها و تهدیدهای فضای سایبر، هم در بعد ماهوی و هم بعد کارکردی، در راستای بسترسازی برای تحقق آرمان های مهدویت، امری ضروری به نظر می رسد. به همین منظور، در پژوهش حاضر، برای جمع آوری اطلاعات از روش مطالعات کتابخانه ای و با هدف تحلیل اطلاعات از روش پژوهش کیفی - توصیفی استفاده شده است. در بُعد کارکردی، چنین نتیجه گیری می شود که زیرساخت های فعلی فضای سایبر جهانی، به واسطه سیاست گذاری های محتوایی تحت نفوذ جبههٔ رقیب، از حالت خنثی و بی طرف خارج شده است و در عمل، به صورت یک سویه در تقابل با گفتمان مهدویت قرار گرفته است. به همین دلیل استفاده از آن باید به صورت امتدادبخشی به فعالیت های تبیینی و تبلیغی میدانی و حضوری باشد تا در صورت حذف و سانسور محتوا، اصل فعالیت های ترویج گفتمان مهدویت منقطع نشود. همچنین در بُعد ماهوی، تحلیل ها نشان می دهد فضای سایبر فعلی، درباره فرایند بسترسازی مهدویت، دو فرصت و یک تهدید را رقم زده است؛ به گونه ای که فرصت های آن شامل «آشنایی بشر با جامعه سازی و تمدن سازی اطلاعات محور و مبتنی بر القای فهم» و «پذیرش امکان شکل گیری حاکمیت یکپارچهٔ جهانی» است و تهدید آن «تخدیر قوهٔ فهم و توان تحلیل مستقل انسان سایبری شده» است؛ به طوری که امر تبیین دشوارتر از عصر پیش از سایبر شده است.
بسیج منابع و امکانات در مدیریت امام حسین (ع) از منظر قرآن
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۷
397 - 428
حوزههای تخصصی:
بسیج منابع و امکانات یکی از وظایف مهم و راهبردی مدیران در تمامی سازمان ها است. در سیره مدیریتی امام حسین (ع) نیز این مفهوم جایگاهی ویژه دارد و ریشه های آن در آموزه های قرآن کریم قابل شناسایی است. این پژوهش با هدف تحلیل قرآنیِ مفهوم بسیج منابع و امکانات در مدیریت امام حسین (ع)، با روش اجتهادی تحلیلی انجام شده و اطلاعات آن از طریق منابع اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده است. در گام نخست، نقش بسیج منابع و امکانات به عنوان یکی از وظایف اصلی مدیریت بررسی شده و سپس شیوه امام حسین (ع) در به کارگیری و جهت دهی این منابع تحلیل گردیده است. در ادامه، مبانی قرآنی این رویکرد تبیین شده است. یافته ها نشان می دهد که تحقق این امر نیازمند توجه به اصل «تواصی به حق» و «تواصی به صبر» است؛ مفهومی که در رفتار امام حسین (ع) با یاران خویش در سخت ترین لحظات جلوه ای روشن دارد. تعبیر «صَبْراً بَنِی الْکِرَامِ» نشان دهنده نگاه کرامت مدار امام به اصحاب است؛ نگاهی که خود ریشه در آموزه های بلند قرآن درباره تکریم و انگیزش منابع انسانی دارد. این پژوهش همچنین بیان می کند که مدیریت حسینی، الگویی الهام بخش برای مدیران امروز ارائه می دهد؛ الگویی که در آن بهره برداری درست از توانمندی ها، احترام به نیروی انسانی، و انسجام بخشی به منابع مادی و معنوی جایگاه اساسی دارد. دستاورد نهایی این مطالعه، ارائه رویکردی نو در فهم نهضت عاشورا و کاربرد آن در مدیریت اسلامی، به ویژه در عرصه بسیج و هدایت منابع است.
معيار قبول رواية الشيعة عند أهل السنة (دراسة ونقد)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
البحث عن مصداقیه رواه المذاهب الأخرى، مما نال اهتمام العلماء منذ القدیم؛ فبحث عنها بعض العلماء ضمن مباحثهم فی شروط قبول روایه الراوی فیما استقل بها البعض فی مؤلَّف مستقل ومن مناظیر مختلفه؛ وتتمحور کلمه الأغلبیه الشیعیه على أن الشرط الأساسی للإعتماد على الراوی یکمن فی العداله والضبط بقطع النظر عن انتمائه المذهبی؛ وأما أهل السنه، فرغم تضارب آرائهم فی غیر الشیعه، إلا أنها تتمتع بنوع من العلمیه والموضوعیه، فی حین أن رأیهم فی الشیعه سلبیٌّ وخارجٌ حتى عن هذا الإطار، فهذا الرأی هو ما انتقدناه فی ضوء المعطیات العلمیه وبالإستعانه من الأسلوب المکتبی عبر استقراء أقوال علمائهم والمقارنه بینها ثم انتقادها؛ فتحصل أن رأیهم فی روایه الشیعه مبدئیا هو عدم القبول إلا أن تستدعی الضروره أو المصلحه إلى العمل بها، والسبب الوحید من تبنی هذا الرأی، هو أن الشیعه ینتقصون بعض الصحابه، ومن الواضح أن هذا المدعى لا یصلح دلیلا على عدم قبول روایه الراوی، إذ من المعلوم ضروریا أن الصحابه لم یکن جمیعهم على مستوى واحد، لذا فیجب إخضاعهم للإنتقاد کغیرهم؛ والمعیار العلمی الصحیح لتقییم الراوی، هو العداله والضبط بغض النظر عن الإنتماء المذهبی إلا ما خرج بدلیل کالخوارج!
دراسة روايات الغفران الأبدي لأهل بدر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
355 - 384
حوزههای تخصصی:
تسعى هذه المقاله إلى سبر أغوار موضوع تاریخی عقائدی ذی أبعاد معقده، ألا وهو الغفران الإلهی المستدام لأهل بدر ومدى صدق هذه النسبه ودفاع بعض العلماء عنها. وتقوم هذه الدراسه على نهج علمی یعتمد على تتبع صدور القصه التاریخیه والحدیث الذی تناولها بدقه، ومناقشتها وتحلیلها بأسلوب علمی نقدی قائم على الأدله، وتناولها کأحداث تاریخیه، الغرض منها کشف الغطاء عن حقیقه المبالغه للروایات الکثیره التی رواها المؤرخون الذین کتبوا التاریخ حول الغفران الإلهی لأهل بدر وما قیل عنها ومواقف العلماء فی الدفاع عنها والتعصب لها. وخطه العمل فی هذا البحث استعراض الروایات کما وردت فی المصادر التاریخیه ومناقشتها ومعالجتها بحیادیه، والوصول الى نتیجه مفادها أن الغفران الإلهی المستدام لأهل بدر شیء مزعوم لم یثبت لأهل بدر وهو یتعارض مع أصول العقیده والعداله الإلهیه ویتصادم تطبیقه مع مقاصد الشریعه والمعتقدات الصحیحه والعمل بالآیه الشریفه فی قوله تعالىومن یعمل مثقال ذَرَّه شرَّاً یره. (الزَّلزله99: 8) وقد أُثیرت جمله من التساؤلات والإشکالات والمعارضات الوارده على هذا الحدیث یصعب دفعها ورفعها وحلها وتحفظ علیه أکابر العلماء من أصحاب هذا الفن فهذا الحدیث یتعارض مع المرویات الصحیحه وعمل الصحابه والتابعین، واتضح بأن الغایه المنشوده من هذا الحدیث هی إفاضه کرامه خاصه دائمه على أهل بدر حتى لا تشملهم أحکام العداله العامه والشامله، لنصل لنتیجه مفادها شمولهم للأحکام الإلهیه کغیرهم من الناس فلا یصح الاستثناء لهم ولا حمل هذا الحدیث على الإباحه المطلقه، فاستوجب ذلک رفع الید عن هذا الحدیث وعدم العمل به.
مولفه های تمدن اسلامی بر اساس سیر تاریخی نزول داستان حضرت نوح(ع) در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
95 - 118
حوزههای تخصصی:
از آنجا که در تعالیم انبیای الهی زیرساخت های پیدایش و شکل گیری تمدن وجود دارد، بررسی قصص قرآنی از مهم ترین منابع کشف این زیرساخت هاست. می توان با تحلیل این قصص، برخی از مشکلات جوامع بشری امروز را حل کرد و به برخی از مؤلفه های تمدن اسلامی پی برد. ولی با توجه به این مطلب که آیات و سور قرآن در شرایط تاریخی خاصی نزول یافته و قصص قرآن نیز از این امر مستثنی نیست، هر بار بخشی از داستان انبیا که متناسب با دعوت پیامبر اسلام بوده، در خلال سور بیان شده است. ازاین رو این مقاله با سبک تفسیر تنزیلی موضوعی و با روش توصیفی تحلیلی و کتابخانه ای درصدد پاسخگویی به این مسئله است که کدام مؤلفه ها و چه بخش هایی از داستان حضرت نوح (ع) در چه شرایط مکانی و زمانی در سور مختلف نازل شده است و وجه ارتباطی میان قسمت مذکورِ قصه با دیگر آیات سوره که داستان در آن ذکر شده، چیست؟ همچنین این متناسب سازی میان شرایط با محدوده قصه حضرت نوح (ع)، بیانگر کدام یک از مؤلفه های تمدن اسلامی است؟ کاربست این شیوه مطالعاتی در این داستان، بیانگر این نکته است که قصص قرآنی هم راستا با هدف سوره و شرایط گوناگون زندگی پیامبر (ص) و مسلمانان و دشمنان اسلام نازل شده است. تمامی بخش های داستان حضرت نوح (ع) در قرآن در سور مکی بیان شده است و ولایت پذیری خدا و فرستادگانش، دعا، تقوا، انذار و تبشبر، شکیبایی در مواجهه با امتحانات متعدد، حاکمیت مستضعفان، اقتدار صنعتی و اقتصادی، توکل به خدا و جهاد تبیین هجرت از مؤلفه های تمدن اسلامی است که از این داستان برداشت می شود.
نقد و بررسی نظرات تفسیری- فقهی پیرامون آیه وضو در مذاهب خمسه(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از آیاتی که به خوبی نقش حروف و قرائت در تفسیر و نیز اعجاز بیانی قرآن را نشان می دهد؛ آیه 6 سوره ی مائده است به طوری که اختلاف در معانی حروف و نیز اعراب واژگان، اختلاف فتاوا را موجب گردیده که از قرون اولیه اسلام تا کنون بر جای مانده است. از آنجا که بررسی تطبیقی مذاهب باعث تقریب مذاهب و روشن شده نقات قوت و ضعف می گردد، بررسی تطبیقی این آیه دارای جایگاه مهمی است. این مقاله با روش کتابخانه ای و شیوه توصیفی- تحلیلی و تطبیقی بین مذاهب خمسه به بررسی این آیه از دو جنبه ی تفسیری و فقهی پرداخته است. این مقاله، ابتدا به بررسی لغوی و نیز اعرابی آیه پرداخته است. سپس از طریق بررسی سیاق آیه و با استفاده از ادله و نقدهای پیشینیان به نقد آراء و گزینش نظر صحیح پرداخته است. درباره معنای «الی» در «الی المرافق» دو نظر کلی وجود دارد یکی معنای غایت و دیگری معنای «مع» است. قاطبه ی مفسران شیعی در مورد معنای «الی» مفهوم غایت مغسول و اکثریت مفسران اهل تسنن معنای غایت برای غسل را پذیرفته اند. درباره معنای «باء» در «برؤوسکم» نظرات زائده بودن، الصاق، بعضیت و استعانت وجود دارد. در فقه امامیه «باء» مفهوم تبعیض، و در فقه اهل سنت معنای زائده و الصاق پذیرفته شده است. درباره معنا و اعراب «ارجلَکم» شش نظر وجود دارد که مهم ترین آن ها منصوب بودن بنا بر عطف به «ایدیکم» و منصوب بودن بنا بر عطف به محل «رؤوسکم» است. مشهور شیعه در مورد اعراب «ارجلَکم»، اعراب نصب بنا بر عطف به محل «رؤوسکم»، را پذیرفته است و اهل سنت «ارجلَکم» نیز نصب بنا بر عطف به «ایدیکم» را پذیرفته و بر اساس آن در فقه فتوا داده اند.
فواید و آثار مترتب بر دعا در فلسفه اسلامی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
20 - 37
حوزههای تخصصی:
یکی از آموزه های اساسی دینی که در متون و روایات اسلامی بسیار مورد توجه قرار گرفته، دعا است. اهمیت این موضوع تاحدی است که بی توجهی به دعا، انسان را از بسیاری برکات محروم می سازد. اینکه در مضامین دینی، از دعا با عنوان مغز عبادت یاد شده و عنایت الهی معطوف به دعای بندگان دانسته شده است، نشان از اهمیت و جایگاه این آموزه اصیل دینی دارد. این مقاله، با تکیه بر منابع کتاب خانه ای و با روش توصیفی-تحلیلی، در پی آن است که به این مسئله پاسخ دهد که آیا از منظر فلسفی نیز ارزش و کارکرد دعا قابلیت تبیین دارد؟ و آیا می توان برای دعا در زندگی انسان از جهات مختلف ارزش و تاثیر قائل بود؟ با توجه به این امر که فلسفه اسلامی، به ویژه پیروان حکمت متعالیه، داعیه دار همسویی فلسفه با دین بوده اند، تمرکز این پژوهش بر فلسفه اسلامی و به طور خاص دیدگاه های حکمای مسلمان معاصر خواهد بود. فحص از آثار و کارکردهای دعا در آثار فیلسوفان اسلامی معاصر، ما را به یک دسته بندی جدید از شش رویکرد در خصوص فواید و آثار دعا رهنمون می سازد. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که در اندیشه حکمای مسلمان معاصر، دعا و عرض حاجت بندگان به درگاه الهی، مشتمل بر حکمت ها و خیرات متعددی از قبیل درک ربوبیت خدا، اقرار به بندگی و درک ارزش ذاتی دعاست که نشان از مؤثر بودن و ارزشمندی دعا در زندگی انسان و رابطه او با خدا و سایر انسان ها دارد.
سنجش میزان رشد اخلاقی توسط دستیارهای محاسبه مبتنی بر هوش مصنوعی؛ چالش ها و راهبردها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
5 - 38
حوزههای تخصصی:
ظهور مدل های زبانی بزرگ (LLMs)، افق های تازه ای پیش روی دستیارهای هوشمند «محاسبه نفس » گشوده ؛ با این حال ، ماهیت انتزاعی مفاهیم اخلاقی ، سنجش ماشینی آنها را با دشواری هایی مواجه ساخته است . این پژوهش ، ضمن استخراج ، تحلیل و طبقه بندی چالش های فنی و مفهومیِ سنجش اخلاق در بستر «دستیارهای هوشمند محاسبه نفس»، در صدد تدوین راهبردهای نظری برای مدیریت آنها است . یافته ها در چارچوب تحلیلی چهاربخشی تبیین شده اند : ۱) چالش های ترجمه مفهومی به ساختار محاسباتی از قبیل عملیاتی سازی نیّت و فقدان هستان نگار های اخلاقی ؛ ۲) چالش های داده محور همچون اتکا به ردپاهای دیجیتال ، کمبود مجموعه داده های استاندارد و سوگیری فرهنگی ؛ ۳) چالش های منطق الگوریتمی نظیر ناپایداری مدل ، مسئله جعبه سیاه و حساسیت به بیان ؛ ۴) چالش های تعاملی و پویایی که شامل حلقه های بازخورد معیوب و خطای نسبت دهی زمانی است . پژوهش نتیجه می گیرد که غلبه بر این موانع مستلزم فراتر رفتن از رویکردهای صرفاً آماری است . راهبردها شامل توسعه نمایه های سنجش چندبعدی ، طراحی معماری های ترکیبی با ادغام هوش مصنوعی تبیین پذیر ، استنتاج علّی و هستان نگار های رسمی مبتنی بر اخلاق اسلامی ، و گذار از مشاهده منفعلانه به خودارزیابی فعالانه و کاربرمحور است.
مجازات های عبادی در سپهر سیاست جنایی اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سیاست جنایی اسلام، مجازات هایی وجود دارند که تفاوت عمده آنها با دیگر مجازات ها در این است که در انجام آنها، قصد قربت لازم است و بدون آن عمل انجام یافته باطل است. مصداق بارز و منحصر به فرد معین شده این مجازات ها، کفارات است. با این وجود، این نوع مجازات ها انعکاسی در قوانین جزایی کشورهای اسلامی نداشته است و تنها گزارش هایی از رویه قضایی در عمل به این مجازات ها دیده می شود؛ از سوی دیگر، دیده شده است که برخی از قضات این گونه مجازات ها را در احکام کیفری خود انعکاس داده اند، ازاین رو جای این بحث وجود دارد که آیا می توان از این گونه مجازات ها، در پاسخ دهی به جرم بهره برد؟ مقاله حاضر می کوشد با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع فقهی، امکان استفاده از این نوع مجازات ها را در سپهر سیاست جنایی اسلام مورد بحث قرار دهد. یافته ها حاکی از آن است که با وجود دلایلی همچون ضرورت دارا بودن قصد قربت در عبادت و عدم امکان احراز و سنجش آن در اینگونه مجازات ها، پرورش روحیه تظاهر و نفاق، عدم جواز استفاده ابزاری از دین، که نافی جواز استفاده از این مجازات هاست می توان از ادله دیگری در جواز استفاده از این مجازات ها بهره برد، ادله ای همچون الگوگیری از مجازات های کفاره ای، کارآمدی و اثربخشی بیشتر اینگونه جرایم به ویژه اثر اصلاحی و تربیتی آنها و ... . با ارزیابی ادله یاد شده می توان این نظریه را ارائه کرد که در فرض رضایت بزهکار، امکان استفاده از مجازات های عبادی، و خصوصاً به عنوان یک مجازات تکمیلی وجود دارد هرچند از ضابطه مندی در این خصوص نباید غفلت کرد.
معناشناسی و شاخصه های اسقاط ضمان با رویکرد مدنی و کیفری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
131 - 144
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تبیین معنایی و مولفه های اسقاط ضمان با تأکید بر آموزه های حقوق اسلامی از موارد بسیار ضروری در حقوق موضوعه ایران به شمار می آید. از آنجایی که مسقطات ضمان در امور کیفری در قیاس با امور مدنی بالاخص در خصوصیت تحقق گرایی و کاربردپذیری با ابهام و عدم صراحت مواجه است، این پژوهش با هدف تشریح موارد مشترک آثار رفع مسئولیت مدنی و کیفری ضمان است.
مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: ابهام زدایی مصادیق و آثاردرموضوع مسقطات ضمان علاوه بر کاربردپذیری در حقوق مدنی در قوانین با رویکرد کیفری مسکوت نمانده و دارای مقرره های خاص در مباحث سرقت، رفع ضمان پزشک، عدم قصاص قاتل و. . . است.
نتیجه: وحدت ملاک مسقطات ضمان در دو حوزه مدنی و کیفری تا حدودی برابر است و افتراق چندانی با یکدیگر ندارند. و مصادیق مسقطات ضمان(اذن، اقدام، تحذیر، احسان، استیمان)، یکسان سازی فرآیندی با متکی شدن مصادیق مشترک و هماهنگی شناختی در نگرش ها نسبت به مسقطات ضمان قابل تصوراست.
نظریه اخلاق به مثابه همکاری در ایران: اعتباریابی نسخه فارسی پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری
حوزههای تخصصی:
نظریه اخلاق به مثابه همکاری ارزش های اخلاقی را مشتمل بر هفت حوزه می داند که عبارت از خانواده، گروه، مقابله به مثل، قهرمان گرایی، تسلیم، انصاف و مالکیت هستند. نظر به اخیر بودن این نظریه و کم بودن داده های تجربی آزمون کننده آن از کشورهای غیر از محل تولد آن، این مطالعه با هدف بررسی پایایی و روایی نسخه فارسی پرسشنامه مرتبط با این نظریه، یعنی پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری، در نمونه ای 552 نفره از ایرانیان انجام شد. به منظور ارزیابی روایی همگرا و واگرای این پرسشنامه، از مجموعه ای از مقیاس های بیرونی با موضوع ارزش ها استفاده شد. براساس یافته های تحلیل عاملی تأییدی، مدل هفت عاملی همبسته و نیز مدل دوعاملی سلسله مراتبی فردگرایانه-پیوندگرایانه از برازش خوبی برخوردار بودند، بخصوص به طور مجزا برای بخش های ارتباط و قضاوت پرسشنامه. ضرایب آلفای کرونباخ در خرده مقیاس های بخش ارتباط پرسشنامه بالاتر از بخش قضاوت آن بود. اکثر خرده مقیاس های پرسشنامه، بخصوص در بخش قضاوت، به طور معنادار و قوی ترین با مقیاس های بیرونی مرتبط با خودشان همبستگی داشتند که بیانگر روایی همگرای مطلوب این پرسشنامه است. به علاوه، پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری، بخصوص بخش قضاوت آن، اکثر مقیاس های بیرونی مرتبط را ورای پرسشنامه بنیادهای اخلاقی پیش بینی نمود که بیانگر روایی پیش بین و افزایشی مطلوب این پرسشنامه است. مقاله حاضر با مشخص نمودن خرده مقیاس های پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری که بیشترین نیاز را به بهبود همسانی درونی یا اصلاح محتوا دارند و نیز ارائه پیشنهادهایی در این راستا به پایان می رسد.
پاسخگویی در بستر تحولات آموزش عالی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی پاسخگویی در بستر تحولات آموزش عالی و دانشگاه ها در جهان و ایران می پردازد. در این مسیر، تحولات مهم اثرگذار شناسایی شده اند که عبارتند از: 1). تحولات علم و فناوری و زیرشاخه آن، انقلاب های صنعتی و تأثیر آن بر ظهور برنامه های آموزشی جدید؛ 2). افزایش تقاضای اجتماعی برای تحصیل و توده ای شدن آموزش عالی؛ 3). ایده دانشگاه کارآفرین، بازاری سازی و خصوصی سازی آموزش عالی؛ 4). ارتباط جامعه و صنعت با دانشگاه؛ 5). تضمین کیفیت و رتبه بندی آموزش عالی؛ 6). مسئولیت اجتماعی که شامل مواجهه با مسائل جهانی و رعایت خیر عمومی است و پاسخگویی را به سطح تصمیم گیری و حکمرانی با رعایت اخلاق و حقوق می برد. در عصر کنونی، که پارادایم توسعه پایدار مشروعیت دانشگاه را در انجام مسئولیت اجتماعی آن می بیند، پاسخگویی نیازمند نگاهی متفاوت است؛ به این معنا که آموزش عالی، دانشگاه و دانشگاهیان باید در تعادل یابی در اکوسیستم خود، با رعایت اصول اخلاقی به ارائه خدمات مؤثر در سطوح محلی، منطقه ای، ملی و بین المللی بپردازند و در زیست بوم خود پاسخ گو و بالنده باشند؛ در چنین رویکردی، پذیرش تغییرات در نظام آموزش عالی با فهم موقعیت، توضیح روندها، تلاش برای بهبود و تعالی فرآیندها و سازوکارها و همراهی خلاقانه با زمینه اجتماعی ممکن و سازگار است، بدون آنکه اصول اخلاقی مأموریت دانشگاه خدشه دار شود.
پیشوایان اخلاقی در کلام امامیه؛ بازخوانی مبانی اسوه شناسی اخلاقی در اندیشه کلامی شیخ طوسی
حوزههای تخصصی:
اخلاق در تفکر شیعی با مبانی کلامی پیوندی عمیق دارد و راهنما شناسی اخلاقی به عنوان یکی از ارکان آن، نقش رهبران الهی (انبیا و امامان) را در هدایت بشر به سوی سعادت برجسته می سازد. پژوهش حاضر با هدف تبیین مبانی راهنما شناسی اخلاق در اندیشه کلامی شیخ طوسی، متکلم برجسته امامیه به بررسی آثار وی می پردازد. با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد عقلی نقلی بر پایه اسناد کتابخانه ای و نرم افزارهای علمی، گزاره های کلامی شیخ در محورهای نبوت، امامت، ویژگی های راهنمایان الهی (عصمت، اعلمیت، افضلیت، علم و اشجع بودن) و نقش آنها در تربیت اخلاقی تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که شیخ طوسی با تأکید بر حسن و وجوب بعثت انبیا و امامت معصومان بر پایه قاعده لطف الهی، نظام اخلاقی هماهنگی را تبیین می کند که در آن، رسولان و امامان به عنوان اسوه های اخلاقی، معرفت اخلاقی را فراهم می آورند و انگیزش اخلاقی را از راه هدایت (لطف در واداشتن به توحید و ثواب) و دوری از ضلالت تقویت می کنند. این نظام، رویکرد فضیلت گرا و واقع گرا را در اخلاق هنجاری ترویج می دهد، ذهنیت گرایی را نفی می کند و سعادت اخلاقی را در قرب الهی می بیند. نتایج پژوهش بر جامعیت نظریه شیخ در پیوند کلام و اخلاق تأکید دارد و می تواند مبنایی برای مطالعات میان رشته ای فراهم آورد.
سواد اخلاقی: معنا، مبانی و موانع
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این مقاله تحلیل مفهومی «سواد اخلاقی» و امکان تلقی معلومات اخلاقی به مثابه نوعی سواد (سوادانگاری علم اخلاق) است. بحث نه تنها به چگونگی آموزش اخلاق، بلکه مهم تر از آن به اصل تعلیم پذیری اخلاق و امکان آن بازمی گردد. می دانیم که از «عصر سواد» به «عصر سوادها» گذر کرده ایم، هرچند این گذار به معنای پایان سواد کلاسیک نیست. مدارس در جهان غرب عموماً با احتیاط بسیار با مسئله آموزش اخلاق مواجه می شوند؛ از همین رو در نخستین کاربردهای محدود اصطلاح «سواد اخلاقی»، نوعی تسامح یا حتی جنبه تفننی مشهود است. سواد اخلاقی، همانند سایر گونه های سواد، مستلزم یادگیری و تمرین است؛ یعنی یادگیری اصول یا قواعدی عینی است. پذیرش این مفهوم با قبول چند پیش فرض فرااخلاقی همراه است: اخلاق قابل انتقال و آموزش است؛ اخلاق امری غیرشخصی و غیرخصوصی است که در موقعیت های متعارض اخلاقی امکان داوری و صدور حکم بر مبنای معیارهایی مشخص و عینی وجود دارد. چهار مانع اصلی در مسیر بحث عمومی و سوادانگاری اخلاق قابل شناسایی است: نخست، تصور عدم توافق مردم بر سر راه حل مسائل اخلاقی؛ دوم، تصور ناتوانی در قضاوت نسبت به دیگران؛ سوم، تلقی اخلاق به مثابه امری کاملاً خصوصی؛ و چهارم، نسبی انگاری فرهنگی. بر پایه یافته های مقاله، می توان دو رویکرد اصلی درباره محتوای قابل انتقال در قالب سواد اخلاقی از یکدیگر بازشناخت: رویکرد هنجاری و رویکرد مهارتی.