ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
۱۳۸۱.

تحلیل مبانی اصالت ماهیت و اصالت وجود بر اساس صورت عینی مفاهیم فلسفی با تأکید بر آراء سهروردی، میرداماد و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۱
این مقاله با روش تحلیلی-تطبیقی به بررسی مبانی دو مکتب اصالت ماهیت و اصالت وجود در فلسفه اسلامی با محوریت مسئله «صورت عینی» معقولات ثانی فلسفی (وجود، امکان، وحدت) و مقولات منطقی (جنس، فصل) می پردازد. سهروردی و میرداماد به عنوانِ نخستین بنیانگذاران مکتب اصالت ماهیت، با انکار صورت عینی مستقل برای این مقولات و استناد به برهان امتناع تسلسل در عین، وجود را صرفاً «تقرر ماهیت» در ظرف خارج یا ذهن و ماهیت را تنها واقعیت اصیل می دانند. در این دیدگاه، واقعیت خارجی که همان «شیء واحدِ مخلوط» است، فاقد تمایزات ذاتی است و مقولات مذکور، اعتبارات ذهنی (معقولات ثانی) محسوب می شوند که ذهن از تحلیل ماهیات انتزاع می کند. پیامد معرفت شناختی این نگرش، چالشی جدی در تبیین انطباق کامل ذهن و عین و استوار شدن معیار صدق بر «صلاحیت ذاتی ماهیت» است. در مقابل، ملاصدرا در چهارچوب حکمت متعالیه و با تأکید بر اصالت وجود، وجود را واقعیتی واحد، بسیط، مشکک و همان صورت عینی اصیل می داند که مبنای تحقق ماهیاتِ اعتباری است. وی با تمایز نهادن میان «اتصاف انضمامی» (دارای صورت عینی مستقل برای صفت و موصوف) و «اتصاف انتزاعی» (فاقد صورت عینی زائد، مبتنی بر انتزاع ذهنی از نحوه وجود موصوف)، مسئله انطباق را بر اساس وحدت وجود و تشکیک مراتبی آن تبیین می کند. نتیجه آنکه پذیرش یا انکار صورت عینی مستقل برای این مفاهیم بنیادین، شالوده اصلی اختلاف این دو مکتب در تبیین ساختار واقعیت، نسبت ذهن و عین و معیارهای صدق معرفت شناختی است.
۱۳۸۲.

تتبع أنماط المقاربة الدينية في التوجه إلى القرآن: دراسة تحليلية حول الأنماط الثلاثة للتوجه إلى القرآن: المدرسية الكلاسيكية، والتجديدية الحديثة، والتنويرية ما بعد الحديثة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۷
إنّ تتبّع أنماط المقاربه للنص القرآنی لا یتأتّى إلّا من خلال الرجوع إلى تاریخ الوعی، والنظر فی تحوّلات العقلانیّه عبر أطوارها المتعاقبه، من العصر الکلاسیکی إلى العصور الحدیثه ثمّ ما بعد الحدیثه. ویتطلّب هذا الأمر فهماً لهذه الظاهره ضمن الأطر المعرفیّه الکبرى التی اضطلعت بدور فاعل ومؤثّر فی تاریخ الوعی الإسلامی. وبعباره أخرى، فإنّ تحلیل هذه الأنماط المختلفه فی مقاربه النص القرآنی فی التاریخ یتوقّف على تحدید السیاقات المعرفیّه والجذور النظریّه المرتبطه بسلسله التحوّلات الفکریّه والعلاقات التاریخیّه التی أنشأتها وأغذتها. إنّ هذه التحوّلات والعلاقات تعبّر عن تغیّرات عمیقه فی البُنى المعرفیّه التی وجّهت الفکر الإسلامی، وتکشف عن تنوّع فی أنماط العقلانیّه عبر المراحل المختلفه من تاریخه. وعلى هذا الأساس، تتولّى هذه الدراسه تحدیداً وتحلیلاً لثلاث مقاربات رئیسه فی التعامل مع القرآن: المقاربه المدرسیّه التقلیدیّه، والمقاربه الحداثیّه التجدیدیّه، والمقاربه ما بعد الحداثیّه العقلانیّه التنویریّه. کلّ واحده من هذه المقاربات تُعتبر نتاجاً لظروف معرفیّه وعلاقات خطابیه مخصوصه، وتمثّل شکلاً متمیّزاً من أشکال العقلانیّه. ویتمثّل الهدف الأساس من هذا البحث فی توضیح طرائق التوجه المختلفه إلى القرآن واستخلاص الفوارق المعرفیّه بین هذه المقاربات الثلاث. (الهدف الرئیس) وفی سبیل تحقیق هذا الهدف، تتمحور الإشکالیّه المرکزیّه للبحث حول السؤال الآتی: على أیّ أسس معرفیّه، وتحت أیّ فرضیّات نظریّه، نشأت کلّ واحده من هذه المقاربات؟ وکیف صاغت علاقه النصّ بالعقلانیّه والموقع التاریخی ضمن أفقها الخاصّ وظروف نشأتها وتشکّلها؟ فی الواقع، ینبغی أن یُطرح السؤال الآتی: کیف استطاعت هذه المقاربات الثلاث- فی إطار البُنى المعرفیّه المنبثقه من ظروفها التاریخیّه الخاصه، ومن خلال اعتمادها مناهج تفسیریّه وخطابیّه متمیّزه- أن تقدّم فهماً متماسکاً وفی الوقت ذاته مختلفاً للقرآن الکریم؟ وما هی الطاقات المعرفیّه التی أسهمت فی إعاده إنتاج أنماط العقلانیه الدینیه والتأملات التاریخیه التی أدت إلى هذا التنوّع اللافت فی فهم القرآن عبر العصور الثلاثه: الکلاسیکی، والحدیث، وما بعد الحدیث؟ (السؤال الرئیس) تعتمد هذه الدراسه على المنهج التحلیلی- التاریخی، وتندرج ضمن مقاربه نقدیّه- مقارِنه لمعالجه هذا السؤال المحوری فی أبعاده ومستویاته المتعدّده. وتسعى- بالاستناد إلى طاقات هذا المنهج- إلى إعاده بناء المنطق المعرفی الکامن خلف هذه المقاربات، وتحدید البارادایمات التفسیریّه الخاصه بها، واستخلاص أوجه التشابه والاختلاف الجوهریّه فی طرائق التوجه إلى القرآن ضمن هذه الحقول المعرفیّه الثلاثه الممتدّه على خطّ التاریخ البشری. تکمن الأهمیّه هنا فی أنّ هذه المقاربه تتیح لنا أن ننظر إلى هذه التیّارات لا بوصفها أنماطاً تفسیریّه محایده أو خارجه عن سیاقها الزمنیّ، بل باعتبارها تشکیلات معرفیّه منبثقه من أجهزه وعیٍ متمیّزه (Cognitive Apparatuses)، ومتفاعله مع التحوّلات التاریخیّه والعقلانیّات الناتجه عنها، ومن ثمّ نقوم بفهمها وتصنیفها (المنهجیه). وتُظهر نتائج الدراسه -کما تنعکس فی متن البحث أیضًا- أنّ هذه المقاربات الثلاث قدّمت طاقات معرفیّه متنوّعه ومتمایزه فی التوجه إلى القرآن الکریم. فعلى وجه الخصوص، إن المقاربه المدرسیّه التقلیدیّه، التی تستند إلى عقلانیّه نظامیّه کلاسیکیّه قائمه على القضایا، سعت إلى رصد الحقیقه واستنباطها من خلال الأطر التفسیریّه المقرّره والقواعد اللغویّه وقواعد أصول الفقه. وقد تمخّض عن هذه المقاربه علم التفسیر، الذی مثّل تیارات متعدده فی داخله. أمّا المقاربه التجدیدیّه الحدیثه، فاستندت إلى العقلانیّه التحلیلیّه والعقل الذاتیّ المستقلّ وعلوم الإنسان المعاصره، لتطرح قراءهً جدیده للقرآن فی الأفقین التاریخیّ والاجتماعیّ، من خلال منظومه من النظریّات المستنده إلى تأمّلات العلوم الإنسانیّه الحدیثه. وسعت هذه المقاربه إلى فهم «الواقع» الکامن فی مضامین القرآن الکریم وشرحه وفق المنهجیّه العلمیّه والعقلانیّه الحدیثه. وأخیراً، جاءت المقاربه الفکریّه ما بعد الحداثیّه، المرتکزه على العقلانیّه النقدیّه والسیاقیه، لتقدّم تصوّراً للقرآن باعتباره نصّاً سیّالاً، قابلاً للتخاطب ومفتوح الدلالات، تتولّد معانیه داخل «السیاقات» بوصفه ظاهره تفاعلیه مرتبطه بالسیاقات التاریخیه والاجتماعیه والخطابیه. لقد أفضى هذا المنحى إلى نوعٍ من التخاطب المفتوح والحوار المستمرّ مع القرآن الکریم، بوصفه نصّاً یظلّ أفقُ معناه فی حاله انفتاح دائم. إنّ هذا التمییز بین المقاربات الثلاث، القائم على تشخیص الطاقات الکامنه وراء کلٍّ منها، یتیح إمکانیه تحلیلٍ متعدّد الطبقات لظاهره التوجه إلى القرآن الکریم، وفهم آلیّات تشکّل هذه المقاربات الثلاث.
۱۳۸۳.

بازتاب مفهوم حدیثی «عاقّ والدین» در زبان فارسی؛ شواهد، زمینه ها و آثار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۶۵
«عاقّ والدین» ترکیبی است که در احادیث اسلامی مذموم دانسته شده است. تفاوت دستور زبان فارسی و عربی و جایگاه والای والدین، سبب رواجِ کاربرد مستقیم این ترکیب در فارسی، به صورت اضافه معنوی به تقدیر لام و به معنای «نفرین والدین» شده است. در این مقاله برای نخستین بار با روشی توصیفی تحلیلی، شواهد، زمینه ها و آثار برداشت نادرست از این ترکیب روایی بررسی شده است.«عاقّ والدین» در احادیث معصومین(ع)،نه به معنای «نفرین والدین»، بلکه به معنای فرزندِ ناسپاس، آزاردهنده، نافرمان و قطع کننده ارتباط با پدر و مادر به کار رفته است. عاقّ(عاقِق) اسم فاعلی است که به مفعول به خود یعنی والدین اضافه لفظی شده و مانند اضافه معنوی، در آن، حرف لامی در تقدیر نیست که معنای مالکیت را برساند. در گفتمان برآمده از برداشت «نفرین والدین» از «عاقّ والدین»، ایشان دارای قدرتی مشروع و برآمده از احادیث هستند و فرزندان نیز برای مصون ماندن از آن، سعی می کنند آن ها را راضی نگاه دارند. در حالی که در گفتمان برآمده از قرآن و احادیث، والدین و فرزندان محترمند و اگر فرزندان سعی می کنند نسبت به والدین احسان داشته باشند، به دلیل قدردانی از زحمات ایشان و عمل به دستورات قرآنی و حدیثی است، نه ترس از نفرین ایشان.
۱۳۸۴.

نقش بیگانگان در اثرگذاری بر فرقه های مدعی مهدویت در ایران معاصر و چالش های برآمده از آن(با تأکید بر دوران قاجار و پهلوی اول)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۱
در تاریخ معاصر ایران، وجود فرقی با ادعای مهدویت سبب شد تا مشکلات قابل توجهی در کشور ایجاد شود. این دسته از فرق با ادعاهای ناهمگون به خصوص در دورانی که ایرانیان با مشکلات گسترده اجتماعی از جمله فقر فراوان، روبه رو بودند سبب شد تا برخی از مردم به ایشان تمایل نشان دهند. در این میان پدیده نوظهور کشورهای استعمارگر، ملت های بحران زده را مورد توجه خود قرار دادند و این دست از فرقه ها در ایران، از جمله نمونه های بودند که می توانستند استعمارگران را برای رسیدن به مطامع خود کمک شایانی کنند. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که این دست از کشورهای نوظهور، چگونه از فرصت پدید آمده توسط مدعیان مهدویت در کشور ایران، برای رسیدن به مقاصد خود استفاده کردند؟ در پاسخ اشاره شده است مهم ترین هدف کشورهای استعمارگر ایجاد اختلاف و برهم زدند وحدت ملی در میان ایرانیان بوده است. همچنین اشاره به این نکته اشاره شده است که کشورهای مذکور در ایجاد این دست از فرقه ها، به جهات مختلف اجتماعی و تاریخی می توانستند تأثیرگذار باشند، اما با ایجاد این فرق با بهره برداری فراوان و تقویت این جریان ها، سعی وافری داشتند در راستای منافع خود که ایجاد اختلاف در میان کشورهای فرودست بوده بهره لازم را ببرند.
۱۳۸۵.

غلبه تحلیل نظری بر توصیف تجربی واکاوی «نظریه زدگی» در مطالعه معنویت گرایی نوظهور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۹
این پژوهش به بررسی نحوه مواجهه صاحب نظران ایرانی با پدیده معنویت گرایی نوظهور پرداخته و با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک، بر پایه ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته، مضامین اصلی را بازتولید و توسعه بخشیده است. تحلیل مصاحبه ها براساس چارچوب نظری لارن داوسون و با تفکیک میان برداشت های اولیه (توصیف های تجربی) و برداشت های ثانویه (تحلیل های نظری) انجام شده است. با این روش، مقاله می کوشد الگوها و مضامین کیفی را استخراج کند. البته سهم کمّی هر دسته از مضامین نیز با استفاده از روش مکمل کمّی سازی ثانویه شناسایی شده است. یافته ها نشان می دهد که مضامین برداشت های اولیه شامل: ۱. تکنیک های معنوی، ۲. مفاهیم عامه پسند، ۳. بازنمودهای زبانی و رسانه ای، ۴. سبک های زندگی ترکیبی، و ۵. انگیزه های روانی هستند؛ و مضامین برداشت های ثانویه عبارتند از: ۱. نقد معرفت شناختی، ۲. تحلیل فرهنگی، ۳. داوری الهیاتی، ۴. مواجهه ایجابی و بومی، و ۵. نقد روش شناسی مواجهه. تحلیل یافته ها با تطبیق مضامین بر چارچوب نظری منتخب انجام شده است و نشان می دهد در نگاه صاحب نظران ایرانی، برداشت های ثانویه از نظر کمی و کیفی به طور محسوسی بر برداشت های اولیه غلبه دارد. این وضعیت نشان دهنده نوعی «نظریه زدگی» است که ناشی از غلبه تفسیرهای الهیاتی، ایدئولوژیک و فلسفی بر شناخت پدیدارشناسانه از معنویت های نوظهور است. حتی برداشت های اولیه موجود نیز بازتاب تجربه زیسته و روایت درونی گروندگان نیست، بلکه بیشتر مبتنی بر جلوه های بیرونی پدیده شکل گرفته اند.
۱۳۸۶.

قرآن کاوی اندیشه های مقام معظم رهبری در حوزه ی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۹
خانواده شالوده ی جامعه و از مهم ترین عناصر تشکیل دهنده ی آن است. بحث از این بنیان اجتماعی در آراء و نظریه های مصلحان اجتماعی که ازجمله مهم ترین آن ها پیامبران اند، نشان از اهمیت آن دارد. رهبر معظم انقلاب، حضرت آیه الله خامنه ای (مدظله العالی)، نیز به عنوان رکنی اساسی در جامعه ی اسلامی به این مهم پرداخته اند. در ایران اسلامی مشکلات عدیده ای نظیر کاهش رغبت به ازدواج، افزایش سن جمعیت و کم جمعیتی خانوارها و ... به چشم می خورد. این پژوهش در نظر دارد تا با روش توصیفی تحلیلی با قرآن کاوی اندیشه ها و بیانات مقام معظم رهبری مباحث راهبردی در زمینه ی برون رفت از مشکلات را استخراج، بررسی و تنظیم نماید. همچنین با تبیین مبانی قرآنی دیدگاه های رهبری در مورد ارائه تعریف منقح از خانواده، معیارهای ازدواج، بیان کارکردها و عوامل تحکیم خانواده نسبت به راهکار عملی جهت تحقق فرمایشات ایشان اقدام گردیده است.
۱۳۸۷.

بازیابی منابع الکافی در پرتو تحلیل کارکرد حلقه مشترک با تأکید بر نقش حلقه مشترک حسن بن محبوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۰
  حلقه مشترک،[i] راوی تکرارشونده در سندهای مجموعه روایات یک اثر روایی (تک نگاشت یا جامع روایی) است که دارای مشایخ متعدد بوده و ازاین رو پس از نام وی در سوی متقدم اسانید پراکندگی و انشعاب وجود دارد. در این نوشتار با الهام از روشی بر پایه تحلیل کارکرد حلقه مشترک و با ارائه نکاتی در راستای تعمیق آن، بازیابی منابع الکافی در پرتو واکاوی سلسله سند علی بن ابراهیم از ابراهیم بن هاشم از حسن بن محبوب از علی بن رئاب از زراره، از پرتکرارترین سندهای آن در دستور کار قرار گرفت. رهاورد این تحقیق علاوه بر بازیابی و شناسایی برخی از منابع کلینی در الکافی ، نشان دهنده ضرورت توجه به انشعابات قسمت متأخر سند و شاگردان و راویان برجسته یک راوی در عین توجه به انشعابات قسمت متقدم سند و مشایخ راوی در راستای بازیابی منابع است؛ امری که به خصوص در سلسله سند یادشده و حلقه مشترک حسن بن محبوب قابل مشاهده است. 
۱۳۸۸.

تحلیل نشانه- معناشناختی گفتمان سوره عبس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
نشانه معناشناسی یکی از رویکردهای جدید در شناسایی و تجزیه و تحلیل متون و نیز در فهم چگونگی تولید و دریافت معنا نقش اساسی دارد. تحلیل گفتمان یکی از ابزارهای تحلیل متون ادبی است که ارتباط بین ساختارهای گفتمان مدار و دیدگاههای اجتماعی حاکم بر آن را مورد بررسی قرار میدهد. قرآن کریم سرشار از معانی و نشانه ها که همواره مسیر را برای به کارگیری رویکرد های مختلف تدبر و تحلیل متن را فراهم می سازد. مقاله پیش رو با به کارگیری رویکرد «نشانه معناشناسی گفتمان» و روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل سازوکار تولید معنا در فرآیند گفتمانی سوره عبس می پردازد. مرکزیت و جهتمندی فرآیند گفتمان سوره عبس بر «چگونگی ارزیابی و برقرارى ارتباط میان شخصیت های مختلف انسانها و هشدار به متکبرانی که خدا از هدایت قرآنی بی نیاز می دانند» شکل و بنا گرفته است. به طور کلی تحلیل گفتمانی سوره نشان می دهد که غالب عناصر سازنده نظام گفتمانی این سوره، از نوع نظام کنشی و نظام عاطفی شکل گرفته است.
۱۳۸۹.

چاپ نوشت (۱۸): مطبعه مبارکه شاهنشاهی: آوردگاه تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در دوره مشروطه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۵
مؤلف در این مقاله با اشاره ای به پیشینه چاپخانه دولتی در دوره های مختلف قاجار، به صورت اختصاصی به چگونگی راه اندازی مطبعه مبارکه شاهنشاهی در دوره مظفرالدین شاه می پردازد و فهرستی تفصیلی از کتاب های چاپ شده در این مطبعه را ارائه می دهد.
۱۳۹۱.

زاویه دید مطلوب برای فقیه تولید کننده فقه تمدنی با توجه به نظریه هرمنوتیکی «دیدگاه»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۵۶
نظریه «دیدگاه» یا «زاویه دید» که در هرمنوتیک روشی مطرح شده است، به تأثیر زاویه دید مفسر بر فهم معنای متن اشاره دارد. این نظریه تأثیرات عمیقی بر فقه دارد، زیرا زاویه دید فقیه در برداشت های او از منابع متنی نقشی اساسی ایفا می کند و همین عامل می تواند علت تفاوت استنباط های فقها از یک متن واحد باشد. بر این اساس، پرسش اصلی این مقاله چنین مطرح می شود که اولا: زاویه دید چگونه بر فهم و برداشت های فرد تأثیر می گذارد؟ و ثانیا: زاویه دید مطلوب فقیه برای تولید فقه تمدنی چگونه شکل می گیرد؟ اهمیت این موضوع از آنجاست که فقه شیعی نقش ویژه ای در فرایند تمدن سازی نوین اسلامی ایفا می کند و فقها باید با استنباط های فقهی خود، نیازهای این فرایند را تأمین کنند؛ بنابراین، زاویه دید آنها در مواجهه با متون باید با این نیازها هماهنگ باشد. ازآنجاکه زاویه دید فرد، نتیجه منظومه فکری او و در ادامه تابع رویکرد کلان وی به مسائل است، این مقاله استدلال می کند که زاویه دید مطلوب برای یک فقیه تمدنی باید مبتنی بر مبادی کلامی ای باشد که مشروعیت حکومت فقیه در عصر غیبت را تضمین کند و اختیارات لازم برای حکمرانی را به او اعطا نماید، مقاصد کلی شریعت را، که با ماهیت اجتماعی از نصوص استخراج شده اند و عامل پویایی و انعطاف پذیری فقه هستند، در بر داشته باشد، شامل شناخت کافی از اقتضائات زمانه و نظامات اجتماعی باشد تا تأثیرات زمان و مکان بر موضوعات را به درستی تشخیص دهد. علاوه بر این، رویکرد کلان یک فقیه تمدنی در مواجهه با مسائل باید اجتماعی و حکومتی باشد و به صورت نظام مند پیگیری شود، چراکه با رویکردی فردی نمی توان به موضوع شناسی و حکم شناسی تمدنی دست یافت. 
۱۳۹۲.

تفسیر قرآن و قانون اساسی؛ مشابهت های سنت تفسیری فقه امامیه و حقوق آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۲۴
این پژوهش با رویکردی تطبیقی، به بررسی مشابهت های روش شناختی در سنت تفسیری فقه امامیه و حقوق آمریکا می پردازد. با وجود تفاوت های بنیادین در مبانی معرفتی و بسترهای فرهنگی، نتایج نشان می دهد که هر دو نظام در تفسیر متون مرجع خود قرآن کریم و قانون اساسی در چهار محور اصلی همگرایی دارند: محوریت معنای ظاهری و عرفی الفاظ، رویکرد اصالت گرایانه به معنا، احتیاط در پذیرش اهداف غیرمصرح قانون گذار، و بی توجهی نسبی به پیامدهای اجتماعی تفسیر. تحلیل تطبیقی این وجوه اشتراک، افق های تازه ای را برای توسعه مطالعات تطبیقی در حوزه اصول فقه و نظریه تفسیر حقوقی می گشاید و زمینه گفت وگو میان دو سنت حقوقی ظاهراً ناهمگون را فراهم می آورد.
۱۳۹۳.

An Analysis of Conflict of Interest Cases and Their Management Strategies: Insights from Qur’anic Narratives(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۱
The Qur’an, as a divine scripture, transcends a merely religious and spiritual text; it constitutes a unique compendium of knowledge and guidance for understanding and addressing diverse individual and social issues. With its comprehensive and boundless depth, this sacred text engages with all aspects of human life and elucidates the causes and conditions of various challenges. One of the significant issues discussed within this framework is the conflict of interest. The main question of this study is: What are the instances of conflict of interest from the Qur’anic perspective, and what solutions does the Qur’an propose for managing them? This paper aims to identify and explain the manifestations of conflict of interest based on Qur’anic teachings and to explore the corresponding management strategies. To achieve this goal, a descriptive-analytical method was employed, drawing upon four Qur’anic narratives: the Battle of Uḥud, the behavior of the Companions during the Prophet’s time, the story of Prophet Shuʿayb, and the account of Hābīl and Qābīl (Abel and Cain). The findings indicate that the Qur’an extensively addresses this issue and provides multiple approaches for confronting, managing, and avoiding conflicts of interest. The key managerial components include identifying the roots of conflict, preventing and controlling it through transparency, emphasizing ethical leadership, and managing group relations. Qur’anic strategies are based on such concepts as  al-taqwā (self-restraint), al-īmān (reinforced responsibility), al-infāq (almsgiving or reduction of inequality), and al-ṣabr (rational forbearance). Operationalizing these strategies through a three-level framework (individual, organizational, and social) can foster communities resilient against corruption. The results demonstrate that the Qur’an not only contributes to preventing conflicts of interest but also assists in cultivating a balanced and morally grounded society.
۱۳۹۴.

تبيين دور التوحيد الاجتماعي في إعادة بناء الهوية الحضارية للمسلمين: مقاربة مواطن الحضارة الإسلامية(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۶
یواجه العالم الإسلامی فی العصر الراهن أزمه عمیقه فی الهویه الحضاریه؛ أزمه تتجلّى فی أبعادها السیاسیه والثقافیه والاجتماعیه والفکریه، من خلال مظاهر التفرّق بین المذاهب والشعوب الإسلامیه، والضعف البنیوی للمؤسسات الدینیه والاجتماعیه، والانفصال عن القیم والمبادئ الأصیله للإسلام. ولم تؤدِّ هذه الحاله إلى إعاقه تشکّل هویه موحّده وحیویه بین المسلمین فحسب، بل مهّدت الطریق أیضًا لتغلغل وانتشار الخطابات غیر التوحیدیه والعلمانیه والإلحادیه فی المجتمعات الإسلامیه. وتکمن الإشکالیه الرئیسه التی یتناولها هذا البحث فی أن جزءًا من هذه التحدیات یعود إلى التراجع التدریجی لمفهوم التوحید، من کونه مبدأً اجتماعیًا وحضاریًا فی صدر الإسلام، إلى مجرّد قضیه نظریه وکلامیه. هذا التراجع أدّى إلى تهمیش الأسس الاجتماعیه والأخلاقیه والحضاریه للتوحید، مما أسفر عن ضعف فی التماسک والعداله وتحمل المسؤولیه داخل الأمه الإسلامیه. ویهدف هذا البحث إلى تحلیل وتبیین دور التوحید الاجتماعی بوصفه أساسًا فکریًا وعملیًا فی إعاده بناء الهویه الحضاریه للمسلمین، ومواجهه الخطابات غیر التوحیدیه. یرکّز هذا البحث على مقاربه "مواطن الحضاره الإسلامیه" من خلال تصمیم إطار عملی یتمثّل فی "میثاق المواطنه فی الحضاره الإسلامیه"، ویسعى إلى بیان أن إعاده قراءه التعالیم التوحیدیه على المستویات الاجتماعیه والسیاسیه والحضاریه، من شأنها أن تمهّد الطریق لإحیاء الهویه الفردیه والاجتماعیه للمسلمین، وتعزیز تماسک الأمه الإسلامیه وحیویتها، وتهیئه الأرضیه لظهور حضاره إسلامیه جدیده فی العصر الراهن. وعلاوه على ذلک، ینطلق هذا البحث من فرضیه مفادها أن إحیاء التوحید الاجتماعی فی نمط حیاه المواطن المسلم لا یتیح فقط إمکانیه إعاده بناء الهویه، بل یوفّر أیضًا فرصه لإعاده هندسه العلاقات الاجتماعیه والمؤسسیه، وذلک استجابهً للاحتیاجات العملیه للمجتمع الإسلامی المعاصر. تمّ اعتماد المنهج الوصفی- التحلیلی فی هذا البحث، مع اتباع مقاربه استنتاجیه تستند إلى المصادر الإسلامیه الأصیله وآراء المفکرین والعلماء المسلمین المعاصرین. وتُظهر نتائج البحث أن التوحید الاجتماعی، بما یتجاوز کونه مبدأً کلامیًا أو اعتقادیًا، یُعدّ الأساس الجوهری للتضامن والعداله الاجتماعیه، وتحمل المسؤولیه المتبادله، ولا سیما وحده الأمه الإسلامیه. وعندما یُعاد تعریف هذا المبدأ ویُفعّل فی مستوى نمط الحیاه، والنظام التعلیمی، والبُنى الاقتصادیه، والسیاسات الاجتماعیه، متجاوزًا بذلک الطابع النظری والتجریدی، فإنه یستطیع أن یؤدی دورًا استراتیجیًا فی تعزیز الکرامه الإنسانیه، وتوزیع الفرص بشکل عادل، ونشر العلم والتقدم، ومکافحه الظلم والفساد، وتقویه رأس المال الاجتماعی، وترسیخ ثقافه التعایش السلمی داخل المجتمعات الإسلامیه وخارجها. وتُبیّن نتائج هذا البحث أن مقاربه "مواطن الحضاره الإسلامیه"، بالاستناد إلى التعالیم التوحیدیه، تمتلک قدره عالیه على تربیه جیل جدید من المسلمین، یکون ملتزمًا بالقیم الإسلامیه الأصیله، ویشارک بفعالیه ومسؤولیه وأخلاقیه فی المجالات الاجتماعیه والعلمیه والثقافیه. استنادًا إلى ما سبق، یسعى هذا البحث من خلال اقتراح "میثاق المواطنه فی الحضاره الإسلامیه" بوصفه إطارًا نظریًا عملیًا، إلى ترقیه مبادئ مثل التوحید، والکرامه الإنسانیه، والعداله باعتبارها منظِّمه للعلاقات الاجتماعیه، والأخوّه الإسلامیه، ونمط الحیاه التوحیدی، من مستوى التعالیم المجرده إلى مستوى الالتزامات السلوکیه والمؤسسیه والبنیویه. ویؤکد هذا المیثاق، فی بُعده النظری، على العوده إلى المبادئ الأصیله للتوحید الاجتماعی، وفی بُعده العملی، على تجسید قیم مثل السعی للعلم والتقدم، ومکافحه جمیع أشکال التمییز والفساد، وترسیخ التعایش السلمی. کما یمکن لهذا المیثاق أن یعمل بوصفه وثیقه استراتیجیه للمؤسسات التعلیمیه والثقافیه والاجتماعیه فی الدول الإسلامیه، ویقدّم نموذجًا مشترکًا للمواطنه الإسلامیه یجمع بین البُعدین العالمی والوطنی. وتُظهر النتیجه النهائیه لهذا البحث أن إحیاء الدور الاجتماعی والحضاری للتوحید یمکن أن یشکّل استراتیجیه شامله لإعاده بناء الهویه الحضاریه للأمه الإسلامیه. وفی هذا السیاق، فإن "مواطن الحضاره الإسلامیه" لیس مجرد مفهوم نظری، بل هو نموذج للفاعلیه الأخلاقیه والمشارکه المسؤوله القائمه على الکرامه الإنسانیه، على المستویین الفردی والجماعی. وتحقیق هذا النموذج یتطلب إعاده التفکیر فی السیاسات الثقافیه، والأنظمه التعلیمیه، والبُنى الاقتصادیه، بالإضافه إلى إراده مشترکه بین النخب الدینیه والعلمیه والسیاسیه، من أجل إحیاء وحده الأمه الإسلامیه وتماسکها، وتهیئه الأرضیه لقیام حضاره إسلامیه جدیده. ومن ثم، فإن هذا البحث، من خلال رسمه لهذا الأفق، یمکن أن یشکّل أساسًا للدراسات التکمیلیه وصیاغه السیاسات العامه فی مجال الهویه والحضاره الإسلامیه فی العالم المعاصر.
۱۳۹۵.

بررسی و تبیین کارکردهای احادیث در اخلاق نظری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۵
اخلاق در اسلام جایگاه رفیعی دارد و احادیث ، منبع غنی آموزه های اخلاقی هستند . این پژوهش با هدف تبیین و تحلیل کارکردهای نظری احادیث در ساختار نظری اخلاق اسلامی انجام شده است ؛ زیرا به رغم اهمیت روایات ، بررسی نقش آنها در نظریه پردازی اخلاقی نیازمند پژوهشی دقیق تر است . یافته های پژوهش نشان می دهد که «احادیث » دارای کارکردهای نظری چندگانه ای در اخلاق اسلامی هستند . این کارکردها شامل : تبیین و تعیین گزاره های اخلاقی ، تشریح و مفهوم سازی مفاهیم کلیدی اخلاقی ، تفسیر و روشنگری آیات اخلاقی قرآن کریم ، و تکمیل و پشتیبانی عقل در شناخت اخلاقی با تبیین محدودیت های آن و ارائه راهنمایی های وحیانی . همچنین ، احادیث به عنوان منبعی برای ارزیابی نظریه های اخلاقی ، مطرح می شوند . این پژوهش برای درک کارکردهای نظری احادیث ، بر نقش غیرقابل انکار این منبع در شکل گیری و غنای نظام اخلاق اسلامی تأکید می کند . شناخت دقیق این کارکردها ، زمینه بهره گیری مؤثرتر از این منبع ارزشمند در تحقیقات آتی و تدوین برنامه های آموزشی و ترویجی اخلاق اسلامی را فراهم می سازد و به فهم عمیق تر و کاربرد مؤثرتر آموزه های اخلاقی اهل بیت (ع) کمک می کند . این پژوهش با رویکردی توصیفی و تحلیلی به نگارش درآمده است .   
۱۳۹۶.

بررسی و تحلیل نظام اخلاقی صائب تبریزی و دلالت های آموزشی – تربیتی آن(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۷۹
هدف این پژوهش کیفیِ بنیادی ۔کاربردی ، استخراج نظام مند ساختار اخلاقی مد نظر صائب تبریزی و تبیین دقیق دلالت های آموزشی و کاربردی آن است . این تبیین بر اساس مُدلی تلفیقی از اصول تربیت اسلامی (مراحل تخلیه ، تحلیه ، تجلی) و نظریه های روان شناسی یادگیری نوین صورت گرفت . سؤال اصلی پژوهش ، سازماندهی نظام اخلاقی صائب در قالب ساختار و مقولات قابل استخراج و نیز تبیین دلالت های آموزشی و کاربردی کامل آن بر اساس مُدل تلفیقی ذکرشده بود . برای پاسخ به این سؤال ، مضامین اخلاقی از طریق تحلیل محتوای کیفی و با روش نمونه گیری هدفمند از کتاب «دویست ویک غزل صائب» استخراج شد . نتایج ، ساختاری سلسله مراتبی و روشمند شامل چهار مقوله اصلی را آشکار ساخت : مبانی تهذیب نفس ، بصیرت و فضایل باطنی ، تجلّی سلوک در رفتار ، و ثبات قدم اخلاقی . این ساختار ریشه در اخلاق فضیلت اسلامی و غایت گرا دارد . تحلیل بسامد نشان داد که مرحله زیرساختی تهذیب نفس (تخلیه) با بالاترین فراوانی ، بیانگر تقدم اصلاح ملکات درونی بر کُنش بیرونی و ماهیت تهذیبی این نظام است . تطبیق این ساختار یکپارچه بر نظریه هایی چون خودنظم دهی ، خودکارآمدی و انگیزه درونی ، به استخراج دلالت های دقیق آموزشی ۔تربیتی انجامید که مبنایی مطمئن برای بهره گیری از ادبیات کهن در ارائه یک الگوی نوین تربیت اخلاقی تلفیقی فراهم می آورد.
۱۳۹۷.

تحلیل و تطبیق تأثیرپذیری دو شاعر معاصر (شهریار و مشیری) از اندیشه های عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
عرفان در ادبیات ایران جایگاه ویژه ای دارد و به عنوان یکی از مهم ترین ابعاد معنوی و فکری در این ادبیات شناخته می شود. عرفان اسلامی که با تجربیات و تأملات روحانی و عرفانی مرتبط است، تأثیر به سزایی بر شعر، نثر و متون مذهبی اسلامی گذاشته است. نفوذ عرفان، بر ادبیات فارسی، محدود به زمان و مکان نیست و همواره، الهام بخش ادبای ژرف اندیش بوده است. در دوره معاصر نیز، بسیاری از شاعران، از مشرب زلال عرفان بهره مند شده و سروده های ارزشمندی عرضه داشتند. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی و تطبیق تأثیرپذیری شهریار و فریدون مشیری از اندیشه های عرفانی پرداخته می شود. با بررسی اشعار این دو، مولفه های عرفان اسلامی مانند توحید، نبوت، معاد، انسان کامل، کشف و شهود، مکاشفات، نگاه عرفانی به دنیا، سماع و دیگر مباحث مطرح شده در عرفان اسلامی، مورد بررسی قرارمی گیرد. هدف اصلی این پژوهش نشان دادن عمق تاثیرات عرفانی بر آثار این دو شاعر و چگونگی تجلی آن ها در شعر معاصر است. از نتایج پژوهش این که شعر فریدون مشیری سرشار از مفاهیم عرفانی است. او با استفاده از نمادها و تصاویر عرفانی، به بیان مفاهیمی چون توحید، معاد، انسان کامل، کشف و شهود، و مکاشفات پرداخته است. مشیری با نگاه عارفانه به زندگی و مرگ، اشعاری با بار معنایی عمیقی سروده است که نشان دهنده تأثیرپذیری او از عرفان اسلامی است. اشعار شهریار نیز، تلفیقی از زیبایی ادبی و عمق عرفانی هستند که به شناخت بهتر از جوانب مختلف زندگی و معنویت انسان کمک می کنند. کلیدواژه ها: عرفان، شعر معاصر، شهریار، مشیری، عرفان ادبی.
۱۳۹۸.

بررسی زبان زنانه در رمان «الفتاه الأخیره» اثر نادیا مراد بر اساس نظریه رابین لیکاف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
در اواخر دهه شصت میلادی تغییرات عمیق اجتماعی مشاهده می شود. یکی از آن ها رواج تفکرات فمینیستی و بررسی جنسیت زبان در حیطه ادبیات بود. رابین لیکاف که یکی از جامعه شناسان مشهور است با نگارش کتاب زبان و جایگاه زن در این دوره توانست یکی از نوین ترین نظریه های زبان و جنسیت را خلق کرده و با استفاده از جایگاه اجتماعی زنان و کاربرد زنان نزد این جنسیت به بررسی تفاوت های سبک زبان زنان و مردان پرداخته و با استفاده از سه محور واژگان، دستور و آوا، مؤلفه های لازم به منظور دریافت تفاوت های سبکی زبان زنان و مردان را ارائه کرد. پژوهش کنونی با روش توصیفی-تحلیلی و آماری و تکیه بر نظریات جامعه شناسی زبان (لیکاف) و محورهای آن به بررسی گفتار زنانه در رمان «الفتاه الأخیره» نوشته نادیا مراد پرداخته تا میزان همپوشانی این نظریه در رمان مذکور را مشخص کند. داده های حاصل نشان می دهد نویسنده در محور واژگان از زبان زنانه، تشدید کننده، تردید نما، سوگندواژه ، رنگ واژه و واژگان عاطفی به منظور بیان زبان زنانه در رمان خود بهره برده و در زمینه دستوری نویسنده در این راستا از جملات نیمه تمام، پرسشی، تعجبی استفاده کرده است. حضور نیروهای داعش در فضای این رمان باعث شده زنان قدرت گفتار بالایی نداشته و این امر نوعی ضعف زبانی وناسازگاری در محور آوایی رمان شده است.
۱۳۹۹.

دفاعیه ای بر واقع انگاری زمان: واکاوی و نقد نظریه ناواقع گرایی مک تاگرت در متافیزیک زمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۴
استدلال مک تاگرت مشهورترین استدلالی است که در فلسفه معاصر به سود غیرواقعی بودن زمان مطرح شده است. وی دو مدل برای تبیین زمان مطرح می کند: سری آ و سری ب. سری آ مدلی است که زمان را بر اساس سه مفهوم گذشته، حال و آینده تبیین می کند. سری ب مدلی است که زمان را بر اساس الگویی دوگانه از مفهوم «قبل تر» و «بعدتر» تبیین می کند. مک تاگرت سری ب را در تبیین تغییر که شرط تحقق زمان است ناتوان می داند، و سری آ را واجد تناقضی درونی قلمداد می کند، بنابراین با رد امکان واقعی بودن هر دو مدل، غیرواقعی بودن زمان را نتیجه می گیرد. در این نوشتار، به واکاوی و نقد دیدگاه مک تاگرت می پردازیم و با الهام از روش تحلیل زبانی ویتگنشتاین متأخر نشان می دهیم که اولاً برخی از امور را نمی توان با یک مدل نظری تبیین کرد، و بنابراین زمان بر اساس تأملات نظری و شهودهای زبانی واقعیتی است که در چند قلمرو هستی شناختی تحقق دارد. ثانیاً سری «ب» تبیین گر تغییر است. همچنین سری آ متناقض نما نیست. در این دیدگاه، وجه عینی زمان را سری ب تبیین می کند و وجه ذهنی آن را سری آ. بنابراین زمان واقعیتی است که در سطوح مختلف هستی تحققی خاص دارد و نمی توان تنها با یک مدل مانند سری آ یا سری ب آن را تبیین کرد.
۱۴۰۰.

تحلیل و بررسی اندیشه کندی در قلمرو فلسفه اخلاق(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۶۸
شکل گیری دیدگاه های بدیع در مسائل مختلف علوم انسانی ازجمله فلسفه اخلاق مرهون تلاش های خستگی ناپذیر اندیشمندانی است که در طول سالیانی طولانی میراث علمی گران بهایی را از خود به یادگار گذاشته اند. کندی یکی از متفکران اسلامی است که بدون تردید در غنای تفکر اسلامی در حوزه های مختلف علوم به ویژه فلسفه اخلاق تأثیرگذار بوده است. در این نوشتار سعی شده تا با بررسی آثار جامانده از کندی، مباحث فلسفه اخلاقی وی با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد استنباطی در قالبی نو ارائه شده و مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. بررسی دیدگاه های فلسفه اخلاقی کندی حاکی از آن است که وی در قلمروهای معناشناختی، هستی شناختی و معرفت شناختی اخلاق، نظریات قابل توجهی ارائه کرده است. دیدگاه اخلاقی وی به لحاظ معناشناختی، تعریف گرای مابعدالطبیعی نگر، به لحاظ هستی شناختی، واقع گرایانه و به لحاظ معرفت شناختی مطلق گرایانه و قائل به تأثیر مزاج و تهذیب نفس و اهمیت قاعده اعتدال در معرفت اخلاقی است. در اخلاق هنجاری نیز اندیشه اخلاقی وی غایت گرایانه به شمار می آید. کندی تا حدودی در بیان برخی از دیدگاه های خود از اندیشمندان یونان باستان بویژه افلاطون و ارسطو تأثیر پذیرفته، اما تلاش وی بر ارائه دیدگاه جدید و سازگار با مبانی اسلامی بوده است؛ به گونه ای که مبانی وی در مسائلی نظیر معیار ارزش اخلاقی موجب پیوند اخلاق و دین و ارائه تقریری غیرسکولار شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان