فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۸۱ تا ۱٬۴۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۵
108-89
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، مبانی غایت شناختی تکنولوژی را در حکمت متعالیه تبیین و الگوی صدرایی صنعت را استخراج کرده و آن را در چارچوب «عقلانیت سوم» و در تناظر با دو رویکرد مدرن و پست مدرن تحلیل نموده است. غایت تکنولوژی در این دستگاه بر سه ساحت طبیعت شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی مبتنی است؛ ساحت هایی که به مثابه جهت دهنده غایت، ساختار ارزشی فناوری را سامان داده و پشتوانه نظری الگوی صدرایی صنعت را تشکیل می دهند. تلقی انسان از طبیعت، معرفت و حقیقت انسان تعیین می کند که تکنولوژی به سوی سلطه جویی و بهره کشی میل کند، یا در جهت رشد انسانی و توازن هستی شناختی شکل گیرد. در این میان، تعریف «وضع مطلوب» در انسان شناسی نقشی بنیادین دارد؛ زیرا تحول در مبانی انسان شناختی، افق غایات و معیار اصلاح فناوری را دگرگون می سازد. برای تبیین اهمیت این مبانی، الگوی صدرایی صنعت در مقایسه با دو پارادایم مدرن و پست مدرن بررسی می شود تا روشن گردد که دیدگاه صدرایی نه ادامه عقلانیت ابزاری مدرن است و نه به نسبی گرایی پست مدرن فرومی غلتد، بلکه افق سومی از عقلانیت قدسی ارائه می کند. نوآوری پژوهش حاضر آن است که مبانی غایت شناختی حکمت متعالیه به صورت انضمامی بر سه صنعت بنیادین مورد اشاره ملاصدرا « کشاورزی، نساجی و ساختمان سازی» تطبیق شده و از خلال این تطبیق، الگوی صدرایی صنعت به عنوان مدلی منسجم برای تبیین فناوری بازسازی شده است. این الگو شبکه ای از صنایع پیشینی و پسینی را برای رفع نیازهای اساسی انسان و حفظ توازن با طبیعت سامان می دهد و چشم اندازی تازه برای بازاندیشی نسبت تکنولوژی و تمدن معاصر می گشاید.
مفهوم شناسی ثبات قدم فردی و جمعی از منظر تربیت قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۸
91 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مفهوم شناسی ثبات قدم فردی و جمعی از منظر تربیت قرآنی است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و تحلیل داده ها به کمک روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری پژوهش 389 آیه قرآن کریم با واژگان مرتبط با ثبات قدم بود. با روش نمونه گیری هدفمند، 34 آیه نمونه پژوهش را تشکیل دادند. در این پژوهش شش مضمون کلیدی به عنوان مولفه های ثبات قدم در تربیت وحیانی استخراج شد: ایمان و امید به عوامل غیبی، شجاعت و خطرپذیری، تمرکز برداشته ها، قوت اراده، بزرگی و اهمیت هدف، فضای انگیزشی و وحدت بخش. بر این اساس تعریف ثبات قدم عبارت است از «تداوم حرکت به سمت هدف بلندمدت به گونه ای که فرد در مسیر رسیدن به آن مهم ، دارای نشاط روحی توامان با پذیرش رنج ها است و در موقعیت تحریک کننده به ترک عمل، پایدار مانده و با شوق، اراده قوی و باور به نصرت الهی تمامیت تلاش خود را بکار می گیرد». ثبات قدم درتربیت قرآنی دارای دو بعد فردی و جمعی است که در مفهوم جمعی، تربیت به گونه ای در افراد رقم می خورد که با سه شاخصه اشتیاق فراگیر، الگوگیری از اهل استقامت، هم افزایی بردبارانه و محبت محور، ضعف ها به کمک توان جمعی جبران گردیده و حرکت تا تحقق هدف مداومت خواهد داشت.
درباره تحفه الفقیر و صاحب آن
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
607 - 610
حوزههای تخصصی:
نزهه المجالس و علاءالدین فریبرز شروانشاه
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
71 - 88
حوزههای تخصصی:
مجموعه رباعیات نزههالمجالس که به همت جمال خلیل شروانی در نیمه اول قرن هفتم در منطقه شروان گرد آمده، دربردارنده حدود چهار رباعی کهن فارسی است. این رباعی نامه گرانقدر، طبق آنچه در قصیده آخر نسخه خطی دیده می شود، برای مجلس خاص علاءالدین شروانشاه فراهم شده است. اغلب محققان، این شروانشاه را علاءالدین فریبرز فرزند گرشاسب نامیده اند؛ ولی برخی دیگر، او را علاءالدین فرامرز فرزند گشتاسب معرفی کرده اند. در مقاله حاضر، به تعیین هویت مُهدی الیه کتاب بر اساس سکه های به دست آمده از دوران حکومت حاکم شروان در نیمه اول قرن هفتم پرداخته ایم. طبق این اسناد، آن کسی که در فاصله 622 تا 652 قمری حاکم شروان بوده، علاءالدین ابوالمظفر فریبرز بن گرشاسب بن فرخزاد نام داشته است. در سکه هایی که به نام او ضرب شده، نام سه تن از خلفای بنی عباس، یعنی الناصر لدین الله (575-622 ق)، المستنصر بالله (623-640 ق) و المستعصم بالله (640-656 ق) دیده می شود. طبق این اسناد، فرامرز و گشتاسب، دگرگشته فریبرز و گرشاسب محسوب می شود و چنین افرادی در سلسله شروانشاهان وجود خارجی نداشته اند. به احتمال زیاد، نزههالمجالس بعد از 632 قمری به علاءالدین فریبرز اهدا شده است.
بررسی و تحلیل منابع و ماخذ خلیفه بن خیاط در کتاب تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۴
59 - 86
حوزههای تخصصی:
کتاب «تاریخ» خلیفه بن خیاط به عنوان یکی از نخستین نمونه های تاریخ نگاری عمومی در سنت اسلامی، واجد ارزشی دوگانه است؛ از یک سو سندی تاریخی در ثبت تحولات سیاسی و اجتماعی صدر اسلام و از سوی دیگر نمونه ای روش مند از تلفیق سنت حدیثی با تاریخ نگاری نگارشی. این پژوهش با رویکردی تحلیلی به واکاوی دقیق منابع و مآخذی می پردازد که خلیفه بن خیاط در تدوین اثر خود بدان ها تکیه داشته است. یافته ها نشان می دهد که وی با بهره گیری از طیف متنوعی از راویان حدیث، مورخان هم عصر، آثار مکتوب پیشین نظیر سیره، مغازی و انساب و نیز با التزام به نقل زنجیره ای و ساختار سال شمارانه توانسته است روایاتی مستند، منسجم و قابل اتکا ارائه کند. تحلیل آماری ساختار روایت ها و جغرافیای راویان، وابستگی چشم گیر او به حوزه های علمی بصره و کوفه را آشکار می سازد. این مقاله با برجسته سازی جایگاه خلیفه بن خیاط در زنجیره تحول تاریخ نگاری اسلامی نشان می دهد که اثر وی نه فقط منبعی کهن بلکه الگویی روشمند برای مورخان نسل های بعدی است. خلیفه در این اثر از گونه های مختلف منابع از جمله روایت های شفاهی برای غنای محتوایی بهره برده است اما بررسی آماری نشان می دهد تکیه او بر تک نگاری ها و منابع مکتوب چون سیره و مغازیِ اواخر قرن اول و دوم هجری بیش از استفاده اش از تاریخ شفاهی بوده است.
واکاوی تأثیرات حقابه رودخانه هیرمند بر روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران و افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برخی از مناطق جهان، آب تبدیل به عامل برجسته در روابط سیاسی بین کشورها شده است و احتمال وقوع منازعه و درگیری بر سر آن تشدید شده است. در این صورت رودخانه های بین المللی محل کشمکش و اختلاف میان کشورهای فرادست و فرودست رودخانه خواهد بود. آب اکنون بیش از هر زمان دیگری در خدمت سیاست و منازعات سیاسی است. در مرزهای شرقی ایران هم، حقابه رودخانه های هیرمند و هریرود به عنوان موضوع و مسأله ای جدی میان دو کشور ایران و افغانستان مطرح است. هدف این مقاله واکاوی تأثیرات حقابه رودخانه های هیرمند و هریرود بر روابط سیاسی دو کشور می باشد. سوال اصلی مطرح شده این است که تأثیرات حقابه رودخانه هیرمند بر روابط سیاسی میان دو کشور چگونه است؟ بنابراین با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و فیش بردارای از این منابع، به انجام این پژوهش پرداخته شده است. نتایج یافته ها، نشان می دهند که با توجه به موقعیت و وضعیت جغرافیایی دو کشور ایران و افغانستان، نیاز شهرهای مرزی دو کشور به آب این دو رودخانه، دیدگاههای فکری و مدیریتی حاکم بر مسئولان افغانی و نقش بالادستی این کشور بر رودخانه هیرمند باعث شکل گیری دیدگاه هیدروهژمونی در برخورد با حقابه و عدم برداشت کشور ایران شده است که بر روابط سیاسی دو کشور تأثیرگذار بوده است.
زاویه دید مطلوب برای فقیه تولید کننده فقه تمدنی با توجه به نظریه هرمنوتیکی «دیدگاه»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
202 - 229
حوزههای تخصصی:
نظریه «دیدگاه» یا «زاویه دید» که در هرمنوتیک روشی مطرح شده است، به تأثیر زاویه دید مفسر بر فهم معنای متن اشاره دارد. این نظریه تأثیرات عمیقی بر فقه دارد، زیرا زاویه دید فقیه در برداشت های او از منابع متنی نقشی اساسی ایفا می کند و همین عامل می تواند علت تفاوت استنباط های فقها از یک متن واحد باشد. بر این اساس، پرسش اصلی این مقاله چنین مطرح می شود که اولا: زاویه دید چگونه بر فهم و برداشت های فرد تأثیر می گذارد؟ و ثانیا: زاویه دید مطلوب فقیه برای تولید فقه تمدنی چگونه شکل می گیرد؟ اهمیت این موضوع از آنجاست که فقه شیعی نقش ویژه ای در فرایند تمدن سازی نوین اسلامی ایفا می کند و فقها باید با استنباط های فقهی خود، نیازهای این فرایند را تأمین کنند؛ بنابراین، زاویه دید آنها در مواجهه با متون باید با این نیازها هماهنگ باشد. ازآنجاکه زاویه دید فرد، نتیجه منظومه فکری او و در ادامه تابع رویکرد کلان وی به مسائل است، این مقاله استدلال می کند که زاویه دید مطلوب برای یک فقیه تمدنی باید مبتنی بر مبادی کلامی ای باشد که مشروعیت حکومت فقیه در عصر غیبت را تضمین کند و اختیارات لازم برای حکمرانی را به او اعطا نماید، مقاصد کلی شریعت را، که با ماهیت اجتماعی از نصوص استخراج شده اند و عامل پویایی و انعطاف پذیری فقه هستند، در بر داشته باشد، شامل شناخت کافی از اقتضائات زمانه و نظامات اجتماعی باشد تا تأثیرات زمان و مکان بر موضوعات را به درستی تشخیص دهد. علاوه بر این، رویکرد کلان یک فقیه تمدنی در مواجهه با مسائل باید اجتماعی و حکومتی باشد و به صورت نظام مند پیگیری شود، چراکه با رویکردی فردی نمی توان به موضوع شناسی و حکم شناسی تمدنی دست یافت.
با همدلان عین القضات
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
175 - 204
حوزههای تخصصی:
کتاب با عین القضات و آیین فرافرقه ای کتابچه ای است که نگارنده درباره نظرات و اندیشه های خردگرایانه عین القضات همدانی و حقیقت پژوهی و مقابله او با تعصّبات دینی و دفاع از حقوق انسان ها و صراحت و شجاعت وی در برابر زورمداران و تزویرپیشگان و خردستیزان نوشت و سخنان همدلانه متفکران و دانشوران پس از او را با آن همراه ساخت و در پایان، برخی از گفتارها و نوشته های استاد علی گلزاده غفوری را که همانندی های متعدد با مجموع احوال و اندیشه های عین القضات دارد بدان افزود. اما ظاهراً این مباحث برای بعضی از پژوهشگران ابهاماتی ایجاد کرد و در شماره 208 «آینه پژوهش» نقدی بر آنها نوشته شد. این مقاله برای تکمیل گفتگو و رفع پاره ای ابهامات، نکات تازه ای را در باب طریق عین القضات و خاطراتی علمی از جلسات درس گلزاده غفوری و پیوند آنها با آیین فرافرقه ای مطرح می کند.
نظر و عمل به مثابه مقوّم "حکمت" در جدال تاریخی ابن تیمیه و ابوالحسن عامری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۳)
97 - 120
حوزههای تخصصی:
متفکران اسلامی در مورد اشتمال مفهوم حکمت بر "علم" و "عمل" به جدال پرداخته اند. در این میان، ابن-تیمیه از دیدگاه عامری در این خصوص انتقاد نموده، عقیده دارد نسبت دانش معقول و دین، از قاعده ای تبعیت نمی کند و عقل گرایان و ازجمله عامری، سعی در انتساب اقوالشان به شرایع الهی دارند. همچنین وی، خاستگاه نظام مفهومی فلاسفه از جمله عامری را در خصوص "حکمت" غیر از اسلام می داند. در ارزیابی این انتقادات باید گفت اولاً ابن تیمیه تنگ بینانه و غیرمنصفانه با آراء متفکران روبرو می شود و ثانیاً نقش عامری، صرفاً انتقال مفاهیم فلسفی یونانی به فضای اسلامی نیست؛ بلکه وی مفاهیم فلسفی را به دین عرضه می کند. همین طور عامری در موارد متعددی، عمل را به عنوانِ اصلِ محوری در علم مطرح نموده، لازمه ی عملی را برای علم ضروری می داند. وی علم را مبدأ عمل، و عمل را مرحله پایانیِ علم می داند و یا عمل را تمام و کمال علم معرفی می کند. .
تحلیل تطبیقی دیدگاه شهید مطهری و دکتر فنایی در نسبت سنجی اخلاق و رفتار
حوزههای تخصصی:
دکتر فنایی ادعا می کند اخلاق مسلمانان یک اخلاق آخرت گراست و در آن تنها برخورداری فرد از فضایل و ملکات نفسانی مهم است نه بروز رفتاری این ملکات؛ از این رو، مسلمانان تصویر درستی از جایگاه اخلاق در روابط اجتماعی ندارند. در مقابل، در فرهنگ کنونی غرب، رفتار اجتماعی یا همان اخلاق سکولار مطرح است که در آن خودِ رفتار بدون درنظر گرفتن انگیزه هایی که در پس آن است مورد توجه است تنها با این شرط که نباید به دیگران ضرری برسد؛ بنابراین، اخلاق سکولار چون یک اخلاق اجتماعی است و رفتار در آن اصل است برای زندگی اجتماعی بشر مناسب بوده و کارایی بیشتری نسبت به اخلاق مسلمانان دارد. این پژوهش جهت بررسی ادعای مذکور، به بازخوانی و مقایسه اندیشه شهید مطهری به عنوان چهره ای مطرح در میان اندیشمندان مسلمان و دکتر فنایی به عنوان یکی از طرفداران اخلاق سکولار در ایران پرداخته است. در این راستا، از روش تحلیل تطبیقی استفاده شد و نتایج به دست آمده نشان داد که بر ادعای دکتر فنایی مبنی بر غفلت از رفتار در اخلاق مسلمانان و برتری اخلاق اجتماعی سکولار، نقدهای جدی وارد است. از دیدگاه شهید مطهری نیز، به رغم تعارض ظاهری میان تعاریف ارائه شده از اخلاق توسط ایشان، رفتار مورد غفلت قرار نگرفته؛ هرچند نکاتی در این دیدگاه نیازمند توضیح است. تفاوت اصلی دو دیدگاه در آن است که دکتر فنایی برای اخلاقی بودن یک عمل، صرفاً قائل به حسن فعلی است؛ اما شهید مطهری حسن فاعلی را در کنار حسن فعلی لازم و ضروری می داند. همچنین به دست آمد که می توان تعریفی از اخلاق ارائه داد که چنین نقدهایی به آن وارد نباشد و به صراحت همه امور اختیاری، از جمله رفتار را شامل شود.
روش اجتهادی تجمیع ظنون تعریف، خاستگاه، ملاک و مؤلفه ها، با تأکید بر رویکرد علامه بحرالعلوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فقیهان در مواجهه با مسائل مورد ابتلای جامعه و استنباط احکام شرعی مربوط به آن نگاه های متفاوتی دارند و از روش های متعددی بهره برده اند که همگی در ترازوی سنجش، اعتبار یکسانی نیافته اند؛ برخی از آنها نقد شده و برخی دیگر منسوخ، و برخی نیز راه حل های جدیدی محسوب می شوند که مورد توجه گذشتگان نبوده است . تجمیع ظنون، روشی اجتهادی، و مبنایی است نانوشته که دست کم برخی مؤلفه های آن مرتکز اذهان بسیاری از فقها بود و در منهج فقهی آنان مجال بروز یافته و با عرصه های متعددی از فقه و اصول مرتبط است و برای باورمند به آن، طیف وسیع تری از مستندات را در مسیر کشف و نیل به احکام فقهی فراهم می آورد. این مقاله با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی و نگاه دقیق به مسلک اجتهادی و آرای فقهی و اصولی سید محمدمهدی بحرالعلوم به عنوان یکی از شاگردان مبرز مکتب اصولی وحید بهبهانی، و با تجزیه و تحلیل مجموعه ای از داده های فقهی برای اولین بار به تبیین روش اجتهادی وی در قالب اندیشه تجمیع ظنون و نیز شناسایی مؤلفه های آن می پردازد. اثبات اعتبار ظن شخصی برآمده از این فرآیند و ملاک بودن آن نزد علامه بحرالعلوم و نیز تبیین عقلایی بودن این مسلک از دیگر نوآوری های این مقاله است.
خوانش فمینیستی از آیات زنان در قرآن در ترازوی تفاسیر شیعه: مطالعه موردی آراء تفسیری آمنه ودود و فاطمه مرنیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی رویکردهای فمینیستی به متون دینی، به ویژه قرآن کریم، جایگاه قابلتوجهی در گفتمانهای اسلامی پیدا کردهاند. در این مطالعه با روش توصیفیـتحلیلی و با اتکاء به چارچوب نظری تفاسیر شیعه به واکاوی و نقد دیدگاههای دو تن از نظریهپردازان شاخص فمینیسم اسلامی، آمنه ودود و فاطمه مرنیسی، درباره آیات مرتبط با زنان در قرآن میپردازیم. پرسش محوری آن است که این خوانشها تا چه اندازه با مبانی تفسیری شیعه سازگاری یا تعارض دارند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که علیٰرغمِ وجود نقاط اشتراکی چون نفی روایت آفرینش زن از دنده چپ مرد و باور به منشأ واحد و ارزش برابر انسانی زن و مرد، شکافهای بنیادینی در مبانی روشی و محتوایی میان این دو خوانش فمینیستی و تفسیر شیعی وجود دارد. از نگاه این پژوهش که با پذیرش پیشفرضهای الهیات شیعی پیش میرود، مهمترین این اختلافات نادیدهانگاری منشأ الهیِ نقشهای تکوینی و شرعی زن و مرد و نیز بهرهگیری از روشی گزینشی و فاقد ضوابط مسلّم تفسیر است. در این مطالعه هدف آن است که نشان دادن شود رویکرد ودود و مرنیسی، متأثر از بستر اجتماعی جوامع عربی و با غفلت از منابع معتبر شیعی، اگرچه در پی احیاء جایگاه زن است، اما در عمل به دلیل عدم التزام به مبانی استوار دینی، نهتنها راهکارِ عملی برای زنِ مسلمان ارائه نمیدهد، بلکه به فروکاستنِ جایگاه او در هستی و تضعیف حقوق او در منظومه اندیشه اسلامی میانجامد.
بررسی تطبیقی رویکرد نظام های حقوقی اسلام و ایران به خشونت کلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
109 - 121
حوزههای تخصصی:
امروزه پدیده خشونت کلامی در نظام حقوقی بیشتر کشورها مورد توجه قرار گرفته است. در نظام حقوقی ایران نیز برخی مصادیق این خشونت، قابل مشاهده است که عمدتاً برگرفته از منابع فقه شیعه است، اگرچه در فقه شیعه، به صراحت عبارت «خشونت کلامی» به کار نرفته است، اما در برخی مباحث مربوط به آن ازجمله باب حدود، تعزیرات، زوجیت و ولایت به رفتارهایی اشاره شده است که در حال حاضر ارتکاب آن ها مصداق خشونت کلامی به شمار می آید. مقاله کنونی که در سه بخش به بررسی تطبیقی رویکرد نظام های حقوقی اسلام و ایران به خشونت کلامی پرداخته است، یافته های آن نشان می دهد: در باب حدود، قذف و سب النبی و در باب تعزیرات، سب، افتراء و تهدید مهم ترین خشونت های کلامی هستند که قواعد آن ها عمدتاً به شکل مشابه در فقه شیعه و قوانین جزایی ایران بیان شده است. همچنین در باب زوجیت، ظهار، ایلاء و لعان مهم ترین گفتارهای مورد اشاره در فقه شیعه هستند که موجب آزار روانی زن می شوند. با این حال در میان موارد سه گانه فوق در نظام حقوقی ایران، تنها قواعد مربوط به لعان در قوانین بیان شده است و قوانین ایران در مورد ظهار و ایلاء حکمی ندارد، علاوه بر موارد فوق در فقه شیعه در باب ولایت و حضانت، موضوع تنبیه و تأدیب کودک مورد توجه قرار گرفته و در نظام حقوقی ایران نیز تنبیه و تأدیب در برخی قوانین تجویز گردیده است؛ از آنجایی که تنبیه و تأدیب ممکن است به صورت زبانی باشد، آن را می توان مصداق خشونت کلامی دانست.
ارزیابی دیدگاه ریچارد فرنک درباره منزلت هستی شناختی احوال و پیامدهای آن در نظریه ابوهاشم جبائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۵
19 - 34
حوزههای تخصصی:
ریچارد فرنک با استناد به پاره ای از شواهدِ متنی، معتقد است در هستی شناسیِ ابوهاشم جبائی (م. 321ق)، منزلتِ هستی شناختیِ احوال با ذوات (جواهر و اعراض)، متفاوت است. هستیِ ذوات با اصطلاح «حدوث» تبیین می شود؛ به این ترتیب، جواهر و اعراض، یا «مُحدَث» و موجودند، یا «یصحّ الحدوث» و معدوم هستند. امّا هستیِ احوال با اصطلاح «تجدّد» تبیین می شود. براین اساس، احوال یا متجدّدند یا غیرمتجدّد. فرنک معتقد است، پیروان ابوهاشم، تجدّد را اصطلاح کلّی تری از حدوث می دانند. ازاین رو، هر متجدّدی الزاماً موجودِ حادث نیست و هر غیرِمتجدّدی نیز معدومِ یصحّ الحدوث نیست. پس احوال نه موجودند و نه معدوم. پژوهشِ حاضر نشان می دهد که استدلال فرنک بر پایه سه شاهدِ متنی استوار است که هیچ یک نمی تواند شاهدی بر درستی دیدگاه فرنک باشد. یکی از این شواهد مربوط است به اصطلاحِ احوال در اندیشه ابوالحسین بصری (م. 436ق) که با احوالِ ابوهاشم متفاوت است. در دو شاهدِ دیگر نیز، کاربرد اصطلاح تجدّد در کنار احوال، با هدف تبیینِ هستیِ احوال نبوده است. بعلاوه، براساس دیدگاه فرنک لازم است بپذیریم که ابوهاشم، معدومِ یصحّ الحدوث را در دامنه متجدّد هایی قرار می دهد که محدَث نیستند، امّا در عبارات پیروانِ او هیچ حال یا صفتِ متجدّدی برای معدوم اثبات نمی شود.
بررسی نقش و تاثیر معماری اسلامی - ایرانی بر تربیت از ظهور دوره صفویه تا پایان دوره قاجاریه (مطالعات موردی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساجد و مدارس در تاریخ ایران، از جمله مهمترین مراکز آموزشی بوده اند و عملکرد آموزشی این مراکز همچنان ادامه دارد. توجه به سیرتحولات معماری آنان در گذر زمان به منظور پی بردن به تاثیرات تربیتی و مولفه های موثر در ساختار این مراکز و بهره گیری از تجارب در ساخت مدارس جدید و برنامه های درسی یک فعالیت علمی بسیار مفید است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر عناصر و مولفه های معماری مسجد- مدرسه ها و اثر ترکیبی آنها بر ابعاد تربیت است. روش این پژوهش، استفاده از مطالعه میدانی و مشاهده مولفه ها و عناصر معماری و مصاحبه با تعدادی از مدرسان و محصلین این مدارس با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، بررسی نقشه ها و طرح های سه بعدی و تکنیک های تحلیلی توصیفی است، تا چگونگی تاثیر گذاری مستقیم و یا غیر مستقیم مولفه ها و عناصر معماری مسجد- مدرسه ها و تاثیر ترکیبی این مولفه ها بر ابعاد مختلف تعلیم و تربیت مشخص گردد. نتایج این مطالعه نشان داد که تاثیرات تربیتی خاص به لحاظ اعتقادی، معنوی و ارزشی، اجتماعی و تاریخی، هنری و زیبایی شناختی، اقتصادی و حرفه ای و علمی و فناوری درنگرش وباورها و رفتار افراد شاغل به تحصیل و تدریس در این مراکز دارند. و بدین لحاظ در معماری مدارس جدید باید به تاثیر این عناصر در نگرش، باورها ،اعتقادات، ارزش ها و رفتارهای شاغلان به تحصیل و یا تدریس در مراکز آموزشی توجه شود. بویژه آنکه مدارس جدید به دلیل تاثیر پذیری از معماری غربی و فاصله گرفتن ازمعماری بومی، جنبه های تربیتی و هویتی خود را در ابعاد مختلف از دست داده اند و فضای آموزشی غیر معنوی را برای محصلین بوجود آورده است. علت این تفاوت ها را باید هم در نوع معماری مدارس قدیم و جدید جستجو کرد.
بررسی احادیث سحر النبی (ص) در منابع روایی منسوب به شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
287 - 316
حوزههای تخصصی:
پیامبر اسلام 2 الگویی جامع و کامل برای مسلمانان بلکه همه انسان ها بوده اند. این مهم تا جایی است که همه حالات آن حضرت از جهت کلامی، رفتاری و حتی سکوت او الگوی انسان هاست. براساس باور شیعیان، شخصیت حقیقی و حقوقی آن حضرت، معصوم از هر خطا و مصون از گزند هر نوع حیله و وسوسه شیطانی است؛ بااین حال وجود احادیثی چند در برخی منابع حدیثی منسوب به شیعه مانند دعائم الاسلام ، طب الائمه و تفسیر فرات کوفی درباره سحر شدن پیامبر 2 این پرسش را پدید آورده است که آیا شیعیان امامیه با توجه به این منابع حدیثی به امکان و تأثیر سحرِ ساحران در پیامبر باور دارند؟ این اعتقاد ازسویی با عصمت و مصونیت پیامبر از هر خطا و انحراف در تنافی است و ازسوی دیگر با آیات نافی سحر از پیامبر 2 مخالفت دارد. فارغ از این دو نکته، چند گزاره مهم این اخبار را باورناپذیر می نماید: نخست آنکه روایات سحر النبی 2 در منابع مشهور و معتبر شیعه گزارش نشده اند؛ دوم آنکه در اعتبار پدیدآورندگان این منابع تردیدهای جدی وجود دارد؛ سوم آنکه احادیث سحر النبی 2 علاوه بر ضعف سندی، مشکل دلالی نیز دارند؛ چهارم آنکه مشهور عالمان شیعه محتوی این احادیث را نپذیرفته اند.
مفهوم شناسی عالم مثال و قوه خیال در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
121 - 166
حوزههای تخصصی:
خیال و مباحث مرتبط با آن ازجمله موضوعاتی است که در علوم مختلف ازجمله در عرفان، فلسفه و ادبیات مورد توجه قرار گرفته است. مولانا، بزرگ ترین شاعر عارف ایرانی هم در مثنوی گران قدر خود به این موضوع پرداخته است. در این مقاله با بررسی قوه خیال و عالم مثال در مثنوی سعی شده است ماهیت و کیفیت خیال و جایگاه عالم مثال در اندیشه مولانا تا حدودی روشن شود. در پژوهش حاضر، بعد از ذکر مفهوم خیال ازنظر فلاسفه و عرفا تحلیل مفهومی عالم مثال و قوه خیال در مثنوی معنوی پرداخته شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که مولانا همانند حکما، خیال را در دو معنی خیال متصل و خیال منفصل به کار برده است. او در بسیاری از نظریات خود درباره عالم مثال با ابن عربی و شیخ اشراق دیدگاه های مشترکی دارد و به تجرد عالم مثال و نقش آن در شناخت و درک حقیقت باور دارد.
بررسی جایگاه عقل و نقد عقل ستیزی در عرفان کارلوس کاستانِدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
355 - 378
حوزههای تخصصی:
یکی از مکاتب عرفانی معاصر که در قالب عرفان های طبیعت گرا دسته بندی می شود، عرفان سرخ پوستی است که توسط کارلوس کاستاندا در قالب دوازده جلد کتاب معرفی شده است. ازجمله آموزه های مهم این عرفان، نفی خرد ورزی است. از منظر کاستاندا خرد و منطق مانع سلوک است؛ ازاین رو انسان برای رسیدن به معرفت عرفانی باید معرفت عقلانی را به کناری نهد و راه دل را در پیش گیرد. در این مسیر برای توجه شخص به معنویت و از بین بردن ذهنیات پیشین، از گیاهان توهم زایی استفاده می شود که برای آن ها خاصیت معرفت بخشی قائل اند. از اِشکال های مهم این عرفان عدم قابلیت ارزیابی پیشینی گزاره های عرفانی است که مبتنی بر نفی ارزش معارف عقلی است؛ چنان که کاستاندا با تعطیل عقل در جست وجوی جایگزینی است که آن را در توهم می یابد. کاستاندا در توصیه به کسب معرفت از راه دل، آن را نه در امتداد عقل که مقابل آن می داند و قائل به تعارض این دو معرفت است. در این مقاله تلاش شده است با روش تحلیلی مبتنی بر اندیشه اسلامی و با توجه به رویکرد خرد ستیز کاستاندا، جایگاه عقل در عرفان او بررسی شود؛ عرفانی که بنیاد خود را نه بر پایه معارف عقلانی-برهانی که بر مبنای گزاره های عقل ستیز بنا نهاده است.
بررسی و تبیین کارکردهای احادیث در اخلاق نظری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
67 - 90
حوزههای تخصصی:
اخلاق در اسلام جایگاه رفیعی دارد و احادیث ، منبع غنی آموزه های اخلاقی هستند . این پژوهش با هدف تبیین و تحلیل کارکردهای نظری احادیث در ساختار نظری اخلاق اسلامی انجام شده است ؛ زیرا به رغم اهمیت روایات ، بررسی نقش آنها در نظریه پردازی اخلاقی نیازمند پژوهشی دقیق تر است . یافته های پژوهش نشان می دهد که «احادیث » دارای کارکردهای نظری چندگانه ای در اخلاق اسلامی هستند . این کارکردها شامل : تبیین و تعیین گزاره های اخلاقی ، تشریح و مفهوم سازی مفاهیم کلیدی اخلاقی ، تفسیر و روشنگری آیات اخلاقی قرآن کریم ، و تکمیل و پشتیبانی عقل در شناخت اخلاقی با تبیین محدودیت های آن و ارائه راهنمایی های وحیانی . همچنین ، احادیث به عنوان منبعی برای ارزیابی نظریه های اخلاقی ، مطرح می شوند . این پژوهش برای درک کارکردهای نظری احادیث ، بر نقش غیرقابل انکار این منبع در شکل گیری و غنای نظام اخلاق اسلامی تأکید می کند . شناخت دقیق این کارکردها ، زمینه بهره گیری مؤثرتر از این منبع ارزشمند در تحقیقات آتی و تدوین برنامه های آموزشی و ترویجی اخلاق اسلامی را فراهم می سازد و به فهم عمیق تر و کاربرد مؤثرتر آموزه های اخلاقی اهل بیت (ع) کمک می کند . این پژوهش با رویکردی توصیفی و تحلیلی به نگارش درآمده است .
بررسی و تحلیل نظام اخلاقی صائب تبریزی و دلالت های آموزشی – تربیتی آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
113 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش کیفیِ بنیادی ۔کاربردی ، استخراج نظام مند ساختار اخلاقی مد نظر صائب تبریزی و تبیین دقیق دلالت های آموزشی و کاربردی آن است . این تبیین بر اساس مُدلی تلفیقی از اصول تربیت اسلامی (مراحل تخلیه ، تحلیه ، تجلی) و نظریه های روان شناسی یادگیری نوین صورت گرفت . سؤال اصلی پژوهش ، سازماندهی نظام اخلاقی صائب در قالب ساختار و مقولات قابل استخراج و نیز تبیین دلالت های آموزشی و کاربردی کامل آن بر اساس مُدل تلفیقی ذکرشده بود . برای پاسخ به این سؤال ، مضامین اخلاقی از طریق تحلیل محتوای کیفی و با روش نمونه گیری هدفمند از کتاب «دویست ویک غزل صائب» استخراج شد . نتایج ، ساختاری سلسله مراتبی و روشمند شامل چهار مقوله اصلی را آشکار ساخت : مبانی تهذیب نفس ، بصیرت و فضایل باطنی ، تجلّی سلوک در رفتار ، و ثبات قدم اخلاقی . این ساختار ریشه در اخلاق فضیلت اسلامی و غایت گرا دارد . تحلیل بسامد نشان داد که مرحله زیرساختی تهذیب نفس (تخلیه) با بالاترین فراوانی ، بیانگر تقدم اصلاح ملکات درونی بر کُنش بیرونی و ماهیت تهذیبی این نظام است . تطبیق این ساختار یکپارچه بر نظریه هایی چون خودنظم دهی ، خودکارآمدی و انگیزه درونی ، به استخراج دلالت های دقیق آموزشی ۔تربیتی انجامید که مبنایی مطمئن برای بهره گیری از ادبیات کهن در ارائه یک الگوی نوین تربیت اخلاقی تلفیقی فراهم می آورد.