فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۵۸۱ تا ۴٬۶۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
میقات حج دوره ۳۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۷)
107 - 128
حوزههای تخصصی:
این مقاله گزارشی جامع از همایش جهانی «بقیع؛ مدفن امامان و اصحاب» و خلاصه سخنرانی های جلسه اصلی و کارگروه ها و مقالات و آثار منتشرشده در آن به همراه اهداف و سوابق و پیشینه، فعالیت ها و آثاری است که در آن ارائه شده است. همایش جهانی بقیع مدفن امامان و اصحاب با محوریت پژوهشکده حج و زیارت و حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت و همکاری بسیاری از مراکز علمی و پژوهشی حوزوی و دانشگاهی در بهار 1403 ش.مصادف با شوال 1445 ق.برگزار شد. در این مقاله علاوه بر گزارش موارد ذکرشده، به کارگروه های مرتبط به این همایش پرداخته که در روزهای 30 و 31 فروردین ماه 1403 برگزار شد و فهرستی از کتاب ها و مقالات منتشرشده در مجموعه آثار این همایش معرفی می شود. برگزاری همایشی جهانی با موضوع بقیع و چاپ اثر علمی متعدد و مورد تائید یکی از رویدادهای علمی در عصر حاضر است که این مقاله به گزارش آن پرداخته است.
گستره پاکی ذاتی انسان از منظر فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
167 - 182
حوزههای تخصصی:
فقیهان امامیه از دیرباز درباره گستره پاکی ذاتی انسان به بحث و کنکاش پرداخته اند ، بدین معنی که آیا گستره پاکی ذاتی انسان منحصر در مسلمانان است یا آنکه شامل کفّار نیز می شود ؟ و اگر شامل کفّار است چه طائفه هایی از آنها را شامل می شود ؟ مشهور فقیهان امامیه برآنند که گستره پاکی ذاتی انسان محدود و منحصر در مسلمانان است ، کافران همه آنها ناپاکی ذاتی دارند و مانند سگ و خوک نجس العین می باشند ، در مقابل برخی از فقها گستره پاکی ذاتی انسان را شامل کافران کتابی نیز دانسته اند و آنها را پاک می دانند ، ضمن اینکه همه فقها بالإتفاق ، مشرکان و ملحدان را از گستره پاکی ذاتی انسان بیرون می دانند ، در این پژوهش به روش توصیفی – تحلیلی با گردآوری اطلاعات کتابخانه ای ، ضمن باز خوانی کلمات فقها و بررسی ادّله از آیات ، روایات و اجماع ، اثبات گردید که گستره پاکی ذاتی انسان ، شامل کافران اهل کتاب نیز می شود و دلایل قول مشهور مبنی بر ناپاکی ذاتی کافران اهل کتاب ، ناتمام است ، وانگهی با تجزیه و تحلیل قاعده طهارت ، اثبات گردید که مقتضای این قاعده نیز ، پاکی ذاتی کافران اهل کتاب است .
چشم و وجود: تأملاتی در ادراکِ بصر محورانه حقایقِ وجودی اشیاء در فلسفه متعارف اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عرف فیلسوفان مسلمان، علم حقیقی که به وجودات (خارجی یا ذهنی) ثابت تعلق می گیرد، یا از راه تجرید کلّی طبیعی است یا دیدن مُثُل افلاطونی. بینایی هر چند برخی آنرا اشرف حواس گفته اند، یکی از حواس ظاهر برشمرده شده است و چشم صرفاً ابزارِ شکارِ یکی از محسوسات یعنی امور بصری است نه چیزی بیشتر؛ اما حضور همه جانبه امر بصری–که در اینجا بیناییدن خوانده می شود- در توصیفات اینان از ادراک حقایق وجودی، خواه این توصیف تمثیلی باشد، خواه سرراست، قابل مشاهده است. این جُستار ضمنِ اشاره به پیوندِ ناگسستنیِ بینایی و ادراکِ حقایقِ اشیاء، بر فرایندِ بصرمحورانه ماهیّتِ عقلانیِ ادراک شده، در عالَمِ ایده ها و کُلّیِ طبیعی درنگ خواهد کرد. در این راه پس از تأملی کوتاه بر توصیفات افلاطون و ارسطو که سرنمون این دو دیدگاه هستند، به بررسی بیناییده شدن در آنچه مشهور به فلسفه اسلامی است، پرداخته خواهد شد. روش این پژوهش طرحِ یک آزمونِ ذهنی است که طی آن دیگرگونگیِ ادراکِ حقایقِ وجودیِ اشیا، در صورتِ سلبِ باصره بررسی خواهد شد؛ یعنی فرض گرفته می شود صاحب یک نظریه نابینا باشد. سر آخر به اینجا رسیده خواهد شد که دست کم این دو شیوه مدعی ادراک وجودات حقیقی به هیچ روی از درازدستی چشم و سیطره بینایی دور نتوانند شد و هم هنگام این نوشتار با تأمّلِ بر نقشِ پُررنگِ بینایی در کاوش هایِ هستی شناختی، نوعی ایدئالیسمِ بصرمحورانه و بیناییده را در سطحِ معرفت شناختی پیشنهاد می دهد که مبتنی بر آن، سخن گفتن از هستی شناسی محض و رسیدن به وجود اشیاء آنچنان که هستند، بدون پیشفرض چشم و بینایی، سخت و یا شاید نشدنی می نماید.
تحلیلی فلسفی از نسبت لذت و معنای زندگی بر اساس نظریه های طبیعت گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
173 - 187
حوزههای تخصصی:
امروزه سخن گفتن از معنادار بودن یا نبودن زندگی به حرف روز بدل شده است؛ اما این مفهوم چه نسبتی با لذت دارد؟ مقوله ای که آن هم در توصیف زندگی بشر فراوان استفاده می شود و جزو آرمان های اصلی زندگی وی قلمداد می گردد. ازآنجاکه درباره معنای زندگی نظریه های گوناگونی مطرح شده است، ناگزیریم در مقام پاسخ به این پرسش، به این نظریه های مختلف توجه کنیم. بر این اساس، این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نسبت لذت با تلقی نظریه های طبیعت گرا از معنای زندگی پرداخته است. نوشتار نتیجه گرفته است که میان مصادیق لذت و معناداری زندگی، طبق نظریه های طبیعت گرای انفسی، نسبت تساوی برقرار است؛ نکته ای که به نوبه خود نشان دهنده تلازم میان صورت ادراکی دو مفهوم مذکور است. میان مصادیق لذت و معنای زندگی، طبق نظریه های طبیعت گرای آفاقی، نسبت عموم و خصوص مطلق برقرار است؛ نکته ای که در نهایت نشان می دهد صورت ادراکی معنای زندگی طبق این نظریه ها مستلزم لذت است، نه بالعکس.
الجامع لعلوم القرآن، تفسیر أبي الحسن الرماني: الجزء الثلاثون: من سورة النبأ إلی سورة الناس
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ دی و بهمن ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۲۱۰)
381 - 529
حوزههای تخصصی:
متنی که در پی می آید، تصحیح بخش پایانی (جزء سی ام قرآن کریم) از تفسیر ابوالحسن رمانی (متوفای 384 ق) موسوم به «الجامع لعلوم القرآن» است. این تفسیر مهم ادبی و کلامی در دو سده پس از تألیفش، تأثیر بسیار زیادی بر آثار تفسیری و ادبی پس از خود گذاشته است و بسیاری از مفسران و ادیبان و متکلمان بعدی، غالباً بدون ذکر نام وی، آرای وی را در کتب وی نقل کرده اند. نسخه های خطی این اثر مهم در طول تاریخ مهجور مانده و گمان غالب بر این بوده که این اثر نیز همانند سایر تفاسیر معتزله به کلی از دست رفته است.
فراترکیب مطالعات مؤلفه های اخلاقی مؤثر در مدیریت منابع انسانی با اشاره به سیستم پشتیبان تصمیم گیری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۷۸)
82 - 124
حوزههای تخصصی:
یکی از ابزار های کلیدی، مدیران منابع انسانی در اتخاذ تصمیمات مؤثر، سیستم های پشتیبان تصمیم گیری هستند؛ لذا این پژوهش باهدف شناسایی مؤلفه های اخلاقی مؤثر در مدیریت منابع انسانی با اشاره به سیستم پشتیبان تصمیم گیری ، به صورت فراترکیب انجام شده است. در پژوهش حاضر مقاله های مرتبط با مسئله پژوهش، طی سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ مورد بررسی قرار گرفتند. منابع این مقاله از پایگاه های اطلاعاتی - استنادی، شامل آی اس سی، گوگل اسکالر، اس آی دی، ساینس دایرکت، جی استور و وب آو ساینس به دست آمدند. درنهایت ۱۱۱ مقاله انتخاب و متن کامل ۶۹ مقاله مورد تحلیل قرارگرفت. یافته ها نشان داد مؤلفه های اخلاقی مؤثر در مدیریت منابع انسانی با اشاره به سیستم پشتیبان تصمیم گیری را می توان در دو بعد، ارتباط با کارکنان (بی طرفی و عدالت در ارزیابی، شفافیت در اطلاع رسانی، حفظ حریم خصوصی، مسئولیت پذیری و پاسخگویی، توسعه و یادگیری اخلاقی، حمایت از تعادل، انصاف، توجه به ایمنی، رعایت حقوق فردی و اساسی کارکنان، توجه به شایستگی، صداقت، دوری از تعارضات) و ارتباط با سازمان (افزایش کارایی و عدالت سازمانی، حفظ امنیت اطلاعات، تقویت اعتماد عمومی، شفافیت در فرایند های تصمیم گیری، ایجاد فرهنگ سازمانی اخلاق مدار، رعایت قانون، دانش اخلاقی، عدم سوگیری) تحلیل کرد. نتایج مشخص کرد ویژگی های اخلاقی در سیستم های پشتیبان تصمیم گیری موجب بهبود فرایندهای تصمیم گیری، افزایش کارایی، ایجاد فضایی عادلانه و مبتنی بر اعتماد در میان کارکنان و مدیران می گردد.
تعامل وراثت با تربیت پذیری انسان بر پایه مبانی انسان شناسی حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۹)
91 - 110
حوزههای تخصصی:
حقیقتی پویا و سیّال آدمی در نظام حکمت صدرایی، موجب پیدایش مبانی جدیدی در حوزه تربیت پذیری انسان می شود، که عبارتند از: تدریجی بودن تربیت، تحول پذیریِ ذات انسان در تربیت، غایت بودن تشکیل فصل مَلکی و ایمان الهی در تربیت، لزوم توجه به تعامل میان نفس و بدن ، صحت جسمانی و خواسته های طبیعی و حیوانی در طول فرآیند تربیت؛ این مبانی، هم از امکان تربیت و پرورش آدمی در تمام ابعاد وجودی حکایت می کنند و هم بیان گر محدوده وسیع تربیت پذیری انسان و کارکرد آن در ارتباط با خصوصیات وراثتی می باشند؛ زیرا هرچند حکمت متعالیه با علم ژنتیک در اصل انتقال صفات والدین، هم داستان می باشد، ولی با توجه به تفسیر صدرا از اختیار و بر پایه دو مبنای امکان تحول ذاتی انسان و تشکیل فصل أخیر او در بستر تربیت اخلاقی، اولاً خنثی سازی این صفات موروثی ممکن خواهد بود؛ ثانیاً شاکله وجودی او را می توان بر اساس خصوصیات اخلاقی نیکو شکل داد و بر پایه اصل تفاعل میان نفس و بدن، ساختار ژنتیکیِ متربی را دچار تغییر نمود و خصوصیات مذکور را به نسل های بعد منتقل کرد. در مقاله پیش رو با پیش فرض قرار دادن انسان شناسی صدرایی و با اتخاذ رویکردی تحلیلی توصیفی، به بررسی مبانی تربیت پذیری انسان و نقش آن ها در تبیین تعامل وراثت و تربیت پذیری انسان پرداخته شده است.
بررسی تاریخی و ساختاری زیبایی شناسی تشبیه تمثیل از دیدگاه دانشمندان و پیشگامان بلاغت از قدامة بن جعفر تا سکاکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف و مقدمه: این مقاله به بررسی تاریخی و ساختاری زیبایی شناسی تشبیه تمثیل از دیدگاه دانشمندان و پیشگامان بلاغت، از قدامه بن جعفر تا سکاکی، می پردازد و در صدد تبیین دیدگاه های مختلف دانشمندان علم بلاغت از زمان قدامه تا سکاکی و بررسی تفاوت تشبیه تمثیل با دیگر عناصر بلاغی است. تشبیه به عنوان یک ابزار بلاغی اقسام و انواع مختلفی دارد و بر اساس چهار رکن خود با عنوان های مختلفی نام گذاری شده است. یکی از تقسیم بندی های تشبیه بر اساس وجه شبه است که شامل «تشبیه تمثیل» و «تشبیه غیر تمثیل» می شود. تشبیه تمثیل در علم بلاغت به عنوان ابزاری ادبی برای بیان مفاهیم پیچیده از طریق مقایسه آنها با مثال ها یا داستان های ساده و ملموس استفاده می شود. این روش به مخاطب کمک می کند تا مفهوم اصلی را با استفاده از تصویر سازی ذهنی درک کند. ساختار تشبیه تمثیل این گونه است که وجه شبه آن آشکار نیست و هیئت یا حالتی است که از ترکیب چند چیز با هم به وجود می آید، همچنین تأویل پذیر است و به راحتی شناخته نمی شود، در حالی که، در تشبیه غیر تمثیل، وجه شبه واضح و آشکار است و نیازی به تأویل ندارد. اهل بلاغت در تعریف و تفسیر آن اختلاف نظر دارند و اغلب میان این نوع تشبیه با اصطلاحات دیگر مانند استعاره تمثیلیه، تشبیه مرکب و ارسال المثل تمایزی قائل نیستند.روش شناسی: روش این مقاله ترکیبی از توصیف، تحلیل و مقایسه دیدگاه های دانشمندان بلاغت درباره تشبیه تمثیل با بهره گیری از منابع اصلی و کتاب های بلاغی قدیم است. در این مقاله، به بررسی و توصیف و تحلیل دیدگاه های مختلف دانشمندان بلاغت، از جمله قدامه بن جعفر، أبو هلال عسکری، ابن رشیق قیروانی، عبدالقاهر جرجانی و سکاکی درباره تشبیه تمثیل پرداخته می شود. سپس، نویسنده به مقایسه و تحلیل تفاوت ها و شباهت ها میان دیدگاه های دانشمندان مختلف درباره تشبیه تمثیل می پردازد. گفتنی است که در این نوشتار از روش تاریخی استفاده شده، به این معنا که سیر تحول و تطور مفهوم تشبیه تمثیل از زمان قدامه بن جعفر تا سکاکی بررسی شده است. این روش به نویسنده کمک کرده است تا تغییرات و تحولات را در تعریف و کاربرد تشبیه تمثیل طی تاریخ بلاغت عربی دنبال کند و درباره ارزش بلاغی و هنری تشبیه تمثیل به نتیجه برسد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که قدامه بن جعفر در کتاب نقد الشعر عنوان واضحی به تشبیه تمثیل اختصاص نداده، اما تمثیل را یکی از صفات «ائتلاف اللفظ والمعنی» معرفی کرده و آن را با کنایه و استعاره قابل انطباق دانسته است .أبو هلال عسکری تمثیل را شبیه به تعریف قدامه دانسته و آن را با کنایه و استعاره در هم آمیخته است. او، در مبحث تشبیه، وجه سوم تشبیه را خارج کردن امر غیر بدیهی به صورت بدیهی بیان کرده است که با تعریف تشبیه تمثیل برابری می کند .ابن رشیق قیروانی تمثیل را زیر شاخه استعاره به شمار آورده و آن را با مماثله یکی دانسته است. او از تمثیل در شعر و احادیث نبوی استفاده کرده و آن را با تشبیه و استعاره در هم آمیخته است .عبدالقاهر جرجانی تشبیه را به دو نوع تمثیل و غیر تمثیل تقسیم کرده و مرز آن ها را مشخص کرده است. از دید او، تشبیه تمثیل نیازمند تأویل است و وجه شبه آن آشکار نیست. او تأویل را به عنوان روشی برای درک تشبیه تمثیل معرفی کرده است .سکاکی تشبیه تمثیل را تشبیهی با وجه شبه غیر حقیقی و منتزع از چندین امور دانسته است و با جرجانی در مورد شرایط وجه شبه اختلاف نظر دارد. او تأویل را در تشبیه تمثیل ضروری نمی داند و بر مرکب بودن وجه شبه تأکید می کند.بحث و نتایج: تشبیه تمثیل نوعی تشبیه است که وجه شبه در آن از چندین امر منتزع و به راحتی شناخته نمی شود. دانشمندان بلاغت درباره آن اختلاف نظر دارند که مهم ترین نکته اختلافی میان جرجانی و سکاکی است. عالمان بلاغت گاهی اوقات میان تشبیه تمثیل با سایر فنون بلاغی، از جمله تشبیه مرکب و استعاره تمثیلیه و ارسال المثل تفاوتی قائل نمی شوند که در این مقاله به ماهیت تشبیه تمثیل پرداخته شده و اختلاف نظر دانشمندان درباره آن تحلیل شده است. همچنین تفاوت تشبیه تمثیل با تشبیه مرکب و استعاره تمثیلیه و ارسال المثل نیز بررسی شده است. نتیجهٔ به دست آمده حاکی از آن است که هر چند در تعریف و شرایط تشبیه تمثیل اختلاف نظرهایی میان عالمان بلاغت وجود دارد، اما همه آنان بر ارزش بلاغی و هنری این فن تأکید کرده اند. تشبیه تمثیل میان عالمان قدیم بلاغت مفهومی عام داشته و بر بسیاری از صور بیانی مانند استعاره تمثیلیه، مماثله، کنایه، تشبیه مرکب و ارسال المثل اطلاق شده است. قدامه بن جعفر اولین کسی بود که تشبیه تمثیل را تعریف و تمثیل را مخالف تشبیه به شمار آورد. ابن رشیق تمثیل را نوعی استعاره به شمار آورد و آن را با تشبیه و استعاره در هم آمیخت. جرجانی در تشبیه تمثیل به تأویل پذیر بودن وجه شبه و عقلی غیر غریزی تأکید دارد، درحالی که سکاکی بر مرکب و غیر حقیقی بودن وجه شبه تأکید می کند. هر تمثیلی که نزد جمهور از جمله جرجانی تمثیل است، نزد سکاکی تمثیل نیست. میان مذهب سکاکی و جمهور نسبت عموم و خصوص وجود دارد. جرجانی استعاره تمثیلیه را جزئی از تمثیل می داند و میان آنها تفاوتی نمی گذارد، درحالی که سکاکی تشبیه تمثیل را فقط زمانی مَثَل می داند که به روش استعاره باشد .این مقاله نشان می دهد که تشبیه تمثیل از نظر بلاغی و هنری ارزش بالایی دارد و تأثیر عمیقی بر مخاطب می گذارد.
بررسی تطبیقی اندیشه تفسیری طبری و معرفت ذیل مفهوم ذنب و استغفار پیامبراکرم (ص)
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
251 - 274
حوزههای تخصصی:
مبحث مربوط به عصمت پیامبر اکرم (ص) از منظر فرقه ها و نحله های مختلف، براساس مبناهای گوناگون محل توجه و بحث قرار گرفته است. ازجمله آیات مربوط به عصمت پیامبر خاتم (ص) مواردی است که «ذنب و استغفار» در ظاهر، به ایشان منتسب شده است. باتوجه به وجود اختلاف آرای تفسیری ذیل این آیات، بدون شک روایات تفسیری اهل بیت (ع) در گره گشایی از فهم آیات قرآن بسیار مؤثر است ، به ویژه در آیاتی که معرکه آراء تفسیری است. بررسی در پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد انتقادی در میراث تفسیری فریقین با نمونه موردی اندیشه های تفسیری طبری و اندیشه های تفسیری آیت اللّه معرفت ذیل این موضوع سامان مى یابد. این بررسی، اهمّ آرای تفسیری از نگاه این دو مفسر را طرح و بررسی خواهدکرد. درپایان، آنچه از مقایسه تطبیقی آرای این دو مفسّر حاصل می شود چنین است که به اعتقاد طبری منظور عفو از گناه برای پیامبر (ص)، گناهی است که نسبت به پیامبر اکرم (ص) آمده؛ یعنی برای پیامبر (ص) گناه را مفروض می دارد که امر شده است ایشان از آن گناه استغفار کنند. درمقابل، معرفت در نظریه پردازی خویش ذیل این آیه متاثّر و متعلّم از آموزه تفسیری رضوی بوده؛ یعنی وی معتقد است که در این آیه منظور از ذنب، گناه و عصیان نیست، بلکه همان طورکه هر مصلح اجتماعی در جریان نهضتش دگرگونی هایی هم به همراه دارد، پیامبر (ص) نیز در زمان مشرکان هم چون مصلح ظهور کرد و آنچه را به زعم مشرکان ارزشمند بود در هم شکست؛ درنتیجه، مراد از ذنب در این آیه مخالفت آن جناب با رفتار، عادت و اخلاق کفار و مشرکین بود که ایشان را مستحق عقوبت می دانستند. لذا، از دیدگاه معرفت، استغفار ایشان از گناهانِ پیشین و پسین؛ دلالت بر این موضوع ندارد که ایشان گناه مرتکب شده باشند بلکه طبق پاسخی که امام رضا (ع) به طور ضمنی در تفسیر این آیه اشاره فرموده اند دلالت بر فعلی دارد که در آن برهه خاص ازمنظر اجتماعی آن هم از ناحیه مشرکان و به اشتباه ناپسند محسوب می شد.
A Critical Analysis of the Contextual Approach to Myth in the Qur’an: Focusing on Angelika Neuwirth’s Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The concept of myth within the Qur’an has been a subject of extensive scholarly inquiry among Orientalists, offering diverse perspectives and methodologies. Angelika Neuwirth, a prominent Qur’anic scholar, has made significant contributions to this field by examining the Qur’anic historical narratives and proposing a connection between these narratives and the concept of myth. In her view, myths function as narratives that employ archetypes to illuminate and interpret the world. To substantiate her claims, Neuwirth adopts a contextual approach, drawing upon the methodologies of biblical criticism. Emphasizing microstructures and contextual details of Qur’anic verses, this approach aims to uncover the origins of the stories and historical narratives in the Qur’an, attributing them to the social and theological milieu of early Muslims. It posits that these narratives are deeply rooted in the socio-theological milieu of early Muslims. Aligning with this approach, Neuwirth characterizes numerous Qur’anic stories and events as myths that have been shaped by archetypes embedded in the collective unconscious of the Qur’an’s audience. This paper employs a descriptive-analytical methodology, coupled with a comprehensive review of relevant literature, to critically evaluate the methodological underpinnings and presuppositions of the contextual approach to Qur’anic myth. Neuwirth's perspective is examined as a representative of this scholarly trend. The findings of this study reveal that, beyond methodological shortcomings, Neuwirth's approach is subject to several criticisms. These include an overemphasis on context as the sole determinant of Qur’anic knowledge, a neglect of the fundamental distinctions between the Qur’an and the Bible concerning the concept of revelation, and an overlooking of the distinct processes of compilation and canonization that shaped these two texts.
A Semantic-Psychological Analysis of the Expression Ḍayq al-Ṣadr in the Qur’an and Its Educational-Social Applications(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the concepts in the Qur’an related to the human psyche is the expression ḍayq al-ṣadr , which describes the tightness of the chest experienced by the Prophet (PBUH) when faced with psychological and social pressures. The verse “And We certainly know that your chest becomes constrained by what they say” (Q. 15:97) not only reflects the challenges of the era of revelation but can also serve as a profound approach to emotion regulation in contemporary life. Previous research has mostly examined this concept in the context of the asbāb al-nuzūl (occasions of revelation) of the verse, leaving a systematic psychological and pedagogical analysis largely unexplored. This study employs a descriptive-analytical method, using exegetical and psychological sources. The findings indicate that ḍayq al-ṣadr , as an emotional-physiological phenomenon, is comparable to situational stress constructs. Qur’anic strategies for addressing this condition—such as tasbīḥ (glorification of God), patience, and cognitive reappraisal of the prophetic mission—align with psychological findings on mindfulness, emotion regulation, resilience, and conflict management. The analysis further highlights four main interpretive perspectives: divine consolation of the Prophet’s heart, recognition of the human limits of prophets, emphasis on the continuity of the prophetic mission, and provision of practical strategies for coping with distress. the paper demonstrates conceptual overlaps between Qur’anic guidance and modern psychology, suggesting directions for educational and counseling applications.
ارزیابی تحلیلی انتقادی شبهه اقتدارگرایی در سیره اجتماعی و روش حکومتی پیامبر اکرم(ص) در برخورد با یهودیان بنی قینقاع
حوزههای تخصصی:
نبی اکرم(ص) به عنوان اشرف مخلوقات و آخرین پیام آور الهی، نسبت به تمامی انسانها نرمخو ومهربان بود وسیره ومنش آن حضرت که آیینه تمام نمای آموزه های قرآنی است، سرشار ازعطوفت، رحمت ومهربانی بود؛ امّا با این وجود، یکی از مسائلی که درروش حکومتی وسیره اجتماعی آن حضرت، نیازمند بررسی وتحلیل دقیق است، وجود یاعدم وجود اقتدارگرایی درعملکرد آن حضرت است که دستمایه طرح شبهات فراوانی درجهتِ ترور شخصیّت وتحریف مقام آن حضرت، قرار گرفته است. مسئله اصلی نوشتار حاضر، آن است که عدّه ای بااستناد به برخی آیات ومنابع تاریخی، شبهاتی مطرح نموده وبدین سان، به زعم خود، اقتدارگرایی شخصِ پیامبر اکرم(ص) را اثبات نموده اند که شناخت دقیق این شبهات وپاسخگویی مستدل ومتقن به آنها ودفاع از ساحَت مقدّس پیامبر(ص) را امری بایسته وضروری، ساخته است. در پژوهش حاضرکه بصورت کتابخانه ای وبا روش تحلیلِ انتقادی وتتبّع فراوان در میان کتب تاریخی وتفسیری فریقین صورت پذیرفته است، به طرح شبهات وپاسخ های مستدل باموضوع تحلیل عملکرد اقتدارگرایی پیامبر(ص) بامحوریّت غزوه بنی قینقاع پرداخته شده است. نتایج حاصل از این پژوهش، حاکی ازآن است که آیات، روایات وگزارش های تاریخی فراوانی برعدم اقتدارگرایی و وجود استبداد درسیره اجتماعی وروش حکومتی آن حضرت، تأکید دارند وتمامی ایرادها وشبهات مطرح شده دراین باره، بی اساس بوده وهیچ گونه ردّپایی از اقتدارگرایی، خصوصاً درجریان برخورد ایشان با یهودیان بنی قینقاع، مشاهده نمی گردد.
بررسی تأویل علمی از امور خارق العاده قرآن در ایران معاصر
حوزههای تخصصی:
رشد تجربه گرایی در دوران معاصر، موجب گسترش آن به همه ابعاد هستی گردید و علم تجربی که کارکرد آن بررسی امور طبیعی بود؛ به اظهار نظر در امور غیرحسی واداشت. برخی از نواندیشان ایرانی نیز با تأسی از چنین نگرشی به تأویل علمی از امور خارق العاده قرآن پرداختند. از آنجا که چنین نگاهی؛ امور خارق العاده را از جنبه غیبی و خارق العاده تهی و به امری طبیعی تبدیل می نماید، تحقیق حاضردر صدد برآمد با روش توصیفی تحلیلی از نوع کتاب خانه ای به تبیین این مسئله بپردازد که تأویل علمی از امور خارق العاده در ایران معاصرشامل چه مواردی بوده و این گونه تأویل ها از جهت صحت و سقم چگونه ارزیابی می شوند؟ طبق یافته های تحقیق شکافته شدن دریا به جزر و مد، جاری شدن چشمه با عصای موسی به اعمال میکانیکی، ید بیضاء به رادیواکتیو، واقع شدن کوه به شیب آن، زنده کردن مرده به دست عیسی به عالم شدن جاهل، نمله به قبیله ای از انسان ، عفریت به رنگین پوستان، هدهد به خبررسان، ابابیل به بیماری آبله و معراج پیامبر به سفرهای کیهانی تأویل شده اند. این تأویل ها با سیاق، دلالت لفظی و ظاهری آیات سازگار نیست.
زیارت قبور در منابع اهل سنت(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
میقات حج دوره ۳۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۸)
33 - 58
حوزههای تخصصی:
زیارت قبور که با حضور پیدا کردن بر سر گورهای مردگان به ویژه بزرگان دین و مذهب تحقق پیدا میکند از معارف اسلامی بوده و جواز بلکه استحباب آن از ادله نقلیه استفاده میشود. در این میان معدودی از مسلمانان که به سلفیون و اخیرا به وهابیون معروف و متاثر از افکار انحرافی ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب هستند در کنار انکار تعدادی از معارف اسلامی همانند توسل و شفاعت، با زیارت قبور نیز به مخالفت برخاسته و آن را شرک به شمار می آورند. در این پژوهش تلاش شده است با توجه به قران کریم و اخبار وارد شده در منابع اهل سنت و اقوال علمای آنان، به شبهه شرک بودن زیارت قبور پاسخ داده و ثابت شود که زیارت قبور هیچ گونه ناسازگاری با توحید نداشته و از معارف اسلامی شمرده شده و از کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) نه تنها جواز، بلکه استحباب آن استفاده می شود.
بازآفرینی اسطوره و اسطوره زدایی در پژوهش های قرآنی خاورشناسان با تأکید بر آرای آنه ماری شیمل و آنجلیکا نویورت
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی اسطوره ها در قرآن و اسطوره زدایی از قرآن ازجمله مباحثی است که در مطالعات قرآنی خاورشناسان با رویکردهای گوناگون به چشم می خورد. برخی از خاورشناسان با رویکردی بافتگرایانه سعی در بازیابی مفاهیم قرآن در معلومات و کهن الگوهای موجود در بافت زمان نزول داشته و در این مسیر به نقش قرآن به عنوان اسطوره زدا یا اسطوره آفرین اشاره کرده اند. برخی دیگر از خاورشناسان نیز با رویکردی پدیدارشناسانه و با تأکید بر اصول روش شناختی این رویکرد که بر تطبیق و مقایسه پدیده ها در تاریخ استوار است، به مطالعه قرآن پرداخته و خوانشی اسطوره ای از قرآن را ارائه می کنند. آنه ماری شیمل و آنجلیکا نویورت را می توان به عنوان نمایندگان این دو جریان و رویکرد در مطالعات قرآنی خاورشناسان معرفی کرد. مقاله حاضر با تأکید بر آرای این دو خاورشناس، علاوه بر تبیین اسطوره از نگاه آنان به نقد روشی و محتوایی آرای آنان پرداخته است. افزون بر آن، گونه های اسطوره در قرآن و منابع پیرامونی آن و مطالعه موردهای معراج و قربانی به عنوان نمونه های بازآفرینی اسطوره و اسطوره زدایی در قرآن از نگاه این خاورشناسان مورد توجه قرار گرفته است.
Wittgenstein and Anti-Realism
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۳,No ۳, Issue ۸, (۲۰۲۴)
109 - 132
حوزههای تخصصی:
This article examines Wittgenstein's teachings on realism and anti-realism through the lens of his philosophy of language. Realism posits that every linguistic statement is either true or false, independent of human consciousness and knowledge. Consequently, the Principle of Bivalence—accepting only truth and falsity as semantic values—is central to this view. In contrast, anti-realism rejects this principle, asserting that the truth or falsity of statements can only be determined if empirical or epistemic evidence is available, and statements cannot be evaluated independently of mind and language. Wittgenstein challenges both perspectives by critiquing the foundations of language and focusing on its functions within various contexts of life. He views language not as a passive mirror of reality, but as a constitutive agent within which reality takes shape. This article elucidates Wittgenstein's arguments against the notion of realism and utilizes Dummett's analyses of meaning and truth to clarify the anti-realist foundations in Wittgenstein's philosophy of language.
Mulla Ṣadrā's Moral Realism and its Effects on Pure Life(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۱, Issue ۳۸, Spring ۲۰۲۴
49 - 71
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: Moral realism means that moral values are real regardless of feelings and emotions, collective agreement, and the orders of anyone. This article aims to explain the relationship between Mulla Ṣadrā's viewpoint and moral realism, as well as the influence of his thoughts on our lives. METHOD & FINDING: The research benefitted from an analytical-descriptive method. At first, by referring to all the works of Mulla Ṣadrā, his moral ontological foundations were deduced, and based on his statements and foundations, it was analyzed in an integrated manner and finally, its effect on pure life has been explained. We have concluded that based on Mulla Ṣadrā's idea, he is a realist. We can enumerate the following shreds of evidence to prove this claim: 1) The reality of the moral criterion, 2) The criticism of divine command theory, 3) The real basis of moral judgments, 4) The consequences of moral judgments, and 5) The manifestation of inner attributes. Additionally, we have demonstrated that action based on the realistic foundations of Mulla Ṣadrā will direct life towards a divine life with true happiness and will suggest a different way of life.CONCLUSION: Action based on the realistic principles of Mulla Ṣadrā will guide life towards a divine life with true happiness and will suggest a different way of life.
مقام طهارت حضرت زهرا (س) بر اساس آیه 33 سوره احزاب
حوزههای تخصصی:
در مکتب تربیتی اسلام علاوه بر تبیین روش های تربیت، الگوهای عملی نیز معرفی می شود تا انسان با درنظر گرفتن سیره عملی آنها به سعادت واقعی برسد. پژوهس حاضر باروش تحلیلی-توصیفی باهدف معرفی مقام طهارت و پاکیزگی حضرت زهرا (س) بهترین الگوی تربیتی برای زنان انجام شد تا زنان بتوانند از بسیاری فتنه ها و ناپاکی ها که در جامعه رخ می دهد خودشان و خانواده هایشان را محفوظ نگه دارند و به سعادت دنیوی و اخروی برسند. یافته ها نشان داد که براساس شأن نزول آیه 33 سوره احزاب و گفتار مفسران شیعه و اهل سنت، حضرت فاطمه (س) بالاترین مرحله یقین و ایمان را دارد و به اراده تکوینی پروردگار مقام طهارت دارد و از مصادیق آیه تطهیر است. القابی مانند زکیه و طاهره بیانگر پاکی حضرت از هرگونه رجس و آلودگی ظاهری و باطنی است.
تبیین مسأله رجعت در مجمع البیان طبرسی و پاسخ به اشکالات آلوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹
278 - 305
حوزههای تخصصی:
ایمان به رجعت از عقائد ویژه شیعیان است که در امتداد تاریخ گفت و گوهای درازدامنی حول محور اثبات یا رد آن پدید آمده است. عمده این گفتگوها در اطراف طیفی از آیات قرآنی گرد آمده که ظاهر آن چنین معنایی را افاده می کند؛ اما مفسران اهل سنّت به دلایلی چنین خوانشی را برنتابیده اند. نوشتار حاضر با روش کتابخانه ای و با هدف تبیین مساله رجعت از نظرگاه علامه طبرسی و پاسخ به اشکالات آلوسی در دو بخش به این موضوع روی آورده است: در بخش نخست به صورت خاص آراء تفسیری امین الاسلام طبرسی و ادله وی در این باب بررسی گردیده است. طبرسی مسأله رجعت را با عطف به آیات قرآنی در دو محور امکانی و اثباتی جای داده و اشکالاتی که بر آن وارد گردیده پاسخ داده است. در بخش دوم 9 اشکالی که آلوسی از مفسران شناخته شده جریان تفسیری معاصر اهل سنّت به آراء علامه طبرسی وارد کرده بررسی و بدان پاسخ داده شده است. نتیجه ای که در پایان به دست آمده روشن می نماید که طرح مسأله رجعت یک مسأله قرآنی است؛ اما آلوسی با ادلّه برون قرآنی به نقد طبرسی برخاسته است؛ بدین روی نقدهای او بر اصل خوانش تفسیری طبرسی وارد نیست.
تحلیل و بررسی مبانی علم سکولار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۹
۵۰-۲۷
حوزههای تخصصی:
واژه «علم سکولار» و در مقابل آن «علم دینی» در دهه های اخیر کانون بحث های نخبگانی قرار گرفته است و درباره توصیف علم به سکولار سخن بسیار گفته شده است. در میان متفکران اسلامی سخن از علم سکولار رفته است اما در بیانات ایشان سخنی از مبانی علم جدید و رابطه آن با سکولاریسم نیامده است.اینکه مبانی تفکر سکولار و سکولاریسم به عنوان یک جهان بینی چگونه علم را تحت تأثیر قرار می دهد و علم سکولار تولید می شود، در آثار متفکران اسلامی بیان دقیقی یافت نشد. مسأله این تحقیق که با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته بررسی نقش مبانی سکولاریسم در تولید علم سکولار می باشد و یافته آن عبارت است از اینکه، جهان بینی و تفکر در تولید علم نقش دارد و لذا سخن از علم سکولار قابل دفاع خواهد بود. در این مقاله با بیان معنای علم سکولار، هفت مبنای فکری علم سکولار تحلیل و بررسی گردیده و تلاش شده تا رابطه سکولاریسم با علم سکولار تبیین شود.