فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۸۱ تا ۴٬۵۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
امروزه بحران ها و مسائل محیط زیستی تهدیدات اولیه و ثانویه بی سابقه ای را علیه بشر رقم زده و درک سنتی از مفاهیم صلح و امنیت را که بسیار نظامی، بازدارنده، محدود و با حاصل جمع جبری صفر بود، دستخوش تحول کرده و مفهوم جدید و فراگیری از امنیت را به وجود آورده که نه تنها مولفه های نظامی و سیاسی بلکه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی را دربرمی گیرد. این مفهوم جامع و فراگیر امنیت باتوجه به فقدان یک نهاد و قدرت سیاسی فراگیر بین المللی برای حل این مسائل و ناتوانی دولت های ملی در پاسخ به این چالش ها و تهدیدات، وظیفه تأمین امنیت را به یک شبکه گسترده حکمرانی فراملی، چندجانبه و چندسطحی جهانی سوق داده است. مقاله پیش رو ضمن تبیین معنا و مفهوم امنیت زیست محیطی تأثیر این مفهوم نوین سیاست جهانی و روابط بین الملل و ظرفیت های آن برای همکاری های منطقه ای خلیج فارس را بررسی می کند. پرسش اصلی این پژوهش این است که رشد و گسترش تهدیدهای فرامرزی زیست محیطی چه تأثیری در همکاری های منطقه ای خلیج فارس گذاشته است؟ فرضیه ای که برای پاسخ به این پرسش به آزمون گذاشته می شود، این است که روند متعارض و گسترش دامنه تهدیدات زیست محیطی و توزیع نامتوازن مزایا و معایب آن ها بر امنیت و رشد اقتصادی کشورهای منطقه خلیج فارس، آن ها را ناگزیر به سوی نوعی همکاری های فراملی سوق می دهد. پژوهش پیش رو از نظر هدف یک پژوهش کاربردی برای به دست آوردن درک و دانش لازم در مورد تهدید های جهان شمول محیط زیستی و پویش ساختار نظام بین الملل برای پاسخ به این تهدید های تازه و شناخته نشده است. همچنین روش پژوهش از نوع موردکاوانه است و تلاش شده بر اساس این روش، نگاره ای فراگیر در مورد حکمرانی محیط زیست در منطقه خلیج فارس ارائه دهد. روش جمع آوری داده ها نیز کتابخانه ای است.
گونه شناسی بهره از مؤلفه های عرفی در نقد احادیث فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
210 - 180
حوزههای تخصصی:
شماری از مجموعه گران سنگ روایات دربردارنده احکام فقهی، به آسیب هایی در حوزه متن دچار شده اند که اعتبار آنها را کم فروغ یا مخدوش می سازد. از این رو در روند استنباط فقهی بایسته است تا سنجه هایی برای ارزیابی محتوای احادیث، سامان داده شود. دانشوران مسلمان با بهره از احادیث، سنجه هایی چون عرضه به قرآن، سنت، عقل، تاریخ قطعی و دستاوردهای قطعی علوم برای نقد حدیث در نظر گرفته اند. فرضیه این جستار آن است که از عنصر عرف، می توان در قامت یکی از سنجه های نقد احادیث فقهی بهره برد. برای ثبات این دیدگاه، به روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، در گام نخست، به تبیین مفهوم مؤلفه های عرفی، دلایل اعتبار آنها از دیدگاه آموزه های شریعت و حکم خرد، دامنه بهره از این مؤلفه ها و تبیین رابطه متقابل آموزه های شرعی با مؤلفه های عرفی پرداخته شده است. در گام پسین نیز پنج مورد از مؤلفه های مقبول عرفی به شکل ذیل افراز شده اند: بناء عقلاء، سیره عقلاء، سیره متشرعه، عادات و امور عام البلوی. افزون بر تبیین رابطه هر یک از این موارد با مفهوم عرف، نمونه های حدیثی متناسبی ارائه شده که با بهره از مؤلفه های عرفی می توان به بی اعتباری آنها دست یافت. ارزیابی پایانی نوشتار آن است که در روند استنباط فقهی مبتنی بر اخبار، استناد به این مؤلفه ها برای اعتبار سنجی حدیث بایسته خواهد بود.
آینه های شکسته (4): «به دامادی گلها و درختان»، نگاهی به ترجمه ای کهن از آیه «وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِح» (حجر: 22)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۰۷)
131 - 146
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر ضمن مرور کلی بر ترجمه های معاصر از آیه «وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِح» (حجر: 22)، به بررسی یک ترجمه ناشناخته و کهن (قرن 5 6) به صورت «و ما بادها را به دامادی گلها و درختان فرستادیم» متمرکز است. این ترجمه در فاصله سالهای 1361 تا 1377، در میان زبان شناسان و ترجمه پژوهان محل نقد و نظر بوده است. ابتدا، مرحوم ابوالحسن نجفی در مقاله ای به دفاع از آن پرداخته و با تأکید بر رعایت سبک، آن را ترجمه ای امین می خواند. بعدها، لطفی پور ساعدی با استناد به افزودن الگوی استعاره در ترجمه آن را کاملا نااستوار و غیر امین شمرده، و اساسا کار مترجم را «خیانت در ترجمه» به حساب آورده و نه «امانت»؛ به باور وی، نجفی در روند دفاع نیز دچار تناقض گویی شده است. سپس، صالح حسینی با تلاش بسیار (بلکه پرتکلّف) به دفاع از ابوالحسن نجفی برخاسته است.
همه این نزاع ها فارغ از مباحث تفسیری و سیاق کل آیه بوده؛ به این جهت، بی آزار شیرازی در مقام یک مفسر سعی کرده راه حل میانه ای در دفاع از ترجمه بیابد. در این مقاله، ضمن بررسی سیاق آیه، ادله موافقین و مخالفین، در تحلیل معانی مطالبی مبنی بر نااستوار بودن این ترجمه ارائه می شود. علاوه بر این، مباحث پیش رو صرفا به رویکرد ترجمه پژوهی حول موضوع متمرکز بوده، و مسائل مخلتف از جمله اعجازهای علمی قرآن (در پیوند با این آیه) در اینجا مطمح نظر نبوده است.
ماهیت عقل در روایات امامیه
منبع:
کلام اهل بیت سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
21 - 38
حوزههای تخصصی:
تطبیق رویکرد عقل گرایان و ظاهرگرایان در فلسفه منع از خردورزی در ذات خدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۸
۹۸-۷۵
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم خداشناسی شناخت ذات باری تعالی است که در متون دینی از تفکر و تعقل در این زمینه منع شده است. این ممنوعیت سبب شده است سؤالاتی درباره فلسفه نهی و منع از خردورزی در ذات خدا ایجاد شود. مسئله این تحقیق بررسی تطبیقی فلسفه منع از خردورزی در ذات خدا در دو رویکرد عقل گرایانه و ظاهرگرایانه است. روش تحقیق در این پژوهشِ مسئله محور نظری است و به توسعه داده های پیشینی می پردازد. اطلاعات موردنیاز این تحقیق از طریق مطالعه کتابخانه ای و به ویژه در متون دینی و تحلیل عقلی اصطیاد شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که فلسفه های معرفتی (دلیل گرایانه) که به ادراک ناپذیری ذات خدا و محدودیت عقل در شناخت ذات خدا دلالت دارند و فلسفه های غیرمعرفتی (علت گرایانه) که از ایجاد مشکلات و پیامدهای ناگوار و اختصاص منع از تفکر به غیرمتخصصان حکایت دارند موجب شده اند متون دینی به منع از تفکر در ذات الهی بپردازند.
بازخوانی آیه «أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۳)
29 - 44
حوزههای تخصصی:
در تفسیر خلق و امر از آیه «أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ» نظریه های بسیاری وجود دارد. برخی خلق و امر را ایجاد و فرمان، شماری عالم خلق و عالم امر، تعدادی دنیا و آخرت، گروهی ابداع و فرمان، عده ای اختراع و تدبیر و تصرف و ... معرفی می کنند. تفاسیر یادشده از جهاتی چند، محل تأمل و تردید است که برخی از مهم ترین آنها خلط مفاهیم، ناسازگاری با سیاق، بی توجهی به کاربرد قرآنی، خلط مفهوم قرآنی، کلامی، فلسفی و ... است. دیدگاه مختار این اثر، تفسیر خلق به ایجاد تدریجی در زمان و مکان و تفسیر امر به ایجاد دفعی بی زمان و بی مکان است. این دیدگاه کاستی های دیگر نظریات را ندارد و افزون بر این، با موضوع آیه و اصل پیوستگی آیات همخوان می باشد. این پژوهش با مطالعه کتابخانه ای و همراه با بررسی و سنجش نظریات مختلف در تفسیر آیه شکل گرفته و هدف آن، نقد و سنجش نظریه های مختلف در تفسیر واژه خلق و امر است.
نقش جنسیت در عناصر درونی هویت ساز انسان از دیدگاه قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
مراتب درونی وجودی انسان در دو ساحت بینش و گرایش، تشکیل دهنده هویت اوست. بخشی از آیات قرآن با نگاهی فارغ از هرگونه تفاوت نژاد، زبان، جنس و... به جایگاه انسان در نظام هستی پرداخته است. پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سوال است که از دیدگاه قرآن کریم جنسیت چه نقشی در عناصر درونی هویت ساز انسان دارد، تا با شناخت هویت جنسیتی، ابعاد وجودی، احکام و تکالیف فرد، او را از بی هویتی که از عوارض عدم شناخت کافی نسبت به این امر است باز دارد. بررسی توصیفی تحلیلی این مسئله نشان می دهد هرچند برنامه های دین برای ایفای نقش های اجتماعی در مسیر رسیدن به کمال انسانی، دارای تمایزات جنسیتی در دو صنف زن و مرد است، اما کرامت انسانی مطرح شده در قرآن در ابعاد درونی وجود زن و مرد در دو ساحت بینش و گرایش و بر اساس عناصر فطری و طبیعی انسان ظهور یافته و قابل تبیین است. ساحت بینشی زن و مرد به لحاظ عناصر و نوع ادراکشان ذومراتب بوده، معرفت های عقلی و قلبی در مرتبه فطرت این ساحت به دور از تفکیک جنسیتی است؛ در ساحت طبیعت، تمایزاتی طبیعی میان دو صنف به چشم می خورد؛ در ساحت گرایش نیز گرچه جنسیت در عنصر فطری دخالت ندارد، اما به عنوان هماهنگ کننده وسامانده قوای فطری در جهت تثبیت، تعدیل و تکمیل قوای طبیعی گرایشی، جنسیت و تفکیک میان زن و مرد در ساحت گرایش های طبیعی را به همراه دارد.
بررسی تفکیک دلالت آیه «لا اکراه فی الدین» و حکم ارتداد با تأملی بر قوانین ارتداد ادیان
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
109 - 145
حوزههای تخصصی:
فِرق اسلامی به رغم اختلاف در فروع فقهی، نسبت به مسئله ارتداد اشتراک نظر دارند. ممکن است برخی به واسطه توجه به کارکرد خاص آیه «لا اکراه...» آیات ارتداد را زیر سوأل ببرند. لذا اندیشمندان در مواجهه با این گونه اشکالات، به طرح پاسخ های مختلفی پرداخته اند. پژوهش با روش کتابخانه ای، تحلیل علمی و تأمل در قرائن درون متنی و برون متنی پیرامون آیات ارتداد و آیه لا اکراه، به دنبال اثبات این فرضیه است که مراد از عدم اکراه در آیه، مبتنی بر پذیرش زبانی و اولیه دین اسلام بوده و لذا جامعه اسلامی غیر مسلمان را بر پذیرش دین بدون پذیرش قلبی وادار نمی سازد. از دیگر سو فرد مرتد که بر مبنای اختیار دین اسلام را برگزیده و سپس از آن خارج و بدان اظهار کرده و موجبات پیامدهایی منفی چون تردید در جامعه دینی را فراهم آورده است، موضوع احکام مجازاتی قرار گرفته است؛ بنابراین کارکرد آیه عدم اکراه، تعارض، تنافی و تضادی با موضوع ارتداد از این جهت نداشته و ناسازگاری میان احکام مجازاتی ارتداد و عدم اکراه بر دین وجود ندارد، مؤید این مطلب وجود حکم ارتداد در ادیان مختلف است که نسبت به ورود به دین خود الزامی نداشته، منتها در برابر مرتدان واکنش شدیدتری نسبت به اسلام داشته اند.
Translating the Qur’anic Hypotext into a Religious Dramatic Hypertext: A Case Study of the TV Series Sahebdelan (2006) [The Spiritualists](مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The concept of translation encompasses a broad spectrum, including various forms of textual adaptation and adjustment that occur across languages and cultures. Within this spectrum, adaptation and imitation are also considered as part of the translation family. This study, conducted using a comparative, descriptive-analytical method, seeks to explore the issue of adapting a contemporary religious drama from Qur’anic narratives, employing Gérard Genette’s theory of hypertextuality. It examines the structural and thematic aspects of the hypertext in question—the television series Sahebdelan ( The Spiritualists ), directed by Mohammad Hossein Latifi (2006)—and its relation to its hypotext, the narratives of the Qur’an. The aim is to determine the extent and manner of the Qur’an’s influence on the adapted hypertext and to analyze the types of transformations that have occurred. The findings reveal that, based on Genette’s categorization of transtextual relationships, this form of translation from hypotext to hypertext constitutes a recreation of parts of the lives of certain prophets in the Qur’an in the format of a television drama. This recreation—shaped by filmmaking motives, media constraints, target audience, and the purpose of the series—has involved substantial changes to narrative elements such as characters, events, time and space of narration, and intertextual connections. These transformations have enabled the transmission of Qur’anic themes and messages in a contemporary and accessible language for today’s viewers. The impact of Qur’anic narratives in shaping the content and themes of this dramatic work has been significant, making it a prominent example of religious adaptation.
خوانش تفسیری واژه رمزی «هُو» با تکیه بر میراث عرفانی و دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
243 - 270
حوزههای تخصصی:
کلمه پر رمز و راز «هُو» معادل «او» در زبان فارسی، هرچند از منظر ترکیبات عربی، ضمیر مفرد سوم شخص غائب است که به مرجعی برمی گردد و از مفهوم مبهمى حکایت مى کند، در منابع دینی و عرفانی، فراتر از یک ضمیر و به عنوان یک رمز و راز محسوب شده و حاوی معانی ژرفی است. مقاله حاضر که به شیوه توصیفی تحلیلی و با گردآوری اطلاعات کتابخانه ای نگارش یافته، درصدد ارائه لایه های مختلف معنایی واژه «هُو» و مقایسه کاربرد «هُو» با سایر ضمایر الهی و تبیین کارکردهای آن با تکیه بر میراث دینی و ادبیات عرفانی است. نوشتار حاضر در پی پاسخ گویی به این پرسش است که چگونه این واژه از منظر دستوری به ابعاد عرفانی تعمیم پیدا کرده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد کلمه «هُوَ» نه یک ضمیر ساده، بلکه اسم اعظم خداوند است که به ذات خالص خداوند اشاره دارد که هیچ گونه محدودیت یا تشبیهی ندارد. «هو» در این جایگاه، دو کارکرد هستی شناسی یا انتولوژی و معرفت شناسی یا اپیستمولوژی دارد. در بُعد هستی شناسانه، کلمه «هُو» ناظر به وجود واحد و فراگیر حق تعالی نسبت به موجودات است؛ یعنی یک «بود» است که آن خداست و مابقی «نمود» و تجلّی آن وجودند. در بعُد معرفت شناسانه، «هُو» به غیب الغیوب بودن خداوند اشاره دارد.
نقش علوم قرآنی در پیدایش نظریه تاریخمندی قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر به دنبال رشد و پیشرفت تکنولوژی، و پیش آمدن شبهات و سؤالات فراوان پیرامون چگونگی تطبیق سنت با مدرنیته، آراء و نظریه های مختلفی از جانب روشنفکران و نواندیشان مسلمان پیرامون فهم و تفسیر قرآن مطرح شده که وجه جامع همگی آنها، تاریخی نگری نسبت به قرآن کریم می باشد. پرواضح است که تاریخمنددانستن قرآن کریم با فراتاریخیت آن در تضاد بوده و تبعات منفی را دربر دارد که نفی آموزه های این کتاب الهی، از جمله آنها می باشد. وجود این مسأله ریشه یابی این نوع نگاه نسبت به قرآن را برای رسیدن به راه حلی اساسی در جهت برون رفت از آن ضروری می سازد. بر اساس پژوهش حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی سامان یافته، اشکال تاریخی نگری به قرآن، در برخی مباحث مخدوش و معیوب علوم قرآن ریشه داشته و با اندکی تأمل، می توان ردپای برخی مباحث علوم قرآنی همچون «اسباب نزول»، «مکی و مدنی» و «ناسخ و منسوخ» را در آراء و دیدگاه های روشنفکران و نواندیشان مسلمان مشاهده نمود.
انکشاف سعادت بر انسان صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۳
187 - 203
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین دغدغه های متفکران، مباحث اخلاقی است که غایت این مباحث سعادت بشر است. در میان آموزه های ناظر به سعادت در فلسفه اخلاق اسلامی، رویکرد صدرالمتألهین قابل تأمل است؛ چرا که سعادت از نظر وی با ادراک عقلانی وجود متناظر است. در این نوشتار، برآنیم تا بر پایه های سازنده نظام حکمت متعالیه، شاکله تفسیر صدرالمتألهین شیرازی را در مورد سعادت ترسیم کنیم. در پرتو نتایج این بازخوانی، نوآوری حکمت متعالیه در مسأله سعادت متجلی می گردد که آن «کشف المحجوب بودن سعادت بر انسان صدرایی» است، تفسیری که تاکنون نوشته های گذشته که به سعادت صدرایی پرداخته اند، بدان توجه نداشته اند. نگارنده با رویکردی تحلیلی و اکتشافی با ارائه مبانی لازم از نظام حکمت متعالیه، تشکیل مختصاتی را قصد دارد که خطوطش از سه شاخه وجودشناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی متعالیه نشأت بگیرد تا بتواند نظریه ی «انکشافی بودن سعادت انسان صدرایی» را به بار بنشاند. بر مبنای این نظریه، سعادت از منظر حکمت متعالیه، امری اکتسابی و عروضی نیست؛ بلکه انکشافی است و آشکارگشتگی کمالات باطنی نهفته ذات آدمی در حرکتی اظهاری اشتدادی است.
بررسی فقهی حقوقی رجوع زوجه به مابذل با تأکید بر مهریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
1 - 16
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مسائل مهم روابط مالی میان زوجین رجوع زوجه به مابذل به زوج به ویژه رجوع به مهریه است که محل بحث و نظر بوده و از موضوعات مبتلا به جامعه است. هدف مقاله حاضر بررسی بررسی موضوع مورد اشاره از منظر فقه و حقوق است.مواد و روش ها: روش تحقیق در مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متن، صداقت و امانت داری رعایت شده است.یافته ها: یافته ها نشان داد رجوع زوجه به دو صورت رجوع از مابذل(فدیه) و روجوع از هبه مهریه است. رجوع از مابذل متعلق به طلاق خلع و مبارات است. از منظر فقه و حقوق، در طلاق خلع اگر زوجه نسبت به بذل رجوع کند، طلاق رجعی می شود و زوج می تواند به زوجه رجوع کند، هرچند زوجه راضی به این امر نباشد و اگر راضی به رجوع باشد، زوج می تواند رجوع کند. حتی اگر زوجه نسبت به بذل رجوع نکرده باشد. بر این اساس، چنان چه وضعیت کراهت زوجه از زوج چنان باشد که بخواهد هرگونه رجوعی را نفی و غیرممکن کند، می بایست عدم رجوع از مال البذل در ضمن شرط لازمی بر طلاق خلع حادث شده، بار و فرض شود تا هرگونه رجوع احتمالی به مال بذل شده و درنتیجه رجعی شدن طلاق و امکان رجوع مرد به زوجه را ناممکن سازد.نتیجه : از منظر فقهی، در خصوص بررسی امکان یا عدم امکان رجوع از هبه مهریه بین زوجین سه نظر وجود دارد که عبارت اند از عدم امکان رجوع از هبه بین زوجین، امکان رجوع از هبه بین زوجین و همین طور کراهت رجوع از هبه بین زوجین. ولی نظر عدم امکان رجوع از هبه بین زوجین نظر مشهور فقها امامیه می باشد. حقوق موضوعه نیز نظر مشهور فقها را پذیرفته است..
مدیریت ریسک های حقوقی و تطبیق در صنعت بانکداری ایران (رویکرد ماتریس ریسک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
81 - 100
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فقدان مدیریت مناسب ریسک حقوقی و تطبیق موجب می شود که بانک ها در معرض طیف وسیعی از مسئولیت های کیفری، نظارتی و مدنی قرار بگیرید؛ بنابراین بانک ها بایستی برای مقابله با این ریسک ها، استراتژی های راهبردی را تدوین و اجرا کنند. لذا با توجه به اهمیت موضوع، هدف از این تحقیق تدوین ماتریس ریسک حقوقی و تطبیق در حوزه فعالیت بانک هاست.مواد و روش: روش تحقیق تلفیقی (کیفی و کمی) می باشد. فاز کیفی تحقیق مربوط به شناسایی ریسک های حقوقی و تطبیق می باشد. در فاز کمی تحقیق، شاخص های شناسایی شده امتیازدهی می شود تا با استفاده از ماتریس ریسک اولویت بندی شوند. ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله اصالت متون، صداقتداری و امانتداری شده است.یافته ها: با استفاده از دیدگاه خبرگان حوزه بانکی و ریسک، 12 مورد ریسک حقوقی و 12 مورد ریسک تطبیق شناسایی و احتمال وقوع و اثرات آن امتیازدهی شد. درنهایت ماتریس ریسک های حقوقی و تطبیق تدوین و استراتژی های مرتبط بر اساس اولویت و جایگاه ریسک ها ارائه شد.نتیجه: بانک باید با دقت ریسک های حقوقی و تطبیق را رصد کنند و منابع مالی خود را برای آن ها اختصاص دهند. اجرای یک سیستم مدیریت ریسک و تنظیم فرآیندهای داخلی مرتبط با آن موجب بهبود نظام قانونی و کاهش ریسک حقوقی و تطبیق شود.
اصول و شاخص های شفافیت در سرمایه گذاری در سازمان توسعه و همکاری اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
161 - 178
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سازمان توسعه و همکاری اقتصادی به عنوان یک سازمان بین المللی با هدف ترویج توسعه اقتصادی و همکاری بین کشورها در اقتصاد جهانی فعالیت می کند. هدف مقاله حاضر بررسی اصول و شاخص های شفافیت در سرمایه گذاری در سازمان توسعه و همکاری اقتصادی است.
مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: در سازمان توسعه و همکاری اقتصادی، شفافیت در سرمایه گذاری و مدیریت منابع مالی دارای اهمیت بسیاری است. شفافیت در سرمایه گذاری سازمان توسعه و همکاری اقتصادی اعتماد را افزایش می دهد. زمانی که سرمایه گذاران و کشورها اطلاعات دقیق در مورد پروژه ها و برنامه های سازمان را داشته باشند، احتمال اشتباه و خطا در تصمیم گیری های مالی به حداقل می رسد و اعتماد به سازمان افزایش می یابد. علاوه براین ، شفافیت در سرمایه گذاری سازمان توسعه و همکاری اقتصادی باعث جلب سرمایه گذاری از سوی کشورها و شرکت های خصوصی می شود. سرمایه گذاران ترجیح می دهند در محیطی که اطلاعات مالی و سرمایه گذاری ها به طور شفاف ارائه می شود، سرمایه گذاری کنند.
نتیجه: شفافیت در سرمایه گذاری به کاهش فساد و سوءاستفاده از منابع مالی کمک می کند. زمانی که اطلاعات مالی به طور کامل منتشر می شود، احتمال تخلفات مالی و فساد کاهش می یابد و کشورها می توانند منابع مالی را به بهره برداری از مردم و توسعه پایدار معطوف کنند.
تحلیلی نقادانه بر روایات عاشورایی سبط بن جوزی در «تذکره الخواص»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۲۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۱)
209 - 226
حوزههای تخصصی:
مقتل الحسین(ع) تذکره الخواص در زمره مقاتل تاریخی روایی قرن هفتم هجری است که از جهت مذهب نویسنده، محتوای گزارش های عاشورایی و اثرگذاری بر مقاتل دوران پس از خود قابل توجه است. بخشی از گزارشی که سبط بن جوزی از قیام امام حسین(ع) ترسیم کرده، برخاسته از روایات مقاتل متقدّم است و بخشی دیگر جزء متفرّدات او به شمار می آید. در متفردات وی گاه، آشفتگی های متنی دیده می شود که با وقایع مسلّم تاریخی ناسازگار بوده و در مواردی بنابر رویکرد شیعی شأن امام معصوم خدشه دار شده است، بگونه ای که پایه و اساسی برای نقل دانشوران قرون بعدی محسوب می شود. لذا مقتل وی مخاطب را در موطن تأمل و تردید می افکند و حتی در برخی موارد، شیعه را متأثر از اعتقاداتی خاص معرفی می کند. این مقاله که با رویکردی تحلیلی انتقادی سامان یافته، می کوشد تا با بررسی جامع تک تک گزاره های عاشورایی این کتاب به برخی از هجمه های تحریفی که نخستین بار در میان روایات عاشورایی جای گرفت، اشاره کند و نیز مطالب تاریخی و روایی آن را که عمده ترین مباحث مورد تردید و دقت در این مقتل است مورد ارزیابی قرار دهد.
عرفان عملی عین القضات همدانی و طرح موضوع اصالت اولیّه مذاهب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
327 - 346
حوزههای تخصصی:
آنچه عین القضات را از دیگر عارفان زمان خود- و حتی دوره پس از خود – متفاوت می کند، دیدگاه تأویلی او در آیات و احادیث و نوآوی های وی در مفاهیم عرفانی و آیین های مذهبی است. روش عین القضات در به کارگیری آیات قرآنی و احادیث اسلامی منحصربه فرد است؛ روشی که هنوز پس ازگذشت چند قرن می تواند برای متفکران این زمان، پیام های جدیدی به همراه داشته باشد. عرفان عین القضات اگرچه ریشه در آیات قرآن و احادیث پیامبران و اولیا دارد، اما از آن بوی کهنگی، زهد یا انحراف به مشام نمی رسد بلکه برعکس، عرفان او بسیار پویا و نو است. گویا این جوان نابغه بسیار پیش تر از زمان خود می زیسته است، افق های دورتری را می دیده و با انواع سردرگمی ها و بن بست های فکری و مذهبی متفکران آشنابوده است. این مقاله می کوشد تا پس از بررسی کوتاه مفاهیم عرفان و تصوف از نگاه متفکران گذشته و حال، به تحلیل اندیشه عین القضات درخصوص اصالت مذاهب بپردازد.
تربیت کودک از دیدگاه منابع و برخی اندیشمندان اسلامی
حوزههای تخصصی:
تربیت یکی از مسائل مورد توجه در جامعه صالح است؛ زیرا جامعه صالح، زمینه رشد معنوی و شخصیتی انسان را فراهم می کند. در پژوهش حاضر به شیوه تحلیلی و باروش اسنادی و کتابخانه ای، دیدگاه قرآن و کلام اهل بیت (ع) و برخی اندیشمندان اسلامی را درمورد تربیت بررسی شده است. نتایج نشان داد از نظر اسلام دوره های تربیت فرزند به سه دوره تقسیم می شود. همچنین در پژوهش حاضر تربیت از منظر قرآن (شامل تربیت اعقادی ، آموزش شریعت و احکام ، تربیت اخلاقی مانند مشورت )، از منظر اهل بیت (ع) (تربیت عاطفی، توجه به سن در تربیت، تلاش والدین در تربیت) و از منظر اندیشمندان مسلمان بررسی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد اگر انسان به امر تربیت توجه لازم و کافی داشته باشد به راهکارهای مهمی در امر تربیت دست می یابد که وی را در رسیدن به هدف متعالی یاری می رساند.
امکان سنجی قاعده حلیت طیبات و حرمت خبائث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قاعده تحلیل طیبات و تحریم خبائث در منابع فقهی به صورت گسترده مورد استناد قرار گرفته است. با این حال، درباره واقعیت آن، پرسش های جدی وجود دارد. مسئله اصلی در مورد آن این است که آیا تحلیل طیبات و تحریم خبائث جنبه انشایی دارد به گونه ای که از آن بتوان حکم موضوعات جدید را استنتاج نمود؟ جمع بسیاری از فقیهان بر این باورند و از آن به عنوان قاعده ای فقهی یاد می کنند و حتی آن را از ضروریات دین می دانند و برای اثبات حجیت آن به آیات قرآن کریم و روایات استدلال می کنند. دیدگاه دیگر این است که تحلیل طیبات و تحریم خبائث، واقعیت باطنی نظام قانون گذاری اسلام است و احکام آن بر اساس موازینی چون طیب و خبیث بودن متعلق تشریع شده است، اما این بدین معنا نیست که مکلفان خود قادر به تشخیص مصادیق باشند. پژوهش حاضر که به روش توصیفی – تحلیلی و مستند به منابع کتابخانه ای است، در صدد است ضمن تحلیل دیدگاه ها و ادله ایشان به بررسی مفاد قاعده، تطبیقات آن، وظیفه عملیه در زمان شک و مدارک اعتبار آن بپردازد. برآیند پژوهش این است که اصل حلیت طیبات و حرمت خبائث به عنوان قاعده ای فقهی تمام نیست و اصطیاد احکام فقهی بر پایه عناوین طیب و خبیث از شئون شارع مقدس است و غیر او شایسته این مهم نیست.
برهم کنش تاریخی آواشناسی و تفسیر قرآن: پژوهش موردیِ مریم/ 19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش عمده ای از اختلاف قرائات قرآن، که غالباً ذیل اصول قرائات تعریف می شوند، صرفاً جنبه آوایی دارند. با این حال، گاه ادای واژه ای به گونه ای است که با کلمه ای متفاوت از نظر دستوری همسان می شود. در این موارد، اختلاف قرائات از پدیده ای صرفاً آوایی فراتر رفته، در تحلیل دستوری و به تبع آن برداشت تفسیری از آیات انعکاس می یابد. در این مقاله، کلمه لاهب در مریم/ 19 به عنوان نمونه بررسی می شود که در خوانش آن اختلاف آوایی، دستوری و تفسیری درهم تنیده است. در خوانش این واژه با همزه (سازگار با نگارش به صورت لاهب) فعل به صیغه متکلم وحده است، حال آنکه خوانش آن با یاء (سازگار با نگارش به صورت لیهب) با فعل به صیغه مفرد مذکر غائب همسان می شود. مسئله پژوهش این است که اختلاف خوانش در این کلمه برآمده از اختلاف آوایی همزه بوده که به تفاوت در صیغه فعل از متکلم به غائب تعبیر شده و نهایتاً به تفسیری متفاوت از آیه انجامیده، یا اینکه مفسران متقدم برای حل معضلی تفسیری به خوانشی از آیه تمسک جسته اند که ازقضا با مسئله اختلاف آوایی همزه هم پوشانی یافته است. پژوهش نشان می دهد که دو قرائت مختلف در این آیه با هم تلفیق شده اند: یکی فعل متکلم وحده با ابدال همزه به یاء، چنان که به روایت ورش از نافع مدنی نقل شده، و دیگری فعل مفرد مذکر غائب، که به ابوعمرو بصری منسوب است.