فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۰۱ تا ۴٬۲۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
349 - 369
حوزههای تخصصی:
در این مقاله گفتمان عرفانی حافظ و سپهری در دو سطح برجسته سازی و حاشیه رانی با رویکرد کاربردشناسی و زبانشناسی بر اساس نظریه های گفتمان شناسی، بویژه نظریه گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف بررسی مقایسه ای شده است تا رازها و رازناکی های اندیشه های عرفانی، سیاسی، فلسفی و اجتماعی این شاعران بیش از پیش آشکار شود. نتایج این پژوهش حاصل «مطالعه متن» شعر حافظ و سپهری است که در مطالعات فرهنگی ادبی از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این پژوهش از روش تحلیل ایدئولوژیک محتوای کیفی استفاده شده است زیرا روش های کمی تحلیل محتوا بویژه در مطالعه متن و گفتمان نتایج آماری و شمارشی را حاصل می کند که ممکن است مقصود اصلی مورد نظر پژوهندگان از این راه فراهم نشود. نتیجه آنکه حافظ، رندانه مکتب رندی گفتمان عارفانه را در حاشیه رانی و برجسته سازی برمی آفریند و سهراب با محوری انسان گرایانه و با تمایلات عرفانی و پناه جستن به طبیعت، انسان را به دگرگونی در نگریستن به هستی و رهایی از قیل و قال زمانه پرآشوب فرامی خواند.
روش و مؤلفه های دین پژوهی تطبیقی در پژوهش های ابوریحان بیرونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
197 - 213
حوزههای تخصصی:
دین پژوهی تطبیقی، دانشی است جدید که در نیمه دوم قرن نوزدهم و با تلاش های ماکس مولر ظهور کرد. سال ها پیش از این، ابوریحان بیرونی، دانشمند ایرانی قرن پنجم هجری، شیوه ای جدید در مواجهه با دیگر ادیان و شرح و تبیین باورها و مناسک آنها پی ریزی کرد. روش ابوریحان بیرونی در تحقیقاتش بر چهار اصل مبتنی بود که سال ها بعد دانشمندان غربیِ دین پژوهی از آن برای نظام مندکردن روش علمی خود بهره بردند. این اصول عبارت اند از: بی طرفی و تعصب نداشتن در پژوهش، روش تجربه عینی، تطبیق بین الادیانی و توجه کامل به موضوعات خاص دین پژوهی. بیرونی با نگاهی مردم شناسانه، اعتقادات و باورهای هر گروهی را به فراخور حالشان شرح می دهد و با توجه به اصول مطرح شده، عقاید و باورها را تطبیق و تبیین می کند. از منظر فردریش ماکس مولر، که وی را بنیان گذار دین پژوهی تطبیقی می دانند، این شاخه از علم شاخصه هایی دارد، از جمله اینکه باید توصیفی، عینی و به دور از تعصب و ارزش گذاری باشد. در این مقاله می کوشیم نشان دهیم که روش دین پژوهی ابوریحان بیرونی واجد عناصر و شاخصه های مد نظر ماکس مولر نیز هست. با توجه به روش و پژوهش ابوریحان بیرونی و نحوه توصیف او از مشاهداتش، سزاست که او را حتی با مقیاس و ملاک دین پژوهان بزرگ غربی، مانند ماکس مولر، از پیش گامان این رشته علمی بدانیم.
هگل ایرانی؛ گزارش و وصف خوانش سید جوادطباطبایی از گفت وگوی ملاصدرا و هگل(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۵
143 - 168
حوزههای تخصصی:
بیش از یک و نیم قرن از مواجهه ایرانیان با اندیشه هگل می گذرد. در این مدت،مراجعه «ما» به هگل، تحولاتی داشته لذا بجاست پس از این همه هگل پژوهی، ترجمه هگل و هگل خوانی، دست به یک ارزیابی از نسبتی که با هگل ساخته ایم بزنیم و بپرسیم؛ آیا پس از این همه مدت، هگل را در سنت خودمان اخذ کرده ایم؟ به بیان دیگر آیا می توان در عداد سنت های تفسیری گوناگونی که از هگل وجود دارد مثلا هگل راست و چپ و پیر و جوان و انگلیسی و فرانسوی و غیره، سخن از یک هگل ایرانی گفت؟آیا اساسا امکان فهم هگل-ولو متفاوت از سایر فهم ها-برای ما گشوده است؟ پاسخ این پرسش ها ارجاع به تاریخ فلسفه و سنت فکری ما دارد.شاکله مفاهمه ای «ما»، باید ظرفیت شنیدن هگل و سخن گفتن با او را داشته باشد. این بیان آشکارا پرسش از معاصرت فلسفه اسلامی است. پاسخ به این پرسش مستلزم بررسی خوانش هایی است که از اندیشه هگل در بستر فلسفه اسلامی رخ داده است. از آنجا که اندیشه ملاصدرا، تمامیت فلسفه ماست، خوانش های ما از هگل عمدتا در بستر فلسفه ملاصدرا و در امتداد و بسط آن اندیشه، شکل گرفته است. لذا ما تمرکز خودرا بر سنجش مواجهات صدرا با هگل قرار دادیم. سید جواد طباطبایی یکی از متفکران معاصر ایرانی است که دست به تطبیق هایی میان صدرا و هگل زده است. از همین رو توصیف مواجهه اش با هگل ضرور است و ما در پی آنیم تا بتوانیم به ارزیابیی دقیق از یکی از مهم ترین هگل خوانی های ما در بسترسنتِ به تفکر درآمده شده ما یعنی فلسفه ملاصدرا برسیم و یکی از اضلاع کلان پروژه «هگل ایرانی» را تبیین نماییم.
بررسی عوامل هستی شناختی ایجاد آرامش در نگرش لائوتزو و مولانا جلال الدین بلخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی التفاتی به بن مایه های فکری از جمله هستی شناسی شکاف تحقیقاتی پیرامون مسئله آرامش است نوشتار حاضر با ابتنا بر فرضیه مدخلیّت بن مایه های فکری در بحث آرامش، کاوشی برای یافتن عوامل هستی شناختی ایجاد آرامش در نگرش لائوتزو و مولاناست. این جستار با استمداد از روش تحلیل محتوا و به شیوه مقایسه ای،کوششی برای پرکردن این شکاف تحقیقاتی است. نتایج این تامّل نشانگر هم سویی دو سوی تطبیق در عوامل هستی شناختی آرامش است. این عوامل در نگرش لائوتزو عبارتنداز: وو، یو، فاعلیت تائو و وحدت نیروهای متضاد یین و یانگ، قدرت و لطف تائو، حرکت دورانی و افقی هستی، شن-جن؛ در اندیشه مولانا نیز عبارتنداز: عدم، ربوبیت و فاعلیّت معشوق ازلی به واسطه اسماء متکثر اما واحد جلال و جمال، ظهور قدرت و احسان حق، انسان کامل و نیز حرکات دورانی و افقی هستی و وحدت متضادهای هستی. دستاوردهای این پژوهش، ارائه گر بازتعریف مفهوم آرامش به مفهومی در حاقّ حقیقت وجود است. حقیقت وجود با تمام تجلیّات و مراتبش اصلی ترین عامل ایجاد آرامش است و آرامش به دلیل ساختار ذومراتب عالم، مفهومی ذومراتب و دامنه گستره آن فراتر از عالم محسوسات است. انفکاک ناپذیری و ابتنای عوامل موجد آرامش بر هستی شناسی در دو سوی تطبیق، نمایان گر نقش مهم، اما نادیده گرفته شده بن مایه های فکری در پژوهش ها پیرامون آرامش است.
تحلیل خطبه حضرت زینب (س) در شام با تکیه بر نظریه ساختارگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه ساختارگرا، از نظریه های زبان شناسی معاصر برای درک صحیح کلام است که نگاهی همه جانبه به آثار مکتوب دارد و به واسطه آن می توان با زوایای مختلف متن آشنا شد. در این نظریه، نشانه های زبان دو بخشند شکل و محتوا که به منزله امری واحد در خدمت مفهوم سخن هستند لذا برای بررسی آثار ادبی تنها نمی-توان به محتوا و معنا توجه نمود، بلکه چگونگی ادای معنا در سطوح مختلف آن نیز مورد توجه قرار می گیرد تا نهایت امر، ارزیابی کلی نسبت به اثر ادبی صورت پذیرد بنابراین به کارگیری نظریه ساختارگرا در خصوص خطب گران قدری مانند خطبه حضرت زینب سلام الله علیها در شام، نکات نورانی آن را هر چه پرفروغ تر می نماید. جستار پیش رو با هدف آشنایی بیش تر با خطبه مذکور در صدد پاسخ به این پرسش است آیا مؤلفه های نظریه ساختارگرایی بر این خطبه منطبق است؟ و یا انسجام و هماهنگی بین شکل و محتوای خطبه در چه سطحی است؟ روش تحقیق، روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. به این گونه که ابتدا متن خطبه مذکور آورده شد و سپس ابعاد مختلف آوایی، واژگانی، نحوی و بلاغی آن مورد تحلیل ساختاری قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از آن است که عناصر ساختار زبانی خطبه متناسب با اقتضای زمانی آن، دارای برجستگی های برهانی و استدلالی است و از ظرایف علم معانی و دقایق علم بیان و بدیع به شایستگی استفاده شده است و لذا می توان گفت مؤلفه های نظریه ساختارگرایی کاملا بر خطبه منطبق است.
بازشناخت کارکرد قرینه های لفظی در فهم حدیث از دیدگاه شیخ انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
159 - 178
حوزههای تخصصی:
حدیث، زمانی می تواند مورد استناد قرار گیرد که با نقد و ارزیابی، صدور آن از معصوم ثابت گردد. شیخ انصاری همانند دیگر فقیهان شیعه با تشکیل خانواده های حدیثی در جای جای مباحث فقهی از قرائن مختلف برای رسیدن به مراد واقعی امام بهره می برد. ایشان در تراث فقهی خود به قرائن فراوانی، توجه کرده است. قرینه ها از جهات گونا گونی قابل تقسیم هستند و بر طبق یک تقسیم بندی گاهی از جنس لفظ و کلام هستند که آن را قرینه لفظی می نامند و گاهی از جنس لفظ و کلام نیست که بدان قرینه مقامی می گویند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به این نتیجه رسیده است که در نگاه شیخ انصاری بررسی قرینه های لفظی در فرآیند فهم حدیث تأثیر بسزایی در فهم مراد واقعی معصوم دارد؛ ایشان برای تحصیل ظهور و دستیابی به مراد جدی امام، در تراث فقهی اصولی خود، از قرائن لفظی متنوعی مانند تخصیص، تبیین، حکومت و ورود، تعلیل، سیاق، تقابل، سوال راوی، فهم و تفسیر نخستین راوی، عنوان باب حدیث، امر عقیب حظر، تمثیل استفاده کرده است.
جستاری در «راسخان در علم» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
199 - 214
حوزههای تخصصی:
«راسخان در علم» تعبیری قرآنی با کاربردی اندک ولی بسیار مهم است. بازیابی معنای این عبارت و بازشناسی آن در دو کاربرد قرآنی و مباحث مرتبط، هم چنان نیاز به پژوهش دارد. با بررسی سخن واژه شناسان و فرهنگ نگاران واژه های قرآنی، می توان به معنایی جامع تر از آن چه گفته شده، دست یافت و با ارزیابی اقوال مفسران و بازیابی و هم افزایی رویکردهای ادبی، مانند: تناسب و اسلوب کلام، قصر و حصر در علم معانی و بلاغت، اِعراب و نحو، معناشناسی، رابطه هم نشین ها و جانشین ها و توجه به کاربردهای موارد مرتبط در دیگر آیات و بخش های قرآن کریم و. می توان معنای آن را بازشناسی کرده و کاربرد آن را در قرآن و مباحث مرتبط نشان داد. معنای این عبارت، عالمان به علم الهی [یا علم لَدُنِّی و موهبتی] است که خداوند با خواست خود به برخی از بندگانش، عطاء می کند. این علم، رسوخ و استواری، باور و آرامش قلبی برای آنان دارد و ایشان را از لغزش و تردید رها می سازد. این همان معنای راسخان در علم در قرآن کریم است که ائمه معصومین(علیهم السلام)، مصادیق والای آن بوده و همچنین، عالمان به تأویل قرآن کریم نیز هستند؛ گرچه هر دو امر، محدود و منحصر در آنان نیست بلکه ملازمه ای میان راسخان در علم با عالمان به تأویل وجود ندارد.
ابعاد الگوی تربیت از منظر مرحوم آیت الله مهدوی کنی رحمه الله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۹
1 - 20
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، توجه بسیاری از سیاستمداران و اندیشمندان به اهمیت مسئله تربیت جلب شد و تلاش های فراوانی برای ایجاد تحول در فرآیند تربیت صورت گرفت. با این حال، پژوهش های انجام شده عمدتاً بر وجوه نظری تربیت متمرکز بوده و جنبه های عملیاتی آن مورد غفلت قرار گرفته است. آیت الله مهدوی کنیe، یکی از مبارزین انقلابی که قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر تربیت جوانان تمرکز داشتند، موفق شدند علاوه بر طرح مباحث نظری در حوزه تربیت، الگوی مدنظر خود را به صورت عملیاتی پیاده سازی کنند. ایشان این الگو را در مکان هایی مانند دانشگاه امام صادقj و حوزه مروی اجرا کردند. از این رو، واکاوی بیانات ایشان می تواند به ارائه الگویی نوین و عملیاتی در حوزه تربیت کمک کند. در این راستا، بررسی آثار مکتوب و سخنان آیت الله مهدوی کنیe در جلسات اخلاق مورد توجه قرار گرفته است تا با استخراج نکات مرتبط با تربیت، الگویی بازطراحی شده و منسجم از دیدگاه های ایشان به دست آید. آیت الله مهدوی کنیe تربیت را فرآیندی پیچیده و ظریف می دانستند که نیازمند هدایت و راهنمایی یک مربی توانمند و دلسوز است. ایشان به نقش کلیدی مربی و معلم در مسیر تربیت بیش از هر چیز دیگر اهمیت می دادند. در دیدگاه ایشان، مربی باید فراتر از آموزش علم و دانش باشد و به عنوان یک الگوی اخلاقی و رفتاری برای تربیت شوندگان عمل کند. مربی با صبر و حوصله باید فضایل انسانی و ارزش های اسلامی را در افراد نهادینه کند. از این منظر، توجه به نقش مربی نه تنها به عنوان یک معلم بلکه به عنوان یک راهنما و الگوی رفتاری، بخش مهمی از فرآیند تربیت از دیدگاه آیت الله مهدوی کنیe است. این نگرش جامع و عملیاتی به تربیت می تواند به ارائه الگویی کاربردی و موثر در حوزه تربیت اسلامی منجر شود.روش پژوهش حاضر با هدف واکاوی دیدگاه آیت الله مهدوی کنیe در خصوص تربیت و استخراج الگوی تربیتی ایشان با استفاده از روش تحلیل مضمون کیفی انجام شده است. تحلیل مضمون کیفی روشی مناسب برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی مانند متون، سخنرانی ها و اسناد است که در این پژوهش با بررسی آثار مکتوب و بیانات آیت الله مهدوی کنیe به کار گرفته شده است. این روش شامل مراحل مختلفی از جمله کدگذاری، مفهوم بندی، مقوله بندی و تدوین گزارش است. در مرحله کدگذاری، محقق به دنبال مضامین و مفاهیم کلیدی در متن است. در مرحله مفهوم بندی، کدها بر اساس شباهت ها و تمایزاتشان در دسته های مجزا قرار می گیرند. در مرحله مقوله بندی، محقق روابط بین دسته ها را مشخص می کند و در نهایت در مرحله تدوین گزارش، یافته های پژوهش به صورت منسجم و سازمان یافته ارائه می شود. استفاده از تحلیل مضمون کیفی در این پژوهش به محقق کمک می کند تا دیدگاه آیت الله مهدوی کنیe در خصوص تربیت را به طور عمیق و دقیق درک کند و الگوی تربیتی ایشان را استخراج نماید.در همین راستا منابع مختلفی از جمله کتب منتشر شده از ایشان و همچنین صوت جلسات اخلاق برگزار شده در دانشگاه امام صادقj در نرم افزار MaxQDA بارگذاری و سپس در مرحله اول قطعاتی از متن که حاوی مضامین مرتبط با تربیت بودند استخراج و کدگذاری شدند. سپس کدها بر اساس وجوه مشترکشان در دسته های مجزا (مفاهیم) قرار گرفتند. در نهایت، مفاهیم مرتبط با یکدیگر تحت عنوان مقوله هایی (دسته بندی های عام تر) جمع شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار استفاده شده است.یافته ها: آیت الله مهدوی کنیe تربیت را به منزله سازندگی، تزکیه و به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه تعریف کرده اند که بدون ریاضت و رعایت اصل تدریج میسر نمی شود. ایشان معتقدند تربیت باید بر محور آموزه های «وحیانی - اسلامی» باشد و به صورت توأم از وجوه عاطفی و عقلانی بهره ببرد، ضمن اینکه در تقابل رویکرد نظری و عملی، تأکید بیشتری بر آموزه های عملی دارد. در این رویکرد تربیتی، خود فرد در اولویت قرار می گیرد و باید پیش از ورود به عرصه تأدیب دیگران، نسبت به تربیت خود همت گمارد. در فرآیند تربیت، آیت الله مهدوی کنیe اصولی همچون تحصیلی بودن، تقدم نفی رذائل بر کسب فضائل، واقع نگری، اختیاری بودن، رابطه معکوس سن و تربیت پذیری و ... را مطرح کرده و اصل تدریج را مهم ترین اصل در تربیت می دانند که تحقق سایر اصول را تسهیل می کند.در راستای تبیین الگوی تربیتی مدنظر آیت الله مهدوی کنیe، «مجراهای تربیت» نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. این مجراها شامل عامل تربیت، لوازم، الزامات، امکانات، روش های تربیت و موانعی است که در مسیر تربیت ممکن است به وجود آیند. مقوله «مقصد تربیت» نیز از سه مفهوم اهداف، مخاطبان و خروجی تربیت تشکیل شده است که هر یک از این موارد در فرمایشات آیت الله مهدوی کنیe مورد اشاره قرار گرفته اند. از جمله عوامل دخیل در تربیت، عوامل قابل کنترل مانند محیط زندگی و عوامل غیرقابل کنترل نظیر اقتضائات زمانی و توارث مورد توجه هستند. به اعتقاد ایشان، نیت سازنده روح انسان است و شاکله آدمی از آن تشکیل می شود. این شاکله می تواند نیت ساز هم باشد، به این معنا که جنبه های روحی انسان به واسطه توارث، تربیت یا تأثیر از محیط باقی می مانند. این دیدگاه جامع و همه جانبه به تربیت، تأکیدی بر نقش فرد در خودسازی و ضرورت تدریجی بودن فرایند تربیت دارد و به تربیت به عنوان یک فرآیند پویا و پیچیده می نگرد که نیازمند هماهنگی بین وجوه مختلف عقلانی، عاطفی و عملی است.نتیجه گیری: الگوی طراحی شده از منظر آیت الله مهدوی کنیe تربیت را به صورت فرآیندی تدریجی، تحصیلی، اختیاری و واقع نگرانه تعریف می کند که منشأ آن الهی و محتوای آن ثابت است. این فرآیند بر محور آموزه های وحیانی-اسلامی و با توجه به اقتضائات زمان به صورت برنامه مند در بستر خانواده و جامعه به معرفت بخشی می پردازد. نقطه آغازین این فرآیند مربی است که اقدامات وی با بهره گیری از روش های اصلاحی پیش برنده و مانع زدا، و با تکیه بر اصول تربیت، به صورت تصاعدی و هم افزا گسترش می یابد. هدف این فرآیند به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه با تمرکز بر وجوه عاطفی و عقلانی انسان در راستای تکامل فرد و جامعه است و نتیجه نهایی آن، افراد و جامعه ای کارآمد، منطقی و خاضع در برابر حق خواهد بود.
تحلیل دستوری بلاغی جمله واره قرآنی «ما لکم» و همسان های آن و بازتاب آن در ترجمه های قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله پیش رو، نگارندگان انواع کاربست های الگوی «ما (ی پرسشی) + لام (حرف جر) + ضمیر یا اسم اشاره» را از قرآن کریم استخراج کرده و پس از طبقه بندی، تحلیل نحوی و بلاغی کرده و آنگاه گردانیده های فارسی این نمونه ها را از دو منظر بررسی کرده اند. یکی مطابقت مفهومی با نحو جمله و دیگر میزان بهره مندی از نکات بلاغیِ متنِ مبدأ. ازجمله نتایج این پژوهشِ مبتنی بر گزارش و تحلیل، آن است که مترجمان بیشتر با شمّ زبانی یا با ملاحظه قدر مشترکِ ترجمه های دیگر، پیام متن را به درستی دریافته و در متن مقصد گنجانیده اند؛ هرچند ممکن است استدلال یا تحلیل درستی در دفاع از ترجمه خود نداشته باشند. دیگر آنکه برخورداری از دانش زبانی کافی به زبان های هر دو سوی ترجمه، راه را بر نقدهای بی پایه و بی مایه می بندد و به مترجم کمک می کند در ترجمه خود از اختیارات بیشتری بهره مند باشد.
در جست وجوی همسازی:بازسازی اجتماعی-سیاسی دستگاه فکری کنفوسیوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
39 - 62
حوزههای تخصصی:
بی تردید کنفوسیوس در زمره بزرگ ترین و تأثیرگذارترین شخصیت های تاریخ اندیشه شرق دور است. با این حال، او چنان که رویه حکمای شرق است، تعالیم خود را در قالب کلمات قصار و حکمت هایی موجز به شاگردان انتقال داد و هرگز نکوشید آن ها را، چنان که رویه فیلسوفان غرب است، در قالب ساختاری نظام مند ارائه دهد. همین امر باعث شده است تا محققان درباره شخصیت و تعالیم او اختلاف نظرهایِ جدی داشته باشند. نویسنده مقاله پیش رو مدعی است، کنفوسیوس پیش از هر چیز، یک نظریه پرداز و مصلح اجتماعی است، نه یک فیلسوف یا یک معلم اخلاق یا یک رهبر دینی. مطابق این خوانش، آموزه محوری او همسازی (هی) است و سایر اندیشه ها و تعالیم وی را باید در نسبت با این آموزه بازخوانی کرد. به اعتقاد کنفوسیوس، اگر در وهله نخست طبقه حاکم و سپس عموم مردم وظایف خود را در قبال دیگران به درستی بشناسند (جِنکْمینک)، پایبندی به وظایف خود را همچو یک تکلیف دینی قلمداد کنند (لی)، انگیزه آن ها از انجام وظایف نه کسب منفعت و سودجویی، بلکه شفقت و انسان دوستی باشد (رن)، و وظایف خود را به صحیح ترین صورت ممکن عملی سازند (یی)، انسان کامل و سرمشق (جُنتْسه) خواهند بود؛ بدین سان جامعه نیز به سامان خواهد شد و همسازی تحقق خواهد یافت.
عرفان و زیباشناسی نگاهی به نظریه زیباشناسانه شفیعی کدکنی در تعریف عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
113 - 131
حوزههای تخصصی:
دیدگاه شفیعی کدکنی درباره تعریف عرفان و تبیین ربط آن با زیباشناسی است. از دید او عرفان چیزی جز درک هنری از پایگاه زیبایی شناسانه به دین نیست که در قالب تخیل و رمز و تمثیل ارائه شده است. این مقاله در بررسی و نقد مبنایی و بنایی این دیدگاه با ارجاع به مباحث پایه ای همچون ماهیت دین و تجربه دینی و تجربه عرفانی و رابطه ذهن و زبان و امر واقع نگاشته شده است از دیدگاه ناقد، این نظریه مبتنی بر نگاهی کاملاً صورت گرایانه و ناظر به سبک است؛ نگاهی زبان محور که از منظر آن، جهان بیرون از زبان امری است فاقد معنا و کشف صوری عارفان نیز، خلق عوالم روحی جدید از طریق زبان. از منظر ناقد این دید فاقد تحلیلی درست از رابطه معرفت عرفانی و امر واقع و نیز معرفت عرفانی و زبان است، همچنان که واجد نقیصه تحویل گرایی و مبتلا به اشتباهاتی از جمله مغالطه کنه و وجه و در نهایت تهی کردن عرفان از مهم ترین بعد آن یعنی معرفت است.
واکاوی دیدگاه «امکان جمع میان وثاقت و غلوّ» در آراء رجالی حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸
127 - 142
حوزههای تخصصی:
در مراتب جرح و تعدیل روات، شدیدترین برخوردها از سوی رجالیان متقدم با غالیان صورت گرفته و در مواجهه با این دیدگاه، دو اقدام صورت پذیرفته است: در عصر حاضر عده ای از رجال شناسان تلاش کرده اند با رفع اتهام غلوّ از برخی راویان، راهی برای پذیرش روایات آن ها بیابند و از دیرباز عده انگشت شماری حتّی با فرض احراز غلوّ، آن را مانعه الجمع با وثاقت راوی ندانسته اند. آیت الله خامنه ای ازجمله قائلان به امکان جمع میان وثاقت و غلوّ است و با ادله قابل ملاحظه ای، راهی برای اعتماد به برخی متهمان به غلوّ گشوده اند. چیستی منطق این دیدگاه، پرسشی است که پاسخ به آن، نقش بسیار مؤثری در بازسازی و جریان شناسی غالیان خواهد داشت. بر این اساس پژوهش حاضر درصدد است با شیوه اسنادی در گردآوری داده ها و روش تحلیلی - توصیفی به مثابه ابزار ارزیابی داده ها، به نقد این دیدگاه بپردازد. بخشی از یافته های تحقیق این چنین قابل گزارش می باشد: طرد کلّی روایات هریک از جریان های مورد تردید از سوی تمام رجالیان متقدم، ملازم با عدم وثاقت آن ها است و چون طرد کلّی روایات غلات از سوی تمام رجالیان متقدم ثابت نشده است، اثبات عدم وثاقت غلات با استفاده از رویکرد رجالیان متقدم، ممکن نیست. به دیگر سخن، ازآنجاکه دلیل دیگری جز رویکرد رجالیان متقدم برای عدم توثیق غلات وجود ندارد، نمی توان حکم کلّی به عدم وثاقت غالیان داد. از سوی دیگر منطقاً غلوّ مادام که در سطح یک نگرش اعتقادی مطرح باشد، زیانی به وثاقت راوی وارد نمی سازد و از این حیث تفاوتی با دیگر نگرش های اعتقادی مانند واقفیه، فطحیه و... نمی کند. با این وجود نمی توان از شناخت ماهیت غلوّ به مثابه معیار مهمی در تحلیل نوع مواجهه با غالیان چشم پوشید.
واکاوی شاخص های زن مسلمان ایرانی موفق بعد از انقلاب اسلامی در کلام حضرت آیت اللّه العظمی خامنه ای (مدظله العالی) (مورد مطالعه: زنان نمونه شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹
65 - 82
حوزههای تخصصی:
رهبری، از اساسی ترین اصول اعتقادی، سیاسی و اجتماعی اسلام و رمز حیات و بالندگی جوامع تعریف موفقیت زنان و شاخص های زن موفق در دیدگاه های گوناگون همواره با چالش های زیادی مواجه بوده است. فمینیسم به عنوان داعیه دار پُرادعای حقوق زن در دنیا، زن موفق را زنی مستقل، با اشتغال خارج از منزل و دور از نقش های جنسیتی همچون همسری، مادری و... می داند. این درحالی است که در نگاه دیگر موفقیت زن به این معناست که مادر و همسر خوبی باشد. برخی موفقیت زن را در استقلال مطلق، کسب پول، تحصیل و یا موقعیت اجتماعی می دانند و برخی در خانه نشینی و انزوای زن قلمداد می کنند که هر کدام آفت های بسیار دارد و نیاز به استخراج شاخص های زن مسلمان ایرانی جهت ارائه به نسل مطالبه گر جوان عصر حاضر را متبادر می سازد.با توجه به اهمیت پرداختن به اندیشه آیت الله خامنه ای درخصوص زنان و خانواده و سخنان ایشان درخصوص الگوی سوم زن مسلمان، این مباحث به عنوان مبنای پژوهش حاضر درنظر گرفته شده است. روش تحقیق با رویکرد کیفی تحلیل تماتیک و استفاده از ابزار مصاحبه می باشد. در این پژوهش زنان موفق در شهر اصفهان با توجه به خصوصیات مطرح شده در نظریه الگوی سوم زن مسلمان مورد بررسی قرار گرفته و دلایل موفقیت آن ها با کلام رهبری تطبیق داده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد شاخص های زن مسلمان موفق در دو مقوله اصلی عوامل موفقیت و عرصه های موفقیت و در سه مقوله فرعی عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی جای می گیرد که در هر کدام به طور مجزا عوامل کلیدی آن استخراج و تبیین شده است.
بررسی مسئله انتظار فرج در بستر انقلاب اسلامی با توجه به نظریه مثبت اندیشی و امید در روان شناسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
125 - 146
حوزههای تخصصی:
انتظار در فرهنگ شیعی، افزون بر یک رفتار عبادی، نوعی آمادگی روانی و عقلی برای انجام وظایف و مسئولیت هایی است که هر فرد مسلمان برای تحقق ظهور منجی بشریت(حضرت مهدی ؟عج؟) به عرصه ظهور می رساند. در مکتب های روان شناسی درباره انتظار جسته و گریخته صحبت شده است؛ از جمله آنها می توان به نظریه مثبت گرایی و امید اشاره کرد. در واقع روان شناسان، انتظار را بیشتر از دریچه مسائل مادّی و دنیوی می نگرند و به همین سبب بحث انتظارِ یک جامعه آرمانی و یک هدف والای انسانی اجتماعی در آنها به سختی دیده می شود. در این پژوهش به روش اسنادی و کتابخانه ای کوشش می شود تا افزون بر بررسی انتظار از منظر دینی و روان شناسی، به نقش انقلاب در ترویج فرهنگ انتظار و چالش های پیش روی آن با توجه به نظریه امید و مثبت اندیشی پرداخته شود.
صورت بندی «اصل سازگاری با فطرت» در اندیشه اخلاقی امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
111 - 135
حوزههای تخصصی:
نظریه اخلاقی امام خمینی اندیشه ای فطرت محورانه است که بر اساس آن اخلاقیات یعنی بینش ها و گرایش های اخلاقی از احکام و لوازم فطرت عشق به خیر و کمال و تنفر از شر و نقصان هستند و به حکم فطری بودن از بداهت، اختلاف ناپذیری و تغییرناپذیری برخوردارند؛ از این رو، در نظریه فطری اخلاق همه اصول کلی و احکام جزئی اخلاقی با ابتنا بر فطرت تبیین و توجیه می شود. بدین ترتیب، اصل بنیادین و غایی در این نظریه اصل سازگاری با فطرت است که شرط لازم وصف اخلاقی بودن احکام اخلاقی است. اما کاربرد این اصل مستلزم ارائه صورت بندی واضحی از آن با قیود مفهومی و لوازم آن است تا بتوان آن را به عنوان معیار عام اخلاقی مبنای استنتاج احکام اخلاقی قرار داد. از این رو تلاش شده است تا با روش تحلیل مفهومی از این اصل صورت بندی ای با قیود مفهومی آن به دست داده شود. بر اساس این تحلیل نشان داده شد که چگونه عمل به وظیفه ای که باور داریم عملی اخلاقی است از لوازم سازگاری با فطرت است و همچنین این اصل به عنوان یک قانون کلی اخلاقی از ما می خواهد که به آنچه باور داریم وظیفه اخلاقی همگانی است التزام بورزیم.
ناهیدن (اقتراحی درباره یک واژه دشوار و ناآشنا در شاهنامه)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ مهر و آبان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۰۸)
219 - 230
حوزههای تخصصی:
در بیتِ «سرِ سرکشان اندرآمد به خواب/ ز تاسیدن بادپایان برآب» در بخشِ پادشاهی ضحّاک در شاهنامه، در نسخه ها به جایِ «تاسیدنِ» متنِ دکتر خالقی مطلق، صورت های «تازیدن»، «بازیدن»، «نالیدن»، «ناهیدن»، «بایندن»، «یابیدن»، «هانیدن» و «تاریدن» آمده است. مصحّحان و محقّقان شاهنامه هم ضبط های «ناویدن»، «تازیدن»، «بازیدن»، «نادیدن»، «تاسیدن» و «شافیدن» را از نسخه ها یا با تصحیحِ قیاسی برگزیده و درست دانسته اند. بر اساس قواعد تصحیحِ متون، نگاشته «ناهیدن» در حدّاقل دوازده دست نویس از سده های هشتم، نهم و دهم، نویسشِ دشوارتر و احتمالاً اصلی و درست است امّا ریشه و معنای دقیقِ این واژه بر نگارنده آشکار نیست و لازم است متخصّصانِ زبان شناسیِ تاریخی و لغتِ فارسی در این باره روشنگری و راهنمایی بکنند.
طومار(7): نردبان شکسته 2: غلونامه بخاری نقدی بر کتاب «سیرة البخاری» مبارکفوری مدرسه بخاری از واقعیت تا غلو
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ مهر و آبان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۰۸)
319 - 350
حوزههای تخصصی:
این پژوهه بخشی از کتاب اسطوره بخارا است که به نقد تصویر غلو آمیز و اغراق آلود محمد بن اسماعیل بخاری در کتاب سیره البخاری می پردازد. این کتاب تالیف عبدالسّلام مبارکفوری است و از جمله مصادر کتاب دکتر عزازی (رساله دکتری ممتاز الازهر مصر) است. بازیابی و تحلیل انتقادی جلوه های غلو مبارکفوری درباره بخاری مسئله محوری این مقاله است. مبارکفوری در بخش خاتمه کتاب سیره البخاری با زبان استعاره و تشبیه تدریس بخاری را در مدرسه ای بزرگ با چند درب ورودی به تصویر می کشد. این مقاله به نقد این مدرسه نمادین بخاری به مثابه یکی از نمونه های برجسته غلو در کتاب مبارکفوری می پردازد، آسیب ها، چالش ها و کاستی ها آن را آشکار می سازد، از زمینه ها، اهداف پنهان و علل ایدئولوژیک مبارکفوری در این تصویر غلوآمیز از بخاری پرده بَر می دارد . برایند این پژوهش نشان می دهد که تصویر بخاری در کسوت یک مدرّس شهیر و نامدار، دارای شلوغ ترین حلقه تدریس در جهان اسلام، به آسیب زمان پریشی تاریخی دچار است، با داده های تاریخی ناسازگار است، انگاره ای خودشکن و در تناقض با سیر دانش اندوزی بخاری است، با سیر علمی بخاری انطباق ندارد، با قواعد تاریخ نگاری محلی در تعارض است. این نگاشته در امتداد مقالات نردبان شکسته اثبات می کند کتاب سیره الامام البخاری مبارکفوری، غلونامه ای بیش درباره شخصیت و اندیشه بخاری بیش نیست، اغراق در سراسر این کتاب از آغاز تا فرجام آن حضور جدی دارد، تصویر و تاریخ اسطوره ای از شخصیت بخاری ارائه می کند و این نگرش در کتاب عزازی نیز رخنه کرده است و کتاب عزازی چیزی جز تکرار غلوهای مبارکفوری نیست .
پاسخ به نقدهای آقای محمد سوری در مقاله «معرفی و نقد کتاب مجموعه آثار ابن خفیف شیرازی»
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ مهر و آبان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۰۸)
531 - 536
حوزههای تخصصی:
در شماره 206 مجله آینه پژوهش، مقاله ای به قلم آقای محمد سوری در ارتباط با معرفی و نقد کتاب «مجموعه آثار ابن خفیف شیرازی» درج شده است که من می کوشم در این نوشته کوتاه ضمن بررسی و صحت سنجی این نقدها، به کوتاهی به آنها پاسخ گویم و قضاوت نهایی درباره درستی و نادرستی ادعاهای ایشان را به عهده اهل فضل و دانش می گذارم.
رباعیات خیّام و مهستی در سفینه اسکندری (دستنویس مورخ 813 ق موزه گلبنکیان)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۰۷)
195 - 215
حوزههای تخصصی:
از جمله نوادر نسخی که برای کتابخانه جلال الدین اسکندر (نوه تیمور گورکانی) تهیه شده، مجموعه ای از اشعار و رسایل است که در سال 813 ق فراهم آمده است و اکنون در کتابخانه موزه گالوست گلبنکیان شهرِ لیسبون نگه داری می شود. این نسخه ارجمند دارای دو دفتر مجزا در یک مجلّد است که یکی به آثار منظوم و دیگری به رسایل اختصاص دارد. اشعار موجود در دفتر اول، دربردارنده آثار بزرگان شعر و ادب فارسی از قرن پنجم تا اوایل قرن نهم است که در متن و هامش نسخه به قلم دو تن از کاتبان دستگاه اسکندر میرزا کتابت شده است: حسن الحافظ و محمود الحسینی. از جمله اشعار موجود در این گلچین شعر، هفت رباعی منسوب به خیّام و 22 رباعی منسوب به مهستی گنجوی است که در مقاله حاضر به معرفی و بررسی آن ها می پردازیم. همچنین گزارش کوتاهی از بخش رباعیات منبع مذکور به دست خواهیم داد.
سفرنامه هایِ به زبان اردو درباره ایران: دوره قاجار 1157-1304ش/ 1800-1925
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۵ آذر و دی ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۲۰۹)
147 - 175
حوزههای تخصصی:
در جنوب آسیا از نیمه دوم قرنِ نوزدهم میلادی، سفرنامه نویسی به زبان اردو رواج یافت. به ترتیب: درباره سفر به مکه معظّمه و مدینه منوّره (برای حج/عمره، زیارت) و سفرهایِ زیارتی (عراق، قسطنطنیه، شام، بیت المقدّس، ایران) بیشترین تعداد سفرنامه اردو نوشته شده اند. برای مردم جنوب آسیا ایران به چند دلیلِ نمایان، جاذبه سفر داشته است: زبانِ شیرینیِ فارسی، مزار شاعرانِ مشهور (فردوسی، سعدی، حافظ)، مزار عارفان (خراسان)، حرم امام رضا ع و حضرت معصومه س (مشهد و قم)، مزار فیلسوفان (ملاصدرا)، عمارت هایِ تاریخی (اصفهان، رِی). برپایه همین علاقه، مسافرانِ جنوب آسیا در حین سفر یا پس از برگشت به کشورشان، روزنامچه، خاطرات یا سفرنامه اشان را نوشته و چاپ می کردند. این مقاله ابتدا نگاهی کوتاه به سفرنامه نویسی در زبان اردو دارد. سپس تاریخچه سفرنامه نویسی در زبان اردو درباره ایران تحلیل می شود. از آنجایی که نخستین سفرنامه چاپ شده به زبان اردو درباره ایران در سال 1886/ 1265ش یعنی در دوره قاجار چاپ شد، مقاله در ادامه به سفرنامه هایِ به زبانِ اردو درباره ایران می پردازد که سفرنامه نویس در دوره قاجار (1157-1304ش/1800-1925) به ایران سفر کرده است و سفرنامه اش هم در همین دوره در هندوستانِ متّحده چاپ شده است.