فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۹
31 - 48
حوزههای تخصصی:
پیاده روی اربعین، به عنوان یکی از بزرگ ترین آئین های مذهبی جهان تشیع، جلوه ای از وحدت، انسجام اجتماعی و تحقق ارزش های دینی را به نمایش می گذارد. این پژوهش با بهره گیری از رویکرد کارکردگرایی دورکیم، به بررسی کارکردهای اجتماعی این مراسم می پردازد. کارکرد انسجام بخش این آئین از طریق گردهمایی میلیون ها نفر از ملیت ها، زبان ها و فرهنگ های مختلف حول محور عشق و ارادت به امام حسین(ع) تبلور می یابد. انضباط بخشی آن در تربیت روحیه خویشتن داری، نظم و هم زیستی مسالمت آمیز مشارکت کنندگان نمایان است. همچنین، این مراسم از طریق تقویت امید، معنا و باورهای دینی، کارکردی حیات بخش و خوشبختی آفرین میان پیروان خود ایفا می کند. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که پیاده روی اربعین فراتر از یک آئین مذهبی، به مثابه یک پدیده اجتماعی فرهنگی، توانایی ایجاد همبستگی جهانی و ترویج ارزش های انسانی و دینی را دارد.
گفتار مؤدبانه در فیلم فصل آخر و زیرنویس عربی آن در چارچوب نظریه ادب براون و لِوینسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه ادب را، ادب زبان شناختی نامیده اند که در حوزه علوم کاربردشناسی و تحلیل گفت وگو قرار دارد؛ این نظریه را براون و لِوینسون در سال ۱۹۷۸ مطرح و در سال ۱۹۸۷، بازنگری و اصلاح کردند. در این پژوهش، تلاش می شود با تکیه بر نظریه ادب براون و لِوینسون، شماری از زوایای پنهان ترجمه گفتار مؤدبانه در فیلم فصل آخر (1387) و زیرنویس عربی آن بررسی شود تا بفهمیم که کاربرد هر یک از واژه ها و عبارت ها در زبان فارسی بر کدام یک از راهبردهای ادب این دو نظریه پرداز سازگار است؛ این راهبردها عبارت است از: بیان مستقیم، غیرمستقیم، ادب مثبت و منفی. سبب گزینش این فیلم، وجود حجم بالای گفتارهای مؤدبانه غیرمستقیم، تعارف های فرهنگی و خطاب های احترام آمیز در دیالوگ های آن است. از همین رو، با روش توصیفی- تحلیلی، واژه ها و عبارت های مربوط به موضوع ادب را در این فیلم گزینش کرده ایم، آنگاه زیرنویس عربی آن را استخراج، جدول بندی و پس از آن بر پایه نظریه نامبرده، تحلیل کرده ایم. نتایج، حاکی از آن است که گوینده در بخش های گوناگون فیلم می کوشد به صورت غیرمستقیم، مفهوم سخن خود را به مخاطب انتقال دهد و به گونه ای ضمنی و کنایی او را نسبت به درون مایه سخنش آگاه کند. همچنین مترجم تلاش کرده است ابزارهای غیرمستقیم را جهت ادب مند کردن ساختار زبانی دیالوگ های شخصیت های فیلم به کار ببرد؛ به طوری که و در برخی از بخش های زیرنویس، گوینده نمی تواند درخواست خود را ارائه دهد و هیچ یک از کُنش های تهدیدکننده وجهه را به کار نمی برد.
ارکان تحمیل مسئولیت مدنی به واسطه سوانح ریلی و نهادها و اشخاص مسئول در قبال آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
341 - 361
حوزههای تخصصی:
در ذیل نظام و ساختار حاکم بر مسئولیت مدنی، بخشی از تحمیل مسئولیت همواره به واسطه بروز سوانح و حوادث انجام می گیرد که به طور اختصاصی، توجه این پژوهش به ارکان تحمیل مسئولیت مدنی ناشی از سوانح و حوادث ریلی و نهادها و اشخاص مسئول در قبال آن متمرکز است. اساساً در این تحقیق که به روش توصیفی – تحلیلی تهیه و تنظیم شده است پرسش و هدف اصلی بررسی این موضوع بوده است که در صورت رخداد سانحه در شبکه حمل و نقل ریلی کشور، مسئولیت مدنی و جبران خسارت بر عهده چه نهاد و اشخاصی خواهد بود. در این خصوص نتایج و یافتههای تحقیق موید این مطلب است که ارکان تحمیل مسئولیت مدنی با ارتکاب فعل منجر به سانحه ریلی، ورود ضرر ناشی از سانحه ریلی و نهایتاً رابطه سببیت بین وقوع فعل زیانبار با ورود ضرر در سانحه ریلی محقق می شود و حسب مورد مسئولیت بر دولت یا وزارت راه، شرکت های خصوصی، متصدی حمل و نقل یا اشخاص خاطی تحمیل خواهد شد.
بررسی زبان شناختی سیر تطوّر واژگان اضداد با تأکید بر ماده «قرء»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بررسی واژگان زبان عربی، "واژگان اضداد" در بین لغویون از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و کتب متعددی با این عنوان تألیف شده است. با توجه به این که این واژگان، در یک سیر معنایی پذیرای دو معنای متضاد شده اند، دستیابی به معنای اولیه و شناخت سیر تطور معنایی این لغات برای فهم دقیق تر معنای آن ها حائز اهمیت است. یکی از این واژگان اضداد "قُرْءْ" است که دارای دو معنای متضاد "حیض" و "طهر" می باشد و در قرآن کریم یک بار و به صورت جمع (قُروء) در آیه 228 سوره بقره به کار رفته است. در کتب و پژوهش های انجام گرفته در خصوص واژگان اضداد، از روش های موجود در زبان شناسی تاریخی کمتر استفاده شده است لذا در پژوهش حاضر ماده "قرء" از منظر زبان شناسی تاریخی در زبان های آفرو- آسیایی و هند و اروپایی ریشه یابی شده است. در نهایت با ریشه شناسی و بررسی سیر تحول معنایی ماده قرء، روشن گردید معنای اولیه آن "صدازدن برای جمع کردن" بوده و شرایط استعمال معنای اولیه سبب تولید معنای "مواجهه و روبروشدن" شده است. سپس به دلیل این که زنان در دوران پاکی با این پدیده فیزیولوژیک مواجه می شده اند این مواجهه در معنای "حیض" کاربرد یافته است؛ بنابراین معنای متقدم و اصلی "قُرء" به عنوان یکی از اضداد "حیض" است، نه "پاکی" و با توجه به تحولات معنایی صورت گرفته برای واژه، در معنای "پاکی" کاربرد یافته است.
بررسی تاثیر مبانی کلامی شیعه در تفسیر خالقیت با تطبیق بر آیه 49 سوره آل عمران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتخاب و گزینش هر مبنای تفسیری به انتخاب روش و قواعد تفسیر خاصی منتهی می گردد. بدین جهت، مفسران در اغلب موارد، بر اساس دیدگاه و مبانی خود، روش های تفسیری متفاوتی برمی گزینند و در نتیجه، تفاسیری متمایز و در مواردی ناسازگار با یکدیگر فراهم می آورند. از جمله مباحثی که محل آراء مختلف می باشد، تفسیر خالقیت نسبت به غیر خداوند است. اعتقاد به هر طرف دارای آثار متعددی بوده که حتی منجر به تشکیل نحله های مختلف فکری شده است. در تفکر اندیشمندان، گاهی خالقیت حقیقی به غیر خدا نسبت داده شده و گاهی خالقیت به نحو مجاز به غیر خدا منسوب شده است. در این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی، مبانی کلامی اندیشمندان شیعی مطالعه و اصلی از آن اتخاذ گشته که طبق آن اصل به تفسیر آیه «أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ» (آل عمران: 49) پرداختیم. با در نظر گرفتن مبانی کلامی شیعی از جمله، امکان و افتقار شیء متجزی (غیرمجرد)، عدم قابلیت خلق برای وجود حادث و انحصار علت فاعلی مستقل در خدا، به این اصل دست یافتیم که اگر خلقت را به معنی درست آن در نظر گرفته شود، که همان خلق و ایجاد لا من شیء است، پس چنین امری دفعی بوده و محال است به دو فاعل و خالق مستند باشد. بنابراین طبق تفسیر شیعه خالقیت فعل مخصوص خدا بوده و انتساب به غیر خدا به صورت مجازی خواهد بود.
بازتابش عرفانی و اساطیری واژۀ خورشید در شعر سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
125 - 144
حوزههای تخصصی:
ادبیات به جهت گستردگی، ظرفیّت پیوند با دانش های گوناگون را دارد. از این میان به دلیل خاستگاه مشترک ادبیات، عرفان و روانشناسی، رویکرد عارفانه– روانشناسانه در میان منتقدین ادبی اهمیّت خاصّی دارد؛ رویکردی که منتقد را به ژرفای ذهن و ضمیر صاحب اثر می رساند. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از مطالعه کتابخانه ای، واژه «خورشید» را در شعر سهراب سپهری بررسی می کند. براساس نقد عارفانه روانشناسانه، این واژه گاه جلوه ای است از کهن الگوی ماندالا به عنوان رمزی به تعالی. از سوی دیگر، واژه خورشید در شعر سپهری به پیروی از سنّت های ادبی ایران زمین گاه نماد زیبایی قرارمی گیرد تا معنایی عرفانی را برساند و گاه نماد جنگجویی و قدرت می شود برای رساندن مفهومی اساطیری و ازلی. درهم تنیدگی این موارد در شعر سپهری، علاوه بر این که نشان دهنده نبوغ شاعر و آشنایی او با دنیای عرفان و اساطیر است، تجربه معنوی و عرفانی او را نیز به مخاطب و منتقد ادبی منتقل می کند تا جایی که ذهن مخاطب را با خود همراه-کرده، به سوی کمال و تعالی می برد.
مقایسه شرایط ماهوی در ورشکستگی براساس لایحه مصوب 1393 و قانون تجارت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
191 - 206
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مسایل مهم در مورد ورشکستگی، شرایط اعلام ورشکستگی است. هدف مقاله حاضر مقایسه شرایط ماهوی در ورشکستگی براساس لایحه مصوب 1393 و قانون تجارت است.
مواد و روش ها : مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: یافته ها نشان داد در لایحه مصوب 1393 علاوه بر نهاد ورشکستگی که با اعمال تغییراتی حالت قبلی خود را حفظ نموده، نهاد نوظهور توقف با هدف حمایت از تجار و بستانکاران پیش بینی شده است. نهاد توقف در راستای حفظ مالکیت تاجر بر تجارت خانه خود و جلوگیری از واگذاری تجارت خانه و مانع شدن از صدور حکم ورشکستگی ایجاد شده تا هم موجب رونق اقتصادی بازار کشور شود و هم از تجزیه و فروپاشی اموال تجاری که با حسن نیت به فعالیت پرداخته و به دلایل اتفاقی دچار ورشکستگی شده اند جلوگیری نماید.
نتیجه: نتیجه اینکه در لایحه مصوب 1393، تلاش هایی در راستای حفظ مالکیت تاجر بر تجارت خانه خود و جلوگیری از واگذاری تجارت خانه و مانع شدن از صدور حکم ورشکستگی ایجاد شده تا هم موجب رونق اقتصادی بازار کشور شود و هم از تجزیه و فروپاشی اموال تجاری که با حسن نیت به فعالیت پرداخته و به دلایل اتفاقی دچار ورشکستگی شده اند جلوگیری نماید.
تأویل های نامتعارف از آیات در متون نثر صوفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأویل و استناد نامتعارف هر گونه مواجهه غیرمألوف با آیات قرآن است که با عرف مفسران همخوانی نداشته باشد. قائل شدن به کارکرد کشف و اشاره در تأویلات صوفیانه به عنوان مبنای تأویل از سویی به تکثر تعداد تأویلات صوفیانه می انجامد و از دیگر سو، تأویل کننده را از تشویش هر گونه نقد دیگران می رهاند. بر این پایه، استنادات صوفیه به قرآن و تأویلات آنها از آیات در غالب موارد از ضابطه مشخصی تبعیت نمی کند و در پاره ای از موارد به شیوه های شاذّ و نامتعارف می انجامد. این مقاله در پیِ شناسایی، دسته بندی و تحلیل انتقادی شیوه های نادر و نامتعارف تفسیر در امهات متون نثر صوفیه است. نتیجه نشان می دهد که شیوه های مواجهه نامتعارف صوفیه با آیات عبارت است از: الف) برخوردهای نامتعارف با قرآن: نظیرِ اتخاذ رویکرد شطحی در تفسیر که محملی برای ادعای رسیدن به فنا فی الله، جسارت صوفیانه در برابر ذات باری تعالی یا پیامبران، ترک ادب شرعی، و ادعای ارتباط ویژه با عالم غیب است؛ و یا تأثیر آیه بر نفوس که هر چند فی نفسه مستبعد نیست اما در عین حال غالباً اغراق آمیز، بلکه غلوآمیز است؛ همچنین پدید آمدن حال و هوای عرفانی با طرح آیه که گاه چنان موثر است که شخصیت داستان از خود بی خود می شود و بالأخره تحقق عملی آیه در زندگی که معمولا با مستجاب الدعوه بودن شخصیت صوفی و وقوع مکاشفه و نیل به یک حال متعالی عرفانی توأم است. ب) تأویل های دور از ذهن چنان که صوفیه گاه در تفسیر بخشی از یک آیه با تغییر مصداق معنا، تفسیر مورد نظر خود را از آیه استخراج می کنند، و یا تعددّ و تکثّر اعجاب آور تفاسیر از یک آیه که بر رویّه ابهام آفرینی و مبالغه گویی صوفیه استوار است. ج) استنادهای نامتعارف؛ مانندِ استناد به آیه در عالم رؤیا، و استناد به آیه از طرف هاتف غیبی و یا ادعای ارتباط با عوالم ملکوت و اخبار از مغیبات در حین استناد به آیه.
"دنیا" در قاب "خانه": تحلیلی شناختی در زبان نهج البلاغه براساس نظریه استعاره شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه قرآن و حدیث دوره ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
347 - 370
حوزههای تخصصی:
از آنجا که شناخت و درک جامع دنیا برای انسان ها حیاتی است و در بقاء و پیشرفت فردی و اجتماعی ایشان نقش بسزایی دارد، معرفی آن به صورت ملموس و قابل فهم برای بشر همواره از اولویت های متون مقدس اسلامی بوده است. بهترین شیوه برای انجام این مهم، استفاده از حوزه های عینی یا حداقل کمتر انتزاعی است؛ این همان است که امروزه به عنوان نظریه استعاره شناختی شناخته می شود (درک یک حوزه از طریق حوزه دیگر). نهج البلاغه به عنوان یک فرهنگ نامه جامع انسانی برای تمام بشریت، دنیا را به طور دقیق و با استفاده از حوزه های مبدا متعدد مفهوم سازی کرده است. از جمله این حوزه ها، "خانه" است. پژوهش حاضر با روش توصیفی، تحلیلی و تحلیل محتوای کیفی با رویکرد معنی شناسی شناختی به بررسی فرافکنی حوزه مبدا "خانه" بر حوزه مقصد "دنیا" می پردازد تا ببیند در این فرافکنی چه ویژگی ها و عناصری از مبدا بر مقصد انطباق یافته و این استعاره شناختی در درک انسان از "دنیا" چه نقشی دارد. از مهم ترین نتایج پژوهش آن است که در بررسی این فرافکنی، ویژگی های خاصی مانند پیچیده شدن با بلا، شهره بودن به خیانت، مشقت، دگرگونی احوال و ... از "خانه" به عنوان حوزه مبدا به طور مؤثر بر حوزه مقصد (دنیا) نگاشت شده که در تجربیات ما کمتر مورد توجه قرار می گیرد.
کاهش ارزش های اخلاقی در جامعه: شناسایی مفاهیم، بررسی علل، پیامدیابی و ارائه راهکارها
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل علل کاهش ارزش های اخلاقی، پیامدها و ارائه راهکارهای مقابله با آن از دیدگاه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی، پارادایم انتقادی و روش تحلیل مضمون صورت گرفت. مشارکت کنندگان دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که به شیوه هدفمند انتخاب و روش جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که تا رسیدن به اشباع نظری مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها در چهار محور اصلی به دست آمد: ۱. مفاهیم اخلاقی کم رنگ شده مانند صداقت، مسئولیت پذیری و همدلی؛ ۲. عوامل مؤثر بر کاهش ارزش ها از جمله رسانه و فضای مجازی، فشار اقتصادی و الگوهای نامناسب؛ ۳. پیامدها شامل افزایش طلاق، رفتارهای ضداجتماعی و بی اعتمادی؛ ۴. راهکارهایی برای احیای ارزش های اخلاقی همچون آموزش در مدارس، تقویت نهاد خانواده و معرفی الگوهای مثبت. نتایج نشان داد کاهش ارزش های اخلاقی پدیده ای چندوجهی است که چالش های گسترده ای ایجاد می کند؛ با این حال، اجرای راهکارهای پیشنهادی می تواند تا حدی در احیای این ارزش ها مؤثر باشد. تلاش برای تقویت و نهادینه سازی ارزش های اخلاقی، ضرورتی اساسی برای سلامت روانی و بقای جامعه است.
بررسی پیدایش و تحولات فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
41 - 77
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: حوزه های علمیه در هر دوره ای متناسب با شرایط آن دوره و امکانات و مقدورات موجود به تبلیغ و ترویج دین و اخلاق و معنویت و تعلیم و تربیت مردم اهتمام داشته اند. نیروی مورد نیاز برای انجام این وظایف شامل معلمان، مبلغان، ائمه جماعات و ائمه جمعه را تربیت می کردند و با تأسیس مدارس و مکتب خانه ها به تربیت مردم همت می گماشتند. بررسی گذرا نشان می دهد که حوزه های علمیه علاوه بر فعالیت های تربیتی، در زمینه پژوهش و تولید علم در زمینه تربیت نیز پیشگام بوده اند و آثاری در زمینه اخلاق و تربیت اخلاقی، آداب و اخلاق تعلیم و تعلم، روش های تربیت و مانند آن تولید کرده اند.
حوزه علمیه قم از زمان بازتأسیس توسط حاج شیخ عبدالکریم حائری به تعلیم و تربیت توجه داشته و در دو جنبه عملی و نظری فعال بوده است. هدف این مقاله این است که با رویکرد و نگاه تاریخی نقش حوزه علمیه قم در سده اخیر در شکل گیری و تحولات فلسفه تعلیم و تربیت را بررسی کند. پرسش این مقاله این است که حوزه علمیه قم در سده اخیر چه نقشی در پیدایش فلسفه تعلیم و تربیت به عنوان یک رشته علمی داشته است و در این فرایند چه تحولاتی رخ داده است؟
روش تحقیق. روش تحقیق این مقاله تاریخی-تحلیلی است؛ بدین معنا که با استفاده از داده های اسنادی و کتابخانه ای، سیر پیدایش، تحول و تعمیق فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم در سده اخیر مورد بررسی قرار گرفته است. با تحلیل روندها، اسناد رسمی، آثار منتشرشده در حوزه و دانشگاه، و تحولات نهادی مانند تأسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، مسیر نظری و نهادی این تحول بازسازی و ترسیم شده است. تمرکز اصلی بر واکاوی محتوای متون علمی، مصوبات سیاستی و آثار علمی شاخص در هر دوره تاریخی بوده و تلاش شده است تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی، تصویری منظم و تطبیقی از رشد دانش فلسفه تعلیم و تربیت در این نهاد علمی ارائه شود.
مفهوم شناسی. فلسفهٔ تعلیم و تربیت عبارت است از بررسی تعلیم و تربیت با روش فلسفی و بر پایهٔ مفروضات و یافته های فلسفی. این تعریف بر این فرض استوار است که مضاف الیه فلسفه در «فلسفهٔ تعلیم و تربیت» «عمل یا فرایند» تربیت است. اما اگر مضاف الیه آن دانش تعلیم و تربیت باشد، تعریف آن عبارت است از: بررسی مفروضات، روش، اعتبار یافته ها و بررسی کارکرد آن علم. در این صورت، فلسفهٔ تعلیم و تربیت دانشی درجه دوم خواهد بود. آنچه رایج است همان تعریف اول است؛ زیرا در کاربرد رایج فلسفه تعلیم و تربیت همان معنای اول یعنی فلسفه عمل تعلیم و تربیت مراد است.
یافته ها، حوزه علمیه قم و فلسفه تعلیم و تربیت. مباحث تربیتی در حوزه علمیه قم از زمان بازتأسیس مطرح بوده است. به ویژه بحث تربیت اخلاقی و تربیت دینی بسیار مورد توجه بوده است. اما علوم تربیتی جدید چندان مورد توجه نبوده است. فلسفه تعلیم و تربیت یکی از دانش های علوم تربیتی است که از دیگر دانش های تربیتی جوان تر است و سابقه آن در دنیا به صد سال هم نمی رسد. طبیعی است که نباید انتظار داشته باشیم سابقه ای طولانی در حوزه علمیه قم داشته باشد. با این حال، می توان برای فلسفه تعلیم و تربیت درحوزه علمیه قم سه دوره را مطرح کرد:
۱. دوره زمینه سازی و آمادگی (پیش از ۱۳۷۲). شهید مطهری از پیشگامان طرح مباحث تعلیم و تربیت اسلامی با رویکردی فلسفی در حوزه علمیه قم بود. او در دهه ۵۰ سخنرانی هایی با عنوان «تعلیم و تربیت در اسلام» برای دبیران و پزشکان ایراد کرد که بعدها به صورت کتاب منتشر شد. مطهری در این آثار به موضوعاتی مانند تربیت عقلانی، پرورش استعدادها، تربیت اخلاقی، کرامت نفس و عوامل مؤثر در تربیت پرداخت. اگرچه او این مباحث را مستقیماً فلسفه تعلیم و تربیت نخواند، اما پایه ای شد برای توجه جدی تر به این رشته پس از انقلاب فرهنگی.
پس از انقلاب اسلامی، امام خمینی با تأکید بر خطر وابستگی فرهنگی، خواستار تحولی بنیادین و جایگزینی فرهنگ اسلامی به جای فرهنگ استعماری در دانشگاه ها شد. ایشان بر استقلال دانشگاه از شرق و غرب و تربیت نیروهای متعهد و خدوم تأکید کردند. در پی این فرامین، «ستاد انقلاب فرهنگی» در خرداد ۱۳۵۹ تشکیل شد.
مأموریت اصلی این ستاد، اسلامی کردن دانشگاه ها از طریق گزینش استادان و دانشجویان، بازنگری منابع درسی (به ویژه در علوم انسانی) و تغییر مدیریت دانشگاه ها بود. به دنبال دستور امام برای بهره گیری از تخصص حوزه های علمیه، «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» در سال ۱۳۶۱ تحت نظارت جامعه مدرسین قم و با ریاست آیت الله مصباح یزدی تأسیس شد. هدف این نهاد، توسعه پژوهش برای تبیین دیدگاه های اسلامی در علوم انسانی و ایجاد تعامل بین مدرسین حوزه و دانشگاه بود که منجر به تشکیل گروه های کاری در رشته های مختلف از جمله علوم تربیتی گردید.
۲. دوره شکل گیری و تثبیت (۱۳۷۲-۱۳۸۲). در دوره شکل گیری و تثبیت فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم (۱۳۷۲-۱۳۸۲)، تمرکز اصلی بر بومی سازی این رشته بود. نقطه عطف این حرکت، انتشار کتاب «درآمدی بر تعلیم و تربیت اسلامی (۱): فلسفه تعلیم و تربیت» در سال ۱۳۷۲ توسط گروه علوم تربیتی دفتر همکاری حوزه و دانشگاه بود. این اثر، به عنوان اولین کتاب با رویکرد بومی و غیرترجمه ای، مباحثی چون مفهوم، ماهیت و اهداف تربیت را با استناد به منابع اسلامی بررسی کرد و با استقبال گسترده مواجه شد.
جلد دوم این مجموعه با عنوان «اهداف تربیت از دیدگاه اسلام» در سال ۱۳۷۶ منتشر شد و اهداف غایی (مانند قرب به خدا) و واسطه ای را در چهار عرصه رابطه انسان با خدا، خود، دیگران و طبیعت تبیین کرد. به موازات این تلاش های تألیفی، آثار مهم غربی نیز ترجمه شدند تا دانش حوزه نسبت به مکاتب فلسفی غرب تعمیق یابد. همچنین، مجموعه ارزشمند «آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت» با بررسی اندیشه های حدود ۳۰ متفکر برجسته اسلامی، به مرجعی معتبر تبدیل شد. این تلاش های جمعی، زمینه شکل گیری و تثبیت دانش بومی فلسفه تعلیم و تربیت را در حوزه علمیه قم فراهم آورد.
۳. دوره شکوفایی و تعمیق (۱۳۸۳-۱۴۰۰). در دوره شکوفایی و تعمیق فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم (۱۴۰۰-۱۳۸۳)، مفهوم «بومی سازی» به وضوح معادل «اسلامی سازی» تعریف شد و آثار تولیدشده از نظر عمق و غنای محتوایی به بلوغ قابل توجهی رسیدند. این دوره شاهد گشایش افق های جدیدی بود، از جمله پرداختن به «مکتب ها و گرایش های تربیتی در تمدن اسلامی» و تدوین «فلسفه های تعلیم و تربیت اسلامی» براساس مکاتب فلسفی مشاء، اشراق و حکمت متعالیه.
آثاری مانند ترجمه کتاب «مکتب ها و گرایش های تربیتی در تمدن اسلامی» و مجموعه های چندجلدی «فلسفه تعلیم و تربیت مشاء» و «فلسفه تعلیم و تربیت اشراق» منتشر شدند که به بررسی نظام مند مبانی انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی این مکاتب و استخراج نظریه های تربیتی متناظر با آنها پرداختند. همزمان، تأکید مقام معظم رهبری بر لزوم «تحول بنیادین» در آموزش و پرورش و تدوین سند ملی مبتنی بر فلسفه ای بومی، نقش محرک قدرتمندی ایفا کرد.
در پاسخ به این نیاز، دو اثر شاخص با عنوان «فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی» توسط مؤسسه امام خمینیe و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شد. این کتب با استناد به منابع اصیل اسلامی و فلسفه اسلامی، به تبیین مبانی، اهداف، اصول، ساحت ها و مراحل تربیت پرداختند و الگوهای جامعی ارائه دادند. یکی از این کتب با تعریف ۱۸ ساحت تربیتی در قالب روابط چهارگانه انسان، به منبعی درسی در دانشگاه فرهنگیان تبدیل شد. این دوره، نقطه اوجی در شکل گیری یک نظام فکری منسجم و بومی برای تعلیم و تربیت بود.
۴. دوره گسترش و کاربرد (۱۴۰۱ تاکنون). در دوره گسترش و کاربرد (۱۴۰۱ تاکنون)، فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم به سمت بررسی فلسفی ساحت های خاص تربیت مانند تربیت دینی و زیبایی شناختی حرکت کرده است. کتاب های «فلسفه تربیت دینی» و «تربیت زیبایی شناختی از دیدگاه اسلام» که در سال ۱۴۰۲ منتشر شدند، نمونه های بارق این جریان هستند که مبانی، اهداف و اصول هر ساحت را به طور مجزا تحلیل می کنند.
نتیجه گیری. حوزه علمیه قم با تحولی معرفتی، از رویکرد سنتی به سمت تولید دانش نظام مند در فلسفه تعلیم و تربیت حرکت کرده است. این تحول با تدوین آثار بومی مبتنی بر قرآن، روایات و حکمت اسلامی، و نقش نهادهایی مانند دفتر همکاری حوزه و دانشگاه محقق شده است. دستاوردهای این جریان، الگویی برای سایر علوم انسانی فراهم آورده و می تواند مبنای تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور قرار گیرد، چراکه اهدافی مانند قرب به خدا و تعادل در روابط چهارگانه انسان را محور قرار داده است.
تأثیر سیره عدالت محور حضرت رضا (ع) بر ظهور شیوه حکمرانی تمدنی طاهریان در عهد طاهر و پسرش عبدلله(205- 230ق) در خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۲
177 - 208
حوزههای تخصصی:
تدوین مرامنامه عدالتمحور طاهر بن حسین، بنیانگذار دولت طاهریان خراسان (205-251 ق) بهعنوان یکی از کهنترین مرامنامههای حکمرانی در ایران پس از اسلام شناخته میشود که از ابعاد گوناگون موضوع پژوهشهای مختلفی قرار گرفته است. یکی از ابعاد مورد توجه درباره این مرامنامه، منشأیابی اندیشههای عدالت محورانهای است که توسط طاهر بن حسین در متن مذکور چیدمان شده است. دیدگاهی کوشیده تا با استناد به شواهد درونمتنی و برونمتنی آن را دنباله سنّت اندرزنامهنویسی عصر ساسانی بداند که با پوشش اسلامی در آغاز تشکیل نخستین دولت نیمهمستقل ایرانی در خراسان برپا شده و دیدگاهی دیگر با استناد به هر دو گروه از همان شواهد این مرامنامه را اقتباسی از نامه معروف امام علی g به مالک اشتر میداند. در این پژوهش از بررسی انتقادی این دو دیدگاه، دیدگاه سومی ارائه شده که نگارش این مرامنامه و تشکیل حکمرانی تمدنی طاهری در عهد طاهر و پسرش عبدالله(205-230 ق) را تأثیر پذیرفته از سیره عدالتمحور حضرت رضا g در عهد ولایتعهدی ایشان(201-203 ق) در خراسان به شمار آورده است. با این فرض و به دلیل ماهیت تاریخی موضوع با روش توصیفی تحلیلی نیز شیوه پردازش این مقاله شده است. تشدید فضای فرهنگی شیعی، تقویت عدالتگستری بهعنوان یک هنجار مهم در حکمرانی از طریق ساخت دوگانههای متمایز در شیوه حکمرانی نهاد امامت و نهاد خلافت در سیره حضرت رضا g تأثیر مستقیم در احیای اندیشه عدالتطلبی در میان کارگزاران حکومت داشته که خود را در قالب نگارش مرامنامهای برای شیوه حکمرانی عادلانه (در عهد طاهر) و حکمرانی تمدنی (با دو مؤلفه عدالتمحوری وعلمگستری) در عهد پسرش (عبدالله) نشان داده حاصل این پژوهش شده است.
از ازدواج تا طلاق: روی و پشت یک سند
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱۳)
111 - 141
حوزههای تخصصی:
از مسیر مطالعه و بررسی عقدنامه ها می توان به نکاتی در باب تاریخ اجتماعی، روابط خانوادگی، مطالعات مربوط به زنان، مباحث لغوی و زبانی، اعلام جغرافیایی و تبارشناسی دست یافت. این اسناد در شمار معدود آثار مکتوب در دنیای مذکر است که زنان در همه آنها تشخص و هویت دارند و حقوق و مالکیت هایشان ثبت شده است. قباله ازدواج ماه آفرین خانم و علی اکبرخان از عقدنامچه های دوره ناصری است که امتیاز و تفرّدش در ظَهر مهرنامه آشکار می شود؛ آنجا که متوجه می شویم عروس خانم با صداق بسیار سنگین تقاضای طلاق خُلع کرده است. در این پژوهش پس از تصحیح متن عقدنامه و سند مربوط به طلاق، تلاش شده است هر دو سند از منظر شکل، مایگان و همسانی واکاوی شود و نیز برخی مباحث اجتماعی، حقوقی، تاریخی و جغرافیایی مرتبط با اوراق طرح گردد.
تحلیلی از دوگانه واقعیت/ارزش در پرتو نسبت توصیف و توصیه نزد هیلاری پاتنم و فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۵
35 - 51
حوزههای تخصصی:
این باور وجود دارد که دوگانه توصیفی/توصیه ای وجه زبانی/مفهومی، دوگانه ی واقعیت/ارزش است. مقصود از دوگانه ی توصیفی/توصیه ای آن است که الفاظ/مفاهیم به طور کلی به دو دسته ی ارزش گذارانه و غیر ارزش گذارانه تقسیم می شوند، به نحوی که الفاظ/مفاهیم ارزش گذارانه، خالی از هرگونه واقع نمایی بوده و غیر صدق و کذب پذیرند. در مقابل، الفاظ/مفاهیم توصیفی و غیر ارزش گذارانه وجود دارند که حکایت گر ویژگی های واقعیت خارجی بوده و صدق و کذب پذیرند. برخی معتقدند الفاظ/مفاهیمی وجود دارد که هر دو خاصیت توصیف و توصیه را توأمان دارا هستند و این الفاظ/مفاهیم، که غلیظ اخلاقی نامیده می شوند، توانایی نقض دوگانه ی توصیفی/توصیه ای را دارند و به دنبال آن با رد این دوگانه، دوگانه واقعیت/ارزش نیز فرو می ریزد. مقصود از دوگانه واقعیت/ارزش آن است که ارزش ها واقعی و عینی نبوده و ویژگی اصیل واقعیت خارجی نیستند. در این پژوهش قصد داریم در آثار هیلاری پاتنم و فارابی دو مسأله را واکاوی کنیم: اول، نقش الفاظ/مفاهیم غلیظ اخلاقی در رد دوگانه ی توصیفی/توصیه ای و به تبع آن دوگانه ی واقعیت/ارزش. دوم، نحوه درهم تنیدگی توصیف و توصیه و رابطه ی آن با مسأله واقعیت/ارزش. اهمیت این موضوع ازآن جهت است که واقع نمایی، عقلانیت، استدلال پذیری و نسبی گرایی احکام و جملات اخلاقی مستقیماً به حل این مسأله وابسته است؛ بدین خاطر در فلسفه اخلاق و حکمت عملی دارای جایگاه مبنایی بوده و سایر مسائل اخلاقی از آن تأثیر می پذیرند. هدف از مقایسه این دو فیلسوف، علی رغم اشتراک در صرف اعتقاد به واقع گرایی اخلاقی، نشان دادن اختلاف اساسی آن دو در تبیین و تفسیر از واقع گرایی است. فارابی از منظر واقع گرایی متافیزیکی و پاتنم درمقابل، از منظر واقع گرایی درونی و واقع گرایی فهم متعارفی به اخلاق نظر می کند.
نقش سیاق در تفسیر المیزان: مطالعه موردی سوره واقعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
49 - 65
حوزههای تخصصی:
بررسی سیاق با توجه به نقش اساسی آن در تفاسیر قرآنی، از اهمیتی ویژه برخوردار است. این مبحث، در مقام یکی از ریشه ای ترین مسائل در علوم قرآنی و تفسیری، از دیرباز مورد اهتمام مفسران قرار گرفته است. درواقع، اساس سیاق در فهم قرآن، همان وجه مشترک معنایی آیات است که با توجه به قبل و بعد عبارات حاصل می شود و در صورتی که با تناقضی مواجه نشود، از اعتبار بالایی برخوردار است. علامه طباطبایی، از معدود مفسرانی است که جایگاه سیاق را به صورت برهانی تبیین کرده و بر این نظر است که معنا از طریق قرائن مستند، اعم از قرائن لفظی، حالی و عقلی، قابل دستیابی است. این مقاله، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی کاربرد قرینه سیاق در استنباط کلام الهی از دیدگاه علامه طباطبایی در تفسیر سوره واقعه در المیزان می پردازد تا به این پرسش پاسخ دهد که وی در تفسیر سوره واقعه، در چه مواردی از قاعده سیاق بهره برده است؟ پژوهش نشان می دهد که علامه طباطبایی در روش تفسیری خود، به گونه ای ویژه بر شیوه سیاق لفظی قرآن با قرآن و به طور خاص بر تکنیک سیاق لفظی مرکب تمرکز کرده است و کاربرد سیاق عقلی در تفسیر سوره واقعه نسبتاً محدود است.
بررسی مانعیت روایات ضرب از حجیت تفسیر موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۳
37 - 48
حوزههای تخصصی:
در مجامع حدیثی فریقین روایاتی در ذم ضرب قرآن به قرآن وارد شده است. مفهوم شناسی این اصطلاح و اعتبارسنجی این روایات از جهت احتمال مانعیت از تفسیر قرآن به قرآن و تفسیر موضوعی قرآن کریم که بهترین ابزار برای دستیابی به مقاصد شارع در کتاب الهی است، ضرورت دارد. این پژوهش درصدد بررسی سندی و دلالی روایات ضرب در احادیث خاصه و عامه و نسبت این روایات با ادله حجیت تفسیر قرآن به قرآن و تفسیر موضوعی با روش اجتهادی فقهی و اصولی است. مهم ترین نتایج این پژوهش عبارتند از: 1. این روایات به لحاظ سندی معتبر است. 2. مقصود از ضرب مذموم قرآن در این روایات عدم رعایت ضوابط تفسیر مثل ملاحظه عام و خاص و ناسخ و منسوخ و مجمل و مبیّن در استخراج مقاصد الهی است که مهم ترین عامل آن جدایی از اهل بیت(ع) به عنوان عالمان کامل به قرآن کریم است. 3. این روایات مانع از حجیت تفسیر قرآن به قرآن و موضوعی با رعایت کامل ضوابط تفسیر و در نظر گرفتن دیدگاه اهل بیت(ع) در حد میسور از جهت اعتبار و مدلول روایات تفسیری نیست. مهم ترین نوآوری این تحقیق، روش بررسی اجتهادی فقهی و اصولیِ این روایات است که در پژوهش های گذشته دیده نمی شود.
استنتاج مؤلفه ها و روش های تربیتی حاصل از نماز در کلام و سیره حضرت امام حسین(ع)
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۹
67 - 88
حوزههای تخصصی:
برپایی نماز در شب، صبح و ظهر عاشورا، عالی ترین جلوه شکوه بندگی حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) در واقعه کربلا در مقابل معبود است. هدف پژوهش، استنتاج مؤلفه ها و روش های تربیتی حاصل از نماز در کلام و سیره حضرت امام حسین(ع) است. روش پژوهش از نوع کتابخانه ای و به شیوه فیش نویسی است. نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین مؤلفه های تربیتی شامل؛ اهمیت به نماز به عنوان وسیله یاد خدابودن و ستون و پرچم دین، توجه به نماز جماعت، نماز اول وقت، خلوص نیت در نماز، محافظت بر نماز، استعانت از نماز، نماز شب و شب زنده داری، شهادت در حال نماز، احیای اذان، غیرت دینی، اقامه نماز در میدان جنگ، ترویج نماز و دفاع از نماز. همچنین روش های تربیتی نظیر مراقبه و محاسبه، تبشیر و تنذیر، تشویق و ترغیب، پند و موعظه در کلام و سیره امام حسین(ع) درباره نماز، مشاهده شده است.
طراحی الگوی رشد رفتارهای اخلاقی تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی رشد اخلاق تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی بر اساس نظریه داده بنیاد بود که از روش کیفی، مدل سیستماتیک و بر اساس مدل کرسول 2012 استفاده شد. شرکت کنندگان در پژوهش حاضر، متخصصان حوزه ابتدائی و اخلاق بودند. نمونه گیری هدفمند بوده و پس از 12 مصاحبه اشباع نظری به دست آمد و تا 16 مصاحبه ادامه پیدا کرد. بررسی اعتبار یافته ها از روش مثلث سازی و هماهنگی بین مصاحبه شونده، مصاحبه گر و متخصص داده بنیاد به دست آمد. نتایج تحلیل اطلاعات کیفی از کدگذاری باز، محوری و گزینشی نشان داد که 406 گزاره مفهومی اولیه با 51 مقوله فرعی و 21 مقوله اصلی در قالب ابعاد 6 گانه شامل: پدیده اصلی (رشد اخلاق تحصیلی)، مقوله محوری (تقلب، اهمال کاری، دروغ گویی، احترام، مسئولیت پذیری، صداقت تحصیلی، همکاری و انضباط)؛ موجبات علّی (خانواده، مدرسه، معلم، رسانه، یادگیری مشاهده ای، محتوای درسی)، شرایط زمینه ای (نیازسنجی، آسیب شناسی، فرصت های زمینه ساز، ویژگی های فردی زمینه ساز)، راهبردها (راهبردهای مربوط به خانواده، مدرسه ای، آموزشی، انگیزشی و راهبردهای مربوط به تدریس)، شرایط مداخله گر (عوامل ارزشی، عوامل فناورانه و عوامل اجتماعی) و پیامدها (فردی و اجتماعی) شناسایی شدند. یکپارچه سازی مقوله ها بر مبنای روابط موجود بین آن ها، حول محور رشد اخلاق تحصیلی، شکل دهنده مدل مفهومی است که الگوی رشد اخلاق تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی را انعکاس می دهد و درنهایت توجه به این پدیده ها در رشد اخلاق تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدائی مؤثر است.
جایگاه اخلاقی خالد بن ولید در تاریخ صدر اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
59 - 70
حوزههای تخصصی:
یکی از سرداران معروف تاریخ صدر اسلام خالد بن ولید است. او قبل از پذیرش اسلام، در جنگ های مشرکان مکه علیه پیامبر اسلام(ص) شرکت فعال داشت. حضور او در جنگ های احد و موته بسیار تاثیرگذار بود. از خالد به دلیل سرکوبی مخالفان حکومت ابوبکر و شکست دادن سپاهیان ساسانی و روم، به عنوان برجسته ترین سردار دوره فتوحات اسلامی یاد می شود. اقدامات خالد مورد حمایت و تایید ابوبکر بود. در این دوره او مرتکب کارهای ناشایستی شد که در تضاد با مبانی اسلام بود. او قصد ترور امام علی(ع) را نمود و عده ای از مسلمانان و اسیران بی گناه را کشت. خالد در دوره خلافت عمر بن خطاب از فرماندهی کل سپاهیان خلافت برکنار شد. مسئله ای که این پژوهش به آن پرداخته است بررسی اقدامات ضد اخلاقی و ضد اسلامی خالد بن ولید در دوره حیات سیاسی- نظامی اوست. این مقاله از نوع توصیفی و با روش کتابخانه ای می باشد.
علم، دین و نسبت آن دو از منظر ابوالحسن عامری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۲)
103 - 124
حوزههای تخصصی:
مسأله ی موردبحث در این نوشتار، تعریف، ویژگی ها، ماهیت و نسبت علم و دین از منظر ابوالحسن عامری است. عامری علم و دین را دارای ماهیتی عقلی می داند و اندیشه های او در این زمینه در منظومه ی فکری فیلسوفان اسلامی قابل بررسی است. او علم را به دو دسته ی دینی و حکمی تقسیم می کند و برای هر یک اقسامی برمی شمرد. به عقیده ی وی، علم تنها در چارچوب عقل معنا می یابد و ماهیتی عقلی دارد. دین از منظر عامری، مجموعه ای از گزاره های علمی و عملی از منبعِ وحی و دارای ضرورت عقلی است که توسط عقل تامّ و مجرد نبی درک می شود و وحی از نظر او دریافت حقایق مفاض توسط عقل پیامبر از جانب خدا است. براین اساس، هیچ یک از علوم با دین در تعارض نیستند و دین از مرتبه ای بالاتر برخوردار است. عامری در نسبت میان علم و دین، آن ها را تجلی های یک حقیقت واحد می داند و تمامی تحلیل های او باید در این چارچوب کلی درک شوند.