۱.
در دنیای پیچیده و چند مجهولی معاصر و بیش از هر زمان دیگری، نیاز به تفکر عمیق، چند وجهی و چند لایه ای احساس می شود. هدف اصلی این پژوهش، تبیین اهمیت تفکر شبکه ای به عنوان ابزاری کلیدی در رشد فردی و اجتماعی، مبتنی بر واکاوی سیره و تعالیم امام رضا علیه السلام در ترویج فرهنگ تفکر حقیقی است. در این مقاله با بررسی مفهوم تفکر و انواع آن در ادبیات علمی معاصر و همچنین با معناشناسی آن در سیره امام رضا علیه السلام، نتیجه گرفته شده است که اولاً تفکر اساسی در سیره ایشان نهادینه سازی اندیشه و تفکر قرآنی است. ثانیا این تفکر در تضاد یا تنافی با استدلال های منطقی و تحلیلی در دنیای متعارف علمی از جمله تفکر تحلیلی، انتقادی، منطقی، سیستمی، خلاقانه و تفکر آینده نگر نیست بلکه این «تفکر حقیقیِ قرآن بنیاد»، بالاتر از استدلال های مذکور بوده که جایگاه آن در قلب انسان است به نحوی که عقل و قلب در بالاترین مراتب خود به اتحاد می رسند. در حقیقت، حضرت رضا علیه السلام به «ارتباط نظام مندِ قلب، زبان و تفکر» اشاره می فرمایند. طبق این بیان، قلب محل اصلی تفکر و تعقل است که تمام اعمال و کلام انسان از آن ناشی می شود. راهکارهای ترویج این نوع تفکر در اموری مانند یاد خداوند متعال، محاسبه نفس، پاکسازی قلب از آلودگی ها، تفکر در آیات الهی و خلقت، صبر و شکیبایی در برابر شدائد زندگی، دعوت به پرسشگری، انعطاف در پذیرش حقیقت و پرهیز از جمود فکری، یادآوری مرگ، بیان فلسفه احکام و سکوت است که به نوعی سایبان و چتری فراگیر بر دیگر انواع تفکر مانند تفکر منطقی، انتقادی، راهبردی، سیستمی، خلاقانه، معناگرا و...تلقی می شود زیرا این امور به تفکر روح و معنایی بی پایان بخشیده و آن را از محدودیت و تنگنای دنیایی و ماتریالیستی رها می کند.
۲.
وحدت ملی به معنای همسویی و هماهنگی اجزای تشکیل دهنده یک نظام سیاسی و اجتماعی، به عنوان مهم ترین عامل اقتدار ملی، زمینه ساز توسعه و پیشرفت و کاهش دهنده تهدیدات داخلی و خارجی برای همه کشورها از اهمیت بالایی برخوردار است. این مهم برای نظام جمهوری اسلامی که با حجم گسترده تلاش جبهه استکبار برای خدشه به وحدت ملی خود روبروست از اهمیت مضاعفی برخوردار است. برای وحدت ملی عوامل متعددی از قبیل: سرزمین و قلمرو، زبان، حکومت و دولت، نژاد و قومیت، سنّت ها و آئین ها، میراث فکری، اسطوره ها و قهرمانان و مانند آن را برمی شمارند که درباره نقش آن ها در تحکیم وحدت ملی، اتفاق نظر وجود دارد، اما آنچه کم تر از آن سخنی به میان می آید نقش دین و آموزه های دینی در وحدت ملی است؛ حتی گاهی کسانی دین را مخالف وحدت ملی قلمداد می کنند. این در حالی است که باورهای اعتقادی نسبت به سایر عوامل از نقش بسیار مهم تری در استواری وحدت ملی برخوردار است. با توجه به نقش مهم دین و آموزه های دینی در شکل دهی به وحدت ملی ایرانیان، شایسته است نقش سیره و سخنان حضرت امام رضا (ع) در این باره مورد بررسی قرار گیرد. یافته های این جستار که به روش توصیفی و تحلیلی سامان یافته، نشان از آن دارد هجرت امام به ایران، توصیه به وحدت و دوری از اختلاف، عدالت ورزی، پاسداشت کرامت انسانی، مقابله نظری و عملی با تبعیض و احترام آن حضرت به فرق و مذاهب، در شکل دهی و استواری وحدت ملی ایرانیان در همسویی با آموزه های اسلامی و وحدت اسلامی نقشی الهام بخش داشته است.
۳.
بقاع متبرکه بهعنوان مقاصدی معنوی برای سفرهای زیارتی و گردشها در مقیاسهای شهری و فراشهری، الگویی اسلامی ایرانی در تجلی هویت اسلامی ایرانی محسوب میشوند. از منظر هویت اسلامی ایرانی، بر بهرهگیری از زمینههای موجود شهرها در ارتقای ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن شهر تاکید میشود. امامزادهها میتوانند بهعنوان یکی از این زمینههای ارزشمند، جاذبهای برای زائران و گردشگران مذهبی باشند که از این رهگذر با ورود گردشگران مذهبی بر همگونی اجتماعی نیز تاکید و هویت اجتماعی شهر تقویت میشود. هدف این مقاله تبیین اهمیت زیارت و بقاع متبرکه بهعنوان الگویی ایرانی اسلامی گردشگری مذهبی در ارتقای هویت ایرانی اسلامی برای شهرهای مذهبی و مطالعه راهکارهای کاربردی برای تقویت این رویکرد است. این پژوهش از نوع کیفی است که به روش توصیف و تحلیل محتوای متون و استدلال منطقی و شیوههای مطالعه اسنادی و کتابخانهای انجام میشود. چنین رویکردی نیازمند برنامهریزی برای معرفی، ارائه خدمات، تأسیسات و تجهیزات مورد نیاز بهویژه مجموعههای اقامتگاهی، طراحی و توسعه زمینهگرای امامزادهها خواهد بود. در بُعد فرهنگی و اجتماعی جاذب افراد و گروههای جامعه در فضایی واحد و القای حس و حال مذهبی و روحانی، نماد پایدار فرهنگی و بستر بیبدیل نمایشگر هویت اجتماعی محسوب میشود. این امر باعث پایداری فرهنگی و اجتماعی شهرها میشود و موجبات تقویت امنیت روانی، اجتماعی و فرهنگی جامعه را فراهم میآورد. هویت ایرانی اسلامی سکونتگاههای زیارتی میتواند بر اساس امامزادهها به عنوان قلب تپنده شهرها و روستاها مطالعه شود. حرمهای مطهر امامزادگان ضمن تداوم حیات پایدار از طریق آیین زیارت، در مناسبتهای خاص به کانون برگزاری آیینها و سنت-های دینی و مذهبی بهویژه جشنها، اعیاد و عزاداریهای تبدیل میشود. در بعد کالبدی، امامزادهها، در نقاط کلیدی و ساختاری شهرها و روستاها قرار دارد. در این راستا ارتباط و اتصال فضاهای امامزاده با اجزا و عناصر پیرامون خود بهویژه شبکه معابر و مسیرهای اصلی و فرعی، مساجد، بازارها و محلههای پیرامونی، حائز اهمیتی قابل توجه در طراحی شهری سکونتگاههای مذکور است.
۴.
در دنیای امروز تحلیل گفتمان انتقادی با رویکردی نوین، فراتر از بررسی ساختار و زیباییهای زبانی، به دنبال رمزگشایی از مناسبات قدرت و ایدئولوژی در متن است. بر همین اساس، نظریه تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف یکی از کارآمدترین شیوهها برای بررسی متون و کشف معنا در سطح متن و فرامتن است. سلیمان السلمان، شاعر فلسطینی الأصل و ساکن سوریه است که قصیدهای با عنوان «سلاسل الذهب» را تحت تأثیر سفر به مشهد در مدح و ثنای امام رضا g سروده است. این سروده سیاسی اجتماعی بازتاب دردهای شاعری است که از کودکی شاهد رنجهای مردم فلسطین به دست رژیم اشغالگر صهیونیسم بوده است. در واقع، شاعر دردها و رنجهای جامعه فلسطین را با امام رضا g بیان میکند و با التجا به ایشان بهنوعی در پی ایجاد گفتمانی سیاسی با هدف تغییر نگرشها و ایدئولوژیهای حاکم بر جامعه خویش است. این پژوهش در تلاش است که با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، مؤلفههای تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف را بر قصیده مذکور تطبیق دهد و به کشف اندیشهها و گفتمانهای نهفته در آن بپردازد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است شاعر در سطح توصیف با آرایه تکرار و با بهکارگیری واژگانی مانند: «الإمام»، «الولی»، «الرضا»، «نور» بر جایگاه امامت در هدایت و سعادت جامعه تأکید کرده است. مؤلف در سطح تفسیر درصدد ایجاد گفتمانی بر پایه مقاومت و پایداری مردم فلسطین و سوریه است. در سطح تبیین نیز شاعر با بیان مهمترین علت شهادت امام g، گفتمانی انتقادی مبتنی بر سازش برخی حکام عرب با رژیم اشغالگر صهیونیستی ایجاد کرده است.
۵.
وجود حجت الهی در هر زمان و استمرار آن تا قیام قیامت از مسلمات اعتقادی شیعیان حتی نزد فرقههای منشعب شده است؛ از این رو، حتی واقفیّه و مخالفان امامت امام رضاg در ردّ ایشان از طریق همین اصل وارد شده و امامت حضرتش را انکار کردهاند؛ اما طی روایتی که در مقاله پیش رو تحلیل شده است، حضرت رضاg به منکران امامت خویش پاسخ دادهاند. امامت امام رضاg یک بار پس از شهادت پدر بزرگوارشان مورد تردید قرار گرفت و به شکلگیری واقفیّه انجامید و بار دیگر فرزنددار نشدن آن حضرت در سنین بالا موجب بروز شک و تردید در برخی پیروان ایشان شد؛ به طوری که عدهای از آنها به واقفیّه گرویدند؛ با وجود این، عقیده قطعی به استمرار حجج الهی در باورهای شیعیان، به حدی بود که حتی واقفیّه نیز برای رسیدن به مقاصد خود چارهای جز تطبیق اعتقاد انحرافی خود بر این باور اصیل نداشتند. این نوشتار ضمن بازخوانی روایت ابن بشار در بیان گفتوگوی ابن قیاما از گروه واقفیّه با امامg با رویکرد کلامی و حکمی به تبیین امامت بعد از ایشان پرداخته است. مسئله خالی نبودن زمین از امام از دیدگاه کلامی از سویی و مسئله نبود دو امام ناطق در زمان واحد از منظر حکمی از سوی دیگر، دو نکته مهم و اساسی در این مقاله است که ابن قیامای واقفی در گفتوگوی خود با امام رضاg به هر دو مسئله مذکور اذعان دارد. با توجه به نبود پیشینه معین در این زمینه، نوآوری این مقاله در آن است که به صورت میان رشتهای با دیدگاه کلامی و حکمی، به روش توصیفی تحلیلی، ضمن بررسی و تحلیل محتوایی حدیث مذکور و تحلیل شئون مختلف امامت، روشن میسازد که شأن ولایت تنها شأنی است که بهعنوان حجت، به معنای واسطه در فیض الهی، استمرار داشته و در هر زمان تنها در یک فرد از اولیای الهی تجلی میکند و قابل تفویض به دو فرد در زمان واحد نیست.
۶.
سفرنامهنویسان ایرانی و غیرایرانی گزارشهای متفاوتی از واقعه شهادت و پس از آن دفن پیکر هشتمین امام شیعیان در سرزمین خراسان در سال 203 قمری بیان کردهاند. در این پژوهش به بازخوانی گزارشهای جغرافینویسان کلاسیک و سفرنامهنویسان داخلی و خارجی درباره شهادت و مدفن امام رضا علیهالسلام از قرن سوم تا پایان قرن سیزدهم قمری پرداخته میشود. جامعه پژوهش مورد مطالعه و بررسی 40 سفرنامه است. از این تعداد، 30 سفرنامه متعلق به سفرنامهنویسان غیرایرانی و 10 سفرنامه نیز متعلق به ایرانیهاست. روش تحقیق در این پژوهش به صورت کمّی و کیفی با رویکرد توصیفی مبتنی بر گزارشهای برگرفته شده از سفرنامهها و کتابهای جغرافی است. این پژوهش در صدد پاسخگویی به این پرسش است که واقعه شهادت و مکان دفن حضرت رضا علیهالسلام در سفرنامههای اروپاییان و ایرانیها چگونه توصیف شده است؟ یافتههای این پژوهش حاکی است که جغرافینویسان و سفرنامهنویسان تا پایان قرن یازدهم گزارشهای اندک و ناقصی درباره نحوه شهادت و محل دفن امام رضا g ذکر کردهاند. ایشان در گزارشهای سدههای اولیه پس از شهادت، نام قاتل یا عامل شهادت را به هر دلیل ممکن در سفرنامههای خود ذکر نکردهاند. پس از به قدرت رسیدن صفویان و قرار گرفتن مشهد بهعنوان پایتخت مذهبی صفویان بهتدریج نهاد مذهبی آستان قدس مورد توجه بیشتری قرار گرفت و حضور سفرنامهنویسان از این دوره تا انتهای دوره قاجاریه باعث شد تا گزارشهای بیشتر و مبسوطتری از شهر مشهد و آستان قدس رضوی نوشته شود.
۷.
تدوین مرامنامه عدالتمحور طاهر بن حسین، بنیانگذار دولت طاهریان خراسان (205-251 ق) بهعنوان یکی از کهنترین مرامنامههای حکمرانی در ایران پس از اسلام شناخته میشود که از ابعاد گوناگون موضوع پژوهشهای مختلفی قرار گرفته است. یکی از ابعاد مورد توجه درباره این مرامنامه، منشأیابی اندیشههای عدالت محورانهای است که توسط طاهر بن حسین در متن مذکور چیدمان شده است. دیدگاهی کوشیده تا با استناد به شواهد درونمتنی و برونمتنی آن را دنباله سنّت اندرزنامهنویسی عصر ساسانی بداند که با پوشش اسلامی در آغاز تشکیل نخستین دولت نیمهمستقل ایرانی در خراسان برپا شده و دیدگاهی دیگر با استناد به هر دو گروه از همان شواهد این مرامنامه را اقتباسی از نامه معروف امام علی g به مالک اشتر میداند. در این پژوهش از بررسی انتقادی این دو دیدگاه، دیدگاه سومی ارائه شده که نگارش این مرامنامه و تشکیل حکمرانی تمدنی طاهری در عهد طاهر و پسرش عبدالله(205-230 ق) را تأثیر پذیرفته از سیره عدالتمحور حضرت رضا g در عهد ولایتعهدی ایشان(201-203 ق) در خراسان به شمار آورده است. با این فرض و به دلیل ماهیت تاریخی موضوع با روش توصیفی تحلیلی نیز شیوه پردازش این مقاله شده است. تشدید فضای فرهنگی شیعی، تقویت عدالتگستری بهعنوان یک هنجار مهم در حکمرانی از طریق ساخت دوگانههای متمایز در شیوه حکمرانی نهاد امامت و نهاد خلافت در سیره حضرت رضا g تأثیر مستقیم در احیای اندیشه عدالتطلبی در میان کارگزاران حکومت داشته که خود را در قالب نگارش مرامنامهای برای شیوه حکمرانی عادلانه (در عهد طاهر) و حکمرانی تمدنی (با دو مؤلفه عدالتمحوری وعلمگستری) در عهد پسرش (عبدالله) نشان داده حاصل این پژوهش شده است.
۸.
قاعده تناسب جُرم و مجازات یکی از مصادیقِ عدالت کیفری، همواره مورد توجّه دانشیانِ فقه و حقوق بوده بهگونهای که آن را در زمره شاخصههای عدالت برشمرده و بهعنوان اصل قانونی، شرعی و عقلی که قدمتی به درازای حیات بشری دارد، از آن یاد کردهاند. جایگاه این قاعده در تحقق عدالت، آنچنان پُررنگ جلوه نموده که دانشیانِ حقوق، رعایت این اصل را ترجمان عدالت کیفری و مقبول همه نظامهای حقوق جزایی معرفی میکنند. تناسب جُرم و مجازات یکی از اصول حاکم بر مجازاتهای اسلامی نیز است که میتوان آن را از نتایجِ عدالت تشریعی پروردگار دانست. بنمایه این تحقیق که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، تمرکز بر روایتی از امام رضا g است که میتوان آن را از مبانی عدالت کیفری در قالب اصل تناسب جرم و مجازات، تلقی کرد. ایشان درباره کیفر دو جرم حّدی سرقت و زنای غیرمحصنه به توضیح فلسفه تعیین مجازات برای این گونه جرایم پرداختهاند؛ تبیین امام g بهخوبی کاشف از لحاظ گونههایی از تناسب میان بِزه و مجازات است که میتوان آن را در زمره مبانی فقهی اصل تناسب، جایگذاری کرد.