فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۵
110 - 134
حوزههای تخصصی:
پس از جنگ جهانی اول، بین النهرین در طی یک پروژه دولت سازی با عنوان عراق، موجودیت یافت. گرترود بل؛ افسر دیپلمات بریتانیایی، شخصیت محوری در پیشبرد این پروژه بود. گرچه به دلیل تنوع اقلیمی و فرهنگی در این منطقه، موانع متعددی بر سر راه این پروژه بود اما مهم ترین مانع در این مسیر، قاطبه مردمی اند که قرار بود این دولت بر آن ها حکومت کند. مندرجات نامه های بل نشان می دهد که از جمله دغدغه های او برای پیشبرد این برنامه، نحوه واکنش ساکنان شهرهای مقدس شیعی در عراق (عتبات عالیات) با این موضوع، بوده است. مسأله اصلی پژوهش حاضر، تبیین درک و دریافت این مأمور بریتانیایی از وضعیت شهرهای مقدس عراق و نحوه مواجهه او با مسائل مرتبط با این شهرها در نسبت با اهداف بریتانیا است. در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی ضمن تشریح پروژه دولت سازی بریتانیا در عراق، در پی آنیم که دریابیم گرترود بل برای تسهیل پیشبرد اهداف بریتانیا در این پروژه چه موانعی را رصد کرده و چه تدابیری برای غلبه براین موانع، اندیشیده است. نتایج بررسی نشان می دهد که ویژگی های فرهنگ شیعی و روابط دیرینه میان ساکنان این منطقه با مردم ایران از موانع اصلی پیشبرد اهداف بریتانیا بوده است و از این رو، دولت سازی گرترود بل برای آینده این منطقه، حول سه راهبرد اصلی قرار داشته است: به حاشیه راندن شیعیان در ساختار دولت، تضعیف موقعیت مجتهدان شیعه و قطع نفوذ ایرانیان.
بررسی انتقادی مژده پیامبر اکرم (ص) به فتح سرزمین ها در روایت صخره خندق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
183 - 214
حوزههای تخصصی:
مسلمانان هنگام حفر خندق (سال پنجم هجری قمری) با صخره ای سخت روبه رو شدند که هیچ کس یارای شکستنش را نداشت و خود پیامبر(ص) آن را شکست. این ماجرا در کتب تاریخی به روایت «صخرهٔ خندق» اشتهار یافته است. براساس برخی از نقل های این روایت، رسول خدا(ص) هنگام ضربه زدن به صخرهٔ خندق به مسلمانان وعده داد که بر سرزمین های فارس، روم و یمن چیره خواهید شد. جستار حاضر می کوشد تا به این پرسش اصلی پاسخ دهد که دلایل اعتبار یا عدم اعتبار گزارش «مژدهٔ پیامبر(ص) به فتح سرزمین ها هنگام حفر خندق» چیست؟ بدین منظور، اسناد روایات را به روش نقد رجالی، بررسی و محتوای روایات را تحلیل تاریخی نموده و به این نتیجه دست یافته است که مضمون روایت صخرهٔ خندق به دو بخش تقسیم می شود. اصل ماجرای پدیدآمدن صخرهٔ خندق و شکسته شدن آن توسط پیامبر(ص) سند معتبر دارد، اما علاوه بر اشکالات متنی، اسناد تمامی نقل هایی که مژدهٔ فتح سرزمین ها را به پیامبر(ص) نسبت می دهند، نامعتبر است.
نقش بحران اخلاقی (اجتماعی) در بحران فروش در صنعت بانکداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
389 - 404
حوزههای تخصصی:
گرچه نظام بانکی کشور متعهد به اجرای اسناد بالادستی است و همواره سعی داشته است مجری منشورهای اخلاقی مدون خود باشد، اما یک پیشنهاد مطلوب برای ترویج مسئولیت اخلاقی در بانک ها و نهادینه سازی بیشتر این فرهنگ مفید و موثر در نظام بانکی کشور، آن است که بانک مرکزی با تدوین مجموعه ای از کدهای اخلاقی، آن ها را جهت اجرا به شبکه بانکی ارائه دهد. تدوین و ابلاغ این کدها و در ادامه نظارت و ارزیابی و رتبه بندی بانک ها قادر خواهد بود رقابتی در بین بانک ها در انجام فعالیت های اخلاق مدار جهت کسب رتبه های برتر به وجود آورد. از این رو هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش بحران اخلاقی (اجتماعی) در بحران فروش در صنعت بانکداری ایران است. پژوهش حاضر، از نوع کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفته است. برای شناسایی نقش بحران اخلاقی (اجتماعی) بر بحران فروش بانکی، اقدام به استخراج عوامل شکل دهنده بحران اخلاقی(اجتماعی) که بر روی بحران فروش بانکی موثر هستند پرداختیم. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و از نوع قضاوتی بوده است. در این نمونه گیری هدفمند قضاوتی، قصد ما انتخاب مواردی است که با توجه به هدف پژوهش، اطلاعات زیادی داشته باشند، لذا مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 15 نفر از جامعه بانکداری (مدیران تحقیق و توسعه و مدیران بانکداری شرکتی بانک های تجاری خصوصی) انجام شده است. برای بررسی حجم نمونه کیفی از روش نمونه گیری نظری تا مرحله اشباع داده ها استفاده نمودیم. عوامل شکل دهنده بحران اخلاقی(اجتماعی) که بر روی بحران فروش بانکی موثر هستند، در قالب در قالب ۲ تم اصلی، ۲ تم فرعی و 21 مفهوم استخراج شدند. یافته ها نشان داد که مولفه های تاثیرگذار بحران اخلاقی (اجتماعی) که منجر به بحران فروش بانکی می شوند عبارتند از: عوامل اجتماعی و محرک های داخلی (اخلاقی). نتایج نشان داد عواملی اجتماعی مانند تغییر انتظارات و تغییر نگرش سرمایه گذاران و مشتریان ، نرخ بالای بیکاری و کاهش سرمایه اجتماعی بانکها (عدم اعتماد به بانک ها بخاطر عدم توجه به مسایل مورد اهمیت مردم (اقتصادی و سیاسی و ..) بعلاوه عوامل اخلاقی از جمله فساد داخلی بانکی در میان کارکنان در ارتباط با مشتریان، ارتباط نامناسب با مشتریان و عدم رضایتمندی مشتریان از خدمات بانکی ، رفتار غیر اخلاقی و صرفا منطبق با منطق اقتصادی و عدم وام دهی مبتنی بر اعتماد در نهایت بیشترین فراوانی در تشدید بحران فروش بانکی دارند.
تحلیلی بر ارتباط بین فلسفه و فلسفه تعلیم و تربیت در قالب رویکرد آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
221 - 250
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی ارتباط فلسفه و فلسفه علوم تربیتی در قالب رویکرد آموزشی است تا با درک آن به دیدگاهی کلی در این ارتباط دست یافت. این پژوهش به حسب هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، کیفی و به لحاظ روش، توصیفی تحلیلی می باشد. تفکر علمی به دلیل محدودیت های اساسی اش نمی تواند همه پاسخها را در حوزه آموزش ارائه کند و اینجاست که به تفکر فلسفی در تعلیم وتربیت بعنوان پاسخ ممکن اشاره می شود که اساسش کاربرد استدلال در موضوعات مختلف است. ابزار اصلی فلسفه، تعلیم وتربیت است و هر عمل آموزشی با پس زمینه فلسفه روشن می شود. فلسفه اساس است و آموزش روبنا و بدون فلسفه، تعلیم و تربیت یک تلاش کورکورانه و بدون آموزش، فلسفه یک معلول خواهد بود؛ زیرا فلسفه و تعلیم و تربیت رابطه تنگاتنگی دارند و به-هم وابسته اند. فلسفه به راه ها اشاره و آموزش از آن پیروی می کند و دو روی یک سکه اند که اولی طرف متفکرانه و دومی طرف فعال است و درواقع، برای یکدیگر وسیله وهدف اند. فلسفه مدرن در تعلیم وتربیت با توسعه تفکر انتقادی وعقل، شامل دیدگاهی منطقی است که کل مسئله را درنظرمی گیرد و با تاثیرگذاری بر تعلیم وتربیت به اساسی-ترین مسائل انسانها می پردازد. اگر قرار است تعلیم و تربیت برای تحصیل شونده معنادار و مفید باشد، به تفکر فلسفی در مورد تعلیم و تربیت در کنار تفکر علمی نیاز است؛ به این دلیل که صرف انباشت دانش منجر به درک نمی شود، زیرا لزوماً ذهن را برای ارزیابی انتقادی واقعیت ها، تربیت نمی کند و بنابراین، مستلزم بعد خلاقیت انتقادی آموزش است. در نهایت می توان گفت فلسفه، مقصد واقعی را که آموزش وپرورش باید به سوی آن برود، تعیین و همواره الهام بخش نظریه آموزشی و همچنین عمل بوده است.
حدود مشروعیت شرط عدم مسئولیت در قراردادها
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 17
حوزههای تخصصی:
شرط عدم مسئولیت یکی از شروط قراردادی است که به موجب آن، یکی از طرفین یا هر دو، خود را از مسئولیت ناشی از اجرای ناقص یا خسارت بار قرارداد معاف می سازند. این شرط، در نظام های حقوقی مختلف، بر پایه اصل حاکمیت اراده و آزادی قراردادها پذیرفته شده، اما در عین حال با محدودیت های جدی مواجه است. در حقوق ایران، پذیرش مشروعیت این شرط، منوط به رعایت قواعد عمومی قراردادها، اصول اخلاقی، و الزامات نظم عمومی است. این مقاله با بررسی مبانی فقهی و قانونی، تلاش دارد حدود و ثغور مشروعیت این شرط را در پرتو حقوق داخلی و تطبیقی روشن سازد.در بررسی انجام شده، مشخص شد که شرط عدم مسئولیت در برخی حوزه ها—نظیر خسارات ناشی از تقصیر عمدی، آسیب های بدنی، و قراردادهای الحاقی—به دلیل تعارض با نظم عمومی یا اصول عدالت قراردادی، باطل یا غیرقابل استناد تلقی می شود. همچنین، در نظام حقوقی ایران، فقدان وحدت رویه قضایی و ابهام در تفسیر مفاهیم «مغایرت با مقتضای عقد» یا «شرط نامشروع» باعث شده است که کارایی عملی این شرط همواره محل تردید باشد. مقاله در پی آن است که با تحلیل نظری و مطالعه نمونه های قضایی، قلمرو مشروع این شرط را شناسایی و از حدود نامشروع آن تفکیک کند.
بررسی نظریۀ «توسعۀ آموزۀ مسیحی» هنری نیومن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
59 - 78
حوزههای تخصصی:
مسیحیت همواره با چالش تحول آموزه ها مواجه بوده است. با وجود این، تعبیر «تحول» چندان خوشایند کلیسای کاتولیک نیست. مسئله این است که تحول آموزه های دینی تا چه حدی پذیرفتنی است؟ از نظر نیومن، تحول آموزه ای قابل توجیه است و راه حل صحیح کلیسای کاتولیک در این زمینه، نظریه «توسعه آموزه مسیحی» است. او توسعه را امری گریزناپذیر برای هر اندیشه زنده می داند. از نظر وی، فهم یک ایده عمیق بدون طی زمانی طولانی و تفکری عمیق امکان پذیر نیست. مکاشفه الهی تنها با یک توسعه راستین زنده است. رسولان فقط تا حدی مکاشفه الهی را درک کرده اند. در فرایند توسعه بعدی، با تحقق مکاشفه های جدید، جنبه های بدیعی از آن توسط مرجعیت خطاناپذیر کلیسا درک و تضمین شده است. نیومن بر اساس ویژگی های مسیحیت اولیه، تحول آموزه ای را مورد انتظار و ضروری می داند و کوشیده است که ثابت کند آموزه های کنونی همان توسعه های مورد انتظارند و عمل به آنان وظیفه ای منطقی است. او معیارهای هفت گانه ای را جهت تمایز توسعه راستین از فساد ارائه داده است. این معیارها عبارت اند از: حفظ نوع، تداوم و پیوستگی اصول؛ قدرت جذب و یکسان سازی؛ توالی منطقی؛ پیش بینی آینده یک ایده؛ کنشی استوار بر پیشینه خود؛ و قدرت مستمر. این نظریه خالی از اشکالاتی اساسی همچون استواری بر شواهد ضعیف و ندیدن شواهد مخالف نبوده و در زمینه حل مسئله ناتوان است. نویسندگان این مقاله تلاش کرده اند که با استفاده از روش مطالعات اسنادی به تحلیل این نظریه بپردازند.
اختلاف نظر فیلسوف با خود: بررسی دیدگاه فلدمن درباره اختلاف نظر دینی معقول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریچارد فلدمن در مقاله «اختلاف نظرهای دینی معقول» با استفاده از آموزه های معرفت شناسی اختلاف نظر، استدلال دقیقی ارائه می دهد تا معقول بودن اختلاف نظر دینی با همتای معرفتی را رد کند. در این استدلال فلدمن تمام حالات ممکن برای اختلاف نظر دینی معقول را برشمرده و با ارائه دلیل کنار می گذارد، و در نهایت از نوعی شک گرایی متواضعانه در باب باور دینی دفاع می کند. موضوع مقاله حاضر بررسی استدلال فلدمن در مقاله مذکور است. پس از شرح استدلال، دو اشکال اساسی در ارتباط با آن مطرح می شود. اول این که، دیدگاه فلدمن درباره اختلاف نظر دینی در این استدلال، با دلالت های آثار بعدی او درباره اختلاف نظر دینی معقول ناسازگار است. علاوه بر این، در حالی که فلدمن نتیجه استدلال فوق را نوعی شک گرایی محدود می خواند، می توان دید که با کاربست همین استدلال به حوزه معرفت عرفی می توان شک گرایی گسترده را نیز از آن نتیجه گرفت. در این مورد نیز فلدمن در آثار بعدی خود با اتخاذ موضعی متفاوت نسبت به اختلاف نظر معقول با همتای معرفتی، از پذیرش چنین نتیجه ای اجتناب می کند. در نهایت، ریشه وجود ناسازگاری در آراء فلدمن تحلیل می شود.
دیومردُمان* واکاوی کیش دیویسنا در ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۱۴۰۴ شماره ۱
151 - 184
حوزههای تخصصی:
کیش دیویسنا که غالبا در تقابل با مزدیسنا مورد اشاره قرار می گیرد، از جمله کیش های رایج در ایرانِ باستان است که ردّپای آن تا روزگارانِ کهن تر قابل پیگیری و شناسایی است. هدف از نگارش این مقاله پژوهشی، تاریخی و دینی درباره این کیش است که با روشِ کتابخانه ای و استناددهیِ متنی صورت گرفته است. با بررسی متونِ اوستایی و پهلوی و بازخوانیِ برخی از کتیبه های باستان، چشم اندازی از اعتقادات دیویسنان و چگونگی برگزاری آیین ها و مناسک ایشان به دست می آید. در عین حال، مردمانِ دیویسنان به لحاظ باورها و آیین های خود، شباهت هایی با برخی گروه های دینی و قومی و یا برخی طبقات اجتماعیِ عصر خود دارند که شناخت آنها را دشوار ساخته و ترسیم روشنِ خطوطِ شکل گیری، زیست و موقعیتِ آنها در میان مزدیسنان را دشوار می سازد. با این همه، دیویسنان به لحاظ سیاسی، دینی و اجتماعی از چنان تأثیری برخوردار بودند که به یکی از دغدغه های شاهان هخامنشی تبدیل شدند و در اوستای کهن و متأخر، یک کتیبه هخامنشی و نیز متونِ دست اولِ پهلوی مورد طعن و لعن قرار گرفتند. توجه به تحولات زبانیِ اقوامِ هندواروپایی و سپس هندوایرانی، دقت در دگردیسی های معنایی و مصداقیِ برخی واژگان کلیدی همچون دَئِوَه، شناخت و بررسیِ خط تمایز بین کاست های مختلف اقوام ایرانی همچون مادی ها و پارسی ها، کوشش در فهم درستِ بنیادهای الهیات مزدیسنایی همچون ثنویت و ریشه یابیِ علتِ رواج یا ممنوعیت برخی آیین ها همانند رسم قربانی خونین، به فهمِ بهترِ کیشِ دیویسنا کمک می کند. آنچه که در پایان به عنوان نتیجه پیش رویِ پژوهشگر قرار می گیرد، وجود مفهومی و مصداقی سه دسته دیو و به تَبَعِ آن، سه گروه دیویسنان در متون اوستایی و پهلوی است.
بن مایه های عرفانی در رمان «چاه بابل» اثر رضا قاسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
23 - 38
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی بن مایه های عرفانی در رمان «چاه بابل» اثر رضا قاسمی پرداخته شده است. روش تحقیق کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی و اهمیت و ضرورت انجام تحقیق، بسامد قابل توجه بن مایه های عرفانی در رمان است. در همین راستا، مهم ترین بن مایه های عرفانی به کاررفته در رمان از جمله ضرورت کسب آرامش در زندگی پردغدغه مدرن، غربت اندیشی، فرشتگان، مراقبه، خودشناسی، تقلّای عروج، عالم ذرّ، تقدّس عدد هفت، عشق و انواع آن بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که قاسمی در رمان «چاه بابل» شخصیت هایی خلق کرده که به دلیل بحران هویت و دل زدگی از روزمره های زندگی به عرفان و معنویت روی آورده اند. این شخصیت ها خود را همانند مجسمه هایی با بال های بریده می پندارند که در دنیا اسیر ملکوت ملال شده اند و شوق عروج به آسمان حقیقت در نهاد آن ها شعله می کشد. در مجموع، رضا قاسمی با اقتباس از داستان «هاروت و ماروت» داستانی آفریده که شخصیت های آن همانند هاروت و ماروت در دنیا مرتکب گناهانی شده اند و عقوبت آن، هبوط در دنیایی است که لذّت آن زودگذر و رنج و غم آن جان گداز است و میل به عرفان و صعود از فرش به عرش در تمامی ابعاد زندگی آن ها مشاهده می شود.
علیت در نظام کلامی معتزله: مفهوم شناسی، فروعات و مصادیق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
193 - 226
حوزههای تخصصی:
معتزله به عنوان یکی از جریان های اصلی کلامی در عالم اسلام به بحث علیت، فروعات و مصادیق آن، در قالب مباحث گوناگون کلامی همچون خلقت، استطاعت، اراده و فاعلیت خدا و انسان در افعال مباشر و متولد پرداخته است که استخراج و تحلیل نظرات ایشان، سهمی بسزا در فهم سیر تفکر فلسفی و کلامی این نحله دارد و نیز نشان دهنده تأثیرپذیری فکری آن ها از سایر اندیشمندان است. معتزله بصره و بغداد که هرکدام به دو گروه متقدم و متأخر تقسیم می شوند، درباره تعریف و تبیین مفهوم علیت و اقسام آن، فروعات قاعده علیت، ملاک نیازمندی معلول به علت و نحوه علیت خداوند و انسان، آرای مشترک و گاه متفاوتی دارند. در این مقاله کوشیده ایم دیدگاه های دانشمندان برجسته معتزلی را از آثار معتبر ایشان درباره مباحث فوق، استخراج کرده و ضمن تبیین آرای مشترک، اختلاف نظرهای درون فرقه ای آن ها را نشان دهیم. در نهایت، به نظر می رسد دانشمندان معتزلی در مسائل متعددی همچون قاعده الواحد، علیت خداوند نسبت به جواهر و اعراض، چگونگی بقا و فنای اجسام، چیستی استطاعت و نیز علیت انسان در افعال متولد، با هم اختلاف نظر دارند. همچنین برخی از ایشان در مباحثی مانند قاعده الواحد و ملاک نیازمندی معلول به علت، به دیدگاه های فیلسوفان نزدیک شده اند.
تأثیر سیاست های جمعیت بر وضعیت تراز قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر سیاست های جمعیتی جمهوری اسلامی ایران بر وضعیت تراز قدرت ملی با تمرکز بر نقش عوامل راهبردی می پردازد. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تغییرات جمعیتی، به ویژه در ساختار سنی و توزیع جمعیت، می تواند پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم قابل توجهی بر توان ملی و جایگاه کشور در نظام بین الملل داشته باشد. روش تحقیق ترکیبی (کیفی-کمی) بوده و جامعه آماری شامل نخبگان و متخصصان حوزه علوم سیاسی به ویژه اساتید دانشگاهی است. در بخش کیفی، با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل مضمون، ۸۲ مضمون اولیه استخراج شد که پس از کدگذاری به ۹ مضمون سازمان دهنده شامل الزامات سیاسی، مدیریتی، اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی، بهداشتی و زیست محیطی، جغرافیایی و جمعیت شناختی تقسیم شدند. همچنین، چهار مضمون فراگیر اصلی شامل الزامات مدیریتی و سیاسی، اقتصادی، آموزشی-فرهنگی-اجتماعی و بهداشتی-زیست محیطی و جغرافیایی-جمعیت شناختی شناسایی گردید. در بخش کمی، پرسشنامه طراحی و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد PLS، برازش مدل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که الزامات جغرافیایی و جمعیت شناختی با ضریب تأثیر ۰.۶۱۵ بر الزامات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار است و الزامات مدیریتی، سیاسی و اقتصادی بیشترین تأثیر (۰.۶۶۲) را بر وضعیت تراز قدرت ملی دارند. یافته ها نشان می دهد سیاست های جمعیتی می توانند به طور معناداری در ارتقای قدرت ملی ایران مؤثر باشند.
بررسی قاعده ابداعی محقق نائینی در تمسک به عام در شبهات مصداقیه با تطبیق بر اصل احتیاط در فروج(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۰
147 - 176
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت روش های نوین تلقیح مصنوعی و گسترش آن در دوران معاصر، حکم شرعی این پدیده مورد بحث و بررسی فقها قرار گرفته است. از مهم ترین مستندات دیدگاهِ منع، اصلی احتیاطی است که از دیرباز در باب نکاح مورد استناد بوده است. در تبیین «اصل احتیاط در فروج»، افزون بر آیات و روایات، یکی از دلایلی که می تواند به عنوان پشتوانه این اصل مورد توجه قرار گیرد، قاعده ای است که محقق نائینی در برخی از صور تمسک به عام در شبهات مصداقیه ابداع کرده و آن را در پاره ای از فروع فقهی تطبیق داده است.در این پژوهش که به شیوه تحقیق کتابخانه ای انجام گرفته است، پس از توضیح و تبیین این قاعده و بررسی مستندات و فروع فقهی قابل انطباق با آن، نقدها و اشکالات مربوط نیز مطرح و ارزیابی شده است. درنهایت، نتیجه گرفته شده که قاعده مزبور نه دلیل و مستند قابل اعتمادی دارد و نه ادعای ملازمه عرفیه در مورد آن قابل اثبات است. هرچند نتیجه این قاعده از نظر ثمره، با نتیجه تمسک به عام در شبهه مصداقیه و قاعده مقتضی و مانع مشابه است؛ اما از نظر ماهیت و مبنا با آن دو تفاوت دارد؛ ازاین رو، این قاعده نمی تواند مستندی برای اصل احتیاط در فروج به شمار آید.
ارزیابی رویکردی متفاوت نسبت به گواهی امام علی (ع) در آیه 43 سوره رعد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
205 - 230
حوزههای تخصصی:
اثبات حقانیت قرآن کریم از مهم ترین مسئله هایی بوده که دانشمندان مسلمان از دیرباز به آن اهتمام ورزیده اند. در این میان، گاهی به جز دلیل تحدّی، دلایل نوینی نیز برای این حقانیت یادشده است؛ ازجمله، این که برخی از پژوهشگران معاصر با تأکید بر گواهی خداوند متعال و امام علی (ع) بر حقانیت قرآن در آیه پایانی سوره رعد و با استدلال بر گستره دانش امام علی (ع) و نیز اوج بلاغت و سخن دانیِ ایشان، گواهی ایشان را بر این که قرآن کریم جز از سوی خداوند نمی تواند باشد، دلیلی جداگانه در اثبات اعجاز این کتاب دانسته اند. در مقاله پیش رو، تلاش شده تا با روش تحلیلی انتقادی به واکاوی این برداشت از این آیه پرداخته شود و با توجه به قرینه های درون متنی (واکاوی سیاق آیه و نیز مقایسه آن با آیات همانند)، برون متنی (ناموجّه بودن استدلال به گواهی ذی نفع در نزد عرف و لزوم رفع دوگانگی میان گواهی خداوند با گواهی امام (ع) در آیه) و تاریخی (بررسی زمان نزول آیه) به این نتیجه رسیده شد که اشاره به گواهیِ پیش گفته در این آیه، ظاهراً تنها در مقام خطابه ای و برای تأثیرگذاری روانی بر دشمنان اسلام و یا دلداری به پیامبر (ص) بوده و در این مقام نبوده که دلیلی جداگانه بر حقانیت پیامبر (ص) و قرآن کریم بیان نماید.
بررسی کارکردگرایی به مثابه مبنای مدل های محاسباتی اراده آزاد در هوش مصنوعی از منظر حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
34 - 59
حوزههای تخصصی:
رویکرد محاسباتی به ذهن و ویژگی های ذهنی با تقریرهای مختلفی، ازجمله کارکردگرایی ماشینی زمینه مناسبی را برای طرح مدل های محاسباتی از اراده و تصمیم گیری آزاد در حوزه هوش مصنوعی فراهم آورده است. این رویکرد در این مسیر، موفقیت های نسبی نیز به دست آورده است؛ اما جای این پرسش است که مدل محاسباتی درباره اراده انسانی و مبانی فلسفی آن، در مواجهه با نگرش های فلسفی عمیق تری همچون حکمت متعالیه دچار چه کاستی ها و چالش هایی است؟ این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی مدل های محاسباتی ارائه شده برای اراده آزاد در هوش مصنوعی (با تمرکز بر رهیافت نمادین) می پردازد. در ابتدا، کارکردگرایی ماشینی به مثابه مبنایی فلسفی برای این رویکرد تحلیل می شود. سپس با اتکا به اصول و مبانی حکمت متعالیه، تبیینی جامع و انتقادی از این مدل ها ارائه و به پرسش محوری پژوهش پاسخ داده خواهد شد. یافته ها نشان می دهد که مدل های محاسباتی، فاقد ظرفیت وجودشناختیِ لازم برای تبیین حقیقت اراده اند. این تلقی، مؤلفه های بنیادینی همچون آگاهانه بودن، تجربه پدیداری و حیثیت التفاتی را که در تبیین صدرایی از اراده نقش محوری دارند، نادیده می گیرد. بررسی فلسفی این سنخ مسائل در حوزه هوش مصنوعی، جدا از آثار و پیامدهای فلسفی، در حوزه مسئولیت اخلاقی و حقوقی، به طور مستقیم در سیاست گذاری و قانون گذاری در این حوزه نیز تأثیرگذار است؛ ازاین رو ارزیابی ایده های مطرح شده از منظر مبانی فلسفه اسلامی، ضرورتی فلسفی و تمدنی است.
لطیفه قلب از دیدگاه شیخ روزبهان بقلی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
113 - 130
حوزههای تخصصی:
بدون تردید، یکی از مسائل مهم در انسان شناسی سلوکی که همواره مدّنظر اربابان سلوک و هدایت گران این راه قرارگرفته است، مسأله لطیفه قلب بوده است، که شیخ شطّاح شیخ روزبهان بقلی (عارف قرن 6 ق ) آن را به طرز جامع و گسترده و عمیقی، بیان داشته است. وی از سرآمدان عرفای عصر خویش به شمار می رفته است اما کمتر کسی به عظمت مقام روحی او پی برده است. نوشتار حاضر به این پرسش پرداخته است که: پس از برطرف کردن حجاب طبع و نفس و عقل، چگونه می توان به لطیفه قلب معنوی دست یافت؟ مقصود از قلب هم در اینجا، حقیقت قلبی مساوق حقیقت انسانی نیست ، بلکه منظور لطیفه قلبی است که مرتبه ای از مراتب انسانی است. بنابراین، طبق نظر شیخ روزبهان، لطایف انسانی عبارتند از: طبع، نفس، عقل، قلب، روح، سرّ و سرالسّر. یعنی: از عالم یا لطیفه طبع شروع شده و به لطیفه «سرّالسّر» ختم می شود. در مقاله حاضر اسرار لطیفه قلب از دیدگاه شیخ روزبهان به گونه ای ساده بیان شده است که هر طالب راهی شیفته رسیدن به آن شود و با زبان تمثیل ها و رمزهای شیخ بیشتر آشناشود. تقسیم های پانزده گانه قلب که شیخ روزبهان به شرح آن ها پرداخته است، درواقع اسراری است که شیخ پرده از روی آن ها برداشته است و به رهپویان نوید سیر در عوالم غیب و رسیدن به سعادت ابدی را می دهد.
منطق برنامه درسی تعلیم و تربیت عمومی مبتنی بر دیدگاه حیات طیبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۸
193 - 225
حوزههای تخصصی:
نظر به آرمان اساسی مندرج سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش در دستیابی متربیان به مراتب حیات طیبه به عنوان گفتمان کلیدی در تمامی ساحت های تربیتی، پژوهش حاضر با هدف تبیین منطق، هدف و محتوای برنامه درسی در راستای نیل به رهیافت حیات طیبه انجام شد. براین اساس نخست تلاش شد تا با استفاده از رویکرد کیفی و روش فرآیند چرخه ای تحلیل مفهوم حیات طیبه کاوش گردد و سپس با استفاده از شیوه مطالعه موردی منطق، اهداف و محتوای برنامه درسی براساس چارچوب مفهومی حیات طیبه استنتاج شود. نتایج پژوهش نشان داد که توجه به حیات طیبه به عنوان منطق و فلسفه برنامه درسی می تواند جهت گیری سایر عناصر برنامه درسی را به سوی حیات طیبه تعیین نماید و از این رهگذر با تقویت ایمان، باور، دانش و عملکرد متربی زمینه تعالی وی فراهم شود. از این منظر اهداف و محتوای برنامه درسی نیز مبتنی بر مبانی توحیدی و اعتقادی بوده و بر ارزش ها و باورهای اسلامی و اخلاقی در روابط چهارگانه ارتباط با خود، ارتباط با خدا، ارتباط با خلقت و ارتباط با خلق تاکید دارد.
واکاوی فقهی شرط حق سُکنی توسط زوجه در عقد نکاح در اندیشه آیه الله کریمی جهرمی
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مورد ابتلاء در باب نکاح، شروط ضمن عقد نکاح و حدود اعتبار آن هاست. از جمله شروطی که در منابع فقهی کمتر به صورت مستقیم مطرح شده، شرط سکونت در محله یا منزل خاص است. پرسش اصلی آن است که آیا زن می تواند ضمن عقد نکاح شرط کند که از محله یا منزل خود یا از میان اقوام و خویشانش خارج نشود؟ این پژوهش با روش تحلیلی استدلالی، ضمن بررسی دیدگاه های فقهای امامیه و تتبع در منابع روایی، به بررسی این فرع پرداخته است.یافته های تحقیق نشان می دهد که در این مسئله دو دیدگاه وجود دارد: گروهی شرط را لغو دانسته و آن را خارج از مورد نص تلقی کرده اند، در حالی که گروهی با استناد به عمومات «المؤمنون عند شروطهم» و روایت صحیحه ابن أبی عمیر، شرط مذکور را صحیح و لازم الوفاء دانسته اند. بررسی اقوال فقها از جمله شهید اول و ثانی، صاحب جواهر، سید ابوالحسن اصفهانی، آیت الله گلپایگانی و امام خمینی(ره) نشان می دهد که نظر اقوی، نفوذ و صحت چنین شرطی است. بر این اساس، زن حق دارد در ضمن عقد نکاح شرط کند که در محله یا نزد خانواده خویش ساکن باشد و بر شوهر لازم است به این شرط پایبند باشد.نتیجه پژوهش آن است که شرط سکونت در محله یا منزل خاص، همانند شرط عدم خروج از بلد، معتبر و نافذ بوده و در صورت پذیرش توسط زوج، الزام آور خواهد بود.
قرآن و مسئله «عالم امر»؛ نظریه ای بر مبنای بازتاب متن یا برساخته ای فرا تفسیری؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسئله های مهم در حوزه تفسیر، نقش پیش فرض ها در فهم قرآن است. این مسئله به تولید انگاره هایی منجر شده که اشتهار آن ها به طور گسترده ای بر محیط تفسیر سایه افکنده و مجال ظهور را از نظریاتِ رقیب گرفته است. یکی از این انگاره ها، تأسیس عالمِ دومی با عنوان «عالمِ امر» است. این تحقیق درصدد است با روش تحلیل محتوای مضمونی در واکاوی حوزه معنایی «امر» در قرآن کریم، بنیان های قرآنی نظریه عالم امر را مورد نقد قرار بدهد. نتایج نشان می دهد که عالمِ امر یک نظریه فلسفیِ منتقله به حوزه تفسیر است و مؤید روشنی در قرآن ندارد. بازخوانی کاربردهای قرآنی «امر» عمدتاً بر دو محور متمرکز است: نخست، عمومیّت تدبیر و حکمرانیِ پیوسته الهی بر نظام خلقت و دوم، امکان مداخله بی واسطه خداوند در جهان آفرینش. بررسی آیات مؤید آن است که قرآن «امر» را نه به مثابه قلمروی متافیزیکی یا عالم عقل کلّی به عنوان صادر اول، بلکه به عنوان سازوکاری از حکمرانی الهی معرفی می کند که هم در قالب اسباب طبیعی و هم در شکل شکستن این چارچوب تجلی می یابد. تطبیق «امر» بر عالَم مجردات، بیش از آنکه ریشه در نص قرآنی داشته باشد، متأثر از تلاش فلاسفه برای همسوسازی قرآن با مفروضات فلسفیِ تجرّد روح و نظام طولی علل با تأکید بر امتناع مداخله مستقیم خداوند در رخدادهای جهان بوده است.
A Methodical Application of Identifying Surah Objectives in the Quran for Approaching Verse Coherence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Holy Quran is a sign of the Iʻjāz and truthfulness of the final Prophet's (PBUH) claim of prophethood. It initially challenged opponents to produce something similar, and throughout history, it has become a platform for the endless and comprehensive efforts of scholars of literature, religious studies, and exegesis in accessing the essence of divine revelation. Recognizing and understanding the coherence of verses within the Quranic Surahs is one of the manifestations of these efforts. This importance motivated the present library research to compare the identification of Surah objectives with verse coherence using a descriptive-analytical method. This approach aims to investigate the reciprocal relationship between correctly identifying the objective of each Surah and understanding the coherence of its verses. The current research found that although knowing the manner of verse coherence in each Surah, due to its gradual revelation and thematic diversity, is difficult, a sign of the Quran's miraculous nature, and sometimes beyond human capability, subjective evaluation and unprincipled analysis of Surah objectives and verse relationships can hinder access to the consistency and harmony of the Word of God. Therefore, sincere contemplation, preliminary knowledge of the context of revelation and virtues of the Surah, awareness of the general objectives of the Quran, consideration of the Surah's name, utilization of interpretive narrations, attention to the beginning and ending of the Surah, a comprehensive view of all the Surah's themes, and reflection on the Surah's word choice and the significance of frequently repeated words and verses are eight criteria for understanding the harmony and coherence of each Surah's verses. All of these ultimately return to the role of Surah objectives in approaching verse coherence, factors that eliminate initial anxiety and dispersion and reveal the unity, continuity, and consistency of the verses
فرایند ترجمه حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۵)
3 - 24
حوزههای تخصصی:
این نوشته در پی تبیین فرآیند ترجمه حدیث و ارائه ده گام برای آن است. چهار گام در ناحیه زبان مبدأ و فهم متن و شش گام در عرصه بازگردان به زبان مقصد پیشنهاد شده است. چهارگام در مرحله دریافت محتوا عبارت اند از : دستیابی به معنای اصلی و کاربردی واژه های حدیث، فهم ساختار سخن، ریخت شناسی متن و توجه به فرامتن. شش گام ترجمه در عرصه بازگردان نیز شامل معادل یابی دقیق، بازتاب دادن بار ارزشی، انتقال ظرافت های معنایی، رعایت ساختار زبان مقصد، مقابله و اصلاح ترجمه و روان و زیباسازی آن است. کاربردی واژه های حدیث، فهم ساختار سخن، ریخت شناسی متن و توجه به فرامتن. شش گام ترجمه در عرصه بازگردان نیز شامل معادل یابی دقیق، بازتاب دادن بار ارزشی، انتقال ظرافت های معنایی، رعایت ساختار زبان مقصد، مقابله و اصلاح ترجمه و روان و زیباسازی آن است.