ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۰۱ تا ۲٬۵۲۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۲۵۰۱.

بررسی کاربست واژه ضرب در آیه 44 سوره ص با رویکرد لغوی و نحوی و تکیه بر نقد تفاسیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۵
کاربست واژگان ترکیبی با حروف جارّه، از جمله کاربردهایی است که بی دقتی در آن می تواند سبب رهیافت خطاهای تفسیری گردد. یکی از آن ها ترکیب«ضرب ب » است که در ماجرای حضرت ایوب، آیه 44 سوره «ص» نیز به کار رفته است. مفسران با تأثیر از تهواره های ذهنی خود و نقل مشهور داستان از منابع روائی، بدون بررسی دقیق واژه و ترکیب، آن را در معنای تازیانه زدن همسر ایوب برگزیدند. این پژوهش با پرداختن به اصل تحول معنایی و تأثیرگذاری حروف جارّه در معنادهی به افعال، و تکیه بر نقد تفاسیر پیرامون آیه؛ به کندوکاو در معنای ترکیب مورد نظر پرداخته و ضمن بررسی همه آیات متضمن این ترکیب، به این دستاورد دست یافته است که«ضرب ب » در آیه 44 سوره ص و دیگر آیات به معنای کشاندن سطحی بر سطح دیگر و قرار دادن چیزی بر روی چیز دیگر به صورت دفعی است. در این خوانش، خداوند پس از شفای پاهای ایوب و دیگر جوارح داخلی ایشان، برای شفای دستان ایوب به او دستور می دهد تایک گیاه مخصوص و نه صد رشته گیاه را به عنوان یک ضماد و دارو بردستانش بزند. در این تحلیل، حنث نیز در همان معنای معهود و مرسوم قرآنی خود یعنی گناه و هر آنچه که سبب ضرر و خسران شود، اخذ شده و دلیلی برای حصر آن در عهدشکنی وجود ندارد.
۲۵۰۲.

تحلیل و بررسی استعاره های هستی شناختی «فنا» در شعر بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۵
نظریه استعاره مفهومی، یکی از رویکردهای جدید در حوزه زبان شناسی شناختی است که به مثابه ابزاری برای تحلیل متون، مورد استفاده قرار می گیرد. این نظریه را نخستین بار لیکاف و جانسون در سال 1980 معرفی کردند و تحول شگرفی را در باب درک و دریافت از استعاره به وجود آوردند. براساس این نظریه، استعاره برخلاف رویکرد بلاغت سنتی نسبت به آن، صرفاً زینت کلام شمرده نمی شود، بلکه یک فرایند ذهنی و ادراکی محسوب می شود و درحقیقت، سازوکاری است که براساس آن، امور انتزاعی و پیچیده، بر پایه امور عینی و تجربه های فرد، توصیف و فهمیده می شود. یکی از این مباحثِ پیچیده و انتزاعی، «فنا»ست که از بنیادی ترین مباحث مطروحه در اشعار بیدل دهلوی است. جستار حاضر در پی آن است که به شیوه توصیفی تحلیلی، چیستیِ مقوله فنا را در اشعار بیدل دهلوی بررسی نماید تا پاسخ این سؤال مشخص شود که بیدل برای عینی تر جلوه دادنِ مفهوم پیچیده و انتزاعی فنا از چه مبدأهایی استفاده کرده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بیدل برای ادراکی نمودن فنا به عنوان مقصد، از مبدأهایی عینی نظیر شبنم در برابر آفتاب، داغ، حباب در برابر دریا، قطره در برابر دریا، کتان در برابر ماه، سایه در برابر آفتاب، محو شدن شب در سحر، خاک گشتن، سوختن شمع، ریختن اشک، رفتن کاروان، شرار، خاکستر شدن شعله، سر فرو کردن موج بر دریا، شرار کاغذ، شکستن بیضه، شکستِ رنگ، ذره، سوختن خار و خس و یک مورد هم از مبدأ عقلی صندل استفاده کرده است.
۲۵۰۳.

The Effect of Health on Human’s Moral Identity from Avicenna’s Point of View (Focusing on Exercise, Nutrition, and Sleep)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۶
Moral identity refers to those characteristics and attributes that play an important role in the formation of an individual’s identity. Indeed, the role performed by moral attributes in the evolution of a person’s identity is such that quite a few of today’s scholars maintain the oneness of the “self/psyche” and “moral character”. Adopting this approach, researchers have set out to produce a wide range of research works in the field of moral philosophy. The present study is an attempt to measure the effect of three components of ‘exercise’, ‘nutrition’, and ‘sleep’ on shaping moral character from Avicenna’s viewpoint. The findings of the present research illuminate the fact that the latter three elements have a direct influence on an individual’s temperament, whereby suitable grounds are created in which moral character develops. Avicenna holds that this statement may not challenge man’s will and authority. The reason is that every individual–by identifying his own physical coordinates and applying the most apt instructions–can approximate his temperament to moderation. As a result, the necessary ground for developing the most desirable moral character is created.
۲۵۰۴.

یادداشت های لغوی و ادبی (4): درباره ریشه واژه مسلمان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۱۶۵
بنده در این یادداشت، به اجمال، به نقد آراء رایج درباره ریشه واژه «مسلمان» پرداخته و پیشنهاد می کنم که این لغت برگردانی است از واژه سریانی «ܡܫܲܠܡܵܢ / ܡܫܲܠܡܵܢܵܐ (mšalmān / mšalmānā» به معنای «کامل، تام و تمام، بالغ و...»، و برخلاف قول مشهور از نام «سلمان فارسی» مشتق نشده و به معنای «گرویده به دین سلمان» نیست. در منابع سریانیِ قرون میانه، معمولا از لغت «ܡܲܫܠܡܵܢ / ܡܲܫܠܡܵܢܵܐ» (mašlmān / mašlmānā) برای اشاره به گروندگان به اسلام استفاده می شود که در اصل، اسم فاعل از ریشه سببی (نظیر باب اِفعال در عربی) و به معنی «خیانت کار» بوده، و پس از اسلام، برای نامیدن پیروان اسلام به کاررفته است (هم به دلیل شباهت لفظی اش با «مُسلم» عربی، و هم لابد به واسطه انگیزه های مذهبی در میان مسیحیان). اما شواهد اندکی نیز از به کارگیری یک لغت دیگر در متون سریانی برای اشاره به پیروان اسلام دیده شده، با همان املای «ܡܫܠܡܢܐ» اما با تلفظ «mšalmān / mšalmānā» که اسم فاعل از ریشه تشدیدی (نظیر باب تفعیل در عربی) و به معنای «کامل، تام و تمام، بالغ، انسان کامل و...» است. بنده استدلال می کنم که «مسلمان» در فارسی باید برگردانی از لغت دوم (یعنی «کامل و تام») باشد. سپس استدلال می کنم که «مسلمان» همانند «مزگت» و «گزیت» از جمله لغات دخیل از آرامی است که با ورود اسلام به ایران، برای اشاره به مفاهیم اسلامی ای به کاررفته که لفظشان در عربی با صورت آرامی هم ریشه است (یعنی مثلاً مسجد و جزیه و مسلم). در نهایت، پیشنهاد می دهم که احتمالاً هر دو لغت سریانی در معنای «خیانت کار» و «به کمال رسیده» در اوائل ورود اسلام به ایران برای اشاره به مسلمانان به کار می رفته که اولی را مسیحیان، خاصه حین اشاره به هم کیشان نومسلمان شده خود و جهت طرد آنها، و دومی را نومسلمانان حین اشاره به خود و جهت معارضه با مسیحیان هم کیش سابق خود، به کار می برده اند. بدین ترتیب، لغتی که بار مثبت داشته، با صورت «مُسَلمان»، به مرور و به عنوان معادلی برای «مسلم» به زبان فارسی وارد شده و در میان فارسی زبانانِ گرویده به اسلام رواج پیدا کرده است. این پدیده را می توان با پدیده زبان شناختی «reappropriation» یا «reclamation» (بازمناسب سازی یا بازپس گیری) مقایسه کرد که در طی آن، واژه ای که سابقاً برای تحقیر گروهی استفاده می شده، بعداً توسط خود آن گروه برای اشاره به خود، اما این بار با بار معنایی مثبت به کار می رود و درواقع، آن واژه توسط آن گروه «بازپس گرفته» می شود؛ با این تفاوت که در این جا لغتی لفظاً شبیه به لغتِ منفی اما با بار معنایی مثبت، جهت معارضه با گروه تحقیرکننده به کار رفته است. باید توجه کرد که پیش از این، محمد قزوینی با فراست تمام، براساس گزارشی در العقد الفرید مبنی بر استفاده عرب ها از لفظ «المسلمانی» برای اشاره تحقیرآمیز به ایرانیان گرویده به اسلام، نتیجه گرفته بود که «مسلمان» در ابتدا باید لفظی موهن (pejorative) بوده باشد اما به مرور معنای موهن آن فراموش و به صورت مترادفی برای «مسلم» به کار رفته است (قزوینی 1388، 7/87)؛ اما بنده استدلال می کنم که «مسلمانی» در العقد الفرید که تلفظش «مَسْلَمانی» است، اسم منسوبی است ساخته شده از «مَشْلْمانا» (= خائن) در سریانی با بار معنایی منفی که برخی اعراب آن را به تقلید از مسیحیان و با انگیزه های نژادپرستانه، جهت تحقیر ایرانیان گرویده به اسلام به کار برده اند؛ در حالیکه «مُسلمان» در فارسی برگردانی است از لفظِ سریانی «مشَلْمانا» (= کامل، مرد کامل) که ایرانیانِ گرویده به اسلام آن را برای مقابله با تحقیرشان توسط مسیحیان [و احتمالا همچنین عرب ها} استفاده کرده اند. بنابراین، یادداشت حاضر، بحثی است در تأیید و تکمیل نظر قزوینی.  بنده تفصیل و توضیح بسیاری از غوامض بحث را در مقاله ای مفصل تر آورده ام و از ذکر آنها در اینجا پرهیز کرده ام (Arya Tabibzadeh forthcoming).  
۲۵۰۵.

بازشناسی حکم ازدواج با بستگان نسبی در فقه اهل سنت(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۹
مشهور فقیهان اهل سنت ازدواج با بستگان نسبی را مرجوح دانسته و حکم به کراهت آن داده اند. این دیدگاه برخلاف نظر رایج در فقه امامیه است که بر این نوع ازدواج تأکید دارد. فقیهان اهل سنت و علامه حلی استدلال خود را بر اساس روایاتی بنا کرده اند که ظاهراً به پیامبرص نسبت داده می شود. آنان دلیل کراهت این نوع ازدواج را به عباراتی روایات گونه نسبت می دهند که در ظاهر از پیامبر ص و خلیفه دوم آمده اند و نهی از ازدواج با بستگان نسبی را به خاطر ضعف جسمانی و ذهنی کودکان حاصل از چنین ازدواج هایی بیان می کنند. با پژوهشی که در سند و دلالت این روایات انجام شده است، مشخص گردید که این عبارات تنها بازتابی از باورهای عامیانه و دیدگاه خلیفه دوم هستند که در طول زمان به پیامبر w نسبت داده شده و نمی توانند استناد علمی داشته باشند.
۲۵۰۶.

رویکرد عدم تعهد دکترمصدق به کشورهای خارجی و حمایت از تولید داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۲
هدف ازاین تحقیق رویکرد سیاست عدم تعهد وبیطرفی مصدق در زمان ملی شدن صنعت نفت وپیامدهای ان می باشد.روش تحقیق در این پژوهش توصیفی -تحلیلی وبرپایه مطالعات کتابخانه ای استوار است. مصدق برمنافع انگلیسی ها آسیب ها ی جدی وارد کرده وآن ها درصدد ازمیان برداشتن وی بودند. وی برمخالفت سرسختانه با قدرت های استعماری و تلاش در قطع هر نوع نفوذ خارجی بر همکاری همه جانبه با ملت های استعمار زده خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا، بویژه با مسلمانان جداً تاکید می ورزید و تا شرکت نفت انگلیس و ایران و قدرت بلا منازع انگلستان در ایران فعال هستند، نمی توان از استقلال سخن راند. دولت مصدق برای آزادی و استقلال کشور تلاش می کند واگر احساس کند که نمی تواند به این هدف برسد می بایست کنار رود. اگر مصدق پس از سالها مبارزه با دولت انگلستان بر سر مهمترین مسأله سیاسی و اقتصادی کشور با آن ها مصالحه می کرد ضرورتی به نهضت ملی نبود.یافته ها ی این پژوهش نشان می دهد که سیاست عدم تعهد در تلاش برای بهره گیری از رقابت کشورهای بزرگ در جهت تأمین حداکثر منافع ایران بود . پس از آنکه توانست در مرحله همراهی تا انسجام موفق به خلع ید از قدرت استعماری انگلستان گردد، به اقداماتی در جهت ایجاد تعادل میان دو ابر قدرت نوظهور ایالات متحد آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی دست زد .از نظر مصدق برای دست یابی به تعادل در درجه اول باید جلوی رقابت آشکار قدرتها در ایران را گرفت و در صورت لزوم با به جان هم انداختن آن دو، منافع ایران را تامین نمود بی آنکه ایران با هیچ یک از آنها متحد شود
۲۵۰۷.

بررسی مؤلفه «انسجام ملی» در تربیت سیاسی غربی (مورد مطالعه: دو رویکرد محافظه کار و لیبرال-دموکراتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه و اهداف: «انسجام ملی» برای محفاظت از هر کشوری ضروری است. برای تحقق این امر، علاوه بر وظایفی که مستقیماً مربوط به دولت هاست، لازم است که شهروندان جامعه نیز نگرش ها و حساسیت های لازم را کسب کنند و وظایف خود را در این راستا به درستی انجام دهند. آماده سازی و پروش شهروندان برای نقش آفرینی خود، کاری است که در گسترده ترین و عمیق ترین حالت، توسط نهاد تربیت انجام می شود.واکاوی رویکردهای تربیت سیاسی در جهان می تواند آگاهی و هشیاری ما را نسبت به ابعاد مختلف این گونه برنامه ها و خروجی های آنها تقویت کند. در پژوهش حاضر نحوه پرداختن به بحث «انسجام ملی» در دو رویکرد مهم تربیت سیاسی غربی، یعنی رویکرد محافظه کار و رویکرد لیبرال - دموکراتیک مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد تربیت سیاسی محافظه کار یکی از قدیمی ترین رویکردهای تربیت سیاسی در جهان است که هم اکنون نیز طرفداران بسیاری دارد و جا دارد که مورد بررسی دقیق قرار بگیرد. رویکرد تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک نیز، نظریه غالب در جهان غرب است و این طور ادعا می کند که انسان را به نهایت رشد و تعالی خود می رساند، او را از بیشترین میزان آزادی و رفاه بهره مند می سازد و حقوق مدنی و مشارکت سیاسی همه اقشار جامعه را تضمین می کند. بنابراین، جا دارد که این رویکرد نیز مورد تدقیق قرار بگیرد. با عنایت به اینکه این دو رویکرد تفاوت های زیادی با هم دارند، این بررسی مقایسه ای می تواند ابعاد دقیق تری را درمورد موضوع مورد نظر در اختیار نهد. این تحقیق به این سوالات پاسخ می دهد: «انسجام ملی» چه جایگاهی در برنامه تربیت سیاسی دو رویکرد غربی محافظه کار و لیبرال - دموکراتیک دارد؟ هر یک از این دو رویکرد چگونه به این مؤلفه می پردازند؟ و از این نظر چه شباهت ها و تفاوت هایی دارند؟ روش: این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی-مقایسه ای انجام شد. ابتدا جایگاه مؤلفه انسجام ملی در میان «اهداف» تربیت سیاسی در دو رویکرد مقایسه شد و سپس نحوه پیگیری این هدف در سایرمؤلفه های برنامه تربیتی، از جمله: محتوای آموزشی، روش های تدریس و شیوه های ارزشیابی بررسی شد. یافته ها: براساس یافته ها، انسجام ملی برای هر دو رویکرد تربیت سیاسی غربی، مهم است و در هر دو برنامه تربیتی انعکاس یافته است. اما در رویکرد محافظه کار، به منزله هدف اساسی تربیت سیاسی مطرح است؛ درحالی که در رویکرد لیبرال -دموکراتیک، هدف اساسی چیز دیگری (حداکثر آزادی فردی) است و انسجام ملی نیز گرچه یک ضرورت است، ولی در عین حال، یک «مساله» است که باید برای حل آن، فکری کرد.نظام تربیت سیاسی محافظه کار، پرورش هویت ملی و انسجام اجتماعی را مهم ترین دغدغه خود می داند و به صورت منسجم تری این هدف را از طریق انتقال دانش مشترک، آموزش زبان مشترک، محو کردن خرده فرهنگ ها، آموزش یک دین ملی، ایجاد غرور ملی و میهن پرستی، و ارزشیابی استاندارد ملی دنبال می کند. این رویکرد اساسا به دنبال «ملت سازی» است؛ و «هویت ملی» را – از طریق ایجاد یک سیستم فکری و ارزشی واحد - در شخصیت شهروندان «نهادینه» می کند؛ ولی در نهایت، محدودیت شدیدی بر رشد همه جانبه فرد و جامعه تحمیل می کند، پتانسیل های زیادی را در جامعه بدون استفاده می گذارد و در غیاب پرورش تفکر، منجر به پرورش میهن پرستانی بدون منطق و خردورزی کافی می شود.نظام تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک نیز، بر ضرورت انسجام ملی، وفاداری و میهن پرستی به خوبی واقف است؛ و در این راستا، برنامه درسی مشترک در ذیل محتوای دانش آموزمحور، پرورش تفکر و عقلانیت، استقبال از تضارب آرا، تقویت تساهل، احساس مسئولیت در قبال خیر عمومی، وفاداری و میهن پرستی، آموزش عملی ارزش های دموکراتیک و ارزشیابی منعطف را در برنامه خود دارد. تفاوت این دو رویکرد در این است که نظام تربیتی لیبرال - دموکراتیک در بستر یک سیستم فکری و ارزشی تکثرگرا، ایفای مسئولیت مشارکت جمعی را از طریق قرارداد اجتماعی محقق می سازد؛ نه از طریق هویت سازی؛ و به دلایل مبنایی (ابتنای آن رویکرد بر فردگرایی، خودمختاری و آزادی فردی) در عمل، با مشکل جمع کردن میان این ارزش های متضاد، دست به گریبان است و مسأله سردرگمی دانش آموزان در این رویکرد، یک مسأله جدی است. نظام تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک به دنبال پیش روندگی، تنوع و تکثر، خودمختاری و فردگرایی است و در عین حال، به دلیل ضرورت حفظ جامعه نیز ادعا دارد که در عین دانش آموز محوری، دانش مشترکی را هم در دانش آموزان ایجاد می کند تا علاوه بر پیگیری رشد شخصیت فردی، مسئولیت پذیری و مشارکت اجتماعی را نیز رشد دهد. به عبارت دیگر، لیبرالیسم هم به دنبال تحقق خواسته های فردی است و هم، در پی حفظ اتحاد و یکپارچگی جامعه. با تمام پیشنهادهای عملی که از طرف حامیان این رویکرد مطرح می شود، دشوار است که فرد با وجود آزادی های فردی و انتخاب های آزادانه ، با ارزش های جامعه همخوانی و سازگاری پیدا کند. به همین نسبت، پرورش احساسات ملی، علاقه گروهی مشترک یا میهن پرستی نیز با فردگرایی و خودمختاری و حفظ هویت های کاملاً مجزا در تضاد است.کثرت گرایی و احترام به تنوع فرهنگی، نیز با اتحاد اجتماعی چالش دارد. مردم با ارزش های متضادی که آنها را از یکدیگر جدا می کند، در کنار هم زندگی می کنند و هر کدام سرسختانه به ارزش های خودشان وفادارند. فاصله ارزشی و حتی تضاد منافع می تواند منجر شود که افراد احساس کنند که با هم غریبه هستند یا حتی از ارزش های همدیگر متنفر باشند. گاهی این اختلافات به افزایش احساسات تفرقه افکنانه و تعارضات سیاسی تبدیل می شود و افراد برای تحقق جاه طلبی های فرهنگی و سیاسی شان با یکدیگر رقابت می کنند. بنابراین، تساهل ورزی نیز در جوامع چندفرهنگی، دشوار است. باتوجه به مواردی که در مقاله مورد بحث قرار گرفته است، به نظر می رسد که لیبرالیسم از انسجام نظری کافی برخوردار نیست؛ و تمام این اشکالات و چالش ها، به نظام تربیتی لیبرال - دموکراتیک نیز تسری می یابد. نتایج: نتیجه این تحقیق آن است که هر دو رویکرد تربیت سیاسی غربی، دچار مشکلات و چالش های جدی در این زمینه هستند. پژوهش های بیشتر راجع به راهکارهای برون رفت و حل چالش های به دست آمده در این تحقیق، همچنین، بررسی سایر الگوهای بدیل در جهان و به ویژه، الگوی تربیت سیاسی در اسلام جهت تقویت انسجام ملی، و عرضه الگوهای بومی و قابل رقابت به جهان، در گام های بعد، می تواند جنبه های دقیق تری از این بحث را روشن کند و به خصوص، راهکارهای بدیلی در اختیار دیگر کشورهای جهان نیز قرار دهد.
۲۵۰۸.

عقلانیت فلسفی و هویت سازی از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۳
یافته های دانش روان شناسی هویت انسان را ساخت یافته بینش ها و ارزش های او می داند. به رغم وجود رابطه هم کنشی بین ساحت های رفتاری، گرایشی و بینشی، شدت و قوت تأثیر حوزه بینشی بر دیگر ساحت های وجودی انسان به اندازه ای است که باورهای انسان، جوهره شخصیت او را تشکیل می دهند. این موضوع باقاعده «اتحاد عقل و عاقل و معقول» در حکمت صدرایی که نفس آدمی را متحد با مجموعه معلومات او می داند همخوانی کامل دارد. براین اساس حالت ها و ویژگی های ساحت معرفت در دیگر حوزه های وجودی انسان ساری و جاری است. ساماندهی معرفت، شکل گیری هویت و در نتیجه، بهداشت روانی و در مقابل، بحران معرفت، بحران هویت و در نتیجه بی معنایی زندگی را در پی دارد. از منظر فلسفه اسلامی، ساماندهی نظام معرفتی از طریق عقلانیت و پیروی از استدلال میسر می گردد. هرچند ملاصدرا علم یقینی را موهبتی و ویژه خواص می داند؛ ولی بر این باور است که مرتبه ای از عقلانیت که همان تبعیت از استدلال های متعارف عقلی است برای عموم انسان ها امکان پذیر است. عقلانیت فلسفی و نقش آن در هویت سازی، موضوع این نوشتار را تشکیل می دهد. فرضیه این پژوهش این است که صورت بندی درون مایه های معرفتی و از جمله جهان بینی دینی بر اساس عقلانیت فلسفی، نقش مؤثری در سامان دهی نظام معرفتی و در نتیجه آرامش روانی و معناداری زندگی دارد.
۲۵۰۹.

تحلیلی بر وحی زبانی با تکیه بر رویکرد زبان شناسی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۴
ماهیت وحی در قرآن کریم یکی از مباحث چالشی متفکران مسلمان محسوب می گردد. هرچند انکار وحی زبانی از همان نزول قرآن کریم مطرح بوده اما اکنون به دلیل وجود تفکر تجربه نبوی در پیامبر (ص) پررنگ تر شده است. برخی از نواندیشان عصر حاضر معتقدند با تکیه بر مباحث زبان شناسی، قرآن باید گوینده انسانی داشته باشد و از سوی دیگر دلیل برای اثبات زبانی بودن وحی از سوی پیامبر (ص) وجود ندارد. درحالی که با مراجعه به مباحث زبان شناسی قرآن و همچنین دلایل قرآنی متعدد می توان ثابت نمود که وحی قرآنی یک وحی زبانی بوده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به بررسی ادله اثبات وحی زبانی با رویکرد زبان شناسی قرآن می پردازد. دستاورد حاصل از این پژوهش نشان می دهد بر اساس مباحث زبان شناسی و تأکید بر وجود متکلم و ویژگی های مخاطب همچنین دلایل متعدد قرآنی می توان وحی زبانی در قرآن را اثبات نمود.
۲۵۱۰.

باورهای متناقض و پاسخ های الکتروفیزیولوژیک پوست: مطالعه موردی گور و ساکیم(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۵
امکان رخداد و ماهیت خودفریبی از موضوعات مهم حوزه های فلسفه اخلاق و روان شناسی بوده است. به نظر می رسد که عمده ترین رهیافت های ناظر به فریب خود را می توان در دو گروه قصدگرایی و انگیزه گرایی تعریف کرد که مهم ترین وجه فارق آنها شرط باورهای متناقض عامدانه در فرایند خودفریبی است. گور و ساکیم می کوشند تا با طرح ریزی آزمایش هایی، شرایط چهارگانه خودفریبی در افراد را بررسی کنند و چگونگی جمع دو باور متناقض در ساحت های مختلف شناختی انسان را نشان دهند. در آزمایش اول، در حالی شرکت کنندگان در شناسایی های خودگزارشی صداها اشتباه می کنند که الکترودهای سنجشگر پاسخ الکتروفیزیولوژیک پوست GSR)) بیانگر شناسایی صحیح در ناخودآگاه و درنتیجه، وجود باورهای متناقض در شخص است. داده های این آزمایش کم وبیش نشان می داد که خطاهای رخ داده بسته به تجربه ها و خودپنداره های پیشینی افراد و به گونه ای کاملاً انگیزشی بروز می یابند.  آزمایش دوم نیز نشان می دهد که تجربیات موفقیت یا شکست - که بر اساس آنها، سطح خودارزشمندی افراد تغییر می کند - به طور مستقیم، بر توانایی شناسایی صدای خود تأثیر می گذارد. در شرایطی که افراد دچار شکست شده اند و به تبع آن، از رویارویی با خود دچار اجتناب یا ترس می شوند، تشخیص صدای خود برای آنها دشوارتر می شود و با تأخیر و اشتباهات منفی در واکنش، همراه است. در مقابل، افرادی که تجربه موفقیت داشته اند و معمولاً از خودارزشمندی و عزت نفس بالاتری برخوردارند، حساسیت کمتری به رویارویی با خود دارند و ممکن است به اشتباه، صدای دیگران را به مثابه صدای خود تفسیر کنند که می توان آن را نشانه ای از خودپروژه سازی تلقی کرد. به نظر گور و ساکیم، این دو آزمایش از سویی، شواهد تجربی را برای فرضیه خودفریبی ارائه می دهند و از سوی دیگر، تأثیر عواطف و انگیزه ها - به ویژه وضعیت خودارزشمندی - را بر انتخاب های شناختی - مانند شناسایی و اشتباه در شناسایی صدای خود و دیگران - نمایان می سازند؛ اما آن چنان که خواهیم دید آزمایش های مورد نظر و نتایج ارائه شده از آن، با اشکالات روش شناختی، تفسیری و مفهومی پرشماری مواجه است و درنهایت نمی تواند تصویر منسجمی از شرایط خودفریبی اخلاقی ارائه کند.
۲۵۱۱.

خوانشی دیگر از علوم اجتماعی اسلامی: ساحت توصیف(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۵
ساحت های گوناگونی را می توان برای علوم مختلف برشمرد. توجه به این ساحات و لوازم آن می تواند تمایز میان علوم اجتماعی اسلامی و علوم اجتماعی غربی را روشن سازد. تأمل در ساحت های گوناگونِ علوم برای پژوهشگرانی که علم دیگری را تمنا می کنند، ضروری به نظر می رسد. اساساً غور در چیستی علم، حدود و ثغور آن و ساحت های متفاوت آن، شرط هر گونه پژوهشگری در این مسیر است. اکنون، آیا در تمامی این ساحت ها میان علوم اجتماعی اسلامی و علوم اجتماعی غربی تفاوت وجود دارد یا تمایز به برخی از این ساحت ها اختصاص دارد؟ در این صورت، آن ساحت ها کدامند؟ در علوم مختلف، با تأمل و از راه استقرا دست کم دوازده ساحت را می توان برشمرد: توصیف،کشف، تفهّم، تبیین، توجیه یا روش توجیه، نظریه، پذیرش فرضیه، پیش بینی، مفاهیم، کاربرد، توصیه و ابژه. این نوشتار، نخست تفاوت این ساحت ها را گذرا مطرح می کند. سپس با تمرکز بر ساحت توصیف، با روش تحلیلی-منطقی به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا توصیف ها در علوم اجتماعی اسلامی با توصیف ها در علوم اجتماعی غربی متفاوت است. در این مسیر، تمایز میان علوم اجتماعی اسلامی و غربی را در ساحت توصیف در معنای خاص آن را نشان می دهد و آن را در سه مرحله توضیح می دهد.
۲۵۱۲.

بررسی تطبیقی نظریه اتحاد عاقل با معقول از دیدگاه فلوطین و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۴۹
مسأله اتحاد عاقل با معقول از جمله مباحث فلسفی است که با ترجمه آثار فلاسفه نوافلاطونی وارد عالم اسلام گردید و متفکران مسلمان با آن آشنا شدند. فلوطین مهم ترین نماینده مکتب فلسفی نوافلاطونی است که مباحث گسترده ای در مورد مسأله اتحاد عاقل با معقول مطرح نموده و استدلال هایی نیز از طریق واحد حقیقی بودن عقل مجرد، بالفعل بودن و بالقوه نبودن و در نهایت حاضر بودن معقول نزد عاقل اقامه نموده است. در ذیل هریک از این مباحث، به بررسی و تطبیق دیدگاه های ملاصدرا در این زمینه پرداخته می شود. یافته های این پژوهش آن است که هرچند در موارد بسیاری استدلال های ملاصدرا قابل تطبیق با دلایل فلوطین است، ولی ملاصدرا اتحاد عاقل با معقول را در ادراک موجودات دیگر و هم چنین ادراکات حسی و خیالی نیز جاری می داند. درحالی که فلوطین اتحاد عاقل با معقول را صرفاً در ادراک ذات مجرد تبیین و اثبات نموده است.
۲۵۱۳.

از حسن و قبح عقلی تا زاگزبسکی: استقلال شناختی اخلاق و پیامدهای آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۶
این پژوهش به بررسی این پرسش اساسی می پردازد که آیا می توان میان نظریه «استقلال شناختی اخلاق از دین» در فلسفه اخلاق معاصر غرب (با محوریت آرای لیندا زاگزبسکی) و نظریه «حسن و قبح عقلی» در کلام امامیه و معتزله همگرایی معناداری یافت؟ همچنین، پیامدهای این همگرایی برای جهان شمولی اخلاق و امکان گفت وگوی بین ادیانی مورد تحلیل قرار می گیرد. روش تحقیق به کار گرفته شده در این مطالعه، روش تطبیقی-تحلیلی با رویکرد کیفی-انتقادی است. داده های پژوهش از طریق مطالعه عمیق آثار زاگزبسکی در فلسفه اخلاق غربی و متون پایه ای کلام امامیه و معتزله گردآوری شده اند. تحلیل داده ها در سه سطح صورت گرفته است:۱. سطح مفهومی (مقایسه مفاهیم پایه مانند «حسن و قبح عقلی» و «استقلال شناختی»)؛۲. سطح نظری (بررسی ادله هر دو طرف)؛۳. سطح پیامدی (تحلیل دلالت های بین فرهنگی و امکان سنجی گفت وگوی ادیان).یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو دیدگاه، علی رغم تفاوت های زمینه ای، به توانایی مستقل عقل در شناخت ارزش های اخلاقی باور دارند. این همگرایی محوری، پیامدهای مهمی در پی دارد: نخست آنکه اخلاق را به مثابه زبان مشترک بین انسان ها و ادیان مطرح می سازد؛ دوم آنکه ادعاهای نسبی گرایی اخلاقی را به چالش می کشد؛ و سوم آنکه امکان تأسیس «چارچوب عقلانیت اخلاقی فرافرهنگی» را به عنوان مبنایی برای مطالعات بین ادیانی و فلسفه تطبیقی فراهم می آورد. این پژوهش مسیر را برای تحقیقات آتی در حوزه های اخلاق مقایسه ای، الهیات گفت وگو و فلسفه تطبیقی هموار می سازد و نشان می دهد که چگونه می توان از میراث فکری متفاوت برای حل چالش های مشترک بشری بهره جست.
۲۵۱۴.

آسیب شناسی پژوهش پل ام کاب درباره حضرت هود (ع) در قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
پل ام کاب (Paul M. Cobb) خاورشناس امریکایی درباره حضرت هود(ع) در قرآن به تحقیق پرداخته است. پژوهش کاب در این زمینه، به رغم جدید بودن روش بحث آن، دچار آسیب هایی شده است که ضرورت ارزیابی آن را ایجاب می کند. از این رو، هدف جستار حاضر، بررسی دیدگاه های پل ام کاب درباره حضرت هود(ع) در قرآن، با روش توصیفی-تحلیلی است. طبق بررسی انجام شده، دیدگاه های وی درباره حضرت هود(ع) در قرآن و نقد آن ها عبارتند از: کاب درک درستی از ارتباط پیامبران پیشین با پیامبر اسلام(ص) ندارد، در حالی که ارتباط بین داستان زندگی حضرت هود(ع) و پیامبر(ص) در قرآن، بیان گر فلسفه تاریخ است؛ وی در نقل جزئیات داستان حضرت هود(ع)، به هیچ وجه از کتب شیعه استفاده نکرده و به سراغ کتاب های نویسندگانی چون کسایی، ثعلبی و طبری رفته که برخی روایات این کتب، از اسرائیلیات محسوب می شوند؛ کاب داستان زندگی حضرت هود(ع) را ابداع خود پیامبر(ص) دانسته است، در حالی که دلایل قرآنی، روایی، تاریخی و عقلی، گواه حقیقت تاریخی این داستان و نفی هر گونه تصرف در آن توسط پیامبر(ص) هستند. اعتقاد وی به این که حضرت هود (ع) هیچ دلیل روشنی برای اثبات ادعای خویش نداشته است، با ضرورت بعثت پیامبران همراه با دلایل عقلی و معجزات از دیدگاه عقل و قرآن منافات دارد.
۲۵۱۵.

تبیین شاخص های ارتباطات کلامی مؤثر در سازمان از منظر قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۳
قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت بشر، تمامی عرصه های حیات فردی و اجتماعی از جمله حوزه سازمان و مدیریت را در بر می گیرد و راهکارهای عملی برای تعاملات سازنده انسانی ارائه می نماید. ارتباطات کلامی به عنوان یکی از ارکان اصلی مدیریت و رهبری اسلامی، در محیط های سازمانی نقش محوری در ایجاد اعتماد، کاهش تعارض، ارتقای انگیزه و بهره وری ایفا می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد مستقیم به آیات نورانی قرآن کریم و بهره گیری از آرای مفسران برجسته، شاخص های ارتباطات کلامی مؤثر در سازمان را استخراج و در سه دسته کلان «شنیداری-ادراکی»، «گفتاری-استدلالی» و «اخلاقی-نظارتی» تبیین می نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد قرآن کریم شاخص های بنیادین استماع احسن و ممنوعیت تکذیب شتاب آلود (شنیداری-ادراکی)، بیان رسا و شفاف، سخن عالمانه و مستدل، ارائه استدلال قابل فهم و متناسب با مخاطب و جدال احسن (گفتاری-استدلالی) و پرهیز از شتاب زدگی در تصمیم گیری و قضاوت و کرامت بخشی به مخاطب حتی در اوج اختلاف (اخلاقی-نظارتی) را به عنوان ارکان اصلی ارتباطات کلامی مؤثر در فضای سازمانی معرفی کرده است. التزام عملی به این شاخص های قرآنی نه تنها روابط حسنه و پایدار درون سازمانی را تقویت می کند، بلکه از کج فهمی ها، کدورت ها، تعارضات غیرضروری و تصمیمات شتاب زده پیشگیری نموده و زمینه ساز مدیریت اسلامی کارآمد، عدالت محور و انسان محور می گردد. این پژوهش با تأکید بر جامعیت قرآن در حوزه مدیریت و سازمان، الگویی بومی و آسمانی در قالب چارچوب سه گانه «شنیداری-ادراکی، گفتاری-استدلالی و اخلاقی-نظارتی» برای ارتباطات کلامی مؤثر در سازمان های معاصر ارائه می دهد.
۲۵۱۶.

الگوی اخلاق حرفه ای حسابداری : برگرفته از آراء خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۶
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی اخلاق حرفه ای حسابداری مبتنی بر آراء خواجه نصیرالدین طوسی انجام شده است. اصول اخلاقی خواجه نصیرالدین طوسی که در آثار مختلف خود به ویژه در زمینه عدالت، صداقت، امانت داری و مسئولیت پذیری تأکید کرده، مبنای این پژوهش قرار گرفت و به تحلیل این اصول و ارتباط آن ها با حرفه حسابداری پرداخته شد. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شد. بدین منظور نشریات منتشره در سه گروه فلسفه و کلام- علوم تربیتی و اخلاق از ابتدای انتشار تا پایان سال 1402 بررسی شد و در نهایت پس از بررسی 263 مقاله، از یافته های 9 مقاله مرتبط با دیدگاه های اخلاقی خواجه نصیرالدین طوسی جهت ارائه الگوی اخلاق حرفه ای حسابداری مبتنی بر دیدگاه وی استفاده شده است. تحلیل ها نشان داد که اصول اخلاقی خواجه نصیرالدین طوسی شامل چهار اصل کلیدی است. الگوی سه سطحی اخلاق حرفه ای حسابداری از نظریات وی عبارت است از: سطح مبانی فلسفی، سطح اصول اخلاقی و سطح احکام و راهبردها. نتایج اخلاقی این الگو شامل افزایش اعتماد عمومی، کاهش تخلفات مالی و بحران های مالی و توسعه مسئولیت اجتماعی در حسابداری است و پیاده سازی این الگو می تواند به بهبود رفتارهای اخلاقی حسابداران و ارتقاء و اعتماد در حرفه حسابداری منجر شود.
۲۵۱۷.

تحلیل مفهومی توقیت ظهور حضرت مهدی(ع) و کارکرد آن در تعیین مصداق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۱
این پژوهش با هدف انجام تحلیل مفهومی و نظام مند توقیت ظهور حضرت مهدی(ع) و بررسی کارکرد آن در تعیین مصداق ظهور، یکی از مباحث کلیدی و چالش برانگیز مهدویت، صورت گرفته است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق گردآوری منسجم منابع روایی معتبر، دیدگاه های معصومین(ع) و نظرات برجسته اندیشمندان شیعی استخراج و تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که در پاسخ به این سؤال اساسی که با وجود انبوه احادیث تکذیب وقت گذاران و مذمت توقیت، چگونه برخی همچنان برای ظهور وقت گذاری کرده اند؟ تعیین زمان ظهور، چه قطعی و چه احتمالی، بیشتر ناشی از برداشت های نامناسب از مفاهیم و اصطلاحات روایی است و این امر نه فقط با مبانی کلامی و آموزه های حدیثی تعارض دارد، بلکه در حوزه فقهی نیز مورد نکوهش واقع شده است. همچنین، مرور نمونه های تاریخی و احادیث مرتبط، نشانگر آثار منفی برداشت های نادرست درباره توقیت بر باورها و رفتارهای فردی و اجتماعی مؤمنان است. نتایج پژوهش تأکید می کند که ارائه تبیینی علمی و ساختارمند از توقیت ظهور، ضمن روشن کردن ابعاد نظری و عملی موضوع، می تواند فهم عمیق تری از این آموزه در اندیشه شیعی فراهم نموده و راهکارهای کاربردی مقابله با پدیده وقت گذاری و مروجان آن را دربرداشته، که این امر به ارتقای سطح ادبیات علمی حوزه مهدویت کمک شایانی می کند.
۲۵۱۸.

تطویر مهاره المحادثه من خلال المسرحیه: دراسه إحصائیه على الوعی اللغوی الناقد باستخدام مسرحیه "صاحبه الجلاله"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
بیان المسئله والهدف: یُعَدّ الوعی اللغوی الناقد أحد الاتجاهات التربویه المعاصره التی تزاید الاهتمام بها فی العقود الأخیره، لِما له من أثر مباشر فی تحسین نوعیه تعلم اللغات. فتعلم اللغه لم یعد مقتصرًا على اکتساب مفردات وتراکیب أو التدرّب على مواقف تواصلیه سطحیه، بل أصبح یرکز على بناء متعلم واعٍ قادر على التحلیل والمناقشه وفهم أبعاد النصوص فی سیاقاتها الثقافیه والاجتماعیه والتاریخیه. ویقترن هذا الوعی بامتلاک المتعلم أدوات تسمح له بالنظر إلى اللغه باعتبارها وسیله للتفکیر والتعبیر النقدی، ولیس مجرد أداه للتواصل الوظیفی البسیط. فیما یتعلق بتعلیم اللغه العربیه للناطقین بغیرها، ما زال التوجه السائد فی العدید من البرامج التعلیمیه یقوم على أسالیب تقلیدیه ترکز على الحفظ والتلقین، مما یُبقی المتعلم فی دائره الاستخدام المحدود للغه ویحول دون بلوغه مستویات أعمق من الفهم والتحلیل. هذا الوضع یُبرز الحاجه إلى مداخل تعلیمیه بدیله تعزز التفکیر النقدی، وتمکّن الطلاب من التفاعل مع النصوص بوصفها جزءًا من ثقافه حیه، لا مجرد تراکیب لغویه. وهنا تبرز المسرحیه بوصفها وسیله تعلیمیه مبتکره قادره على الجمع بین الجانب اللغوی والثقافی والفکری فی آن واحد. والمسرحیه نص حی یجمع بین الحوار والتفاعل والسیاق الثقافی، ویتیح للمتعلم ممارسه اللغه فی بیئه تحاکی الحیاه الواقعیه بما تحمله من مواقف، صراعات، ورؤى متباینه. لذلک، یمکن للمسرحیه أن تُسهم فی تطویر مهارات المحادثه من خلال الحوار التفاعلی، وفی تنمیه الوعی النقدی من خلال تحلیل الشخصیات والأحداث والمضامین. ومن هذا المنطلق، تهدف الدراسه الحالیه إلى الکشف عن أثر استخدام المسرحیه فی تطویر مهارات المحادثه والتفکیر النقدی لدى طلاب اللغه العربیه من الناطقین بغیرها، مع الترکیز على مدى قدرتها على کسر النمطیه السائده فی التعلیم التقلیدی. وتتمثل الإشکالیه الرئیسه فی التساؤل إلى أی مدى یُمکن لتوظیف نص مسرحی مختار أن یحقق نتائج أفضل من الطرق التقلیدیه فی تحسین الأداء اللغوی والوعی الناقد للطلاب؟ وللإجابه عن هذا السؤال، سعى البحث إلى اختبار أثر التدریس بالمسرحیه فی بیئه تجریبیه، ومقارنه نتائجه بأداء مجموعه تلقت تعلیمًا تقلیدیًا، بغرض استکشاف الفروق ودلالاتها التربویه. وتم اختیار مسرحیه "صاحبه الجلاله" لتوفیق الحکیم نموذجًا تطبیقیًا لما تحمله من ثراء لغوی وثقافی، وهو ما جعلها أداه مناسبه لاختبار الفرضیات البحثیه. فقد أتاح النص المسرحی للطلاب فرصه الدخول فی تجربه تعلیمیه متکامله جمعت بین القراءه النقدیه، التحلیل الثقافی، والتفاعل اللغوی. المنهجیّه: اعتمدت الدراسه المنهج المختلط الذی یجمع بین المنهج الوصفی التحلیلی لفهم أبعاد الظاهره وتفسیرها، والمنهج شبه التجریبی لقیاس أثر البرنامج التعلیمی. شملت العینه 30 طالبًا من السنه الخامسه فی مرحله البکالوریوس بجامعه طهران للعام الدراسی 2020–2021م، تم اختیارهم بطریقه قصدیه وتقسیمهم إلى مجموعتین: تجریبیه تلقت برنامجًا تعلیمیًا قائمًا على المسرحیه، وضابطه استمرت على النهج التقلیدی. تألف البرنامج من ثلاث مراحل رئیسه: (1) مرحله تمهیدیه رکزت على تقدیم السیاق الثقافی للمسرحیه وتوضیح أهداف التعلم؛ (2) مرحله التدریس التفاعلی التی تضمنت تحلیل نصوص مختاره ومناقشه الشخصیات واللغه المستخدمه؛ (3) مرحله تطبیقیه اعتمدت على تمثیل الأدوار، إعاده صیاغه الحوارات، وتقدیم تحلیلات نقدیه للنص. ولقیاس التطور، استُخدمت اختبارات قبلیه وبعدیه لمهارات المحادثه والوعی النقدی، وحُللت البیانات عبر برنامج SPSS باستخدام الإحصاء الوصفی (المتوسطات والانحرافات المعیاریه) والإحصاء الاستدلالی (اختبار کولموجروف–سمیرنوف، اختبار لیفین، وتحلیل الفروق بین المجموعتین). المناقشه والتحلیل: أظهرت تجربه التدریس القائم على المسرحیه أن الطلاب لم یکتسبوا معارف لغویه جدیده فحسب، بل أصبحوا قادرین نوعا ما على توظیفها فی سیاقات واقعیه متنوعه. فعلى مستوى المحادثه، وفرت الحوارات المسرحیه ماده غنیه للتدریب على النطق الصحیح، استخدام التراکیب المناسبه، وتطویر مهارات التفاعل اللفظی وغیر اللفظی. أما على مستوى التفکیر الناقد، فقد ساعدت مناقشه الشخصیات والأحداث على تدریب الطلاب على تقدیم حجج منطقیه، وتبریر مواقفهم، وربط النصوص بسیاقاتها الثقافیه والاجتماعیه، وکشفت المناقشه أیضًا أن المسرحیه أسهمت فی تحفیز الدافعیه لدى الطلاب، إذ شعروا أن التعلم أصبح أقرب إلى تجربه حیه تتسم بالمتعه والتحدی معًا، مما انعکس على مستوى مشارکتهم فی الأنشطه الصفیه. کما بینت النتائج أن هذا النوع من التدریس یساعد على دمج العناصر الثقافیه فی عملیه تعلم اللغه، وهو أمر یفتقر إلیه التعلیم التقلیدی عاده، ومع ذلک، لا یمکن إغفال بعض التحدیات؛ أبرزها صعوبه بعض النصوص المسرحیه على الطلاب ذوی المستویات اللغویه المتوسطه، مما استدعى تکییف النصوص وشرح خلفیاتها الثقافیه. کما أظهرت التجربه الحاجه إلى إعداد المعلمین وتدریبهم على إداره الأنشطه المسرحیه بطرق تربویه فاعله، إذ إن غیاب التوجیه قد یحول الأنشطه التمثیلیه إلى مجرد أداء شکلی بعید عن التحلیل النقدی المطلوب، ورغم هذه التحدیات، تؤکد التجربه أن المسرحیه تُمثّل خیارًا واعدًا لتطویر برامج تعلیم العربیه للناطقین بغیرها، لما تحمله من إمکانات تعلیمیه تجمع بین اللغه، الثقافه، والفکر النقدی فی نسق واحد. الإنجازات: أظهرت الاختبارات أن المجموعه التجریبیه حققت تحسنًا واضحًا مقارنه بالمجموعه الضابطه فی ثلاثه محاور أساسیه، التعبیر النقدی وهی إظهار قدره أعمق على تحلیل النصوص والمواقف، والتفاعل اللغوی بتحسن ملحوظ فی الطلاقه، واستخدام استراتیجیات تواصل متقدمه، والتفکیر النقدی بتنمیه مهارات الربط بین النصوص وسیاقاتها الثقافیه والاجتماعیه، وتؤکد هذه النتائج أن المسرحیه لیست مجرد وسیله ترفیهیه، بل أداه تعلیمیه فاعله قادره على الارتقاء بمستوى تعلم اللغه العربیه وتطویر وعی المتعلمین النقدی، بما یجعلها خیارًا استراتیجیًا جدیرًا بالتبنی ضمن مناهج تعلیم العربیه للناطقین بغیرها.
۲۵۱۹.

کاستی های فرا رویدادگی در تبیین نوخاستگی ویژگی های ذهنی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۵
مسئله ی رابطه ی ذهن و بدن، همواره یکی از بنیادین ترین و پیچیده ترین مسائل در فلسفه ی ذهن بوده است و مفهوم ابتناء یکی از مفاهیمی است که در تبیین این رابطه، به ویژه در زمینه ی چگونگی پدید آمدن ویژگی های ذهنی از ویژگی های فیزیکی، مورد توجه قرار گرفته است. در این نوشتار تلاش شده است تا ابعاد مختلف ابتناء، از معنا، پیشینه، مولفه ها و نسبت آن با نوخاستگی توصیف و تحلیل شود. از نوخاستگی به عنوان یک دیدگاه متافیزیکی درباره ی پیدایش ویژگی های سطح بالا مانند آگاهی از سطوح پایه مانند فرایندهای فیزیکی، تحلیل هایی صورت گرفته که ابتناء یکی از آنهاست. مقاله حاضر در راستای تحلیل رابطه ابتنایی از نوخاستگی نشان می دهد که گرچه ابتناء می تواند همبستگی میان ویژگی های سطوح را توصیف کند، اما فاقد توان تبیینی لازم برای تحلیل متافیزیکی و هستی شناختی دقیق این رابطه است و با چالش هایی مواجه می گردد. در پایان مقاله نشان داده می شود که برای تبیین قوی نوخاستگی و دفاع از استقلال علّی سطوح نوخاسته، ابتناء به تنهایی کافی نیست و باید به نظریات دقیق تر و جایگزین روی آورد.
۲۵۲۰.

نگرشی شناختی به تقابل های استعاری صدق و کذب در احادیث معصومان (علیهم السّلام)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر می کوشد تا چگونگی کاربرد استعاری زبان در توصیف صدق و کذب به عنوان دو خصیصه اخلاقی در احادیث معصومان (علیهم السّلام) را مورد بررسی قرار دهد. هدف اصلی پاسخ به این پرسش است که شیوه کاربرد استعاره به عنوان یک ابزار تسهیل فهم، در احادیث چگونه بوده و در مفهوم سازی حوزه های مقصد چه حوزه های مبدأیی به کار گرفته شده است. به این منظور، با استناد به کتب معتبر روایی مانند نهج البلاغه، بحار الانوار، الکافی، غررالحکم و براساس نظریه شناختی لیکاف و جانسون، استعاره های مفهومی به کاررفته استخراج و مورد واکاوی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان می دهد که تعداد احادیث حوزه کذب و نهی از آن، به طرز قابل توجّهی بیشتر از حوزه مقابل آن یعنی مفهوم صدق است. در میان احادیثِ حاوی دو حوزه مفهومی مقصد، بیشترین فراوانی متعلّق به نگاشت های فراوانی/ کمبود، نجات/ هلاکت، بالا/ پایین، نزدیک/ دور، نور/ تاریکی و نیز نیروی جذب یا کشش، و همچنین حوزه مبدأ انسان(صفات و اعضاء) بود. نتایج داده ها بیانگر وجود انواع مفهوم سازی های استعاری در جهت درک بهتر مفاهیم اخلاقی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان