فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی رنگ آمیزی ماندالا، بر سبک های اسناد و نشخوار فکری دانش آموزان متقاضی آزمون های ورودی استعدادهای درخشان پایه ششم است. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان متقاضی آزمون های ورودی استعدادهای درخشان پایه ششم شهرستان بوکان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آن ها 30 نفر، به روش نمونه گیری تصادفی، به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت انتخاب تصادفی، در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. داده ها با پرسشنامه های سبک های اسنادی (ASQ) و نشخوار فکری هوکسما و مارو جمع آوری شد. برای بررسی روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها، از نظرات 7 تن از متخصصان علوم تربیتی و جهت بررسی پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. با به کارگیری پیشینه نظری و عملی موجود، رنگ آمیزی درمانی بر پایه طرح های ماندالا، به مدت یازده جلسه 45 دقیقه ای بر روی دانش آموزان گروه آزمایش اجرا، و داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد میانگین نمرات سبک های اسناد و نشخوار فکری، در گروه آزمایش، به طور معناداری کمتر از گروه گواه بود و رنگ آمیزی ماندالا بر سبک های اسناد و نشخوار فکری دانش آموزان متقاضی آزمون های ورودی استعدادهای درخشان موثر واقع شد. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که هنردرمانی ماندالا یک راهبرد غیردارویی مؤثر، برای کاهش نشخوار فکری و اسنادهای منفی است، از این رو پیشنهاد می شود رنگ آمیزی بر پایه طرح های ماندالا در برنامه درسی هنر گنجانده شود.
بررسی ارتباط اعتماد سازمانی با رفتار مدنی با نقش میانجی هوش هیجانی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
145 - 166
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تحقیقات در مورد تأثیر اعتماد سازمانی بر رفتار مدنی سازمانی کارکنان سال هاست که انجام شده است، اما تأثیر مکانیسم داخلی برای اعتماد سازمانی بر رفتار مدنی سازمانی به خوبی بررسی نشده است. این مطالعه بر اساس تئوری تبادل اجتماعی و نظریه هویت سازمانی، تأثیر اعتماد سازمانی را بر رفتار مدنی سازمانی بررسی نموده و نقش میانجی هوش هیجانی را از منظر شناختی و روان شناختی کارکنان نشان داد.
روش شناسی پژوهش: این تحقیق از یک استراتژی دو موجی و چند منبعی برای انجام اعتبار سنجی فرضیه ها با 163 پرسشنامه معتبر در بین معلمان استفاده کرد. بدین منظور از جامعه آماری دبیران دوره متوسطه دوم شهر اسلام آباد غرب با تعداد 282 نفر، حجم نمونه ای بالغ بر 163 نفر با استفاده از فرمول کوکران برآورد گردیده و نمونه ها به روش تصادفی ساده انتخاب گردیدند. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل سه پرسشنامه استاندارد اعتماد سازمانی Kanawattanachai & Yoo (2002)؛ رفتار مدنی سازمانی Bell & Menguc (2002) و هوش هیجانی Siberia Schering (1998) بود.
یافته ها: نتایج تحلیل تجربی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که: هوش هیجانی نقش میانجی بین اعتماد سازمانی و رفتار مدنی سازمانی ایفا می کند. اعتماد سازمانی بر رفتار مدنی سازمانی معلمان تأثیر مثبت می گذارد. اعتماد سازمانی بر هوش هیجانی معلمان تأثیر مثبت می گذارد. هوش هیجانی بر رفتار مدنی سازمانی معلمان تأثیر مثبت می گذارد.
بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه درک اعتماد سازمانی را عمیق تر کرده و پیامدهای عملی مهمی برای بهبود رفتار مدنی سازمانی و هوش هیجانی معلمان دارد.
فرایند، روشها و عوامل مؤثر بر فرهنگ پذیری نومعلمان: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
58 - 89
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، تبیین فرایند، روش ها و عوامل مؤثر بر فرهنگ پذیری نومعلمان بود. پژوهش با رویکرد کیفی و روش مرور نظام مند انجام گرفت. با استفاده از کلید واژه های تخصصی مرتبط با فرهنگ پذیری از سال 2000 تا 2023 منابع، موردبررسی قرار گرفت و با استفاده از نمونه گیری ملاک محور 54 منبع معتبر انتخاب و مورد تحلیل و بررسی قرار داده شد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از فرایند کدگذاری و مقوله بندی استفاده شد. برای بررسی اعتماد داده ها، چهار معیار باورپذیری، قابلیت انتقال، اطمینان پذیری و تأییدپذیری مورداستفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که فرایند فرهنگ پذیری در سه مرحله فرهنگ پذیری اولیه، فرهنگ پذیری حرفه ای و فرهنگ پذیری سازمانی انجام می گیرد. همچنین همانند گرایی، تعامل گرایی و رهاشدگی مهم ترین روش های فرهنگ پذیری نومعلمان هستند و تجارب تأثیرگذار گذشته، سازندگی دوره تربیت معلم و بالندگی محیط کار مهم ترین عوامل مؤثر در فرایند فرهنگ پذیری نومعلمان هستند. در پایان، نتیجه گیری می شود که در فرایند فرهنگ پذیری نومعلمان باید هم تراز با آموزش های دوره تربیت معلم به تجارب گذشته، فرهنگ حاکم بر مدرسه و محیط کار توجه داشت.
ارزیابی کیفیت خدمات سامانه های آموزش الکترونیکی و تأثیر آن بر رضایتمندی کاربران (مورد مطالعه: شرکت ملی صنایع مس ایران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت سریع فناوری های اطلاعاتی منجر به ایجاد تغییرات اساسی در راهبردهای آموزشی و استفاده از روش های جدیدتر مانند سامانه های آموزش الکترونیکی شده و آن را به ابزار تعلیمی مهمی تبدیل کرده است، به طوریکه سازمان ها استفاده از این سامانه ها را جزو برنامه-های آموزشی خود قرار داده اند. پژوهش حاضر درصدد است تا با ارزیابی خدمات سامانه آموزش الکترونیکی شرکت مس ایران به تحلیل نتایج به دست آمده در رضایتمندی کاربران بپردازد. بدین منظور از روش تحقیق توصیفی-همبستگی و از پرسشنامه محقق ساخته برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. روایی پرسشنامه با استفاده از دو روش روایی محتوا و روایی سازه و پایایی پرسشنامه توسط آلفای کرانباخ ارزیابی شد که نتایج بیانگر تأیید پرسشنامه می باشد.جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان شرکت بود که در سال های 1401-1400 حداقل یک بار از خدمات سامانه آموزش الکترونیکی استفاده نموده اند. برای بررسی ابعاد متغیرهای پژوهش از آزمون تی استودنت و برای ارزیابی روایی سازه از روش تحلیل عاملی تأییدی و برای آزمون فرضیه های مطرح شده در پژوهش از روش مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج بیانگر آن است که دو متغیر کیفیت فنی سامانه و کیفیت خدمات دهی سامانه آموزش الکترونیکی به همراه ابعاد آن اثرات مثبت و معناداری بر رضایتمندی کاربران داشته است.
چالش ها و فرصت های تربیتی و حرفه ای در عصرهوش مصنوعی: الزامات و اقتضائات مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با مرور تحلیلی ادبیات و پژوهش های جدید به بررسی نقش هوش مصنوعی (AI) در شکل دهی به آینده مدارس، مزایا و معایب احتمالی آن، نقش در حال تحول مدارس و معلمان و پیامدهای ناشی از آن می پردازد. هدف این مطالعه ارائه یک درک جامع از تأثیر بالقوه بکارگیری ابزارهای هوش مصنوعی در مدارس و ارائه پیشنهادهایی برای استفاده مؤثر از آن است. نتایج تحقیق نشان میدهد با به رسمیت شناختن هوش مصنوعی بعنوان یک واقعیت موجود و با درک نقش در حال تحول مدارس و معلمان،، هوش مصنوعی می تواند به طور موثری برای افزایش تجربیات یادگیری و آماده سازی دانش آموزان برای آینده به کار گرفته شود. بهبود برابری فرصت های آموزشی، بهبود یادگیری فردی متناسب با نیازهای ویژه و ارزیابی های دقیق شخصی سازی شده از جمله مزایای استفاده از هوش مصنوعی است. علاوه بر آن سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی می توانند حجم وسیعی از داده ها را برای متناسب کردن محتوای آموزشی تجزیه و تحلیل کنند و بازخورد فردی ارائه دهند، تعامل دانش آموز و نتایج یادگیری را افزایش دهند. با وجود مزایای بسیار زیاد، ابزارهای هوش مصنوعی با جمع آوری و تحلیل اطلاعات دانش آموزان نگرانی هایی در مورد حریم خصوصی و امنیت داده های دانش آموزان ومدارس بوجود می آورند. همچنین خطر اتکای بیش از حد به هوش مصنوعی که به طور بالقوه نقش تعامل انسانی و رویکردهای آموزشی شخصی سازی شده را کاهش می دهد، وجود دارد. توانمندسازی حرفه ای معلمان بهترین رویکرد در مواجهه با هوش مصنوعی و نحوه استفاده بهینه آن در مدارس است.
کارکرد آزمون های عملکردی در ارزشیابی از درس تاریخ با تحلیل بخش ارزشیابی کتاب-های درسی متوسطۀ اول
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف شناسایی نقش آزمون های عملکردی در فعالیت های پیش بینی شده برای دانش آموزان اول متوسطه در درس تاریخ و در پاسخگویی به دو سوال تحقیق به مرحله اجرا درآمد. روش تحلیل کمی بوده و حدود 140 سوال و فعالیت مندرج در کتاب درسی سه پایه مورد ارزیابی و تحلیل قرارگرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد علیرغم ادعای نویسندگان کتاب که در اهداف غایی به پیوند نزدیک محتوا با مهارت های زندگی اشاره نموده بودند و دبیران را از روش هایی متکی بر محفوظات نهی کرده بودند، بیش از نیمی از فعالیت ها در حوزه شناختی بوده و تنها 47 درصد فعالیت های پیش بینی شده برای دانش آموزان عملکردی است و در پاسخ به سوال دوم که تحلیل فعالیت های عملکردی را موجب شد، از 4 سطح حوزه عملکرد، 95درصد در سطح کتبی و شناسایی بوده و تنها 5 درصد به سطح مهارتی شبیه سازی شده و نمونه کار اختصاص داده شده است.
کارکرد آموزش تاریخ در توانمندسازی دانشجویان رشته تاریخ برای ایفای نقش فعال در همزیستی اجتماعی با تمدن اسلامی
منبع:
پژوهش در آموزش تاریخ دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
82 - 102
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نقش و کارکرد آموزش تاریخ در توانمندسازی دانشجویان رشته تاریخ برای ایفای نقش اثربخش و فعال در فرآیند همزیستی اجتماعی با تمدن اسلامی می پردازد. هدف اصلی پژوهش، تبیین چالش های چندوجهی محتوایی، ساختاری، نهادی و فرهنگی مرتبط با آموزش تاریخ و ارائه راهکارهایی بین رشته ای است تا دانشجویان این رشته را قادر سازد تا با گفتمان انتقادی، تحلیلی و مسئله محور، تحولات تمدنی اسلامی را فهم و در زمینه همزیستی اجتماعی در این حوزه ایفای نقش نمایند.. روش ها : روش شناسی تحقیق، تحلیلی همراه با رویکرد تجربه گرا و بررسی همه جانبه موانع است. از این رو، با رویکردی نظام مند، چهار محور اصلی چالش ها و راهکارها بازشناسی شده است (محتوایی و آموزشی، ساختاری و نهادی، فرهنگی و هویتی، مهارتی و تعاملاتی).. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که گذار از دیدگاه سنتی رشته تاریخ، به بازتعریفی نوین، همراه با ایجاد بسترهای پژوهشی میان رشته ای، بهره گیری هوشمندانه از فناوری های نوین آموزشی و تقویت تعامل های عملی با نهادهای تمدنی، راهکار توانمندسازی دانشجویان تاریخ جهت مشارکت مؤثر در راستای همزیستی اجتماعی با هویت تمدن اسلامی است. نتیجه گیری: ضرورت سیاست گذاری نظام مند در حوزه ارتقاء دانش اساتید، افزایش تعاملات ملی و فراملی و تجدیدنظر محتوای درسی و روش تدریس بر اساس مفاهیم و روش های نوین حائز اهمیت است؛ زیرا تنها از خلال فرایندهای فعال آموزشی-پژوهشی و فرهنگ ساز می توان به تقویت نگرش تمدنی دانشجویان رشته تاریخ پرداخت تا بدین وسیله، هم زمان با فهم ریشه ها و ابعاد چندلایه تمدن اسلامی در ساحت نقش آفرینان کنشگر در ساحت همزیستی اجتماعی با تمدن اسلامی ظاهر شوند
ساخت و اعتبارسنجی پرسشنامه دانش محتوای آموزشی (PCK) برای برنامه آموزش معلمان زبان انگلیسی در ایران
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: اعتقاد بر این است که دانش محتوای آموزشی (PCK) بر عملکرد معلمان در کلاس درس زبان انگلیسی تأثیر می گذارد، زیرا در فرمول بندی و ارائه موضوع درسی تعیین کننده است. با این حال، به نظر می رسد PCK یک مفهوم نسبی است که با برنامه درسی اجتماعی-فرهنگی و زمینه ای خاص مرتبط است. روش ها : بدین منظور، از طریق بررسی پژوهش های مرتبط و مصاحبه با 60 دانشجو معلم از دانشگاه فرهنگیان، مواردی که می بایست در پرسشنامه PCK گنجانده می شود، استخراج شد. علاوه بر این، 50 نفر از دانشجو-معلمان از دانشگاه هدف در فرآیند تهیه و اجرای آزمایشی پرسشنامه باز شرکت کردند. 176 دانشجو-معلم دیگر پرسشنامه PCK مقیاس لیکرت را شامل 56 گویه و 9 مؤلفه تکمیل کردند. نتایج تحلیل عاملی منجر به حذف 17 گویه و پرسشنامه نهایی شامل 39 گویه بود. سپس 285 دانشجو-معلم، پرسشنامه ای را تکمیل کردند که پایایی و روایی سازه آن به ترتیب از طریق آلفای کرونباخ و روش تحلیل عاملی تأیید شده بود. یافته ها: پرسشنامه کلی از شاخص پایایی 902/0 برخوردار بود. همچنین شاخص های پایایی برای 9 مؤلفه به شرح زیر بود. آموزش مهارت های زبانی (a=.825)، استراتژی های تدریس زبان (a=.824)، مدیریت کلاس درس (a=.826)، طراحی برنامه درسی و توسعه مواد (a=.842)، سواد و توانایی های ارزشیابی (a=.776 )، کتاب دوره ارزشیابی (a=.780)، دانش فنی معلمان زبان (a=.759)، توسعه حرفه ای معلمان زبان (a=.763)، و تأثیر کاروزی بر تدریس عملی (a=.805). مقیاس روایی سازه نیز از طریق تحلیل عاملی تأیید شد. مقیاس روایی سازه نیز از طریق تحلیل عاملی تأیید شد. نتیجه گیری: پرسشنامه PCK ساخته شده و اعتبارسنجی شده در پژوهش حاضر را می توان در پژوهش های مربوط به آموزش معلمان زبان انگلیسی و PCK در زمینه EFL مورد استفاده قرار داد.
پیشایندها و پیامدهای معلم رهبری در نظام آموزش و پرورش؛ یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: معلم رهبری، جدیدترین مدل رهبری حاکم بر مدارس امروزی در دنیاست. هدف پژوهش حاضر شناسایی پیشایندها و پیامدهای معلم رهبری در نظام آموزش وپرورش است. روش ها : این پژوهش به روش کیفی از نوع فراترکیب انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه تحقیقات فارسی و انگلیسی چاپ شده در حوزه معلم رهبری طی سال های 2014 تا 2023 است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 40 مقاله به عنوان نمونه انتخاب شدند. مقالات منتخب با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه وتحلیل شدند. پایایی کدگذاری ها با استفاده از ضریب توافق کاپا به مقدار 813/0 تائید شد. روایی پژوهش نیز به تائید پنج نفر از متخصصین تحقیق کیفی رسید. یافته ها: پیشایندهای معلم رهبری دارای هفت مؤلفه محوری و سه مولفه اصلی می باشد که عبارتند از: پیشایندهای سطح معلم (ویژگی های شخصی، شایستگی های حرفه ای)، پیشایندهای سطح مدرسه (رهبری مدیر، همکاری جمعی، فرهنگ و ساختار مدرسه) و پیشایندهای فراتر از سطح مدرسه (سیاست نظام آموزشی، شبکه های فرامدرسه ای). همچنین معلم رهبری دارای نٌه پیامد محوری و سه پیامد اصلی می باشد: پیامدهای سطح معلم (رشد شایستگی های فردی، توسعه حرفه ای، رضایت شغلی)، پیامدهای سطح مدرسه (ترویج فرهنگ همکاری، بهبود آموزش، بهبود یادگیری دانش آموزان، تسهیل تغییرات) و پیامدهای فراتر از سطح مدرسه (ارتباط فرامدرسه ای، تأثیرات فرامدرسه ای). نتیجه گیری: دست اندرکاران تعلیم و تربیت می توانند از یافته های این پژوهش، جهت کاربست معلم رهبری در مدارس استفاده نمایند.
Structural Analysis of Students’ Health Literacy Based on Hidden Curriculum, Teaching Effectiveness and Teachers’ Health Literacy Through the Mediation of Academic Performance(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۴, Winter ۲۰۲۴
87 - 100
حوزههای تخصصی:
Health literacy of students plays a key role in ensuring their health. The present study aims to structurally analyze students’ health literacy based on hidden curriculum, teaching effectiveness, and teachers’ health literacy through the mediation of academic performance. The research method is descriptive-correlational type of structural equation model. The statistical population includes all 12th grade students (N=6940) of female high schools of all 5 districts, who have passed health course as well as all of the health course teachers (N=131) who are teaching in these schools. Using Krejcie and Morgan Table and by applying proportional stratified random sampling, the sample size of students was 365 and the sample size of health teachers based on the schools of the selected students was 100. The data of the present study were collected using three questionnaires of health literacy, teaching effectiveness, hidden curriculum and the final scores of students. Validity and reliability of questionnaires were examined and confirmed to be higher than 0.7. The results of structural equations modelling by PLS software showed that health literacy of students based on hidden curriculum, teaching effectiveness and health literacy of teachers through the mediation of academic performance of 12th grade in female high schools of Tabriz is predictable (p<0.01).schools and teachers have the main role and responsibility of promoting health literacy in students, and providing appropriate curricula to promote health literacy will lead to the improvement of health behaviors in students.
مقایسه هوش کودکان با و بدون اختلال یادگیری خاص 9-8 ساله در شاخص های کلی آزمون وکسلر پنج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
105 - 127
حوزههای تخصصی:
اختلالات یادگیری خاص از شایع ترین اختلالات در مدرسه است که می تواند بر سطح توانمندی هوشی کودکان اثرگذار باشد، بر این اساس هدف از انجام مطالعه حاضر مقایسه هوش کودکان 9-8 ساله با و بدون اختلال یادگیری خاص در شاخص های کلی بر اساس Wechsler-5 بود. پژوهش حاضر از نوع علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری مطالعه حاضر را تمامی دانش آموزان پایه دوم و سوم مقطع ابتدایی مراجعه کننده به مرکز اختلالات یادگیری و دانش آموزان مدارس عادی ناحیه یک شهر ارومیه در زمستان 1398 شامل می شد. تعداد 70 نفر از دانش آموزان پایه دوم و سوم دبستان شهر ارومیه (35 نفر دانش آموز بدون اختلال و 35 نفر مبتلا به اختلال یادگیری خاص) با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند و آزمون وکسلر ویرایش پنجم (2014) بر روی آنها اجرا شد. داده ها با آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری و با نرم افزار SPSS19 تجزیه وتحلیل شد. سطح معناداری نیز ۰٫۰۵ در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد در شاخص های سرعت پردازش (001/0=P) و شاخص حافظه فعال (001/0=P) بین دو گروه با اختلال یادگیری خاص و بدون اختلال تفاوت معنی دار وجود داشت؛ با توجه به میانگین نمرات، در این سه شاخص نمرات تراز در گروه دانش آموزان بدون اختلال بالاتر بود. همچنین، در شاخص های درک کلامی (025/0=P)، استدلال سیالی (439/0=P) و شاخص بصری-فضایی (072/0=P) بین دو گروه تفاوت معنی دار مشاهده نشد. با توجه به نتایج به دست آمده دانش آموزان بدون اختلال وضعیت بهتری نسبت به دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص در شاخص های کلی هوش داشتند؛ لذا با تکیه بر نتایج به دست آمده می توان از طریق انجام آموزش های ویژه مبتنی بر ارتقای هوش و توانمندی های شناختی، وضعیت دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص را در این شاخص ها ارتقا داد.
ارائه چارچوب مفهومی برنامه درسی مسأله محور مبتنی بر رویکرد زیبایی شناسی: یک مطالعه مبتنی بر سنتزپژوهی
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
201 - 226
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی برنامه درسی مسأله محور مبتنی بر رویکرد زیبایی-شناسی است. در پژوهش حاضر با عنایت به تفکیک ناپذیری شناخت از عاطفه، رویکرد هنر و زیبایی-شناسی به عنوان یک رویکرد مبنا در برنامه درسی مسأله محور مطرح شد. داده ها بر اساس یک طرح پژوهش کیفی از نوع سنتز پژوهی جمع آوری شده اند. جامعه پژوهش منابع چاپی و الکترونیکی مرتبط با موضوع بود که در قالب رساله ها، مقالات و گزارش های پژوهشی در فاصله سال های (2007 تا 2022) انتشار یافته و به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. از بین آن ها مقالاتی که در عنوان آن ها برنامه درسی مسأله محور و برنامه درسی زیبایی شناسی بود انتخاب و تحلیل شدند. از 88 مقاله مورد بررسی قرار گرفته شده، 75 مقاله برای استخراج مؤلفه ها و مضامین مربوطه بهره گرفته شد. یافته های پژوهش که در قالب عناصر چهارگانه برنامه درسی تبیین شده است در بعد هدف شامل چهار مقوله اصلی (پرورش تفکر خلاق، پرورش تفکر هنری، پرورش تفکر شهودی و پرورش تفکر بصری) است، بعد محتوا شامل سه مقوله اصلی (مسأله سازی- نقش معلم و نقش یادگیرندگان) است. بعد روش های تدریس شامل سه مقوله اصلی (روش های ترکیبی- روش های هنری و روش های فعال) است و نهایتاً در بخش ارزشیابی دو مقوله اصلی (ارزش یابی کیفی و ارزش یابی عمومی) از منابع متعدد به دست آمدند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رویکرد هنری می تواند در برنامه درسی مسأله محور با مسائل و مفاهیم گوناگون همراه شود، درواقع، هنرها می توانند دانش را در قالب رویکردی تعاملی و تلفیقی ارائه دهند و به درک بهتر مفاهیم توسط دانش آموزان یاری رسانند و منجر به کشف و تولید ایده های نو و پاسخ های خلاق در جهت حل مسائل گوناگون پیرامون شود.
آینده پژوهی توسعه آموزش هوشمند با در نظر گرفتن نقش فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
176 - 194
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تمرکز ما در این پژوهش بر هوش مصنوعی و اینترنت اشیاء است. این دو، مجموعه ای از فناوری هایی هستند که ضمن تمایز آفرینی به سرعت در حال گسترش می باشند و جنبه های مختلف مربوط به آموزش را به طور اساسی تغییر می دهند. بنابراین هدف از انجام این پژوهش شناسایی سناریوهای توسعه آموزش مبتنی بر درک صحیح از تغییرات در روند توسعه فناوری در سطح بین المللی است.
روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نظر روش از نوع آمیخته اکتشافی است. بدین ترتیب ابتدا در گام اول با روش کیفی مرور ادبیات پژوهش پیشران ها شناسایی و در گام دوم با روش کمّی آزمون دوجمله ای تأیید شدند، سپس در گام سوم با روش دیمتل به تحلیل پیشران ها پرداخته شد. در نهایت پس از شناسایی عدم قطعیت های کلیدی، در گام چهارم با استفاده از روش تحلیل متوازن تأثیر متقابل، سناریوها استخراج و سپس تدوین گردیدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های خبره سنجی برای روش های آزمون دوجمله ای، دیمتل و تحلیل متوازن تأثیر متقابل است. بدین ترتیب جامعه نظری در گام های دوم الی چهارم پژوهش را خبرگان آگاه به موضوع پژوهش به تعداد 20 نفر از طریق نمونه گیری هدفمند تشکیل می دهد.
یافته ها: ما نهایتاً توانستیم 16 پیشران تأثیرگذار را شناسایی کنیم و بر مبنای حالت های تأثیرگذاری آنها که آینده را متأثر می سازد به تدوین سه سناریو محتمل بپردازیم.
بحث و نتیجه گیری: نتایج ما تأکید می کند که تحقیقات هوش مصنوعی تأثیر قابل توجهی بر ساختار آموزشی دارد. جنبه های مهم رشد هوش مصنوعی بر آموزش شامل صنعت آموزش خصوصی قوی و علاقه فزاینده بین المللی است. این مطالعه بر اساس رهنمودهای تحقیقاتی مبتنی بر شواهد، دستور کار روشنگری را برای آینده ارائه می دهد که به محققان آینده، هوش مصنوعی برای شناسایی مسائل تحقیقاتی معاصر و توسعه تحقیقات تأثیرگذار برای حل مشکلات پیچیده اجتماعی کمک می کند.
.
بررسی شیوه های نوآورانه تدریس تاریخ و بومی سازی آن مطابق با فرهنگ در جوامع اسلامی
منبع:
پژوهش در آموزش تاریخ دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
103 - 119
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی چالش ها و فرصت های نوآوری در آموزش تاریخ با رویکرد بومی سازی در جوامع اسلامی می پردازد. با توجه به ناهمخوانی روش های آموزشی رایج با ارزش های اسلامی و پیامدهای هویتی آن، این مطالعه ضرورت بازنگری در شیوه های تدریس تاریخ را مورد تأکید قرارمی دهد. روش های پژوهش: پژوهش حاضر با روش کیفی و تحلیل محتوای اسنادی انجام شده و داده ها از طریق بررسی منابع کتابخانه ای و مقالات معتبر گردآوری شده اند. یافته های پژوهش: یافته ها نشان می دهد که تلفیق روش های نوین مانند یادگیری مشارکتی و تفکر انتقادی با مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، ضمن افزایش اثربخشی آموزشی، به حفظ هویت فرهنگی دانش آموزان کمک می کند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بومی سازی محتوای تاریخی با تأکید بر میراث تمدن اسلامی و استفاده از فناوری های آموزشی سازگار با فرهنگ اسلامی می تواند چالش های موجود را کاهش دهد. این مطالعه پیشنهاد می کند که نظام های آموزشی با به کارگیری راهبردهایی مانند آموزش شخصی سازی شده، روش های خلاقانه و ارزیابی جامع در چارچوب ارزش های اسلامی، زمینه را برای پرورش نسلی پویا و متعهد فراهم کنند. محدودیت اصلی تحقیق، کمبود منابع معتبر در زمینه الگوهای بومی آموزش تاریخ است که لزوم انجام پژوهش های بیشتر در این حوزه را نشان می دهد.
توسعه فردی نومعلمان تربیت بدنی شهر تهران: تأثیر یگانگی معلم- حرفه و یگانگی معلم- محیط و نقش میانجی روابط مبتنی بر اعتماد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، تعیین تأثیر نقش واسطه ای روابط مبتنی بر اعتماد در رابطه یگانگی معلم-حرفه و یگانگی معلم- محیط کاری بر توسعه فردی نومعلمان تربیت بدنی شهر تهران بود. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه نومعلمان تربیت بدنی شهر تهران به تعداد 553 نفر بودند، با استفاده از نرم افزار سمپل پاور 212 نمونه جهت کفایت مدل برآورد شد، براین اساس تعداد 225 نفر به صورت خوشه ای تصادفی ساده به عنوان نمونه تحقیق مشارکت داشتند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه توسعه فردی معلمان برگرفته از داچنر (2013)؛ روابط مبتنی بر اعتماد رابینز (2005)؛ یگانگی معلم- حرفه وگل و فلدمن (2009) و پرسشنامه یگانگی معلم- محیط کاری اسکروگینس (2008) استفاده گردید. از تکنیک کوواریانس محور بر اساس نرم افزار لیزرل برای تجزیه وتحلیل فرضیات تحقیق استفاده گردید. نتایج نشان داد که یگانگی معلم- حرفه و یگانگی معلم- محیط کاری به صورت مستقیم بر توسعه فردی نومعلمان تربیت بدنی تأثیر مثبت دارد و همچنین به صورت غیرمستقیم از طریق روابط مبتنی بر اعتماد بر توسعه فردی نومعلمان تربیت بدنی شهر تهران تأثیر مثبت دارد.
شیوع بی مدنی تحصیلی در دانشجویان: نقش سبک های مدیریت کلاس، خودمحق بینی و بلندپروازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
28 - 48
حوزههای تخصصی:
بی مدنی تحصیلی یکی از رفتارهایی منفی در کلاس های درس دانشگاه است بر روند یاددهی-یادگیری تأثیر منفی می گذارد. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان شیوع بی مدنی تحصیلی و نقش سبک های مدیریت کلاس، خودمحق بینی و بلندپروازی در پیش بینی آن در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری دانشجویان شامل کل دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه گیلان بود. نمونه آماری شامل 433 دانشجو بود که به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس های بی مدنی تحصیلی آریاپوران و کمالی(2019)، سبک مدیریت کلاس مارتین و همکاران (1998)، خودمحق بینی تحصیلی آکاکاسو(2002) و بلندپروازی مثبت و منفی ورسترایتین (2017) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشترین رفتارهای مبتنی بر بی مدنی تحصیلی عبارت بودند از: بدون آمادگی وارد کلاس شدن (%66.51)، بی حوصلگی در کلاس (%58.66)، دیر آمدن به کلاس (%57.74)، صحبت کردن در هنگام تدریس (%53.35)، عدم توجه در کلاس (%52.19)، شکایت همراه با مخالفت در کلاس (%31.41) و قطع کلاس یا تمام کردن کلاس (%30.71). نتایج نشان داد که به ترتیب مدیریت کلاس تعاملی، خودمحق بینی تحصیلی، مدیریت کلاس مداخله گر و بلندپروازی منفی در پیش بینی بی مدنی تحصیلی دانشجویان نقش معنادار داشتند. براساس یافته ها، استفاده اساتید دانشگاه از سبک های مثبت تدریس از جمله سبک تدریس تعاملی و غیرمداخله گر می تواند در کاهش بی مدنی در دانشجویان نقش داشته باشد. همچنین برگزاری کارگاه های آموزشی در جهت بهبود خودمحق بینی تحصیلی و بلندپروازی منفی در دانشجویان به کاهش بی مدنی تحصیلی کمک خواهد کرد.
اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر نظریه یادگیری زایشی بر استدلال ریاضی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
107 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر نظریه یادگیری زایشی بر استدلال ریاضی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان در سال تحصیلی 1402-1401 بود.روش: نوع پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جهت حذف اثر مداخله گر، با روش نمونه گیری در دسترس، دو کلاس 30 نفره، که توسط یک دبیر ریاضی آموزش می دیدند، انتخاب و به شیوه کاملا تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. طی 8 جلسه 40 دقیقه ای به گروه آزمایش محتوای درس ریاضی به روش آموزش مبتنی بر نظریه یادگیری زایشی، و به گروه کنترل همان محتوا در قالب کتاب درسی و با روش تدریس معمول ارائه گردید. دانش آموزان در هر دو گروه، قبل و بعد از آموزش، به پرسش نامه استدلال ریاضی رضایی (1394) و پرسش نامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با آمارتوصیفی و استنباطی از جمله میانگین، انحراف استاندارد و تحلیل کوواریانس، با استفاده از نرم افزار SPSS-26 انجام شد. نتیجه: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که میزان استدلال ریاضی و مولفه های عملکرد تحصیلی(خودکارآمدی، برنامه ریزی و انگیزش)، در دانش آموزانی که با روش آموزش مبتنی بر نظریه یادگیری زایشی آموزش دیده اند نسبت به دانش آموزانی که با روش معمول آموزش دیده اند، بیشتر است، در حالی که میزان مولفه های تاثیرات هیجانی و فقدان کنترل در گروه آزمایش در موقعیت پس آزمون نسبت به پیش آزمون کاهش یافته است. مهم ترین نتیجه این پژوهش، مؤثر بودن روش تدریس مبتنی بر یادگیری زایشی بر استدلال ریاضی و تا حدی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان می باشد.
طراحی آموزشی مبتنی بر اجتماع یادگیری زبان و تاثیر آن بر یادگیری خود راهبر، انگیزش تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
161 - 184
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی آموزشی مبتنی بر اجتماع یادگیری زبان و تاثیر آن بر یادگیری خود راهبر، انگیزش تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان در درس زبان انگلیسی انجام شد. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق، نیمه آزمایشی با مراحل پیش آزمون و پس آزمون و گروه های آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری در مقطع کارشناسی که در نیم سال دوم سال تحصیلی 1402-1401 واحد درس زبان انگلیسی را انتخاب کردند، بود. به روش نمونه گیری تصادفی ساده (بر اساس قرعه کشی)، تعداد 50 نفر انتخاب و در گروه های آزمایش (25 نفر) و کنترل (25 نفر) جایگذاری شدند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه های استاندارد یادگیری خود راهبر فیشر، انگیزش تحصیلی هارتر و خودکارآمدی تحصیلی شرر و مادوکس بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده از تحلیل کواریانس چند متغیری مانکوا جهت آزمون آماری فرضیه اصلی و جهت آزمون آماری فرضیه های فرعی از آزمون تحلیل کواریانس یک متغیری آنکوا در سطح معناداری 05/0=α، استفاده شد. در سطح اطمینان 95 درصد (05/0 = α)، یافته ها نشان داد استفاده از اجتماع یادگیری زبان بر یادگیری خود راهبر، انگیزش تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان در درس زبان انگلیسی تاثیر مثبت دارد و بر مقدار آن می افزاید. هم-چنین، تاثیر استفاده از اجتماع یادگیری زبان بر یادگیری خود راهبر، انگیزش تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان متفاوت است. به طوری که استفاده از الگوی مورد بحث نخست بر خودکارآمدی تحصیلی (اندازه اثر: 94/0)، سپس بر انگیزش تحصیلی (اندازه اثر: 70/0) و در نهایت بر یادگیری خودراهبر (اندازه اثر: 64/0) موثر می باشد.
مقایسه ساختار و عناصر اصلی طرح درس در منابع منتخب بین المللی روش تدریس با منابع منتخب روش تدریس در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
169 - 188
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه ساختار و عناصر اصلی طرح درس در منابع منتخب بین المللی روش تدریس با منابع منتخب روش تدریس در ایران است. روش پژوهش از نوع مطالعه تطبیقی است و با رعایت چارچوب حاکم بر مطالعات تطبیقی از تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. جامعه آماری شاملِ منابع منتخب بین المللی روش تدریس تمام کشورهایی است که در نظام آموزشی خود از طرح درس استفاده می کنند. با تأیید صاحب نظران امر، از میان منابع مختلف از صاحب نظران سه کشور پیشرو در زمینه طرح درس شاملِ آمریکا، انگلیس و کانادا به ترتیب هانتر (2004)، جان (2006) و ترو (2008) به صورت هدف مند به عنوان نمونه پژوهش، انتخاب و ساختار و عناصر اصلی طرح درس آن سه متخصص با منابع دو صاحب نظر پیشرو ایران از شعبانی (1390) و صفوی (1390) مقایسه شد. ابزار گردآوری اطلاعات، فرم فیش برداری از اسناد و مدارک، جستجو در شبکه جهانی اینترنت و مطالعات تطبیقی درباره طرح درس می باشد. رویکرد تجزیه وتحلیل داده ها توصیفی - تحلیلی است. یافته ها حاکی از آن است که ساختار و عناصر طرح درس در ایران بیشتر خطی است و فرایند طولانی تری نسبت به طرح درس در کشورهای منتخب دارد. این عامل فرایند طراحی و اجرای طرح درس را پیچیده تر می کند. شباهت ها بیش تر در عناصر، مواد و منابع، هدف های رفتاری و ارائه درس می باشد. این پژوهش با مقایسه و نقد و بررسی الگوهای رایج، الگویی با مشخصات غیر خطی، پویا، مارپیچی و فرارونده پیشنهاد می کند. در این الگو، افزون بر حفظ نقاط قوت طرح درس های رایج جهانی، سعی شده است تا نقاط ضعف آن الگوها نیز برطرف شود.
فراتحلیل مطالعات گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲
157 - 170
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضربا جمع آوری و ترکیب پژوهش ها انجام شده در زمینه گرایش به اعتیاد در نوجوانان دارای اختلال سلوک می پردازد. پژوهش به روش فراتحلیل صورت انجام شد که به عنوان یک تکنیک آماری جهت تعیین، جمع آوری، ترکیب و خلاصه نمودن یافته های پژوهشی مرتبط با نقش اختلال سلوک در گرایش به اعتیاد صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل پژوهش های انجام شده در ایران و جهان در حوزه اختلال سلوک و اعتیاد می باشد و نمونه آماری شامل کلیه پایگاههای اطلاعاتی داخلی و جهانی از قبیل پرتال جامع ، پایگاه مرکز اطلاعات علمی دانشگاهی ، پایگاه مجلات تخصصی ، گوگل اسکولار و بانک اطلاعات نشریات کشورشامل ۵۰ پژوهش بود. براساس نتایج این پژوهش گرایش به اعتیاد در نوجوانان دارای اختلال سلوک را میتوان پیش بینی نمود. با توجه به سطح معناداری و نمرات بدست آمده گرایش در افراد دارای اختلال سلوک وجود دارد یعنی افرادی که مبتلا به سلوک می باشند به سمت مصرف مواد و اعتیاد کشیده می شوند.