فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۲۱ تا ۲٬۰۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
194 - 220
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف واکاوی تجارب مربیان بهداشت از آموزش جنسی در مدارس، با استفاده از رویکرد کیفی پژوهش و روش نظریه داده بنیاد (رویکرد سیستماتیک) به انجام رسیده است. مشارکت کنندگان تعداد سی نفر از مربیان بهداشت مدارس متوسطه اول شهر اصفهان بوده اند. شیوه نمونه گیری هدفمند – نظری و تکنیک گردآوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بوده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از سه شیوه کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گردید. یافته های پژوهش بیانگر این است که تجارب مربیان از آموزش جنسی در مدارس پیرامون تعدادی مقوله اصلی و در قالب اجزای مدل پارادایمی شامل شرایط علی (زیست بوم خانوادگی، زیست بوم اجتماعی و زیست بوم آموزشی)، شرایط مداخله گر (مجازی شدن فهم جنسی و محدودیت های گفتمانی)، شرایط زمینه ای (واقعیت گریزی آموزشی و تغییرپذیری منابع)، راهبردها (بازسازی نظام خانوادگی، بازسازی نظام آموزشی، تعامل گرایی نهادی و هم راستایی فرهنگی) و پیامدها (پیامدهای فردی و اجتماعی) و یک مقوله هسته یا مرکزی تحت عنوان «آموزش جنسی فراگیر» صورت بندی شده اند.
طراحی الگوی ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی مدیریت بالندگی حرفه ای دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ویژه نامه فروردین
94 - 112
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی مدیریت بالندگی حرفه ای دانشگاه فرهنگیان
روش شناسی پژوهش: روش پژوهش آمیخته (متوالی- اکتشافی) است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل صاحب نظران و متخصصان علوم تربیتی شاغل در دانشگاه فرهنگیان و ابزار مطالعه، مصاحبه نیمه ساختار مند، بود. حجم نمونه در بخش کیفی، 10 نفر از صاحب نظران در ارتباط با ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی مدیریت بالندگی حرفه ای بوده که به روش هدفمند و با استفاده از تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری شامل کلیه اعضای هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان کل کشور در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آن ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 260 نفر به عنوان حجم نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها، از پرسشنامه محقق ساخته ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها از نظر متخصصان و روایی سازه آن ها از طریق تحلیل عاملی تأیید گردید. پایایی آن ها نیز با استفاده از ضریب پایایی آلفای کرونباخ، راهبردها برابر 0.9 فرایندها 0.95 و مهارت ها 0.93 محاسبه گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS 25، Smart PLS استفاده شد.
یافته ها: یافته های بخش کیفی در ارتباط طراحی الگوی ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی مدیریت بالندگی حرفه ای ، سه مضامین اصلی، شامل مضمون مهارت ها، مضمون راهبردها و مضمون فرآیندها بود. یافته های بخش کمی نشان داد که بارهای عاملی مربوط به همه ابعاد و معرف های متغیر "مدیریت بالندگی حرفه ای دانشگاه فرهنگیان" دارای وضعیت مطلوبی هستند، به عبارت دیگر همبستگی این متغیر با مضامین و معرف های مربوط به این مضامین در حد بالا برآورد شده است. در نتیجه ابزار سنجش از روایی عاملی برخوردار است.
بحث و نتیجه گیری: در مجموع نتایج همبستگی ها نشان داد که برای مدیریت بالندگی حرفه ای دانشگاه فرهنگیان داشتن ارتباطات قوی می تواند، بالندگی مدیریت حرفه ای دانشگاه فرهنگیان را روز به روز بهتر کند. شاخص های ارزیابی کلیت مدل معادله ساختاری بیانگر این است که داده ها، مدل نظری پژوهش را حمایت می کنند و برازش داده ها به مدل برقرار بوده است. در مجموع ضریب همبستگی بین ارزیابی اثر بخشی دوره های آموزشی مدیریت بالندگی حرفه ای و متغیرهای (آموزشی، اجتماعی، اجرایی، سازمانی، فردی،مالی- اداری، مدیریتی، نظارت وهدف گذاری) در سطح (01/0 ≥p) برقرار است. بر این اساس ضروری است، مدیران دانشگاه فرهنگیان، بستر مناسبی را در جهت استفاده از الگوی ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی مدیریت بالندگی فراهم نمایند.
ارائه مدل ارزیابی عملکرد سازمانی با رویکرد خلاقیت و نوآوری در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ویژه نامه فروردین
131 - 150
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل ارزیابی عملکرد سازمانی با رویکرد خلاقیت و نوآوری در آموزش عالی ارائه شده است. امروزه به دلیل رشد و پیشرفت سریع تکنولوژی، سازمان هایی می توانند در عرصه رقابت باقی بمانند که بتوانند تمامی فعالیت های خود را بر پایه خلاقیت و نوآوری ترسیم کنند. دانشگاه ها نیز از این مسأله مستثنی نیستند و باید جهت رقابت با سایر دانشگاه ها بتوانند عملکرد خود را بر پایه خلاقیت و نوآوری ترسیم کنند.روش شناسی پژوهش: . پژوهش به لحاظ ماهیت داده از نوع کیفی به سبک داده بنیاد است. مشارکت کنندگان پژوهش را اعضای هیئت علمی دانشگاه ها (دارای حداقل 5 سال سابقه خدمت و حداقل مدرک دکتری) تشکیل می داد که حجم نمونه پس از اشباع نظری به تعداد 12 نفر و به صورت هدفمند قضاوتی انتخاب گردید. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند و تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش فن مضمون (کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی) و با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد. اعتبار مطالعه در این پژوهش از منابع مختلفی همچون اساتید حوزه مدیریت، بررسی ادبیات پژوهشی و به کارگیری بیش از یک پژوهشگر و همچنین برای بررسی پایایی پژوهش نیز از ضریب پایایی هولستی استفاده شده است.یافته ها: . بر اساس تحلیل مصاحبه های صورت گرفته، 247 کد در مرحله کدگذاری باز به دست آمد که پس از حذف کدهای مشابه به 112 کد پایه کاهش یافت که در نهایت این کدها در 33 مقوله فرعی دسته بندی شدند. در نهایت با استناد به رهیافت سیستماتیک در نظریه داده بنیاد، کدها و مقوله های شناسایی شده در شش طبقه هسته ای شامل؛ شرایط علی(تشویق منابع انسانی، کار تیمی، حمایت از تغییرات، حمایت از آزاداندیشی، و تأمین مالی)؛ شرایط زمینه ای(فرهنگ خلاق و نوآور، منابع انسانی خلاق و نوآور، مدیریت دانش، حمایت مدیران،وجود قوانین خلاقانه و نوآورانه)؛ مقوله محوری(عملکرد سازمانی، کارایی، بهره وری، خلاقیت و نوآوری)؛ عوامل مداخله گر(جغرافیای دانشگاه، رتبه دانشگاه، تعداد دانشجویان، دوره های تحصیلی، رشته های تحصیلی،درجه علمی اساتید، دسترسی آسان، هزینه کم، شانس بالای اشتغال بعد از فراغت از تحصیل)؛ راهبردها(نظارت و ارزیابی، پذیرش تغییر، مسئولیت پذیری، فرهنگ یادگیری، تمرکززدایی در سازمان، مدیریت استعداد، برنامه ریزی)؛ و پیامدها قرار گرفتندبحث و نتیجه گیری: پیامدهای ارزیابی عملکرد با رویکرد خلاقیت و نوآوری در آموزش عالی می تواند شامل؛ ارتقای جایگاه دانشگاه در سطح ملی و بینالمللی، افزایش کارایی، افزایش بهرهوری، ارائه خدمات به صنایع، تأمین نیازهای جامعه و ... باشد.
تأثیر شیوه های ارائه مسائل کلامی حسابی ساده بر کارآمدی پردازش دانش آموزان پایه اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تعیین تأثیر شیوه های ارائه متفاوت مسائل کلامی حسابی ساده بر کارآمدی پردازش دانش آموزان و مقایسه اثرات متفاوت این شیوه های ارائه در کارآمدی پردازش دانش آموزان قوی و ضعیف در ریاضی پرداخته است. این پژوهش از نوع طرح های آزمایشی است که طی آن تأثیر شیوه های ارائه مسائل حسابی ساده (تصویری، شنیداری و ترکیبی) بر روی کارآمدی پردازش دانش آموزان قوی و ضعیف در ریاضی بررسی شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانش آموزان پایه اول ابتدایی شهر یاسوج به تعداد 4049 نفر در سال تحصیلی 1403-1402 بود. مشارکت کنندگان پژوهش به تعداد 58 نفر (دو گروه 29 نفره) از میان دانش آموزان داوطلب انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری از مسائل کتاب ریاضی پایه اول اقتباس گردید و به هر شرکت کننده 24 مسئله ارائه شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و تحلیل واریانس چندمتغیری (مانوا) استفاده شد. یافته ها نشان دادند که کارآمدی پردازش هم در دانش آموزان قوی و هم در دانش آموزان ضعیف در مسائل افزایشی در هر شیوه ارائه نسبت به مسائل کاهشی بیشتر است؛ همچنین کارآمدی پردازش هم در دانش آموزان قوی و هم در دانش آموزان ضعیف در ارائه ترکیبی نسبت به ارائه تصویری و در ارائه تصویری نسبت به ارائه شنیداری بیشتر بود. دیگر نتایج پژوهش نشان داد که بین دو گروه دانش آموزان قوی و ضعیف ازنظر مسائل شنیداری افزایشی و کاهشی، مسائل تصویری افزایشی و کاهشی و همچنین مسائل ترکیبی افزایشی و کاهشی تفاوت معنی داری قابل مشاهده است. به علاوه نتایج نشان داد که دانش آموزان قوی، کارآمدی پردازش بیشتری نسبت به دانش آموزان ضعیف در مسائل مختلف با ارائه های متفاوت دارند. با توجه به نتایج این پژوهش معلمان و دبیران ریاضی می توانند در آموزش های خود با استفاده از روش های متفاوت ارائه مسائل حسابی ساده، فرایند یادگیری دانش آموزان را تسهیل نمایند.
تعامل پویا بین تفکر تأملی ، ذهن آگاهی و نگرش مثبت در فراگیران زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به تازگی مفهوم جدیدی به نام ذهن آگاهی در مطالعات آموزشی راه یافته است. این مفهوم به عنوان آگاهی خود-رهبرانه و بدون قضاوت فرد از تجربیات حسی و شناختی فعلی خود توصیف می شود. مطالعه حاضر به بررسی رابطه بین نگرش مثبت، ذهن آگاهی و تفکر تاملی در میان زبان آموزان ایرانی میپردازد. نمونه مورد مطالعه شامل ۲۵۴ زبان اموز زبان انگلیسی بودند و به عنوان ابزار پژوهشی، از سه پرسش نامه استفاده شد: 1) مقیاس ذهن آگاهی لنگر 2) پرسش نامه تفکرتاملی 3) مقیاس نگرش مثبت . چهارده گویه مربوط به مقیاس ذهن آگاهی سه عامل شامل تلاش برای کشف جدید ، تولید نوآوری و مشارکت را ارزیابی می کند. ، پرسش نامه تفکر تاملی مشتمل بر شانزده گویه است که چهار نوع مختلف از تفکر تاملی - فعالیت معمول ، فهم ، تامل و تفکر انتقادی - را ارزیابی می کنند. مقیاس هشت موردی از مثبت نگری برای اندازه گیری نگرش مثبت استفاده شد . برای بررسی رابطه ذهن اگاهی، نگرش مثبت و تفکر تاملی زبان اموزان ، از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان دادند که نگرش مثبت به طور قابل توجه و مثبتی، ذهن آگاهی را افزایش می دهد و با یکی از سه زیرشاخه های ذهن آگاهی، یعنی خلق نوآوری، بالاترین همبستگی را نشان داد. فهم، تأمل و تأمل انتقادی از میان چهار ویژگی تفکر تاملی ، همگی به طور معناداری با بالاترین تأثیر بر تأمل توسط ذهن اگاهی پیش بینی شدند. علاوه بر این، سازه دوم ذهن اگاهی، جستجوی نوآوری، با درون نگری مرتبط شناخته شد.
Reducing Perfectionism and Enhancing Self-Worth: The Role of Self-Efficacy Training in Gifted Adolescents(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۲ No. ۱ (۲۰۲۴) : Serial Number ۵
29-36
حوزههای تخصصی:
This study aimed to evaluate the effectiveness of self-efficacy training in reducing perfectionism and enhancing self-worth among gifted high school students. A randomized controlled trial design was employed with 40 gifted high school students randomly assigned to either an intervention group (n = 20) or a control group (n = 20). The intervention group participated in an eight-session self-efficacy training program, while the control group received no intervention. Both groups were assessed at baseline, immediately post-intervention, and at a four-month follow-up. Perfectionism and self-worth were measured using validated scales. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests. The intervention group showed a significant reduction in perfectionism scores from baseline (M = 72.45, SD = 5.28) to post-intervention (M = 64.32, SD = 6.15) and follow-up (M = 66.89, SD = 5.92) compared to the control group, which showed no significant change. Similarly, self-worth scores in the intervention group increased significantly from baseline (M = 32.19, SD = 4.15) to post-intervention (M = 38.45, SD = 3.92) and follow-up (M = 36.98, SD = 4.20), whereas the control group showed no significant change. The ANOVA results indicated significant main effects of time (F(2, 76) = 27.12, p < .001) and group (F(1, 76) = 102.95, p < .001) for perfectionism, and time (F(2, 76) = 24.65, p < .001) and group (F(1, 76) = 111.30, p < .001) for self-worth, with significant interaction effects for both variables. Self-efficacy training is effective in reducing perfectionism and enhancing self-worth among gifted high school students. The positive effects were maintained at a four-month follow-up, suggesting the potential long-term benefits of such interventions in this population.
شناسایی عناصر برنامه درسی دانشگاهی بر مبنای شایستگی های کارآفرینانه دانشجویان (مورد مطالعه: دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی، موجب خلق ارزش از ایده ها می شود همچنین یکی از راهکارهای مؤثر برای کاهش تعداد بیکاران محسوب می شود. بر خلاف دیدگاه سنتی ، امروز بسیاری از ویژگی های کارآفرینانه که موجب افزایش احتمال کارآفرین شدن یک فرد می شود را می توان بصورت اکتسابی و از طریق آموزش در فرد پرورش یابد. بنابراین یکی نظام آموزشی نقش مهم و تأثیرگذاری در توسعه کارآفرینی کشورها دارد. در این راستا بیشتر دانشگاه های کشورهای پیشرفته آموزش کارآفرینی را در برنامه های درسی خود گنجانده اند مطالعه حاضر با هدف شناسایی عناصر برنامه درسی دانشگاهی بر مبنای شایستگی های کارآفرینانه دانشجویان انجام شد. این پژوهش به روش کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون صورت گرفته است. ابزار پژوهش مصاحبه نیم ساختارمند با خبرگان و متخصصین حوزه کارآفرینی در دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران انجام شد. نمونه گیری به روش گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری صورت گرفت. داده های به دست آمده از انجام 25 مصاحبه به استفاده از تحلیل محتوای مضمون کدگذاری و به کمک نرم افزار مکس کیودا ترسیم شد. به منظور دستیابی به صحت و اعتبار مطالعه معیارهای اعتبار پذیری و اعتمادپذیری مورد توجه و استفاده قرار گرفت. مهم ترین عناصر برنامه درسی شایستگی های کارآفرینانه استخراج شده شامل: ساختارآفرینی، صلاحیت پروری، راهبرد آموزشی، تکنیک های اندازه گیری، ویژگی های یاددهنده، ویژگی های یادگیرنده و محیط یادگیری بود. چارچوب تدوین شده برای برنامه درسی آموزش عالی، با تمرکز بر شکل و ساختار کلی فرایندهای آموزشی و تأثیر طراحی آن براشتغال پذیری، دانشجویان را در مسیر آموزش های عملی و هدایت به سمت بازار کار سوق می دهد به گونه ای که دانشجویان یک سفر توسعه یافته و منسجم از فرایند دانش، نگرش و مهارت را تجربه می کنند که برای آنها معنی دار است.
شناسایی ابعاد و مولفه های آسیب های نظام مدیریت استراتژیک منابع انسانی شرکت شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
100 - 121
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: شناسایی و تحلیل ابعاد و مولفه های مدل آسیب های نظام مدیریت استراتژیک منابع انسانی در شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران اهمیت بسزایی دارد. این مطالعه با هدف بهبود عملکرد سازمانی و افزایش اثربخشی منابع انسانی انجام می شود.هدف اصلی این پژوهش شناسایی ابعاد و مولفه های مدل آسیب های نظام مدیریت استراتژیک منابع انسانی شرکت شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران بود. روش شناسی پژوهش:روش این پژوهش کیفی به صورت تحلیل مضمون (به روش آتراید استرلینگ)بود مشارکت کنندگان در پژوهش، مدیران و کارشناسان شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران با حدأقل 15 سال سابقه کار مرتبط و خبرگان(اساتید دانشگاه) بود که نمونه گیری از آنها به روش هدفمند و با استفاده از رویکرد اشباع نظری انجام و طی آن، آگاهی دهندگان کلیدی، شامل 24 نفر از جامعه هدف انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختارمند بود. اعتباریابی پژوهش به عنوان یک پارادایم کیفی برپایه چهارمعیار: قابلیت اعتبار (باورپذیری)، بی طرفی (تأئیدپذیری)، قابلیت اطمینان (سازگاری) و قابلیت کاربرد (انتقال پذیری) درنظرگرفته شد. یافته ها: براساس شبکه مضامین آسیب شناسی شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران، مضامین به سه دسته کلی تقسیم شده اند:تفکر راهبردی: شامل چشم انداز، سیاستگذاری و راهبردها.تفکر عملکردی: شامل جذب، آموزش، بهسازی و نگهداشت.تفکر انگیزشی: شامل نظام پاداش، مشارکت، انگیزش ارتقاء، انگیزه تعلق و انگیزه همکاری.این تقسیم بندی ها به بهبود ساختار و عملکرد سازمانی کمک می کنند.نتیجه گیری: آسیب شناسی شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران نشان داد که مضامین اصلی شامل تفکر راهبردی، عملکردی و انگیزشی هستند که به بهبود ساختار و عملکرد سازمانی کمک می کنند.
الگوی جاری تلفیق بهزیستی در برنامه های درسی فراگیران دوره دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۳
185 - 214
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی الگوی جاری تلفیق بهزیستی در برنامه های درسی فراگیران دوره دوم ابتدایی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره دوم مقطع ابتدایی که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با شانزده نفر از معلمان دوره دوم ابتدایی اداره آموزش و پرورش شهر اصفهان به دست آمده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده بیست و هفت مفهوم محوری است که در قالب مدل پارادیمی شامل ضعف نگاه علمی به بهزیستی در برنامه درسی به عنوان مقوله محوری و شرایط علی (طراحی و تدوین نامناسب برنامه های درسی، نگاه غیرعلمی به بهزیستی در برنامه های درسی و ضعف نیازسنجی)، عوامل زمینه ای (خانواده و بستر اجتماعی، بافت فرهنگی مدرسه، همسالان و گروه های دوستی و بسترهای ارتباطی و تعاملی)، شرایط مداخله ای تسهیل گر (امکانات اوقات فراغت، نشاط در مدرسه و امید به آینده)، شرایط مداخله گر محدودکننده (چالش های خانوادگی، سازمانی و فردی)، راهبردها (تجدید رویکرد برنامه ریزی، اجرای مناسب برنامه های درسی، بهبود زمینه های برنامه درسی کسب شده، برنامه درسی مدرسه محور و برنامه درسی والدین) و پیامد (دلزدگی تحصیلی و عدم توجه به بهزیستی) سازمان یافت.
اثربخشی روش تدریس معکوس بر پیشرفت تحصیلی درس ریاضی و مشارکت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تبیین اثربخشی روش تدریس معکوس بر پیشرفت تحصیلی درس ریاضی و مشارکت تحصیلی دانش آموزان پایه ششم بود. روش : پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش نیمه تجربی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پایه ششم شهرستان سرچهان بود. که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی دو مدرسه انتخاب؛ و سپس دانش آموزان پایه ششم این دو مدرسه به صورت تصادفی و جایگزینی به دو گروه آزمایش(25 نفر) و کنترل(25 نفر) تقسیم شدند. ابزار گردآوری داده ها آزمون ریاضی استاندارد شده پایه ششم ابتدایی و پرسشنامه مشارکت تحصیلی بود. بعد از اجرای پیش آزمون، گروه آزمایش طی 10 جلسه به روش تدریس معکوس و گروه کنترل به روش سنتی آموزش دیدند. جهت تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس) استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد در پس آزمون میانگین نمرات پیشرفت تحصیلی ریاضی و مشارکت تحصیلی دانش آموزانی که با روش تدریس معکوس آموزش دیده بودند به طور معنی دار ی بیشتر از میانگین نمرات دانش آموزانی بود که با روش سنتی آموزش دیدند. نتیجه گیری: روش تدریس معکوس بر مشارکت تحصیلی و ابعاد آن و پیشرفت تحصیلی ریاضی دانش آموزان تاثیر مثبت دارد.
تأثیر بازی واقعیت جایگزین بر مهارت حل مسئله دانش آموزان کلاس چند پایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: با ظهور فناوری های نوین و تلفیق تکنولوژی و بازی وارسازی با آموزش و یادگیری، راهبردهای جدیدی جهت اثربخشی تدریس ارائه می شود. یکی از این راهبردها، استفاده از بازی واقعیت جایگزین در تدریس می باشد؛ ازاین رو، پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر بازی واقعیت جایگزین بر مهارت حل مسئله دانش آموزان کلاس چندپایه انجام شد.روش ها: این پژوهش، با استفاده از روش شبه تجربی و طرح پیش آزمون - پس آزمون، به همراه گروه گواه صورت پذیرفت. جامعه آماری، شامل دانش آموزان کلاس چندپایه دوره دوم ابتدایی شهرستان بهشهر استان مازندران در سال تحصیلی 1402-1401 بوده که به شیوه نمونه گیری در دسترس، به تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره کنترل و آزمایش قرار گرفتند. دانش آموزان به مدت 8 جلسه به شیوه بازی واقعیت جایگزین آموزش دیدند؛ درحالی که شیوه آموزش در گروه کنترل، به شکل مرسوم بود. داده ها از طریق پرسشنامه های حل مسئله هپنر و پترسن (1982) جمع آوری شدند. جهت تحلیل یافته ها، از شاخص های آماری توصیفی نظیر میانگین و انحراف معیار و برای تحلیل استنباطی یافته ها از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره استفاده شد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد بازی واقعیت جایگزین بر مهارت حل مسئله دانش آموزان کلاس چندپایه تأثیر معنادار دارد. (0.05>P).نتیجه گیری: با توجه به این که مدارس چندپایه، در مناطق روستایی هستند و از حیث فیزیکی و حضور دانش آموزان با سنین، جنسیت و پایه های تحصیلی متفاوت در کنار هم شرایط بهتری را جهت اجرای بازی واقعیت جایگزین ارائه می نماید، برنامه ریزی و اجرای این بازی ، به عنوان یک راهبرد مؤثر تدریس، در این مدارس توصیه می گردد.
تبیین ویژگی های الگوی آموزش ریاضی مبتنی بر رویکرد کارآفرینانه در دوره دوم ابتدایی و اعتبارسنجی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۴
259 - 290
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، تدوین الگوی آموزش کارآفرینی مبتنی بر درس ریاضی بود. پژوهش با رویکرد کیفی و به روش داده بنیاد انجام شد. داده ها در دو بخش شامل مرور سیستماتیک اسناد و مدارک و مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. در بخش اول از طریق تهیه چک لیست اسناد و مدارک، 84 مقاله مورد بررسی قرار گرفت. در بخش دوم داده ها از طریق 15 مصاحبه نیمه ساختار یافته با استفاده از نمونه گیری هدفمند جمع آوری شد. نتایج نشان داد الگوی آموزش کارآفرینی مبتنی بر درس ریاضی در مولفه هدف بر آموزش مفاهیم و آموزش کاربردی ریاضی با رویکردی کارآفرینانه، پرورش دانش آموزان خلاق و نوآور و چند بعدی، در مولفه محتوا بر ویژگی های ظاهری، ویژگی های محتوای کارآفرینانه، در مولفه روش های تدریس بر پیش نیازهای استفاده از رویکرد کارآفرینی، روشهای تلفیق ریاضی با کارآفرینی و در مولفه روش های ارزشیابی بر ارزیابی انعطاف پذیر و چندجانبه تاکید دارد. تدوین الگوی آموزش کارآفرینی در درس ریاضی می تواند بستر تحقق پیامدهای آموزشی را تسهیل سازد.
اولویت بندی عناصر برنامه درسی پیشنهادی آموزش شهروندی الکترونیک در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۲
173 - 192
حوزههای تخصصی:
گسترش مشارکت دیجیتالی در دنیای امروز محیط های آموزشی را با مسئله تبدیل کودکان به شهروندان نمونه جامعه روبه رو کرده است. هدف این تحقیق تعیین عناصر برنامه درسی پیشنهادیِ آموزش شهروند الکترونیک و اولویت بندی آن هاست. پژوهش حاضر ازنظرِ هدف کاربردی، ازنظرِ روش شناسی تلفیقی و ازنظرِ نوع روش کمّی و کیفی است. جامعه پژوهش را منابع چاپی و الکترونیک خارجی در زمینه شهروندی الکترونیک در پایگاه های داده ای آی اس آی، اسکوپوس، ای اس آی و آی اس سی و مقاله های داخلی در پایگاه های اس آی دی، مگیران، سیویلیکا و غیره در دوره 20۲۲-20۰۰ شامل می شد. 107 نمونه از آن ها براساس نمونه گیری هدفمند انتخاب و داده ها با استفاده از روش فراتحلیل تجزیه وتحلیل شدند. روایی الگو با بهره گیری از نظرهای کارشناسی در چارچوب روش دلفی و روش قابلیت اعتماد محاسبه شد. به منظور اولویت بندی عناصر برنامه درسی پرسش نامه ای میان 80 نفر از آموزگاران دوره ابتدایی توزیع و نتایج با استفاده از روش آنتروپی شانون تحلیل شد. 27 مؤلفه مؤثر در ذیل چهار عنصر هدف ها، محتوا، راهبردهای یاددهی یادگیری و ارزشیابی شناسایی شد. براساس مدل آنتروپی شانون راهبردهای یاددهی یادگیری (037/0)، محتوا (029/0)، هدف ها (025/0) و ارزشیابی (019/0) به ترتیبْ اولویت های اول تا آخر را دریافت کردند. بیشترین ضریب های اهمیت در عنصر هدف ها مؤلفه توانایی مشارکت الکترونیک (029/0)، در عنصر محتوا مؤلفه دانش کار با سخت افزارها (0۴0/0)، در عنصر راهبردهای یاددهی یادگیری مؤلفه مشارکتی (0397/0) و در عنصر ارزشیابی مؤلفه ارزشیاب بود. در بسیاری از مدرسه های ابتدایی، به علت کمبود و گاهی نبود امکاناتْ عملیاتی کردن تمامی مؤلفه های پیشنهادی امکان پذیر نیست. یافته های این تحقیق با ارائه اولویت عناصر برنامه درسی قابلیت دارد تا در مدرسه های ابتدایی ایران، طبق ضرورت و امکانات در دسترس برنامه ریزی آموزش شهروند الکترونیک، کاربردی شود.
ارزیابی وضعیت مراکز یادگیری محلی آموزش بزرگ سالان استان مازندران و ارائه راهکارهای بهبود کمی و کیفی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
127 - 149
حوزههای تخصصی:
هدف: مراکز یادگیری محلی نقش مهمی در آموزش بزرگ سالان و ارتقای سواد جامعه دارند. ارزیابی این مراکز می تواند به شناسایی چالش ها و فرصت های بهبود آن ها کمک کند. هدف این پژوهش، بررسی وضعیت مراکز یادگیری محلی آموزش بزرگ سالان در استان مازندران و ارائه راهکارهایی برای بهبود کمی و کیفی آن ها است. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است. برای ارزیابی مراکز، از الگوی CIPP استفاده شده و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شده اند. جامعه آماری شامل ۲۱ نفر از مدیران، آموزش دهندگان و فراگیران مراکز یادگیری محلی بوده و داده ها با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شده اند.یافته ها: یافته ها نشان داد که چالش های اصلی این مراکز شامل مشکلات فرهنگی، محدودیت های مالی، ضعف در برنامه های انگیزشی، کمبود تجهیزات و منابع آموزشی، و نیاز به آموزش های تخصصی برای آموزش دهندگان است. این عوامل تأثیر منفی بر کیفیت یادگیری و میزان مشارکت فراگیران دارند. نتیجه گیری و پیشنهادها: برای بهبود کمی و کیفی مراکز یادگیری محلی، پیشنهادهایی ازجمله افزایش حمایت مالی، بهبود شرایط پرداختی آموزش دهندگان، بازنگری در محتوای آموزشی، توسعه برنامه های انگیزشی و تجهیز مراکز ارائه شده است. اجرای این راهکارها می تواند به ارتقای سطح سواد بزرگ سالان و افزایش اثربخشی این مراکز کمک کند. نوآوری و اصالت: این پژوهش با ارائه راهکارهای کاربردی و منطبق بر نیازهای واقعی آموزش دهندگان و فراگیران، به بهبود عملکرد مراکز یادگیری محلی و سیاست گذاری های آینده در حوزه آموزش بزرگ سالان کمک می کند. یافته های این تحقیق می تواند مبنای سیاست گذاری های جدید در این حوزه قرار گیرد و به تقویت زیرساخت های آموزشی و بهبود کیفیت خدمات آموزشی منجر شود.
اثر نانو لوله های کربنی و سایر ترکیبات کربنی روی جوانه زنی فلفل و مقایسه آن با روش های متداول
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی عوامل مختلف تاثیرگذار بر جوانه زنی و میزان رشد طول جوانه ها در بذرهای فلفل می باشد. به همین منظور چند ترکیب مختلف شامل نانو لوله کربنی چند جداره محلول و مخلوط در آب، پودر ذغال مخلوط در آب، پودر خاکستر کود حیوانی مخلوط در آب و پودر خاکستر چوب مخلوط در آب استفاده شد. این پژوهش با 6 تیمار و در یک دوره انجام شد که برای جلوگیری از احتمال بروز خطا در آزمایش، در یک دوره چند نمونه به صورت همزمان مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج نشان دهنده تفاوت معنی داری در تعداد بذرهای جوانه زده و رشد طولی بذرها در این مواد نسبت به نمونه شاهد بود، به گونه ای که تعداد بذر های جوانه زده در محلول نانولوله کربنی چند جداره نسبت به نمونه شاهد اختلاف معناداری را نشان داد. علاوه بر آن میانگین رشد طولی بذرها در پودر خاکستر مخلوط در آب نیز اختلاف معناداری را نسبت به نمونه شاهد نشان داد.
اثربخشی توانبخشی شناختی به روش گیمیفیکیشن در توجه پایدار دانش آموزان پایه اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
۱۶۷-۱۳۹
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثربخشی گیمیفیکیشن در توجه پایدار دانش آموزان پایه اول ابتدایی انجام گردید. این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری ،دانش آموزان دخترپایه اول ابتدایی شهرستان حسن آباد فشافویه است که بر اساس نمونه گیری تصادفی ۳۰ دانش آموز انتخاب و براساس نمره هوش در دو گروه آزمایش و کنترل همتاسازی شدند. دانش آموزان گروه آزمایش، طی ۱۲جلسه ی ۴۵ دقیقه ای مفاهیم مرتبط با توجه پایدار را به کمک گیمیفیکیشن آموزش دیدند. ابزار پژوهش شامل تست ریون کودکان (۱۹۶۲)، آزمون عملکرد پیوسته (۱۹۶۵) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج بر اساس آمارهای توصیفی و استنباطی نشان داد که آموزش به کمک گیمیفیکیشن، توجه پایداردانش آموزان پایه اول ابتدایی را با اندازه ی اثر ۵۴/۰ به طور معناداری افزایش میدهد (۰۱/۰p<).
شناسایی و ارزیابی مناطق مستعد برگزاری گردش علمی در آموزش جغرافیا (مطالعه موردی: منطقه قمیشلو در غرب استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جغرافیا علمی ترکیبی و کل نگر بوده و تلاش دارد پدیده های طبیعی و انسانی را در ارتباط با یکدیگر و در قالب یک مجموعه واحد مورد مطالعه قرار دهد. برای تدریس این علم، یکی از بهترین روش ها انجام گردش علمی است. هدف از این پژوهش ارزیابی قابلیت های منطقه قمیشلو در غرب استان اصفهان جهت معرفی آن به عنوان یکی از مقاصد گردش علمی به استادان و معلمان رشته جغرافیا بوده است. برای این منظور از روش تحقیق اسنادی و مطالعات میدانی در قالب مشاهده و مصاحبه استفاده شده و داده های به دست آمده توصیف و تحلیل شده اند. نتایج به دست آمده نشان می دهند که این منطقه از نظر زمین شناسی، زمین پیکرشناسی، معدنی، اقلیمی، تنوع زیستی و تاریخی دارای پتانسیل مناسبی بوده که می توان از آن به عنوان یک کارگاه آموزش جغرافیا جهت توصیف و تحلیل ارتباط متقابل بین پدیده های طبیعی و انسانی در سه بعد شناختی، مهارتی و نگرشی بهره برد. با توجه به ویژگی های خاص این منطقه و همچنین سهولت دسترسی به آن، توصیه می شود که استادان و دبیران آموزش جغرافیا برگزاری گردش علمی در این منطقه را در اولویت قرار دهند.
شناسایی و تحلیل صلاحیت حرفه ای معلمان آموزش و پرورش استثنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
124 - 109
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل مؤلفه ها و ابعاد صلاحیت حرفه ای معلمان مدارس استثنایی است. روش ها : روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است و جامعه آماری آن کلیه معلمان آموزش وپرورش استثنائی شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تدریس می باشد که تعداد آن ها برابر 559 نفر بود. بر اساس فرمول کوکران 228 نفر از جامعه آماری با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای و بر مبنای جنسیت به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته ای بود که روایی محتوایی آن با استفاده از روش دلفی توسط 7 نفر از صاحب نظران آموزش وپرورش استثنایی و با سه بار ارسال پرسشنامه تأمین شد و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 87/0 به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل از روش های آماری توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل عامل اکتشافی)، به کمک نرم افزار SPSS.26 استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش دلالت بر این داشت که ابعاد اصلی صلاحیت های معلمان مدارس استثنایی، به ترتیب اولویت و اهمیت در چهار گروه «صلاحیت های آموزشی-رفتاری»، «توانمندی های حرفه ای و عمومی»، «صلاحیت های برنامه ریزی و آمادگی» و در نهایت «صلاحیت های مدیریت و سازمان دهی» قابل معرفی است. همچنین، مهم ترین مؤلفه هایی که لازم است مورد توجه معلمان مدارس استثنایی قرار گیرد به ترتیب اولویت شامل «تأثیر رعایت شعائر اسلامی و هنجارهای جامعه و گسترش و تقویت اخلاق اسلامی در محیط کار»، «ایجاد انگیزه در دانش آموزان استثنائی از طریق فعال نمودن آنان در کلاس درس»، «ایجاد محیطی لذت بخش و آرام در کلاس درس، همراه با شوخی و تفریح، با پرهیز از هرگونه زیاده روی»، « تحمل عقاید نو و غیر عادی دانش آموزان استثنائی» و «مسئولیت پذیر بودن معلمان استثنائی در قبال آینده جامعه و دانش آموزان استثنائی» است. نتیجه گیری: بدون تردید معلم فردی است که می تواند بیشترین تأثیر را بر جریان تربیتی دانش آموزان استثنایی در مدارس داشته باشد. بنابراین؛ شناخت از توانایی ها و صلاحیت های حرفه ای معلم برای یادگیری بهتر یادگیرندگان استثنایی امری ضروری است.
مرور نظام مند مطالعات رباتیک آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۵
149 - 182
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی دستاوردهای مطالعات رباتیک آموزشی بود. این مطالعه کاربردی، با رویکرد کیفی و به روش مرور نظام مند انجام شد. اسناد و پژوهش های معتبر ده سال اخیر به عنوان جامعه پژوهش بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند بر مبنای قاعده اشباع نظری حجم نمونه تعیین گردید. بدین صورت که مقالات معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی 2013 تا 2023 با استفاده از کلیدواژه رباتیک آموزشی، رباتیک تربیتی، رباتیک اجتماعی مورد جست و جو قرار گرفت. در جست و جوی اولیه 930مقاله شناسایی گردید که پس از غربالگری، 25 مقاله واجد شرایط لازم بود. تحلیل داده ها منجر به استخراج 4 مضمون اصلی و 21 مضمون فرعی شد. مضامین اصلی شامل: تعاریف و مفاهیم رباتیک آموزشی، مولفه های رباتیک آموزشی، فرصت های رباتیک آموزشی و چالش های رباتیک آموزشی بود. به طورکلی، تعاریفی که از رباتیک آموزشی ارائه شده است شامل: رباتیک به عنوان حوزه بین رشته ای، ابزار آموزشی قدرتمند، ابزار پرورش مهارت های قرن21، آماده سازی برای مشاغل آینده و برنامه درسی مستقل بود. همچنین، مولفه های رباتیک آموزشی شامل: ربات، سخت افزار، نرم افزار، مواد آموزشی، معلم و محیط آموزشی بود. فرصت های رباتیک آموزشی نیز شامل: اثربخشی کلی رباتیک آموزشی، توسعه حرفه ای معلمان، خلاقیت و انگیزه و تنوع و گسترش مشارکت بود. چالش های رباتیک آموزشی هم شامل: هزینه و دسترسی، آموزش معلمان و ادغام برنامه، ارزیابی نتایج یادگیری، فراگیری و تنوع و پایداری و نگهداری بود.
کج فهمی های دانش آموزان پایه دهم درباره مفاهیم استوکیومتری و موازنه معادله های شیمیایی با روش ارزیابی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی کج فهمی های دانش آموزان پایه دهم درباره مفاهیم استوکیومتری و موازنه واکنش های شیمیایی است. 376 نفر (212 دختر و 164 پسر) از دانش آموزان پایه دهم مدارس استان مرکزی به روش نمونه گیری تصادفی از مدارس مختلف این استان انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از آزمون تشخیصی حاوی 8 سؤال چهار گزینه ای استفاده شده است. روایی آزمون توسط 9 نفر از اساتید و دبیران تأیید و با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به مقدار 0/805، پایایی سؤالات آزمون اثبات شد. روش ارزیابی مفهومی برای سنجش میزان درک دانش آموزان به کار رفته است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارIBM SPSS Statistics 26 انجام شد. نتایج نشان داد که 28/7 % و 25.8% دانش آموزان پایه دهم به ترتیب در مفاهیم استوکیومتری و موازنه دچار کج فهمی هستند. در مفهوم استوکیومتری بیشترین تصور غلط در زمینه استفاده از روابط استوکیومتری به صورت متوالی و در مفهوم موازنه بیشترین باور اشتباه در زمینه انتخاب عنصر شروع کننده برای موازنه معادله واکنش شناسایی شد. بررسی تأثیر جنسیت بر میزان کج فهمی دانش آموزان درباره مفاهیم استوکیومتری و موازنه نشان داد تفاوت معناداری بین میانگین کج فهمی دانش آموزان دختر و پسر وجود ندارد. بر پایه یافته ها، بازبینی محتوای بخش استوکیومتری و موازنه کتاب درسی شیمی دهم و همچنین شیوه تدریس معلمان با دقت کافی و توجه ویژه پیشنهاد می شود.