فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۲۱ تا ۱٬۹۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: نه تنها یادگیری بلکه رشد یادگیرنده وابسته به رشد هیجانی است. معلمان به دلایل مختلف به جنبه های هیجانی در آموزش خود توجه نمی کنند. پژوهش حاضر در صدد شناسایی شایستگی طراحی هیجانی آموزش معلمان و معرفی جایگاه و اهمیت آن است. روش ها : برای رسیدن به هدف پژوهش از میان روش های کیفی، مرور روایی پژوهش ها و چارچوب پریسما (PRISMA ) استفاده شد. یافته ها: مرور منابع منتشر شده نشان داد؛ توجه به هیجانات برای رشد، یادگیری و آموزش مهم است؛ لذا ضروری است، معلمان تدریس خود را با هیجانات دانش آموزان پیوند دهند. طراحی هیجانی آموزش ریشه در پژوهش های حوزه تولیدات صنعتی داشته و در الگوهای طراحی مبتنی بر علوم اعصاب شناختی نیز توجه به هیجان یک اصل بنیادی است. الگوها و چارچوب هایی برای طراحی هیجانی آموزش شناسایی شد که مهم ترین آن ها: 1) مهندسی کانسِی؛ 2) راهبرد FEASP ؛ و 3) راهبرد ECOLE بود. برای طراحی و تولید محتوای آموزشی مبتنی بر هیجان استفاده از فنون و راهبردهایی چون: 1) استفاده از داستان سرایی؛ 2) توجه به طراحی دیداری؛ 3) بازی وار سازی و 4) فراهم سازی بازخورد به معلمان پیشنهاد شده است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد در برنامه درسی تربیت معلم ایران چه در بخش دانش پداگوژیک و چه در بخش محتوایی و چه در بخش فنّاورانه، به طراحی هیجانی آموزش توجه نشده است؛ بنابراین توجه به این مهم در بازنگری برنامه های درسی تربیت معلم ایران ضروری است.
تحلیل محتوای مباحث فیزیک کتابهای علوم تجربی (ازپایه اول تا ششم ) دوره ابتدایی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تحلیل محتوای مباحث فیزیک کتابهای علوم تجربی ابتدایی و روش از نوع تحلیل محتوا است؛ در این پژوهش کتابهای علوم تجربی از نظر پرداختن به مباحث نیرو، نور، انرژی، ماشین ها، دما و گرما و آهن ربا تحلیل شد، یافته ها: نیرو در پایه سوم، پنجم و ششم و در همه شاخص ها مبحث نیرو مورد توجه و تحلیل قرار گرفته؛ نور در پایه دوم، سوم و پنجم و در همه شاخص ها مورد توجه و تحلیل قرار گرفته؛ انرژی در پایه اول، دوم، چهارم و ششم و در همه شاخص های متن، فعالیت ها، پرسش ها و تصاویر مبحث انرژی مورد توجه و تحلیل قرار گرفته، ماشین ها در پایه اول، پنجم و ششم و در همه شاخص ها مورد توجه و تحلیل قرار گرفته اما در دیگر پایه ها توجه کمتری بوده ؛ دما و گرما در پایه اول و چهارم در همه شاخص ها مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است اما در دیگر پایه ها توجه کمتری به مبحث دما و گرما بوده است؛ آهن ربا در پایه اول و چهارم در همه شاخص ها مورد توجه و تحلیل قرار گرفته اما در دیگر پایه ها توجه کمتری به مبحث آهن ربا بوده است؛
شناسایی عوامل موثر بر کیفیت ارزیابی از یادگیری دانشجویان در آموزش مجازی دوران کرونا: چالش ها و راه کارها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر در کیفیت ارزیابی از یادگیری دانشجویان در آموزش مجازی دوره کرونا در دانشکده های فنی و مهندسی دانشگاه شهید بهشتی واقع در پردیس شهید عباسپور، انجام شده و با شناسایی عوامل، راهکارهایی ارائه کرده است. برای این منظور پژوهشگر عامل ها، ملاک ها و نشانگرهای مؤثر را از متون علمی استخراج و با استفاده از سه دور دلفی به تایید گروه خبرگان(بیست تن از هیأت علمی دانشکده های مذکور) رسانده است. طی این فرایند، 5 عامل، 16 ملاک و 34 نشانگر مؤثر در کیفیت این ارزیابی مورد تایید قرار گرفت. عوامل استخراج شده عبارتند از: نقش های ارزشیابی (آشنایی اعضای هیأت علمی با انواع ارزشیابی و تاکید بر استفاده از ارزشیابی تکوینی در کنار ارزشیابی پایانی)، نحوه طراحی آزمون (استفاده از شیوه های مجازی ارزشیابی، تاکید بر استفاده از شیوه هایی که مانع سرقت ادبی شوند، طراحی سوالات متناسب با شیوه مجازی و متناسب با موضوع و محتوای آموزش ارائه شده به شیوه مجازی)، اهداف آموزشی مورد ارزشیابی (اهداف حوزه شناختی و روانی - حرکتی)، بازخورد نتایج (فراهم نمودن بازخورد نتایج پیشرفت برای دانشجویان و اساتید و فراهم نمودن اطلاعات لازم برای بهبود و اصلاح عملکرد دانشجویان و اساتید) و فناوری (ایجاد بستر و محیط مجازی مناسب برای برگزاری آزمون های مجازی و ارائه پشتیبانی فنی).
بررسی نقش پیش بین ویژگی های شخصیتی و تنظیم هیجان بر تاب آوری تحصیلی دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تاب آوری تحصیلی بر اساس ویژگی های شخصیت و تنظیم هیجان در دانشجویان بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آنها 200 نفر و براساس فرمول فیدل و تاباخنیک (2007) و استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های تاب آوری تحصیلی ساموئلز(2004)، ویژگی های شخصیتی نئو(1989) و راهبردهای تنظیم هیجان گارنفسکی وکرایج (2006) گردآوری شد. داده ها با استفاده از نرم افزار 26SPSS در دو سطح توصیفی و استنباطی تحلیل شدند به منظور بررسی فرضیه تحقیق از تحلیل رگرسیون با رعایت پیش فرض ها استفاده گردید. نتایج نشان داد که ویژگی شخصیتی روان نژندی (β=-0.452, p<0.01) با ضریب منفی و ویژگی های شخصیتی توافق پذیری (β=0.153, p<0.05) و راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان (β=0.255, p<0.01) با ضرایب مثبت و با ضریب تبیین 44/0 تاب آوری تحصیلی دانشجویان را پیش بینی می کنند. لذا ویژگی شخصیتی روان نژندی باعث تضعیف تاب آوری تحصیلی و ویژگی شخصیتی توافق پذیری و راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان باعث بهبود و تقویت تاب آوری تحصیلی در دانشجویان می گردد.
تاثیر توانایی مقابله با استرس و توانایی حل مسئله بر ارتباط موثر در دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
برقراری ارتباط مؤثر یکی از مسائل کلیدی در محیط دانشگاه است و این ارتباط می تواند بر موفقیت تحصیلی و شغلی دانشجویان تأثیر زیادی داشته باشد. لذا هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی ارتباط موثر براساس توانایی مقابله با استرس و توانایی حل مسئله در بین دانشجویان بود. این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در نیم سال دوم سال تحصیلی 1401-1402 تشکیل دادند که بر اساس فرمول فیدل و تاباچنیک (2007) و به روش نمونه گیری تصادفی 150 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه های مقابله با موقعیت استرس زا اندلر و پارر(۱۹۹۰)، حل مسئله هپنر (1982) و ارتباط موثر کوئین دام (2004) بود. فرضیه تحقیق به روش تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان مورد تجریه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد با توجه به میزان ضریب تعیین (0.43=R2) واریانس تبیین شده ارتباط موثر به عنوان متغیر ملاک توسط متغیر های پیش بین توانایی مقابله با استرس و توانایی حل مسئله در حد قوی می باشد و ابعاد اعتماد (β=0.154 p<0.01 ) و اشتیاق توانایی حل مسئله (β=-0.347, p<0.01) و بعد مساله مدار توانایی مقابله با استرس(β=0.239, p<0.01) با ضرایب مثبت، بیشترین تاثیر را در پیش بینی ارتباط موثر دانشجویان نشان دادند. با توجه به نتایج این پژوهش اعتماد و اشتیاق به حل مسئله و توانایی مقابله با استرس مسئله مدار باعث بهبود و تقویت ارتباط موثر در دانشجویان می گردد.
نقش واسطه ای خوش بینی تحصیلی در رابطه بین ذهن آگاهی و تاب آوری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۴
115 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای خوش بینی تحصیلی در رابطه بین ذهن آگاهی و تاب آوری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر مشهد بود.روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری موردپژوهش کلیه دانش آموزان دختر ناحیه هفت شهر مشهد در سال تحصیلی 1402- 1401 بود که بر اساس پیشنهاد کلاین 250 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در این پژوهش پرسش نامه تاب آوری Connor-Davidson (2003)، ذهن آگاهی Baer و همکاران (2006)، خوش بینی تحصیلی Tschannen-Moran و همکاران (2013) و برای عملکرد تحصیلی دانش آموزان از معدل نمرات دروس مختلف آنان استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و از روش های آمار استنباطی نظیر آزمون های همبستگی و معادلات ساختاری با تحلیل مسیر استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد مدل مفهومی پژوهش با داده های تجربی برازش دارد و خوش بینی تحصیلی نقش واسطه ای را در ارتباط بین ذهن آگاهی با تاب آوری و عملکرد تحصیلی دارد. همچنین ذهن آگاهی با خوش بینی تحصیلی رابطه مستقیم دارد. خوش بینی تحصیلی با تاب آوری و عملکرد تحصیلی نیز اثر مستقیم و معناداری داشت.نتیجه گیری: بر طبق نتایج می توان گفت خوش بینی در دانش آموزان نقش تسهیل کننده را در بهبود تاب آوری و عملکرد تحصیلی دارد. ذهن آگاهی از طریق خوش بینی در بهبود و ارتقای تاب آوری و عملکرد تحصیلی مؤثر است.
تعیین اثربخشی بسته ی آموزشی پیشگیری از خودکشی بر افکار خودکشی و تکانشگری در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲
171 - 181
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افکار خودکشی و تکانشگری از عوامل خطر مهم خودکشی هستند که یکی از دلایل اصلی مرگ و میر در میان نوجوانان است. این مطالعه به دنبال تعیین اینکه آیا یک برنامه آموزشی پیشگیری از خودکشی می تواند به طور موثر افکار خودکشی و اقدامات تکانشی نوجوانان را کاهش دهد یا خیر.روش پژوهش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده است. 60 نوجوان به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر)– که آموزش را دریافت کردند – یا گروه کنترل(30 نفر) با استفاده از روش آزمایش کنترل شده قرار گرفتند. افکار خودکشی و تکانشگری هم قبل و هم بعد از مداخله ارزیابی شد. از مقیاس سنجش افکار خودکشی بک برای ارزیابی افکار خودکشی و از پرسشنامه ی تکانشگری بارت و همکاران به منظور ارزیابی تکانشگری استفاده شد. جلسات آموزشی شامل 10 جلسه بود که ترکیبی از رویکرد های هیجان مدار و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بود.یافته ها: از آزمون کوواریانس چند متغیره برای بررسی اثربخشی بسته ی آموزشی پیشگیری از خودکشی در نوجوانان دختر استفاده شد. نتایج نشان داد در مقایسه ی انجام شده بین گروه آزمایش با گروه کنترل، نتایج حاکی از بهبود قابل توجهی در هر دو متغیر تکانشگری و افکار خودکشی بود که در هر دو کاهش معناداری قابل مشاهده بود(01/0p<). نتیجه گیری: با توجه به این نتایج، درمان های خاص و سازمان یافته ممکن است بتواند با موفقیت متغیرهای خطر مهم مرتبط با خودکشی نوجوانان را کاهش دهد. به عنوان بخشی از یک رویکرد بزرگتر سلامت روان، این مطالعه تاکید می کند که چقدر مهم است که اینگونه بسته های آموزشی در برنامه های پیشگیری از خودکشی در مدارس و سایر محیط های جوان باشد. مطالعات آینده بهتر است تناسب و اثرات بلندمدت این مداخلات را در طیف وسیعی از زمینه های جمعیتی بررسی کنند.
واکاوی مضامین ارزش شناختی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در مواجهه با بحران های اخلاقی جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
185 - 202
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش شناسایی مبانی ارزش شناسی سند ملّی آموزش و پرورش در مواجهه با بحران های اخلاقی در جامعه بوده است. تحقیق از نوع کیفی و بر اساس روش تحلیل مضمون است. جامعه پژوهش در این پژوهش شامل تحلیل سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و کلیه کتب و منابع نوشته شده پیرامون مبحث مبانی اخلاقی و زیبایی شناسی است. برای جمع آوری اطلاعات از شیوه فیش برداری از کتب و منابع مرتبط استفاده گردیده است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، روش تحلیل مضمون است. برای این منظور از روش کدگذاری موضوعی سه مرحله ای استفاده شد و داده ها در قالب کدگذاری اساسی و سازمان دهنده و فراگیر مورد تحلیل و دسته بندی قرار گرفتند و در نهایت به ارائه الگو پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان داد مبانی ارزش شناسی سند ملّی آموزش و پرورش در مواجهه با بحران های اخلاقی، در بعد اخلاقی، مشتمل بر 24 کد سازمان دهنده و سه کد فراگیر شامل اخلاق اعتقادی،اخلاق عمومی و پایه و اخلاق سیاسی اجتماعی است و در بعد زیبایی شناسی شامل 13 کد سازمان دهنده و چهار کد فراگیر شامل زیبایی شناسی معنوی، زیبایی شناسی اخلاقی، زیبایی شناسی محسوس و زیبایی شناسی هنری که می تواند در امر تعلیم و تربیت مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس، مبانی ارزش شناسی سند به طور خلاصه باید تابع مقولاتی مانند: اخلاق دینی، سرمایه معنوی، حیات طیبه، اعتقاد به حکومت عدل مهدوی، ولایت مداری، سرمایه اخلاقی، تربیت ارزشی، رویکرد مجابی، تربیت منش باشد.
اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر تحمل پریشانی و ابرازگری هیجانی دانش آموزان با اختلال انفجاری متناوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
148 - 159
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر تحمل پریشانی و ابرازگری هیجانی دانش آموزان با اختلال انفجاری متناوب بود. طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه نوجوانان 18-12 ساله مبتلا به اختلال انفجاری متناوب در سال تحصیلی 1402-1403 بود که در مدارس شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه شامل 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در گروه های گواه و آزمایش جایگماری شدند. برای گروه آزمایشی، آموزش تنظیم هیجان اجرا شد در حالیکه گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال انفجاری متناوب (کوکارو و همکاران، 2017)، پرسشنامه تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و مقیاس ابزار هیجان (پنزا-کلیو و زیمن، 2002) بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-27 تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان بر تحمل پریشانی و ابرازگری هیجانی در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است. یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش تنظیم هیجان فراهم می کند و روانشناسان و روانپزشکان می توانند برای بهبود تحمل پریشانی و ابرازگری هیجانی دانش آموزان دارای اختلال انفجاری متناوب از این مداخله استفاده نمایند.
علل بی انگیزگی دانش آموزان به درس نگارش یا انشا (مطالعه موردی دانش آموزان پایه دهم مدرسه اسحاقیه یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درس انشا، از جمله دروسی است که ارتباط مستقیمی با خلّاقیت دارد؛ دانش آموزان با به کارگیری کلمات و همچنین جمله سازی مناسب و بهره گیری از قوّه خلّاقیت خود درباره موضوع موردنظر فکر می کنند؛ لذا، درس انشا در برنامه های درسی، همانند جایگاه هنر نمایش در میان دیگر هنرهاست. همه هنرها در هنر نمایش، نمود می یابند و انشا هم مانند این هنر، بازآفرینی و ادراک فرد از آفرینش است. تحقیق حاضر، علل و عوامل بی انگیزگی دانش آموزان پایه دهم را مورد پردازش قرار می دهد. طرح تحقیق، توصیفی و از نوع تحقیق عملی(اقدام پژوهی) که با استفاده از روش کتابخانه ای و پیمایش در راستای حل مسأله ایجاد شده و تلاش جهت بهبودی بی انگیزگی در درس انشا می باشد. با توجّه به ماهیّت اقدام پژوهی تحقیق، از تجارب همکاران، راهنمایی و مصاحبه با والدین و دانش آموزان برای عملکرد بهتر استفاده شده است. یافته های تحقیق بیانگر این است که مهمترین علل بی انگیزگی دانش آموزان در درس نگارش و انشای فارسی بی علاقگی به درس، عدم مطالعه غیردرسی، عدم آگاهی دانش آموزان به موضوعات اجتماعی اطراف خود بوده است که در این خصوص، راه کارهای تخصّصی و عمومی، ارائه گردیده است.
تأثیر فناوری واقعیت افزوده بر فرایند یاددهی – یادگیری و پذیرش دانش آموزان در آموزش مجازی درس زیست شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: واقعیت افزوده یکی از فناوری های کاربردی نوین در حوزه آموزش است که توانسته با شبیه سازی دنیای واقعی به صورت پویانمایی، اجسام مجازی، تصاویر سه بعدی، صدا و... امکان تعامل کاربر را با مفاد درسی ممکن سازد و با کمک گرفتن از فضای مجازی نقش مؤثری در آموزش ایفا نماید. هدف پژوهش حاضر، تأثیر آموزش مبتنی بر واقعیت افزوده تعاملی بر آموزش زیست شناسی است. روش ها: ﭘﮋوﻫﺶ به روش نیمه آزمایشی ﺑﺎ طرح ﭘﯿش - پس آزمون و آزمون سنجش یاد داری انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل دو کلاس 27 نفره دانش آموزان دختر پایه دوازدهم تجربی دبیرستان شاهد شهرستان پاکدشت در سال تحصیلی 1401 - 1400 است که به طور تصادفی به گروه های گواه و آزمایش تقسیم شدند. گروه گواه به صورت سنتی و گروه آزمایش با فناوری مذکور آموزش دیدند. پرسش نامه های پژوهش شامل پرسش نامه سبک های یادگیری کلب و محقق ساخته ارزیابی یادگیری و یاد داری است. در تحلیل داده ها از روش های آماره ای فراوانی، میانگین، انحراف معیار، آزمون های t گروه های مستقل و جفتی استفاده شده است. جهت بررسی پایایی پرسش نامه ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ و بررسی پایایی آزمون ها، از روش کودر - ریچاردسون استفاده شده است. به منظور بررسی شاخص روایی محتوایی پرسش نامه ها از روش CVR[1] وجهت بررسی شاخص روایی محتوایی آزمون ها از روش CVI[2] استفاده شد. سطح معناداری برای همه آزمون ها p<0.05 در نظر گرفته شد. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد اختلاف پیش و پس آزمون گروه های گواه و آزمایش معنادار بوده و بیشتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش نشان دهنده یادگیری بهتر است. اما معنادار نبودن اختلاف پس آزمون - یاد داری نشان دهنده یاد داری مطالب در هر دو گروه بوده و افت کمتر نمره در گروه آزمایش، تثبیت بیشتر آموخته ها را تأیید می کند. تحلیل پرسش نامه های سبک های یادگیری و محقق ساخته نیز نشان دهنده اثربخشی روش آموزشی و استقبال دانش آموزان است.
بررسی تأثیر روش کیف خواندن مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی اجتماعی بر ابعاد مهارتی و نگرشی خواندن دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان آباده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
157 - 147
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: مهارت خواندن، یکی از اساسی ترین نیازهای یادگیری دانش آموزان به خصوص در دوره ی ابتدایی است. این مهارت برای درک و حل مسائل دروس مختلف ضروری است. فراگیری خواندن بیش از گوش دادن، نیاز به کوشش های اختصاصی و آموزش مستقیم دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر روش کیف خواندن مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی اجتماعی بر ابعاد مهارتی و نگرشی خواندن دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان آباده انجام شد. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و جامعه آماری آن شامل، تمامی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهرستان آباده در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. از این میان تعداد 30 دانش آموز دختر به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزارهای سنجش شامل، آزمون سواد خواندن پرلز و پرسشنامه نگرش به خواندن مککنا وکر(1995) بود. آزمودنی های گروه آزمایش طی 12 جلسه تحت آموزش خواندن براساس روش کیف خواندن قرار گرفتند. داده های پژوهش از طریق تحلیل کوواریانس مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: براساس نتایج پژوهش، روش کیف خواندن ابعاد مهارتی و نگرشی خواندن دانش آموزان پایه چهارم شهرستان آباده را افزایش داد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد، آموزش خواندن با الهام از رویکرد سازنده گرایی اجتماعی می تواند جهت تقویت مهارت خواندن و افزایش نگرش مبثت نسبت به خواندن مورد استفاده قرار گیرد.
بازخوانی رابطه نظر و عمل بر مبنای دیدگاه های شواب و آرنت به منظور ارائه الگوی تربیت معلم فکور عمل ورز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
265 - 279
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: چکیده حوزه تعلیم و تربیت همواره با چالش ها و تصمیم گیری هایی در خصوص تناسب با موقعیت مواجه است. در دوران معاصر، برنامه درسی و تعلیم و تربیت توجه برخی از متفکران را به خود جلب کرده و آن ها بر روی ارتباط میان عمل و نظر تمرکز کرده اند. گفتگو در حوزه های مختلف علوم انسانی می تواند به غنای ادبیات این زمینه بیافزاید. مقاله حاضر از دیدگاه هانا آرنت در زمینه اندیشه سیاسی و جوزف شواب در زمینه تعلیم و تربیت، بر روی تحقیق در زمینه پردازش ارتباط نظر و عمل تمرکز دارد.روش ها : این تحقیق از رویکرد تحلیل فلسفی کومبز و دنیلز برای پاسخ به سوالات پژوهش استفاده کرده است. یافته ها: تحقیق حاضر نشان می دهد که با وجود تفاوت در مبانی مفهومی آرنت و شواب، تمایز مفهومی در زمینه نظر و عمل به صورت عام و خصوصی در حوزه تعلیم و تربیت و برنامه درسی وجود دارد. آن ها این تمایز را موجب ناکارآمدی یا بیگانگی از زندگی یا جامعه می دانند. نتیجه گیری: در رویکرد شواب، راه حل ها برای مواجهه با این تفاوت از طریق دیالکتیک نظر و عمل با استفاده از مفهوم پرواز پیشنهاد شده است. اما در دیدگاه آرنت، تمرکز بر تمایز تفکر از عمل به منظور بهبود عملکرد آن و نادیده گرفتن عمل نهایی مورد تأکید قرار گرفته و اصطلاح پرواز به عنوان نشانه ای از اشتراک حداقلی در این دو دیدگاه معرفی می شود.
سنجش شاخص های ارزیابی صلاحیت تدریس مدرسین مدعو از دیدگاه اساتید و دانشجویان؛ نمونه مورد مطالعه: مدرسین رشته معماری در دانشگاه ملی مهارت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت تدریس در رشته های مهارت محور مانند معماری و به تبع آن کیفیت فارغ التحصیلان توانمند و دارای مهارت های مورد نیاز محیط حرفه ای، تا حد زیادی وابسته به میزان صلاحیت تدریس مدرسین است. مدرسین مدعو در کنار اعضای هیات علمی عهده دار تدریس در دانشگاه ها هستند. اما در مورد نحوه جذب و ارزیابی صلاحیت آنان، آیین نامه ای از جانب وزارت عتف وجود ندارد. پژوهش حاضر، با هدف سنجش شاخص های ارزیابی صلاحیت مدرسین مدعو در دانشگاه ها، فرم مورد استفاده در دانشگاه ملی مهارت را به عنوان نمونه موردی، بررسی نموده است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی- تحلیلی است. نمونه آماری شامل 115دانشجو و 55 مدرس بوده و برای تحلیل، از نرم افزار SPSS22 و آنالیز واریانس و آزمون تی استفاده شده است. یافته ها حاکی است که مولفه فعالیت های فرهنگی، دارای کمترین و بازخورد مدرس در مصاحبه حضوری از دیدگاه هر دو گروه بیشترین تاثیر را بر صلاحیت تدریس مدرس دارد. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان می دهد که ضمن ضرورت استانداردسازی شاخص های صلاحیت مدرسین توسط وزارت عتف، در قالب آیین نامه جذب مدرسان مدعو باید شاخص ها با توجه به رشته و رسالت دانشگاه از انعطاف پذیری مناسبی برخوردار باشد.
بررسی رابطه بین جو یادگیری برخط با سازگاری و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان (بررسی موردی دانش آموزان متوسطه اول شهرستان رودان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر؛ بررسی رابطه بین جو یادگیری برخط با سازگاری و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان متوسطه اول شهرستان رودان می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه پژوهش، دانش آموزان متوسطه اول شهرستان رودان به تعداد 1018 نفر می باشند. با توجه به جدول مورگان و بر اساس نمونه گیری طبقه ای تعداد 278 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شده-اند. ابزارهای اندازه گیری در این پژوهش؛ پرسشنامه جو یادگیری برخط کافمن(2014)، پرسشنامه سازگاری تحصیلی سینهاوسینگ(1993) و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (۲۰۰۴) است. جهت تعیین پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که بر این اساس ضریب پایایی پرسشنامه برای جو یادگیری برخط (87/0)، سازگاری تحصیلی (89/0) و اشتیاق تحصیلی (81/0) به دست آمده است. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون با نرم افزار SPSS20 مورد تحلیل قرار گرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین جو یادگیری برخط با سازگاری و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بنابراین می توان گفت در یادگیری برخط؛ معلمان به جای یک دانای کل در کلاس که به ارائه سخنرانی و خطابه مشغول است، به یک همیار، راهنما و تسهیل کننده فرایند آموزش در کنار دانش آموزان مبدل می شود و امکان می یابد که در کلاس به تحرک و تکاپو بپردازد و امکان بهتری برای تعامل فردی و گروهی با دانش آموزان پیدا کند که از این طریق سازگاری و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان بیشتر می گردد.
تبیین فلسفی دراماتورژی به عنوان یک رویکرد تربیتی در تربیت رسمی: بررسی نقش ها و ارائه پیشنهادات برای بهبود نظام تربیت معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری و دانش پژوهی در تعلیم و تربیت دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
101 - 115
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تبیین فلسفی دراماتورژی به عنوان یک رویکرد تربیتی و ارائه پیشنهاداتی برای بهبود نظام تربیت معلم رسمی و عمومی است. در این راستا، ابتدا به بررسی فلسفی دراماتورژی به عنوان یک رویکرد تربیتی پرداخته شد و نقش ها و مهارت های ضروری معلم به عنوان دراماتورژ تحلیل شد. در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و اسنادی استفاده گردید. همچنین، با به کارگیری الگوی قیاس فرانکنا و تحلیل تفسیری، به بررسی نقش های معلم و مهارت های لازم برای اجرای رویکرد دراماتورژیک در تربیت معلم پرداخته شد. نتایج این پژوهش به شناسایی و تحلیل اصول دراماتورژی مانند تحلیل ساختاری، شناخت و تحلیل کاراکترها، تحلیل موقعیت و زمینه های زمانی و مکانی و ... کمک می کند. همچنین مهم ترین مهارت های معلم به عنوان دراماتورژ از قبیل تحلیل متون و محتوای درسی، توانایی طراحی دراماتورژیک و ... را مطرح می کند. در نهایت، با توجه به یافته های پژوهش، پیشنهاداتی برای بهبود نظام تربیت معلم به عنوان دراماتورژ ارائه شد تا این رویکرد به طور مؤثر در نظام آموزشی رسمی و عمومی به کار گرفته شود..
نقش میانجی خودهای ممکن تحصیلی در رابطه بین یادگیری خودتنظیمی با فراشناخت و احساس عاملیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
21 - 35
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی روابط ساختاری فراشناخت و احساس عاملیت بر یادگیری خودتنظیمی با نقش میانجی خودهای ممکن تحصیلی در بین دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر بوکان بودند که 591 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های خود تنظیمی بوفارد (1995)، آگا هی های فراشناختی شراو و دنیسون (1994)، احساس کنترل شاپیرو (1994) و مقیاس خودهای ممکن تحصیلی کادلی (2011) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و Amos مورد تحلیل قرار گرفت و شاخص های برازش مدل استخراج و مدل پژوهش تأیید گردید. نتایج نشان داد که اثرات مستقیم احساس عاملیت بر خودهای ممکن تحصیلی، فراشناخت بر خودهای ممکن تحصیلی، احساس عاملیت بر یادگیری خودتنظیمی، فراشناخت بر یادگیری خودتنظیمی و خودهای ممکن تحصیلی بر یادگیری خودتنظیمی معنادار می باشند. همچنین اثرات غیرمستقیم احساس عاملیت و فراشناخت با واسطه گری خودهای ممکن تحصیلی بر یادگیری خودتنظیمی معنادار نبود. پس با این وجود می توان از طریق ارائه برنامه های آموزشی بر بنیاد فراشناخت، احساس عاملیت و خودهای ممکن تحصیلی به بهبود یادگیری خودتنظیمی در دانش آموزان و افزایش آن کمک کرد.
طراحی و اعتباریابی الگوی سواد دیجیتال برای معلمان استان خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
49 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه، طراحی و اعتباریابی الگوی سواد دیجیتال برای معلمان استان خراسان جنوبی بود. روش پژوهش، ترکیبی بود و از طرح اکتشافی در دو مرحله کیفی و کمی استفاده شد. در مرحله کیفی با استفاده از روش داده بنیاد و بر مبنای نمونه گیری هدفمند، به مصاحبه با 22 نفر از متخصصان، دبیران و آموزگاران پرداخته شد و ویژگی های مدل در قالب الگوی پارادیمی و بر اساس نظریه داده بنیاد استخراج شد. در مرحله کمّی پرسشنامه استخراجی، بر اساس نمونه گیری خوشه ای و بر مبنای جدول مورگان در بین 375 نفر از دبیران و آموزگاران استان توزیع شد. داده های کمّی در دو بخش 1) آمار توصیفی و 2) آمار استنباطی (تحلیل عاملی تأییدی) تجزیه و تحلیل شدند. تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که همه مؤلفه های مدل در سطح 05/0 معنا دار و از برازش کافی نیز برخوردارند. یافته ها نشان داد که نیازهای فردی و جمعی زندگی باعث می شود که معلمان به توسعه سواد دیجیتال خود گرایش پیدا کنند. محور اصلی این گرایش انگیزه های شغلی و سازمانی است. ازجمله عوامل مداخله گر می توان به زمان کم آموزش، محتوای حجیم و سطح سواد معلمان اشاره کرد. تجهیزات مربوط به مدرسه و سازمان می تواند شرایط محیطی لازم برای رشد سواد دیجیتال را فراهم کند. با استفاده از راهبردهای یادگیرنده محور و گروه محور معلمان می توانند به رشد سواد دیجیتال خود کمک کنند، رشد حرفه ای معلمان، رشد همه جانبه شاگردان و ایجاد مدرسه نوآور ازجمله پیامدهای شکل گیری سواد دیجیتال است.
واکاوی تجارب زیسته معلمان با سبک یادگیری واگرا در فرایند کلاسی: فرصت ها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معلمان، کارگزاران اصلی حوزه تعلیم و تربیت هستند. سبک یادگیری آن ها می تواند به اقداماتی منجر شود که کلاس درس آن ها را از سایر کلاس ها متمایز کند. هدف پژوهش حاضر شناسایی فرصت ها و چالش های فرایند کلاسی معلمان دارای سبک یادگیری واگرا است. در همین راستا از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شد. شرکت کنندگان این پژوهش از میان معلمان دوره ابتدایی استان مرکزی در سال 1401-1400 بودند که 15 نفر از آنان به طور هدفمند انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند و جهت تحلیل داده های پژوهش از روش هفت مرحله ای کلایزی استفاده شد. تحلیل عمیق مصاحبه ها به بازنمایی 8 مضمون و 20 زیرمضمون مرتبط منتج گردید. براساس یافته های پژوهش، فرصت ها در شش مضمون شامل کاربرد روش-های تدریس مسئله محور، نتایج مثبت آموزشی، نتایج مثبت تربیتی، تقویت ظرفیت های زیباشناسانه، ارزشیابی به منزله یادگیری دانش-آموزان، مدیریت منعطف کلاس و چالش های پژوهش در دو بخش شامل بازخورد منفی ذینفعان به معلم و انتظارات ناهمسوی معلم با وضعیت موجود دسته بندی شدند. با توجه به نتایج پژوهش، به معلمان توصیه می گردد با شناخت و آگاهی نسبت به سبک یادگیری خود و فرصت ها و چالش هایی که در کلاس ایجاد می کند، عوامل سبب ساز نارضایتی ها را کنترل کرده و در جهت تقویت نقاط قوت و برطرف نمودن نقاط ضعف گامی موثر بردارند.
پدیدارشناسی تکالیف دانش آموزان ابتدایی (بررسی تجربه زیسته معلمان)
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
46 - 52
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف بررسی انگاره معلمان، از تکالیف دانش آموزان مقطع ابتدایی، به تحلیل تجربه زیسته معلمان پیرامون مسئله تکلیف، می پردازد. پرسش اصلی پزوهش، توصیف چگونگی ادراک معلمان ابتدایی، از تکالیف است. این پژوهش، با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی، به تحلیل عمیق تجربه زیسته معلمان ابتدایی پرداخته است. جامعه آماری این تحقیق، معلمان مقطع ابتدایی بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی مصاحبه شوندگان انتخاب شده اند. در جمع آوری داده ها، از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته، استفاده شده است. اخذ مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است. تحلیل داده ها، در پنج مرحله و با استفاده از روش جیورجی انجام شده است. با تحلیل تجارب زیسته معلمان، پنج مضمون اصلی، ویژگی های تکلیف، چگونگی ارتباط والدین با دانش آموزان، تفاوت دانش آموزان و ادراک آنان پیرامون تکالیف و چالش های معلمان در طراحی تکالیف شناسایی شده و همچنین برای هر یک از این پنج مضمون اصلی، مضمامین فرعی نیز احصاء شده است. معلمان ویژگی های تکلیف مفید را حجم مناسب تکلیف و متنوع بودن آن و چالش های مربوط پیرامون تکالیف، تعداد زیاد دانش آموزان و زمان کوتاه معرفی کرده اند. معلمان بیان داشتند که نوع برخورد دانش آموزان، بسته به محیط خانوادگی و تجارب یادگیری گذشته آنان متفاوت است. نکته قابل توجهی که معلمان بیان داشتند این بود که دانش آموزان در فرآیند انجام تکالیف، مسئولیت پذیر شده، مستقل بار آمده و عادت مطالعه در آنان نهادینه می شود. برای اعتبارسنجی داده ها از روش پرسشگری همتایان و معیار اصالت که توسط گویا و لینکلن (1994) مطرح شده استفاده شده است.