فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۸۱ تا ۲٬۰۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
62 - 71
حوزههای تخصصی:
عملکرد تحصیلی دانش آموزا ن در مقطع ابتدایی تا حد زیادی به مهارت خواندن و درک مطلب آنها بستگی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش تصویرخوانی و درک مفهوم تصویر بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان دو زبانه پایه پنجم ابتدایی در درس فارسی انجام شد. روش تحقیق، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی مدارس شهرستان ورزنه در سال تحصیلی 1403-1402، به تعداد 242 نفر بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 30 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از پرسشنامه عملکرد تحصیلی محقق ساخته برگرفته از صفحه 127 کتاب فارسی پنجم استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss24 استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد آموزش تصویرخوانی و درک مفهوم تصویر(صندلی صمیمت) بر عملکرد تحصیلی درس فارسی دانش آموزان دوزبانه پایه پنجم ابتدایی تاثیرمعناداری دارد.
واکاوی انطباق برنامه درسی جدید دوره کارشناسی رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان با ماموریت متناظر در سند تحول بنیادین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شینه و اهداف: از جمله موضوعات مورد علاقه پژوهشگران در جهان، بررسی انطباق برنامه درسی با ماموریت های متناظر در اسناد بالادستی کشورها است. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان انطباق برنامه درسی جدید دوره کارشناسی رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان با نقشه مفهومی حیات طیّبه است. روش ها : این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی با روش تحلیل محتوای کمّی و کیفی است. جامعه آماری، سرفصل جدید دوره کارشناسی رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان به تفکیک بخش های چهارگانه آن؛ مقدمه، عمومی، تربیتی و تخصصی است. تحلیل محتوا بر پایه نقشه مفهومی حیات طیّبه بر اساس مبانی سند تحول بنیادین به تفکیک ساحت های شش گانه تدوین شده است. روایی نقشه مفهومی، صوری و پایایی آن منطبق بودن آن با مبانی سند تحول بنیادین است. یافته ها: بر اساس تحلیل محتوای کمّی، در مجموع تعداد 2601 کد شناسایی شد که ساحت زیبایی شناختی و هنری، در بخش مقدمه، با فراوانی 3 و ساحت اعتقادی، اخلاقی و عبادی، در بخش تربیتی، با فراوانی 429 به ترتیب کمترین و بیشترین فراوانی را به خود اختصاص دادند. روش آنتروپی شانون نشان داد که میزان وزن دهی به حیات طیّبه در بخش های چهارگانه به تفکیک ساحت های شش گانه، از توزیع نرمال برخوردار نیست. بطوریکه ساحت زیبایی شناختی و هنری با وزن نرمال شده 2309/0 دارای بیشترین ضریب و ساحت اجتماعی و سیاسی با وزن نرمال شده 0/11960 دارای کمترین ضریب است. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش، اصلاح و بازنگری برنامه درسی دوره کارشناسی رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان به منظور متوازن سازی محتوای سرفصل با ماموریت های متناظر در اسناد بالا دستی کشور لازم است.
نقش واسطه ای اهمال کاری تحصیلی در رابطه بین علائم نارسایی توجه/ فزون کنشی و ضرب آهنگ شناختی کند با عملکرد تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: امروزه عملکرد تحصیلی و عوامل موثر بر آن توجه روانشناسان و محققان علوم تربیتی را به خود جلب کرده است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای اهمال کاری تحصیلی در رابطه بین علائم نارسایی توجه/ فزون کنشی و ضرب آهنگ شناختی کند با عملکرد تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه اول صورت پذیرفت.روش ها: طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود که در قالب روش معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری موردمطالعه کلیه دانش آموزان پسر دوره متوسطه اول شهر تبریز در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. از این جامعه نمونه ای به حجم 250 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس درجه بندی رفتار کودکان (سوانسون و همکاران،1980)، مقیاس کندگامی شناختی (پنی و همکاران، 2009)، مقیاس اهمال کاری تحصیلی (سواری،1390) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی (درتاج، 1383) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از ماتریس همبستگی، مدل معادلات ساختاری و شاخص های نیکویی برازش در نرم افزار AMOS-24 استفاده شد.یافته ها: نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان داد علائم نارسایی توجه/ فزون کنشی و همچنین علائم ضرب آهنگ شناختی کند بر عملکرد تحصیلی اثر مستقیم و غیرمستقیم با واسطه گری اهمال کاری تحصیلی دارند.نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده می توان گفت عملکرد تحصیلی دانش آموزان علاوه بر عوامل سنتی از قبیل نارسایی توجه/ فزون کنشی و اهمال کاری، می تواند تحت تأثیر متغیرهای نوظهور ازجمله ضرب آهنگ شناختی کند قرار گیرد و این امر مطالعه هر چه بیشتر و دقیق تر عوامل مختلف مؤثر بر عملکرد تحصیلی را خاطرنشان می سازد.
برنامه های اوقات فراغت برای افراد کم توان ذهنی: ضرورت، پایه های نظری، طبقه بندی، اولویت و کاربردها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اوقات فراغت برای کودکان و نوجوانان کم توان ذهنی دارای ابعاد مختلفی است و اهمیت خاصی دارد. اوقات فراغت زیرمجموعه ی رفتارهای انطباقی است و به زمان گذراندن فعالیت ها و تفریح های مورد علاقه گفته می شود که توسط خود فرد یا دیگران به وجود می آید و ترجیحات، گزینه ها و علایق شخصی وی را در بر می گیرد. این مطالعه با هدف بررسی برنامه های اوقات فراغت برای افراد کم توان ذهنی با تأ کید بر ضرورت برنامه ها، پایه های نظری هر برنامه، طبقه بندی فعالیت های فراغتی و سرگرم کننده، اولویت بندی فعالیت ها در راستای تدوین برنامه اوقات فراغت، و کاربردهای برنامه های اوقات فراغت انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مروری روایتی بود. برای جمع آوری اطلاعات از مقاله ها و کتاب های موجود در پایگاه های علمی معتبر از جمله الزویر ، پابمد، اشپرینگر، ساینس دایرکت و گوگل اسکولار در سال های 2002 تا 2024 استفاده شد. نتیجه گیری: مشارکت فعال در برنامه های اوقات فراغت موجب تقویت اعتماد به نفس، نشاط روانی و مهارت های حسی حرکتی کودکان و نوجوانان کم توان ذهنی می شود و رفتارهای چالش برانگیز آنها را کمتر می کند. به طور کلی، مؤلفه های اوقات فراغت، شامل بازی های سرگرم کننده، پیاده روی، باغبانی، مشارکت در مناسبت های خانوادگی، شرکت در فعالیت های مذهبی، انجمن ها و باشگاه ها، مشارکت در فعالیت های ورزشی، آموزش های علمی و مسافرت می شود. نمونه های زیادی از فعالیت های سرگرم کننده برای اوقات فراغت افراد کم توان ذهنی وجود دارند که معمولاً به فعالیت در گروه های سازماندهی شده، فعالیت در گروه های غیررسمی و فعالیت فردی غیررسمی تقسیم می شوند. کودکان و نوجوانان کم توان ذهنی از طریق آموزش برنامه اوقات فراغت یاد می گیرند که تصمیم های منطقی تری بگیرند، تفکر خلاق و انتقادی داشته باشند و احساس مسئولیت پذیری را در خود افزایش دهند.
نقش پیامدهای کرونا بر مشکلات سلامت روان دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
143 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش متغیرهای دموگرافیک مطالعه و جستجوی اخبار در مورد کرونا، ابتلا به کرونا در اقوام نزدیک، مرگ اقوام در اثر کرونا و اضطراب ادراک شده در مورد کرونا بر روی مشکلات سلامت روان می-باشد. این مطالعه از حیث روش توصیفی و ازنظر زمانی مقطعی می باشد. جامعه ی آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه فرهنگیان مشهد (2500 نفر) در سال تحصیلی 99-98 تشکیل می دادند که از میان آن ها 752 نفر به صورت در دسترس در دو پردیس دختران و پسران شهر مشهد به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به آزمون سلامت عمومی (GHQ-28) و پرسشنامه دموگرافیک شامل سوالات جنسیت، سن، وضعیت تأهل، میزان مطالعه و جستجوی اخبار در مورد کرونا، ابتلا به کرونا در اقوام نزدیک، مرگ بستگان در اثر کرونا و اضطراب ادراک شده پاسخ دادند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری و تک متغیری نشان داد که ازنظر ترکیب متغیرهای وابسته بین گروه های مختلف شرکت کنندگان در متغیرهای مستقل شامل مطالعه و جستجوی اخبار در مورد کرونا (009/0=Ƞ2،05/0p<،781/1= F)، ابتلا به کرونا در اقوام نزدیک (013/0=Ƞ2،05/0p<،433/2= F) و اضطراب ادراک شده (031/0=Ƞ2،05/0p<،820/5= F) تفاوت معنی دار وجود دارد. با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان پیشنهاد کرد که برای مداخله در مشکلات سلامت روان دانشجویان در دوره همه گیری کرونا به نقش مطالعه و جستجوی اخبار در مورد کرونا، ابتلا به کرونا در اقوام نزدیک و اضطراب ادراک شده توجه ویژه شود.
بررسی رابطه باورهای فرا شناختی با تنظیم شناختی هیجان و ابراز وجود در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر کوهنانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ بهار ۱۴۰۳شماره ۱
73 - 84
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش بررسی رابطه باورهای فراشناخت با تنظیم شناختی هیجان و ابراز وجود در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر کوهنانی بود. روش: روش این مطالعه زمینه یابی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول راهنمایی شهر کوهنانی که در سال تحصیلی ۴۰۰-۱۳۹۹ مشغول به تحصیل بودند، تشکیل داد. از میان جامعه آماری تعداد ۱۰۵ دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی از مدارس دخترانه مقطع متوسطه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه فراشناخت ولز و کارترایت هاتون (۲۰۰۴)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانی گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱) و پرسشنامه ابراز وجود گمبریل و ریچی (۱۹۷۵)که درجه پایایی آنها به ترتیب 76/. ، 82/. و78/. می باشداستفاده شد. در این پژوهش به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی تحلیل رگرسیون استفاده شد.یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش نشان داد که بین باورهای فراشناختی با تنظیم شناختی هیجان و ابراز وجود رابطه مثبت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر وجود باورهای فراشناخت با افزایش تنظیم شناختی هیجان و ابراز وجود در دانش آموزان همراه است. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت: باورهای فراشناختی به عنوان یک متغیر مهم روانشناختی با میزان تنظیم شناختی هیجان و ابراز وجود در دانش آموزان رابطه معناداری دارد و این رابطه موجب سازگاری هر چه بیشتر دانش آموزان در محیط های مدرسه و خانواده می شود.
ارائه مدل پایستگی تحصیلی مبتنی بر ابعاد انگیزشی(انگیزش پیشرفت و اهداف تسلط)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش مطالعه عوامل موثر بر پایستگی تحصیلی از بعد انگیزشی شامل انگیزش پیشرفت و اهداف تسلط بوده است برای رسیدن به این هدف از روش همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری استفاده گردیده شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان سال دوم مقطع کارشناسی دانشگاههای آزاد شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399تشکیل داده اند. در روش شناسی مدل یابی معادلات ساختاری حجم نمونه می تواند بین 5 تا 15 مشاهده به ازای هر متغیر اندازه گیری شده تعیین گردد. بدین جهت تعداد نمونه 384 نفر تعیین گردید. نمونه گیری به شیوه تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انجام شد. ابزار گردآوری داده ها شامل 3 پرسشنامه پایستگی تحصیلی، پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس و پرسشنامه عوامل انگیزشی گرین بود. داده های به دست آمده از طریق مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار لیزرل مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. در مدل رابطه پایستگی تحصیلی با انگیزش پیشرفت مقدار خی دو به دست آمده برابر با 30/36 بود که این مقدار در سطح 05/0 معنادار نبوده و حاکی از برازش مناسب مدل بود. همچنین در مدل رابطه میان پایستگی تحصیلی و اهداف تسلط مقدار خی دو به دست آمده برابر با 65/162 بود که این مقدار در سطح 05/0 معنادار نبوده و حاکی از برازش مناسب مدل است. بر اساس آزمون مدل نهایی معلوم شد همه شاخص های برازندگی در دامنه مورد قبول قرار دارند و مدل مفروض به طور کاملی با داده های نمونه برازش دارد.
طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی اخلاق حرفه ای پژوهش برای دانشجویان دوره های تحصیلات تکمیلی مراکز آموزش عالی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به اهمیت رعایت اخلاق پژوهش در فرایند تحقیق و اهمیت آموزش آن به دانشجویان تحصیلات تکمیلی این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی اخلاق حرفه ای پژوهش برای دانشجویان دوره های تحصیلات تکمیلی مراکز آموزش عالی ایران انجام شد. روش: این پژوهش در چارچوب رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) و با استفاده از تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. جامعه آماری در بخش کیفی و کمی کلیه اساتید دانشگاه های استان گلستان بود. در بخش کیفی، 14 نفر ازاعضای هیئت علمی به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به سطح اشباع نظری انتخاب شدند. در بخش کمی بطور تصادفی تعداد 181 نفر برای آزمون مدل برگزیده شدند. ابزار تحقیق در بخش کیفی، مصاحبه ساختار یافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود. داده های حاصل از آنها در بخش کیفی با استفاده از نرم افزار maxqda و در بخش کمی با استفاده از نرم افزار pls تجزیه و تحلیل شدند. یافته : یافته های حاصل از این پژوهش شامل166کد باز بوده که داده های مشابه از طریق تحلیل مقایسه ای در یکدیگر ادغام گردید و در نهایت23 زیر مقوله و12 مقوله اصلی ارائه گردید. مقوله های اصلی (تغییر ساختار پژوهش، کمک به جهانی شدن علم و فناوری، شناخت سرقت ادبی) برای ضرورت، (آموزش ملاحضات اخلاقی، ارتقاء شاخص های سواد اطلاعاتی، همیاری کردن با علوم پزشکی) برای عنصر هدف، (مبانی علمی، الزامات اخلاق پژوهش) برای محتوا، (روش های تعاملی و غیرتعاملی) برای عنصر روش های یاددهی-یادگیری و (ارزشیابی تکوینی و پایانی) برای عنصر ارزشیابی استخراج شد. نتیجه گیری: مدل استخراج شده از داده های کیفی با داده های کمی جمع آوری شده از شرکت کنندگان در این پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. لذا نظارت بر فعالیت های پژوهشی و کمک گرفتن ازحوزه علوم پزشکی برای طراحی الگوی برنامه درسی دانشجویان می تواند بیشترین اثر بر رعایت اخلاق پژوهش داشته باشد.
واکاوی عوامل کلیدی و تاثیرگذار برآموزش جغرافیا در مدارس متوسطه با رویکرد آینده پژوهی(مورد مطالعه: مدارس متوسطه شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل کلیدی تاثیرگذار برآموزش جغرافیا در مدارس متوسطه شهر کرج با رویکرد آینده پژوهی می باشد. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات کاربردی و روش آن پیمایشی و اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان حوزه آموزش جغرافیا شامل اساتید دانشگاه فرهنگیان و معلمان با تجربه شهر کرج می باشند که به صورت نمونه گیری هدفمند تعداد 22 نفر انتخاب گردید و از طریق پرسشنامه از ایشان نظرخواهی به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش معادلات ساختاری و تکنیک تحلیل اثرات متقابل استفاده شده است. نتایج حاصل از یافته ها حاکی از ناپایداری نظام فعلی آموزش جغرافیا در مدارس متوسطه و نیز وجود مشکلات جدی در آموزش این درس است. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که مولفه های سیاستگذاری وبرنامه ریزی آموزش جغرافیا مبتنی بر تحولات آینده، حرکت سیستم آموزشی جغرافیا از مدل کارخانه ایی و توده ایی به سمت آموزش ترکیبی و ساخت گرایی خلاق، صلاحیت حرفه ای آموزشی _ پژوهشی معلمان جغرافیا، توجه به تغییرات فرهنگی، نسلی و فناورانه ( همانند هوش مصنوعی و ...) در محیط های جغرافیایی، و... از جمله عوامل پیشران کلیدی و تاثیر گذار بر آموزش جغرافیا در مدارس متوسطه شهر کرج می باشد. در نهایت اینکه توجه سیاست گذاران و دست اندرکاران امر آموزش و کاربست این پیشران ها می تواند ضمن بهبود و ارتقاء نظام آموزش جغرافیا، به تحقق اهداف عالی اموزش این درس در مدارس کمک نماید.
آموزش فلسفه در مدارس ابتدایی و تأثیر آن بر خلاقیت و پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
253 - 271
حوزههای تخصصی:
یکی از دغدغه های مهم فلاسفه در قرون اخیر، کاربرد فلسفه در زندگی و برقراری رابطه بین آن و جامعه بشری است. در همین راستا با توجه به تأثیر ماندگار آموزش فلسفه بر پرورش قدرت استدلال و قضاوت کودکان، توانایی آن ها در مواجهه با مسائل، توسعه تعاملات سازنده، پرورش فضائل اخلاقی، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش حساس آموزش فلسفه بر خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مدارس ابتدایی اجرا شد. روش مورد استفاده در این پژوهش کمی و رویکرد آن نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی مدارس دوره اول ابتدایی دولتی پسرانه شهرستان مهاباد در سال تحصیلی 1399-1398 بودند. حجم نمونه 50 نفری به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. سپس نمونه ها ﺑﻪﺻﻮرت ﺗﺼﺎدﻓی در دو ﮔﺮوه آزﻣﺎیﺶ و کﻨﺘﺮل قرار گرفتند. برای اندازه گیری خلاقیت از آزمون سنجش خلاقیت تورنس (فرم B)، و جهت بررسی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از میانگین (معدل) آخر سال تحصیلی نمرات دروس (ریاضی، علوم، فارسی، مطالعات اجتماعی) استفاده شد. در ادامه داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که، آموزش فلسفه توانسته است منجر به ایجاد تفاوت معنادار میانگین نمرات متغیرهای پیشرفت تحصیلی و خلاقیت و نیز ایجاد تفاوت معنادار میانگین نمرات سطوح متغیر خلاقیت (سیالی، بسط، ابتکار و انعطاف پذیری) در مرحله پس آزمون در سطح خطای 05/0 گردد. طبق نتایج این پژوهش آموزش فلسفه به کودکان می تواند بر پرورش تفکر خلاق و به موازات آن پیشرفت و ارتقای عملکرد تحصیلی دانش آموزان تأثیر سازنده بگذارد.
تحلیل موقعیتی برنامه درسی اجراشده آموزش ریاضی به صورت مجازی از دیدگاه دانشجو-معلمان دوره کارشناسی رشته علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶۰
۱۶۶-۱۴۹
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی برنامه درسی اجراشده آموزش ریاضی در دوره کرونا از دیدگاه دانشجو-معلمان دوره کارشناسی رشته علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل موقعیتی درسال تحصیلی 1401-1400 انجام شده است. جامعه پژوهش همه دانشجو-معلمان رشته علوم تربیتی(310 نفر) در پردیس شهید هاشمی نژاد مشهد طی سالهای 1399 و 1400 بودند که درس آموزش ریاضی را به شکل مجازی آموزش دیدند. مشارکت کنندگان پژوهش، با رعایت اصل اشباع اطلاعاتی 25 نفر بودند و با روش کرانه ای انتخاب شدند. نمونه های کرانه ای در این پژوهش شامل دانشجو-معلمان بسیار فعال و کاملاً غیرفعال (دو کرانه پیوستار فعالیت) در کلاس آموزش ریاضی بودند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته با روش هدایت کلیات بود. مصاحبه های مکتوب شده در سه گام، شامل کدگذاری اولیه، استخراج مضامین و ترسیم نقشه های وضعیت، تجزیه و تحلیل شدند. برای تأمین اعتبار دو روش بررسی مشارکت کنندگان و توصیف همتایان به کار رفته است. یافته ها نشان دادند که میان تجارب زیسته دانشجو-معلمانی که دارای دیپلم تحصیلی متفاوت اند (انسانی، تجربی، ریاضی)، اما آموزش ریاضی را در شرایطی نسبتاً مشابه تجربه کرده اند، تفاوتی قابل توجه از نظر عناصر برنامه درسی آموزش ریاضی وجود دارد. همچنین نتایج بیانگر آن بود که دانشجو-معلمان برخوردار از دانش پیش نیاز در زمینه آموزش ریاضی و گرایش مثبت به ریاضیات، نسبت به سایر دانشجویان، شکاف بسیار کمتری را بین برنامه درسی اجراشده و قصدشده آموزش ریاضی تجربه کرده اند.
بررسی رابطه سبک های والدگری با گرایش به اعتیاد در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
140 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه سبکه های والدگری با گرایش به اعتیاد در نوجوانان بود. این پژوهش به لحاظ روش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان پسر دبیرستان های دولتی شهر زنجان در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از بین آنها تعداد 200 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استعداد اعتیاد وید و همکاران (1992) و پرسشنامه سبک های والدگری بامریند (1991) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد سبک والدگری مقتدر با گرایش به اعتیاد رابطه منفی معنادار و سبک های والدگری مستبد و سهل گیر با گرایش به اعتیاد رابطه مثبت معنادار داشتند (01/0P <). همچنین سبک های والدگری قادر به پیش بینی گرایش به اعتیاد در نوجوانان بودند (05/0p<). با توجه به نقش سبک های والدگری در پیش بینی گرایش به اعتیاد، اجرای کارگاه های آموزشی بر مبنای سبک های والدگری ضروری به نظر می رسد.
اثربخشی آموزش حل مسئله شناختی اجتماعی بر خودتنظیمی تحصیلی و راهبردهای مقابله ای دانش آموزان با اضطراب ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش حل مسئله شناختی اجتماعی بر خود تنظیمی تحصیلی و راهبردهای مقابله ای دانش آموزان دارای اضطراب ریاضی بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر بابل در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰2، که به روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند، تعداد ۳۴ نفر براساس ملاک های ورود انتخاب و در دو گروه ۱۷ نفره آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه اضطراب ریاضی چیو هنری (۱۹۹۰)، خودتنظیمی تحصیلی سواری و عرب زاده (۱۳۹۲) و راهبردهای مقابله ای لازاروس (۱۹۸۵) استفاده شد. پروتکل آموزش حل مسئله شناختی اجتماعی دی زوریلا و همکاران (2002) طی ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقه ای برای گروه آزمایش انجام شد و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-24 با روش تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که اثربخشی هم زمان آموزش حل مسئله شناختی اجتماعی بر متغیرهای خودتنظیمی تحصیلی، راهبرد مقابله ای مساله مدار و راهبرد مقابله ای هیجان مدار وجود دارد (۰۱/0 P< و ۷۵۸/۴۷ F=) و اندازه اثر همزمان آن برابر ۸۴/۰ است. نتابج نشان داد که آموزش حل مسئله شناختی اجتماعی نه تنها به عنوان ابزاری کلیدی در ارتقاء عملکرد تحصیلی دانش آموزان عمل نموده، بلکه موجب خودتنظیمی بیشتر و بهبود راهبردهای مقابله ای آنان گردید. این دستاوردها نه تنها می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی موثرتر در مواجهه با مشکلات اضطراب ریاضی و چالش های تحصیلی آتی مورد استفاده قرار گیرد، بلکه می تواند به تقویت سلامت روانی و اجتماعی دانش آموزان نیز منجر شود.
شناسایی عوامل موثر بر کیفیت اجرای طرح همیار مشاور در مدارس دخترانه متوسطه اول شهر کرمانشاه و ارائه ی الگوی مطلوب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۴)
107 - 126
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر کیفیت اجرای طرح همیار مشاور در مدارس دخترانه متوسطه اول شهر کرمانشاه و ارائه الگوی مطلوب انجام شده است روش شناسی پژوهش: روش پژوهش آمیخته و از نوع مطالعه کمی پیمایشی و کیفی پدیدارشناسی بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی اسناد فرادستی آموزش و پرورش و مشاوران شاغل در مدارس دخترانه متوسطه اول نواحی سه گانه شهر کرمانشاه که شامل 30 نفر به عنوان نمونه هدفمند بودند. ابزار جمع آوری داده ها فیش و پرسشنامه بود که پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ 89/0 برآورد شد. یافته ها: از تحلیل داده های کیفی حاصل از پاسخهای شرکت کنندگان به سوالات پژوهش 53 گویه استخراج شد که در آن عامل ساختاری با میانگین 87/4 بیشترین اثر گذاری بر کیفیت اجرای طرح همیار مشاور و عامل محیطی با 85/4 و عامل رفتاری با میانگین 77/4 تعیین شد بحث و نتیجه گیری: نتیجه اینکه در اسناد فرادستی آموزش و پرورش، مخصوصا در اساسنامه دانشگاه فرهنگیان به عوامل موثر بر طرح همیار مشاور تاکید شده است اما متاسفانه هنوز در راه رسیدن آموزش و پرورش به سطح مطلوب و مورد انتظار در زمینه اجرای طرح همیار مشاور هنوز دارای نواقص و کاستی هایی می باشد.
شناسایی بدساختاری دانش علوم تجربی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی بر اساس رویکرد شناختی- تشخیصی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر شناسایی بدساختاری دانش بر اساس رویکرد شناختی-تشخیصی است. بدساختاری دانش، زمانی اتفاق می افتد که در آن ساختار دانش مورد نظر در حیطه ی آموزشی به دلایل مختلف در فراگیران شکل نمی گیرد. در این پژوهش با استفاده از رویکرد شناختی- تشخیصی پدیده بدساختاری دانش در بین دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی در درس علوم تجربی بررسی شد. تعداد 5 کلاس درسی با استفاده از نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. آزمون محقق ساخته بدساختاری دانش در سه موضوع تغییر فیزیکی، تغییر شیمیایی و رنگین کمان از کتاب علوم تجربی پنجم ابتدایی، بر اساس ساختار دانش مفاهیم مورد نظر تهیه گردید. برای تحلیل داده ها از تحلیل شبکه های عصبی ( روش سلسله مراتبی صفت ) با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شد. شاخص برازش سلسله مراتب (HCI) برای هر سه موضوع به ترتیب 71/0 ، 77/0 و 73/0 به دست آمد که نشان داد مدل شناختی از برازش مناسبی برخوردار است. برای بررسی دقت تصمیم گیری در مورد سطوح تسلط آزمودنی ها در توانش ها بر اساس نمرات تشخیصی شاخص αAHM، برای صفت های موجود در ساختار دانش محاسبه گردید که مقدار آن برای توانش های مختلف بالای6/0 به دست آمد در حد مطلوب بوده و قابلیت گزارش نهایی را دارا می باشند. همچنین نمرات شناختی دانش آموزان بر اساس ترتیب پاسخ صحیح آنها به سوالات سلسله مراتبی برای بررسی بدساختاری مورد بررسی قرار گرفت. همچنین نتایج تحلیل نمرات شناختی دانش آموزان نشان داد که برخی از دانش آموزان در مفاهیم شناختی مختلف مشکلاتی دارند که نشان دهنده بدساختاری دانش در موضوع مورد نظر در دانش آموزان می باشد.
نقش میانجیگری ارزش ادراک شده خدمات در ارتباط بین خدمات دانشگاهی و عملکرد دانشجویان: (یک مطالعه آمیخته)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش شناسایی خدمات ارائه شده دانشگاه به دانشجویان و تأثیر آن بر عملکرد آنان با تأکید بر نقش میانجی ارزش ادراک شده خدمات است.
روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد آمیخته انجام شد. نمونه گیری در بخش کیفی با روش هدفمند و مصاحبه با 14 نفر از خبرگان دانشگاه ها انجام گرفت. اعتبار داده ها از طریق بازبینی مشارکت کنندگان و پژوهشگران خبره صورت گرفت. حجم نمونه در بخش کمی با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی سهمیه ایی و از طریق فرمول کوکران 384 نفر از دانشجویان دانشگاه ایلام برآورد شد. جمع آوری دادها با استفاده از پرسشنامه تدوین شده بر اساس یافته های بخش کیفی صورت گرفت. روایی پرسشنامه بر اساس نظر خبرگان و پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ 80% محاسبه گردید. جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی از کدگذاری سه گانه و در بخش کمی از آزمون سوبل استفاده شد.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد خدمات آموزشی، پژوهشی، اداری و رفاهی، از خدمات حائز اهمیت ارائه شده توسط دانشگاه است وجهت ارائه خدمات دانشگاه ها به مهارت های دانشی، ارتباطی و مدیریت زمان نیازمندند. عملکرد دانشجویان در قبال خدمات دریافت شده از سوی دانشگاه در قالب رضایت، وفاداری و رفتار شهروندی آکادمیک شناسایی شد. در ادامه نیز نتایج نشان داد که ارزش ادراک شده خدمات دانشگاهی بر رابطه میان خدمات ارائه شده دانشگاه و عملکرد دانشجویان نقش میانجی دارد.
نتیجه گیری: نتیجه این تحقیق نشان می دهد که دانشجویان از طریق درک ارزش و اهمیت خدماتی که در دانشگاه دریافت کرده اند نسبت به آن ها واکنش نشان می دهندکه به صورت عملکرد دانشجویان در قالب مشتری قابل بررسی است.
تبیین عناصر ارزیابی عملکرد مدارس اثربخش و ارائه الگوی بهینه با رویکرد داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمینه: بهبود کیفیت آموزشی و تضمین موفقیت دانش آموزان، نیازمند شناسایی و تحلیل دقیق عوامل مؤثر بر ارزیابی عملکردی مدارس اثربخش است. در این راستا، استفاده از مدل های ترکیبی که بتوانند ابعاد مختلف این ارزیابی را پوشش دهند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف: این پژوهش ارائه الگوی ارزیابی عملکردی مدارس اثربخش شهر تهران مبتنی بر رهیافت ترکیبی داده بنیاد با روش آمیخته است. روش ها: جامعه پژوهش در بخش داده بنیاد شامل کلیه خبرگان حوزه آموزش و پرورش تا اشباع نظری به تعداد 15 نفر و جامعه آماری بخش کمی مدیران دوره ابتدایی شهر تهران در سال 1402-1401 بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 295 نفر بر اساس نواحی پنج گانه شهر تهران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش داده بنیاد مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن بدست آمد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد، مدل پارادایمی تحقیق از عوامل علی، شاملِ عوامل کالبدی و تکنولوژیکی، تضمین سلامت محیطی، تضمن سلامتی فردی دانش آموزان؛ پدیده محوری شاملِ بازیگران فعال و فرآیند یادهی و یادگیری؛ شرایط زمینه ای شاملِ اجزا و عناصر ارزیابی عملکرد؛ شرایط مداخله گر شاملِ اصول و ارزش های مدرسه اثربخش و سازمان ها و سیاست گذاران آموزشی، راهبرد موثر بر ارزیابی عملکردی مدارس اثربخش شامل تدراک مقدمات اجرای ارزیابی و نیز پیامدهای ناشی از ارزیابی عملکردی مدارس اثربخش شامل کسب دستاوردهای علمی و عملی تشکیل شده است. نتیجه گیری: الگوی ارائه شده، به عنوان ابزاری مؤثر برای ارزیابی عملکرد مدارس اثربخش در تهران، می تواند به بهبود فرآیند یاددهی و یادگیری و دستیابی به نتایج علمی و عملی کمک کند.
بررسی رابطه الگوهای تصمیم گیری مدیران مدارس با عملکرد آن ها از نظر معلمان مدارس ابتدایی (مطالعه موردی شهر دهدشت)
منبع:
تجارب معلمی و مطالعات کارورزی دوره ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
36 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف: رشد و پیشرفت هر سازمانی بستگی به نوع تصمیم گیری مدیر آن سازمان است. پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه الگوهای تصمیم گیری مدیران مدارس با عملکرد آن ها ازنظر معلمان مدارس ابتدایی شهر دهدشت انجام گرفت.
روش ها : روش این پژوهش با توجه به رویکرد کمی، با توجه به هدف کاربردی و از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان زن و مرد ابتدایی مدارس شهر دهدشت هستند که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول تدریس بودند که طبق آمار به دست آمده تعداد آن ها 420 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه تعداد 201 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار مورداستفاده در این پژوهش شامل دو پرسشنامه الگوهای تصمیم گیری مدیران و پرسشنامه عملکرد مدیران بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد) و از آمار استنباطی از (آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام) استفاده شد.
یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین سبک های تصمیم گیری استبدادی، مشورتی و مشارکتی مدیران مدارس شهر دهدشت و عملکرد آن ها در مدرسه رابطه معنادار و مستقیمی وجود دارد. همچنین از بین سبک های تصمیم گیری، سبک تصمیم گیری مشورتی بیشترین پیش بینی را برای عملکرد مدیران داشته است.
نتیجه گیری: درنتیجه می توان گفت که استفاده از سبک های مدیریتی مشارکتی، مشورتی و اهمیت دادن به زیردستان می تواند باعث پویایی و عملکرد بهتر مدارس شود.
ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی فراگیر در روابط کاری و استخدامی معلمان با قرارداد کاری موقت مدارس دولتی: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: در سازمان های امروزی کم و بیش استفاده از کارکنان با قرارداد کاری موقت، مشاهده می شود که چالش های جدیدی را برای مدیریت منابع انسانی در روابط کاری و استخدامی این قبیل کارکنان به دنبال می آورد. مدارس دولتی ایران نیز از معلمان با قرارداد کاری موقت برای دست یابی به اهداف آموزشی و پرورشی بهره می برند که در همین راستا مسئله اصلی پژوهش حاضر، شناسایی مسائل کاری و استخدامی معلمان با قرارداد کاری موقت مدارس دولتی در نظر گرفته شد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی فراگیر در روابط کاری و استخدامی معلمان با قرارداد کاری موقت مدارس دولتی است. روش ها : این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام پذیرفت. پس از بررسی مبانی نظری و حصول شناخت نسبت به ادبیات موضوع، 16 نفر از معلمان با قرارداد کاری موقت و مدیران و کارشناسان منابع انسانی آموزش وپرورش به روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. یافته ها: بر اساس تحلیل داده ها، 102 مضمون پایه و 38 مضمون سازمان دهنده شناسایی شد که در قالب 4 مضمون فراگیر نیازها و انتظارات سازمانی، ادراک مدیران و کارشناسان منابع انسانی از روابط کاری و استخدامی، قرارداد روان شناختی معلمان و ادراک معلمان از روابط کاری و استخدامی دسته بندی شدند و سپس الگوی نهایی پژوهش صورت بندی و ارائه شد. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، به مدیران آموزش وپرورش پیشنهاد می شود ضمن لحاظ نیازهای سازمانی، انتظارات معلمان با قرارداد کاری موقت مانند عدالت سازمانی، حمایت سازمانی، تفاهم و درک متقابل، امنیت شغلی و نظام ترجیحات آن ها را در برنامه های کاری خود مورد توجه قرار دهند و به درستی اجرا نمایند.
تأثیر رویکردهای آموزشی معلمان بر آموزش مؤثر جغرافیا در دبیرستان های منتخب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه آموزش جغرافیا، جهت آشنایی دانش آموزان با ویژگی های طبیعی و انسانی کشور خود و سایر کشورها اهمیت خاصی در نظام برنامه ریزی آنها دارد. جغرافیا یک درس ضروری جهت آماده سازی دانش آموزان برای آینده است.آموزش جغرافیا در چارچوب یک عنوان درسی خاص به منظور ایجاد فرصت های مناسب یادگیری برای اهداف کلی و جزئی در ایران انجام می شود. اگرچه کتاب های درسی توسط سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، در سه حیطه یادگیری شناختی، مهارتی و نگرشی تهیه می شوند، اما در نهایت معلمان جغرافیا هستند که برنامه درسی را هماهنگ و اجرا می کنند و به رفتار پایانی که به عنوان آموزش تعریف می شود دست می یابند.این پژوهش به روش کیفی و با استفاده از فرم مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. در طول مصاحبه، از معلمان سوالاتی در مورد روش های تدریس، فنون و تکنیک های آموزشی، مهارت های جغرافیایی، وسایل و مواد کمک آموزشی و نحوه مدیریت کلاس سوالاتی از آنها پرسیده شده است.جامعه آماری ما در این پژوهش 40 نفر از دبیران جغرافیای مدارس شهرهای مختلف ایران در سال تحصیلی 1402-1401می باشد که به شیوه تصادفی انتخاب شده اند. داده ها از طریق تحلیل محتوا و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در محیط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد، هرچند معلمان جغرافیا از روش های متناسب با برنامه درسی استفاده می کنند ولی در خصوص وسایل و مواد کمک آموزشی ضعف های وجود دارد که باید جبران شود.