فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۴۱ تا ۲٬۰۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پپیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای سبک های دلبستگی، در رابطه بین احساس انسجام روانی با سازگاری اجتماعی و میزان کیفیت زندگی مدرسه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی انجام شده است. روش ها: روش تحقیق این پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1402 بود که تعداد ۴۰۱ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و به پرسش نامه های «دلبستگی در کودکی میانه» رونقی و همکاران (1392)، «احساس انسجام» آنتونوسکی (1987)، «مهارت ها و سازگاری اجتماعی» ماتسون و همکارانش (1983) و «کیفیت زندگی در مدرسه» اندرسون و بورک (2000) پاسخ دادند و از طریق مدل معادلات ساختاری، به بررسی فرضیات پژوهش و تجزیه و تحلیل داده ها، پرداخته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که با افزایش احساس انسجام روانی، سبک دلبستگی ایمن دانش آموزان، افزایش می یابد و موانع سازگاری اجتماعی کاهش پیدا می کند. در صورت عدم احساس انسجام روانی و افزایش سبک دلبستگی اضطرابی و اجتنابی، از کیفیت زندگی مدرسه آنان کاسته می شود. همچنین سبک های دلبستگی در رابطه بین انسجام روانی با سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مدرسه نقش واسطه ای معناداری ایفا می کنند. نتیجه گیری: بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که توجه به سبک دلبستگی کودکان و افزایش سازگاری و حس انسجام و بالا بودن کیفیت زندگی مدرسه ای، از اهمیت بالایی برخوردار است.
واکاوی درس روش تحقیق در آموزش زبان انگلیسی: برنامه های درسی و سند وزارت علوم، تحقیقات و فناوری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
برنامه های درسی در نظام آموزش عالی، مؤلفه ای کلیدی برای دستیابی به اهداف آموزشی است. در این بین، تدوین و تنظیم برنامه درس روش تحقیق جامع و روزآمد، از دغدغه های مهم در نظام های آموزش جهان است و تدریس این درس را به مسأله ای پیچیده و چالش آفرین تبدیل کرده است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی مؤلفه های برنامه درسی روش تحقیق در دوره تحصیلات تکمیلی رشته آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه های دولتی ایران و مقایسه آن با اهداف مندرج در سند برنامه درسی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است. این پژوهش، با رویکردی کیفی و به روش اسنادی و با استفاده از فن تحلیل محتوا انجام شد. در پژوهش حاضر، بر اساس نمونه گیری هدفمند و با استفاده از نرم افزار MAXQDA؛ 28 برنامه درسی از 23 دانشگاه بررسی و تحلیل شد. در ادامه، از طریق کدگذاری استقرایی و قیاسی و تعیین یک چارچوب، از اهداف، محتوا و روش های سنجش و ارزشیابی دوره های روش تحقیق، تصویری ارائه و نتایج به دست آمده با برنامه درس وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مقایسه شد. بر پایه نتایج، بین اهداف و سرفصل های سند وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و برنامه های درسی بررسی شده، همسویی زیادی وجود دارد. نتایج پژوهش همچنین، نشان داد که سند پیشگفته می تواند در نحوه تهیه و تدوین برنامه های درسی درس روش تحقیق، تأثیر چشمگیری داشته باشد. در پایان نیز برای اصلاح سند و انجام تحقیقات بیشتر پیشنهادهایی ارایه شده است.
الگوی هم آفرینی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان: به سوی توسعه ظرفیت رهبری آموزشی جامعه محور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی عوامل شکل دهنده هم آفرینی و ارائه الگوی هم آفرینی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. برای گردآوری، تحلیل و تبیین داده ها از دسته پژوهش های کیفی، روش نظریه داده بنیاد و رویکرد نظام مند (سیستماتیک)، استفاده شده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش از بین دانشجومعلمان و استادان دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1402-1401 و به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. داده های موردنیاز از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند جمع آوری شده و اشباع نظری پس از مصاحبه عمیق با 16 نفر از مشارکت کنندگان، حاصل شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که پیشران کلیدی هم آفرینی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان، تعامل هوشمندانه، همه جانبه و جامعه محور است که به بهبود فرایند یاددهی-یادگیری مداوم، خوش بینی علمی، حمایت اجتماعی و ارتقاء جایگاه دانشگاه فرهنگیان، نوآوری و خلق ایده و توسعه ظرفیت رهبری آموزشی در نظام های آموزشی منجر می شود. همچنین بر پایه یافته های این پژوهش می توان گفت مزیت های نسبی فوق از طریق راهبردهای بسیار مهمی مانند شفافیت و پاسخگویی جمعی، رهیاری و مربی گری، برندسازی، چابکسازی و تفکر ارتباطی قابل دسترسی بوده و تحت تأثیر عوامل زمینه ای، علّی و مداخله گری مانند جامعه شبکه ای، توان و مهارت فردی دانشجومعلمان و شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه است.
پدیدارشناسی تجارب زیسته دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان از حضور در دوره های کارورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
193 - 226
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش تجزیه و تحلیل ادراک و تجارب زیسته دانشجومعلمان از حضور در دوره های کارورزی است. روش پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی می باشد. جامعه مشارکت کنندگان شامل 24 دانشجومعلم ترم هشتم پردیس علامه طباطبایی دانشگاه فرهنگیان لرستان در پایان سال تحصیلی 1403-1402 بودند که به روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. داده ها با استفاده از رویکرد تحلیلی تفسیری و با روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های حاصل از تحلیل مصاحبه های به عمل آمده تحت دو عنوان کلی و ده مضمون فراگیر شامل: 1. مزایا و نقاط قوت (شایستگی عوامل راهنما، شایستگی امور آموزشی، توسعه مهارت های حرفه ای، انگیزه معلم و آینده پژوهی) و 2. چالش ها و نقاط ضعف (ضعف عوامل راهنما، ضعف سیستم اداری، مسائل ساختاری کارورزی، مسائل دانشجومعلم و مسائل مدرسه) و همچنین سی مضمون سازمان دهنده ارائه شدند. در انتها نیز پیشنهاداتی در راستای بهبود و ارتقای کیفیت برنامه درسی کارورزی ارائه شد.
نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده از سوی معلم و ارزش تکلیف در رابطه اشتیاق ادراک شده معلم با فرسودگی تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه اشتیاق ادراک شده معلم با فرسودگی تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی: نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده از سوی معلم و ارزش تکلیف انجام شد. این پژوهش از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه ی دانش آموزان پسر سال نهم شهر سلماس به تعداد 270 نفر بودکه با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اشتیاق ادراک شده معلم اروسز و همکاران (2015)، حمایت اجتماعی ادراک شده از سوی معلم پارک و همکاران (2002)، ارزش تکلیف ریاضی آکین و همکاران (2016) و فرسودگی مربوط به مدرسه (SBI) سالملا-آرو و همکاران (2005) استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS و Lisrel مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد اثرات مستقیم تدریس با اشتیاق بر روی حمایت اجتماعی و ارزش تکلیف معنی دار بود. هم چنین اثر تدریس بدون اشتیاق بر روی حمایت اجتماعی و ارزش تکلیف منفی و معنی دار بود، اثر مستقیم حمایت اجتماعی و ارزش تکلیف بر روی فرسودگی تحصیلی نیز معنی دار بودند. هم چنین اثرات غیرمستقیم نشان داد که تدریس با اشتیاق بر فرسودگی تحصیلی بر اساس نقش واسطه ای حمایت اجتماعی و ارزش تکلیف اثر غیر مستقیم منفی و معنی داری دارد، هم چنین تدریس بدون اشتیاق بر فرسودگی تحصیلی بر اساس نقش واسطه ای حمایت اجتماعی و ارزش تکلیف اثر غیر مستقیم مثبت و معنی داری دارد. پس می توان از طریق ارائه برنامه های آموزشی به دبیران با توجه به مولفه های اشتیاق ادراک شده معلم، حمایت اجتماعی ادراک شده و ارزش تکلیف از فرسودگی تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی جلوگیری کرد.
شناسایی مؤلفه های مؤثر در بالندگی نظام آموزش و پرورش از دیدگاه صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۲
49 - 78
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های مؤثر در بالندگی نظام آموزش و پرورش از دیدگاه صاحب نظران بود که با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شد. جامعه آماری پژوهش صاحب نظران حوزه بالندگی و مدیران ارشد آموزش و پرورش استان سمنان در سال 1402 بودند که 20 نفر، طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد موجود در این زمینه بود. داده ها با روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. نتیجه تحلیل داده ها به شناسایی 323 مضمون پایه، 63 مضمون سازمان دهنده یک و 15 مضمون سازمان دهنده دو در زمینه بالندگی نظام آموزش و پرورش منجر شد. این مضامین در قالب چهار مضمون فراگیر بالندگی در سطح وزارت آموزش و پرورش با چهار مضمون سازمان دهنده (سیاست گذاری و راهبری، مدیریت منابع انسانی، وضعیت اقتصادی و ساختار سازمانی)؛ بالندگی در سطح ادارات کل آموزش و پروش با سه مضمون سازمان دهنده (رهبری، مراکز بالندگی، نیروی ستادی و کارشناسان)؛ بالندگی مدرسه با چهار مضمون سازمان دهنده (بالندگی فردی، بالندگی حرفه ای، سازمانی و سواد مدیران و معلمان) و بالندگی برنامه درسی با چهار مضمون سازمان دهنده (برنامه درسی مهارت محور، برنامه درسی آینده پژوهانه، برنامه درسی مبتنی بر حقوق شهروندی، برنامه درسی مبتنی بر تربیت شهروند جهانی) طبقه بندی شدند. داده های به دست آمده با استفاده از روش بازخورد مشارکت کننده اعتباریابی شدند و روایی داده ها با استفاده از معیار کیفیت (موثق بودن) سنجیده و تأیید شد. با استفاده از یافته های پژوهش، الگویی برای بالندگی نظام آموزش و پرورش ارائه شد. امید می رود نظام آموزش و پرورش با حرکت به سوی این الگو، با دیدن یک کل منسجم، در راستای استقرار مطلوب و استمرار بالندگی در سطح وزارت، ادارات کل، مدرسه و برنامه درسی تغییرات اساسی ایجاد کند.
إستراتيجية القبعات الستّ لدي بونو في تعليم تاریخ الأدب العربي: دراسة حیاة الخنساء وشعرها أنموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعتمد الأسالیب التقلیدیه فی تعلیم تاریخ الأدب العربی علی المحاضرات وحفظ المواد الجدیده وهذا لا یلبی الحاجات العلمیه للأوساط الجامعیّه والتعلیمیه. لذا یجب إتخاذ الإتجاهات الحدیثه فی تدریس هذه الوحده الدراسیه. فی الأسالیب التعلیمیه الجدیده، یتمّ الترکیز علی التفکیر الإبداعی والإنتقادی کأسس رئیسیه وبنّاءه لتشیید العلم فی الصف الدراسی. إحدی هذه الإتجاهات هی طریقه التفکیر الإنتقادی التی إقترحها إدوارد دی بونو بعنوان "القبعات الست". هذه القبعات السته تفحص الموضوع من سته جوانب مختلفه، مما یمنح حیویه وفاعلیه لعملیه التعلیم. تسعى هذه الدراسه إلی تطبیق إستراتیجیه القبعات الست لإدوارد دی بونو وشرح تأثیرها على عملیه تدریس التاریخ الأدب العربی وذلک بواسطه منهج الوصفی– التحلیلی. تهدف الدراسه إلی تقییم فاعلیه هذه الطریقه وضروره إستبدال الأسالیب القدیمه بالحدیثه فی التدریس، من خلال فحص حیاه وأدب خنساء شاعره من العصر الجاهلی بطریقه تقلیدیه، ومن ثمّ بمنهج القبعات الست الذی یعتمد على النشاط فی الصف والحیویه والعصف الذهنی. تعتبر هذه الطریقه قادره علی الإتجاه فی تدریس التاریخ الأدب العربی من خلال خلق مشارکه نشطه فی الصف وتحفیز التفکیر الإبداعی الإنتقادی.
نقد مبانی فلسفی انسان فرهیختل ترسیم شده در سند آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، نقد مبانی فلسفی انسان فرهیخته در آموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران است. روش ها: برای دست یابی به این هدف، از روش فلسفی (تحلیل تفسیری، انتقادی و استنتاجی) بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج بررسی نشان داد که مبانی فلسفی تربیت در سند در بستر دینی؛ یعنی اسلام شکل گرفته است، درنتیجه، بنیان های نظری در تربیت انسان فرهیخته آموزه های دینی و قرآنی است. بررسی مبانی فلسفی تربیت نشان داد که تصویر انسان فرهیخته را نمی توان تنها ذیل مبحث مبانی انسان شناسی مشاهده کرد. این تصویر در سند در لابه لای مباحث حوزه های هستی شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی قابل بازیابی است. بسیاری از اهداف و ویژگی های اشاره شده در سند آموزش وپرورش در تربیت انسان فرهیخته، جنبه آرمانی داشته و تحقق آن ها در نظام آموزشی با توجه به امکانات آموزشی و پرورشی دشواراست. نتیجه گیری: با توجه به این که مباحث اساسی مطرح شده در هریک از مبانی فلسفی انسان فرهیخته در چگونگی و نوع تربیت انسان فرهیخته دخیل هستند و بین مبانی فلسفی انسان فرهیخته و مؤلّفه های اساسی آن رابطه وجود دارد؛ لذا انتظار براین است که در مرحله بازنگری سند نقدهای مطرح شده مورد توجه قرار گیرد. این نقد می تواند یک سری دستاوردهایی را برای نظام آموزشی کشور داشته باشد؛ می تواند به مبانی فلسفی سند آموزش وپرورش قوام و استحکام بخشد و نقاط قوت آن را نشان دهد و اگر کاستی ها و خلأهایی در آن وجود داشته باشد در جهت برطرف کردن آن ها تلاش شود.
تدوین مدل علی بهزیستی روانشناختی مبتنی بر تاب آوری با میانجی گری مهارت های ارتباطی بین فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
250 - 263
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، تعیین برازش مدل علی بهزیستی روانشناختی مبتنی بر تاب آوری و ابراز وجود با میانجی گری مهارت های بین فردی و ذهن آگاهی است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان مقاطع مختلف رشته روانشناسی واحدهای تهران شمال و تهران شرق دانشگاه آزاد شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1402 بودند که به روش نمونه گیری تصادفی نمونه ای به تعداد 495 نفر از دانشجویان انتخاب شدند. از پرسشنامه های 18 سوالی استاندارد بهزیستی روانشناختی ریف (1989)، 25 سوالی تاب آوری کونور و دیویدسون (2005)(CD-RIS) و 15 سوالی مهارت های ارتباطی بین فردی ماتسون(1983) استفاده شد. فرضیه های پژوهش با روش معادلات ساختاری و تحلیل مسیر با نرم افزارPLS تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد تاب آوری با ضریب تاثیر (497/0) بر بهزیستی روان شناختی تاثیر معنادار و مستقیم دارد. همچنین، تاب آوری با میانجی گری مهارت های بین فردی بر بهزیستی روان شناختی تاثیر غیرمستقیم دارد(P</05). می توان نتیجه گرفت افزایش مهارت های فردی و تاب آوری به ارتقای بهزیستی روانشناختی دانشجویان منجر می شود، لذا دانشگاه ها باید بر روی توسعه تاب آوری و مهارت های بین فردی بیشتر فعالیت کنند.
تحلیل شبکه اجتماعی هم نویسندگی کتب اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختار شبکه اجتماعی هم نویسندگی کتب اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی دانشگاه های دولتی شهر تهران انجام گردید. در این پژوهش از رویکرد علم سنجی و تحلیل شبکه های اجتماعی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کتب منتشرشده اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی دانشگاه های دولتی شهر تهران است که توسط سازمان های انتشاراتی چاپ گردیده و در سایت خانه کتاب نمایه شده است. با روش نمونه در دسترس 643 کتاب بررسی شد. در این پژوهش ابتدا به بررسی الگوهای هم نویسندگی در کتب اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی پرداخته و سپس با رویکرد علم سنجی به مطالعه ساختار شبکه هم نویسندگی با استفاده از شاخص های کلان چگالی یا تراکم، ضریب خوشه بندی، قطر شبکه ، اتصال و میانگین فاصله پرداخته شد و برای بررسی عملکرد هر یک از اعضا از شاخص های خرد مرکزیت درجه، بینیت، نزدیکی و بردار ویژه استفاده گردید. بررسی الگوهای هم نویسندگی بین اعضای هیئت علمی نشان داد که بیشترین میزان هم نویسندگی در بین جامعه مورد مطالعه به صورت 231 مورد دونویسندگی (36 درصد)، 104 مورد به صورت سه نویسندگی (16 درصد) ، 32 مورد به صورت چهارنویسندگی (5 درصد)، 46 مورد به صورت پنج نویسندگی و بیشتر (7 درصد) بوده است. سهم تک نویسندگی در این بین 230 مورد (36 درصد) گزارش شده است. به بیان دیگر 64 درصد کتاب ها به صورت مشارکتی منتشرشده است. شبکه هم نویسندگی کتب اعضای هیئت علمی رشته علوم تربیتی از تعداد 106 گروه و 100 پیوند تشکیل شده است. همچنین بررسی شاخص های کلان شبکه اجتماعی هم نویسندگی در جامعه مورد مطالعه نشان دهنده آن است که این ساختار، به دلیل چگالی کم آن از انسجام پایینی برخوردار بوده و شبکه هم نویسندگی کتب اعضای هیئت علمی علوم تربیتی، شبکه ای گسسته و دارای روابط بسیار کم میان گروه های مختلف است. تحلیل شاخص های خرد نشان می دهد که با توجه به شاخص مرکزیت افرادی چون محمود مهرمحمدی، کوروش فتحی واجارگاه و محمد عطاران و خسرو باقری، از جایگاهی برجسته و میزان نفوذ و قدرت آن ها در شبکه، نسبت به سایر اعضا، بالاتر بوده و دارای بیشترین قدرت تأثیرگذاری علمی هستند و این افراد به نوعی جریان اطلاعات در شبکه را کنترل می کنند.
شناسایی پیشران های برنامه درسی آموزش عالی علمی- کاربردی با هدف طراحی الگویی آینده نگر: با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های برنامه درسی آموزش عالی علمی – کاربردی با روش فراترکیب به منظور طراحی الگویی آینده نگر در برنامه درسی آموزش عالی علمی کاربردی انجام شده است. در پژوهش حاضر 24 پژوهش مرتبط با موضوع، در پایگاه های مختلف علمی از سال 2013 تا 2023 استخراج شده که با استفاده از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو مورد بررسی قرار گرفته است. با تحلیل محتوای آن ها مفاهیم و مقوله های مربوط استخراج گردید و میزان اهمیت و اولویت مفاهیم با روش آنتروپی شانون تعیین شده است. بر اساس یافته های پژوهش 49 مفهوم در قالب 12 مقوله شناسایی شدند. مقوله های (توسعه مهارت، مدیریت کلاس، محتوا، روش ها و الگوهای تدریس، ارائه بازخورد مدرسین ، فضای آموزشی، سنجش و ارزشیابی، رویکردهای تدریس، شغلی، سیاسی، فرهنگی، زیست محیطی) به ترتیب ضریب اهمیت در بین مقوله های برنامه درسی آموزش عالی علمی - کاربردی هستند. نتیجه اولیه یافته های این پژوهش نشان می دهد که برای طراحی الگویی در برنامه درسی آموزش عالی علمی کاربردی، به پیشران های توسعه مهارت، مدیریت کلاس، محتوا، روش ها و الگوهای تدریس، ارائه بازخورد مدرسین، فضای آموزشی، سنجش و ارزشیابی، رویکردهای تدریس، شغلی، سیاسی، فرهنگی، زیست محیطی و اثرگذاری و اثرپذیری آنها بر روی یکدیگر باید توجه کرد.
طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
221 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه طراحی الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان بود. تاکنون هیچ تحقیقی در مورد طراحی الگوی برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان انجام نشده است. حال آنکه هر کشوری مطابق با نیازمندی ها و شرایط خود به طراحی برنامه درسی ویژه ای نیاز دارد. بنابراین در پژوهش حاضر تلاش بر آن شد که خلأ موجود در برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان تا حدودی رفع گردد. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل مضمون استقرایی و ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش، متخصصان برنامه درسی و اعضای هیئت علمی دانشگاه های افغانستان بودند که به روش گلوله برفی انتخاب شدند و انجام مصاحبه با 15 نفر از آنان به اشباع نظری رسید. گفتنی است شرط انتخاب اعضای هیئت علمی، 5 سال فعالیت در بخش برنامه ریزی درسی دانشگاهی بود. مصاحبه ها ابتدا به صورت صوتی ثبت و سپس توسط پژوهشگر به شکل متن تنظیم شد. در مرحله اول تحلیل مضمون، 230 کد باز حاصل شد و در مرحله ی دوم تعداد کد ها به 61 کد تقلیل یافت. در نهایت 8 کد نظری حاصل شد که در نتیجه آن الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی کشور افغانستان با ابعاد مختلف، به این ترتیب به دست آمد: نقاط قوت برنامه درسی دانشگاهی موجود، نقاط ضعف برنامه درسی دانشگاهی موجود، عناصر برنامه درسی دانشگاهی مطلوب، ویژگی های عناصر برنامه ریزی درسی دانشگاهی مطلوب، موجودیت تمام جوانب ذینفع در نهاد مشترک تصمیم گیری، رعایت تمامی مراحل طراحی برنامه ریزی درسی دانشگاهی، رعایت ارزش های دینی-ملی و ارزش های جهانی به شرط مغایر نبودن با ارزش های دینی و ملی کشور، استفاده از فناوری های موردنیاز در مطابقت با امکانات و سطح دانش استادان و دانشجویان، عوامل اثربخش داخلی و خارجی بر طراحی برنامه درسی دانشگاهی مطلوب کشور. ابعاد مذکور چارچوب الگوی مطلوب برنامه درسی دانشگاهی افغانستان را تشکیل می دهند.
چالش های معلمان برای آموزش مجازی در دوران پاندمی کرونا: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شیوع ویروس کرونا باعث تعطیلی آموزش حضوری و روی آوردن اجباری سیستم آموزشی کشور به آموزش مجازی شده است. پس از دوسال که رفته رفته آموزش مجازی پایان پذیرفته و آموزش حضوری برقرار شده، لازم است چالش ها و مشکلات آموزش مجازی از دیدگاه معلمان به عنوان رکن اصلی آموزش مطالعه شود. این پژوهش با هدف مطالعه چالش های آموزش مجازی و ارزیابی معلمان از این سبک آموزش صورت گرفته است. این مطالعه در چارچوب رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی انجام شده است که در آن داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساخت یافته گردآوری شده است. مصاحبه شوندگان 12 نفر از معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند ملاکی انتخاب شدند و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد.تحلیل داده ها با روش هفت مرحله ای کلایزی انجام پذیرفت. یافته های پژوهش نشان داد که ادراک معلمان از چالش های آموزش مجازی، شامل4 مضمون اصلی و 19 مضمون فرعی است که مضمون های اصلی شامل چالش های مادی و تکنولوژیکی و چالش های حکمرانی آموزش و چالش های ارکان نهان آموزش و چالش های سیستم تربیت معلم میباشد.
Development of a Strategic Plan for the Educational System of Farhangian University Based on the SWOT Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Background and Objectives: Today, strategic planning is considered a way to help increase productivity and achieve organizational goals, and it has become more necessary at Farhangian University as a new organization. Therefore, the current research was conducted to develop Farhangian University's strategic educational program. Methods: The research method is mixed, quantitative, and qualitative. The statistical population included all professors, officials, deputies, and education experts of Farhangian University of Alborz Province. In the qualitative section, sixteen people and in the quantitative section, 50 people were selected based on random sampling. The research tool was a semi-structured interview in the qualitative part and a researcher-made questionnaire with reliability (0.943) in the quantitative part. Findings: Findings showed that threats (3.49), weaknesses (3.48), strengths (3.22), and opportunities (3.21) are more effective, respectively. As a result, a suitable teaching strategy at Farhangian University is a defensive strategy. The proposed solutions are presented in 4 sections: Conservative (so), Conservative (St), Defensive (wt), and Defensive (WT). Conclusion: As a result, the university has developed quantitatively and qualitatively using a suitable defensive strategy.
شناسایی مؤلفه های ریاکاری سازمانی در سازمان های دولتی مورد مطالعه اداره کل آموزش پرورش خراسان رضوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ریاکاری سازمانی زمانی اتفاق می افتد که ارزش ها، علایق و ایده های افراد ناسازگاری وجود داشته باشد که بر عملکرد آنها در سازمان تأثیر بگذارد. این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفه های ریاکاری سازمانی در سازمان های دولتی در اداره کل آموزش پرورش خراسان رضوی انجام شد .روش پژوهش مطالعه کیفی بود که در آن از رویکرد پدیدارشناسی استفاده شد. جامعه آماری تعدادی از کارکنان اداره کل آموزش پرورش خراسان رضوی می باشند و نمونه گیری خبرگان با استفاده از روش نمونه گیری انتخابی هدف مند انجام شد. که با 17 شرکت کننده انجام گرفت. روش جمع آوری داده ها, مصاحبه های نیمه ساختار یافته عمیق و روش تجزیه و تحلیل کلایزی بود. یافته های مطالعه چهار مولفه اصلی شامل دوگانگی گفتار و عمل , تظاهر و نقاب زدن و پنهان کاری و کتمان حقیقت و تمایل به خود فریبی را نشان داد لذا نیاز است مدیران آموزش و پرورش کل خراسان رضوی فرهنگ صداقت، شفافیت، و اخلاق حرفه ای را در محیط کار ترویج دهند. این امر نه تنها به بهبود عملکرد سازمان کمک می کند، بلکه محیطی سالم و سازنده برای کارکنان نیز ایجاد می کند.
تدوین مدل روابط ساختاری نقش واسطه ای خودآگاهی هیجانی و مسئولیت پذیری در ارتباط بین حس انسجام و خود دلسوزی با بهزیستی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
۲۶۴-۲۴۵
حوزههای تخصصی:
بهزیستی تحصیلی از متغیرهای مهم در حوزه آموزش و یادگیری است که شناخت عوامل زمینه ساز آن ضرورت دارد. بهزیستی از تعامل عامل های چندی از جمله محیطی، فردی و شخصیتی پدید می آید. هدف پژوهش حاضر بررسی روابط ساختاری متغیرهای شخصیتی حس انسجام، خوددلسوزی، خودآگاهی هیجانی و مسئولیت پذیری با بهزیستی تحصیلی بود. در این مطالعه توصیفی همبستگی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز جامعه آماری را تشکیل دادند. تعداد 350 نفر (181 مرد و 169 زن) به روش نمونه گیری چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های حس انسجام آنتونوسکی (Antonovsky)، خوددلسوزی نف (Neff)، خودآگاهی هیجانی گرنتGrant) و همکاران، مسئولیت پذیری گاف (Gaugh)، فهرست مشغولیت تحصیلی سالملا-آرو و آپادیا (Salmela-Aro & Upadya) و سیاهه فرسودگی تحصیلی سالملا-آرو (Salmela-Aro و همکاران پاسخ دادند. داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. مدل فرضی بهزیستی تحصیلی در جامعه پژوهش برازنده بود X2/DF=2/12 , RMSEA= 0/05 . مسیر مستقیم حس انسجام و خودآگاهی هیجانی و مسئولیت پذیری به بهزیستی تحصیلی دانشجویان معنادار بود اما مسیر مستقیم خوددلسوزی معنادار نبود. مسیر غیرمستقیم حس انسجام با میانجی گری خودآگاهی هیجانی و مسئولیت پذیری معنادار بود. همچنین مسیر غیرمستقیم خوددلسوزی از طریق خودآگاهی هیجانی بر بهزیستی تحصیلی معنادار بود. در مجموع 38 درصد از واریانس بهزیستی تحصیلی از طریق متغیرهای مدل تبیین شد. با توجه به اثر مستقیم و غیر مستقیم حس انسجام، خودلسوزی، خودآگاهی هیجانی و مسئولیت پذیری بر میزان بهزیستی تحصیلی، به نظر می رسد با تقویت خودآگاهی هیجانی، حس انسجام، خوددلسوزی و مسئولیت پذیری می توان بهزیستی تحصیلی دانشجویان را تقویت کرد.
رابطه اعتماد سازمانی و تاب آوری سازمانی با ادراک از سکوت سازمانی در بین معلمان درس هنر دوره متوسطه شهر کربلا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۹
92 - 114
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین اعتماد سازمانی و تاب آوری سازمانی با ادراک از سکوت سازمانی بین دبیران هنر در شهر کربلای عراق انجام شد. روش تحقیق آن از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن شامل همه ی معلمان هنر دوره متوسطه شهر کربلا در سال 2023 به تعداد 146 نفر می شده است. برای نمونه گیری از روش تصادفی طبقه ای استفاده شد و بر این اساس تعداد 103 معلم بر اساس فرمول حجم نمونه کرجسی و مورگان (1970) انتخاب و در مطالعه شرکت داده شدند. داده ها از طریق نسخه برگردان شده به زبان عربی پرسشنامه های: اعتماد سازمانی شفیعی (1390)، تاب آوری امیری و همکاران (1397) و سکوت سازمانی زکریاپور (1393) گرداوری شدند. برای سنجش روایی محتوایی مقیاس ها از شاخص روایی محتوای لاوشه استفاده شد. بر این اساس، روایی محتوایی هر یک از مقیاس ها به ترتیب: 78/0، 74/0 و 75/0 محاسبه شد که نشان می دهد مقیاس ها از روایی محتوایی کافی برخوردارند. نیز برای سنجش پایایی ابزارها از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد. بر این اساس پایایی هر مقیاس به ترتیب: 70/0، 82/0 و 81/0 برآورد شد که نشان می دهد ابزارها از پایایی کافی برخوردار هستند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه 26 و آزمون های آماری همبستگی و رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که بین اعتماد سازمانی و تاب آوری سازمانی با سکوت سازمانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0p>). همچنین مشخص شد که سه مؤلفه از مؤلفه های اعتماد سازمانی و دو مؤلفه از از مؤلفه های تاب آوری سازمانی، پیش بینی کننده قوی و منفی سکوت سازمانی هستند (01/0p>).
شناسایی عناصر مطلوب آموزش های سازمانی مهندسان صنعت آب و برق برمبنای رویکرد حرفه گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
25 - 50
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به واکاوی الگوی مطلوب آموزش های سازمانی مهندسین صنعت آب و برق، بر مبنای آموزه های رویکرد حرفه گرایی پرداخته است. هدف پژوهش، شناسایی عناصر مطلوب آموزش های سازمانی مهندسین، از منظر برنامه ریزی درسی و بیان ویژگی های عناصر مذکور است. پژوهش ازنظر هدف کاربردی است و با روش کیفی از نوع پدیدارشناسی انجام شده است. داده های تحقیق با رعایت اصل اشباع نظری، از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 20 مدرس و کارفرمای صنعت، به روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی و برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری هفت مرحله ای کلایزی استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است، الگوی مطلوب آموزش های مهندسان در چهارعنصر اساسی تعیین هدف (واضح و مبتنی بر ابعاد شایستگی؛ قابل دستیابی؛ مبتنی بر علاقه و نیاز شغلی و مدیریتی و نگاه آینده نگرانه به تکنولوژی های روز)، طراحی و تدوین محتوا (جامعیت محتوا؛ مبتنی بر نیاز و مهارت های شغلی؛ جذابیت و سازمان دهی مناسب و مبتنی بر اصل سودمندی)، راهبردهای تدریس و یادگیری (روش تدریس فعال؛ استفاده از بسترهای فناورانه؛ مشارکت در یادگیری و تناسب با شرایط یادگیرندگان) و ارزشیابی و بازنگری برنامه (استاندارد بودن ابزار ارزشیابی، تأکید بر انواع هدف و تنوع ارزیابان و بازخورد اصلاحی و طراحی برنامه ترمیمی) قابل انتزاع است؛ به طورکلی عناصر الگوی آموزش های سازمانی، به ترتیب اهمیت، شامل تعیین هدف، ارزشیابی و بازنگری برنامه، طراحی و تدوین محتوا و راهبردهای تدریس و یادگیری است و توجه به ویژگی های عناصر مذکور می تواند در طراحی و تدوین برنامه های آموزش سازمانی حرفه گرایانه مهندسان مورداستفاده قرار گیرد.
پیشنهاد الگویی برای ارتقاء مهارت های زندگی دانشجویان: بر اساس یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
103 - 122
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی ارتقاء مهارت های زندگی دانشجویان و طراحی مدل جامع انجام شده است. روش پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی صورت گرفت. در بخش کیفی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 16 نفر از اعضاء هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی به شیوه نمونه گیری هدفمند تا مرزاشباع نظری مطالعه به عمل آمد. ابزار بخش کمّی، پرسشنامه محقق ساخته براساس یافته های بخش کیفی بود. تایید روایی محتوای پرسشنامه از دیدگاه اساتید، روایی سازه از تحلیل عاملی تاییدی و پایایی ابزار به شیوه پایایی ترکیبی انجام شد. تحلیل داده ها در بخش کیفی، با استفاده از تحلیل محتوای استقرایی و کدگذاری در سه سطح باز، محوری و انتخابی انجام شد. در بخش کمّی، جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران در سال تحصیلی 1401 به تعداد 139701 نفر بودند که تعداد 424 نفر بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. تحلیل داده های بخش کمّی به روش تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاری صورت گرفت. براساس یافته های تحقیق؛ چهار بعد محیط آموزشی، ویژگی های استادان، آموزش و یادگیری مهارت ها و توسعه مهارت های فردی با چهارده مؤلفه در طراحی مدل منظور گردیدند. نتیجه شاخص نیکویی برازش نیز نشان داد عملکرد کلی الگوی ارائه شده از کیفیت مناسبی برخوردار است. این مدل می تواند در برنامه ریزی های آموزشی، دانشجویی و فرهنگی دانشگاه مفید باشد و به ارتقاء مهارت های زندگی دانشجویان کمک نماید.
رابطه مدیریت دانش و رفتار اطلاع یابی با سبک ترجیحی تدریس معلمان ابتدایی، نقش میانجی گرانه خلاقیت معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: سبک های تدریسی که معلمان انتخاب می کنند، تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارند؛ لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه مدیریت دانش و رفتار اطلاع یابی با سبک ترجیحی تدریس معلمان ابتدایی شهر سنندج با توجه به نقش میانجی گرانه خلاقیت معلمان می باشد. روش ها : پژوهش حاضر از نوع تحقیقات توصیفی همبستگی با استفاده از روش معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهر سنندج است که در سال تحصیلی 1403-1402مشغول به خدمت هستند. حجم نمونه (300 نفر) با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تعیین شد. شرکت کنندگان به «پرسشنامه مدیریت دانش» پروبست و همکاران، «پرسشنامه خلاقیت» عابدی، «پرسشنامه رفتار اطلاعاتی» هسو و همکاران و «پرسشنامه سبک ترجیحی تدریس» موسی پور پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از ضریب همبستگی و معادلات ساختاری بهره گیری شد. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که مدیریت دانش و رفتار اطلاع یابی، با خلاقیت و سبک های ترجیحی تدریس، رابطه معناداری دارند. همچنین خلاقیت، با سبک های ترجیحی تدریس نیز دارای رابطه معناداری است. علاوه بر این، خلاقیت، نقش میانجی بین مدیریت دانش و سبک های ترجیحی تدریس و همچنین بین رفتار اطلاع یابی و سبک های ترجیحی تدریس ایفا می کند. مدل پژوهش نیز دارای برازش مطلوبی است. نتیجه گیری: مدیریت دانش و رفتار اطلاع یابی، با ارائه منابع دانشی و اطلاعاتی، سبب دسترسی بیشتر افراد به ایده های نو و خلاق در تدریس می شود و گرایش معلمان به استفاده از سبک های تدریس فعال را افزایش می دهد؛ .