فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۰۱ تا ۱٬۱۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
151 - 168
حوزههای تخصصی:
پیش از عطار، شاعران و نویسندگان مختلفی مبادرت به تالیف اثر از زبان مرغان کرده اند. عمده قریب به اتفاق این آثار در حدود اواخر قرن پنج تا اوایل قرن هفت تالیف شده اند و با وجود مشترکات فراوانی که تالیف این نوع اثر می طلبد، تفاوت های آشکاری نیز در میان آن ها به چشم می خورد. یکی از این تفاوت ها، تفاوت در شیوه نمادپردازی پرندگان است. در این پژوهش رساله الطیر خاقانی، سنایی غزنوی و نجم الدین رازی از منظر نمادپردازی پرندگان با یکدیگر مقایسه می شوند چراکه در شیوه پرداخت، هدف نهایی و توصیفات آن ها تفاوت هایی مشاهده شد که آن ها را مستعد قرار گرفتن در مقام مقایسه تحقیق حاضر کرد. در این پژوهش دریافت شده که چطور تفاوت در نگاه و هدف تالیف این آثار، در نهایت باعث تفاوت در نمادپردازی پرندگان شده است. رساله خاقانی شامل توصیفات بی نظیر است و به مدح حضرت رسول (ص) می انجامد. سنایی با محوریت توحید صحنه عبادت پرندگان را تصویر می کند و نجم الدین رازی، مدح وزیر وقت را از مسیر زبان مرغان نگاشته است. یعنی سبک هر شاعر نیز در منحصربه فرد بودن زبان مرغان او اهمیت ویژگی ای داشته که در این پژوهش مرور شده است.
بررسی کارکرد عادت واره های بوردیو در پادشاهی کی کاووس
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
187 - 210
حوزههای تخصصی:
شاهنامه علاوه بر اینکه یک منبع ادبی است، خلق و خوی انسانی را نیز از زاویه های گوناگون مطرح می کند و در لطیف ترین حالت پند می دهد. ناهنجاری های اخلاقی در رفتار فردی، آسیب های اجتماعی به همراه دارد و جامعه را از حالت امنیت و سکون بیرون می بَرد. هدف این نوشتار ارائه اعمالی است که با خیر آرمانی همگونی نداشته و فرد و به طبع جامعه را با چالش مواجه می سازد. از آنجایی که اندیشه های کی کاووس یکپارچه نیستند و چندان با واقعیت مطابقت ندارند، نمی تواند راهبردی عمل کند. این پژوهش سعی دارد عادت واره های شخصیت کاووس را نشان دهد و دریابد کدام عادت واره تأثیر وافری در روند حکومتی او داشته است؟ بر اساس یافته ها، عادت واره سلبی کینه در پادشاهی کاووس از بسامد بسیار بالایی برخوردار است. در واقع عامل اصلی ایجاد کنش ها به شمار می رود و این در حالی است که نیرنگ پایین ترین میزان تأثیر را داشته است؛ اما با برجسته نمودن داستان سیاوش در عادت-واره های ایجابی مهر بیشترین بازکرد را به دست می دهد و اتهام که بر پایه حس تخاصم و رقابت در کاووس بروز می کند، پایین ترین بسامد را دارد. در پادسوی آن نیایش نیز اندک است. هرآیینه فردوسی سرّ توازن اخلاقی را بهترسازی پارسایی و باورمندی به یزدان تبیین می کند.
Modernist Echoes: The Role of Tradition, Language, and Myth in Eliot, Shamlou, and Sepehri(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
126 - 142
حوزههای تخصصی:
This article attempts to explore the influence of T. S. Eliot’s modernist poetics on the works of Iranian poets, Ahmad Shamlou and Sohrab Sepehri. It examines how these Iranian poets engaged with the concepts of “tradition,” “language,” and “myth” in their writings, drawing upon Eliot’s critical perspectives. The article begins with an overview of T. S. Eliot’s significance as an Anglo-American figure of twentieth century literature, and how his modernist themes and techniques resonated with Iranian poets navigating their own cultural transformations. It then reviews relevant secondary sources that provide critical frameworks for understanding the relationships between Eliot, Shamlou, Sepehri, and the broader modernist poetic tradition. The core discussion analyzes how Shamlou and Sepehri, inspired by Eliot’s innovative spirit, may have sought to redefine their engagement with Persian classical poetry. They utilized new approaches to language and expression to challenge established forms, especially through using defamiliarization and mythical method, while still drawing upon their rich literary heritage. By tracing these intertextual and cross-cultural connections, the article aims to contribute to a deeper understanding of the transnational circulation of modernist poetic ideals, especially Eliot’s preoccupations, and how they were reinterpreted and reinvigorated within the Iranian literary context. In fact, this comparative analysis sheds light on the complexities of cultural exchange and the evolution of modern poetry across geographic boundaries.
علل و زمینه های نفوذ زبان فرانسه در ایران دوره ی قاجار (پیش از مشروطیت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
87 - 109
حوزههای تخصصی:
ترجمه یکی از مهم ترین جلوه های تعامل علمی و فرهنگی میان اقوام و ملت هاست و ترجمه ادبی زمینه ساز انتقال اندیشه ها و آفرینش های ادبی از زبانی به زبانی دیگر است. مطالعه تاریخ ترجمه نه تنها به شناسایی تأثیرپذیری های متقابل ادبی کمک می کند، بلکه می تواند ابعاد جدیدی از تاریخ اجتماعی هر جامعه را نشان دهد. در تاریخ ترجمه به زبان فارسی دوره قاجار اهمیت ویژه ای دارد و ریشه جریان مدرن ترجمه ادبی در ایران به آن دوران بازمی گردد. در عصر قاجار رویکردهای تازه و جریان ها و نهادهای نوینی در حوزه ترجمه شکل گرفتند و زبان های جدیدی، از جمله زبان فرانسوی، به طور جدی وارد برنامه های ترجمه شدند. در شاخه ترجمه ادبی، متن مبدأ بخش بزرگی از آثار ادبی ترجمه شده در دوره قاجار به زبان فرانسوی بوده است و این زبان پرنفوذترین زبان خارجی جدید در ایران آن دوران بوده است.هدف این پژوهش دستیابی به پاسخ این پرسش است که علت گسترش زبان فرانسه در دوره قاجار، پیش از مشروطیت، چه بوده است. وضعیت فرانسه در قرن نوزدهم میلادی، جایگاه این کشور در حوزه سیاست و فرهنگ، ویژگی های خاص تاریخ رابطه ایران و فرانسه، ویژگی ها و کارکردهای زبان فرانسوی، گرایش طبقه اشراف قاجاری و نخبگان به یادگیری این زبان و نقش نهادهایی چون مدرسه دارالفنون، مدارس فرانسوی و دارالترجمه ناصری مهم ترین عواملی هستند که با بررسی آن ها می توان به پاسخ این پرسش دست یافت.
تحلیل شاخصهای طنزساز حماسه های مضحک موش و گربه عبید زاکانی و شیخ بهایی با تأکید بر مخاطب نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۷
43 - 72
حوزههای تخصصی:
حماسه مضحک یکی از مهمترین انواع نقیضه پردازی به شمار می آید که با بهره گیری توأمان از عناصر متفاوت حماسه و طنز به بیان هدفی واحد در قالب متنی خلاقانه می پردازد. در این گونه ادبی به کمک وارونگی محتوا و شکل حماسه فاخر و تلفیق آن با گفتمان طنز، ناهمسازی میان موضوع و سبک هر اثر در قالبی طنازانه و به کمک عنصر ناسازگاری به دست می آید؛ موضوعی که برای تأمین نیازهای مخاطب نوجوان با تأکید بر مشخصه های رشد آنان می تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد و موجب جذب بیشتر این طبقه خاص به سوی ادبیات در مقایسه با دیگر گزینه های نامطلوب فرهنگی شود. یکی از شناخته شده ترین عناوین حماسه های مضحک، تقابل نمادین میان موش و گربه است که بی شک مشهورترین آنها در آثار فارسی توسط عبید زاکانی و شیخ بهایی به رشته تحریر درآمده است. در تحقیق پیش رو، بررسی تطبیقی این دو اثر با استفاده از تحلیل محتوایی عناصر داستان ارائه شده است. این بررسی با بهره گیری از شاخصهای شناسایی شده طنزساز حاصل از ناسازگاری گفتمانی و معنایی در طنز صورت پذیرفته است. بر این اساس، تفاوتها و شباهتهای این ادیبان نامدار در پرداختن به یک ژانر با استفاده از روش مجموع وزنی به عنوان یکی از مهمترین روشهای تصمیم گیری چندمعیاره شناسایی شده است. نتایج نشان می دهد که اثر موش و گربه شیخ بهایی امتیاز بیشتری را از دیدگاه شاخصهای طنز از جمله تحقیر، تشبیه به حیوانات، قلب اشیا، تحامق و تهکم به دست می آورد کسب می نماید و بنابراین ظرفیت مناسبتری برای خوانش گروه سنی نوجوان داراست .
مسأله اضطراب مرگ در شعر و اندیشه حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان تنها موجود شعورمندی است که بر امر اعتباری زمان آگاهی دارد. در نتیجه درک زمان آدمی می فهمد وجودش تحلیل خواهد رفت. مسأله درک «زمان» و «مرگ» یکی از جدّی ترین مسائل بشر از عهد «گیلگمش» تا اکنون بوده است. مردم عادی، زمان و اضطراب مرگ را «احساس» می کنند ولی فیلسوفان و شاعران می کوشند آنها را در چارچوب های استدلالی یا دریافت های شاعرانه بازسازی زبانی کنند. حافظ با بیان شاعرانه ولی با رویکردی معرفت اندیشانه با دو مقوله مذکور مقوله زمان درگیر می شود. در نوشتار حاضر، مسأله زمان و اضطرابِ مرگ را در منظومه فکری حافظ کاویده ایم. حافظ، به عنوان شاعری حکیم تناهی و مرگ را نه در زمانی دیر و دور، بلکه در ذات هستی و وجود آدمی می یابد و دلهره مرگ را اضطرابی مهیب و نابودگر می داند و بعد از این درک، برای کاستن از رنجِ ویرانگرِ مرگ راهکاری عرضه می کند. از دیدگاه حافظ، اگرچه آدمی در پرتگاه فنا ایستاده و « فرصت»ش در این عالم چندان نیست، امّا با کیفیّت بخشیدن به زندگی، می تواند زمانِ محدود را زیستنی کند و تنها راه کیفی کردن آن، لذّت بردن، شاد بودن علی رغم وجود مرگ است و با این حکمت متعالیه حافظ می خواهد «آرامش» را در زندگی آکنده از «رنج» به آدمی تقدیم کند.
بررسی مقایسه ای تقابل کهن الگوی سایه و قهرمان در شهنشاه نامه صبای کاشانی و شاهنامه فردوسی با تکیه بر هفت خوان رستم و عباس میرزا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد روان شناسی در قرن بیستم رواج پیدا کرده است. در این نوع نقد، آثار ادبی از جنبه روان شناختی مورد بحث قرار می گیرند و لایه های درونی آنها آشکار می گردد. یونگ از جمله نظریه پردازانی است که کهن الگوها را تعریف نموده و قائل به وجود دو سطح خود آگاهی و ناخودآگاهی در انسان هاست . بر اساس نظریه کهن الگویی وی آثار ادبی را می توان با توجه به جنبه های اساطیری آنها مورد بحث قرار داد. در این مقاله به روش توصیفی –تحلیلی دو اثر حماسی شاهنامه فردوسی و شهنشاه نامه صبای کاشانی از نظر تقابل قهرمان و سایه و نحوه مقابله قهرمان با سایه بررسی شده و نتیجه این است که فردوسی با توجه به شخصیت اسطوره ای رستم سفر معنوی او را با گذر از موانع مختلف تشریح نموده و او به عنوان قهرمان بلا منازع با تکیه بر نیروی معنوی و یاری خداوند به عنوان پیر دانا و گاه رخش و راهنمایان دیگر در سفر خود به کمال رسیده به عنوان قهرمان شناخته می شود . در منظومه شهنشه نامه ، عباس میرزا قهرمانی است که با روس ها می جنگد و صبا با تقلید از فردوسی تلاش نموده دشمنان را به عنوان نیروهای اهریمنی و اسطوره ای معرفی کند و عباس میرزا را رو در روی آنها قرار دهد. وی در سفر خود تنها نیست و با یاری سپاهیانش به نتیجه می رسد و دشمنان به طور نمادین به اژدها و شیر تشبیه می شوندکه از نظر کهن الگویی
تأویل و تحلیل داستان «شبیه گالیله» از عالیه عطایی بر مبنای رویکردهای روانکاوانه و فمنیسم مارکسیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
133 - 157
حوزههای تخصصی:
«شبیه گالیله»، داستانی است در مجموعه «چشم سگ» از عالیه عطایی. داستان، بیان احوال و ماجرای مردی است که ماری را از افغانستان برای فروش به ایران می آورد. ضیا، شخصیت اصلی داستان در مواضع متعدد، صفات، حالات و کنش هایی به همسر و دختر و گاه دیگر زنان داستان اسناد می دهد که پیشتر برای مار نیز به کار برده بود. مسئله مقاله، یافتن توجیه یا علتی برای این اسنادهاست . از این رو با رویکرد روانکاوانه به بررسی ناخودآگاه متن و شخصیت اصلی پرداخته شد و از آنجا که این رویکرد، وجوه اجتماعی و رابطه قدرت را در بر نمی گیرد، در بخشی دیگر با رویکرد فمنیسم مارکسیستی، متن تحلیل و بررسی شد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر تفسیر و تأویل است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ناخودآگاه متن از طریق شخصیت اصلی با ادغام و جابه جایی، تداعی و نماد، مار و زن را به جای هم می نشاند. و زن/ مار به شیئی برای بهره اقتصادی فروکاسته می شود. طبیعی شدگیِ رابطه زن/ مار مطابق خواست شخصیت اصلی و سرانجام رهایی از سلطه شخصیت اصلی در قالب خودبودگی و استقلال در زندگی و تأمین نیازهای اولیه پدیدار شده است. مفاهیم ارزشی ذکرشده در داستان طبق نظرگاه و گفتمان غالب شخصیت اصلی و در جهت تثبیت سلطه او بر زن/ مار، تغییر معنا می یابد.
تعریف ادبیات الکترونیک و پیشنهاد یک اصطلاح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
160 - 193
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاش دارد در مفهوم اصطلاح نوظهوری که در مجامع فارسی زبان، با عنوان ادبیات الکترونیک/دیجیتال شناخته می شود، کاوش کند و با مرور برخی ویژگی های بنیادین آن، مانند «تعاملی بودن»، «چندرسانگی»، «وابستگی به محاسبات رایانشی» و «سخت پیمایی و غیرخطی بودن»، شناختی ملموس از آن به دست دهد. در دهه های اخیر، به دلیل چارچوب های نظریِ در حال تحول، تعریف ادبیات الکترونیک فرایندی پیچیده بوده است. مقاله حاضر سعی دارد با طرح ریزی پنج دوره «مفاهیم اولیه و ظهور فرامتن (نیمه نخست 1990 2000)»، «سخت پیمایی آرسِت و توجه به نقش تعامل (نیمه دوم 1990 2000)»، «کرشنباوم و مادیت متن الکترونیکی، هایلز و امر ادبی (2000 2010)»، «برجسته شدن روایت گری تعاملی و بازی مانندی (2010 تاکنون)» و «چالش تعریف در دوران هوش مصنوعی» نگاهی تاریخی به تلاش محققان برجسته این حوزه داشته باشد و درنهایت تعریفی روشن گر از ادبیات الکترونیک ارائه دهد. از طرف دیگر، مقاله حاضر، در ترجمه اصطلاح «electronic literature»، با ذکر دلایل مختلفی ازجمله «کژتابی اصطلاح ادبیاتِ الکترونیک»، واژه «کُدَبیات» را به جای ترجمه تحت اللفظی «ادبیات الکترونیک» پیش نهاد می دهد.
ثبت تاریخ سرایش شعر توسط شاعر و نقش آن در تاویل و تفسیر شعر (بررسی در اشعار معاصر فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی بر تأویل و تفسیر یک شعر موثر است. هر اثر ادبی، می تواند امکانات معنایی خاصی در دل خود داشته باشد که به تأویل بهتر آن اثر کمک کند. ذکر زمان سرایش یک شعر که توسط شاعر ارائه می شود از امکانات پیرامتنی است که به تفسیر شعر کمک می کند. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است؛ ابتدا به مسئله ی تفسیر شعر توسط خود شاعر و ذکر زمان سروده شدن به عنوان عاملی برای این نوع تفسیر خودنوشت پرداخته شده و ضمن بررسی اشعار برخی از شاعران مطرح معاصر ایران، نحوه ی تاثیرگذاری ذکر زمان توسط شاعر بر تفسیر شعر به پنج دسته، تقسیم شده است: ذکر زمان در خدمت نقد جامعه شناختی اثر، ذکر زمان در خدمت نقد روان شناسانه ی اثر، ذکر زمان در خدمت شناخت تکامل شعری شاعر به کمک نقد تکوینی، ذکر زمان در خدمت گفتمان عصر سرودن شعر، ذکر زمان در خدمت نقد تصاویر و استعارات فصلی در شعر. در بررسی این دسته بندی ها؛ شواهدی از اشعار شاعران معاصر برای هر یک از پنج دسته، بیان شده و سپس به تحلیل آن ها پرداخته شده است. ذکر تاریخ سرایش در هر یک از این پنج دسته؛ زمینه های اجتماعی، روان شناختی، سیاسی و زیبایی شناختی شعر را نمایان کرده و بررسی، تحلیل وتأویل شعر را به جهت نقد دقیق تر آن، تسهیل می کند.
بررسی و تحلیل اسکاز در اشعار روایی مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از نظریه های نقد ادبی، بر اساس دانش های دیگری چون زبان شناسی شکل گرفته و تا حدودی ماهیت میان رشته ای دارند. یکی از این نظریه ها، فرمالیسم است که تأثیر شگرفی بر مطالعات ادبی داشته است. اسکاز از اصطلاحات مهم نقد فرمالیستی است که بر تفاوت صدای نویسنده و راوی تأکید دارد و تمایز این دو را برجسته می کند. دیالوگ محوری، دو زبانی، توجه به زبان شفاهی، محدودیت افق فکری، فقدان سانسور و ابهام در زبان، از مؤلفه های اسکاز به شمار می آید. توجه به عنصر روایت و ترکیب زبان کهن و روزمره از ویژگی های شعر مهدی اخوان ثالث است که سبب شده برخی اشعار روایی او از منظر اسکاز قابل بررسی باشد. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، هجده شعر روایی اخوان ثالث بر اساس مؤلفه های اسکاز بررسی و تحلیل شده تا به این پرسش پاسخ داده شود که ویژگی های ساختاری و محتوایی اسکاز تا چه اندازه در اشعار روایی اخوان ثالث، نمود یافته و کدام یک از ویژگی های ساختاری و محتوایی اسکاز در شعر او غالب است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در اشعار روایی اخوان، ویژگی های ساختاری اسکاز یعنی روایت، دو زبانی، دیالوگ محوری و زبان شفاهی بر ویژگی های محتوایی آن یعنی محدودیت افق فکری، عدم سانسور و ابهام غلبه دارد.
بازنمایی نیروهای قدرت در ادبیات نمایشی دهه 1340: مطالعه موردی نمایشنامه ها ی «آی بی کلاه، آی باکلاه» و «دیکته»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
221 - 256
حوزههای تخصصی:
واکاوی و بررسی متون نمایشی با درنظر گرفتن شرایط مؤثر بر شکل گیری آن ها، امری است که بینشی بهتر و نگاهی درست تر از فضایِ درونی درام به دست می دهد. قطعاً در ایجاد هر نمایشنامه، مشخصه های مهمی نقش دارند؛ از عناصر واژگانی زبانی گرفته تا شرایط اجتماعی سیاسی، خصوصاً مناسبات قدرت و اثرگذاری ایدئولوژی حاکم بر ذهنیت نویسنده. چگونگی بازنمایی نیروهای قدرت موضوعی است که پژوهشگران عرصه های گوناگون و به طور خاص، تحلیل گفتمان انتقادی، همواره به آن پرداخته اند. پژوهش حاضر بر آن است چگونگی این بازنمایی را در آثار یکی از شناخته شده ترین نویسندگان ایرانی، به عنوان نمونه ای از گفتمان سیاسی چپ، که گفتمان سیاسی غالب در میان روشنفکران پس از شهریور 1320 است، بررسی کند. از میان آثار این دوره، نمایشنامه های «دیکته» و «آی بی کلاه، آی باکلاه» نوشته غلامحسین ساعدی انتخاب شد، چرا که از مهم ترین دغدغه ها ی غلامحسین ساعدی به عنوان یک روشنفکر، آگاه کردن مردم نسبت به جهل و خرافه موجود و رهایی ایشان از یوغ دیکتاتوری داخلی و استعمار خارجی است. مشخصا ً این پژوهش، مترصد آن بوده تا به بازنمایی نیروهای قدرت بپردازد و نوع تقابل ایشان با یکدیگر را با استفاده از شیوه مذکور معین سازد. نتایج حاصل از تحلیل آثار در چارچوب رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، گویای آن است که در سپهر ادبی سیاسی ایران سال های 1340 و 1350، عنصر قدرت نقش مهم و برجسته ای را در غالب شدن یک گفتمان، در میان گفتمان های حاضر بازی می کند.
بررسی عوامل فرهنگی تأثیرگذار بر شکل گیری شخصیت دیو در افسانه های آذربایجان براساس مطالعات انسان شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
37 - 65
حوزههای تخصصی:
دیوها در افسانه های آذربایجان، گاه مظهر شر و بدی و ستمکاری هستند که از لحاظ بدنی قدرتمندند و بر انسان پیروز و غالب اند و گاه در برخی موقعیت ها، انسان یا به لحاظ توان و نیروی بدنی یا به لحاظ ذکاوت و هوش آن ها را مغلوب می کند. پژوهش حاضر این تغییر و تحول را از منظر انسان شناسی فرهنگی بررسی می کند و سؤال اصلی پژوهش این است که دیو در افسانه های آذربایجان از نظرگاه های انسان شناسی توضیح دهنده چه پدیده های فرهنگی است و براساس کدام مقتضیات فرهنگی به وجود آمده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر بررسی شخصیت دیو در افسانه های مکتوب آذربایجان با روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای به شناخت و تحلیل فرهنگ مردم آذربایجان پرداخته و به نتایجی از این دست رسیده است که براساس نظرگاه های کارکردگرایی مالینوفسکی، فرهنگ ازدواج اجباری، فرهنگ مردسالاری، فرهنگ رزم و حماسه و هوشیاری در برابر دشمن و دفع فریب خوردگی، فرهنگ تقدیرگرایی، فرهنگ ارزشمندی عشق پاک و نیز توسعه یافتگی فرهنگی با عنایت به رشد فکری و بینشی مردم طی دوران، در شکل گیری شخصیت دیو در افسانه هایشان تأثیرگذار بوده و این وجوه فرهنگی بیانگر احوال و خلقیات مردم آن جامعه و روشنگر هویت فرهنگی شان است.
شغال، شکار یا شکال (تصحیح واژه ای از بوستان سعدی در پرتو فرهنگ عامه جغرافیای جنوب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
146 - 170
حوزههای تخصصی:
شعر سعدی نمونه اعلای فصاحت و بلاغت است؛ ساختاری منظم که اجزای آن به صورت کاملاً منسجم و دقیق در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. این چینش منظم و به هم پیوستگی دقیق اجزا، به نحوی است که ایرادات احتمالی عموماً برآمده از عوامل بیرون از کلام سعدی مثل لغزش ها و دستکاری های کاتبان و شارحان، به وضوح برای مخاطب نمایان می شود. از این چشم انداز در باب دوم بوستان سعدی واژه ای وجود دارد که نسبت زیبایی شناختی و منطقی چندانی با کلیت شعر و اندیشه سعدی ندارد و سال هاست که در حافظه فرهنگی ایرانیان در شکل یک خطای مزمن، رسوب کرده است. در حکایت درویش و روباه، باب دوم بوستان آمده است: در این بود درویش شوریده رنگ/ که شیری در آمد شغالی به چنگ// شغال نگونبخت را شیر خورد/ بماند آنچه روباه از آن سیر خورد، با توجه به اینکه در رفتار زیستی شیر و روباه، خوردن گوشت هم نوعان و دیگرگوشتخوارن بسیار نادر است و به شکار اجباری محدود می شود، بنظر می رسد خوانش معمول از واژه شغال چندان صحیح نیست. نگارندگان در مقاله حاضر با نیم نگاهی به فرهنگ عامه مردم جنوب و سپس با مراجعه به نسخه های خطی، شرح های شناخته شده و سایر منابع مکتوب نشان داده اند که خوانش معمول و غالب از واژه چندان صحیح نیست؛ صورت صحیح این واژه شکار بوده است که به دلیل قواعد ناظر بر تحولات آوایی، به صورت شکال نیز تلفظ می شده است و از طرفی شکال شکل عام شکار به شمار می رفته است که به خاطر وفور نوع خاصی از بز کوهی در مناطق جنوب، برای نامیدن آن استفاده می شده است.
تأملی انتقادی در کتاب دستور زبان فارسی بر پایه نظریه گشتاری، تألیف مهدی مشکوه الدینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۷
109 - 130
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی انتقادی کتاب دستور زبان فارسی برپایه نظریه گشتاری، تألیف مهدی مشکوه الدینی، سرفصل درس دستور زبان فارسی2 در مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که این کتاب از جنبه هایِ طرح و بررسی بسیاری از مباحث بنیادینِ دستور زبانشناختی، توضیح و تفصیل بسیاری از مباحث دستور سنتی بر پایه علم زبانشناسی و ارائه نمونه مثالها منبعی درخور برای این درس به شمار می آید؛ اما از لحاظ انطباق با سرفصلهای تعیین شده در برنامه درسی، همچون تعریف نظریه در زبانشناسی، معرفی اجمالی نظریات مختلف نحوی و بیان تفاوتهای عمده دستور سنتی با دستورهای زبانشناختی و ساختار بویژه نقص در فصل بندی مطالب، پیچیدگی زبان و اشکال در شماره گذاری عنوانهای اصلی و فرعی و محتوا شامل کاستی در تعاریف و مفاهیم و نادرستیِ برخی نمونه مثالها نارساییهایی قابل تأمل و نیازمند به بررسی نیز دارد که این پژوهش می تواند در بازنگری و رفع آن مؤثر واقع شود.
نشانه شناسی عواطف و احساسات افراسیاب در شاهنامه فردوسی بر اساس رمزگان رولان بارت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
به اعتقاد رولان بارت هر متنی از به هم بافته شدن پنج رمزگان برای ایجاد دلالت های متنی شکل می گیرد: رمزگان هرمنوتیکی، رمزگان معنایی، رمزگان کنشی، رمزگان نمادین و رمزگان فرهنگی (ارجاعی). با بازگشایی این رمزگان ها می توان معنای درون متنی را دریافت کرد. در این جستار شخصیت پیچیده افراسیاب (مثبت و منفی) بر پایه رمزگان رولان بارت بررسی و تحلیل شده است. از افراسیاب تورانی در شاهنامه در 6595 بیت یاد شده است. آنچه افراسیاب را از دیگر شاهان شاهنامه متمایز کرده، القاب و اوصافی مانند افسونگر، اژدها، ترک تیره روان، ترک بدگوهر، ترک بدپیشه، دیو، سرکش، کم خرد، ناجوانمرد، مرد شوم و مرد اهریمنی است که به او داده اند و کمتر پژوهشگران به صفات مثبت او همچون فره مندی، مهربانی و علاقه به هم نوع توجه کرده اند. اشاره مختصر به این صفات برای روشن شدن ابعاد شخصیتی افراسیاب در شاهنامه ضروری است. از این رو می توان صفات افراسیاب را با کمی اغماض، به دو دسته 70% منفی و 30% مثبت تقسیم کرد. در این جستار، نویسندگان بر پایه نشانه شناسی، به رمزگشایی عواطف و احساسات افراسیاب- که هم صفات مثبت است و هم صفات منفی- منطبق بر نظریات رولان بارت بر اساس سه رمزگان هرمنوتیک، معنایی و کنشی از رمزگان پنج گانه خواهند پرداخت.
زن، مسائل زنان و زبان زنانه در شعر سیمین بهبهانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۵
76 - 93
حوزههای تخصصی:
سیمین بهبهانی از شاعران زن نوپرداز معاصر است؛ او شاعری اجتماعی است و بخش بزرگی از هنر شعری خود را به این موضوعات اختصاص داده است. دفاع از حقوق زنان و مخالفت با نظام مردسالار و طرح نوعی فمنیسم میانه رو در شعر او نمود دارد. مسائل زنان بخش مهمی از مباحث اجتماعی شعر او را به خود اختصاص داده و او زبان گویای زن ایرانی و نماینده اعتراض زنانه به نظام مردسالار و محدودیت های ناشی از آن است. در کنار این او در خلق زبانی زنانه کوشیده است. این ویژگی در حضور تکرار پربسامد واژه زن و واژگان مرتبط با جنس مؤنث، دیده می شود. اعتقاد او به اینکه زبان شعر زنان باید زنانه باشد سبب شده تا اجزا و عناصر بی شماری از زبان زنانه را در شعرش وارد کند. ترکیب سازی ها، حوزه واژگانی مرتبط با مشاغل زنانه، واژگان مرتبط با آراستگی و زینت زنانه و برخی دیگر از واژگان زنانه در شعر او حضوری گسترده دارد. پژوهش حاضر تلاش داشته با روشی توصیفی-تحلیلی جلوه های این تفکرات و نمود زبان زنانه در شعر سیمین را مطالعه و تحلیل کند. نتایج پژوهش حاضر نشان از حضور پررنگ مسائل زنانه در شعر سیمین و اجزا و عناصر زبانی زنانه در شعر اوست.
بررسی و تحلیل الگوی تعریف اصطلاحات عرفانی در نثر آموزشی صوفیه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
گونه آموزشی نثر صوفیه فارسی در میان انواع گونه های نثر عرفانی از نظر بسامد کمی، غنای معنای منتقل شده و هدف تألیف، مهمترین گونه در مطالعات نثرپژوهی صوفیه است. مؤلفان متون آموزشی صوفیه برای تعلیم آموزه های صوفیانه، تبلیغ گفتمان خانقاهی و دفاع از اندیشه صوفیه در برابر تحریف و دشمنی ها، متون آموزشی عرفانی را تألیف کردند و از طریق آن مفاهیم و آموزه های بنیادی صوفیه را به مخاطبان خود انتقال می دادند. اصطلاحات و واژگان خاص صوفیانه یکی از مهمترین مسائل پیش روی نویسندگان این متون بوده است. ابهام در معنا و احتمال برداشت های ناصواب از سوی مخاطبان خانقاه باعث توجه مؤلفان گونه آموزشی نثر صوفیه به اصطلاحات خاص صوفیه و ارائه معنایی صحیح و همسو با گفتمان اصیل عرفانی شده است. در این مقاله الگو ها و شیوه های تعریف اصطلاحات عرفانی در ده اثر برگزیده نثر آموزشی صوفیه به عنوان مهمترین گونه ادبیات عرفانی با هدف تعلیم و تبلیغ با روش تحلیلی-توصیفی بررسی شده است. الگوی تعریف اصطلاحات در چهار سطح گونه اصطلاحات تعریف شده، موقعیت در متن، شیوه ورود به تعریف و شیوه تعریف بررسی و تحلیل شده است و سرانجام الگو های تعریف اصطلاحات صوفیه در متون مطرح گونه آموزشی نثر صوفیه بر اساس سطوح بررسی شده مشخص شدند.
مقایسه رویکردهای شرح نویسی بر گلستان سعدی (بر اساس پنج شرح مشهور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
98-117
حوزههای تخصصی:
گلستان سعدی، یکی از برجسته ترین آثار نثر فارسی است که از دیرباز مورد توجه بوده و شرح های گوناگونی بر آن نوشته شده است. حوزه تحقیق این مقاله پنج شرح از عبدالعظیم قریب، محمدجواد مشکور، محمد خزائلی، خلیل خطیب رهبر وغلامحسین یوسفی است. علت انتخاب این شرح ها تخصص مؤلفان، بازه زمانی و اشتهار آنها است. شناسایی شیوه و تفاوت کار شارحان در مواجهه با متن گلستان هدف اصلی این مقاله است. نویسندگان مقاله کوشیده اند تا این شیوه ها را در قالب رویکردهایی طبقه بندی کنند و ذیل هر رویکرد کیفیت کار هر شارح را به روش توصیفی تحلیلی بیان نمایند. در راستای مستند کردن یافته ها به طور نمونه نتایج مطالعه آماری فراوانی هر رویکرد در شیوه کار هر شارح در باب چهارم و ده حکایت نخست باب پنجم گلستان آورده شده تا امکان مقایسه و ارزیابی آثار فراهم شود. از کنار هم نهادن دست آوردها این نتیجه حاصل می شود که شرح نویسی بر گلستان در سده اخیر بیش از هرچیز تحت تأثیر گفتمان های غالب و ضرورت های زمانی مثل نهضت های علمی و رویکردهای اجتماعی، نیاز مخاطبان و جامعه هدف اعم از متخصصان، دانشگاهیان و عامه مردم و زمینه مطالعاتی و علاقه مندی شارحان بوده است. شارحان به مرور زمان، جنبه های پژوهشی جدیدی را به کار خود افزوده و با رویکردهایی نو یا تکامل یافته تر با متن برخورد کرده اند.
Étude Herméneutique Du Concept De"La Résurrection" Dans La Traduction Faite Par Jacques Berque De La Sourate "Al-Waqiah"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
197 - 216
حوزههای تخصصی:
Le Noble Coran, le livre sacré des musulmans, est révélé en langue arabe, mais il comprend le message divin pour toute l’humanité; et pour apporter ce message aux hommes, il faut le traduire en différentes langues. On remarque plusieurs interprétations concernant la "la Résurrection" dans ce livre sacré, à cause de la complicité de sa structure et de son vocabulaire polysémique. Alors, il est nécessaire de connaître l’origine de ce terme Coranique pour trouver leur équivalent exact en français. Dans ce travail de recherche, en recourant à la méthode herméneutique concentrée sur les réflexions de l'Ayatollah Jafar Sobhani, nous tentons à dégager les difficultés et impasses de la traduction du terme "la Résurrection" à travers la traduction de la sourate " Al-Waqiah " faite par Jacques Berque. Pour arriver à ce but, nous allons suivre les 14 principes pour l’interprétation correcte du Coran selon Sobhani. Nous discutons sur la traduisibilité des expressions et des termes Coraniques et la transmission de la signification correcte de ces éléments en français. Les résultats montrent que dans la majorité des cas, Berque a bien transmis en français les termes exprimant «la Résurrection» et il semble qu'il ait essayé de transmettre le sens général des versets en français, mais n'a pas été en mesure de rendre les nuances sémantiques subtiles.