۱.
در سنّت عرفانی ما، احمد غزالی، یکی از عرفای برجسته ای است که از منظرهای مختلف بر عرفا، نویسندگان و شعرای پس از خود تأثیر بسزایی گذاشت. یکی از ابعاد مهم شخصیت او، نظریه پردازی در حوزه های مختلف است. از این رو بررسی آرا و نظرهای احمد غزالی از جنبه های مختلف، ضروری و حائز اهمیت است. یکی از سویه های بایسته و قابل وارسی در آثار غزالی، بررسی نگره های او درباره عنصر «زبان» و ماهیت آن است. پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با رویکردی پدیدارشناختی به آثار احمد غزالی نوشته شده است، به بررسی آرای او در حوزه چیستی زبان می پردازد. نتایج این جستار نشان می دهد که او در مواجهه با مقوله زبان، بیشتر دیدگاهی هستی شناسانه دارد تا نگاهی ابزاری و زبان شناسیک. غیر از رویکرد عام او به زبان که با عنصر «دل» پیوند دارد، با تأمل و درنگ در آثار غزالی می توان تلقی او از مفهوم زبان را در دو حوزه دسته بندی کرد: 1- بررسی چیستی زبان در معنای عام و بر پایه نظریه بازی های زبانی 2- بررسی زبان در معنای خاصِ عرفانیِ آن در قالب گفت، سکوت و فراسکوت.
۲.
تمثیل روایی، یکی از ترفندهایی است که برای تبیین مفاهیم اخلاقی، عرفانی و... کاربرد دارد. احمد غزّالی به عنوان یکی از مشاهیر اهل تصوّف، در آثار خود از این شگرد برای بیان دیدگاه های خود استفاده کرده است. این پژوهش که مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است و با شیوه توصیفی- تحلیلی انجام می شود، ضمن تبیین نقش تمثیل های روایی در آثار فارسی احمد غزّالی، به این پرسش پاسخ می دهد که در این تمثیل ها، چه اندیشه ها و مفاهیمی وجود دارد. غزّالی در آثار خود به ویژه مجموعه «سوانح العشاق» که به صورت رمزآمیز و اشاره به مباحث پیرامون عشق پرداخته، نکاتی غامض درباره حالات و اطوار این موهبت الهی بیان می کند و سپس برای تفهیم این رموز به مخاطبان، تمثیل های روایی ارائه می دهد. این ترفند هنری در آثار تعلیمی شیخ نیز مشهود است و در آثار مسلم وی به ویژه مجموعه «مجالس»، بسامد بسیار زیادی دارد. تمثیل های روایی شیخ بیشتر درباره مبحث عشق و سلوک عرفانی و مفاهیم تعلیمی- اخلاقی مربوط به آن است. شخصیت این روایت ها از بزرگان و اساطیر عرصه عشق و همچنین دین و عرفان هستند و در یک تمثیل روایی نیز از نماد پرندگان برای بیان بازگشت به اصل و سرمنزل معبود استفاده کرده است که می توان آن را مهم ترین تمثیل روایی غزّالی نامید.
۳.
بیدل دهلوی، مهم ترین شاعر پارسی گوی هند و از مهم ترین شاعران تاریخ ادب پارسی است. از او، حجم بزرگی از مثنوی ها برجا مانده است که هرچند تحت شعاع درخشش غزلیات وی مانده اند، از بهترین نمونه های مثنوی سرایی در سبک هندی به شمار می روند. اگر از مثنوی های پراکنده و کوتاه بیدل صرف نظر کنیم، از او چهار مثنوی مستقل و بلند برجامانده که به ترتیب زمان ارائه، عبارتند از «محیط اعظم»، «طلسم حیرت»، «طور معرفت» و «عرفان». آنچه در نگاه نخست در این مثنوی ها، نظر را جلب می کند و مطابق انتظار از سبک هندی نیز هست، غنای بیانی و سرشاری تصاویر است؛ اما در نگاه دوباره، شگردهای برگرفته از دانش معانی در این مثنوی ها خودنمایی می کند. بیدل خود نیز در «طلسم حیرت»، مخاطبان را ترغیب می کند که در مطالعه مثنوی هایش، حسن لفظ و معنا را با هم ببینند و به زیبایی های هر دو لایه سخن وی توجه نمایند. در اجابت خواست بیدل و بنا به لزوم واکاوی سخن بر اساس سنجه های دانش معانی، در این مقاله به بررسی یکی از مهم ترین شگردهای علم معانی، یعنی قصر و حصر در مثنوی های چهارگانه بیدل پرداخته می شود. روش بررسی در این مقاله، توصیفی و تحلیلی است. یافته های مقاله، گویای توجه ویژه بیدل به شگردهای معانی، مطابق با وعده خودش به مخاطبانش است. در این باره، قصر و حصر، حضوری پررنگ در مثنوی های بیدل دارد. بخش چشمگیری از قصرها در مثنوی های بیدل، از نوع قصر بی ادات است که همسو با ذات معنی گرا و فشرده ساز سبک هندی است. همچنین قصر صفت بر موصوف در مثنوی های بیدل، حضور پررنگ تر از قصر موصوف بر صفت دارد که نتیجه انتزاع گرایی و توصیف گرایی شعر این شاعر است. همچنین هرچند مثنوی «عرفان»، شهرت و اهمیت اندیشه ای بیشتر دارد، مثنوی «طلسم حیرت» به لحاظ بلاغی در مرتبه بالاتر قرار دارد و پس از آن، مثنوی «عرفان» و سپس «طور معرفت» و «محیط اعظم» قرار می گیرند.
۴.
نظامی، شاعر سده ششم، یکی از مثنوی سرایان به نام ایران است که آثار بسیار فاخر و ماندگاری به نام «خمسه» از خود به جای گذاشته است. سبک او عراقی است و زبان او، فخامت و اصالت بالایی دارد. روایی بودن شعر، ایجاد تشبیه ها، استعاره مطبوع، مضامین نو و کاربردی و توصیف مناظر و اشخاص از ویژگی های شعر او است. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به طبقه بندی و تجزیه و تحلیل استعاره مفهومی حسادت در منظومه «خسرو و شیرین» پرداخته شده است. از این رو، قلمروهای مبدأ هر استعاره را که نظامی برای مفهوم سازی حوزه های انتزاعی به کار برده است، مشخص کرده ایم. نظامی استعاره های مفهومی را با بهره گیری از حوزه های مبدأ (عینی) برای درک مفاهیم انتزاعی خلق کرده است، زیرا درک مفاهیم انتزاعی به تنهایی امری بسیار دشوار است. از آنجا که نظامی صرفاً یک راوی بوده، نمی توان به نگرش شخصی او درباره استعاره مفهومی حسادت پی برد، اما می توان گفت که حوزه مبدأ قیاس، یکی از پرکاربردترین حوزه های مبدأ برای خلق استعاره های اوست. همچنین نتایج نشان می دهد که استعاره های هستی شناختی، بیشترین بسامد وقوع و استعاره های جهتی، کمترین بسامد وقوع را دارند؛ زیرا اولین چیزی که فرد در این جهان هستی می شناسد، بدن خودش است.
۵.
«صائب»، یکی از برجسته ترین شاعران سبک هندی و سرآمد شاعران عصرِ صفوی و سبک هندی است. وی به عنوان یک اندیشمند و اصلاح گر اجتماعی، آسیب ها و ریشه های معضلات زمانه خویش را می بیند و از شعر به عنوان یک ابزار فرهنگی، برای بیان اندیشه های انتقادی خود بهره می برد. در این پژوهش که با روش توصیف و تحلیلِ کیفی انجام شده است، اشعار انتقادی و اصلاح گرایانه صائب، با کاربست نظریه «اسپریگنز» (مشکل شناسی، علت شناسی، آرمان شناسی و راه حل یابی)، چرایی، چگونگی، راهکار و برون رفت از مشکلات اجتماعی زمان شاعر بررسی می شود. داده های پژوهش نشان می دهد که صائب، معضلات سیاسی و اجتماعی عصر خود را در فرار مغزها، خودخواهی ، خرافه پرستی، ریاکاری و تظاهر، فقر و روحیه تسلیم می بیند. او همچنین علّت را در وضعیت خاص حاکمیّت و ایدئولوژی سیاسی و مذهبی، تحقیر و به حاشیه رانده شدنِ اهل هنر و آزاداندیشان، تقدّس سازی و تقدیرگرایی، استبداد، تنگ مشربی حاکمان، توسعه شهری و تبعات ناشی از آن می داند. صائب، جامعه آرمانی را در هند با شهروندان و حاکمانی وسیع مشرب، آزاداندیش، دگراندیش و هنردوست می یابد. او در نهایت راه حل را در اخلاق گرایی، انتقادپذیری و مدارا، عشق و خردگرایی و پرهیز از تملق می داند.
۶.
«شبیه گالیله»، داستانی است در مجموعه «چشم سگ» از عالیه عطایی. داستان، بیان احوال و ماجرای مردی است که ماری را از افغانستان برای فروش به ایران می آورد. ضیا، شخصیت اصلی داستان در مواضع متعدد، صفات، حالات و کنش هایی به همسر و دختر و گاه دیگر زنان داستان اسناد می دهد که پیشتر برای مار نیز به کار برده بود. مسئله مقاله، یافتن توجیه یا علتی برای این اسنادهاست . از این رو با رویکرد روانکاوانه به بررسی ناخودآگاه متن و شخصیت اصلی پرداخته شد و از آنجا که این رویکرد، وجوه اجتماعی و رابطه قدرت را در بر نمی گیرد، در بخشی دیگر با رویکرد فمنیسم مارکسیستی، متن تحلیل و بررسی شد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر تفسیر و تأویل است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ناخودآگاه متن از طریق شخصیت اصلی با ادغام و جابه جایی، تداعی و نماد، مار و زن را به جای هم می نشاند. و زن/ مار به شیئی برای بهره اقتصادی فروکاسته می شود. طبیعی شدگیِ رابطه زن/ مار مطابق خواست شخصیت اصلی و سرانجام رهایی از سلطه شخصیت اصلی در قالب خودبودگی و استقلال در زندگی و تأمین نیازهای اولیه پدیدار شده است. مفاهیم ارزشی ذکرشده در داستان طبق نظرگاه و گفتمان غالب شخصیت اصلی و در جهت تثبیت سلطه او بر زن/ مار، تغییر معنا می یابد.