شغال، شکار یا شکال (تصحیح واژه ای از بوستان سعدی در پرتو فرهنگ عامه جغرافیای جنوب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
146 - 170
حوزههای تخصصی:
شعر سعدی نمونه اعلای فصاحت و بلاغت است؛ ساختاری منظم که اجزای آن به صورت کاملاً منسجم و دقیق در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. این چینش منظم و به هم پیوستگی دقیق اجزا، به نحوی است که ایرادات احتمالی عموماً برآمده از عوامل بیرون از کلام سعدی مثل لغزش ها و دستکاری های کاتبان و شارحان، به وضوح برای مخاطب نمایان می شود. از این چشم انداز در باب دوم بوستان سعدی واژه ای وجود دارد که نسبت زیبایی شناختی و منطقی چندانی با کلیت شعر و اندیشه سعدی ندارد و سال هاست که در حافظه فرهنگی ایرانیان در شکل یک خطای مزمن، رسوب کرده است. در حکایت درویش و روباه، باب دوم بوستان آمده است: در این بود درویش شوریده رنگ/ که شیری در آمد شغالی به چنگ// شغال نگونبخت را شیر خورد/ بماند آنچه روباه از آن سیر خورد، با توجه به اینکه در رفتار زیستی شیر و روباه، خوردن گوشت هم نوعان و دیگرگوشتخوارن بسیار نادر است و به شکار اجباری محدود می شود، بنظر می رسد خوانش معمول از واژه شغال چندان صحیح نیست. نگارندگان در مقاله حاضر با نیم نگاهی به فرهنگ عامه مردم جنوب و سپس با مراجعه به نسخه های خطی، شرح های شناخته شده و سایر منابع مکتوب نشان داده اند که خوانش معمول و غالب از واژه چندان صحیح نیست؛ صورت صحیح این واژه شکار بوده است که به دلیل قواعد ناظر بر تحولات آوایی، به صورت شکال نیز تلفظ می شده است و از طرفی شکال شکل عام شکار به شمار می رفته است که به خاطر وفور نوع خاصی از بز کوهی در مناطق جنوب، برای نامیدن آن استفاده می شده است.