تعمیم پذیری جنسیتی نظریه شرمساری بازپذیرنده در تبیین رفتارهای انحرافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاهش شکاف جنسیتی در رفتارهای انحرافی اخیراً نگاه های زیادی را به خود جلب کرده است. مقاله حاضر درنظر دارد تا صحت ادعای بریث ویت مبنی بر خنثی نبودن از جنسیت نظریه شرمساری بازپذیرنده و توانایی تعمیم پذیری آن به هردو جنس را به محک آزمون تجربی درآورد.
مطالعه حاضر در دو بخش طراحی شده است. نخست مباحث نظری با بهره گیری از روش کتابخانه ای مطالعه و سپس با بهره گیری از تکنیک پیمایش آزمون می شود. در این مسیر از 831 نفر از دانشجویان پنج دانشگاه دولتی در شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای (خوشه بندی دانشگاه ها برحسب رشته، انتخاب دانشگاه متناسب با تعداد دانشجو و در دانشگاه متناسب با جنسیت) پرسشنامه گردآوری شده است.
ضرایب رگرسیونی متغیرهای مستقل و رفتار انحرافی دانشجویان به تفکیک دو جنس گویای آن اند که تنها چهار متغیر پایبندی به ارزش های اخلاقی، دوستان منحرف، انگ زنی و جابه جایی شرم به مدل رگرسیونی دختران وارد شده اند و توانسته اند 39 درصد تغییرات واریانس متغیر رفتار انحرافی دختران را تبیین کنند. همچنین پنج متغیر پایبندی به ارزش های اخلاقی، درونی سازی شرم، دوستان منحرف، انگ زنی و بازپذیری به مدل رگرسیون خطی پسران راه یافته اند که قابلیت تبیین 40 درصد از تغییرات واریانس رفتار انحرافی آنان را فراهم آورده اند.
درمجموع نظریه شرمساری بازپذیرنده از قابلیت تعمیم به رفتارهای انحرافی دختران دانشجو نیز برخوردار است و ادعای بریث ویت درخصوص توان این نظریه در تعمیم پذیری جنسیتی گمان جاه طلبانه ای نیست و نظریه قابلیت تعمیم به هردو جنس را دارد.