فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
133 - 157
حوزههای تخصصی:
«شبیه گالیله»، داستانی است در مجموعه «چشم سگ» از عالیه عطایی. داستان، بیان احوال و ماجرای مردی است که ماری را از افغانستان برای فروش به ایران می آورد. ضیا، شخصیت اصلی داستان در مواضع متعدد، صفات، حالات و کنش هایی به همسر و دختر و گاه دیگر زنان داستان اسناد می دهد که پیشتر برای مار نیز به کار برده بود. مسئله مقاله، یافتن توجیه یا علتی برای این اسنادهاست . از این رو با رویکرد روانکاوانه به بررسی ناخودآگاه متن و شخصیت اصلی پرداخته شد و از آنجا که این رویکرد، وجوه اجتماعی و رابطه قدرت را در بر نمی گیرد، در بخشی دیگر با رویکرد فمنیسم مارکسیستی، متن تحلیل و بررسی شد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر تفسیر و تأویل است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ناخودآگاه متن از طریق شخصیت اصلی با ادغام و جابه جایی، تداعی و نماد، مار و زن را به جای هم می نشاند. و زن/ مار به شیئی برای بهره اقتصادی فروکاسته می شود. طبیعی شدگیِ رابطه زن/ مار مطابق خواست شخصیت اصلی و سرانجام رهایی از سلطه شخصیت اصلی در قالب خودبودگی و استقلال در زندگی و تأمین نیازهای اولیه پدیدار شده است. مفاهیم ارزشی ذکرشده در داستان طبق نظرگاه و گفتمان غالب شخصیت اصلی و در جهت تثبیت سلطه او بر زن/ مار، تغییر معنا می یابد.
تعریف ادبیات الکترونیک و پیشنهاد یک اصطلاح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
160 - 193
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاش دارد در مفهوم اصطلاح نوظهوری که در مجامع فارسی زبان، با عنوان ادبیات الکترونیک/دیجیتال شناخته می شود، کاوش کند و با مرور برخی ویژگی های بنیادین آن، مانند «تعاملی بودن»، «چندرسانگی»، «وابستگی به محاسبات رایانشی» و «سخت پیمایی و غیرخطی بودن»، شناختی ملموس از آن به دست دهد. در دهه های اخیر، به دلیل چارچوب های نظریِ در حال تحول، تعریف ادبیات الکترونیک فرایندی پیچیده بوده است. مقاله حاضر سعی دارد با طرح ریزی پنج دوره «مفاهیم اولیه و ظهور فرامتن (نیمه نخست 1990 2000)»، «سخت پیمایی آرسِت و توجه به نقش تعامل (نیمه دوم 1990 2000)»، «کرشنباوم و مادیت متن الکترونیکی، هایلز و امر ادبی (2000 2010)»، «برجسته شدن روایت گری تعاملی و بازی مانندی (2010 تاکنون)» و «چالش تعریف در دوران هوش مصنوعی» نگاهی تاریخی به تلاش محققان برجسته این حوزه داشته باشد و درنهایت تعریفی روشن گر از ادبیات الکترونیک ارائه دهد. از طرف دیگر، مقاله حاضر، در ترجمه اصطلاح «electronic literature»، با ذکر دلایل مختلفی ازجمله «کژتابی اصطلاح ادبیاتِ الکترونیک»، واژه «کُدَبیات» را به جای ترجمه تحت اللفظی «ادبیات الکترونیک» پیش نهاد می دهد.
شعر نو: دیالکتیک و معنا نگرشی ساختارگرایانه به شعر نو فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیالکتیک کلمه ای کهن است، که در طول تاریخ و در مباحث مختلف با معانی متفاوت به کار رفته است. یکی از معانی دیالکتیک که در جستار حاضر مبنای پژوهش قرار گرفته، فرایندی است، که از سازش اضداد چیز جدیدی پدیدمی آید و تجمیع دو نقیض به موجود یا مفهوم سومی دلالت می کند. بر این مبنا در جستار پیش رو تعداد پانزده سروده از نیما و شاعران پس از وی بررسی و تحلیل شده است. جامعه نمونه یادشده از میان سروده های برجسته ای همچون «آی آدم ها» و «زمستان» برگزیده شده اند، که حتی المقدور هم از شاخص های شعری قابل تعمیم به اکثر اشعار نو و پسانیمایی برخوردار باشند و هم انواع مختلف اجتماعی، عرفانی و فلسفی به شیوه های متفاوت مناظره و منولوگ های مختلف را دربربگیرند. بررسی ها نشان می دهد، سرایندگان، فرایند دیالکتیک را در مقیاسی گسترده برای پیام رسانی و معنی سازی ثانویه سخن به کار بسته اند، هر چند در تلفیق و سازش متضادها، حسب سلیقه و سبک سراینده و اقتضای موضوع سروده، از امکانات زبانی و معنایی متفاوت بهره جسته اند. این امر، انواع سروده های نو را واجد ریخت و ساختار مشابهی مبتنی بر سه رکنِ تز، آنتی تز و سنتز می سازد. تأمل خواننده در این ساختار دیالکتیک می تواند، ورود وی به ژرف ساخت معنایی سروده (سنتز) را از مسیر ترکیب مفهوم آفرین و معناسازانه دو رکن بیرونی (تز و آنتی تز) تسهیل نماید.
ثبت تاریخ سرایش شعر توسط شاعر و نقش آن در تاویل و تفسیر شعر (بررسی در اشعار معاصر فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی بر تأویل و تفسیر یک شعر موثر است. هر اثر ادبی، می تواند امکانات معنایی خاصی در دل خود داشته باشد که به تأویل بهتر آن اثر کمک کند. ذکر زمان سرایش یک شعر که توسط شاعر ارائه می شود از امکانات پیرامتنی است که به تفسیر شعر کمک می کند. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است؛ ابتدا به مسئله ی تفسیر شعر توسط خود شاعر و ذکر زمان سروده شدن به عنوان عاملی برای این نوع تفسیر خودنوشت پرداخته شده و ضمن بررسی اشعار برخی از شاعران مطرح معاصر ایران، نحوه ی تاثیرگذاری ذکر زمان توسط شاعر بر تفسیر شعر به پنج دسته، تقسیم شده است: ذکر زمان در خدمت نقد جامعه شناختی اثر، ذکر زمان در خدمت نقد روان شناسانه ی اثر، ذکر زمان در خدمت شناخت تکامل شعری شاعر به کمک نقد تکوینی، ذکر زمان در خدمت گفتمان عصر سرودن شعر، ذکر زمان در خدمت نقد تصاویر و استعارات فصلی در شعر. در بررسی این دسته بندی ها؛ شواهدی از اشعار شاعران معاصر برای هر یک از پنج دسته، بیان شده و سپس به تحلیل آن ها پرداخته شده است. ذکر تاریخ سرایش در هر یک از این پنج دسته؛ زمینه های اجتماعی، روان شناختی، سیاسی و زیبایی شناختی شعر را نمایان کرده و بررسی، تحلیل وتأویل شعر را به جهت نقد دقیق تر آن، تسهیل می کند.
بررسی و تحلیل اسکاز در اشعار روایی مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از نظریه های نقد ادبی، بر اساس دانش های دیگری چون زبان شناسی شکل گرفته و تا حدودی ماهیت میان رشته ای دارند. یکی از این نظریه ها، فرمالیسم است که تأثیر شگرفی بر مطالعات ادبی داشته است. اسکاز از اصطلاحات مهم نقد فرمالیستی است که بر تفاوت صدای نویسنده و راوی تأکید دارد و تمایز این دو را برجسته می کند. دیالوگ محوری، دو زبانی، توجه به زبان شفاهی، محدودیت افق فکری، فقدان سانسور و ابهام در زبان، از مؤلفه های اسکاز به شمار می آید. توجه به عنصر روایت و ترکیب زبان کهن و روزمره از ویژگی های شعر مهدی اخوان ثالث است که سبب شده برخی اشعار روایی او از منظر اسکاز قابل بررسی باشد. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، هجده شعر روایی اخوان ثالث بر اساس مؤلفه های اسکاز بررسی و تحلیل شده تا به این پرسش پاسخ داده شود که ویژگی های ساختاری و محتوایی اسکاز تا چه اندازه در اشعار روایی اخوان ثالث، نمود یافته و کدام یک از ویژگی های ساختاری و محتوایی اسکاز در شعر او غالب است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در اشعار روایی اخوان، ویژگی های ساختاری اسکاز یعنی روایت، دو زبانی، دیالوگ محوری و زبان شفاهی بر ویژگی های محتوایی آن یعنی محدودیت افق فکری، عدم سانسور و ابهام غلبه دارد.
بازنمایی نیروهای قدرت در ادبیات نمایشی دهه 1340: مطالعه موردی نمایشنامه ها ی «آی بی کلاه، آی باکلاه» و «دیکته»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
221 - 256
حوزههای تخصصی:
واکاوی و بررسی متون نمایشی با درنظر گرفتن شرایط مؤثر بر شکل گیری آن ها، امری است که بینشی بهتر و نگاهی درست تر از فضایِ درونی درام به دست می دهد. قطعاً در ایجاد هر نمایشنامه، مشخصه های مهمی نقش دارند؛ از عناصر واژگانی زبانی گرفته تا شرایط اجتماعی سیاسی، خصوصاً مناسبات قدرت و اثرگذاری ایدئولوژی حاکم بر ذهنیت نویسنده. چگونگی بازنمایی نیروهای قدرت موضوعی است که پژوهشگران عرصه های گوناگون و به طور خاص، تحلیل گفتمان انتقادی، همواره به آن پرداخته اند. پژوهش حاضر بر آن است چگونگی این بازنمایی را در آثار یکی از شناخته شده ترین نویسندگان ایرانی، به عنوان نمونه ای از گفتمان سیاسی چپ، که گفتمان سیاسی غالب در میان روشنفکران پس از شهریور 1320 است، بررسی کند. از میان آثار این دوره، نمایشنامه های «دیکته» و «آی بی کلاه، آی باکلاه» نوشته غلامحسین ساعدی انتخاب شد، چرا که از مهم ترین دغدغه ها ی غلامحسین ساعدی به عنوان یک روشنفکر، آگاه کردن مردم نسبت به جهل و خرافه موجود و رهایی ایشان از یوغ دیکتاتوری داخلی و استعمار خارجی است. مشخصا ً این پژوهش، مترصد آن بوده تا به بازنمایی نیروهای قدرت بپردازد و نوع تقابل ایشان با یکدیگر را با استفاده از شیوه مذکور معین سازد. نتایج حاصل از تحلیل آثار در چارچوب رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، گویای آن است که در سپهر ادبی سیاسی ایران سال های 1340 و 1350، عنصر قدرت نقش مهم و برجسته ای را در غالب شدن یک گفتمان، در میان گفتمان های حاضر بازی می کند.
بررسی عوامل فرهنگی تأثیرگذار بر شکل گیری شخصیت دیو در افسانه های آذربایجان براساس مطالعات انسان شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
37 - 65
حوزههای تخصصی:
دیوها در افسانه های آذربایجان، گاه مظهر شر و بدی و ستمکاری هستند که از لحاظ بدنی قدرتمندند و بر انسان پیروز و غالب اند و گاه در برخی موقعیت ها، انسان یا به لحاظ توان و نیروی بدنی یا به لحاظ ذکاوت و هوش آن ها را مغلوب می کند. پژوهش حاضر این تغییر و تحول را از منظر انسان شناسی فرهنگی بررسی می کند و سؤال اصلی پژوهش این است که دیو در افسانه های آذربایجان از نظرگاه های انسان شناسی توضیح دهنده چه پدیده های فرهنگی است و براساس کدام مقتضیات فرهنگی به وجود آمده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر بررسی شخصیت دیو در افسانه های مکتوب آذربایجان با روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای به شناخت و تحلیل فرهنگ مردم آذربایجان پرداخته و به نتایجی از این دست رسیده است که براساس نظرگاه های کارکردگرایی مالینوفسکی، فرهنگ ازدواج اجباری، فرهنگ مردسالاری، فرهنگ رزم و حماسه و هوشیاری در برابر دشمن و دفع فریب خوردگی، فرهنگ تقدیرگرایی، فرهنگ ارزشمندی عشق پاک و نیز توسعه یافتگی فرهنگی با عنایت به رشد فکری و بینشی مردم طی دوران، در شکل گیری شخصیت دیو در افسانه هایشان تأثیرگذار بوده و این وجوه فرهنگی بیانگر احوال و خلقیات مردم آن جامعه و روشنگر هویت فرهنگی شان است.
شغال، شکار یا شکال (تصحیح واژه ای از بوستان سعدی در پرتو فرهنگ عامه جغرافیای جنوب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
146 - 170
حوزههای تخصصی:
شعر سعدی نمونه اعلای فصاحت و بلاغت است؛ ساختاری منظم که اجزای آن به صورت کاملاً منسجم و دقیق در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. این چینش منظم و به هم پیوستگی دقیق اجزا، به نحوی است که ایرادات احتمالی عموماً برآمده از عوامل بیرون از کلام سعدی مثل لغزش ها و دستکاری های کاتبان و شارحان، به وضوح برای مخاطب نمایان می شود. از این چشم انداز در باب دوم بوستان سعدی واژه ای وجود دارد که نسبت زیبایی شناختی و منطقی چندانی با کلیت شعر و اندیشه سعدی ندارد و سال هاست که در حافظه فرهنگی ایرانیان در شکل یک خطای مزمن، رسوب کرده است. در حکایت درویش و روباه، باب دوم بوستان آمده است: در این بود درویش شوریده رنگ/ که شیری در آمد شغالی به چنگ// شغال نگونبخت را شیر خورد/ بماند آنچه روباه از آن سیر خورد، با توجه به اینکه در رفتار زیستی شیر و روباه، خوردن گوشت هم نوعان و دیگرگوشتخوارن بسیار نادر است و به شکار اجباری محدود می شود، بنظر می رسد خوانش معمول از واژه شغال چندان صحیح نیست. نگارندگان در مقاله حاضر با نیم نگاهی به فرهنگ عامه مردم جنوب و سپس با مراجعه به نسخه های خطی، شرح های شناخته شده و سایر منابع مکتوب نشان داده اند که خوانش معمول و غالب از واژه چندان صحیح نیست؛ صورت صحیح این واژه شکار بوده است که به دلیل قواعد ناظر بر تحولات آوایی، به صورت شکال نیز تلفظ می شده است و از طرفی شکال شکل عام شکار به شمار می رفته است که به خاطر وفور نوع خاصی از بز کوهی در مناطق جنوب، برای نامیدن آن استفاده می شده است.
تأملی انتقادی در کتاب دستور زبان فارسی بر پایه نظریه گشتاری، تألیف مهدی مشکوه الدینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۷
109 - 130
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی انتقادی کتاب دستور زبان فارسی برپایه نظریه گشتاری، تألیف مهدی مشکوه الدینی، سرفصل درس دستور زبان فارسی2 در مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که این کتاب از جنبه هایِ طرح و بررسی بسیاری از مباحث بنیادینِ دستور زبانشناختی، توضیح و تفصیل بسیاری از مباحث دستور سنتی بر پایه علم زبانشناسی و ارائه نمونه مثالها منبعی درخور برای این درس به شمار می آید؛ اما از لحاظ انطباق با سرفصلهای تعیین شده در برنامه درسی، همچون تعریف نظریه در زبانشناسی، معرفی اجمالی نظریات مختلف نحوی و بیان تفاوتهای عمده دستور سنتی با دستورهای زبانشناختی و ساختار بویژه نقص در فصل بندی مطالب، پیچیدگی زبان و اشکال در شماره گذاری عنوانهای اصلی و فرعی و محتوا شامل کاستی در تعاریف و مفاهیم و نادرستیِ برخی نمونه مثالها نارساییهایی قابل تأمل و نیازمند به بررسی نیز دارد که این پژوهش می تواند در بازنگری و رفع آن مؤثر واقع شود.
نشانه شناسی عواطف و احساسات افراسیاب در شاهنامه فردوسی بر اساس رمزگان رولان بارت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
به اعتقاد رولان بارت هر متنی از به هم بافته شدن پنج رمزگان برای ایجاد دلالت های متنی شکل می گیرد: رمزگان هرمنوتیکی، رمزگان معنایی، رمزگان کنشی، رمزگان نمادین و رمزگان فرهنگی (ارجاعی). با بازگشایی این رمزگان ها می توان معنای درون متنی را دریافت کرد. در این جستار شخصیت پیچیده افراسیاب (مثبت و منفی) بر پایه رمزگان رولان بارت بررسی و تحلیل شده است. از افراسیاب تورانی در شاهنامه در 6595 بیت یاد شده است. آنچه افراسیاب را از دیگر شاهان شاهنامه متمایز کرده، القاب و اوصافی مانند افسونگر، اژدها، ترک تیره روان، ترک بدگوهر، ترک بدپیشه، دیو، سرکش، کم خرد، ناجوانمرد، مرد شوم و مرد اهریمنی است که به او داده اند و کمتر پژوهشگران به صفات مثبت او همچون فره مندی، مهربانی و علاقه به هم نوع توجه کرده اند. اشاره مختصر به این صفات برای روشن شدن ابعاد شخصیتی افراسیاب در شاهنامه ضروری است. از این رو می توان صفات افراسیاب را با کمی اغماض، به دو دسته 70% منفی و 30% مثبت تقسیم کرد. در این جستار، نویسندگان بر پایه نشانه شناسی، به رمزگشایی عواطف و احساسات افراسیاب- که هم صفات مثبت است و هم صفات منفی- منطبق بر نظریات رولان بارت بر اساس سه رمزگان هرمنوتیک، معنایی و کنشی از رمزگان پنج گانه خواهند پرداخت.
زن، مسائل زنان و زبان زنانه در شعر سیمین بهبهانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۵
76 - 93
حوزههای تخصصی:
سیمین بهبهانی از شاعران زن نوپرداز معاصر است؛ او شاعری اجتماعی است و بخش بزرگی از هنر شعری خود را به این موضوعات اختصاص داده است. دفاع از حقوق زنان و مخالفت با نظام مردسالار و طرح نوعی فمنیسم میانه رو در شعر او نمود دارد. مسائل زنان بخش مهمی از مباحث اجتماعی شعر او را به خود اختصاص داده و او زبان گویای زن ایرانی و نماینده اعتراض زنانه به نظام مردسالار و محدودیت های ناشی از آن است. در کنار این او در خلق زبانی زنانه کوشیده است. این ویژگی در حضور تکرار پربسامد واژه زن و واژگان مرتبط با جنس مؤنث، دیده می شود. اعتقاد او به اینکه زبان شعر زنان باید زنانه باشد سبب شده تا اجزا و عناصر بی شماری از زبان زنانه را در شعرش وارد کند. ترکیب سازی ها، حوزه واژگانی مرتبط با مشاغل زنانه، واژگان مرتبط با آراستگی و زینت زنانه و برخی دیگر از واژگان زنانه در شعر او حضوری گسترده دارد. پژوهش حاضر تلاش داشته با روشی توصیفی-تحلیلی جلوه های این تفکرات و نمود زبان زنانه در شعر سیمین را مطالعه و تحلیل کند. نتایج پژوهش حاضر نشان از حضور پررنگ مسائل زنانه در شعر سیمین و اجزا و عناصر زبانی زنانه در شعر اوست.
بررسی و تحلیل الگوی تعریف اصطلاحات عرفانی در نثر آموزشی صوفیه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
گونه آموزشی نثر صوفیه فارسی در میان انواع گونه های نثر عرفانی از نظر بسامد کمی، غنای معنای منتقل شده و هدف تألیف، مهمترین گونه در مطالعات نثرپژوهی صوفیه است. مؤلفان متون آموزشی صوفیه برای تعلیم آموزه های صوفیانه، تبلیغ گفتمان خانقاهی و دفاع از اندیشه صوفیه در برابر تحریف و دشمنی ها، متون آموزشی عرفانی را تألیف کردند و از طریق آن مفاهیم و آموزه های بنیادی صوفیه را به مخاطبان خود انتقال می دادند. اصطلاحات و واژگان خاص صوفیانه یکی از مهمترین مسائل پیش روی نویسندگان این متون بوده است. ابهام در معنا و احتمال برداشت های ناصواب از سوی مخاطبان خانقاه باعث توجه مؤلفان گونه آموزشی نثر صوفیه به اصطلاحات خاص صوفیه و ارائه معنایی صحیح و همسو با گفتمان اصیل عرفانی شده است. در این مقاله الگو ها و شیوه های تعریف اصطلاحات عرفانی در ده اثر برگزیده نثر آموزشی صوفیه به عنوان مهمترین گونه ادبیات عرفانی با هدف تعلیم و تبلیغ با روش تحلیلی-توصیفی بررسی شده است. الگوی تعریف اصطلاحات در چهار سطح گونه اصطلاحات تعریف شده، موقعیت در متن، شیوه ورود به تعریف و شیوه تعریف بررسی و تحلیل شده است و سرانجام الگو های تعریف اصطلاحات صوفیه در متون مطرح گونه آموزشی نثر صوفیه بر اساس سطوح بررسی شده مشخص شدند.
معرفی کتاب انهارالاسرار اثر علیم الله بلخی چشتی و ضرورت تصحیح آن
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
169 - 186
حوزههای تخصصی:
کتاب انهارالاسرار یکی از کتاب هایی است که در شرح بوستان سعدی به قلم علیم الله بلخی در قرن دوازدهم نگاشته شده است. این کتاب دربردارنده اطلاعات درخوری درباره نکات عرفانی است. ازاین اثر، چندین نسخه خطی وجود دارد که تا کنون مورد مطابقه، تدقیق و تصحیح قرار نگرفته اند.بنابراین، ارائه نسخه ای تصحیح شده همراه با فهرست ها و تعلیقاتی درباره محتوای کتاب ضرورت دارد. هدف از این پژوهش، معرفی کتاب انهارالاسرار، نویسنده آن و نیز بعضی نسخه های موجود این اثر است و بر همین مبنا به بررسی پاره ای از ویژگی های ادبی آن و نیز بیان ضرورت تصحیح این کتاب پرداخته شده است. بنابراین جستار، در میان نسخه های موجود از این اثر، نسخه موجود در دانشگاه مولانا آزاد علیگر می تواند نسخه ارجح باشد. بر این اساس، این پژوهش نشان می دهد که انهارالاسرار شرح بوستان سعدی بر مبنای دیدگاه عرفانی است که با توجه به مباحثی چون عرفان،کلام متن از لحاظ درک و معنا دارای پیچیدگی های زیاد است. همچنین با وجود استفاده از گونه نثر مرسل و ساده، کاربرد نثر مسجع و نیز نثر فنی، درنتیجه حضور آرایه های ادبی و عربی گرایی بسیار، دریافت معنا در این اثر را تاحدی دشوار ساخته است.
مقایسه رویکردهای شرح نویسی بر گلستان سعدی (بر اساس پنج شرح مشهور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
98-117
حوزههای تخصصی:
گلستان سعدی، یکی از برجسته ترین آثار نثر فارسی است که از دیرباز مورد توجه بوده و شرح های گوناگونی بر آن نوشته شده است. حوزه تحقیق این مقاله پنج شرح از عبدالعظیم قریب، محمدجواد مشکور، محمد خزائلی، خلیل خطیب رهبر وغلامحسین یوسفی است. علت انتخاب این شرح ها تخصص مؤلفان، بازه زمانی و اشتهار آنها است. شناسایی شیوه و تفاوت کار شارحان در مواجهه با متن گلستان هدف اصلی این مقاله است. نویسندگان مقاله کوشیده اند تا این شیوه ها را در قالب رویکردهایی طبقه بندی کنند و ذیل هر رویکرد کیفیت کار هر شارح را به روش توصیفی تحلیلی بیان نمایند. در راستای مستند کردن یافته ها به طور نمونه نتایج مطالعه آماری فراوانی هر رویکرد در شیوه کار هر شارح در باب چهارم و ده حکایت نخست باب پنجم گلستان آورده شده تا امکان مقایسه و ارزیابی آثار فراهم شود. از کنار هم نهادن دست آوردها این نتیجه حاصل می شود که شرح نویسی بر گلستان در سده اخیر بیش از هرچیز تحت تأثیر گفتمان های غالب و ضرورت های زمانی مثل نهضت های علمی و رویکردهای اجتماعی، نیاز مخاطبان و جامعه هدف اعم از متخصصان، دانشگاهیان و عامه مردم و زمینه مطالعاتی و علاقه مندی شارحان بوده است. شارحان به مرور زمان، جنبه های پژوهشی جدیدی را به کار خود افزوده و با رویکردهایی نو یا تکامل یافته تر با متن برخورد کرده اند.
شاخصه های هنر داستان گویی هوشمند تعاملی «استوری تیک» از دیدگاه ایدن چمبرز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوآوری های فناوری ازطریق هوش مصنوعی، داستان هایی را بدون نیاز به مشارکت والدینی با مشغله های فراوان، دردسترس کودکان برای تجربیات داستان گوییِ تعاملی قرار داده است. هدف از مقاله ی حاضر، تحلیل فرایند داستان گوییِ تعاملی مبتنی بر هوش مصنوعی است تا درعین به حداقل رساندن دخالت والدین، پرورش کودکی خلاق را موجب شود که می تواند الگوهای پنهانی را کشف کند و ایده های جدیدی را پدید آورد. شناساندن امکانات اسباب بازی های هوشمندِ تعاملی، به متولیان فرهنگی هنری، هنرمندان و پژوهشگرانِ حوزه ی رسانه نیز مدنظر بوده است. «استوری تیک» یک اسباب بازی داستان گویی تعاملیِ ژاپنی، با اهداف آموزشی متنوع است. در این مقاله، دیدگاه «ایدن چمبرز» نظریه پرداز بریتانیاییِ معاصر در حوزه ی مطالعات ادبیات کودک، واکاوی شده است. پرسش اصلی پژوهش، چگونگی نقش اسباب بازی های داستان گوییِ تعاملی در فرهنگ سازی و جهت دهی کودک برای رشد خلاقیت و مهارت های فردی است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی بوده است و با هدف توسعه ای کاربردی برای الگوبرداری و ترویج آن در حوزه ی داستان گویی کودک انجام گرفته است. بر این مبنا، باتوجه به اطلاعات حوزه ی داستان گویی تعاملی در اسباب بازی های هوشمند و براساس مؤلفه های چهارگانه ی این نظریه پرداز شامل: «سبک، زاویه ی دید، طرفداری و شکاف های گویا» در زمینه ی داستان گویی، اسباب بازی هوشمند «استوری تیک»، تحلیل شده است تا نقش کودک به عنوان هدایتگر اصلی داستان، ارزیابی شود. نتایج پژوهش، مؤید آن است که براساس مؤلفه های ذکرشده ی نظریه پرداز، «استوری تیک» دغدغه ی رشد خلاقیت و درگیرکردن تخیل کودک را دارد و مهم تر اینکه یافتن راهکارهای حل مسأله را برای کودک فراهم می کند. ازطرفی، شاخصه ی آزادی عمل در انتخاب و حتی امکان خلق داستان از سوی کودک، در این داستان گویی هوشمند تعاملی، مشهود است.
Étude Herméneutique Du Concept De"La Résurrection" Dans La Traduction Faite Par Jacques Berque De La Sourate "Al-Waqiah"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
197 - 216
حوزههای تخصصی:
Le Noble Coran, le livre sacré des musulmans, est révélé en langue arabe, mais il comprend le message divin pour toute l’humanité; et pour apporter ce message aux hommes, il faut le traduire en différentes langues. On remarque plusieurs interprétations concernant la "la Résurrection" dans ce livre sacré, à cause de la complicité de sa structure et de son vocabulaire polysémique. Alors, il est nécessaire de connaître l’origine de ce terme Coranique pour trouver leur équivalent exact en français. Dans ce travail de recherche, en recourant à la méthode herméneutique concentrée sur les réflexions de l'Ayatollah Jafar Sobhani, nous tentons à dégager les difficultés et impasses de la traduction du terme "la Résurrection" à travers la traduction de la sourate " Al-Waqiah " faite par Jacques Berque. Pour arriver à ce but, nous allons suivre les 14 principes pour l’interprétation correcte du Coran selon Sobhani. Nous discutons sur la traduisibilité des expressions et des termes Coraniques et la transmission de la signification correcte de ces éléments en français. Les résultats montrent que dans la majorité des cas, Berque a bien transmis en français les termes exprimant «la Résurrection» et il semble qu'il ait essayé de transmettre le sens général des versets en français, mais n'a pas été en mesure de rendre les nuances sémantiques subtiles.
نثرپژوهی جوامع الحکایات عوفی در پرتوی روایت شناسی فرهنگی هوگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
187 - 205
حوزههای تخصصی:
هدف : کتاب جوامع الحکایات و لوامع الروایات اثر سدیدالدین محمد عوفی، یکی از مهم ترین متون نثر فارسی در سده هفتم هجری است که مجموعه ای گسترده از حکایات اخلاقی، اجتماعی، تاریخی و عرفانی را در بر دارد. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل الگوهای تکرارشونده احساسی و روایی در این حکایات و بررسی کارکرد فرهنگی آن ها در بازنمایی ارزش های جامعه ایرانی اسلامی آن دوره انجام شده است. به طور خاص، این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه ساختارهای احساسی، نقاط عطف روایی و ژانرهای فرهنگی در این حکایات، بازتاب دهنده نظام ارزشی و فرهنگی جامعه ایرانی در سده هفتم هجری هستند. روش پژوهش : این پژوهش از روش کیفی با رویکرد تحلیل محتوای متون روایی بهره گرفته است. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شده و از میان حکایات کتاب جوامع الحکایات، 2100 حکایت برای تحلیل انتخاب شده اند. ابزار اصلی تحلیل، نظریه روایت شناسی فرهنگی پاتریک کولم هوگان است که بر شناسایی طرح های احساسی، نقاط عطف روایی و ژانرهای فرهنگی در متون روایی تمرکز دارد. داده ها با استفاده از کدگذاری باز و محوری تحلیل شده و الگوهای تکرارشونده استخراج گردیده اند. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد که در میان 2100 حکایت مورد بررسی، طرح احساسی «خشم و انتقام» با 28 درصد، «وفاداری و فداکاری» با 21 درصد و «ترس و تهدید» با 17 درصد، بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده اند. این طرح های احساسی، بازتاب دهنده تنش ها و ارزش های محوری در جامعه ایرانی اسلامی آن دوره هستند. از نظر ساختار روایی، 47 درصد حکایات دارای یک نقطه عطف اصلی، 27 درصد دارای دو نقطه عطف و 12 درصد دارای ساختار چندمرحله ای هستند که نشان دهنده تنوع در پیچیدگی روایی حکایات است. همچنین، از منظر ژانری، ساختار حکمت آموزی با 39 درصد، طنز اجتماعی با 24 درصد و عرفانی با 17 درصد، ژانرهای غالب در این مجموعه هستند که هر یک به نحوی به انتقال مفاهیم فرهنگی و ارزشی می پردازند. نتیجه گیری : نتایج این پژوهش بیانگر آن است که جوامع الحکایات و لوامع الروایات، فراتر از یک مجموعه حکایات سرگرم کننده، به عنوان یک متن روایی فرهنگی عمل می کند که از طریق بازنمایی احساسات بنیادین مانند خشم، وفاداری و ترس و با بهره گیری از ساختارهای تحول محور روایی، درونی ترین لایه های ارزش مدار فرهنگ ایرانی را در قالبی داستانی صورت بندی کرده است. این اثر، با تأکید بر ژانرهای حکمت آموز و طنز اجتماعی، نقش مهمی در آموزش اخلاقی و اجتماعی و همچنین نقد فرهنگی در جامعه آن روزگار ایفا کرده است .
دیالکتیک امید و ناامیدی در داستان شیخ صنعان و پیرچنگی عطار نیشابوری براساس نظریه «اصل امید» ارنست بلوخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکایت ها و آموزه های عرفانی همواره بیانگر سیر تکاملی و رشد درونی انسان بوده اند. انسان در جهان مادی باوجود تمام پستی وبلندی ها و واقعیت های تلخ، همواره به دنبال سعادت و آسایشی کامل بوده است. بر همین مبنا، امید یکی از کلیدی ترین مفاهیم در زندگی بشر به شمار می آید. فلاسفه، اندیشمندان و نظریه پردازان بسیاری در گستره مفاهیم ادبی، از امید به مثابه میل درونی انسان سخن گفته اند. در این میان، امید و باور به آرمان شهر موضوعی است که ارنست بلوخ، معروف به «فیلسوف امید»، بدان پرداخته است. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی دو داستان «شیخ صنعان» و «پیرچنگی» از عطار نیشابوری، باتکیه بر «اصل امید» ارنست بلوخ بررسی شده است. یافته ها نشان می دهند که انسان همواره با امید و میل به زندگی و رسیدن به جهانی والاتر، از واقعیت ها می گذرد و با گذر از ناامیدی، با درک عمیق آرمان شهر به آن نزدیک تر می شود. این همان اصل «نه هنوز» بلوخ است؛ اصلی که بنیان حرکت به سوی اتوپیا و حرکت دیالکتیک پیش رونده نامیده می شود؛ یعنی انسان هنوز آن چیزی نیست که باید باشد. ازاین رو، همه پدیده ها «نه هنوز» هستند که برای دست یافتن به غایت خود دگرگون شده اند تا به امید و آرمان جایشان در انتهای زمان واصل شوند. همسو با این نظریه، عطار با اشعار عرفانی خود و ارائه جهان بینی عمیقی از تجارب روحی و عرفانی و با دیدگاه جدانبودن بنده و خالق، تمامی رنج ها را بی معنا می داند و ایمان، عشق و امید را تنها راه نجات و نیروی محرک و انگیزه ای برای داشتن آینده ای بهتر معرفی می کند. او همچنین امید و درد را به عنوان دیالکتیک تز و آنتی تز، از عناصر کلیدی برای رسیدن به کمال یا وحدت می داند.
بررسی نقش «آگاهی اطلاعاتی و پرده پوشی» در شاهنامه فردوسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۴
231 - 257
حوزههای تخصصی:
شاهنامهفردوسی، شاهکار ادبیات حماسی ایران وجهان، سرشار از موضوع ها ومطلب های آموزنده وعبرت انگیز اسطوره ای، پهلوانی وتاریخی است. نگارندگان این مقاله کوشیده اند این اثر سترگ را از منظر ادبیات پایداری بررسی نمایند و تصویری گویا و جامع از نقش عناصر پیوسته آگاهی و پرده پوشی در راستای تلاش های قهرمانانش برای کسب پیروزی دربرابر دشمنان و مهاجمان به خواننده ارائه دهند. یادگار مانای فردوسی این ظرفیت را دارد که آگاهی های بسیاری را درباره مضامین ومباحث اخلاقی به پژوهشگران حماسه، تاریخ واخلاق پیشکش کند. عناصر پیوسته آگاهی و پرده پوشی یکی از مشترکات در دو حیطه ادبیات تعلیمی و ادبیات پایداری هستند که هم به تسلط آکاهی وشناخت از نیروهای خودی و هم کم و کیف سپاه دشمن مربوط می شود به عنوان یکی از اصول اساسی دفاعی و نظامی همواره در طول تاریخ تا به امروز کاربرد داشته و دارند. در مقاله مذکور نویسندگان مقاله در تلاش بوده اند به بررسی نقش جایگاه عناصر آگاهی اطلاعاتی و پرده پوشی در ادب پایداری، دفاع از سرزمین و پیشبرد امور دفاعی در ایران و برتری و پیروزی در برابر دشمنان به نقل از شاهنامه فردوسی براساس نسخه جلال خالقی مطلق بپردازند.
ساختار گزاره هایِ شعری در مخزن الاسرار نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
37-64
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی ساختار گزاره های شعری در مخزن الاسرار پرداخته شده است، ساختار جمله بندی و شکل گیریِ گزاره های شعری با جمله بندی گزاره های عادی زبان تا حدودی متفاوت تر است و آمیختگی عناصر دستوری و بلاغی، ساختارهای متنوعی در این گزاره ها ایجاد می کنند. با مطالعه مخزن الاسرار مشخص می شود که تلفیق عناصر دستوری و بلاغی، گزاره هایی متفاوت تر از گزاره های زبان معیار و عادی ایجاد کرده است. این گزاره های شعری ابتدا در دو بخش گزاره های غیراسنادی و اسنادی دسته بندی شده اند و ذیل هر دسته، متناسب با نوع آمیختگیِ عناصر دستوری و بلاغی، گزاره تشبیه محور، گزاره استعاره محور، گزاره مجازمحور، گزاره کنایه محور و گزاره تلمیح محور قرار می گیرند. سپس به گزاره های دیگری مانند گزاره با ژرف ساخت سنت ادبی، گزاره با ژرف ساخت متناقض نما و گزاره با ژرف ساخت ضرب المثلی اشاره می شود. این پژوهش نشان می دهد که گزاره های شعریِ مخزن الاسرار بسیار متنوع است و تأثیرپذیری آن از عناصر بلاغی به ایجاد ساختارهای ویژه ای در گزاره ها انجامیده و این موضوع را می توان در اشعار سایر شاعران نیز واکاوی کرد و به ویژگی ها و نوآوری های دستور زبانِ شعر فارسی بیشتر دست پیدا کرد.