مطالب مرتبط با کلیدواژه

لذت و شادی


۱.

بررسی اعیاد در ادیان هندو و بودا و اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: جشن لذت و شادی نشاط سالم قرب الهی ادیان شرقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۲۱۳
هدف مقاله حاضر آن است تا نشان دهد، در بررسی تطبیقی، اهداف، اصول و روش های برگزاری جشن و شادی از نظر ادیان شرقی و اسلام چگونه است. روش تحقیق مورد استفاده کیفی بوده و برای پاسخگویی به پرسش تحقیق، متون، مقالات و یا کتبی که به نحوی با اندیشه های این ادیان مربوط بود، مطالعه شد؛ این مقاله در واقع در برگیرنده نگاه دین به ویژه دین مبین اسلام به مقوله جشن و عید و در نتیجه آن شادی و نشاط افراد یک جامعه است، دین اسلام نه تنها نشاط را نفی نکرده است بلکه با تأکید بر استفاده از نشاط سالم و در چارچوب مشخص آن را باعث پیشرفت در زمینه های معنوی و مادی می داند. در نهایت از نظر اسلام، شادی یکی از نیازهای اساسی انسان و لازمه زندگی است، اساساً خلقت هستی و از جمله انسان به گونه ای است که خود به خود شادی هایی برای آدمی فراهم می آورد، ادیان شرقی از جمله هندوئیسم و بودائیسم نیز ادیانی هستند که دارای اعیاد و جشن های گوناگون و متنوعی هستند، که علاوه بر تفاوت هایی که در زمان و نحوه و اصول برپایی اعیاد و جشن ها با دین اسلام دارند.
۲.

مسأله اضطراب مرگ در شعر و اندیشه حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسأله زمان اضطراب مرگ شعر و اندیشه حافظ کیفی کردن زمان لذت و شادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
انسان تنها موجود شعورمندی است که بر امر اعتباری زمان آگاهی دارد. در نتیجه درک زمان آدمی می فهمد وجودش تحلیل خواهد رفت. مسأله درک «زمان» و «مرگ» یکی از جدّی ترین مسائل بشر از عهد «گیلگمش» تا اکنون بوده است. مردم عادی، زمان و اضطراب مرگ را «احساس» می کنند ولی فیلسوفان و شاعران می کوشند آنها را در چارچوب های استدلالی یا دریافت های شاعرانه بازسازی زبانی کنند. حافظ با بیان شاعرانه ولی با رویکردی معرفت اندیشانه با دو مقوله مذکور مقوله زمان درگیر می شود. در نوشتار حاضر، مسأله زمان و اضطرابِ مرگ را در منظومه فکری حافظ کاویده ایم. حافظ، به عنوان شاعری حکیم تناهی و مرگ را نه در زمانی دیر و دور، بلکه در ذات هستی و وجود آدمی می یابد و دلهره مرگ را اضطرابی مهیب و نابودگر می داند و بعد از این درک، برای کاستن از رنجِ ویرانگرِ مرگ راهکاری عرضه می کند. از دیدگاه حافظ، اگرچه آدمی در پرتگاه فنا ایستاده و « فرصت»ش در این عالم چندان نیست، امّا با کیفیّت بخشیدن به زندگی، می تواند زمانِ محدود را زیستنی کند و تنها راه کیفی کردن آن، لذّت بردن، شاد بودن علی رغم وجود مرگ است و با این حکمت متعالیه حافظ می خواهد «آرامش» را در زندگی آکنده از «رنج» به آدمی تقدیم کند.