فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
125-150
حوزههای تخصصی:
گونه ادبی طنز از قدیم ترین میراث مکتوب ادب فارسی، هم چون سرمایه فرهنگی سرزمین های فارسی زبان و فرهنگ نوشتاری فارسی، حضوری پررنگ و کم وبیش پیوسته داشته است. این امر مطالعه و بررسی آن را با رویکردهای گوناگون ناگریز می کند. یکی از رویکردهای ممکن، یافتن بن مایگان به منزله اجزایی از ساختار متن و سپس ترسیم شبکه بن مایگانی به منزله روابط میان اجزای ساختار است. مطالعه بن مایگان، برای دست یابی به ابربن مایه ها و چیرگی آن ها، شناختی تازه را از متن میسر می کند. گستردگی و انعطاف ماهیت بن مایه ظرفیت مطلوبی برای تحلیل متن به دست می دهد. بن مایه عنصر تکرارشونده متن است، مشروط بر آن که این تکرار بسنده و نیز دلالت مند باشد. این عنصر می تواند یک واژه، نماد، تصویر، شگرد ادبی و... باشد. در این پژوهش بن مایه های حامل طنز در دیوان ابوسحاق اطعمه شیرازی استخراج، طبقه بندی و با کمک منابع اسنادی و کتاب خانه ای، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شدند. در انتها، «بزرگ نمایی و برجسته سازی امر خوردن» به عنوان ابربن مایه حامل طنز در متن به دست آمد که بن مایگان متعددی زیرمجموعه آن قرار دارند. این بن مایگان عبارت اند از: روابط بینا متنی (نقیضه پردازی، تضمین، تلمیح)، تیپ سازی راوی، واژگان مرتبط با عشق، اصطلاحات عرفانی برای خوراکی ها، تصویرپردازی، انسان انگاری، گفتگو، مناظره، شطح بافی، حماسی جلوه دادن خوردن، نام خوراکی ها در محل ردیف، استفاده فراگیر از واژگان مرتبط، تشبه به ادبیات تعلیمی، تقدس بخشی به خوردن، نظم سلسله مراتبی خوراکی ها و عنوان های طنزآمیز. کنش این بن مایگان و تراکم آن ها در متن در نهایت منتهی به برجسته سازی مفهوم «خوردن» و مفاهیم وابسته می شود.
Les enjeux et les défis traductologiques des nouvelles de Faribâ Vafi(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cette étude se penche sur les enjeux et les défis traductologiques liés à la traduction littéraire, en particulier dans le cas des nouvelles de Faribâ Vafi, l’une des figures de la littérature iranienne contemporaine. L’objectif principal est d’élaborer une stratégie traductive capable de préserver à la fois la structure narrative, les spécificités stylistiques et les éléments culturels propres à l’univers de l’auteure, tout en produisant un texte fluide, lisible et culturellement accessible en langue cible. Notre corpus est constitué de quatre nouvelles issues du recueil Pas de vent, pas de rame que nous avons traduites en français. Ces textes, empreints d’un réalisme subtil et d’une écriture intimiste, posent des défis particuliers sur les plans lexical, syntaxique et culturel. Afin d’aborder ces problématiques, notre analyse s’appuie sur l’approche comparative de Vinay et Darbelnet, qui permet de mettre en lumière les procédés de transposition, d’équivalence ou encore d’emprunt mobilisés dans le passage du persan au français. Cette approche sera également enrichie par des apports théoriques issus de travaux récents sur la traduction des culturèmes et des spécificités littéraires dans les textes contemporains.
شاعر ایرانی تبار سبک هندی: عنایت خان آشنا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۷
146-176
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی زندگی عنایت خان آشنا (۱۰۸۱ - ۱۰۳۷ ه .ق) شاعر فارسی گوی قرن یازدهم می پردازد و با استناد به منابع دست اوّل و نزدیک به عهد شاعر، به روش تحلیل تاریخی اطّلاعاتی درباره نام، تاریخ تولّد، زادگاه، پدر و مادر، همسر و فرزند، صورت ظاهر، مذهب و عقاید، ارتباط او با حکومت، وفات و خاک جای، و مشاغل شاعر به دست می دهد، و معلوم می دارد که عنایت خان تباری ایرانی دارد امّا در هند زاده و بالیده و هیچ گاه به ایران نیامده است. جدّش خواجه ابوالحسن تربتی در عهد اکبرشاه گورکانی از ایران به هند رفته و به مقام وزارت رسیده است. پدرش ظفرخان نیز شاعر و اهل فضل و ادب بوده و مورد حمایت حاکمان زمان قرار گرفته و شاهجهان حکومت کشمیر را به او واگذاشته بوده است. مادر عنایت خان به نام بزرگ خانم خواهرزاده بانو ممتاز محل، ملکه شاهجهان بوده است. به سبب برخورداری از چنین پیشینه خانوادگی و بهره مندی از علم و فضل و ادب، عنایت خان مدّتی به مقام وزارت دربار نیز نائل آمد. از او بیش از چهار هزار و پانصد بیت شعر و یک کتاب نثر با نام ملخّص شاهجهان نامه باقی مانده است. کتاب مزبور مربوط به زمانی است که وی به ریاست کتابخانه سلطنتی رسید و تاریخ سی ساله سلطنت شاهجهان را از کتاب های مفصّل تاریخی آن عهد، تلخیص و عبارات آن را ساده کرد که مورد پسند همگان واقع شد.
رفتارشناسی شخصیت های داستان رستم و سهراب بر پایه تئوری انتخاب ویلیام گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۷
206-229
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل روان شناختی رفتار شخصیت های تأتیر گذار داستان رستم و سهراب در شاهنامه فردوسی، مبتنی بر چارچوب نظریه انتخاب ویلیام گلسر، به روش تحلیلی توصیفی انجام شده است. پرسش محوری مقاله آن است که چگونه می توان با تکیه بر مؤلفه های کلیدی تئوری انتخاب (نیازهای اساسی، مسئولیت پذیری، واقعیت گرایی و ماشین رفتار)، خوانشی نظام مند از کنش های مؤثر و نامؤثر شخصیت های این روایت ارائه داد؟ یافته ها نشان می دهد که رفتار شخصیت ها در چارچوب پنج نیاز بنیادین ویلیام گلسر (بقا، عشق و تعلق خاطر، قدرت، آزادی و تفریح) شکل می گیرد و تضاد میان «واقعیت بیرونی» و «ادراک ذهنی» آنان، به ویژه در شخصیت سهراب، به عنوان محرک اصلی انتخاب های تراژیک عمل می کند. همچنین، مسئولیت گریزی رستم در افشای هویت واقعی خود، نقشی کلیدی در تقابل میان «کنترل درونی» و «کنترل بیرونی» ایفا می کند که به گسست ارتباط مؤثر و فاجعه بار داستان می انجامد. در پایان این مقاله به این نتیجه می رسد که فقدان توازن در ارضای نیازهای اساسی و واکنش ناکارآمد به واقعیت، انتخاب های شخصیت ها را به سمت سرنوشتی تراژیک سوق می دهد که منجر به فاجعه می گردد. این مطالعه نه تنها ظرفیت نظریه های روان شناسی را در تحلیل متون حماسی تأیید می کند، بلکه الگویی برای بررسی تعامل «اختیار» و «مسئولیت پذیری» در ادبیات کلاسیک ارائه می دهد.
کنایه های نویافته در دیوان شاپور تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنایه یکی از شگردهای بیان معنا در علم بیان است که موجب ابهام و خیال انگیزی کلام می گردد. درکنایه مخاطب باید از صورت ظاهر عبارت، معنای پوشیده کلام را که مقصود سخنور می باشد دریافت کند. در تحقیق حاضرکه به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام گرفته، این شگرد بیانی در دیوان شاپورتهرانی بررسی و تحلیل شده است. هدف تحقیق آن است تا بررسی کند آیا شاپور تهرانی توانسته است در زمینه کاربرد انواع کنایه ابداعاتی هم داشته باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد کنایه را در دیوان شاپور به دو دسته مجزا می توان تقسیم کرد. نخست کنایه هایی که در فرهنگ های لغت یا کنایه ثبت شده اند و گروه دیگر کنایه هایی که حاصل ذوق آفرینشگرشاعر بوده است. موضوع این تحقیق دسته دوم کنایه ها می باشد. این کنایه ها نیزبه سه طریق در دیوان شاپور به کار رفته اند. گروه نخست کنایه هایی هستندکه هم صورت ظاهر و هم معنای کنایی آن ها در فرهنگ ها ثبت نشده است. دسته دیگرکنایه هایی هستند که صورت ظاهر عبارات آن ها در فرهنگ ها ضبط شده، اما شاعر از آن ها معنایی تازه اراده کرده که آن معنا از فرهنگها فوت شده است. در مواردی هم شاپور در ساختار الفاظ کنایه ها، تغییراتی ایجاد کرده و گاه معنای تازه ای هم از آن ها اراده کرده است. شاپور از این طریق توانسته تا هم دایره کنایات ادبی و در نتیجه معانی کلامش را گسترده ترکند و هم بر غنای بلاغی اشعارش بیفزاید.
نقدی بر سنّت علمی جونپوری درکتاب جامع بهادرخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
325 - 340
حوزههای تخصصی:
قرن هفدهم تا نوزدهم در هندوستان، موج گسترده ای برای ترجمه و بازنویسی و جمع آوری متون فارسی و عربی دانشمندان دوره اسلامی آغاز شده بود. جامع بهادرخانی، نوشته غلامحسین جونپوری، بعنوان یکی از دایره المعارف های آموزشی شبه قاره در قرن نوزدهم، در حوزه حساب و هندسه و نورشناسی و نجوم، شمایی از نوع نگاه علمی حاکم بر مدارس علمی شبه قاره را به ما می دهد. با وجود آنکه در این سه قرن مذکور، استعمار بریتانیای کبیر بر تمام نهادهای علمی و آموزشی هندوستان احاطه داشته، اما آثاری همچون جامع بهادرخانی که بیشتر تحت تاثیر متون و سنت علم قدیم بوده اند تا پیشرفت های علمی جدید. تا آنجا که در جامع بهادرخانی با وجود معرفی برخی نظریه ها و اکتشافات جدید مانند نظریه حرکت تقدیمی زمین توسط نیوتن یا کشف قمر های سیاره زحل در اوایل قرن نوزدهم، اما باز پایه مطالعات نجومی جونپوری بر اساس مدل منسوخ بطلمیوسی و متون بزرگان مکتب مراغه و سمرقند است. یا در مبحث مناظر و مرایا همان مکتب اقلیدس را پیش می گیرد که در قرن نوزدهم در غرب اثری از آن در نورشناسی جدید وجود نداشت. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به بررسی چگونگی و چرایی دلبستگی جونپوری در کتاب جامع بهادرخانی به سنت علم قدیم می پردازیم.
تحلیل تطبیقی تصاویر داستان های بازنویسی شده شاهنامه براساس رویکرد متن و تصویر پری نودلمن (داستان های بازنویسی شده آتوسا صالحی و حسین فتاحی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب های تصویری با انتقال مفاهیم از طریق تصویر، نقش مهمی در تعلیم و تربیت و همچنین شکل گیری و رشد ابعاد ذهنی و اطلاعات مخاطب کودک و نوجوان از شخصیت، محتوا، فضا و حال و هوای داستان دارند. یکی از کارکردهای مهم تصویر، انتقال فضا، لحن و محتوای داستان های کهن برای مخاطب کودک و نوجوان است. شاهنامه فردوسی یکی از متونی است که برای نوجوانان بازنویسی شده است. استفاده از عنصر تصویر در بازنویسی این اثر گران سنگ، مخاطب را در شناخت قهرمانان، اسطوره های ملی و فضای حماسی داستان آشنا می کند. هدف این جستار، بررسی و تحلیل تصاویر داستان های بازنویسی شده شاهنامه براساس مولفه-های متن و تصویر پری نودلمن است. نودلمن شش مولفه برای تصویرپردازی داستان پیشنهاد می دهد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به دنیال پاسخ گویی به این سوالات است که تصاویر داستان های بازنویسی شده تا چه اندازه با مولفه های شش گانه نودلمن درباره تصویر مطابقت دارد؟ 2. کدام مولفه از موارد شش گانه نودلمن در تصاویر داستان های بازنویسی شده دیده می شود؟ 3. تصاویر بازنویسی شده کدام روایت (صالحی یا فتاحی) با مولفه های شش گانه مطابقت بیشتری دارند؟. نتایج نشان داد که تصاویر داستان های بازنویسی شده (به روایت صالحی و فتاحی) بیشتر با مولفه های اول (ابتدایی ترین ارتباط میان متن و تصویر) و دوم (تصویر صرفاً معادل دیداری واژگان را عرضه می کند) نظریه نودلمن مطابقت دارند. مولفه سوم که مهم ترین مولفه از نظر تصویرپردازی است، در هیچ کدام از تصاویر داستان های بررسی شده، دیده نشد.
تحفه اهل الوصول (مجالس صدرالدین اشنهی و مؤلفه های فکری و ادبی آن)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
9-37
حوزههای تخصصی:
نسخه خطی تحفه اهل الوصول فی علم الفصول از صدرالدین محمد اشنهی و تحریر اسماعیل بن عبدالمؤمن اصفهانی در سده هفتم هجری است. تاریخ کتابت نسخه، قرن دهم هجری است و در کتابخانه سپهسالار تهران نگهداری می شود. رساله مذکور، اثری عرفانی با زبان ادبی برگرفته از مجالس عارفی در قرن هفتم هجری با نام اشنهی از یاران سهروردی صوفی است که از جانب شاگردش (اسماعیل اصفهانی) جمع آوری شده است. در این اثر مؤلف با بیانی مشحون از سجع و جناس و تشبیه، مفاهیم عرفان عاشقانه را توضیح داده است. کتاب شامل مباحثی از سنخ توحید و مناجات با خداوند، توصیف فضایل پیامبر (ص)، موعظه و تشویق به دوری از دنیا و... است. نسخه مذکور، سند بسیار معتبری از قرن هفتم هجری در شناساندن عرفان عاشقانه ایرانی است که با زهدگرایی سهروردیه و فلسفه گرایی عرفانی هم نسبتی مهم دارد. بازتاب اندیشه های ویژه مذهبی و سیاسی اشنهی، سبک نوشتاری ذوقی او در تأویل آیات و قرینه سازی های آهنگین زبانی از دیگر خصوصیات این اثر است.
تحلیل ترانه های دهه نود با رویکرد نظریه تحلیل گفتمان؛ مطالعه موردی مجموعه شعر خانه ترانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گذشت یک قرن افت و خیز در ترانه معاصر ایران، امروز می توان سیر دگردیسی آن را در واپسین دهه آن، دهه نود، با رویکردی تحلیلی مطالعه کرد و مجموعه شعر «خانه ترانه» با آثار بیش از پنجاه ترانه سرای دهه نود این امکان را تا حدودی فراهم آورده است. نظریه تحلیل گفتمان در این مقاله به بررسی نقش و کارکرد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، هنری و فلسفی ژانر ترانه و نیز حقیقت ماهوی آن در عصر پسامدرنیته می پردازد؛ چراکه نظریه گفتمان می تواند یکی از نمودهای عصر پسامدرنیسم و دوره گذار از ماهیت واقعیت تک بُعدی ابژه ها در زندگی اجتماعی امروز باشد. این جستار، ترانه های دهه نود را به عنوان یکی از نمودهای فراگیر فرهنگی ارزیابی کرده و به یافته هایی ذیل موضوعاتی چون: تاریخ ترانه، عشق، زبان و نیز ممنوعیت دست یافته است. طبق نتایج این پژوهش، ترانه های دهه نود در یک ساز و کار مدرنیستی و پسامدرنیستی تحت تأثیر دو عامل ایدئولوژی و قدرت از یک هژمونی فکری و فلسفی پیروی می کنند که به نوعی منجر به خلق گفتمان تازه ای در این حوزه شده است. گفتمانی که در لایه های زیرینش از تأثیر مسائلی چون: تکنولوژی، سیاست، فرهنگ، علایق و سلایق جوانان، اتوریته مافیای صنعت موسیقی، برخورد سلبی رادیو و تلویزیون ملی و... خبر می دهد.
قدرت ستیزی با گفتمان فرهنگ عامه و فولکلور در اشعار احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجموعه افسانه ها، تصنیف های عامه، فرهنگ عامه، مجموعه عقاید و اندیشه ها، قصه ها، آداب ورسوم، ترانه ها و هنرهای ابتدایی یک ملت را «فولکلور» می نامند. در کنار ادب رسمی که زبان ساخته وپرداخته حاکمیت است و به نوعی با انواع ساختارهای «قدرت» ملائم و ملازم است، «ادبیات عامه» از منابع رسمی جامعه صادر نشده و هیچ «قدرتی» در خلق و امتداد آن نقش نداشته است. این پژوهش به بررسی گفتمان های «قدرت ستیزانه» در ادبیات عامه می پردازد و تحلیل می کند که ادبیات عامه چگونه با فاصله گیری از منابع قدرت و اقتدارگرایی، تلاش می کند جلوه های اقتدارگرایی را تحدید و با آن ستیز کند. همچنین، بررسی می شود که در این مسیر از چه لوازم و راهکارهایی استفاده می کند. کمتر زمانی بوده است که ادبیات و آثار ادبی ، از دغدغه های قدرت ستیزانه عاری باشد، اما از آغاز دهه 1320 تا پایان دهه 1350 ه .ش، تحت تأثیر تحولات اجتماعی-اقتصادی و تعلیمات احزاب و برپایه گرایش های سیاسی-فلسفیِ مسلط بر جهان معاصر، نوعی ادبیاتِ ستیز در ایران رشد می یابد که مبارزه با استبداد و استعمار را مضمون اصلی فرهنگ رایج می کند و در ارتباطِ برهم کنشگرِ ادبیات و جامعه، مبارزه جویی و انقلابی گری، اصالت نظری و عملی می یابد. در تأثیرپذیری از این فضای به وجودآمده که قدرت و اقتدارگرایی به بوته نقد و چالش کشیده شد، احمد شاملو با توجه به علاقه ویژه ای که به فرهنگ و ادب عامه داشت، موفق به خلق نوعی ادب عامه شد که یکی از دستاوردهای آن «ستیز و تحدید قدرت و اقتدارگرایی» با زبان و امکانات ادبیات عامه بود.
Le Soufisme, L’autre Voie du Roman Autobiographique, Maghrébin, D’expression Française(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
143 - 158
حوزههای تخصصی:
Le présent article vise à rendre visible une nouvelle piste récemment empruntée par le roman autobiographique, francophone, maghrébin, celle de la spiritualité soufie par laquelle se renouvelle ainsi non seulement le genre en question mais toute la littérature maghrébine d’expression française. Ce tournant littéraire, inédit, fait écho à l’approche critique de Marthe Robert sur le genre romanesque, définissant ce dernier comme « une capacité à s’emparer de secteurs de plus en plus vastes de l’expérience humaine » (Robert, 1972 : 15). Cette nature plastique du roman se manifeste à deux niveaux dans Nulle part dans la maison de mon père de la célèbre écrivaine, algérienne, Assia Djebar : dans la relation dialogique qu’il entretient avec le livre, explicitement spirituel, Soufi, mon amour de l’écrivaine turque, Elif Shafak, et dans sa structure composite incluant le soufisme , l’autobiographie, la romance . De cette hétérogénéité, il résulte un néant culturel réalisé sur le mode de l’initiation soufie de l’accomplissement spirituel de l’être.
افسانهه 1301 (داستان کوتاه فارسی: جمال زاده یا هدایت؟)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
190-205
حوزههای تخصصی:
عموم پژوهشگران یکی بود و یکی نبود (1300) محمدعلی جمال زاده (1270-1276) را نخستین مجموعه داستان فارسی فرض کرده اند. برخی نیز سال 1301 را نقطه تحول ادبیات در هر سه حوزه شعر، داستان و نمایش دانسته اند با آثاری چون «افسانه» نیما یوشیج، مجموعه داستان کوتاه یکی بود و یکی نبود جمال زاده، رمان تهران مخوف مشفق کاظمی و نیز نمایش نامه جعفرخان از فرنگ آمده حسن مقدم. در این مقاله با رد اهمیت ویژه این سال، زنده به گور (1309) صادق هدایت (1281-1330) نخستین مجموعه داستان کوتاه فارسی خوانده شده است. برای این کار به تحلیل کلی داستان های هر دو مجموعه در زمینه های زبان، ایدئولوژی، شکل، نظام روایی، شخصیت و مکان پرداخته ام. دست آخر هم در کنار بررسی گونه محور مختصر داستان ها، شباهت های درون مایه ای آنها را با یکدیگر مطالعه کرده ام. همچنین با توجه به ترتیب تألیف داستان ها در قیاس با ترتیب درج آن ها در مجموعه، کوشیده ام حدس هایی درباره روال کلی کار هر نویسنده در زمینه داستان کوتاه بزنم.
پردازش تطبیقی ربیعیات در سروده های صفی الدّین حلّی و منوچهری دامغانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
123 - 148
حوزههای تخصصی:
فصل بهار، یکی از موضوعات اصلی در حوزه وصف است که از دیرباز در ادبیّات، به شیوه هایی خلاّقانه، ظهور و بروز یافته است. صفی الدّین حلّی، شاعر ادبیّات عربی و منوچهری دامغانی، شاعر ادب فارسی در توصیف بهار، چکامه هایی ارزنده و زیبا سروده اند. آن ها ضمن آشنایی با علوم موسیقی، با بهره گیری از توانایی ستودنی خود در مشاهده طبیعت باطراوت و دنیای شگفت انگیز پیرامون شان توانسته اند مظاهر بهار را زیباتر از آنچه در واقعیّت است، به تصویر آورند. پژوهش حاضر کوشیده است تا به شیوه کتابخانه ای به تبیین جایگاه ادبی دو شاعر شهیر بپردازد و بارزترین مضامین توصیف بهار در اشعار آنان را با رویکرد تحلیلی- تطبیقی، مطابق مکتب ادبیّات تطبیقی فرانسه مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شاعران، با بهره گیری از هنر و توانمندی شگفت خود در توصیف دگرگونی های بهار، تصاویری نو و بدیع آفریده اند. مفاهیمی چون رستاخیز طبیعت، ابرهای گهربار، آسمان نیلگون، رودهای خروشان، آوای پرندگان، جوانه ها و شکوفه های رنگین، گل های رنگا رنگ، نسیم خوشبو، فضای عطرآگین بوستان، در اشعار شاعران، بیشترین بسامد را دارد. به نظر می رسد منوچهری، حتّی در مدایح خود، وصف بهار را از یاد نمی برد، امّا در شعر حلّی، مدح ممدوح، گاه در میان توصیف بهار، جلوه ای پُررنگ تر دارد.
نقد اسطوره شناختی شعر «لوح» از شاملو بر مبنای نظریه اسطوره های مدرن ارنست کاسیرر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۷
131 - 156
حوزههای تخصصی:
شعر «لوح» یکی از سروده های شاملو است که در آن نمادهای کتابهای مقدس، همچون کنشگران سیاسی به تصویر کشیده می شود. در این مقاله، سعی شده است این شعر با کاربست نظریه اسطوره های مدرن ارنست کاسیرر تحلیل شود. نتایج تحلیل نشاندهنده این است که در «لوح»، اسطوره ها کارکردی نو دارد. شاعر در این شعر، دو نماد عیسی و موسی (علیهما السلام) را در هم می آمیزد و قهرمانی نو را خلق می کند. این قهرمان، گرایشهای مارکسیستی دارد و در پی به فرجام رساندن حرکت تاریخ و محقق ساختن جامعه آرمانی خویش است.
رباط سعدی؛ آگاهی های تازه از ساخت و تعمیر آن، به همراه تصحیحی نو از رساله در سؤال صاحب دیوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
می دانیم که شیخ اجل سعدی به طریقت جوانمردی، علی الخصوص جماعت سقّایان، تعلّق و دلبستگی داشته است. او در سال های پایانی زندگی، در بیرون شهر شیراز، به هزینه شمس الدّین محمّد صاحب دیوان رباطی بر پا کرد و بعد از وفات، در صفّه همانجا به خاک سپرده شد. رباط سعدی در طول قرون متمادی، زیارتگاه فقیر و غنی بود و بسته به اوضاع زمانه، گاه در رونق بود و گاه رو به افول داشت. اخبار و روایاتی که درباره این رباط از روزگار نزدیک به حیات سعدی به دست ما رسیده اندک است. در مقاله حاضر دو روایت کهن از بنیاد نهادن رباط سعدی معرّفی شده و فواید تاریخی حاصل از آن مورد بحث قرار گرفته است. روایت قدیم تر تکمله ای است که میان سال های ۷۲۱ تا ۷۴۲ق به پایان رساله «سؤال صاحب دیوان» که در جزو رسائل ششگانه کلّیات سعدی مضبوط است الحاق شده. از این تکمله واضح می گردد که تاریخ بنای رباط سال 679ق بوده و درست سی سال بعد از وفات سعدی، یعنی به سال 721ق، علاءالدّین محمّد بن عمادالدّین محمّد فریومدی، از وزرای مقتدر و هنرپرور سلطان ابوسعید بهادرخان ایلخانی، در عمارت و احیای آن بذل توجّه و مال کرده است. روایت دوم قطعه شعری است از جلال طبیب شیرازی (درگذشت پیش از 785ق) در وصف رباط سعدی که در دیوان چاپی شاعر نیست و ناظر به ارتباط سعدی و رباط او با مسئله آب و سقایت است.
بررسی تطبیقی مفاهیم امیدواری و یأس در شعر ابراهیم طوقان و اخوان ثالث (با تکیه بر روانکاوی فروید)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۵
93-116
حوزههای تخصصی:
امیدواری و یأس مفاهیمی به قدمت تاریخ بشری هستند. به موازات حضور چنین مفاهیمی تأمل و تفکّر بشری نیز بارها بر آنها متمرکز شده و نهایتاً در علوم انسانی عصر جدید تحلیل ها و دستاوردهای قابل تأمّلی را به بار آورده است. در این میان هنر و ادبیات از یک سو و روانکاوی از سوی دیگر محملی برای نشان دادن امیدها و یأس های فردی و اجتماعی بشری بوده و بی تردید یکی از راه های بازشناسی چنین حضوری قرائت تطبیقی آثار ادبی است. به این منظور در این مقاله با روش تطبیقی و مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی می کوشیم به بررسی نمودهای امید و یأس در شعر ابراهیم طوقان فلسطینی و اخوان ثالث از بستر روانکاوی فروید بپردازیم. بر اساس آرای فروید امیدواری با شکلی از انتظار که مبنی بر ساختن هویت است و یأس با مفهوم درونی و غالباً ناخودآگاه اضطراب شخصیتی پیوند می خورد. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که شعر طوقان امیدوارانه تر از شعر اخوان ظاهر می شود امّا برای هر دو شاعر جنبه های اجتماعی و سیاسی و مبارزه با خفقان ناشی از اشغال و استبداد، مهم ترین انگیزه های پرورش چنین مفاهیمی در شعرند. هر دو شاعر آگاهانه به جنبه های خلّاقانه و کارساز امید و یأس واقفند و امید آنها نه از روی وهم و یأس شان نه از روی نومیدی مطلق است بلکه در لایه های پنهان شعر می توان از جنبه های خلّاقانه روانکاوی مخاطبی سخن به میان آورد که هدف شعر بازپروری امیال جمعی، سیاسی و رویاهای آن است.
تحلیل کلیشه های جنسیتی در داستان های منتشرشده ی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهه ی شصت (گروه سنی «الف وب»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله شناسایی و تحلیل چگونگی بازنمایی کلیشه های جنسیتی در داستان های منتشرشده از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهه ی شصت است. این پژوهش به شیوه ی تحلیلی توصیفی، باتوجه به عناصر و ویژگی های ساختاری داستان ها و بر مبنای آموزه های جامعه شناسی جنسیت انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این داستان ها از طریق بازتولید روایتِ مردانه ی «جست وجو»، نقش راویِ دانای کل در برجسته سازی ذهنیت مردان/پسران، قرار دادن مردان و پسران در نقش شخصیت های اصلی داستان و در عوض، حذف زنان و دختران از روایت یا قرار دادن آن ها در نقش های حاشیه ای و تعیین مرزهای دقیق و نقیض میان نقش های زنانه و مردانه با تأکید بر ارزش یافتگی مردان در برابر ارزش باختگی زنان، کلیشه های جنسیتی را بازتولید و القا می کنند و از این طریق در آماده سازی کودکان خردسال برای پذیرش و درونی سازی کل ساختار روابط بین زنان و مردان به عنوان بخشی از نقش جنسیتی خود، مؤثر هستند و به نوبه ی خود به بازتولید، تکرار و تداوم اشکال تبعیض جنسیتی کمک می کنند.
بازتاب واژه ها و ترکیب های سنایی در گویش هزارگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل لغوی متون و حلّ پیچیدگی های واژگانی یکی از مهم ترین عناصر تحلیل یک متن ادبی، به ویژه در مورد متون کهن فارسی است. درک معنا و کاربرد درست واژه های به کار رفته در یک اثر ادبی، کمک زیادی به تحلیل همه جانبه آن می کند. ما در این مقاله که برگرفته از پایان نامه ای در مورد واژه های به کار رفته در شعر سنایی غزنوی است، به بررسی واژه ها و ترکیب های به کار رفته در شعر سنایی پرداخته ایم که علی رغم فراموشی نسبی در فارسی معیار امروزی، هم چنان در گویش هزارگی افغانستان به کار رفته و فعال مانده اند. این مطالعه با هدف ارتقای فهم شعر سنایی از طریق شناسایی و تفسیر این واژه ها و ترکیب های زنده در گویش هزارگی انجام شده است. روش تحقیق تلفیقی از مرور ادبیات و کار میدانی برای تأیید کاربرد و معانی خاص کلمات و عبارات استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که شماری از واژگان موجود در شعر سنایی، هر چند در فارسی معاصر کنار گذاشته شده اند، اما در گویش هزارگی هم چنان مورد استفاده و درک عمومی قرار دارند. این تحقیق اهمیت گویش هزارگی را نه تنها به عنوان مخزنی زنده از فارسی کهن، بلکه به عنوان ابزاری حیاتی برای دسترسی و فهم آثار ادبی تاریخی به اثبات می رساند. ما در این مقاله نشان داده ایم که چگونه برخی از واژه های مبهم شعر سنایی، به مدد مراجعه به کاربرد آن واژه در گویش هزارگی قابل حل شده است.
نگاهی تطبیقی به گفت وگوی دراماتیک در رمان های بره گمشده راعی از هوشنگ گلشیری و وسوسه از گراتزیا دلددا
حوزههای تخصصی:
قدمت گفت وگو به آغاز سخن گفتن و مکالمه بشر برمی گردد. نخستین گفت وگو با عمل همراه بوده است. از این رو، درام که ماهیتی کنشی دارد، بیانگری خود را در قالب گفت وگو یافته است. گفت وگو در نمایشنامه یا فیلم، یک گفتار دراماتیک خیالی است که همه موارد اضافه گفت وگو را حذف می کند. این نوع گفت وگو، مجموعه مشخصی از اهداف و زمان محدودی را برای رسیدن به آن ها دارد. از کارکردهای گفت وگوی دراماتیک، عمق بخشیدن به شخصیت ها و پیشبرد طرح است. این ویژگی می تواند در داستان هم کارکرد داشته باشد؛ یعنی در عین تفاوت میان عنصر گفت وگو در داستان و درام؛ یک اثر داستانی می تواند واجد گفت وگوی دراماتیک باشد که این موضوع به معنای داشتن ظرفیت نمایشی و قابلیت اقتباسی است. در این پژوهش، دو رمان بره گمشده راعی از هوشنگ گلشیری و وسوسه از گراتزیا دلددا به شیوه تطبیقی از منظر دیالوگ دراماتیک بررسی شده اند. شیوه پژوهش توصیفی تحلیلی و به روش کتابخانه ای و اسنادی است. بررسی این عنصر برجسته نمایشی، ضمن تأیید ظرفیت نمایشی این دو اثر، نشان داد که در این دو رمان، گفت وگو از عناصر مورد نظر این نویسندگان بوده و بر بار دراماتیک آثار آن ها افزوده است. با این اوصاف می توان به این دو اثر به عنوان منبعی برای اقتباس سینمایی یا نمایشی نگاه کرد.
تحلیل نشانه معناشناختی سروده های اربعین: از پیاده روی تا مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
89-107
حوزههای تخصصی:
شاعران عرب از جمله عراقی، مصری، لبنانی و یمنی قصیده های بسیاری به مناسبت ایام اربعین و پیاده روی آن سروده اند. هر کدام از این شاعران، سبک و سیاق خاصی را برگزیده اند که درخور توجّه است و متناسب با موقعیت و حال و هوای آن منطقه می باشد. با توجّه به این نکته، اشعار اربعینی این شاعران را می توان به سه دسته تقسیم کرد: اشعاری که فقط روایت هستند و داستان کربلا و پس از آن را بازگومی کنند؛ اشعاری که مرثیه هستند و برای سوگواری و در مدح و ستایش خاندان عصمت و طهارت است و البته حال و هوای زائرین اربعین را هم شرح می دهند؛ و در نهایت، اشعاری که نه تنها زیارت اربعین را در زمان معاصر بازگومی کند؛ بلکه حماسی هم بوده و مقاومت را تصویر سازی می کنند، به نوعی این اشعار می توانند در زمره ادبیات مقاومت، جای گیرند. با توجّه به اهمیت تصویرسازی در این اشعار، از جمله چگونگی تصویرسازی مقاومت، پژوهش حاضر بر آن است تا با تأمّل در این اشعار، از بعد تجسمی و تصویرسازی، و با روش توصیفی - تحلیلی، واقعیت های فرهنگی و اجتماعی جامعه زبانی این اشعار را مورد بررسی قراردهد؛ چراکه به اعتقاد نشانه شناسان، تصویرسازی در فرایند معناسازی، نقش مهمّی ایفامی کند. از این رو تحلیل نشانه معناشناسی این اشعار، ساختار معناساز در گفتمان این شاعران را برای مخاطبان تبیین می کند. یافته های پژوهش گواه این است که این سروده ها بازتابی از ایدئولوژی و جهان بینی شاعران عرب در سرزمین های مختلف است و بررسی این اشعار نشان می دهد که تصویرسازی مقاومت در اشعار شاعر یمن، به مراتب قوی تر از شاعران دیگر کشورهاست.