بررسی کاربرد نظریه فضاهای ذهنی در تحلیل متون ادبی منثور فارسی؛ مطالعه موردی: منتخب رمان جای خالی سلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)
مسأله پژوهش حاضر، کاربردسنجی نظریه فضاهای ذهنی در تحلیل متون ادبی منثور فارسی است. نظریه فضاهای ذهنی یکی از ابزارهای رویکرد شناختی مطالعه متون است که در نیمه دوم قرن بیستم توسط ژیلز فوکونیه مطرح شد و سپس در سال های بعد در چارچوب نظریه آمیختگی مفهومی بسط یافت. این نظریه می تواند در تحلیل ابعاد زبانی، ایدئولوژیک و ذهن محور متون ادبی مفید واقع شود. نظریه مذکور متن ادبی را حاصل تشکیل فضاهای ذهنی و ایجاد ارتباط میان آن ها برمی شمارد و با تکیه بر گشتالت نهایی و شیوه روایت متن، می کوشد که اجزای گوناگون برساخته ذهن مؤلف و مخاطب را در متن رهگیری کند. در این پژوهش، بخش منتخبی از رمان جای خالی سلوچ به مثابه مطالعه موردی، تحلیل و واکاوی شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که نظریه فضاهای ذهنی می تواند منتقد را از جهاتی همچون: تحلیل سیر روایت، واکاوی ضمایر ارجاعی در متون شخصیت محور و کاربرد سبک شناسانه مرتبط با سازوکار شخصیت ها در تحلیل و نقد متون ادبی منثور فارسی یاری کند.