فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
گویندگان خبر به عنوان یکی از عناصر مهم رسانه ای، می توانند بسترهای جذب، اعتماد، اعتبار و اقناع مخاطب را فراهم آورند و این مهم تاثیر بسزایی در جلوگیری از خطرات احتمالی رسانه های معاند خواهد داشت. پژوهش حاضر سعی دارد با بررسی تاثیر ویژگی های فردی گویندگان خبر بر جلب اعتماد و اقناع مخاطب، مدلی برای انتخاب گویندگان شبکه های خبری ارائه نماید. روش پژوهش از نوع ترکیبی کمی و کیفی می باشد. جامعه مورد مطالعه مرحله اول پژوهش شامل 30 نفر از خبرگان حوزه اقناع و خبر برای شناسایی عوامل موثر بر اقناع کنندگی است و جامعه مرحله دوم نیز 384 نفر از مخاطبان برای سنجش و مقایسه میزان اقناع کنندگی گویندگان متفاوت هستند. از نظر پاسخ دهندگان در خصوص وضعیت موجود گویندگی، می توان به کاستی هایی همچون عدم یا کمبود جذابیت، تخصص، مهارت، علاقه به گویندگی، اهمیت دادن به ظاهر، آزادی عمل گوینده، ترس از انتقاد و شکست، همکاری و تعامل گروهی، اهمیت دادن به نظر و پیشنهاد دیگران، قبول انتقاد و پیشنهاد دیگران اشاره کرد. بر اساس آنچه از نظر پاسخ دهندگان و صاحبنظران اخذ شد گویندگی خلاق بهترین الگو برای فعالیت گویندگان در رسانه ملی است. دو محور اصلی فرایند گویندگی خلاق در رسانه ملی، خلاقیت گویندگان و اقناع مخاطبان هستند.
تحلیل اثربخشی تبلیغات اینفلوئنسرهای اینستاگرامی غذا بر نگرش و رفتار مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۳۷)
105 - 128
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال سنجش اثربخشی محتوای تبلیغاتی اینفلوئنسرهای غذا در شبکیه اجتماعی اینستاگرام بر نگرش و رفتار مشتریان بالقویه رستوران های تهران است. برای نیل به هدف حاضر از روش کمی پیمایشی و ابزار پرسش نامیه اعتبارسنجی شده و برای جمع آوری و تحلیل داده ها بهره گرفته شده است. با استفاده از شیویه نمونه گیری هدفمند تعداد 385 نفر از دنبال کنندگان صفحات پنج نفر از اینفلوئنسرهای دارای فالوور بالای 500 هزار نفر انتخاب شدند و پرسش نامیه برخط را تکمیل کردند. نتایج حاصل از آزمون های آماری نشان داد که رابطیه بین محرک های ارتباطی و محتوایی تبلیغات اینفلوئنسرهای اینستاگرامی غذا و نوع نگرش و رفتار مشتریان، مثبت و معنادار است. بدین معنا که محرک های محتوایی (سرگرم کنندگی، آگاه کنندگی، ترغیب کنندگی، اعتباردهندگی، جست وجو گری و به روزرسانی) تبلیغاتی اینفلوئنسری به تقویت آگاهی، ادراک و اقناع و اقدام به خرید مشتریان منجر می شود. نتایج همچنین نشان داد که محرک های ارتباطی (تعاملی بودن، در دسترس بودن، جهانی بودن، تسهیل خرید، شخصی سازی، با صرفه بودن و سنجش و باز خورد) در تبلیغات اینفلوئنسرهای غذا به افزایش آگاهی و اقناع و اقدام به خرید مشتریان منجر می شود.
ارائه الگوی ارتقای عملکرد رسانه ملی در شرایط بحران (مطالعه موردی: همه گیری کرونا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در نظر داردبه این سؤال پاسخ دهدکه عوامل مؤثربرنتیجه بخشی مدیریت عملکرد در رسانه ملی درزمان همه گیری بیماری(مطالعه موردی بیماری کرونا) چیست؟درواقع این تحقیق قصد داردبه اکتشاف مؤلفه های مدیریت عملکرد رسانه ملی درزمان همه گیری بیماری کرونابپردازد.پژوهشی آمیخته اکتشافی که در آن ازروش کیفی گراندد تئوری وکمی پیمایش برای دستیابی به الگوی مدیریت اثربخش عملکردرسانه درشرایط همه گیری بیماری کرونا استفاده شده است.جامعه آماری روش کیفی را30 نفر ازصاحب نظران آشناباموضوع تشکیل می دهد ومصاحبه با آنهابرای استخراج الگو انجام شده است.جامعه آماری پیمایش رانیز کارشناسان ومدیران رسانه ملّی تشکیل می دهند که ازبین آنها 368 نفر به عنوان نمونه نهایی انتخاب شده اندتا میزان تأیید مؤلفه هایی که از روش گرندد تئوری استخراج شدند،تعیین شود. نتایج نشان می دهد در مجموع 27 مؤلفه که تأیید خبرگان و کارشناسان رسانه را داشت به عنوان عوامل علّی یا پیش شرط (6 مؤلفه)، مقوله محوری (4 مؤلفه)، عوامل مداخله گر (5 مؤلفه)،عوامل بسترساز (4 مؤلفه)،راهبردها (3 مؤلفه) و پیامدها (5 مؤلفه) شناسایی شدند.برخی از این مؤلفه ها عبارتند از؛ضرورت توجه ویژه به وظایف رسانه ملّی با نگاه سلامت محور، توجه مستمر به آموزش سلامت محور آگاهی بخش، تقویت شبکه ها و برنامه های مرتبط با عملکرد سلامت محور رسانه، بکارگیری شیوه های مؤثر آموزش سلامت محور، پرهیز از امنیتی کردن بحران هایی مانند همه گیری کرونا، تولید محتوای متناسب با دستورالعمل های خاص شرایط بحران، ارتقای آموزش های رسانه ای با استانداردهای جهانی، ارتقای سبک ها و شیوه های آموزشی با هدف جلب توجه مخاطب، باورپذیری در مخاطب نسبت به اطلاعات بهداشتی و توجه به نیازهای بهداشتی و معیشتی مردم در شرایط بحران.
ارزیابی نظام رسانه ای افغانستان در راستای ملت سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ زمستان۱۴۰۳ شماره ۷۷
35 - 65
حوزههای تخصصی:
این مطالعه بر اساس این باور که رسانه های جمعی از قدرت نمادین برخوردار هستند و با ایجاد ظرفیت انسجام اجتماعی و تقویت افکار عمومی می توانند در راستای ملت سازی مؤثر باشند، به ارزیابی اسناد مرتبط و همسو با زمینه های فعالیت رسانه ای به این پرسش پاسخ می دهد که چرا در افغانستان باوجود فعالیت آزاد رسانه ها هنوز ملت سازی در این کشور تحقق نیافته است. طبق انتظار رسانه های افغانستان که نزدیک به دو دهه با حمایت های قانون اساسی و قانون رسانه های همگانی به آزادی بیان و تکثر رسانه ای دست یافتند، می توانستند با ایجاد یک حوزه فرهنگی یا ادبی به حوزه سیاست اثرات شگرفی داشته باشند و با جلوگیری از سیاست های قوم مدارانه در ساختار قدرت دگرگونی عظیمی را در جامعه موجب شوند. عدم تحقق این مهم ما را بر آن داشت تا از روش تحقیق کیفی با رویکرد انتقادی بهره ببریم تا به این پرسش پاسخ دهیم که چرا در طول بیش از یک ونیم دهه با حضور و فعالیت رسانه های آزاد و متکثر در افغانستان، هنوز هویت ملی مشترک شکل گرفته است و نظام رسانه ای در این خصوص چه نقصی داشته است. ازاین رو، از نظریات توسعه رسانه های جمعی و الگو های ملت سازی و همین طور از روش از مطالعه اسنادی و با فنون تحلیل مضمونی استفاده شده است. نتیجه ی اتخاذ چنین رویکردی، تضاد ها و خلأهای موجود درزمینه و بستر فعالیت های رسانه های جمعی افغانستان بیش ازپیش هویدا ساخته است و همین طور رابطه ای بین نظام سیاسی و رسانه ای کشور را.
کاربرد ارتباطات در تبادلات فرهنگی بین الملل با تأکید بر نظریه تعاملی
منبع:
جامعه شناسی ارتباطات سال ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۷
70-79
حوزههای تخصصی:
در عصر جهانی شدن، تبادلات فرهنگی میان ملت ها به یکی از ارکان اساسی توسعه، درک متقابل و همکاری های بین المللی بدل شده است. این مقاله با تمرکز بر نظریه تعاملی ارتباطات، به بررسی نقش ارتباطات در تسهیل و تعمیق تبادلات فرهنگی می پردازد. ابتدا مفاهیم ارتباطات و تبادلات فرهنگی تعریف و ارتباط تنگاتنگ آن ها تبیین می شود. سپس نقش رسانه های سنتی و فناوری های نوین دیجیتال در انتقال و تحول عناصر فرهنگی، همراه با نمونه های عینی از تأثیرگذاری رسانه ها و شبکه های اجتماعی بر فرهنگ جهانی، تحلیل می گردد. مقاله ضمن اشاره به مزایای ارتباطات در افزایش آگاهی و کاهش تعصبات، چالش هایی چون تفاوت های زبانی، سوءتفاهم های فرهنگی، کلیشه ها، موانع سیاسی و ایدئولوژیک را نیز بررسی می کند. در ادامه، با تکیه بر نظریه تعاملی، به اهمیت بازخورد و خلق معانی مشترک در تعاملات فرهنگی پرداخته و نمونه هایی از تبادلات موفق فرهنگی ارائه می شود. راه حل هایی نظیر آموزش زبان و فرهنگ، برنامه های تبادل، نقش سازمان های بین المللی، بهره گیری از فناوری و میانجی های فرهنگی برای غلبه بر موانع مطرح می گردد. همچنین نقش ارتباطات در دیپلماسی فرهنگی و تأثیر تبادلات فرهنگی بر تحول و تقویت هویت های فردی و جمعی مورد تأکید قرار می گیرد. در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که ارتباطات دوسویه و تعاملی، بستری ضروری برای تحقق تبادلات فرهنگی مؤثر و شکل گیری جامعه ای جهانی، متنوع و صلح محور فراهم می کند.
گونه های هویتی مهاجرین افغان براساس نسبت «خود و دیگری» در آثار سینمایی (مطالعه موردی: فیلم های برادران محمودی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
89 - 118
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درصدد است با بهره گیری از مقوله «خود و دیگری» در نشانه شناسی فرهنگی، خوانشی را از سه فیلم «چندمترمکعب عشق»، «شکستن هم زمان بیست استخوان» و «رفتن»، محصول مشترک برادران محمودی (نوید و جمشید) ارائه دهد. براساس پژوهش ها، باتوجه به میزان اهمیت خود یا دیگری، چهار رویکرد مختلف: 1-خود و نه دیگری؛ 2- نه خود، بلکه دیگری؛ 3- هم خود و هم دیگری؛ 4- نه خود و نه دیگری، در نسبت «خود و دیگری» پدیدار می شوند که در پی آن، چهار گونه هویتی ثبات، سازگاری، پذیرش و بی هویتی ظاهر می شوند. این پژوهش به روش کتابخانه ای، با تکیه بر منابع دیداری و نوشتاری و به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که: افغان ها به عنوان دیگریِ فرهنگی، چه نوع رویکردها و گونه های هویتی را نسبت به ایرانیان اتخاذ می کنند؟ براساس نتایج پژوهش، برادران محمودی در آثار خود نشان می دهند که افغان ها هر چهار رویکرد را متناسب با میزان ترجمه متون فرهنگی ایرانیان و درنتیجه، مقدار تعامل با ایشان و نیز نحوه برخورد ایرانیان، نسبت به خودِ ایرانی اتخاذ می کنند. به علاوه، این رویکردها به صورت انواع گونه های هویتی در سرزمین مقصد شکل می گیرند که در قالب رفتار و گفتار شخصیت ها نشان داده می شوند. انتخاب این رویکردها به این صورت است که پناهجویان افغان هرچه جوان تر باشند، بیشتر، سازگاری هویتی را انتخاب می کنند و هرچه مسن تر باشند، ثبات هویتی را در پیش می گیرند. با استناد به این آثار، هویت پذیرنده و بی هویتی، کمتر در افغان ها دیده می شود.
تحلیل هم نشینی و جانشینی نشانه های نوشتاری و تصویری در لوگوهای فارسی برنامه کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۵)
131 - 154
حوزههای تخصصی:
لوگوی فیلم یک نشانه است که علاوه بر انتقال مفاهیم نوشتاری از جنبه های بصری و زیبایی شناختی نیز برخوردار است. تحقیق حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که رابطه نشانه های تصویری و نوشتاری در لوگوتایپ (نشانه نوشته) های تلفیقی برنامه کودک چگونه است و این روابط در فرایند انتقال معنا چه نقشی دارند. هدف تحقیق، تحلیل روابط هم نشینی و جانشینی نشانه های تصویری و نوشتاری در این لوگوتایپ ها و توصیف کارکرد ارجاعی آن ها با محتوای فیلم است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است. روش گردآوری مطالب ترکیبی از روش کتابخانه ای از طریق فیش برداری و تصویرخوانی و مشاهده های میدانی از طریق ارائه پرسش نامه باز و مصاحبه با کودکان است. تجزیه تحلیل یافته ها کیفی است. یافته های تحقیق نشان می دهد رابطه هم نشینی و جانشینی نشانه های نوشتاری و تصویری در لوگوتایپ های برنامه کودک به شکل ویژه ای قابل شناسایی است. هم نشینی این نشانه ها وجه آشنایی زدایی و منحصربه فرد بودن آن را تقویت می کند و نتیجه آن ایجاد جذابیت بصری و تمایز نسبت به سایر لوگوتایپ هاست. در مواردی این روابط، خوانایی لوگو را تحت تأثیر قرار می دهد. رابطه جانشینی زمانی رخ می دهد که نشانه هایی از فیلم یا محتوای آن، جایگزین حروف لوگو می شود و خوانش هم زمان نوشتار و درک تصویری آن با توجه به محتوای فیلم برای مخاطب کودک صورت می گیرد.کلیدواژه: رابطه هم نشینی، رابطه جانشینی، نشانه های تصویری، نشانه های نوشتاری، لوگوتایپ (نشانه نوشته) فارسی، برنامه کودک.
استفاده از شیوه های سنتی تبلیغ دینی و رابطه آن با میزان دین داری جوانان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ابتدا رسانههای جمعی و بعد از آن، رسانه های اجتماعی برای ترویج آموزه های دینی مورد استفاده قرار گرفته اند. با توجه به آنکه در گذشته ترویج این آموزه ها با استفاده از شیوه های سنتی تبلیغ دینی انجام می شد، این پرسش مطرح می شود که آیا این شیوه ها کماکان میتواند کارکردهای گذشته خود را ایفا کند. لذا در این پژوهش به منظور بررسی کارآمدی شیوه های مذکور به نقش شیوه های تبلیغ سنتی میزان دین داری جوانان پرداخته شده است. جامعه آماری عبارت از جوانان 15 تا 29 ساله شهر تهران است که 384 نفر از آنان به روش نمونهگیری تصادفی طبقه ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. برای گردآوری دادهها از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه و برای تجزیه و تحلیل آن از روش آماری استفاده شده است. روایی پرسشنامه با روش اعتبار صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تعیین گردید. یافته های تحقیق گویای آن است که بیشترین میزان حضور جوانان، مربوط به مجالس مداحی و روضه خوانی هیئتهای مذهبی است و پس از آن به ترتیب حضور در مجالس جشن و عزاداری مساجد، مجالس وعظ و خطابه و مجالس تعزیه قرار دارد. این یافته ها همچنین بیانگر آن است که از نظر میزان دین داری، 1/2 درصد از جوانان در سطح بسیار کم، 3/14درصد در سطح کم، 3/38 درصد در سطح متوسط، 9/34 درصد در سطح زیاد و 4/10درصد در سطح بسیار زیاد، قرار دارند. نتایج آزمون فرضیات نیز گویای آن است که بین میزان استفاده جوانان از روشهای تبلیغ سنتی با میزان دین داری آنان رابطه همبستگی مستقیم وجود دارد.
روایتگری قتل های سریالی در فیلم های سینمایی ایرانی (مطالعه موردی فیلم های سینمایی عنکبوت و طلاخون)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع پژوهش حاضر روایتگری قتل های سریالی در فیلم های سینمایی ایرانی است. هدف پژوهش شناخت نحوه روایتگری قتل های سریالی و بازنمایی سینمایی کنشگران ماجرای قتل های سریالی است. جامعه آماری پژوهش دو فیلم سینمایی عنکبوت و طلاخون است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل روایت و با رویکرد الگوی رمزگان رولان بارت انجام گرفته است. یافته های پژوهش بر اساس پاسخ به سه پرسش طرح شده پژوهش کنشگری قاتلان چگونه است؟ انگیزه آنها چیست و چه شخصیت روانی دارند؟ و بسترهای اجتماعی جرم زا کدامند؟ تحلیل می شود. ازجمله نتایج پژوهش حاکی از این است که فیلم های سینمایی انگیزه ها فردی کسب منفعت مالی و ارضای حس انتقام جویی، و انگیزه های اجتماعی و ایدئولوژیک و همچنین اختلال های شخصیتی مانند پارانوئید، نمایشی و خودشیفتگی و پسیکوزگرایی را به قاتلان منتسب نموده اند. بسترهای اجتماعی که مجرمان را به سوی ارتکاب جرم سوق می دهد بر اساس نظریه های جامعه شناسی جرم در فیلم عنکبوت عبارت از برچسب زنی، هراس اخلاقی،ﯾﺎدﮔﯿﺮی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و هم نشینی افتراقی و خنثی سازی و در فیلم طلاخون عبارت از فشار عمومی، حمایت اجتماعی، ﺗﻘﻮﯾﺖ اﻓﺘﺮاﻗﯽ، انحراف اولیه و ثانویه بازنمایی شده است. همچنین فیلم ها کلیشه های درباره قاتلان سریالی، تقویت یا تضعیف کرده اند و با کم اهمیت جلوه دادن قربانیان قتل ها و تمرکز بر روی وجوه عاطفی قاتلان سریالی به نوعی از آنها سلبریتی سازی می کنند.
مطالعه چالش های اجتماعی ناشی از استفاده افراط گونه از شبکه های اجتماعی مجازی (مورد مطالعه: دانش آموزان متوسطه دوم شهر پلدختر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
147 - 181
حوزههای تخصصی:
استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی مجازی منجر به وابستگی و بروز آسیب هایی در میان برخی از کاربران شده است. از این منظر، پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های اجتماعی استف اده افراطی از شب که های اجتم اعی مج ازی در بین دانش آموزان متوسطه دوم شهر پلدختر انجام گرفته است. رویکرد پژوهش کیفی و نمونه گیری به دلیل ماهیت اکتشافی به صورت هدفمند بوده است. حجم نمونه نیز بر اساس معیار اشباع، تعیین و به این ترتیب با ۱۹ نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده است. سپس داده های گردآوری شده، به صورت مضمونی کدگذاری و تحلیل شده اند و براین اساس، ۱۶۸ کد باز، ۹ مضمون انسجام بخش و ۴۷ مضمون فرعی به دست آمده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که چالش های اجتماعی استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی مجازی در بین دانش آموزان عبارت اند از: فاصله گیری از نقش های اجتماعی؛ کاهش تعاملات خانوادگی-خویشاوندی؛ بیگانگی تحصیلی؛ بحران ازدواج؛ شکاف نسلی-ارزشی؛ انگ رهاشدگی؛ خود پنداره شکاک؛ هویت دوگانه اجتماعی و ظهور رفتارهای پرخطر جنسی. نتایج همچنین حکایت از آن دارند که لازم است با فراهم آوردن بسترهای مناسب برای ایجاد مشارکت خانوادگی و تقویت جایگاه گروه های مرجع (والدین، مدرسه، افراد معتمد خویشاوند)، شرایط بازپیوندسازی نوجوانان فراهم آید تا ضمن استفاده درست از این شبکه ها، از وابستگی افراطی آنان هرچه بیشتر کاسته شود.
راه حل های گفتمانی برای مقابله با اخبار جعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر پساحقیقت، احتمال کذب خبر افزایش یافته است. هدف از این تحقیق ارائه راه حل هایی برای مقابله با اخبار جعلی است که در شبکه های اجتماعی منتشر می شوند. بدین منظور با استفاده از تحلیل گفتمان فرکلاف از کنش های گفتمانی اخبار جعلی که از 52 خبر جعلی که از اکانت های رسانه های بی بی سی فارسی و ایران اینترنشال در رسانه اجتماعی ایکس در اتفاقات موسوم به حوادث پاییز 1401 منتشر شدند، بهره می بریم. واکنش های گفتمانی به دست آمده از کنش ها که برگرفته از سطح سوم تحلیل گفتمان فرکلاف یعنی سطح تبیین که عبارت است از راه اندازی اکانت ایکس معتبر، کثرت گرایی رسانه ای، فعالیت رهبران افکار در شبکه های اجتماعی، سواد خبری و تحلیل اخبار فوری، راستی آزمایی، بازگرداندن دانش عمومی و اصل ابطال گرایی به رسانه و کنترل واژگان ایدئولوژیک با استفاده از نظریه انافام. مباحث مارپیچ سکوت، روایت ها و روزنامه نگاری تحقیقی، حفظ سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی با خارج کردن مخاطب از اتاق های پژواک در شبکه های اجتماعی.واژگان کلیدیشبکه های اجتماعی ایکس، اخبار جعلی، بی بی سی فارسی، شبکه ایران اینترنشنال، تحلیل گفتمان فرکلاف.
بررسی سواد رسانه ای گروه های مرجع (معلمان، استادان دانشگاه، مدیران و فعالان فرهنگی- هنری) و عوامل مؤثر بر آن در استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۳۷)
49 - 76
حوزههای تخصصی:
امروزه بسیاری از افراد بخش مهمی از زندگی روزمریه خود را به رسانه ها اختصاص می دهند. در این وضعیت سنجش وضعیت سواد رسانه ای شهروندان، به ویژه آن هایی که قدرت سیاست گذاری دارند یا رهبران فکری جامعه هستند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی سواد رسانه ای گروه های مرجع استان گلستان و عوامل مؤثر بر آن است. روش پژوهش حاضر از نوع پیمایشی و جامعیه آماری آن چهار گروه مرجع عمده در استان گلستان یعنی استادان دانشگاه، مدیران، معلمان و فعالان فرهنگی هنری بوده و از میان آن ها به روش نمونه گیری طبقه بندی متناسب 1278 نفر جهت پاسخگویی به سؤالات پرسش نامه انتخاب شده اند. سواد رسانه ای در این تحقیق مطابق با مدل کمیسیون اروپا تعریف شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که به طور کلی سواد رسانه ای گروه های مرجع اندکی بیشتر از حد متوسط است و در زمینیه ابعاد آن نیز نمریه بعد مهارت های دسترسی و استفاده از رسانه ها و بعد درک انتقادی رسانه ها در پاسخگویان بیشتر از متوسط و نمریه بعد توانایی های ارتباطی کمتر از متوسط است. اعضای هیئت علمی دانشگاه ها بالاترین میزان سواد رسانه ای را دارند و بعد از آن به ترتیب فعالان فرهنگی، معلمان و مدیران در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. همچنین میزان سواد رسانه ای گروه های مرجع با تحصیلات و سن همبستگی معنادار دارند که این همبستگی با تحصیلات مثبت و با سن منفی است. اما رابطه ای بین جنسیت، وضعیت تأهل و زبان مادری با سواد رسانه ای در جامعیه مورد مطالعه وجود ندارد.
شناسایی و ارزیابی عوامل حیاتی در موفقیت سیاست های خودتنظیمی سینمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
41 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف: اجرایی نشدن سیاست های خودتنظیمی، منجر به نبود انعطاف و انطباق لازم میان نهادهای تنظیم گر و سینماگران و بروز برخی مشکلات ساختاری در روند توسعه بازار سینمای ایران شده است. هدف از این پژوهش، شناسایی و ارزیابی عوامل حیاتی در موفقیت سیاست های خودتنظیمی سینمای ایران بوده و برای دستیابی به این هدف، با تحلیل شرایط موجود و مطلوب، موانع اصلی اجرای این سیاست ها، بررسی شده است.
روش شناسی: در این پژوهش که با استفاده از روش آمیخته کمی و کیفی انجام گرفته، به منظور ترسیم شرایط مطلوب و شناسایی عوامل حیاتی در موفقیت سیاست های خودتنظیمی، با تکیه بر مبانی نظری، به مقایسه زوجی و رتبه بندی کمی مهم ترین عوامل، در سه شاخص صنعتی، راهبردی و محیطی پرداخته شده و برای ارزیابی شرایط موجود سینمای ایران و نیز ارزیابی موانع و چالش ها، از داده های کیفی و نظر خبرگان استفاده شده است. داده های کمی از طریق پرسشنامه های مقایسه زوجی1 و داده های کیفی با مصاحبه های هدفمند جمع آوری شده اند و در نهایت تحلیل داده های کمی با بهره گیری از نرم افزار اکسپرت چویس2 و تحلیل دادهای کیفی بر اساس کدگذاری انجام گرفته است.
یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، عوامل مربوط به شاخص راهبردی در داده های کمی با مجموع رتبه 3528 و 46 درصد و در داده های کیفی با مجموع 90، مهم ترین شکاف میان شرایط موجود و مطلوب در سینمای ایران است. از این رو، برای برطرف ساختن موانع اجرای سیاست های خودتنظیمی در سینمای ایران، تقویت عواملی همچون گسترش خصوصی سازی، تأسیس شوراهای فیلم، افزایش خودمختاری اصناف سینمایی و سرمایه گذاری بر روی استعداد ها و منابع انسانی پیشنهاد می شود.
نتیجه گیری: بر اساس داده های به دست آمده، چهار عامل: برقرای تعادل میان تنظیم گری دولتی و خصوصی، گسترش خصوصی سازی و توجه به فناوری های نوین و ظرفیت های بین المللی، مهم ترین راهکارهای اجرای سیاست های خودتنظیمی در سینمای ایران قلمداد می شوند.
از هویت تا گفتمان: تحلیل دیپلماسی رسانه ای ایران در ایتالیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۳
115 - 139
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی رسانه ای، یکی از ابزارهای قدرت نرم در شکل دهی به تصویر بین المللی کشورها و پیشبرد سیاست خارجی است. تعاملات رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا از اهمیت ویژه ای برخوردار است، زیرا این کشور از اعضای تأثیرگذار اتحادیه اروپا با پیوندهای فرهنگی و تاریخی عمیق با جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. بااین حال، چالش هایی مانند تمرکز رسانه ای، روایت های غالب غربی و شکاف اطلاعاتی، مسیر دیپلماسی رسانه ای ایران را پیچیده کرده است. این پژوهش، با بهره گیری از نظریه سازه انگاری، به بررسی تأثیر هنجارها، هویت و گفتمان های فرهنگی بر دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا پرداخته است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل تماتیک بوده و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با ۱۴ متخصص در حوزه رسانه، دیپلماسی و فرهنگ گردآوری شده است. یافته ها نشان می دهد که دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا از یک سو دارای ظرفیت هایی همچون پیوندهای تاریخی و فرهنگی، رسانه های متنوع و تولید محتوای چندزبانه است و از سوی دیگر، با چالش هایی مانند بحران ساختاری رسانه ها، همگرایی دینی در بستر رسانه، محدودیت دسترسی به رسانه های تأثیرگذار و روایت های یک سویه مواجه است. همچنین۹۰ درصد از مصاحبه شوندگان بر اهمیت برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری تأکید دارند. مهم ترین نتایج پژوهش، شامل بحران ساختاری رسانه ها، نقش همگرایی دینی، افزایش تعامل رسانه ای جمهوری اسلامی ایران و ایتالیا، گسترش ارتباطات علمی و تقویت حضور دیجیتال و تبلیغات هدفمند در این کشور است.
ارائه مدلی برای موفقیت تبلیغات با محوریت سلبریتی ها در تجارت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به توسعه روز افزون تجارت، تبلیغات به عنوان یکی از اساسی ترین ابزارهای آن اهمیت بالایی پیدا کرده، طوری که در عصر فعلی و با همه گیر شدن وسعت شبکه های اجتماعی تصور دنیای کسب وکار بدون تبلیغات مدرن دشوار است، استفاده از شهرت سلبریتی ها در روند تبلیغات سلبریتی محور یکی از استراتژی های کاهش ریسک موفقیت تبلیغات است؛ از این رو، هدف پژوهش حاضر، ارائه ی مدلی برای موفقیت تبلیغات با محوریت سلبریتی ها در تجارت اجتماعی است. روش پژوهش با استفاده از شیوه استقرایی و با رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد بوده و جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاه و کارمندان باتجربه در امور رسانه های اجتماعی می باشد. روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی و تعداد افراد 13نفر، تا رسیدن به حد اشباع نظری و حد تکامل پیش رفته است؛ نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که شرایط علی جهت تبلیغات سلبریتی محور عبارتند از: ویژگی های سلبریتی، محتوای متناسب و نهادینه کردن مسئولیت اجتماعی و شرایط مداخله گر: عوامل تکنولوژیک، تشابه ادراک شده میان منبع و گیرنده پیام و اگاهی بخشی مخاطبان؛ بستر حاکم: نگرش منفی نسبت به برخی سلبریتی ها، قابلیت های تجارت اجتماعی، محدودیت های شبکه های اجتماعی و هزینه تبلیغات سلبریتی محور؛ راهبردها: مدیریت ارتباطات، موقعیت شناسی و مدیریت راهبردی تبلیغات؛ و درنهایت پیامدها شامل: تقویت سرمایه اجتماعی، برند سازی، توانایی نفوذ در مخاطبان هدف و وفاداری مشتریان می باشند.
بازی خبری در مقابله با اخبار جعلی (مطالعه موردی: بازی «هارمونی اسکوئر»)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق با هدف ارائه راهکار برای مقابله با اطلاعات نادرست و اخبار جعلی در شبکه های اجتماعی، به بررسی یکی از بازی های خبری مطرح در این حوزه با نام بازی خبری بریکینگ هارمونی اسکوئر پرداخت. این بازی مبتنی بر این ایده است که می توان با قرار دادن بازیکنان در معرض «دوزهای کوچک» اطلاعات نادرست سیاسی، آنها را در برابر فانتزی های توطئه آمیز واکسینه کرد و در نتیجه به آنها کمک کرد تا «پادتن هایی» بسازند تا با «اخبار جعلی» دنیای واقعی مبارزه کنند.روش: روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش مطالعه موردی است؛ بدین منظور از چهار مرحله این روش برای درک و فهم عمیق بازی خبری مورد بررسی بهره بردیم.یافته ها: پنج مفهوم ترول کردن، تقویت مصنوعی دسترسی، زبان عاطفی، تئوری توطئه و دو قطبی کردن مورد تمرکز توسعه دهندگان بوده اند. همچنین، افرادی که اسکوئر هارمونی را بازی می کردند پست های رسانه های اجتماعی دستکاری شده را که از تکنیک های بالا استفاده می کردند پس از بازی کمتر قابل اعتماد ارزیابی کردند، به توانایی خود در شناسایی چنین محتوایی اطمینان بیشتری حاصل کردند و تمایلی نداشتند که چنین محتواهایی را در شبکه های اجتماعی خود به اشتراک بگذارند.نتیجه گیری: این یافته ها به پتانسیل بازی های با تأثیر اجتماعی به عنوان رویکردی مؤثر برای مقابله با محتوای گمراه کننده، جعلی یا دستکاری کننده در فضای شبکه های اجتماعی تأکید می کند.
تحلیل بازتاب اخبار عملیات «وعده صادق» ایران در رسانه های ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
66 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تحلیل بازتاب خبری عملیات «وعده صادق» در سه سایت خبری مهم کشور ترکیه شامل آناتولی، حریت و جمهوریت صورت گرفته است. عملیات "وعده صادق" در واکنش به حمله رژیم صیهونیستی(اسرائیل) به کنسول گری ایران در دمشق، در ساعات پایانی ۲۵ و بامداد ۲۶ فروردین ۱۴۰۳(۱۴ آوریل 2024)، به عنوان یک رویداد مهم در اخبار رسانه های منطقه ای، فرامنطقه ای و بین المللی منعکس شد. رسانه های ترکیه به دلیل اهمیت این کشور در منطقه از نظر قدرت اقتصادی، سیاسی، همجواری با ایران، نقش فعال داشتن در موضوعات بین المللی و منظقه ای، اشتراکات فرهنگی با ایران و ارتباطات اقتصادی و سیاسی با اسرائیل و برخورداری از تنوع رسانه ای به عنوان جامعه مورد بررسی این پژوهش انتخاب شده است.روش: این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای به توصیف، تحلیل و مقایسه مقولات جهت گیری خبر، ، منبع خبر، ارزش خبر، قالب خبر، دلایل و پیامدهای عملیات «وعده صادق» در این سه سایت خبری می پردازد. دستورالعمل کدگذاری بر مبنای موضوع و هدف تحقیق تهیه و بر مبنای آن اخبار مورد نظر استخراج و کدگذاری گردید. محتواهای مرتبط با عملیات «وعده صادق» در سایت های خبری آناتولی، حریت و جمهوریت، از تاریخ 25 فروردین (13 آوریل) تا 28 فروردین (16 آوریل) به عنوان جامعه آماری این پژوهش انتخاب گردید. بر این اساس، تعداد 202 محتوای مرتبط با موضوع پژوهش استخراج و تجزیه و تحلیل گردید.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد، سبک "خبر" (88/6درصد) مهمترین قالب ارائه محتوای و "گزارش" و "مقاله" به عنوان سایر سبک های مورد استفاده رسانه های ترکیه در موضوع مورد بررسی بوده است. در تحلیل منبع اخبار انتشار یافته در رسانه های ترکیه، استناد به منابع رژیم صهیونیستی با 21/26 درصد مهمترین منبع خبری و سپس کشور ایران(17/14درصد) و کشور آمریکا و کشورهای عضو ناتو(16درصد) قرار دارند. عمده ترین دلیل توجه رسانه های مورد بررسی در کشور ترکیه به اخبار عملیات "وعده صادق" ، توجه به ارزش های خبری "برخورد" و "دربرگیری" با تاثیر در 88/5 درصد محتواهای مورد بررسی بوده است. از نکات حائز اهمیت در انتشار اخبار، گزارشات و مقالات رسانه های مورد بررسی کشور ترکیه در خصوص عملیات "وعده صادق"، نوع جهت گیری تیتر این رسانه ها بوده است. "جهت گیری خنثی" با 58/5 درصد مهمترین رویکرد و همچنین برتری حدود 4 برابری "جهت گیری منفی"(33 درصد) بر جهت گیری مثبت(5/8درصد) در تیترهای مرتبط با این عملیات بوده است. در همین راستا، یافته های پژوهش تایید می کنند که تنها 17درصد تیترهای رسانه های ترکیه در جهت حمایت از عملیات مورد نظر انتشار یافته و در مقابل حدود 52 درصد عملیات مذکور را حمایت ننموده اند.نتیجه: در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت که اگرچه ممکن است رسانه های مورد بررسی در خصوص رویدادهای داخلی کشور ترکیه دارای رویکردهای نسبتاً متمایز باشند اما در خصوص رویداد خارجی عملیات "وعده صادق" دارای رویکرد نزدیک به یکدیگر و دارای جهت گیری "منفی" بوده و با استفاده فراوان از واژه "حمله" سه پیام "تهدیدات پاسخ رژیم صهیونیستی(اسرائیل) علیه ایران"، "دعوت به خویشتنداری دو کشور" و "حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی(اسرائیل)" را برای مخاطبان خود برجسته نموده اند.
اقتصاد دیجیتال و چالش های سازمان تجارت جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، اقتصاد دیجیتال به دلیل ظهور فناوری های دیجیتال جدید که تحولاتی در صنعت 0/4 ایجاد کرده ، شاهد رشد و چالش های متعددی بوده است. هدف این مقاله شناخت ابعاد مختلف اقتصاد دیجیتال کشورها و راه های تنظیم آن است. این مطالعه، اسنادی و از نوع تحلیلی- توصیفی است. نتایج تحقیق نشان داد که تمرکز بر وابستگی متقابل میان جنبه های اقتصادی، اجتماعی و توسعه ای تجارت دیجیتال در کشورهای درحال توسعه، حائز اهمیت است. با تحلیل تأثیرات فناوری های دیجیتال بر اشتغال و نامشخصی های سازمان تجارت جهانی در این زمینه، نقاط ضعف چندجانبه گرایی در تنظیم سیاست های تجارت، الکترونیک مشخص شد. برای اجرای سیاست های صنعتی دیجیتال، کشورها باید بر ایجاد دو نوع قابلیت اساسی که برای بهره مندی از اقتصاد دیجیتال نیاز است، تمرکز کنند: 1. مجموعه ای از قابلیت ها، مهارت ها، دانش و دانش فنی است که برای صنعت 0/4 اهمیت ویژه ای دارند، مانند دانشمندان داده، مهندسان اتوماسیون فرایند رباتیک و 2. انواع متخصصان فناوری. مهارت های بین رشته ای، یعنی مهارت هایی که تخصص فنی را با تخصص مدیریت کارخانه خاص که برای ترکیب، ایجاد و اجرای سیستم های تولید ترکیبی لازم است، ترکیب می کنند. همچنین برای ایجاد یک مبنای هنجاری منصفانه و عادلانه برای همه تجارت دیجیتال، اقدام جمعی در سطح بین المللی نیاز است.
مدل کارکردی رسانه های اجتماعی در جذب کاربر برای رسانه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
35 - 70
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر، حضور اشکال نوظهور رسانه و ویژگی های آن چون انعطاف پذیری، محتوای متنوع، درگیرسازی، تعامل و گفتمان وسیع تر کاربران که مشخصه استفاده از پلتفرم های رسانه ای جدید است از دغدغه های اساسی دست اندرکاران رسانه ها محسوب می شود و ازآنجاکه رسانه ها در تمامی اشکال خود به دنبال، جلب توجه و جذب مخاطبان هستند، جذب و نگهداشت مخاطب برای رسانه ای چون رسانه ملی نیز امری حیاتی است، لذا برای نیل به این هدف شناسایی عواملی که باعث افزایش و نگهداری مخاطب می شود ضرورت دارد، یکی از روش های مؤثر برای جذب مخاطب استفاده از ظرفیت های موجود در رسانه های اجتماعی است، در پژوهش حاضر نقشی که رسانه های اجتماعی می توانند در جذب مخاطب رسانه ملی داشته باشند بررسی و در قالب یک مدل ارائه می شود. روش این پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد است، داده ها با روش نمونه گیری نظری از طریق مصاحبه عمیق با ۱۶ نفر از صاحب نظران شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، مدیران و کارشناسان سازمان صداوسیما، برنامه سازان و سلبریتی ها انجام گردید.یافته های این پژوهش بیان می کند که رسانه های اجتماعی بر جذب مخاطب رسانه ملی نقش مؤثری داشته و رسانه ملی با اتخاذ راهبردهایی چون بازنگری فرآیندها و سیاست ها در مواجهه با رسانه های اجتماعی، ارتقای سواد رسانه ای مخاطبان در استفاده از محتوای رسانه های اجتماعی، استراتژی بازاریابی محتوا در رسانه های اجتماعی و استفاده از رسانه های اجتماعی به عنوان ابزاری برای شکل گیری حوزه عمومی برای گفتمان سازی و بازتاب مسائل عمومی مبتلابه جامعه که در همیه رسانه ها مطرح است می تواند به نتایجی چون تعهد، اعتماد، وفاداری، جذب مخاطب حداکثری، رضامندی، نوآوری و انگیزش درونی مخاطب دست یابد.
مطالعه اعتماد و اعتبار اخبار رسانه ملی در بین «نسل زد» از نظر خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه الگویی برای اعتماد و اعتبار رسانه ملی در «نسل زد» است. این مطالعه، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی است، یافته های آن، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته به دست آمده و با تحلیل محتوا و کدگذاری مقوله ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. خبرگان تحقیق، شامل استادان حوزه ارتباطات، سردبیران و خبرنگاران و کارشناسان حوزه نسل Z با نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. یافته های پژوهش در کدهای محوری اعتبارزایی و اعتمادزایی در این نسل، دسته بندی شده اند. نتایج نشان می دهند که نسل زد، مخاطبانی دوجهانی هستند که از ابتدا به اینترنت و رسانه های مختلف دسترسی داشته اند و اگر چه رسانه ملی گام هایی را در جهت جذب مخاطب در میان این نسل برداشته، اما لازم است با ارائه محتوای موردعلاقه آنها، همچنین با ایجاد بخش های خبری ویژه این نسل و حضور در سکوهای برخط که این نسل در آن حضور دارد، در جهت جذب مخاطب نسل زد و اعتماد و اعتبار رسانه ملی اقدام نماید.