فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۱۴٬۹۴۹ مورد.
منبع:
اندیشه فلسفی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
۲۵۷-۲۳۹
حوزههای تخصصی:
پرسش از نحوه صدور کثرات از مبدا واحد از اساسی ترین مسایل در فلسفه و عرفان اسلامی است. قاعده الواحد بر صدور معلول واحد از واحد حقیقی دلالت دارد، در حالی که وجود کثرت امری بدیهی است. حکمای مشاء با تبیین صدور عقول طولی و حکمت اشراق با معرفی نور اقرب این چالش را پاسخ داده اند. در عرفان نظری صادر اول، حقیقت محمدیه و نخستین تجلی مطلق تلقی شده است. صدرالدین قونوی صادر اول را حقیقتی اطلاقی و بسیط می داند که عقل اول تنها یکی از تجلیات آن است. فناری در نقد حکمای مشاء، صادر اول را وجود محض و فاقد ماهیت معرفی می کند. ملاصدرا با ارایه نظریه وحدت وجود و تحلیل علیت بر مبنای تشأن و تجلی، دیدگاه های فلسفی و عرفانی را جمع نموده و عقل اول را همان صادر اول دانسته است. این مقاله به تحلیل دیدگاه قونوی و تطبیق آن با اندیشه ملاصدرا می پردازد.
نقدی بر نفی نسبی گرایی با توسل به مشاهده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه فلسفی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
۲۷۶-۲۵۷
حوزههای تخصصی:
در مناقشه سنتی بین مطلق گرایان و نسبی گرایان معرفتی، مساله اصلی این است که آیا معیارهای خنثی و مطلق برای انتخاب سیستم های معرفتی وجود دارند یا معیارها وابسته به زمینه های اجتماعی-فرهنگی هستند. مطلق گرایان شواهد تجربی را معیاری خنثی و مطلق می دانند، در حالی که نسبی گرایان با تاکید بر نظریه باری مشاهده و تعین ناقص، استدلال می کنند که مشاهده همواره تحت تاثیر پیش فرض های نظری و لذا غیرمطلق است. اخیراً، دیوید استامپ با طرح موضع پراگماتیستی به عنوان موضع سوم، هم نسبی گرایی و هم مطلق گرایی را نفی می کند. او از مشاهده به عنوان معیاری عینی اما غیرمطلق برای نفی نسبی گرایی استفاده می کند. با این حال، شهرام شهریاری نشان می دهد که موضع سوم استامپ نمی تواند وجود داشته باشد. من، ضمن بررسی مناقشه استامپ و شهریاری، نشان می دهم که مشاهده، آن گونه که مد نظر استامپ است، نمی تواند برای نفی نسبی گرایی کفایت لازم را داشته باشد.
تحلیل و بررسی تأثیر فلسفه پویشی وایتهد در تحوّل الهیاتی با تمرکز بر مسأله «شدن»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
489 - 506
حوزههای تخصصی:
«فلسفه پویشی» وایتهد به عنوان یک نگرش نوین و تأثیرگذار در حوزه فلسفه معاصر، به بررسی روابط اندام وار و پیوسته میان عناصر مختلف هستی و فرآیندها می پردازد. این رویکرد، که برخاسته از بینش های فلسفی و علمی است، معتقد است که واقعیت، به هیچ وجه به عنوان یک مجموعه ثابت و ایستا از موجودات قابل درک نیست، بلکه به عنوان شبکه ای درهم تنیده و پویا از رویدادها و تغییرات بی پایان درک می شود. این تغییرات مداوم نشان دهنده یک دگرگونی دائمی در طبیعت هستی است. در این راستا، مفهومِ «شدن» به عنوان بنیادی ترین اصل در تفکر ارگانیسمی وایتهد به تصویر کشیده می شود. اهمیت این موضوع به ویژه در فهم تغییرات پیوسته در هستی و تعاملات میان رویدادها و موجودات به وضوح قابل مشاهده است و همچنین تأثیر این تغییرات بر دیدگاه های الهیاتی و تصورات انسان از خداوند و جهان به طور کلی بسیار قابل تأمل است. پژوهش حاضر به دنبال آن است که با استفاده از روش تحلیلی، تأثیر فلسفه پویشی را در شکل گیری و گسترش الهیات پویشی مورد بررسی قرار دهد. از منظر الهیات پویشی، تصورات و دیدگاه های مربوط به خداوند به عنوان موجودی که در حال پویش و دگرگونی است، به وضوح با رویکرد سنتی که خدا را به عنوان موجودی ثابت و غیرقابل تغییر می شناسد، ناسازگار است. این تناقض می تواند تبعات و تحولات مهمی در اندیشه دینی معاصر و در فهم ما از روابط بین انسان و خداوند به همراه داشته باشد و به طور کلی، عرصه های جدید و چالش های جدی برای ایمان سنّتی به وجود آورد.
نقدی بر مفهوم ساختار در فرامتافیزیک سایدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۲
119 - 137
حوزههای تخصصی:
بخش رو به گسترشی از ادبیات متافیزیکی اخیر تلاش می کند به این سؤال پاسخ دهد که واقع گرایی متافیزیکی چیست. تئودور سایدر در اثرش، نوشتن کتاب جهان، شرحی از واقع گرایی ارائه می دهد که بر مفهوم ساختار مبتنی است. سایدر با تعمیم ایده طبیعی بودن محمول ها نزد دیوید لوئیس تلاش می کند نشان دهد که علاوه بر محمول ها مقوله های دستوری دیگری، ازجمله سورها، هم می توانند بنیادی یا غیربنیادی باشند. در این مقاله، من نگاهی خواهم انداخت به اینکه ساختار چیست و چه استدلال هایی به سود آن ارائه شده است. تمایز میان هستی شناسی و ایده شناسی برای فهم آنچه سایدر از ساختار مدنظر دارد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. درکی که سایدر از پژوهش متافیزیکی دارد گستره پژوهش ایده شناختی را توسعه می دهد و بر اهمیت نظری آن می افزاید. من استدلال خواهم کرد که مفهوم ساختار به مثابه ایده شناسی مبهم و ابتنای واقع گرایی متافیزیکی بر آن با مشکلاتی مواجه است.
Beyond the 'Is-Ought' Divide: Naturalistic Solutions to Hume's Conundrum with Special Reference to John Searle(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۴
107 - 126
حوزههای تخصصی:
This paper undertakes a comprehensive examination of Hume's Guillotine, a perennial problem in moral philosophy first identified by David Hume. The central objective of this inquiry is to explore potential solutions to this conundrum, grounded in a naturalistic framework. The paper is divided into four sections. The paper provides an overview of general naturalistic claims in ethics, establishing the foundational context for the subsequent discussion, delves into the 'is-ought' problem, a fundamental challenge in moral philosophy, and examines Hume's perspective on this issue & presents a critical analysis of various naturalistic approaches to addressing the 'is-ought' problem, with a focus on their strengths and limitations. The paper concludes with a synthesis of the key findings, offering a philosophical reflection on the implications of naturalistic solutions to Hume's Guillotine with special reference to John Searle
Meditation as dissolution of wandering thoughts: A comprehensive analysis to achieve morality(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۴
189 - 226
حوزههای تخصصی:
This paper explores how human thoughts shape individual realities across different contexts and concepts. Individuals develop unique thought patterns based on sensory perceptions, past experiences, and anticipated futures derived from collective lived experiences. The layering and accumulation of these diverse thought patterns presents a significant challenge for those seeking to achieve “a state of thoughtlessness”—a state that many spiritual traditions associate with divine connection. The research examines how thought patterns influence moral frameworks within society, demonstrating that negative thought cycles often produce corresponding negative outcomes in behavior and decision-making. Meditation emerges as a critical practice for analyzing and deconstructing these thought patterns, particularly negative ones that impede moral development. Through systematic meditation practices, individuals can progressively strip away layers of “wandering thought” to ultimately reach a thoughtless state where authentic moral decision-making becomes possible. Drawing from ancient philosophical traditions, this study investigates three specific methodologies—assimilation, reduction, and surrender—as pathways toward thoughtlessness and divine connection. Various meditation techniques will be examined, with particular emphasis on how these practices contribute to the cultivation of moral behavior, by working on the cognitive and affective processes of mind, and ultimately, the experience of transcendence. By examining the interconnectedness between thought dissolution, meditation practice, and moral development, this research offers insights into accessing higher states of consciousness and authentic living.
مفهوم «ادراک» در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
315 - 334
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی مفهوم «ادراک» در فلسفه اسلامی می پردازد و به ویژه تأثیر فیلسوفان معروفی چون ابن سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا را در این زمینه مورد تحلیل قرار می دهد. ادراک از دیدگاه این فیلسوفان به عنوان ابزاری برای دستیابی به حقیقت تعریف می شود و شیوه های آن ارتباطی عمیق میان جهان مادی و غیرمادی را برقرار می سازد. ابن سینا ادراک را فرآیندی لایه ای می داند که از ورودی های حسی آغاز شده و به درک عقلانی ختم می شود. او بر ابستراکسیون در ادراک تأکید می کند، به طوری که افراد از طریق قوای عقلانی می توانند به حقایق بالاتر دست پیدا کنند. شیخ اشراق مفهوم «نور» و «اشراق» را به عنوان مرکز ادراک معرفی می کند و بیان می دارد که نور ذاتاً به روح بشر امکان دسترسی مستقیم به حقایق را فراهم می آورد، که این امر ریشه در میان واری ذاتی دستگاه معرفتی دارد. ملاصدرا ساختار دینامیک ادراک را مطرح می کند، نظریه «اصالت وجود»، «وحدت وجود» و «درجه وجود» را به کار می گیرد. این مقاله ادراک را به چهار مرحله تقسیم می کند: ادراک حسی، ادراک خیالی، ادراک وهمی و ادراک عقلی. در نهایت، مقاله ادراک را به عنوان ترکیبی دینامیک از روح و واقعیت معرفی کرده و خواننده را به بازنگری در شناخت انسانی فراتر از محدودیت های مادی دعوت می کند. اهمیت ادراک در پیشرفت دانش و تأکید بر وجود متافیزیکی از طریق تحلیل های ملاصدرا و گنجینه فلسفی اسلامی روشن می گردد. این بررسی ها به عمق تعامل انسان با جهان کمک شایانی می کند و درک بهتری از وجود و فهم را به دست می دهد.
رابطه سبک های فرزندپروری و خطرپذیری فکری دانش آموزان دختر با نقش میانجی خودکارآمدی خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در رابطه سبک های فرزندپروری و خطرپذیری فکری انجام شد. روش اجرای پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم منطقه 4 شهر تهران بودند که 341 از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک های فرزندپروری پلوپا، خودکارآمدی خلاق کاروسکی و همکاران و خطرپذیری فکری بگتو استفاده شد. نتایج مدل معادلات ساختاری بیانگر تأثیر مثبت و معنی دار سبک های پذیرش و حمایت از استقلال بر خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری بود (01/0p<). تأثیر محافظت افراطی بر خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری منفی و معنی دار بود (01/0p<). تأثیر خواسته های افراطی بر خودکارآمدی خلاق (05/0p<) و خطرپذیری فکری (01/0p<) منفی و معنی دار بود. خودکارآمدی خلاق در تأثیر پذیرش و حمایت از استقلال بر خطرپذیری فکری نقش میانجی مثبت و معنی دار داشت. نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در تأثیر محافظت افراطی و خواسته های افراطی بر خطرپذیری فکری منفی و معنی دار بود (05/0p<). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که سبک های فرزندپروری نقش قابل توجهی در خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری دانش آموزان دختر دارند و لزوم آگاهی والدین از شیوه های صحیح فرزندپروری جهت موفقیت علمی دانش آموزان را مورد تأکید قرار می دهند.
بازخوانی نظریه ابداعی ابن سینا در اتحاد مفهومی و مصداقی صفات خداوند و تأملی در نقدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
145 - 164
حوزههای تخصصی:
ابن سینا در راه اثبات بساطت ذات خداوند از هرگونه حیثیت، نظریه اتحاد مفهومی و مصداقی صفات را برمی گزیند. این نظریه با چالش هایی روبه روست: از یک سو، وی در خصوص رابطه وجودی صفات با ذات رویکردهایی به ظاهر متفاوت ارائه کرده و در برخی از مواضع، با ارجاع همه اوصاف کمالی به علم عنایی، آنها را لازمه ذات خداوند دانسته است و در موضعی دیگر، با توجه به برخی از قواعد کلی فلسفی نظریه عینیت را می پذیرد و گاه نیز با بازگرداندن همه صفات به سلب و اضافه به الهیات سلبی تقریب می یابد. از دیگر سو، با وجود گفتار صریح در نفی تغایر مفهومی صفات خداوند آن را مستدل بیان نکرده است. برخی از متأخرین و به ویژه ملاصدرا دیدگاه او را از منظر وجودشناختی و معناشناسی مورد انتقادات جدی قرار داده اند. در این پژوهش، نقدهای وارد بر نظریه خاص ابن سینا را بررسی می کنیم و نشان می دهیم وی در پاسخ به اشکالات، کدامین اصول و مبانی را اتخاذ می کند. در تحلیلی واقع بینانه، ابن سینا از منظر وجودی صفات کمال را لازم تبعی ماهیت موجوده خداوند و نه لازم وجود خارجی آن برمی شمرد. همچنین، در پرتو «نظریه کاربردی معنا»، «نحوه مفهوم سازی ذهن» و نیز توجه ویژه ابن سینا به مبانی اصلی فلسفه خویش، می توان تبیینی سازگار از نظریه عینیت مفهومی را ارائه کرد تا از اشکال مهم ترادف الفاظ متباین مصون ماند. در این طریق که مبتنی بر معرفت شهودی انسان است، از به هم پیوستگی صفات خداوند در هنگام کاربرد الفاظ سخن به میان می آید، به گونه ای که اطلاق یک صفت بر خداوند تداعی دیگر صفات را به همراه دارد و نه آنکه اطلاق یک صفت بر خداوند واجد معانی همه صفات باشد.
طبیعی گرایی و فرافلسفهٔ زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۲
35 - 51
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، متامتافیزیک به عرصه ای مهم برای بررسی روش شناسی و موضوع متافیزیک در سنت تحلیلی تبدیل شده است. رویکردهای طبیعی گرایانه تلاش می کنند متافیزیک را با علوم طبیعی هم سو سازند. در مقابل، شماری از فیلسوفان چون جاناتان لو از استقلال متافیزیک دفاع می کنند و آن را پژوهشی عقلانی و پیشینی در باب امکان های متافیزیکی می نگرند، به طوری که مساهمت علم در این میان، به تعبیری، در تعیین مصادیق صادقِ این امکان ها خواهد بود. در حوزهٔ فلسفهٔ زمان، علی رغم ارجاعات پراکنده به این حوزه، معدود آثاری چون اثر اخیر هتر دایک به طور مستقیم به طبیعی سازی متافیزیک زمان می پردازند. این مقاله از رویکردی غیرطبیعی گرایانه به متافیزیک زمان دفاع می کند و ضمن بررسی امکان های مختلفِ تعامل علم و متافیزیک، سه رویکرد اصلی طبیعی گرایانه را مدنظر قرار می دهد: الف) متافیزیک به مثابه نظریه ای برگرفته از علم، ب) متافیزیک در خدمت علم، و ج) رویکرد میانه روانه با پذیرش استقلال نسبی متافیزیک. در این مقاله کوشش بر آن است که نشان داده شود این رویکردها در مواجهه با متافیزیک زمان با چالش هایی روبه رو هستند و در نهایت، ناتوان از کنار گذاشتن یا فاصله گرفتن از تلقیِ لویی متافیزیک به عنوان علمِ امر ممکن اند.
تبیین عمل انسانی «بر اساس حکمت صدرایی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۵
153 - 183
حوزههای تخصصی:
عمل فعالیتی است که از مسیر ابعاد درونی انسان همچون قوای شناختی ( خیال و عقل) ، قوای شوقی و اراده گذر کرده و به منصه ظهور خارجی می رسد. مسأله اصلی این پژوهش تبیین این فرآیند و بیان چگونگی و چرایی آن است. از اینرو لازم است برای تبیین عقلانی عمل انسانی، به این دو پرسش پاسخ داده شود: 1.عوامل شکل دهنده عمل و نقش هر کدام در تولید آن چیست؟ 2. رابطه این عوامل و تاثیری که بر یکدیگر دارند چگونه است؟ از نگاه فلسفه صدرایی نوعی ترتیب و تقدم و تأخر تکوینی بین عناصر اساسی عمل وجود دارد. عنصر شناخت بر تمامی عناصر تشکیل دهنده عمل تقدم دارد، پس از آن میل و شوق همچون پیامد و دستاوردی از عملیات شناختی خود را نشان می دهد؛ هرچند در هر لحظه امکان حضور شوق های متعدد که گاها در تضاد و تزاحم با یکدیگر هستند، وجود دارد، اما با ظهور اراده به عنوان شوق شدید و غالب، تعارض ها خاتمه می یابد و عمل تحقق پیدا می کند.یکی از کارکردهای عقل عملی یعنی، تأمل و توجیه عمل، در شدت و غلبه یکی از شوق ها و بروز اراده نقش اساسی دارد. در واقع اراده دستاورد عملیات ذهنی و تأیید توجیهات عقل عملی است. در کل در تحقق یک عمل عناصر اساسی آن به یک هماهنگی و انسجام بر پایه رابطه علّی و معلولی می رسند؛ به گونه ای که هر کدام از عناصر این زنجیره نقش علّی خود را در وقوع عمل اختیاری انسان ایفا می نمایند.
چرخش فلو از الحاد به خداباوری در پرتو برهان نظم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۵
211 - 237
حوزههای تخصصی:
آنتونی فلو بعد از دهه ها دفاع جانانه از خداناباوری، نهایتا در شش سال آخر عمر چرخشی در اندیشه خود انجام داد و به سمت خداباوری روی آورد. وی اصلی ترین دلیل خود را در قالب تقریری از برهان اتقان صنع و با ابتناء بر یافته های جدید علمی، بخصوص در حوزه زیست شناسی تدوین می کند. فلو در دوره اول حیات فکری خود با تمسک بر رویکرد های پوزیتیویستی و پوپری، خداباوری را فاقد قرائن و دلایل کافی و بسنده اعلام می کند. اما در دوره دوم، بر اساس دلایل زیست شناختی و در قالب تقریری از برهان اتقان صنع، به دفاع از خداباوری روی آورده است.آنتونی فلو از جمله مدافعین برهان نظم می باشد که برهان نظم و یافته های جدید علمی را از جمله دلایل خداباوری خود می خواند، او به کشفیات جدید DNA، مسئله بیگ بنگ در کشفیات جدید فیزیکی و... در خداباوری خود تأکید می کند. ما در این پژوهش دو دوره فکری فلو را نشان دادیم.همچنین قدرت برهان نظم را به تقریری که فلو مطرح کرده است و نقاط قوت و ضعف آن را سنجیدیم. توصیف و تفصیل منسجم مطالب فوق و بررسی آن ها به شیوه تحلیلی، موضوع و دغدغه اصلی این مقاله است.
بررسی واقع نمایی مشاهدات این جهانی در تجربیات نزدیک به مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مابعدالطبیعی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
153 - 184
حوزههای تخصصی:
تجربه های نزدیک به مرگ، مشاهداتی با سنخ تجربه گری ویژه اند که فراتر از ابزارهای همگانی و در دسترسِ مادی، تصویری از حالات انسانِ در آستانه [بازگشته از] مرگ را نشان می دهند. این مشاهدات، از قابلیت راستی آزماییِ معرفت شناختی برای دستیابی به وثاقت معرفتی برخوردارند. هدف این مقاله، نقادی تحلیل فیزیکالیستی مبتنی بر توهم انگاری تجارب بیرون از بدن است. در این میان، گونه شناختِ مشاهدات در تجربه های بیرون از بدن و گزارشی از منابع موجود با تاکید بر مشاهدات این دنیایی بیان شده است. این پژوهش با جمع آوری اطلاعات بر اساس روش کتابخانه ای و داده پردازی مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی طراحی شده است. در این پژوهش نشان داده خواهد شد که مشاهدات گزارش شده در این تجربه ها، به دو دسته سابجکتیو (آن جهانی) و آبژکتیو (این جهانی) قابل تقسیم اند. شفافیت تفکر، تجربه های فرازمانی، سرعت انتقالات تجربه گری، و داشتن تجربه های نوین فرامادی از ویژگی های دسته نخست از مشاهدات آن جهانی است. ادراکات فرابدنی و مشاهده رخ دادها و اتفاقات عینی روزمره از اوصاف مشاهدات این جهانی به شمار می روند. در این مقاله ضمن گزارشی از پژوهش های معتبر در خصوص مشاهدات این جهانی، بر پایه چهار رویکرد، توهم انگاری تجربه های نزدیک به مرگ مورد نقد قرار گرفته است. عینیت گزارش ها، تعدد اشتراکات، تجرد نفس و مساله آگاهی از مهم ترین تکیه گاه های این رویکردهای چهارگانه اند. با توجه به کاهش یا متوقف شدن سطح فعالیت های مغزی در تجربه های نزدیک به مرگ، مشاهدات ناظر بر رخ دادهای این دنیایی، قابلیت اعتبارسنجی معرفتی دارند.
ایمان و امید؛ پیشران های تحقق تمدن سازی مبتنی بر اندیشه قرآنی مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ایمان و امید، پیشران های تحقق تمدن سازی مبتنی بر اندیشه قرآنی مقام معظم رهبری می باشند. ایمان و امید، مطابق بینش قرآنی ایشان، دو واژه همنشین و عوامل نرم افزاری مؤثر در بالندگی و تحول آفرینی جامعه در راستای تمدن سازی اند. ایمان، ریشه و مبنای شکل گیری امید است. هدف نوشتار حاضر، بررسی معنای ایمان و امید، همچنین ضرورت و آثار آن در تمدن سازی از نگاه قرآنی مقام معظم رهبری بود. روش: پژوهش حاضر، بنیادی و از نوع توصیفی و تحلیلی است که به روش کتابخانه ای- اسنادی مبتنی بر آثار قرآنی و بیانات رهبری نگاشته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که تعریف قرآنی ایشان از ایمان و امید، معرفت گرایانه است. طبق منطق قرآن، باید ایمان مبتنی بر معرفت به خداوند و امید به یاری و رحمت او و دلبستگی به آینده روشن را در مسائل عینی کشور مطرح کرد. نتیجه گیری: تقویت ایمان آگاهانه و اخلاق فردی اجتماعی در لایه های متعدد جامعه، باور به وعده های تخلف ناپذیر الهی، معرفی الگوهای اخلاقی، تبیین سنّت معیّت الهی، توجه به مسئله مهدویت و روشنگری، از شیوه های تقویت ایمان و امید در مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی است.
تبیین فلسفی نقش «ذکر» در تکامل نفس بر اساس مبانی فلسفی علامه مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
41 - 57
حوزههای تخصصی:
کمال نهایی انسان بر اساس اصول حاکم بر علم النفس فلسفی از منظر علامه مصباح یزدی، در گرو «یافت شهودی فقر وجودی» یا «به فعلیت رسیدن شناخت ناآگاهانه و اشتداد علم حضوری به حقیقت نفس و ارتباط تکوینی با خدای متعال» است. پژوهش حاضر درصدد بررسی نقش «ذکر» در تکامل نفس است. ازاین رو سؤال اساسی آن است که «توجه به خدا» چگونه موجب «اشتداد علم حضوری نفس به خود و خداوند» می شود؟ سؤال دیگر آن است که آیا توجه به خود، موجب تقویت علم حضوری به نفس است یا تضعیف آن؟ این در حالی است که در بیانات علامه مصباح یزدی، سخنانی به نفع هر دو دیدگاه مطرح شده است. هدف این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی نگاشته شده، پاسخ به این پرسش ها بر اساس مبانی خاص ایشان است. نتیجه حاصل از تحقیق نشان می دهد که میان توجه به خود و توجه به خداوند، نوعی یگانگی برقرار است؛ به گونه ای که تقویت و اشتداد علم حضوری به خود، علم حضوری به خداوند را نیز در پی دارد. بنابراین، توجه به ذات نفس با تکامل نفس سازگار است، و توجه به مراتب دیگر، ناسازگار با آن.
Seeking a Culturally Relevant Ethic of Care for Mexican/Mexican American Youth: a revolucionista ethic of care and its wily, tactical mechanism of humor(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Black and Latina female educators have for centuries prepared children of color to resist dehumanization, claim full citizenship, and transform oppression through culturally specific Critical Feminist Ethics of Care. In 2018, I detailed a Revolucionista Ethic of Care specific to the needs and strengths of Mexican/Mexican American (Mexicanx/a/o) youth which offers a subterraneous social justice ethic of care through the curriculum and pedagogy of four female Spanish-speaking New Mexican (Nuevomexicana) and Mexican American (Mexicana) educators. Through this land-based Chicana Feminist Testimonio Methodology, I unearth a resistant, healing Critical Feminist Ethic of Care framework for (Nuevo)Mexicana/o children and communities which enriches the field of Care scholarship through its embodied, land-based epistemologies. I explore the ways in which four (Nuevo)Mexicana educators operationalize play and humor within their Ethic of Care to 1) open access to a mythic time/space continuum wherein they may access the historical and ongoing wounds of injustice fueling them, 2) gleefully travel to students’ multiple worlds, and 3) forge liminal spaces of joy for Mexicanx/a/o youth to shape futures of thriving. This work offers ancient, practiced tools of resistance and healing in this new and yet historicized moment of racialized hostility and hate against Communities of Color in the United States.
چالش های دوگانه انگاری در مسئله علیت ذهنی و امکان سنجی رویکرد جایگزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
109 - 128
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر چالش های موجود در رویکرد «دوگانه انگاری جوهری» در تبیین علیت ذهنی را بررسی کرده است. دوگانه انگاری جوهری با تفکیک ذهن و بدن به دو حوزه مجزا، در توضیح چگونگی تأثیرگذاری ذهن بر جهان فیزیکی با دشواری های جدی مواجه است. به طورکلی، چالش های علیت ذهنی از دو منظر قابل بررسی است: برخی اشکالات (مانند اشکال اتصال علّی و اشکال جفت شدن) با فرض دوگانه انگاری جوهر ذهن و بدن مطرح شده اند. برخی دیگر تحت تأثیر دیدگاه هایی همچون فیزیکی انگاری شکل گرفته اند. این مقاله با روش «توصیفی تحلیلی» پس از بررسی مشکلات علیت ذهنی، برخی پاسخ ها و دیدگاه هایی که امکان حل این مشکلات را دارند، تحلیل کرده است.
هستی شناسی و روش شناسی «تاریخ مفهومی» و کاربست آن در میان پژوهشگران داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۱
123 - 145
حوزههای تخصصی:
در مقیاس شتاب دگرگونی در علوم انسانی، «تاریخ مفهومی»، که در دهه 1970 ظهور کرده است، یک حوزه مطالعاتی نسبتاً نوین است و اگرچه چیزی بیشتر از نوعی روش است اما به سختی می توان آن را رشته ای مستقل خواند. در تاریخ مفهومی کوشش این است که گستره مفاهیم از حوزه مطالعاتی مستقلی برخوردار باشند، همان طور که می توانیم از تاریخ اجتماعی، تاریخ سیاسی یا تاریخ اقتصادی سخن بگوییم. صحبت از هستی شناسی و روش شناسی تاریخ مفهومی هنوز هم از مسائل مطرح در مطالعات تاریخی است. در نوشتار حاضر می کوشم حدود هستی شناسی و روش شناسی تاریخ مفهومی را ترسیم کنم و این کار را در دو گام به انجام می رسانم. در گام اول ابعاد هستی شناختی و روش شناختی نظریه را معرفی می کنم. سپس در گام دوم کاربست این نظریه را در شماری از مقالات پژوهشگران داخلی، به صورتِ انتقادی، بررسی می کنم. این بررسی انتقادی گویای آن است که، در میان پژوهشگران داخلی، چهار مشکل اساسی در فهم و کاربست تاریخ مفهومی وجود دارد.
تقدّم امر سیاسی بر فلسفه؛ رویکرد فرافلسفی در پراگماتیسم ریچارد رورتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۲
73 - 94
حوزههای تخصصی:
تأمل و ارزیابی انتقادی در ماهیت فلسفه فرافلسفه خوانده می شود. یکی از رویکردهای مهم فرافلسفی، بینشی است که براساسِ آن نه تنها تعارض نظر و عمل از بین نرفته و، به ویژه، با اولویتِ نظر بر عمل فیصله نمی یابد بلکه این مقتضیات عملی است که بر ساحت نظرورزی تأثیر می گذارد و گاه تعیین کننده می گردد. به طورِ خاص، خوانش جدید از پراگماتیسم با تأکید بر مسئله زبان در این حوزه جای می گیرد. در این راستا، ریچارد رورتی به بازبینیِ مفروضاتِ سنتیِ فلسفه در معنای عام و کلاسیک آن می پردازد و نشان می دهد که چگونه بازتعریف فلسفه در دوران متأخر تحت تأثیر حوزه های گوناگون معرفتی ازجمله علم تجربی بوده است. در اینجا رابطه عمودی بین فلسفه با دیگر معرفت های بشری رنگ می بازد و فلسفه در ارتباطی افقی و تعاملی با معرفت های متعدد بشری قرار می گیرد. در فلسفه سیاسی پراگماتیسم جدید، به سببِ نگرش شالوده شکنانه، مقولاتی همچون خیر، حقیقت و بسیاری دیگر از مفاهیم زیربنایی فلسفی مورد بازخوانی مجدد قرار می گیرند. یکی از مفروضات این دیدگاه آن است که منازعات نظری بین بینش های مختلف رفع شدنی نیستند و به جایِ تلاش برای اتمام یا الغای تعارض باید، با تکیه بر همبستگی در جامعه، به امکان مدیریت آن ها اندیشید. تحقق چنین امری مستلزم بازاندیشی در کارکرد فلسفه در نسبت و تعامل با امر سیاسی است. بدین منظور، پراگماتیسم جدید، با نقد فلسفه انتزاعی، رویکردی انضمامی اتخاذ نموده و به جای تمرکز بر عقل و اراده آزاد در نظام های فلسفی کلاسیک، اموری همچون غرایز و امیال آدمی را در کانون تأملات خویش قرار داده است.
تبیین و نقد دیدگاه کیت وارد درباره مسأله شر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
53 - 66
حوزههای تخصصی:
کیت وارد یکی از فلاسفه دین است که موضوع خدا و رابطه اش با جهان و شرور موجود در آن را بررسی کرده است. او در تبیین دیدگاه خود، ابتدا مفهوم خدا را بررسی می کند که وجودش ضروری است. وصف ضروری خدا که البته قدرتمند و خیرخواه محض است، مستلزم آفریدن جهان از عدم است که با انجام این عمل، به جهان ارزش و زیبایی می بخشد؛ جهانی که موجودات آن باید مستقل و نامتعیّن باشند. اما لازمه این اوصاف جهان، یعنی آزادی و استقلال، وجود شرور در آن است؛ به این معنا که چنین جهانی نمی تواند فاقد امکان شرور و درد و رنج باشد. البته، او باور دارد در جهان دیگر (حیات پسین)، انسان ها به سعادت جاودانه می رسند و شرور از بین می روند. انتقادهایی بر دیدگاه کیت وارد وجود دارند؛ اینکه خدای قادر و خیرخواه نباید شرور را تجویز کند و استقلال جهان نیازی به رنج ندارد و خداوند می تواند جهانی مستقل و عاری از رنج بیافریند. حتی اگر استقلال برای جهان بااهمیت باشد، ارزش این همه رنج را ندارد و اگر موجودات جهان واجد استقلال کمتری بودند، بهتر بود.