مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
عینیت ماهوی
بررسی تبیین های مختلف از کاشفیت علم حصولی در فلسفه اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله این نوشتار، بررسی تبیین های مختلف از کاشفیت علم حصولی است. فیلسوفان مسلمان، علم را به حضوری و حصولی تقسیم کرده اند. حکایت گری و کاشفیت علم حصولی برای فیلسوفان مسلمان، مسلم بوده است. تببین فیلسوفان مسلمان از کاشفیت علم حصولی، مختلف است. آن ها کاشفیت علم حصولی را گاهی با عینیت ماهوی، گاهی با مفهوم ماهیت، گاهی با مطلق مفهوم و گاهی با وجود علم تبیین کرده اند. در این مقاله هریک از این تبیین ها را شرح و بسط داده، ضعف ها و قوت هایشان را بررسی می کنیم. اگرچه تبیین فیلسوفان مسلمان از کاشفیت علم حصولی قوت هایی دارد، ضعف هایشان باید رفع شده و تکمیل شوند.
مقایسه دیدگاه تفتازانی و ابن سینا در مبحث وجود ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریات مختلفی درباره نحوه ارتباط صورت های ذهنی با اشیای خارجی ارائه شده است که از این میان می توان به دو نظریه عینیت ماهوی و قول به شبح اشاره کرد. اکثر محققان، ابن سینا را قائل به عینیت ماهوی و تفتازانی را ملتزم به دیدگاه شبح دانسته اند. در مقاله حاضر نخست نظرات ابن سینا و تفتازانی با یکدیگر مقایسه شده است و نشان داده شده است که ایشان نه تنها پیرو دو رویکرد متفاوت نیستند، بلکه سخنان تفتازانی را می توان تأیید نظر ابن سینا و مشابه نظرات وی به شمار آورد. همچنین با اشاره به تفسیرهای مختلفی که از نظریه شبح مطرح شده است، در مورد انتساب این نظریه به تفتازانی داوری شده است.
تحلیل انتقادی پاسخ های شیخ اشراق و ملاصدرا به اشکال کلی بودن جزئی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نظریه ی علم حصولی که معتقد است هنگام علم به اشیاء صورتی از آنها در نزد ذهن حاضر می شود دو قسم تفسیر ارائه شده است که با عناوین نظریه ی شبح و عینیت ماهوی شناخته می شود. بر نظریه ی عینیت ماهوی، اشکالاتی معنون به وجود ذهنی وارد شده است. علی رغم اینکه ملاصدرا معتقد است اشکالات وجود ذهنی صرفاً نظریه ی عینیت ماهوی را نشان گرفته است اما شیخ اشراق لااقل اشکال «کلی بودن جزئی» را وارد بر اصل نظریه ی علم حصولی و در نتیجه نظریه ی شبح نیز می داند. نظریه ی تمایز حملین ملاصدرا که در پاسخ به اشکال «جزئی بودن کلی» مورد استفاده قرار گرفته است، به نظر می رسد برگرفته از راه حل شیخ اشراق در پاسخ به این شبهه باشد. اما این پاسخ با این مشکل مواجه است که لازمه ی آن یا داشتن صفات ذاتی متضاد برای صورت ذهنی و یا وجود ماهیتی مبهم برای آن است. قبول نظریه ی شبح از سوی شیخ اشراق با اشکال عدم وضوح و غیر قابل تصور بودن مثال و شبح برای شیء خارجی مواجه است و نظریه ی عینیت ماهوی ملاصدرا نیز صرفاً ادعایی اثبات نشده است.
تحلیل انتقادی دو رویکرد فلسفی و اصولی علامه طباطبایی نسبت به مسألۀ کاشفیت علم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مابعدالطبیعی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
129 - 152
حوزههای تخصصی:
مسأله کاشفیت علم از مسائل بنیادین در دانش معرفت شناسی است که مانند دیگر مسائل آن دانش، به قدر مسائل هستی شناسانه مورد توجه فیلسوفان قرار نگرفته است. با این حال، علامه طباطبایی علاوه بر نگارش متنی مستقل درباره کاشفیت علم، مقاله «ارزش معلومات» از مجموعه مقالات اصول فلسفه و روش رئالیسم، در جای جای آثار خویش به این مسأله پرداخته است. او دو رویکرد به مسأله کاشفیت علم دارد: در رویکرد فلسفی خود بر اساس عینیت ماهوی، علم حصولیِ تصدیقیِ یقینی را کاشف از معلوم بالعرض می داند، اما در رویکرد اصولی خود، کاشفیت حقیقی را از علم نفی می کند تا مسیر کاشفیت اعتباری آن را هموار سازد. عینیت ماهوی بدین سبب که به معقولات ثانی فلسفی و منطقی راه ندارد، و نیز بدین سبب که با اصالت وجود در منافات است، نمی تواند مناط کاشفیت علم به شمار آید؛ این پژوهش بر پایه روش تحلیل منطقی مفاهیم، نشان داده است که دو دلیل علامه طباطبایی در رویکرد اصولی اش نسبت به مسأله کاشفیت علم ناتمام بوده و در نتیجه سلب کاشفیت حقیقی از علم ناموجه به شمار می آید. ناتمامیت آن دو دلیل مستند به این دو ایده است اول، این که چیزی می تواند ربط باشد و در عین ربط بودن، چیزی دیگر را بازنمایی کند، و دوم، چیزی می تواند بدون آنکه فانی در چیزی دیگر باشد، آن را بازنمایی کند.