الهیات

الهیات

الهیات سال 7 بهار و تابستان 1404 شماره 12

مقالات

۱.

معنای زندگی (قسمت پایانی)

نویسنده: مترجم:

کلیدواژه‌ها: جهان بینی مسیحی جهان بینی علمی هدف وجود انسان معنای زندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
عنوان بخش دوم مقاله «هدف وجود انسان» است. در این بخش دو معنا از هدف از یکدیگر متمایز می شود. در معنای اول، هدف معمولاً فقط به اشخاص یا رفتارشان نسبت داده می شود. در معنای دوم، هدف معمولاً فقط به اشیاء نسبت داده می شود. اگر زندگی انسان به معنای اول هدف نداشته باشد بی معنا خواهد بود اما جهان بینی علمی ما را مجبور نکرده است که زندگی مان را به این معنا بدون هدف بدانیم بلکه برای دستیابی به اهداف به ما قدرت بسیار بیش تری داده است. اگر زندگی انسان را به معنای دوم هدفمند بدانیم به او توهین کرده ایم زیرا او را به یک شئ و ابزار فروکاسته ایم. جهان بینی علمی هدف را به این معنا از انسان می گیرد اما جهان بینی مسیحی هدف را به این معنا به او می دهد، زیرا انسان را مخلوقی می داند که باید هدف خالقش را تحقق بخشد، هدفی که روشن نیست که چیست و نمی تواند رنج های فراوان و ناسزاوار در جهان را توجیه کند. در بخش سوم مقاله که عنوان آن «معنای زندگی» است گفته می شود که در جهان بینی مسیحی زندگی دنیوی ارزش زیستن ندارد. بنابراین اگر قرار است زندگی معنایی داشته باشد باید زندگی اخروی وجود داشته باشد. اما این نظر درست نیست زیرا معیاری را برای ارزیابی معنای زندگی به کار می گیرد که بیش از اندازه سطح بالا است. زندگی دنیوی، با معیار معمولی، می تواند ارزشمند باشد حتی اگر کوتاه باشد، اما اگر ارزشمند نباشد ابدی بودن آن کابوس واقعی است. نویسنده در بخش آخر مقاله به نتیجه گیری می پردازد. نتیجه گیری اصلی او این است که پذیرش جهان بینی علمی هیچ دلیلی به دست نمی دهد که بگوییم زندگی بی معنا است، بلکه برعکس دلایل خوبی به دست می دهد که بگوییم زندگی های بسیاری وجود دارند که بامعنا هستند. نتیجه گیری فرعی او این است که جهان بینی مسیحی، برخلاف ادعایش، نمی تواند تضمین دهد که زندگی معنا دارد. اگر از جهان بینی مسیحی، که اساساً نادرست است، دست بکشیم و جهان بینی علمی را اختیار کنیم زندگی می تواند معنا داشته باشد، گرچه تضمینی وجود ندارد.
۲.

همدلی، اخلاق مراقبت، تصمیم گیری اخلاقی، عوامل روان شناختی

کلیدواژه‌ها: همدلی اخلاق مراقبت تصمیم گیری اخلاقی عوامل روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۴
اخلاق مراقبت، به عنوان رویکردی مبتنی بر روابط انسانی و مسئولیت های اخلاقی، نقش کلیدی در تصمیم گیری های اخلاقی ایفا می کند. یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر این نوع تصمیم گیری، همدلی است که به فرد امکان می دهد تا نیازها، احساسات و دیدگاه های دیگران را درک کرده و بر اساس آن ها اقدام کند. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای، تأثیر عوامل روان شناختی به ویژه همدلی، بر تصمیم گیری های اخلاقی در چارچوب اخلاق مراقبت را بررسی می کند. مطالعه حاضر با بهره گیری از رویکردهای نظری در روان شناسی و فلسفه اخلاق، به تحلیل مکانیسم های شناختی و عاطفی همدلی می پردازد و نشان می دهد که همدلی چگونه می تواند موجب افزایش حساسیت اخلاقی، کاهش رفتارهای خودمحورانه و ارتقای انتخاب های اخلاقی مبتنی بر مراقبت شود. همچنین، به چالش های احتمالی ناشی از همدلی افراطی یا جهت دار اشاره شده و نقش عوامل شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی در تعدیل اثرات همدلی بر تصمیم گیری های اخلاقی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش بر اهمیت پرورش همدلی در آموزش اخلاقی تأکید دارد و پیشنهاد می کند که راهبردهای مؤثری برای تقویت همدلی متعادل و آگاهانه در فرآیند تصمیم گیری اخلاقی اتخاذ شود. این یافته ها می توانند در حوزه های مختلفی همچون روان شناسی اخلاق، آموزش و سیاست گذاری های اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند.
۳.

فلسفه اشراق سهروردی و غزالی

نویسنده: مترجم:

کلیدواژه‌ها: سهروردی غزالی مشکاه الانوار حکمه الاشراق نور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۳
در این مقاله نشان می دهم که اندیشه شهاب الدین سهروردی (درگذشته ۵۸۷ق)، بنیان گذار جریان فکری موسوم به «اشراقی» در فلسفه اسلامی-ایرانی، به نحو قابل توجهی تحت تأثیرات افکار ابوحامد غزالی (درگذشته ۵۰۵ق) قرار دارد؛ کسی که هم به دلیل نقدهای مستمرش بر فلسفه مشاء اسلامی و هم به دلیل استفاده گزینشی از آن، شناخته شده است. بخش نخست این مقاله نشان می دهد که بنیان های عقلانی هستی شناسی نور در نظام فکری سهروردی، در بسیاری از جنبه های مهم، از رساله «مشکاه الانوار» غزالی اخذ شده است. بخش دوم مدعی است که نحوه مواجهه سهروردی با یکی از مسائل سرنوشت ساز کلامی، یعنی مسئله علم خداوند به جزئیات نیز می تواند به عنوان تأثیرپذیری و تعامل با اندیشه های غزالی تفسیر شود. در پایان، با توصیفی کلی از هر دو اندیشمند به نتیجه گیری می پردازم.
۴.

مولفه های ایمان گرایی کیرکگور

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ایمان گرایی ایمان استدلال کیرکگور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
در این نوشته به بررسی و نقد نظریه مولفه های ایمان گرایی کیرکگور پرداخته می شود گفته خواهد شد که ایمان گرایی کیرکگور مبتنی بر حفظ ایمان علی رغم عقل است. یعنی انسان می تواند بر ضد یک مدعا دلیل آفاقی و عینی داشته باشد و در عین حال به آن، ایمان داشته باشد. به نظر او ایمان آوردن یک امر اختیاری است.و دینداری باید مبتنی بر خطر و جهش ایمانی .در این نوشته به بررسی و نقد نظریه مولفه های ایمان گرایی کیرکگور پرداخته می شود گفته خواهد شد که ایمان گرایی کیرکگور مبتنی بر حفظ ایمان علی رغم عقل است. یعنی انسان می تواند بر ضد یک مدعا دلیل آفاقی و عینی داشته باشد و در عین حال به آن، ایمان داشته باشد. به نظر او ایمان آوردن یک امر اختیاری است.و دینداری باید مبتنی بر خطر و جهش ایمانی در این نوشته به بررسی و نقد نظریه مولفه های ایمان گرایی کیرکگور پرداخته می شود گفته خواهد شد که ایمان گرایی کیرکگور مبتنی بر حفظ ایمان علی رغم عقل است. یعنی انسان می تواند بر ضد یک مدعا دلیل آفاقی و عینی داشته باشد و در عین حال به آن، ایمان داشته باشد. به نظر او ایمان آوردن یک امر اختیاری است.و دینداری باید مبتنی بر خطر و جهش ایمانی
۵.

تمایز «ذات» و «وجود» در مابعدالطبیعه ابن سینا: بررسی متون و سیاق آن

کلیدواژه‌ها: ابن سینا ذات وجود مابعدالطبیعه تمایز شیء

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۷
دیمیتری گوتاس در کتاب مهم و نوآورانه اش با عنوان «ابن سینا و سنت ارسطویی» و همچنین در بسیاری از مقالات وزین دیگرش، بر نقش کلیدی مابعدالطبیعه در نظام فلسفی ابن سینا تأکید ورزیده است. رویکرد گوتاس نسبت به مابعدالطبیعه (همچنین نسبت به سایر شاخه های اصلی فلسفی) در آثار ابن سینا، بر اساس روش شناسی جامع ناشی از ارزیابی انتقادی فرضیات مطالعات پیشین، تجزیه وتحلیل عمیق متون اصلی، و بازسازی دقیق بافت تعلیمی و تاریخی آنها استوار است. برای تمام پژوهشگرانی که به مابعدالطبیعه ابن سینا (و حتی به روان شناسی و معرفت شناسی او) و به طورکلی به تفکرات مابعدالطبیعی در جهان عرب علاقه مند هستند، تحقیقات پیشگامانه دیمیتری گوتاس حقیقتاً ستودنی است. او با کاوش و نقشه برداری از قلمروهایی که تا حد زیادی بکر و ناشناخته بودند، و با ارائه چارچوبی مستحکم، درخشان و جامع از کل این حوزه، مسیر را برای پژوهش های تخصصی تر در آینده هموار کرده و گنجینه ای ارزشمند را برای علاقه مندان به این حوزه گشوده است.  به عنوان نشانه ای از قدردانی عمیق شخصی و در راستای پیروی از رویکرد استادانه گوتاس که در بالا توضیح داده شد، مقاله حاضر می کوشد تا تحلیلی بر یکی از مسائل مهم در مابعدالطبیعه ابن سینا ارائه دهد. مسئله موردبحث در این مقاله، همان طور که در شاهکار مابعدالطبیعی ابن سینا یعنی الهیات کتاب الشفا بیان گردیده، نظریه مشهور تمایز «ذات» و «وجود» است. مقاله حاضر به بررسی آخرین دستاوردهای پژوهشی، مهم ترین شواهد متنی مرتبط و ویژگی های اساسی این نظریه را در سیاق آن موردبحث قرار خواهد داد. تمایز ابن سینا بین «ذات» و «وجود» در موجودات مخلوق به خوبی شناخته شده است: برای مثال، یک مثلث یا یک اسب (با داشتن سه ضلع هندسی، بودن حیوانی چهارپا با سُم های صاف و یال و دمی بلند)، صرف نظر از وجود عینی آنها در خارج یا در ذهن انسان، دارای ذاتی مشخصی هستند. در الهیات شفا، عنصر کلیدی موردبحث ما، در المقاله الأولى [الفصل الخامس]، به مبحث کلیِ دو مفهومِ بنیادیِ «موجود» و «شیء» و ارتباط متقابل آن ها با یکدیگر اختصاص دارد. ازآنجایی که مفاهیم «موجود» و «شیء» به طورکلی معادل مفاهیمی چون «شیء ثبت له الوجود» و «شیء ثبت له الذات» هستند، توضیح تمایز (و ارتباط) آنها در این فصل، به نوبه خود، شامل تمایز بین «ذات» و «وجود» می شود.
۶.

نسخه های خطی اشراقی: بازشناسی سهروردی و اقبال به وی

نویسنده: مترجم:

کلیدواژه‌ها: حکمت اشراق نسخه های خطی آثار تمثیلی مجموعه ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۲
این مقاله به بررسی نسخه های خطی مکتب اشراق، به ویژه آثار سهروردی و مفسران اولیه او مانند ابن کمونه، شمس الدین شهرزوری و قطب الدین شیرازی پرداخته است. نویسنده یعنی جان والبریج، در طول یک دهه تحقیقات خود حدود ۹۰۰ نسخه خطی اشراقی را شناسایی کرده است که شامل آثار سهروردی، تفسیرها و شرح های متعدد بر آثار او می شود. مقاله به چالش های فهرست نویسی و دسترسی به این نسخه ها اشاره کرده است. اینکه این فهرست ها در بیشتر واقع کیفیت پایینی دارند و اینکه آثار کوتاه تر سهروردی در این فهرست ها وارد نمی شوند. همچنین به بررسی نسخه های خطی اولیه سهروردی و مفسران او پرداخته و نشان می دهد که چگونه این آثار در طول قرن ها تکثیر و تفسیر شده اند. نویسنده در ادامه، به نقش مهم شرح و تفسیرهای ابن کمونه، شهرزوری و قطب الدین شیرازی در تثبیت و گسترش فلسفه اشراقی سهروردی اشاره می کند. والبریج همچنین نسخه های خطی رساله های رمزی فارسی سهروردی و آثار مرتبط با آنها را بررسی کرده و نشان داده که این آثار به رغم شهرت امروزی شان، در نسخه های خطی قدیمی، کمتر یافت می شوند. در نهایت، نویسنده به اهمیت مجموعه های نسخه های خطی اشراقی در کتابخانه های سلطنتی عثمانی اشاره می کند و به برخی نسخه ها از جمله راغب پاشا اشاره کرده و اطلاعات مربوط به آن ها را در اختیار ما گذاشته است.