فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۴٬۹۹۵ مورد.
منبع:
قبسات سال ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۵
126 - 150
حوزههای تخصصی:
فهم صفات خداوند در قرآن کریم درطول تاریخ علوم اسلامی، از چالش های پیش روی اندیشمندان اسلامی بوده است. در قرآن کریم، کمتر صفتی را می توان یافت که فاقد جسم انگاری درباره خداوند باشد. در بیشتر صفات خبری، گونه ای جسم انگاری و تداعی انسان نمایی دیده می شود که با باورهای ریشه دار اسلامی ناسازگار است. تحلیل های گوناگون و با رویکردهای متنوع، قابلیت پذیری در تحلیل این صفات را نشان می دهد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و عقلی و با رویکرد زبا ن شناسی شناختی و نظریه استعاره مفهومی، به این پرسش پاسخ داده می شود که شخصیت پردازی چه نقشی در تحلیل صفات خبری داشته است. یافته های این پژوهش، افزون بر بررسی صفت نفس در آیه 116 سوره مائده، واژه نور را در آیه 35 سوره نور و مجموعه ای از آیات نشان می دهد. استعاره مفهومی یکی از تحلیل های قابل تطبیق بر صفات خبریه در قرآن است که هرگز به معنای تشبیه خدا نیست و ازسویی می توان افزون بر پاسداشت باورهای ریشه دار اسلامی، گامی نو در تحلیل این صفات بردارد.
وحدت در مقارنه و تطبیق دیدگاه امام خمینی ( ره) و شیخ محمود شبستری، در موضوع ولایت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاوش های عقلی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
205 - 218
حوزههای تخصصی:
مسئله ولایت در علوم دینی و اندیشه های اسلامی از جایگاهی بلند و عظیم برخوردار بوده و از مهمترین علوم کلامی به شمار می آید، می توان گفت پس از توحید هیچ موضوعی تا این اندازه توجه اندیشمندان اسلامی را به خود جلب نکرده است. ولایت یکی از جنجالی ترین موضوعات در تاریخ اسلام و از اختلاف برانگیزترین مسائل بوده که سبب شکل گیری بسیاری از فرق و مذاهب اسلامی شده است. سخن گفتن از جایگاه ولایت و کشف و تأکید بر اتفاق آراء علمای اسلامی در این باب، در جهت زدودن اختلاف بین مسلمین و تقویت اتحاد امت اسلامی بسیار مهم و اساسی است. مقاله حاضر برای دستیابی به این مهم به بررسی تطبیقی نظرات دو تن از اندیشمندان و عرفای اسلامی (شیعه و سنی) امام خمینی و شیخ محمود شبستری پرداخته است. هر دو به ولایت به معنای سرپرستی و ولی توجه ویژه داشته اند و ولی را تجلی خدا و انسان کامل بر روی زمین می دانند. هر دو معتقدند مقام اولیاء و انبیاء بستگی به گرفتن انوار حقیقت محمّدی دارد و هر چه به این حقیقت نزدیک تر باشند مرتبه والاتری دارند. هردو بزرگوار در امر کلیت خانم ولایت به هم نزدیک بوده و با اندکی تفاوتی حضرت محمد (ص) را خاتم اولیاء می دانند. شیخ شبستری بین ولایت و نبوت تفاوت قائل است و نبی ای که دارای مقام ولایت می باشد را بالاتر از مقام نبی غیر ولی می داند ولی امام(ره) اولیاء خدا را یکی دانسته و اختلافی در آنها نمی بیند. هر دو به آخرین ولی معتقدند با این تفاوت که شیخ بر این باور هست که حضرت ولی عصر هنوز متولد نشده است ولی امام اعتقاد دارد که امام متولد شده و در این عالم زندگی می کند.
تبیین فلسفی تکامل برزخی نفس بر اساس نظریه «حرکت در مجردات» استاد فیاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
89 - 107
حوزههای تخصصی:
تکامل برزخی نفوس انسانی در رهیافت وحیانی امری مسلّم و قطعی است، ولی از جنبه بحث فلسفی با اشکال مهم «استحاله حرکت در مجردات» مواجه است. حکمای حکمت مشاء با اقامه براهینی از جمله «برهان قوه و فعل» بر اثبات وجود هیولا در اجسام به مثابه جزء جوهری مستقل از صورت و نفی این جزء جوهری در وجود جوهر مجرد به علت بساطت آن، وجود هیولا را مصحح حرکت در جواهر جسمانی و فقدان آن در جواهر مجرد را مانع پذیرش حرکت در آنها می دانند؛ ازاین رو در تبیین فلسفی تکامل برزخی نفس دچار مشکل شدند و نهایت توجیه فلسفی که در این مسئله ارائه دادند، کلام فارابی است که تکامل نفوس در برزخ را به واسطه تعلق نفس به اجرام سماوی می داند. ملاصدرا برای جمع بین حرکت و تجرد و پاسخ به استحاله «حرکت در مجردات»، به ساحت جسمانی نفس متمسک می شود و وجود قوه و هیولا در ساحت جسمانی نفس را مصحح حرکت جوهر مجرد (نفس) می داند، ولی با مفارقت نفس از ساحت جسمانی با اشکال نیازمندی حرکت به هیولا مواجه می شود که از این نقطه بحث اضطراب ظاهری کلمات ملاصدرا آغاز می گردد و به حسب ظاهر حرکت جوهری نفس در حیات برزخی از منظر وی مصحح حرکت را ندارد و این مسئله پس از وی مورد تحقیق اندیشمندان قرار گرفت، ولی به درستی راه حلی ارائه نشد؛ اما استاد فیاضی با ابطال براهین مثبت هیولا و جواز حرکت در مجردات، به تبیین فلسفی تکامل برزخی پرداخته است. در این مقاله با روش توصیفی انتقادی پس از طرح اجمالی اندیشه های مشاء و حکمت متعالیه درباره تکامل برزخی نفس، اندیشه های استاد فیاضی را به تفصیل ارزیابی و پذیرفته است.
نظریه ساختارهای دیالکتیکی بتس در مصاف با نظریه انسجام تبیین گر ثاگرد: واکاوی یک تبرئه مناقشه برانگیز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
161 - 176
حوزههای تخصصی:
تبرئه پرمناقشه او. جی. سیمپسون از اتهام قتل همسر سابقش، نیکول، برخی از فیلسوفان را به واکاوی های ژرف تر درباره آن واداشت. در این میان، ثاگرد (2003)، در چارچوب نظریه انسجام تبیین گر، استدلال می کند سوگیری های عاطفی هیئت منصفه بهترین تبیین برای این حکم است؛ بنابراین، به صرف اتکاء بر فرضیه ها، شواهد مرتبط و روابط تبیین گر میان آن ها، حکم دادگاه موجه نیست. از سویی، امایا (2009) باور دارد با گزینشی نسبتاً متفاوت از فرضیه ها و شواهد مرتبط و نیز انجام اصلاحاتی در نظریه ثاگرد، نتیجه ای متفاوت در ارزیابی حکم دادگاه رقم خواهد خورد. در این پژوهش، می خواهیم ارزیابی های ثاگرد و امایا از تبرئه او. جی. سیمپسون را در چارچوب نظریه ساختار های دیالکتیکی استدلال، منطبق بر دیدگاه بتس، واکاویم. در این راستا، نخست نشان می دهیم در چارچوب نظریه بتس، نه فقط گزینش امایا از فرضیه ها و شواهد مرتبط، بلکه گزینش ثاگرد نیز فرضیه بی گناهی او. جی. را بر دیگر فرضیه های مطرح شده در فرآیند محاکمه برتری می دهد. سپس، تبیین می کنیم که چرا با وجود تفاوت میان این گزینش ها، در هر دو، حکم تبرئه رجحان می یابد. در گام آخر، استدلال می کنیم نظریه ثاگرد، برخلاف نظریه بتس، با دو مشکل ابهام و دوْر روبه رو است؛ از این رو، ارزیابی در چارچوب نظریه بتس بر ارزیابی ثاگرد مرجح است.
تمایز انتولوژیکال در اندیشه هایدگر: راه حلی برای معمای رابطه میان وجود، موجود و دازاین در کتاب وجود و زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
59 - 78
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی سه گزاره ظاهراً متعارض در کتاب وجود و زمان می پردازد که به ارتباط میان موجودات، وجود و دازاین اشاره دارند. این تعارض از آنجا ناشی می شود که هایدگر از یک سو موجودات را مستقل از دازاین می داند و از سوی دیگر وجود را وابسته به فهم دازاین می پندارد. در این مقاله تلاش شده است تا با معرفی و تحلیل تمایز انتولوژیکال میان وجود و موجود که یکی از مفاهیم کلیدی در فلسفه هایدگر است، به رفع این تعارض ظاهری پرداخته شود. از طریق بررسی نقدهای هایدگر به رویکردهای رئالیستی و ایدئالیستی سنتی و با تکیه بر تحلیل فلسفی او از مفهوم دازاین، نشان داده می شود که این سه گزاره در چارچوب فلسفه وجودشناسانه هایدگر کاملاً سازگار هستند. از آنجا که نحوه وجودِ دازاین به مثابه فرارویِ بنیاد تمایز انتولوژیکال است، فهم همه انحاء وجودِ موجودات (و نه خودِ موجودات) من جمله مستقل بودن و وابسته بودن در دازاین ریشه دارد.
بررسی چالش های عینیت ذات و صفات الهی از منظر حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
7 - 26
حوزههای تخصصی:
مسئله چگونگی ارتباط ذات و صفات الهی همواره در تاریخ فکر بشری و اسلامی محل نزاع و مورد بحث و مناقشه بوده و دیدگاه های متنوعی درباره آن شکل گرفته است. دیدگاهی که به صورت عام به فیلسوفان، عارفان، متکلمان امامیه و معتزله نسبت داده شده است عدم زیادت صفات بر ذات الهی است. دیدگاه منتسب به اشاعره زیادت صفات الهی بر ذات اوست. اشکالات عینیت ذات الهی با صفات عمدتاً از ناحیه اشاعره بیان شده است و با پاسخ متفکران اسلامی روبرو شده است. حکمت متعالیه مدعی است که سایر نحله های فکری قادر بر پاسخ به این اشکالات نیستند. متألهان حکمت متعالیه با اتخاذ مبنای تشکیک در وجود، تبیین انواع حمل و ارائه معیارهای مختلف در چگونگی انتزاع و تحقق مفاهیم به پاسخ از اشکالات پرداخته و تلاشی موفق در این مسیر داشته اند. روش ما در این مقاله، تتبع و پژوهش کتابخانه ای به همراه تحلیل عقلی یافته های پژوهش است.
بررسی تطبیقی اتحاد نفس و بدن از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مابعدالطبیعی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
269 - 294
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل پیچیده فلسفی، شناخت حقیقت انسان و به ویژه رابطه نفس با بدن است. اتحاد نفس و بدن از جمله مسائلی است که به دلیل تجرد نفس و مادی بودن بدن، نظر بسیاری از فلاسفه به ویژه فیلسوفان اسلامی را به خود جلب کرده است. موضوع این مقاله تحلیل آرای ابن سینا و ملاصدرا درباره اتحاد نفس و بدن است. روش تحقیق حاضر به شیوه توصیفی - تحلیلی است. هر دو فیلسوف ایده قدیم بودن نفس، که از افلاطون به یادگار مانده است، را رد می کنند. ابن سینا نفس را در مقام ذات و در مرتبه فعل از زمانی که به بدن ملحق شده است، مجرد می داند، اما ملاصدرا نفس را در مقام ذات مجرد، ولی در مرتبه پیدایش، قائل به حدوث جسمانی آن است. در این مقاله نشان داده ایم که سخنان ابن سینا دارای قوت بیشتری است. زیرا اشکال تبدّل ماهیت، که برخی از محققان در فلسفه اسلامی به نظریه ملاصدرا گرفته اند، بر نظریه ابن سینا، که نفس را در پیدایش و پس از آن مجرد می داند، وارد نمی شود. ضمن اینکه رابطه نفس و بدن از نظر ابن سینا عرضی است، زیرا او نفس را مدبر بدن می داند، ولی ملاصدرا رابطه نفس و بدن را ذاتی و اتحادی می داند.
هوش مصنوعی، ایجاد یا آشکارگی(بازخوانی مساله هوش مصنوعی مبتنی بر نظریه انکشاف علم صدر المتالهین)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاوش های عقلی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 15
حوزههای تخصصی:
ملاصدرا برخلاف فیلسوفان پیش از خود، علم را از مقولات جدا ساخته و ذیل وجودشناسی قرار داده است. تعریف خاص ملاصدرا از علم دارای لوازمی است که یکی از آن ها نظریه انکشاف است. با پذیرفتن علم به عنوان وجود و با توجه به مساوقت وجود با همه کمالات،مساوقت همه موجودات با کمالات(ازجمله علم) قابل انتاج است. با فرض پذیرش نظریه انکشاف به عنوان دیدگاه اصلی ملاصدرا درادراک، می توان علم و آگاهی را به همه موجودات تسری داده و برای همه آن ها، سطحی از آگاهی متناسب با مرتبه وجودی شان لحاظ کرد. همچنین یکی از چالش های فلسفی در هوش مصنوعی، بحث از امکان یا عدم امکان به وجود آمدن ماشین هوشمند است. چنانچه فرض طرح شده(نظریه انکشاف) را بپذیریم، می توان این مساله فلسفی را از منظری دیگر به بحث گذاشت؛ یعنی مساله،از ایجاد هوش به آشکارگی یا انکشاف هوش تبدیل خواهد شد. براین مبنا، می توان گفت تعبیر «ایجاد هوش» ناصواب بوده یعنی به شیوه ای متفاوت قابل طرح است و آن امکان آشکار شدن هوش یا عدم این امکان درماشین هوشمند به عنوان یک جسم است. در این پژوهش اطلاعات مورد نیاز به روش کتابخانه ای گردآوری شده و تحلیل آن مبتنی بر مساله مورد بحث در مسائل هوش مصنوعی انجام شده است.
شناسایی مؤلفه های انسان فرهیخته از منظر فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
173 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های فلسفی انسان فرهیخته بود. رویکرد پژوهش، کیفی با پارادایم تفسیری بود و از روش های پژوهش اسنادی - کتابخانه ای، توصیفی - تحلیلی و روش پژوهش «تحلیل فلسفی» از نوع تحلیل تجزیه ای، بهره برده شد. میدان پژوهش، شامل 11 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1402- 1401 بود که با استفاده از نمونه گیری هدف مند معیارمحور، انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته محقق ساخته بود. یافته های پژوهش در سه زمینه: مؤلفه های دانشی، مؤلفه های اخلاقی و مؤلفه های شخصیتی ارائه شد. نتایج نشان داد که به طورکلی، افراد فرهیخته از منظر فلسفی، در هر سه زمینه دانشی، اخلاقی و شخصیتی دارای ویژگی هایی خاص، متفاوت، برجسته و سرآمد، نسبت به دیگران اند. به طوری که هرگونه حرکت، گفتار یا رفتار افراد فرهیخته، سطح بالای فرهیختگی آنان را نشان می دهد. بااین حال، باید این نکته را در نظر داشت که افراد فرهیخته با یکدیگر متفاوت اند و کثرت نگرشی دارند و علی رغم داشتن اشتراکات زیاد، همه آنها در تمام معیارها یکسان نیستند؛ لذا به سختی می توان افرادی را یافت که تمامی این ویژگی ها را یکجا، دارا باشند.
تعامل عقل عملی و عقل نظری در فرآیند کمال وجودی انسان بر اساس فلسفۀ امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مابعدالطبیعی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
363 - 392
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با روش تحلیلی-استنباطی به بررسی تعامل عقل نظری و عقل عملی در فرآیند کمال وجودی انسان از منظر فلسفه امام خمینی می پردازد. نگارنده با تحلیل دو الگوی طولی و عرضی در نسبت این دو قوه، نشان می دهد که الگوی عرضی، که بر همکاری هم زمان هردو عقل تأکید دارد، با نظام فکری امام خمینی سازگاری بیشتری دارد. در این الگو، با وجود تقدم وجودی عقل عملی، هر دو قوه در تحقق معرفت و فعلیت یافتن آن در ساحت عمل، نقش مکمل و دوسویه دارند. مقاله در ادامه با تبیین پیوند این تعامل با قوس نزول و صعود اسماء الهی، بر نقش عقل عملی به عنوان راهبر سلوک وجودی انسان و مظهر تحقق اسماء اشاره می کند. نتیجه نهایی پژوهش آن است که تحقق کمال انسان، تنها در پرتو تعامل هماهنگ عقلِ ناظر به نظر و عقلِ ناظر به عمل در هر دو قوس ممکن می گردد؛ تعاملی که در نهایت به مقام «فناء فی الله» می انجامد و انسان را به مظهر جامع اسماء الهی بدل می سازد.
آزادی و ضرورت؛ از مغاک نابنیاد تا کمال بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۱/۱
9 - 30
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی انتقادی و تطبیقی مسئله بنیادین آزادی و ضرورت در دو نظام فکری متفاوت یعنی ایدئالیسم آلمانی و حکمت صدرایی می پردازد. این نوشتار، با فراتر رفتن از دوگانگی های سنتی و فروکاهش گرایانه (جبرگرایی و اختیار مطلق)، نشان می دهد که چگونه هر دو فیلسوف به درکی عمیق تر و پیچیده تر از آزادی به مثابه یک تجلی وجودی دست یافته اند. این تحلیل نشان می دهد که شلینگ، با معرفی مفهوم مغاک «نابنیاد»، آزادی را کنشی فرازمانی می داند که از دل این بنیادِ تاریک و بی شکل برمی خیزد و، درعین حال، خود مبنای ضروری و نهاییِ وجود است. درمقابل، ملاصدرا، با استناد به مبانی هستی شناختیِ اصالت وجود، تشکیک در مراتب وجود و به ویژه نظریه نوآورانه «امر بین امرینِ» مبتنی بر حرکت جوهری، آزادی را نه در تعارض با ضرورت بلکه در امتدادِ آن و به عنوانِ عالی ترین مرحله از فرآیند تکامل وجودی (شدن) تبیین می کند. نتیجه این بازخوانی آشکارساختنِ هم گرایی شگفت انگیز این دو اندیشمند در تعریف آزادی به مثابه امری وجودی است که استثنایی بر نظم یکپارچه هستی نیست بلکه خودآگاهانه ترین و عالی ترین تجلی آن است. در این نگاه، آزادی، در ژرف ترین لایه های خود، با ضرورت پیوند خورده است و پارادوکسیکال بودنِ آن ماهیت حقیقی این مفهوم را آشکار می سازد.
بررسی انتقادی معیارهای گراهام آپی برای استدلال موفق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۱/۱
145 - 164
حوزههای تخصصی:
این مقاله به نقد و بررسی معیارهای گراهام آپی، یکی از برجسته ترین فیلسوفان دین معاصر، برای ارزیابی «استدلال موفق» در فلسفه دین می پردازد. آپی، فیلسوف معاصر، چارچوبی روش شناختی برای تمایز استدلال قانع کننده از استدلال ناموفق ارائه می دهد که، در آن، سقف توجیه پذیری استدلال را تا حد متقاعدسازی همه افراد معقول بالا می برد. این رویکرد سخت گیرانه، که از تلفیق خاص معیارهایی چون پذیرش پیش فرض ها، قدرت تبیینی و مقاومت دربرابرِ نقد حاصل می شود، محور تحلیل انتقادی این پژوهش است. در این مقاله استدلال می شود که اگرچه چارچوب آپی در نظم بخشیدن به بحث های فلسفی و ارتقای دقت در استدلال ورزی مفید است اما معیارهای او ممکن است بیش از حد سخت گیرانه باشند و عملاً استدلال های متافیزیکی را در معرض خطر ابطال قرار دهند. همچنین، این رویکرد، به جایِ اثبات نهایی، بیشتر به توجیه باور می انجامد و، در برخی موارد، از ماهیت پیچیده و شهودی استدلال های الهیاتی غفلت می کند. درنهایت، با ارائه یک ارزیابی جامع، این مقاله نشان می دهد که معیارهای آپی می توانند به عنوانِ یک ابزار تحلیلی ارزشمند مورد استفاده قرار گیرند اما نمی توانند به تنهایی سرنوشت تمام استدلال های فلسفه دین را تعیین کنند و نیاز به بازنگری و تعدیل دارند.
On Rutger Bregman’s Humankind: Optimism For Realists, Or, Neither Hobbes Nor Rousseau(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۴
67 - 88
حوزههای تخصصی:
This essay is a critical study of Rutger Bregman’s 2020 book, Humankind: A Hopeful History, from a broadly Kantian point of view. I present and defend the main points and arguments of the book, and on that basis, articulate a doctrine in social and political philosophy, which I call realistic-optimist dignitarian humanism, aka RODH, that I think captures the essence of what Bregman is driving at. Among its various theoretical and practical virtues, RODH gets constructively and creatively between Hobbes’s excessive pessimism about human nature on the one hand, and Rousseau’s unrealistic optimism about human nature on the other.
نظریه حقوقی ابن سینا چیست؟ واکاوی نظرات حقوقی بوعلی سینا برآمده از رساله تدابیر المنازل أو سیاسات الأهلیه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاوش های عقلی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
16 - 31
حوزههای تخصصی:
رساله تدابیر المنازل أو سیاسات الأهلیه که آن را به عنوان کتاب السیاسه نیز می خوانند، منزلگاه حکمت منزلی ابن سینا در نظام فکری سینوی است. ابن سینا مباحث مربوط به تدبیر منزل را در این رساله بیان کرده است که از جمله آن ها مباحث حقوقی می باشد که می توان آن را «نظریه حقوقی ابن سینا» خواند. 1. بحث از حقوق طبیعی؛ 2. بحث از حقوق زنان؛ 3. بحث از حقوق کودکان؛ 4. بحث از حقوق کارکنان همان چیزی است که دلالت بر مسائل حقوقی می کند و فلسفه حقوق سینوی را تشکیل می دهد. بررسی این مبانی می تواند پرسش «آیا نظریه حقوقی در نظام فکری ابن سینا یافت می گردد؟» را پاسخ دهد. تبیین و سپس بررسی نظرات بوعلی سینا همان چیزی است که گفتار حاضر را تشکیل داده است تا به این پرسش پاسخ دهیم و در نهایت نیز نظریه حقوقی سینوی یا همان فلسفه حقوق ابن سینا را از دل این تبیین و بررسی استنباط کنیم.
بررسی انتقادی بداهت اصل علیت از منظر فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۵
185 - 210
حوزههای تخصصی:
اصل علیت، اصلی محوری در متافیزیک است که مورد پذیرش اکثر فلاسفه از یونان تا دوران معاصر بوده است. با این حال، بحث و گفتگو در باب حدود و ثغور این اصل و یا نحوه تبیین یا تثبیت آن همواره محل بحث فیلسوفان بوده است. یکی از مسائل مهم در این رابطه، بداهت و برهان ناپذیری اصل علیت است که در فلسفه اسلامی نیز به اجمال و در لابلای مباحث فیلسوفان مسلمان مطرح شده است. ذکر این نکته لازم است که این بحث به طور جدی با تلقی و نحوه تبیین هر فیلسوفی از این اصل گره خورده است. با این همه، قول به بداهت این اصل و در نتیجه نیازمندی آن به تبیین و تنبیه، و یا عدم بداهت آن و به طور طبیعی احتیاجش به اثبات، مسأله ای نبوده است که به تفصیل و معنون به عنوانی مستقل مورد بحث و بررسی ایشان قرار گرفته باشد. این مقاله، که به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد اسنادی سامان یافته، می کوشد با تمرکز بر فلسفه اسلامی بداهت و برهان ناپذیری اصل علیت را از دیدگاه فلسفه اسلامی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. نتیجه این بررسی در نهایت نشان خواهد داد که برخلاف تصور مشهور، بداهت و برهان ناپذیری این اصل قابل مناقشه است.
تأثیر برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی (طرح یاریگران زندگی) بر قضاوت اخلاقی و مهارت های مثبت اندیشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه یادگیری هیجانی-اجتماعی (طرح یاریگران زندگی) بر قضاوت اخلاقی و مهارت های مثبت اندیشی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه شامل 60 دانش آموز (30 نفر گروه آزمایش، 30 نفر گروه کنترل) از مدارس دولتی شهرستان خوی در سال تحصیلی 1402-1401 بود که با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. گروه آزمایش در یک کارگاه توانمندسازی 10 جلسه ای 45 دقیقه ای، مبتنی بر کتاب پیشگیری اولیه از اعتیاد و رفتارهای پرخطر (در بستر برنامه شاد)، شرکت کرد. برای جمع آوری اطلاعات از آزمون قضاوت اخلاقی گانداسینها و وارما (1998) و پرسشنامه مثبت اندیشی اینگرام و ویسنیکی (1988) استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که برنامه یادگیری هیجانی-اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر قضاوت اخلاقی و مهارت های مثبت اندیشی دارد (05/0≥ P). همچنین، بر مؤلفه های مقایسه، تشخیص، بهترین پاسخ اخلاقی و استدلال اخلاقی اثرگذار بود (05/0≥ P) اما بر جملات ناتمام و ارزش اخلاقی تأثیر معناداری نداشت (05/0≤ P). این یافته ها نشان می دهد که محتوای آموزشی یاریگران زندگی بر بهبود معیارهای اخلاقی دانش آموزان مؤثر است.
شناسایی و سطح بندی موانع تفکّر انتقادی مبتنی بر فرهنگ مطالعه در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و سطح بندی موانع تفکر انتقادی مبتنی بر فرهنگ مطالعه در نوجوانان انجام شد. این تحقیق به صورت آمیخته اکتشافی و با رویکرد کیفی-کمی صورت گرفت. در بخش کیفی، ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های تحقیق با بکارگیری تحلیل مضمون نرم افزار مکس کیودا (2018) و با توجه به مبانی نظری و نظر خبرگان استخراج شد. سپس سطح بندی عوامل با روش ساختاری-تفسیری (ISM) صورت گرفت. نتایج نشان می دهد که ابعاد تحقیق شامل: ویژگی های شخصیتی، خصوصیات روانشناختی، ارزش های ذاتی، فرهنگ مدارس، مشکلات اقتصادی می باشد و مولفه ها شامل: ارزش های محوری، ریسک گریزی، فردمحوری، تعصب فکری، عدم انعطاف پذیری، عدم تمرکز، پذیرش تفکر انتقادی، عدم تحمل ابهام، ضعف مهارت های تفکر انتقادی، عدم نیازسنجی آموزشی، عدم وجود جو حامی تفکر انتقادی، ارزش های محوری مدرسه، درآمد و سرانه پایین خانواده ها و مدارس می باشد. همچنین سطح بندی مدل پژوهش نشان داد که کدهای محوری ریسک گریزی، فردمحوری، تعصب فکری، عدم انعطاف پذیری، عدم تمرکز، پذیرش تفکر انتقادی، عدم تحمل ابهام، ضعف مهارت های تفکر انتقادی، عدم وجود جو حامی تفکر انتقادی و درآمد و سرانه پایین مدارس در سطح اول می باشند. همچنین کدهای محوری درآمد و سرانه پایین خانواده ها و ارزش های محوری مدرسه در سطح دوم؛ ارزش های محوری و عدم نیازسنجی آموزشی به ترتیب در سطح سوم و چهارم می باشند.
چشم اندازگرایی در فلسفۀ نیچه؛ تاملی بر حقیقت و نظریه های صدق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«چشم اندازگرایی» در فلسفه نیچه، به عنوان رویکردی ضدبنیادگرایانه، «حقیقت» را نه به مثابه امری مطلق، بلکه برساخته ای وابسته به تفسیرهای متنوع انسانی در نظر می گیرد. نیچه استدلال می کند که شناخت و حقیقت همواره در بستر چشم اندازهای متکثر شکل می گیرند و هیچ معیار مستقل و جهان شمولی برای صدق وجود ندارد. این مقاله، ابتدا به بررسی اهمیت چشم اندازگرایی نیچه پرداخته و آن را در تقابل با نظریه های سنتی صدق، همچون نظریه های مطابقت، انسجام و عمل گرایی، تحلیل می کند. سپس، رابطه این دیدگاه با مفهوم حقیقت در فلسفه نیچه مورد بررسی قرار می گیرد و پیامدهای آن برای معرفت شناسی و نظریه صدق واکاوی می شود. در پایان، ضمن بررسی چالش های ناشی از این نظریه، از جمله «نسبی گرایی» و «پارادوکس» چشم اندازگرایی، تلاش می شود نشان داده شود که نیچه چگونه با پذیرش تنوع تفاسیر، به امکان مقایسه و نقد چشم اندازها باور دارد. این مطالعه حاضر نشان می دهد که چشم اندازگرایی در اندیشه نیچه، نه به معنای انکار حقیقت، بلکه تأکیدی بر نقش سازنده تفاسیر گوناگون در تکوین دانش بشری است.
بازی های فکری-فلسفی فبک؛ چیستی، ویژگی ها و کارکردها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
506 - 528
حوزههای تخصصی:
ضرورت ورود بازی ها به محتواهای آموزشی در مدارس، اخیراً روشن شده است. قابلیت هایی در بازی ها شناخته شده که می تواند موجب تسهیل آموزش و ترغیب دانش آموزان به مشارکت در فعالیت های آموزشی شود. برنامه فلسفه برای کودکان یکی از برنامه های پیشرو در این زمینه است که تلاش می کند محتواهای آموزشی را در راستای آموزش وپرورش مهارت های مختلفِ لازم برای زندگی حاضر و نیز رشد دانش آموزان به لحاظ نگرش و هویت و معنای زندگی به کار برد. بازی های مدنظر این برنامه تفاوتی اساسی با سایر بازی های سرگرم کننده یا ورزشی دارد. در این مقاله تلاش شد ویژگی این بازی ها و نیز کارکرد مهارتی آنها شناسایی شود و برای شناسایی این ویژگی ها دو گام برداشته شده است. در گام اول استخراج ویژگی ها با روش بررسی استقراییِ بازی های ارائه شده توسط بنیان گذاران فبک صورت گرفته است. در گام دوم که تحت عنوان «بازی های مدنظر فبک» ارائه می شود، با روش تحلیل مفهومی و محتوایی به استخراج بایدها و نبایدهای فبک (نقش و هدف از بازی های فلسفی در فبک) برای بازی های فلسفی پرداخته شده است. نهایتاً با مقایسه و تلفیق ویژگی هایی حاصل از دو طریق پنج ویژگی استخراج شد که بازی های فکری - فلسفی را از بازی های معمولی جدا می کند. این بازی ها علاوه بر اینکه باید تناسب روان شناختی و ویژگی بازیایی داشته باشند، باید مهارت های سه گانه شامل مهارت های منطقی، هیجانی و اجتماعی و سه نوع تفکر خلاق، مراقبتی و انتقادی را تقویت کرده و شرایط کندوکاو فلسفی را مهیا کنند.
همدلی، اخلاق مراقبت، تصمیم گیری اخلاقی، عوامل روان شناختی
منبع:
الهیات سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
29 - 48
حوزههای تخصصی:
اخلاق مراقبت، به عنوان رویکردی مبتنی بر روابط انسانی و مسئولیت های اخلاقی، نقش کلیدی در تصمیم گیری های اخلاقی ایفا می کند. یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر این نوع تصمیم گیری، همدلی است که به فرد امکان می دهد تا نیازها، احساسات و دیدگاه های دیگران را درک کرده و بر اساس آن ها اقدام کند. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای، تأثیر عوامل روان شناختی به ویژه همدلی، بر تصمیم گیری های اخلاقی در چارچوب اخلاق مراقبت را بررسی می کند. مطالعه حاضر با بهره گیری از رویکردهای نظری در روان شناسی و فلسفه اخلاق، به تحلیل مکانیسم های شناختی و عاطفی همدلی می پردازد و نشان می دهد که همدلی چگونه می تواند موجب افزایش حساسیت اخلاقی، کاهش رفتارهای خودمحورانه و ارتقای انتخاب های اخلاقی مبتنی بر مراقبت شود. همچنین، به چالش های احتمالی ناشی از همدلی افراطی یا جهت دار اشاره شده و نقش عوامل شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی در تعدیل اثرات همدلی بر تصمیم گیری های اخلاقی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش بر اهمیت پرورش همدلی در آموزش اخلاقی تأکید دارد و پیشنهاد می کند که راهبردهای مؤثری برای تقویت همدلی متعادل و آگاهانه در فرآیند تصمیم گیری اخلاقی اتخاذ شود. این یافته ها می توانند در حوزه های مختلفی همچون روان شناسی اخلاق، آموزش و سیاست گذاری های اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند.