رمضان مهدوی آزادبنی

رمضان مهدوی آزادبنی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۳ مورد.
۱.

دیالکتیک عبادت و یقین در قرآن: تبیین پراکسیس هستی شناختی فهم و پاسخ به اشکال دور هرمنوتیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قرآن دیالکتیک عبادت یقین هرمنوتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۶
این پژوهش با رویکردی فلسفی-قرآنی، به تبیین رابطه دیالکتیکی عبادت و یقین در منظومه معرفتی قرآن می پردازد. فرضیه اصلی آن است که قرآن، فهم را نه یک امر نظری محض، بلکه معرفتی می داند که در پراکسیس (کنش وجودی) عبادت تحقق می یابد. با تحلیل آیات کلیدی، استدلال می شود که عبادت به مثابه یک «پراکسیس هستی شناختی»، با تغییر «شیوه بودن» انسان، شرط امکان دستیابی به یقین است و یقین حاصل شده، به نوبه خود، کیفیت عبادت را تعمیق می بخشد. چالش محوری این نظریه - که چگونه می توان پیش از حصول یقین، به عبادت متعهد شد - مورد بررسی قرار گرفته است. در پاسخ به آن، با تفکیک سطوح معرفت (از علم الیقین تا حق الیقین) و با تکیه بر مفاهیم فطرت و پیش فهم، نشان داده شد که این رابطه یک دور باطل نیست، بلکه یک حرکت مارپیچی صعودی است که با حداقلی از معرفت گزاره ای و انگیزش وجودی آغاز شده و در سیر التزام عملی، به معرفتی وجودی و تام می رسد. این خوانش، الگویی اصیل برای نسبت سنجی علم و عمل در معرفت شناسی دینی ارائه می دهد.
۲.

نقد و تحلیل صانعیت دمیورگوس در متافیزیک افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دمیورگوس صانع مثال نیک افلاطون اخلاق نفس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۳
مفاهیم «دمیورگوس» و «مثال نیک» که بخشی از نظام متافیزیکی گسترده افلاطون را تشکیل می دهند، نقش راهبردی در فلسفه این فیلسوف بزرگ دارند. مقاله حاضر به بررسی جایگاه دمیورگوس به عنوان خالق جهان محسوس و رابطه آن با مثال نیک در نظام متافیزیکی افلاطون می پردازد. با روش توصیفی-تحلیلی و استناد به منابع کتابخانه ای، این پژوهش نشان می دهد که دمیورگوس نه خالقی مستقل، بلکه ناظمی است که با تقلید از عالم مُثُل، نظم را به جهانی فاقد ساختار اولیه تحمیل می کند. در این راستا، دو فرضیه اصلی بررسی شده است: نخست، مقلد بودن دمیورگوس؛ دوم، ناتوانی او در ایفای نقش منشأ اخلاق. نتایج پژوهش نشان می دهد که دمیورگوس سازنده ای وابسته به مثال نیک معرفی شده که فاقد توانایی خلق از عدم است. این وابستگی، تناقضی آشکار با نگاه منفی افلاطون به تقلید در دیگر رساله ها (مانند جمهوری) ایجاد می کند. از این رو، ناهماهنگی میان حادث بودن نفس در تیمائوس و ازلی بودن آن در فایدروس، نقش دمیورگوس به عنوان خالق نفس را نیز زیر سوال می برد. از سوی دیگر، مثال نیک به عنوان منشأ اخلاق و خیر اعلی، جایگاهی فراتر از دمیورگوس دارد. در فلسفه افلاطون اخلاق نه محصول عملکرد دمیورگوس، بلکه نتیجه تقرب به مثال نیک است. این پژوهش با تأکید بر جایگاه دمیورگوس به عنوان واسطه بین مثال نیک و جهان مادی، پیشنهاد می کند که بازتعریف نقش او به عنوان ناظم الهی می تواند تناقضات موجود در تفسیرهای سنتی را کاهش دهد. یافته های این تحقیق درک عمیق تری از رابطه خالقیت، اخلاق، و نظم در فلسفه افلاطون فراهم می آورد.
۳.

بن بست شکاکیت اخلاقی در ترازوی قرائن تجربی

کلیدواژه‌ها: شکاکیت اخلاقی شواهد تجربی ارزش رسوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۷۴
از عصر جدید پژوهش های فلسفی درباره اخلاق بیشتر مورد توجه فیلسوفان قرار گرفته است و  در دوره کنونی نیز گسترش اطلاعات در مورد تفاوت ها از جمله تفاوت های اخلاقی میان جوامع، سبب ظهور مجدد شکاکیت اخلاقی گردید. در واقع با گسترش ابزار ارتباطی، شواهد تجربی مهمی که از تفاوت جوامع مختلف در حوزه ارزش های اخلاقی حکایت داشت بدست آمد. گروهی از فیلسوفان با تکیه بر شواهد تجربی بدست آمده تلاش نمودند تا از شکاکیت اخلاقی دفاع نمایند. مساله ای که در پژوهش حاضر بدان پرداخته شد بررسی این مساله است که آیا شواهد تجربی منطقا به شکاکیت اخلاقی منجر می شود؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با رویکرد انتقادی تلاش نمود تا نشان دهد که استدلال مبتنی بر شواهد تجربی در دفاع از شکاکیت اخلاقی از ضعف و نقص منطقی رنج می برد و  بر این نتیجه تاکید نمود که نسبیت گروی توصیفی منطقا نمی تواند به شکاکیت اخلاقی منجر گردد.
۴.

رابطه نگرش هستی شناختی افلاطون با نظریه اخلاقی او(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افلاطون اخلاق هستی شناسی نفس مثال نیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
در فلسفه افلاطون، اهمیت زیست اخلاقی انسان ریشه در جایگاه متعالی نفس دارد؛ نفسی که جوهری مجرد و الهی است و از مثال نیک نشأت گرفته است. افلاطون بر این باور است که انسان، با بهره مندی از قوه عقل و به واسطه آفرینش آزادانه، باید خود در مسیر شناخت فضایل و نیل به سعادت حقیقی گام بردارد. یکی از ابعاد مهم در تحلیل هر نظام اخلاقی، بررسی پیش فرض ها و مبانی متافیزیکی آن است. در این راستا، دیدگاه اخلاقی افلاطون را نمی توان به صورت مستقل از مباحث هستی شناختی او بررسی کرد، بلکه باید آن را در پیوند با نظریه مثل و جایگاه مثال نیک تحلیل نمود. مساله اصلی این پژوهش، واکاوی تأثیر مبانی هستی شناسی نظام فلسفی افلاطون بر نظریه اخلاقی اوست. به ویژه تأکید می شود که ساختار اخلاقی مورد نظر افلاطون بر بنیانی متافیزیکی استوار است که در آن، مثال نیک نه تنها معیار غایی خیر، بلکه منشأ وجودی و معرفتی تمام فضایل اخلاقی است. مثال نیک، خودِ اخلاق است. درک اخلاق و شکل دهی زندگی اخلاقی نیازمند مطابقت فعل اخلاقی با مثال های مطلق اخلاقی است. بنابراین پی ریزی زندگی اخلاقی شایسته جایگاه انسان، بدون درک متافیزیک ممکن نخواهد بود. این پژوهش با روش توصیفی– تحلیلی و بر اساس بررسی متون افلاطونی و تفاسیر مفسران، پیوند درونی میان متافیزیک و اخلاق در اندیشه افلاطون را تبیین می نماید.
۵.

ضرورت زبان مشترک در فهم قرآن: رویکرد پراگماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قرآن زبان مشترک زبان دین فهم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۳
این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی و رویکرد عقل گرایی انتقادی، به بررسی ضرورت وجود زبان مشترک در فهم قرآن می پردازد. مسئله محوری آن است: اگر مخاطب آیات قرآنی همگان هستند، آیا وجود زبان واحد برای انتقال پیام الهی ضرورت ندارد؟ در پاسخ، نویسنده با تکیه بر رویکرد پراگماتیک و با اتکا به مبانی انسان شناختی قرآن که عقلانیت را ارزشی ذاتی برای انسان می داند (مانند تأکید بر «أُولُو الْأَلْبَاب» در آیات متعدد)، نظریه «ضرورت زبان مشترک در فهم قرآن» را طرح می کند. یافته ها نشان می دهد که اولاً، قرآن با خطاب قرار دادن عامه انسان ها به عنوان موجودات عاقل، وجود فهم مشترک را مفروض گرفته است؛ ثانیاً، این زبان مشترک، خود بستر لازم برای تحقق «سیالیت معنایی» در تطبیق آیات بر شرایط مختلف را فراهم می سازد. دستاورد نهایی پژوهش تأکید می کند که زبان دین به مثابه ابزار ارتباطی، تنها در سایه ایجاد فهم واحد و مشترک می تواند به هدف اصلی خود – یعنی انتقال پیام الهی به همه انسان ها – نائل گردد، بدون آن که به قالب های صلب تفسیری محدود شود.
۶.

بررسی پاسخ ابن سینا در مواجهه با شبهه ابن کمونه پیرامون توحید واجب الوجود(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابن سینا شبهه ابن کمونه توحید دلیل نفی ترکیب ماهیت واجب الوجود بساطت واجب الوجود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
اهمیت خداشناسی نزد فیلسوفان بر کسی پوشیده و پنهان نیست. یکتایی ذات واجب الوجود یکی از مهم ترین مسائل در این رابطه است. ازجمله مهم ترین شبهات پیرامون توحید واجب الوجود، شبهه ابن کمونه است. با توجه به انکار مهم ترین اصل از اصول دین مبین اسلام و تاکید بعضی از شارحین فلسفه ابن سینا، بر اهمیت پاسخ گویی به شبهه ابن کمونه، می افزاید. در شبهه مذکور، دلیل نفی ترکیب حکما که وجوب وجود را ذاتی واجب تعالی می داند، مورد خدشه قرار داده و وجوب وجودی که از نظر فلاسفه، «ذاتی» واجب الوجود در نظر گرفته شده را وصفی «عرضی» می پندارد. هدف پژوهش حاضر پرداختن به شبهه ابن کمونه و بررسی آن در چهارچوب اندیشه «ابن سینا» است. بنابراین پژوهش حاضر با تکیه بر مبانی فلسفی «ابن سینا» ازجمله؛ بساطت واجب الوجود، الواجب ماهیته انیته، اشتراک مفهوم وجود در معنا، و بررسی تاریخی این شبهه و رهگیری آن حتی در روایات از ائمه معصومین علیهم السلام و زمان قدیم (فلاسفه یونان)، در صدد پاسخ به شبهه مذکور با روش تحلیلی - توصیفی است. بنابراین با توجه به قدمت این شبهه، به نظر می رسد مبانی و ادله ابن سینا قابلیت پاسخ گویی به شبهه ابن کمونه را داراست.
۷.

همگرایی معرفت شناختی پست مدرنیسم و عرفان اسلامی در نقد عقلانیت مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: همگرایی معرفت شناختی نظریه مطابقت تجلی حکمت الهی معرفت حضوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۰
این پژوهش با هدف تبیین همگرایی معرفت شناختی پست مدرنیسم و عرفان اسلامی در نقد عقلانیت کلاسیک، به این پرسش اصلی پاسخ می دهد که «چگونه این دو پارادایم، به رغم تفاوت های غایی، در نقد عقلانیت مدرن همسویند و این همگرایی چگونه می تواند به ارائه مدلی معرفتی فراتر از نظریه مطابقت بینجامد؟» با تحلیل مضامینی چون معرفت به مثابه کشف در عرفان اسلامی و نقد نظریه بازنمایی، نشان داده می شود که هر دو سنت: ۱. عقلانیت کلاسیک را به دلیل ادعای احاطه بر واقعیت نامتناهی به چالش می کشند؛ ۲. زبان و عقل را در تبیین کامل حقیقت ناتوان می دانند؛ به نحوی که معرفت را هر دو گفتمان فراتر از رابطه ساده ذهن-واقعیت تصویر می کنند. با این حال، این همگرایی در نقد، به نتایج متفاوتی می انجامد و در حالی که پست مدرنیسم به نسبی گرایی معرفتی سوق می یابد؛ عرفان اسلامی با تکیه بر تجلی حکمت الهی، الگویی سه بعدی مبتنی بر سلب (نقد عقل ابزاری)؛ شهود (معرفت حضوری)؛ و عمل (تقوا به عنوان بستر معرفت) را پیشنهاد می دهد. پژوهش حاضر با به کارگیری روش تحلیل تطبیقی متون (شامل قرآن، روایات اسلامی و متون کلیدی پست مدرن)، مضامینی چون معرفت به مثابه تجلی و نقد نظریه بازنمایی استدلال می کند که این مدل ترکیبی می تواند هم از محدودیت های نظریه مطابقت بگریزد و هم از نیهیلیسم پست مدرنی. یافته ها حاکی از آن است که «معرفت» در این چهارچوب، نه بازنمایی ایستا، بلکه فرآیندی پویا در مواجهه با امر متعالی است.
۸.

از حسن و قبح عقلی تا زاگزبسکی: استقلال شناختی اخلاق و پیامدهای آن

کلیدواژه‌ها: استقلال شناختی اخلاق حسن و قبح عقلی لیندا زاگزبسکی کلام امامیه معتزله گفت وگوی ادیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
این پژوهش به بررسی این پرسش اساسی می پردازد که آیا می توان میان نظریه «استقلال شناختی اخلاق از دین» در فلسفه اخلاق معاصر غرب (با محوریت آرای لیندا زاگزبسکی) و نظریه «حسن و قبح عقلی» در کلام امامیه و معتزله همگرایی معناداری یافت؟ همچنین، پیامدهای این همگرایی برای جهان شمولی اخلاق و امکان گفت وگوی بین ادیانی مورد تحلیل قرار می گیرد. روش تحقیق به کار گرفته شده در این مطالعه، روش تطبیقی-تحلیلی با رویکرد کیفی-انتقادی است. داده های پژوهش از طریق مطالعه عمیق آثار زاگزبسکی در فلسفه اخلاق غربی و متون پایه ای کلام امامیه و معتزله گردآوری شده اند. تحلیل داده ها در سه سطح صورت گرفته است:۱. سطح مفهومی (مقایسه مفاهیم پایه مانند «حسن و قبح عقلی» و «استقلال شناختی»)؛۲. سطح نظری (بررسی ادله هر دو طرف)؛۳. سطح پیامدی (تحلیل دلالت های بین فرهنگی و امکان سنجی گفت وگوی ادیان).یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو دیدگاه، علی رغم تفاوت های زمینه ای، به توانایی مستقل عقل در شناخت ارزش های اخلاقی باور دارند. این همگرایی محوری، پیامدهای مهمی در پی دارد: نخست آنکه اخلاق را به مثابه زبان مشترک بین انسان ها و ادیان مطرح می سازد؛ دوم آنکه ادعاهای نسبی گرایی اخلاقی را به چالش می کشد؛ و سوم آنکه امکان تأسیس «چارچوب عقلانیت اخلاقی فرافرهنگی» را به عنوان مبنایی برای مطالعات بین ادیانی و فلسفه تطبیقی فراهم می آورد. این پژوهش مسیر را برای تحقیقات آتی در حوزه های اخلاق مقایسه ای، الهیات گفت وگو و فلسفه تطبیقی هموار می سازد و نشان می دهد که چگونه می توان از میراث فکری متفاوت برای حل چالش های مشترک بشری بهره جست.
۹.

پیامد ذهن شناسی کانت با تکیه بر نظریه مطابقت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کانت صدق انقلاب کپرنیکی ذهن نظریه مطابقت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۵
در عصر جدید پرداختن به مسائل معرفت شناسی در کانون توجه قرارداشت. برای کانت نیز معرفت شناسی دغدغه اصلی بود اما تمایز کانت در پرداختن به مسائل معرفت شناختی نسبت به گذشتگان در این نکته قرار دارد که او قبل از ارائه نظریه معرفتی خود، شناخت ذهن و ساختار عملکرد آن را در الویت قرار می دهد. آنچه کانت را درباره ذهن و شناخت آن متمایز می سازد نظریه ای است که از آن به عنوان انقلاب کپرنیکی یاد می شود. بر اساس این نظریه جای ذهن و عین عوض می شود و ذهن به عنوان عامل معرفت، بر روی عین تاثیر می گذارد. مساله محوری پژوهش حاضر، پرداختن به این چالش است که آیا کانت بواسطه انقلاب کپرنیکی خود در ذهن شناسی در چهارچوب فضای معرفتی عصر مدرن که به دنبال نشان دادن ساز و کار امکان معرفت با تکیه بر «باور صادق موجه» بودند چه خدمتی به این دغدغه محوری عصر جدید نموده است. در این پژوهش هدف، بررسی مساله یاد شده با روش توصیفی – تحلیلی است. نویسنده با رویکرد انتقادی و با محور قرار دادن آثار کانت به این نتیجه رسیده است که ذهن شناسی کانت به دغدغه معرفتی عصر جدید و امکان معرفت بر اساس نظریه مطابقت که از عصر افلاطون تا قرن بیستم در معرفت شناسی رایج بوده است خدمتی نکرده است و بلکه دچار نوعی ناسازگاری درونی می گردد و از جهتی منجر به دست کشیدن از میل ذاتی انسان در شوق به دانستن و نادیده انگاشتن آن می گردد.
۱۰.

تحلیل هستی شناختی پیرامون تمایز فهم و معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معرفت فهم معرفت شناسی هستی شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۰
از زمان افلاطون و ارسطو، تلاش هایی درباره امکان معرفت و بیان چیستی آن در مقابل منکران امکان کسب معرفت آغاز شده بود. مسأله محوری در این رابطه، یافتن عناصر سازنده معرفت بود و تصویر سنتی درباره چیستی آن با توجه به ریشه افلاطونی آن بیان می کند که معرفت عبارت است از «باور صادق موجه». در حالی که از یونان باستان تا قرن بیستم تصویر یاد شده درباره چیستی معرفت در معرفت شناسی فلسفه غرب رایج بود، اما برخی نیز در برابر واژه «معرفت» به واژه «فهم» توجه نموده و معرفت را برای پاسخ به ظرفیت و توان مندی های شناختی انسان ناکافی در نظر گرفتند و به جای آن بر فهم تأکید نمودند. هدف پژوهش حاضر پرداختن به تمایز فهم و معرفت به عنوان دو ظرفیت متفاوت در پاسخ گویی به ظرفیت و کنجکاوی های شناختی انسان است. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و با رویکرد انتقادی انجام گردیده و نتیجه به دست آمده نشان می دهد که فهم نه مساوی با معرفت است و نه قسمی از آن. نویسنده تلاش می کند، تا با تکیه بر خصیصه هستی شناختی استدلال نماید که فهم در مغایرت با معرفت که انتقال پذیر است، انتقال ناپذیر است.
۱۱.

سازگاری نسبیت گروی توصیفی با واقع گرایی فرا اخلاقی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: نسبیت گروی توصیفی فرهنگ واقع گرایی اخلاقی شکاکیت اخلاقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۶۵
نظریه های مختلفی، نظریه عینیت احکام اخلاقی را مورد چالش قرار می دهد و یکی از این نظریه ها، نظریه شکاکیت اخلاقی است. مدافعان این نظریه با تکیه بر قرائن و دلایل مختلف، تلاش می کنند تا شکاکیت اخلاقی را توجیه نمایند. از عمده ترین دلایل شکاکان اخلاقی، تمسک به نسبیت گرویِ توصیفی است. مطابق این نظریه، فرهنگ جوامع مختلف شامل عناصر متفاوت از جمله احکام اخلاقی متفاوتی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی این مسئله است که آیا نسبیت گروی توصیفی، به شکاکیت اخلاقی منجر می شود؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی تلاش نموده تا نشان دهد که استدلال مبتنی بر نسبیت گروی توصیفی در استنباط شکاکیت اخلاقی و نفی عینیت احکام اخلاقی، صرف نظر از نقص و ضعف منطقی آن، قادر نیست تصویر واقعی از فرهنگ جوامع مختلف بشری ترسیم نماید. برای این هدف، نخست، استدلال شکاکان اخلاقی به صورت شرطیِ رفع تالی بیان و سپس از طریق نقد در مقدمه دوم استدلال، پاسخ این نظریه بیان خواهد شد. با نظر به بررسی دقیق درباره تفاوت های فرهنگی، نتیجه پژوهش نشان داد که شکاکیت اخلاقی نمی تواند بر نسبیت گروی توصیفی مبتنی گردد و واقع گرایی اخلاقی و نسبیت گروی توصیفی با یکدیگر سازگار و قابل جمع هستند. پیامد مهلک شکاکیت اخلاقی بر زندگی بشر، ضرورت بررسی آن را اجتناب ناپذیر می سازد.
۱۲.

تقریری نوین از گستره قدرت الهی با رویکرود هستی شناختی در آموزه های صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صحیفه امام سجاد قدرت الهی هستی شناسی کران ناپذیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۹۲
 بحث درباره خداوند و صفات او نزد فیلسوفان و متکلمین، همواره از دغدغه های محوری محسوب می شود. مباحث پیرامون صفات الهی، به معنای صفات و اثبات آن برای خداوند و نیز بیان برخی شبهات مرتبط، به ویژه درباره گستره قدرت الهی، ناظر است. هدف پژوهش حاضر پرداختن به صفت قدرت الهی است. پرسش اصلی عبارت است از این که آیا می توان از تقریر کران ناپذیری قدرت الهی مطابق مستندات صحیفه سجادیه دفاع نمود؟ در این پژوهش، تلاش شد تصویری از قدرت الهی و به دنبال آن تصویری که از نظام هستی از گفتمان مناجات گونه امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه می توان استنباط کرد، بیان شود. در این رابطه استدلال این پژوهش بر دو تحلیل زبانی و تحلیل فلسفی مبتنی است. حاصل تحلیل زبانی و فلسفی برخی از مستندات ارائه شده از فقرات صحیفه سجادیه، تصویری کران ناپذیر از قدرت الهی است. از این رو، نتیجه پژوهش حاضر بیان کننده بازخوانی معنایی از گستره قدت الهی است که در این بازخوانی، گستره قدرت الهی به عنوان کران ناپذیری خداوند در فعل تعیین می شود. روش پژوهش در مقاله حاضر توصیفی- تحلیلی است و محققان با مراجعه به صحیفه سجادیه، مسئله مورد پژوهش در این تحقیق را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده اند.
۱۳.

استقلال معرفت شناختی و وابستگی هستی شناختی اخلاق نسبت به دین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اخلاق دین هستی شناختی معرفت شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۲۰۵
به طور سنتی اعتقاد بر این بود که اخلاق بر دین مبتنی است و بدون دین، اخلاق وجود ندارد. با گسترش انتقادات بر ضد دین در عصر جدید و ظهور نظریه های مختلف پیرامون منشاء دین که به دنبال خاستگاه انسانی برای دین بودند تلاش برای یافتن اخلاق بدون دین نیز رشد یافته است. مدافعان نظریه استقلال اخلاق از دین انتقادات قابل تاملی را مطرح می سازند به نحوی که نظریه ابتناء اخلاق بر دین را به چالش می کشاند. هدف پژوهش حاضر پرداختن به مساله نسبت میان اخلاق و دین است. مساله ای که در این رابطه در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار می گیرد این است که اخلاق چه نوع استقلالی می تواند نسبت به دین داشته باشد. نویسنده ضمن قابل قبول دانستن مهمترین چالشی که پیروان نظریه استقلال اخلاق از دین مطرح می نمایند با تمسک به نظریه اخلاق دو قطبی نسبت میان اخلاق و دین را تبیین می کند. بر اساس این نظریه دو جنبه معرفت شناختی و روان شناختی را باید در مورد اخلاق تمایز نهاد. در حالی که جنبه معرفت شناختی اخلاق از دین استقلال دارد جنبه روان شناختی بر دین مبتنی است. با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و مفروض گرفتن عینیت ارزش های اخلاقی مقاله پیش رو به این نتیجه خواهد رسید که ارزش های اخلاقی در حالی که از دین استقلال دارند ؛ اما از جهتی متفاوت بر دین مبتنی هستند.
۱۴.

وجود ذهنی و تطابق آن با وجود عینی از منظر ابن سینا(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: ذهن وجود ذهنی وجود عینی ابن سینا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۳ تعداد دانلود : ۴۵۰
ذهن شناسی فلسفی یکی از مباحث بسیار مهم در معرفت شناسی فلسفی است که می توان گفت نسبت به مسائل دیگر این علم تقدم دارد؛ چراکه تا مسئله ذهن و وجود ذهنی و مطابقت ذهن و عین دقیق بیان نشود، در باب ارزش ادراک و علم و معلومات نتیجه ای سودمند به دست نمی آید و تا زمانی که درباره ارزش معلومات یقین حاصل نشود، بحث از مسائل دیگر فلسفه و حتی دیگر علوم، سودمند و یقین آور نخواهد بود. بنابراین بحث درباره ذهن شناسی و به تبع آن وجود ذهنی و بررسی نقش معرفتی آن اهمیت ویژه ای دارد. نظر ابن سینا، فیلسوف بزرگ اسلامی، در باب ذهن شناسی می تواند ما را از منشأ بسیاری از اختلافات در مسئله ارزش علم و معلومات آگاه گرداند. پژوهش حاضر با بررسی توصیفی تحلیلی نظریه ابن سینا و بازخوانی ادله او در اثبات وجود ذهنی و تطبیق آن با وجود عینی قصد دارد به توجیه اختلافات بیرونی حول علم و معلومات از دیدگاه او بپردازد.
۱۵.

انسداد معرفتی در نظریه معرفتی کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کانت شکاکیت معرفت نومن و فنومن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۰ تعداد دانلود : ۲۱۲
از زمان یونان باستان تاکنون مساله معرفت یکی از دغدغه های محوری در فلسفه محسوب می شود. در عصر مدرن نیز این دغدغه با تاکید بیشتری مورد توجه قرار گرفته است. از جمله فیلسوفان مهم در عصر مدرن کانت است که با اراِئه نظام معرفتی خود در کنار عقل گرایی و تجربه گرایی رایج در عصر جدید تلاش نمود تا امکان تحصیل معرفت را نشان بدهد. هدف مقاله حاضر تلاش برای نشان دادن این مساله است که آیا نظام معرفتی کانت در دفاع و بیان امکان تحصیل معرفت چه اندازه موفق بوده است. نویسنده با تکیه بر آراء کانت بویژه اثر مهم او "نقد عقل محض" استدلال خواهد نمود که نظام معرفتی کانت علی رغم نشان دادن امکان دستیابی معرفت به نحوی دچار نوعی انسداد معرفتی و شکاکیت به معنای خاص شده است. به نظر می آید انقلاب کوپرنیکی کانت که در آن رابطه ذهن و عین به طرز متفاوتی نسبت به گذشتگان بیان می شود و نیز مطرح نمودن عالم نومن و فنومن سبب می شود تا نظام معرفتی کانت به نوعی به بن بست و شکاکیت معرفتی دچار شود.
۱۶.

هستی شناسی «کلمه» در قرآن و نقد تفسیرهای غیر اسلامی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قرآن کلمه عیسی (ع) لوگوس فیلون اناجیل هم نوا انجیل یوحنا

تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۰۳
در انجیل یوحنا و قرآن و نیز برخی متون دینی یهودیت، مسیحیت و اسلام، از عیسی(ع) به «کلمه» تعبیر شد. اگر «کلمه» را تعبیر دیگری از «لوگوس» بدانیم، آن گاه می توان حکم داد که در سپهر ادبیات دینی-فلسفی یهودی و مسیحی، دستِ کم با سه تلقی از این تعبیر مواجه هستیم: کلمه نه به مثابه مخلوق و نه به مثابه نامخلوق(ابزار خدا)، کلمه به معنای مخلوق(پسر خدا)، کلمه به معنای خدا(خدای پسر). تلقی اول را می توان در آراء فیلون یهودی، تلقی دوم را در اناجیل هم نوا و تلقی سوم را در اولین فرازهای انجیل یوحنا پی جویی نمود. این که از حیث هستی شناختی، این تلقی ها تا چه میزان متأثر از مفهوم لوگوس در ادبیات فلسفی دینی یونانی است و یا فیلون چه تاثیراتی بر یوحنا و آباء کلیسا داشته از عهده این پژوهش بیرون است؛ اما قرآن کریم در سپهر مفهوم شناختی و وجودشناختی خود، مراد مشخصی از کاربُرد «کلمه» دارد. آیه های 39 و 42 آل عمران، 171 نساء و نیز 34 مریم و 12 تحریم در قرآن درباره اطلاق «کلمه» بر عیسی (ع) سخن به میان آورده اند. اکنون سه پرسش مطرح است: مقصود قرآن از «کلمه» چیست؟ چرا قرآن در میان پیامبران، «کلمه» فقط بر عیسی(ع) اطلاق شد؟ منظور قرآن تا چه میزان منطبق با برخی تفسیرهای یهودی و مسیحی است؟ تتبع در اقوال کلامی مفسران قرآن و نیز توجه به هستی شناسیِ قرآنیِ «کلمه»، اشعار به جنبه مخلوقیت عیسی(ع) و تعریض به عقایدی دارد که در آن، عیسی (ع) پسر خدا(فیلون و اناجیل هم نوا)، خدای پسر(انجیل یوحنا) غیرِمخلوق و غیرِجسمانی و مواردی از این دست، معرفی شد.
۱۷.

تأملی بر هویت فلسفه به مثابه حکمت در رساله الجمع بین رأیی الحکیمین فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فارابی رساله الجمع هویت فلسفه حکمت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۰ تعداد دانلود : ۳۷۴
اگرچه فارابی در رساله الجمع همان موضوع مشهور موجود به ما هو موجود را برای فلسفه ذکر می کند و توضیح می دهد که دایرة شمول موضوع فلسفه همة موجودات اند و در واقع ماهیت یونانی- ارسطوئی برای فلسفه قائل می شود لکن با توجه به اوصاف و ویژگی هایی که وی در این رساله برای فلسفه بیان می کند، می توان چنین دریافت که او در این رساله برای معرفی فلسفه، مفهوم قرآنی حکمت را در نظر داشته است. به زعم ما فارابی ماهیت فلسفه را علم به موجود به ماهو موجود دانسته لکن هویتی که برای این دانش در این رساله ترسیم کرده است، چیزی شبیه به مفهوم دینی حکمت موجود در کتاب مقدس مسلمانان است و در معنایی گسترده تر الگویی که فارابی در این رساله برای هویت فلسفه در جهان اسلام ارائه می دهد ماهیتی یونانی- ارسطوئی با هویتی دینی است با اوصاف مذکور در قرآن، اوصافی همانند اتقان، عدم اختلاف، نبود خلل و سستی در احکام آن و مطابقت با متن واقع که از لسان مردان الهی بیان می شود و هدایت بخش و درخور پیروی است.
۱۸.

Pragmatic language in understanding the Holy Quran(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: pragmatic language Religious Language Quran text-based communication

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۷ تعداد دانلود : ۲۷۱
In the twentieth century language has become the most important philosophical issue. In the field of religious studies, one of the important issues is the issue of language too, and the language of religion and the way of understanding religious texts have become an important concern for religious scholars. The question that what is the nature of language used by God Almighty for expressing his meaning and purpose, is one of the most important issues in religious language controversies. As God in religious texts, including in the Holy Qur'an, has established a text-based communication with humans, does the Holy Quran, before responding to other human needs that are essential to his salvation, address this fundamental question about the nature of the language that has been used in this text-based communication? The importance of this question is that the methodology provides an understanding of the Qur'an. In this research, the author tries to provide a positive response to the fundamental question, expressing that the language of the Quran is a pragmatic language. In this regard, in order to defend the pragmatic language of the Qur'an, the author first describes the characteristics of the language suitable for the Qur'an and then shows that the pragmatic language has the features of the proper language for the Qur'an and is used in the Qur'an. The result of this study is that the language of the Qur'an is an existential and natural language.
۱۹.

تحلیل شهودی هستی و استنباط وجود واجب نزد ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابن سینا صدیقین خدا شهودگرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۰ تعداد دانلود : ۳۰۸
شیوه های کسب معرفت خدا همواره از دغدغه های فیلسوفان بوده است. در فلسفه اسلامی ابن سینا در آثار خود معرفت خداوند را مورد بررسی قرار می دهد و بخصوص در کتاب اشارات شیوه متفاوتی را در باره معرفت خداوند ارائه می نماید به نحوی که خود در نمط چهارم فصل بیست و نهم بدان عنوان صدیقین می دهد. هدف پژوهش حاضر دفاع از شیوه صدیقین سینوی است که به اشتباه به برهان صدیقین معروف گشته است. پرسشی که در این پژوهش بدان پاسخ داده می شود این است آیا  روش جدیدی را که ابن سینا درباره معرفت واجب  در کتاب الاشارات و التنبیهات معرفی نموده است از خطای استنباط مصداق از مفهوم رنج می برد؟ در این رابطه نویسنده با تکیه بر آثار ابن سینا ضمن ارائه تقریری شهودگرایانه نشان خواهد داد که ابن سینا در تحلیل شهودی هستی ، وجود واجب را به عنوان نتیجه تحلیل خود  نشان می دهد و در این طریق او دچار خطای استنباط مصداق شئ از مفهوم ، نمی گردد. همچنین آشکار می گردد که  ابن سینا در تحلیل شهودی خود بی واسطه و بدون نیاز به مقدمات معرفت هستی واجب را نشان می دهد. نتیجه و دستاورد پژوهش حاضر، این است که ارزش فلسفی شیوه ای – شیوه صدیقین -که ابن سینا در کتاب اشارات در رابطه با معرفت واجب ارائه نموده است درقالب تفکر فلسفی که با تکیه بر مفاهیم نظری مدعیات ،  مورد تحلیل قرار داده می شود شیوه ای معتبر است. و در چهارچوب مفاهیم نظری گامی موفق و رو به جلو بوده است.
۲۰.

هارون یحیی و مستندات قرآنی بر ضد نظریه تکامل

کلیدواژه‌ها: تکامل داروین هارون یحیی قرآن تکامل گرا آفرینش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۷ تعداد دانلود : ۳۵۱
در مرکز نزاع علم و دین نظریه تکامل انواع قرار دارد. با شروع این قبیل نزاع ها عده ای در برقراری سازش و آشتی بین نظریات علمی و باورهای دینی تلاش نمودند. در جهان اسلام نیز بعد از پی بردن به خطرات فکری نظریه تکامل گروهی در آشتی دادن آن با آیات قرآن کریم تلاش نمودند که نتیجه چنین تلاش هایی تبدیل نظریه تکامل به تکامل گرایی الهی است. با توجه به ارتباط مستقیم این نظریه در مورد آفرینش انسان که از آموزه های مهم قرآنی است مفسران و اندیشمندان قرآنی همواره در مورد نظریه تکامل تلاش های در خور توجه انجام داده اند. در این میان عده ای با نظریه تکامل با تکیه برآیات قرآنی به شدت مخالفت نمودند. در این مقاله نظریه هارون یحیی به عنوان یکی از مخالفان سر سخت نظریه تکامل که در کتاب "دلایل تعارض داروینیسم با قرآن" طرح نموده است مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت. هارون یحیی به شدت به تعارض نظریه تکامل انواع با آیات قرآن اعتقاد دارد. نویسنده تلاش می-کند تا دیدگاه هارون یحیی را با تکیه بر کتاب مذکور و مراجعه به منابع تفسیری مورد دفاع و تبیین قرار دهد. نتیجه پژوهش بیان می کند که متکلمان در دفاع و تبیین از مقام خالقیت خداوند نسبت به انسان با مشاهده نظریه های علمی همانند نظریه تکامل ضروری نیست تا به دنبال هماهنگ سازی اصول عقاید دینی با نظریه علمی مفروض نمایند چرا که با تامل در مبانی نظری آن نظریه چه بسا ناسازگاری های ذاتی در اصل آن نظریه علمی بتوان نشان داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان