مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۱٬۰۶۱ تا ۷۱٬۰۸۰ مورد از کل ۵۵۳٬۰۷۱ مورد.
منبع:
تازه های علوم شناختی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۱)
98 - 110
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نوجوانی یک دوره حساس تکاملی برای فرآیندهای رشد عصبی است. قرار گرفتن در معرض مواد افیونی در نوجوانی می تواند توانایی های شناختی را از طریق تغییرات پایدار در ساختار و عملکرد مغز تحت تاثیر قرار دهد. مطالعه حاضر به منظور تکمیل نتایج مطالعات قبلی (مواجهه مزمن و تحت مزمن با مرفین نوجوانی) با ارزیابی اثرات قرار گرفتن حاد در معرض مرفین در دوره نوجوانی بر فعالیت حرکتی و رفتار شبه اضطرابی در موش های صحرایی طراحی شد.
روش کار: موش های صحرایی نر نوجوان نژاد ویستار به دو گروه دریافت کننده مرفین و سالین تقسیم شدند. حیوانات گروه مرفین در روز 31 پس از تولد، 2/5 میلی گرم بر کیلوگرم مرفین دو بار دریافت کردند. بعد از یک هفته از تزریق مرفین آزمون های رفتاری میدان باز (Open field test) و ماز بعلاوه مرتفع(Elevated plus maze) در طی چهار هفته در روزهای مشخصی تا دوره بزرگسالی بر روی حیوانات انجام شد.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد تفاوت معنا داری در فعالیت حرکتی حیوانات بین گروه های سالین و مرفین وجود ندارد. همچنین مواجهه حاد با مرفین در دوره نوجوانی منجر شد تا پروفایل رفتاری ضد اضطرابی تا هفته اول بعد از تزریق مرفین مشاهده شود و این اثرات تا بزرگسالی ماندگار نبودند.
نتیجه گیری: بلوغ سیستم عصبی می تواند تحت تأثیر سوء مصرف مواد در دوران رشد نوجوانی قرار گیرد و این اثرات ممکن است منجر به تغییرات رفتاری کوتاه مدت شود. مواجهه حاد با مرفین در دوره نوجوانی، اثرات ماندگاری بر تغییر مشخصات رفتاری شبه اضطرابی تا بزرگسالی نداشت.
محرک ها و پیامدهای تورش رفتاری و راهبرد های به کارگیری کاهش اثرات تورش در سرمایه گذاران نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و بودجه سال ۲۸ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۶۳)
141 - 164
حوزههای تخصصی:
بی نظمی بازار و رفتار غیرمنطقی سرمایه گذاران، نوسانات بازار سهام را تشدید می کند. این پژوهش با هدف شناسایی محرک ها و پیامدهای تورش رفتاری و راهبرد های به کارگیری کاهش اثرات تورش های رفتاری در سرمایه گذاران نهادی با روش پژوهش همبستگی انجام گرفته است. شواهد گردآوری شده از نمونه آماری احتمالی به تعداد 607 سرمایه گذار حقوقی نشان داده است که افزایش علل و بسترهای سوگیری (عوامل اجتماعی، دانش و تجربه، بازار، و روان شناختی) به افزایش تورش های رفتاری و به کارگیری راهبرد کاهش تورش های رفتاری در تصمیم گیری سرمایه گذاران منجر می شود . همچنین، راهبرد کاهش تورش های رفتاری تحت تاثیر تورش های رفتاری، عوامل زمینه ای، و عوامل مداخله گر قرار دارد. در نهایت، موفقیت سرمایه گذاران به صورت معنادار تحت تاثیر راهبرد کاهش تورش رفتاری، علل تورش های رفتاری، و تورش های رفتاری است. شواهد نشان داده است که الگوی بررسی شده از اعتبار پیش بینی برخوردار است و سرمایه گذاران نهادی می توانند با درک تاثیر عوامل رفتاری بر تصمیمات سرمایه گذاران از این مطالعه بهره مند شوند.
مقایسه اثربخشی آموزش بخشایش و آموزش ذهن آگاهی برمهارت ارتباطی افراد دارای اختلال سوءمصرف مواد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی آموزش بخشایش و آموزش ذهن آگاهی بر مهارت ارتباطی در افراد دارای اختلال سوءمصرف مواد بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل ناهمسان می باشد. جامعه آماری شامل تمام افراد مصرف کننده مواد مراجعه کننده به تنها کمپ ترک اعتیادشهرستان زابل بود تعداد 45 نفر از افراد ساکن که نمره آنان در پرسشنامه مهارت ارتباطی 5/1 واحد انحراف معیار بالاتر از میانگین بود شناسایی و به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایابی شدند. گروه آزمایش اول، آموزش بخشایش12 جلسه و گروه آزمایش دوم، آموزش ذهن آگاهی 8 جلسه دریافت کردند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه مهارت ارتباطی کویین دام (2004) گردآوری شد. و با استفاده از روش تحلیل واریانس با طرح اندازه گیری مکرر(طرح آمیخته ساده) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش بخشایش و آموزش ذهن آگاهی بر مهارت ارتباطی افراد دارای اختلال سوءمصرف مواد تأثیر مثبت دارند. از طرف دیگر بین اثربخشی آموزش بخشایش و آموزش ذهن آگاهی بر مهارت ارتباطی افراد دارای اختلال سوءمصرف مواد تفاوت وجود دارد و اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بیشتر از آموزش بخشایش است. با توجه به اثربخشی دو روش آموزش بخشایش و ذهن آگاهی می توان از این روش برای افزایش مهارت ارتباطی افراد دارای سوءمصرف مواد استفاده کرد
آسیب شناسی خط مشی های نخبگانی: واکاوی موانع جذب استعدادهای برتر در بخش دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره ۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
149 - 176
حوزههای تخصصی:
استفاده از سرمایه انسانی باکیفیت در بخش عمومی، در کانون توجه خط مشی های ملی بسیاری از کشورها قرار دارد. آیین نامه جذب و نگهداری سرمایه انسانی استعداد برتر، یکی از خط مشی هایی است که توسط هیئت وزیران تصویب شده، تا مسیر ویژه ای برای شناسایی و جذب مستعدین در دستگاه های اجرایی و حاکمیتی ایجاد کند. در اجرایی شدن این مهم، چالش هایی وجود دارد. هدف این پژوهش، شناسایی موانع جذب استعدادهای برتر در این دستگاه های حاکمیتی است. داده های این پژوهش کیفی، مستخرج از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 17 نفر از صاحبنظران در 5 دستگاه حاکمیتی که به طریقی با استعدادهای برتر ارتباط دارند استخراج شده است. از روش تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل مصاحبه ها استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد «چالش تعریف و شناسایی نخبه»، «عدم آسیب شناسی و نیازسنجی پیش از نخبه گزینی»، «فقدان سازوکارهای مناسب جذب»، «فرایندهای طولانی به کارگیری نخبگان»، «معیارهای نامناسب جذب نخبگان» و «نادیده گرفتن نیازهای مادی/غیرمادی نخبگان» از جمله مهم ترین موانع جذب استعدادهای برتر در دستگاه های حاکمیتی است. شناسایی درست این چالش ها، به اتخاذ تصمیم های صحیح و مناسب کمک می کند.
ارزیابی نقاط ضعف و راهکارهای بهبود بودجه ریزی شرکتی: مروری نظام مند بر ادبیات علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر دنیای کسب و کار با عدم قطعیت بسیاری مواجه است و این موضوع، ضرورت بودجه ریزی در شرکت ها را دوچندان کرده است. به گونه ای که در چند سال اخیر، پژوهش های مختلفی در این زمینه انجام شده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر این است که به ارزیابی و تفسیر پژوهش های مذکور بپردازد و پاسخی برای این سه پرسش بیابد که در ادبیات علمی «چه نقاط ضعفی برای بودجه ریزی در شرکت ها عنوان شده است؟ موانع بهبود بودجه ریزی در شرکت ها کدام است؟ و چه راهکارها یا مدل هایی به منظور رفع نقاط ضعف بودجه ریزی در شرکت ها مطرح شده است؟» به همین منظور، با استفاده از مرور نظام مند ادبیات و به کمک پروتکل پریزما، به جستجوی مقاله های منتشر شده در این زمینه پرداخته شد و پس از غربالگری آنها بر مبنای معیارهای احراز شرایط، در نهایت 32 مقاله به عنوان مقاله های مرتبط با هدف و سوال های پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. به منظور ارزیابی کیفیت داده ها و نتایج پژوهش و دستیابی به معیارهای قابلیت اعتماد ضمن استفاده از پایگاه های اطلاعاتی معتبر و بکارگیری یک فرایند نظام مند در مرور ادبیات، منابع ورودی پژوهش به دو نفر از خبرگان نیز ارائه گردید و علاوه بر آن تلاش شد تا توصیف غنی از فرایند اجرایی پژوهش ارائه شود. در ادامه با تجزیه و تحلیل متن مقاله های منتخب، نسبت به استخراج 9 مورد نقطه ضعف، 6 مانع بهبود و 20 راهکار بهبود اقدام گردید و در پایان با در نظر گرفتن خلأ نظری پژوهش های موجود، پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی ارائه شد.
طراحی و اعتبارسنجی مدل ارتباطات بلندمدت خریدار-فروشنده در منطقه های آزاد تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۱)
161 - 182
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل ارتباطات بلندمدت خریدار-فروشنده در منطقه های آزاد تجاری انجام شده است. این مطالعه از منظر هدف یک پژوهش کاربردی-توسعه ای و از منظر روش گردآوری داده ها یک پژوهش پیمایش مقطعی است. برای دستیابی به هدف از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده شده است. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل 17 نفر از خبرگان و مدیران عالی منطقه های آزاد تجاری و استادان بازاریابی است. نمونه گیری در بخش کیفی با روش هدفمند انجام شده و تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافته است. در بخش کمّی نیز از دیدگاه 288 نفر از کارشناسان منطقه های آزاد تجاری استفاده شده است. حجم نمونه با روش اندازه اثر و توان آزمون تعیین و برای نمونه گیری از روش خوشه ای-تصادفی بهره گرفته شده است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته است. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون با نرم افزار Maxqda، مدل سازی ساختاری-تفسیری با نرم افزار Micmac و حداقل مربعات جزئی با نرم افزار Smart PLS استفاده شده است. نتایج نشان داده است که عوامل دولتی، مدیریتی، محیطی و ساختاری بر بازاریابی رابطه ای و راهبرد بازاریابی در منطقه های آزاد تجاری تأثیر می گذارند. بازاریابی رابطه ای و راهبرد بازاریابی نیز بر مشتری گرایی، شخصی سازی روابط و هم آفرینی ارزش تأثیر می گذارد و در نهایت، به ارتباطات بلندمدت خریدار-فروشنده در منطقه های آزاد تجاری منجر می شوند.
اثر اتخاذ دیدگاه و انگیزه ها بر تردید حرفه ای حسابرسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سطح مناسبی از تردید حرفه ای برای یک حسابرسی با کیفیت بالا ضروری است، برای این منظور، پژوهش حاضر با چشم انداز بهبود تردید حرفه ای حسابرسان به بررسی اثر اتخاذ دیدگاه و انگیزه ها بر تردید حرفه ای حسابرسان هنگام حسابرسی برآوردهای پیچیده پرداخته است. این پژوهش روش های مختلفی را بررسی می کند که اتخاذ دیدگاه (مدیریت و بازرس) و انگیزه ها (فاقد انگیزه، پاداش و جریمه) برای تأثیرگذاری بر تردید حرفه ای حسابرسان ترکیب می شوند. داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه با مشارکت 234 نفر از حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی معتمد بورس اوراق بهادار تهران، از طریق نمونه گیری تصادفی جمع آوری شدند. به منظور بررسی فرضیه ها از آزمون تحلیل واریانس و نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان می دهد در غیاب انگیزه، اتخاذ دیدگاه مدیریت، سبب افزایش تردید حرفه ای حسابرسان هنگام بررسی مناسب بودن مفروضات مدیریت، می شود و اتخاذ دیدگاه بازرس، سبب افزایش تردید حرفه ای حسابرسان هنگام بررسی نیاز به جمع آوری شواهد اضافی، می شود. همچنین شواهدی بدست آمده است مبنی بر اینکه استفاده از انگیزه ها همراه با اتخاذ دیدگاه سبب افزایش تردید حرفه ای حسابرسان در موقعیت های مختلف می شود. این پژوهش ادبیات را با تغییر تمرکز از یک دیدگاه واحد به مقایسه دو رویکرد اتخاذ دیدگاه گسترش می دهد و در مورد اینکه چگونه هر یک از این رویکردها تردید حرفه ای را افزایش می دهند، بحث می کند.
الگوهای حکمرانی آموزش عالی در تجارب جهانی: مرور واقعیت ها در آینه پژوهش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
68 - 92
هدف: در قرن بیست ویک، همگام با نیازهای جدید جامعه، دانشگاه نیز بایستی به خواسته ها و انتظارات مختلف پاسخ دهد و خود را با آن ها همگام سازد. همین حرکت آگاهانه، سبب تغییر در اهداف نهاد مذکور شده است و برای رسیدن به آن، به فرآیندهای حکمرانی جدید تن می دهد. هدف این پژوهش احصاء تجربه کشورهای مختلف در حکمرانی آموزش عالی بوده و در این راستا، سعی شد تا از دل این تجارب، الگوهای غالب برای حکمرانی در آموزش عالی شناسایی گردد. روش: پژوهش حاضر مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش مطالعه اسنادی-کتابخانه ای صورت گرفت. در این راستا با بهره گیری از روش مرور روایتی، اسناد علمی در پایگاه های اطلاعاتی گوگل اسکالر، سایتس دایرکت و وایلی مورد بررسی قرار گرفت. با بررسی مطالعات علمی درباره موضوع موردنظر، 238 سند شناسایی شد. سپس 87 منبع بر اساس چکیده گزینش گردید که از این تعداد در نهایت 54 سند به صورت هدفمند و به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به روش تحلیل تفسیری مورد واکاوی قرار گرفت. یافته ها و نتیجه گیری: در نتیجه تحلیل محتوای تجارب حکمرانی در آموزش عالی چهار مقوله اصلی استخراج شد: الگو های حکمرانی دانشگاهی در تجارب جهانی (الگو های دولت محور، خودراهبری دانشگاهی و بازار محور)، عوامل موثر بر حکمرانی آموزش عالی (عوامل زمینه ساز بر شکل گیری حکمرانی دانشگاه ها، عوامل مداخله گر در حکمرانی دانشگاه ها)، نتایج و پیامدهای حکمرانی در آموزش عالی (پیامدهای فردی، محیطی، سازمانی) و دانشجویان در حکمرانی آموزش عالی (حوزه های مشارکت دانشجویان و سطوح مشارکت دانشجویان). نتایج حاصل از تحلیل پژوهش های مرورشده نشان داد که در قاره آسیا می توان شاهد حکمرانی دولت ملی بود؛ به طوری که در این قاره، الگو های بروکراتیک و سیاسی در اداره دانشگاه ها بیشتر مشهود است و لایه هایی از حمایت بازار نیز دیده می شود. در قاره اروپا به دلیل پیشگامی در این حوزه، الگوی خودراهبری جاری و ساری است. همچنین براساس بررسی مطالعات، کشورهای آفریقایی از الگوی کنترل دولت به سمت الگوی تحت نظارت دولت حرکت کرده اند.
Performance of the Iranian Currency Exchange Using Dynamic Conditional Correlation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The aim of this study was to assess the performance of the Iranian currency exchange market by analyzing the dynamic conditional correlation (DCC) between the Iranian currency exchange rate and the free market exchange rate of the US dollar in Iran. This analysis was conducted for both the same day and with a one-day lag, spanning from June 20 to October 30, 2022. The results of the study indicate that the DCC for concurrent days (denoted as dcc0) stood at 48%. Meanwhile, the DCC for the Iranian currency exchange rate with a one-day delay compared to the free market US dollar exchange rate in Iran (referred to as dcc+1) was 17%, and the DCC for the free market US dollar exchange rate with a one-day lag behind the Iranian currency exchange rate (referred to as dcc-1) was 35%.
بررسی تطبیقی رویکرد دو نشریه زبان زنان و نامه بانوان نسبت به مسایل زنان
منبع:
پژواک زنان در تاریخ سال ۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰
29-49
حوزههای تخصصی:
مطالعه نیازهای آموزشی مدیران مدارس ابتدایی البرز بر اساس شایستگی های حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
277 - 286
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی نیازهای آموزشی گروه های مختلف همواره به شناخت بهتر وضعیت موجود و داشتن چشم اندازی مناسب به آینده کمک می کند. بنابراین، هدف این پژوهش، مطالعه نیازهای آموزشی مدیران مدارس ابتدایی بر اساس شایستگی های حرفه ای بود.روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه پژوهش مدیران مدارس ابتدایی دولتی استان البرز در سال تحصیلی 97-1396 به تعداد 584 نفر (381 زن و 203 مرد) بودند. نمونه پژوهش 231 مدیر بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه نیازهای آموزشی مدیران مبتنی بر شایستگی های حرفه ای با 89 گویه بود که توسط پژوهشگران مطالعه حاضر طراحی شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون خی دو در نرم افزار SPSS-19 استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که برای نیازهای آموزشی مدیران مدارس ابتدایی بر اساس شایستگی های حرفه ای 8 عامل تخصص مدیریت، آگاهی از مهارت های معلمی، مهارت های ادراکی- انسانی، مهارت های هنری، مهارت های اخلاقی- اجتماعی، مهارت های فنی، مهارت های انگیزشی و آگاهی از استانداردهای فضای کالبدی مدارس شناسایی و بار عاملی همه گویه ها بالاتر از 40/0 بود. همچنین، بار عاملی همه عامل ها بالاتر از 50/0، میانگین واریانس استخراج شده همه عامل ها بالاتر از 60/0 و پایایی همه عامل ها با روش های آلفای کرونباخ و ترکیبی بالاتر از 80/0 و پایایی کل ابزار با روش آلفای کرونباخ 91/0 برآورد شد. علاوه بر آن، از نظر مدیران مدارس ابتدایی بین مقدار مشاهده شده و مقدار موردانتظار در هر 8 نیاز شناسایی شده (تخصص مدیریت، آگاهی از مهارت های معلمی، مهارت های ادراکی- انسانی، مهارت های هنری، مهارت های اخلاقی- اجتماعی، مهارت های فنی، مهارت های انگیزشی و آگاهی از استانداردهای فضای کالبدی مدارس) تفاوت معناداری وجود داشت (05/0P
طراحی الگو و اعتبارسنجی سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
403 - 412
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت سواد اطلاعاتی در عصر حاضر و لزوم گنجاندن آن در برنامه درسی دانش آموزان، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگو و اعتبارسنجی سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی خبرگان رشته های برنامه درسی و آموزش سواد اطلاعاتی شهر تهران در سال 1402 بودند که تعداد 16 نفر از خبرگان (طبق اصل اشباع نظری) با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. جامعه پژوهش در بخش کمّی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که 400 نفر از آنها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و تکمیل پرسشنامه محقق ساخته توسط دانش آموزان بودند که شاخص های روانسنجی آنها تایید شد. داده ها با روش های کدگذاری و تحلیل عاملی اکتشافی تحلیل شدند.یافته ها: بر اساس یافته های کدگذاری مصاحبه ها برای سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان 40 مولفه در 7 بعد شامل دسترسی و بازیابی اطلاعات، ارزیابی اطلاعات، سازماندهی و ترکیب اطلاعات، ملاحظات اخلاقی اطلاعات، ارتباطات و اشتراک گذاری اطلاعات، عوامل شناختی یادگیری سواد اطلاعاتی و عوامل انگیزشی یادگیری سواد اطلاعاتی شناسایی شد. همچنین، نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که 13 مولفه توانستند 81 درصد و هر 40 مولفه توانستند 100 درصد واریانس سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان را تبیین کنند، بار عاملی هر 40 مولفه بالاتر از 70/0 بود و سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان بر هر 7 بعد و هر بعد بر مولفه های آن اثر مستقیم و معنادار داشت (001/0P). بنابراین، الگوی طراحی شده سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان دارای اعتبار مناسبی بود.نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه جهت بهبود سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان می توان زمینه را برای تحقق ابعاد و مولفه های شناسایی شده فراهم کرد.
نسبت فطرت و اخلاق از دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۱
91 - 110
علامه طباطبایی بیش از دیگران به تبیین و تحلیل مسائل جدید فلسفه اخلاق بر اساس مبانی اسلامی پرداخته است. موضوع این نوشتار نسبت فطرت و اخلاق از دیدگاه علامه و روش پژوهش، توصیفی – تحلیلی است. بررسی دیدگاه علامه طباطبایی درخصوص تعیین خاستگاه ارزش های اخلاقی نشان می دهد که بدون اعتقاد به سرشت مشترک انسانی یا فطرت، سخن از ارزش های انسانی بی معنا و نفی فطرت اخلاقی به معنای پذیرش نسبیت ارزش ها و در واقع انکار اخلاق است. علی رغم ادعای قائلین به اخلاق مستقل از دین، سست شدن پایه باورهای دینی و نسبی گرایی کلیه معرفت های بشری دفاع معقول از ارزش های اخلاقی را ناممکن می سازد. ازنظر علامه در دو نظام اخلاقی، یعنی نظام اخلاقی یونان و نظام عام دینی، قبول قضایای پایه عقل عملی در حکم به حسن و قبح افعال امری اجتناب ناپذیر می باشد؛ اما در نظام توحیدی قرآن؛ تکیه اخلاق بر فطرت و دین آشکارتر است.
نقش سرمایه اجتماعی و قابلیت یادگیری سازمانی در دانش آفرینی به منظور ارائه الگوی متناسب با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف نقش سرمایه اجتماعی و قابلیت یادگیری سازمانی در دانش آفرینی به منظورارائه الگوی متناسب با آن صورت پذیرفت. این پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی و از جنبه روش، آمیخته بود. روش پژوهش در بخش کیفی براساس نظریه داده بنیاد و در بخش کمی از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر در بخش کیفی شامل اساتید و صاحبنظران دانشگاهی در سطح استان کرمانشاه بودند که به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 16 نفر انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند و در بخش کمی جامعه آماری شامل 4076 نفر از کارکنان دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی استان کرمانشاه بودند که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 343 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته ها نشان داد 4 عامل، شاخص های ساختاری (سیاست گذاری، اصلاح قوانین و مقررات، اصلاح فرایندها، طراحی ساختار، حاکمیت قانون، استقلال دانشگاه، حمایت های سازمانی و ارتباط دانشگاه با محیط)؛ شاخص های مدیریتی (توانمندی مدیران، مدیریت مشارکتی، ایجاد محیط کاری سالم، خلق فرصت های برابر، شایسته سالاری، پرهیز از ظاهرسازی و پاداش و ارتقای شغلی)؛ شاخص های گروهی (مشارکت اجتماعی، کار گروهی، تعامل سازنده اعضاء با یکدگیر، ارتقای کیفیت آموزش، خلق دانش، تشکل ها و انجمن های دانشگاهی و مشارکت در تصمیم گیری) و شاخص های فردی (مسوولیت پذیری، انگیزش، تخصص نیروی انسانی، اعتماد و توانمندی های مثبت شخصیتی) بر سرمایه اجتماعی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی تأثیرگذار می باشند. نتایج بخش کمی نشان داد که سرمایه اجتماعی بر دانش آفرینی (146/0 = β 017/3 = t) و قابلیت یادگیری سازمانی(706/0 = β و 572/22 = t) تأثیر دارد و قابلیت یادگیری سازمانی نیز در رابطه بین سرمایه اجتماعی با دانش آفرینی نقش میانجی دارد. با توجه به این یافته های می توان گفت در صورتی که دانشگاه ها به عوامل اصلی سرمایه اجتماعی و تقویت آن در میان کارکنان بپردازند می توان انتظار داشت قابلیت یادگیری سازمانی و دانش آفرینی در دانشگاه ها رشد محسوسی داشته باشد.
شناسایی عوامل مؤثر بر نوآوری باز مبتنی بر تعامل صنعت و دانشگاه با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سازمانها در عصر تغییر و نوآوری به دنبال دانشگاه به عنوان خاستگاه دانش و صنعت به عنوان عرصه تولید و ایجاد ارزش افزوده، از ارکان اصلی موفقیت شکل گیری نوآوری باز می باشند. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری نوآوری باز مبتنی بر تعامل صنعت و دانشگاه با رویکرد فراترکیب بوده است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی؛ از منظر گردآوری داده ها، توصیفی و از منظر رویکرد، کیفی است و با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات، اسناد و مدارک گذشته در این زمینه است که به طور کلی شامل 48 مقاله می شود. شیوه تحلیل داده ها، کدگذاری باز و با نرم افزار MAXQDAانجام شده است. یافته ها و نتایج: عوامل مؤثر بر شکل گیری نوآوری باز مبتنی بر تعامل صنعت و دانشگاه، مستخرج از پژوهش حاضر، در بر گیرنده چهار مقوله اصلی عوامل فردی، عوامل سازمانی(صنعت و دانشگاه)، عوامل مالی و عوامل محیطی است. عوامل فردی، شامل تفکر و گرایش نوآورانه، اعتقادات و باورهای ذهنی، خطرپذیری و تحمل ابهام؛ عوامل سازمانی، شامل فرهنگ نوآورانه، شبکه سازی نوآورانه، عوامل فنی/ دانشی، عوامل آموزشی- پژوهشی، عوامل ساختاری، عوامل صنعتی، منابع انسانی، عوامل ارتباطی؛ عوامل مالی، شامل تأمین منابع مالی در دانشگاه و صنعت و تأمین منابع مالی دولتی؛ عوامل محیطی، شامل محیط سیاسی و قانونی، محیط اقتصادی، محیط فرهنگی- اجتماعی، محیط فنّاورانه و محیط بین الملل می باشد.
تدوین مدل مدیریت استراتژیک هوشمند منابع انسانی: با در نظر گرفتن نقش حسابداری ارزش منابع انسانی در شهرداری ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال دوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
35 - 70
حوزههای تخصصی:
چالش اصلی که این پژوهش را ضروری ساخت، ناکارآمدی برخی رویکردهای سنتی مدیریت منابع انسانی در سازمان های بزرگ – به ویژه شهرداری ها – بود که عموماً به عدم توجه کافی به ارزش واقعی سرمایه انسانی و اتکا به شیوه های سنتی جذب، نگهداشت و توسعه نیروها منجر می شد. در واکنش به این کاستی، هدف تحقیق حاضر، بررسی نقش مدیریت استراتژیک هوشمند منابع انسانی و ارتباط آن با حسابداری ارزش منابع انسانی در شهرداری ها است. برای دستیابی به این هدف، پژوهشگران با به کارگیری رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های گردآوری شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان و نیز اسناد سازمانی را به صورت نظام مند کدگذاری کردند. در نهایت، 5 مضمون اصلی و 125 کد فرعی شناسایی شد که سه حوزه کلیدی «فناوری های پشتیبان»، «تعاملات سازمانی» و «فرآیندهای راهبردی توسعه نیروی انسانی»، به ویژه در تقویت حسابداری ارزش منابع انسانی، اهمیت ویژه ای داشت. تحلیل های نهایی حاکی از آن است که مدیریت هوشمند منابع انسانی، زمینه را برای درک عمیق تر شایستگی ها و نیازهای کارکنان شهرداری فراهم می آورد و از سوی دیگر، با تأمین داده های دقیق درباره ارزش سرمایه انسانی، زمینه را برای تصمیم گیری های مالی و سازمانی مبتنی بر شواهد فراهم می کند. همچنین روشن شد که شهرداری ها برای پیاده سازی موفق این مدل، باید از زیرساخت های دیجیتال کارآمد، همکاری بین واحدهای مختلف (منابع انسانی، مالی، فناوری اطلاعات) و فرهنگ سازمانی داده محور برخوردار باشند. مقایسه یافته های حاضر با تحقیقات پیشین نشان می دهد که وجود رویکرد تلفیقی بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و حسابداری ارزش منابع انسانی در ارتقای کارآمدی و شفافیت تصمیم گیری در شهرداری ها نقشی کلیدی ایفا می کند. در نتیجه، این مطالعه نوآوری هایی از قبیل ارائه چارچوبی یکپارچه برای ترکیب جنبه های فناورانه، مدیریتی و فرهنگی ارائه می دهد که می تواند برای مدیران اجرایی در بخش شهرداری ها بسیار راهگشا باشد.
برند سبز هوشمند: طراحی مدل قیمت گذاری سبز با رویکرد مزیت رقابتی در محیط های پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال دوم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
101 - 130
حوزههای تخصصی:
چالش محوری که انجام این پژوهش را ضروری ساخت، ناکارآمدی برخی رویکردهای سنتی در پیشبرد برندهای سبز در محیط های پیچیده بود؛ رویکردهایی که عموماً موفق به تبیین درست مزایای زیست محیطی و ایجاد تمایز واقعی برای مصرف کنندگان و ذی نفعان نمی شدند. در واکنش به این کاستی، هدف تحقیق حاضر، بررسی نقش برند سبز هوشمند و تأثیر آن بر تدوین مدل قیمت گذاری سبز به منظور دستیابی به مزیت رقابتی پایدار است. برای دستیابی به این هدف، پژوهشگران با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه بازاریابی سبز و نیز تحلیل اسناد مرتبط با پروژه های سبز را به صورت نظام مند کدگذاری کردند. در نهایت، ده مضمون اصلی و دویست و پنجاه کد فرعی شناسایی شد که سه حوزه کلیدی فناوری های هوشمند، تعاملات پایدار و درک مشتری، به ویژه در راستای ارزش آفرینی سبز و قیمت گذاری سبز، اهمیت ویژه ای داشت. تحلیل های نهایی نشان می دهد که بهره گیری از رویکردهای هوشمند و داده محور در برندسازی سبز، زمینه را برای درک عمیق تر ابعاد زیست محیطی و اقتصادی فراهم می کند و از سوی دیگر، با ایجاد شفافیت در منافع سبز و هزینه ها، تدوین سیاست های قیمت گذاری سبز را تسهیل می نماید. همچنین روشن شد که سازمان ها برای پیاده سازی موفق این مدل، باید از زیرساخت های دیجیتال کارآمد، همکاری میان واحدهای مختلف و فرهنگ سازمانی سبز برخوردار باشند. مقایسه یافته های حاضر با تحقیقات پیشین بیانگر آن است که وجود رویکرد تلفیقی بین برندسازی سبز و قیمت گذاری سبز در شکل گیری مزیت رقابتی سازگار با محیط پیچیده امروز نقشی کلیدی ایفا می کند. در نتیجه، این مطالعه نوآوری هایی همچون ارائه چارچوبی یکپارچه برای ترکیب جنبه های فناورانه، مدیریت سبز و عناصر فرهنگی ارائه می دهد که می تواند برای مدیران اجرایی، به ویژه در صنایع در حال گذار به رویکردهای سبز، بسیار راهگشا باشد.
بررسی موانع و مشکلات بانک های توسعه ای در مسیر توسعه کارآفرینی و اشتغال دانش بنیان با تأکید بر نقش بانک توسعه تعاون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیریت نوآوری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۴۶)
71 - 110
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی موانع و مشکلات بانک توسعه تعاون در مسیر توسعه کارآفرینی و اشتغال دانش بنیان پرداخته شده است. بدین منظور از روش تحقیق کیفی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده است. جامعه آماری عبارت است از همه ذی نفعان درونی و بیرونی بانک توسعه تعاون. از این میان تعداد 15 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته ها در دو دسته کلی مشکلات کارآفرینیِ دانش بنیان و راهبردهای بانک توسعه در حمایت از کارآفرینیِ دانش بنیان قرار گرفتند. متناسب با یافته های پژوهش، مشکلات کارآفرینی دانش بنیان ناشی از علمکرد داخلی بانک توسعه تعاون و عوامل خارج از این بانک یا ناشی از عملکرد داخلی شرکت های دانش بنیان هستند. یافته ها همچنین نشان داد که بانک توسعه در حمایت از کارآفرینی دانش بنیان از طریق ایجاد راهبردهایی مانند ایجاد اعتماد اجتماعی، استفاده از ظرفیت پایگاهِ داده بزرگِ بانک، ایجاد پشتوانه مالی در تولید فضای نوآوری، استفاده از روش های متعدد تأمین مالی، سرمایه گذاری مستقیم، مشاوره دهی به طرح های دانش بنیان، تعامل دوجانبه بانک با فضای کارآفرینی کشور، حمایت از سرمایه گذاری تغییرپذیر، خطرپذیر و پُر ریسک، حمایت از اجزاء اکوسیستم نوآوری و ایجاد ساختارهای جدید می تواند نقش آفرینی کند.
شناسایی شایستگی های رهبری دانشجویان: مطالعه ی کیفی
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
65 - 34
حوزههای تخصصی:
آموزش عالی با فراهم ساختن بسترها و فرصت های مناسب جهت کسب و توسعه شایستگی های رهبری دانشجویان، نقش و مؤثری در تربیت نیروی انسانی جامعه ایفا می کند. در واقع بسیاری از مؤسسات آموزش عالی، به منظور آماده سازی فارغ التحصیلان برای رهبران آینده، پرورش شایستگی های رهبری دانشجویان را مأموریت مهم آموزش عالی تلقی می کنند. از این رو شناسایی شایستگی های اساسی رهبری دانشجویی گام اساسی و بنیادین برای حرکت در مسیر توسعه حرفه ای رهبری دانشجویی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی شایستگی های رهبری دانشجویان با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام پذیرفت. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر 18 نفر از صاحب نظران حوزه رهبری و دانشجویانی که مسئولیت رهبری در تشکل ها و انجمن های علمی و دانشگاهی بر عهده داشتند بود که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختمند بود. مصاحبه ها تا اشباع نظری ادامه داشت. جهت اطمینان از اعتبار روایی داده های حاصل از مصاحبه از روش کدگذاری مجدد، دریافت بازخورد از مشارکت کنندگان استفاده شد. بعد از انجام تحلیل و کدگذاری داده ها و نرکیب و تعدیل داده ها، تعداد 54 شایستگی اصلی برای شایستگی های رهبری دانشجویی شناسایی شد. سپس شایستگی های شناسایی شده در 7 مقوله اصلی( شایستگی های فردی/ شخصیتی، شناختی، روان شناختی، مدیریتی، بین فردی، فنی و اخلاقی) طبقه بندی گردید. توجه دانشگاه ها به توسعه شایستگی های شناسایی شده در این پژوهش می تواند به توسعه بهتر استعداد و شایستگی های رهبری در بین دانشجویان کمک شایانی کند.
مدل سازی ارتباط میان بیمه تأمین اجتماعی، مخارج سلامت و رفاه اقتصادی در ایران
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۷۰)
45 - 72
حوزههای تخصصی:
هدف: ارتقاء سلامت جامعه، کیفیت زندگی و امید به زندگی را در آن جامعه افزایش خواهد داد. سازمان تأمین اجتماعی با ارائه پوشش بیمه سلامت به خانوارها و کاهش سهم مردم از مخارج پرداخت از جیب، بزرگ ترین سازمان بیمه ای ارائه دهنده خدمات پایه بیمه سلامت در کشور با هدف افزایش رفاه خانوارها در جامعه است. هدف این مطالعه بررسی مسیرهای تأثیرگذاری و ارتباط میان بیمه سلامت تأمین اجتماعی، رفاه اقتصادی و مخارج سلامت خانوار در قالب یک سیستم از معادلات هم زمان است.
روش: روش این پژوهش مدل سازی است. مدل ها برای تحلیل پدیده هایی به کار می روند که به خاطر پیچیدگی و تنوع، درک آن ها بدون مدل سازی میسر نخواهد شد. هدف از مدل سازی فهم بیشتر روندهای پیچیده پدیده ها در دنیای واقعی است.
یافته ها: گسترش پوشش بیمه تأمین اجتماعی از طریق افزایش عمق پوشش خدمات سلامت و کاهش پرداخت از جیب خانوارها به ویژه برای برخی خدمات سلامت که بیشترین میزان پرداخت از جیب خانوارها را در بیمه تأمین اجتماعی به خود اختصاص می دهند، اثرات رفاهی مطلوبی در جامعه به جای خواهد گذاشت.
نتیجه گیری: به منظور افزایش رفاه در جامعه لازم است اقداماتی چون گسترش پوشش خدمات بیمه تأمین اجتماعی از طریق افزایش مراکز ملکی سازمان تأمین اجتماعی ارائه دهنده خدمات سلامت در کشور، افزایش سطح و گستره پوشش خدمات برای بیمه شدگان سازمان تأمین اجتماعی به ویژه برای خدماتی که پوشش آن ها کم بوده و توجه به خانوارها در دهک های پایین درآمدی ازنظر افزایش بسته خدمات تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی صورت پذیرد.






