مدیریت استراتژیک هوشمند

مدیریت استراتژیک هوشمند

مدیریت استراتژیک هوشمند سال دوم پاییز 1402 شماره 3

مقالات

۱.

مدیریت هوشمند منابع سرمایه ای: طراحی سیستم ERP برای تعمیر و نگهداری عملکردمحور کلینیک ها

کلیدواژه‌ها: مدیریت هوشمند ERP تعمیر و نگهداری عملکردمحور شاخص های کلیدی عملکرد کلینیک های عمومی بهره وری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
در سال های اخیر، افزایش استفاده از کلینیک های عمومی، اهمیت مدیریت غیرمتمرکز در مجموعه های پشتیبان مراقبت از بیمار را به وضوح نشان داده است. این تحقیق به بررسی طراحی و پیاده سازی یک سیستم برنامه ریزی منابع سرمایه ای (ERP) برای مدیریت تعمیر و نگهداری عملکردمحور کلینیک ها می پردازد. فرضیه اصلی این پژوهش بر این مبنا استوار است که عملکرد و نگهداری کلینیک ها را می توان با استفاده از شاخص های کلیدی عملکرد (KPIs) و بر اساس معیارهای عملکردی و هزینه های چرخه عمر، به طور دقیق کنترل و پایش کرد.مدل پیشنهادی، با تلفیق هشت KPI کلیدی و طراحی یک موتور استنتاجی در سیستم ERP، سیاست های تعمیر و نگهداری هوشمند را بر مبنای داده های عملکردی کلینیک ها ارائه می دهد. این سیستم، با استفاده از استدلال استقرایی و پروفایل کلینیک، راهکارهای مؤثر در بهبود بهره وری و کاهش هزینه ها را پیشنهاد می دهد. پیاده سازی این مدل در یک نمونه آزمایشی شامل 42 کلینیک عمومی، بهبود قابل توجهی در بازدهی عملیاتی (+25%) نشان داده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که استفاده از سیستم های ERP مبتنی بر عملکرد، می تواند به عنوان یک ابزار هوشمند در مدیریت استراتژیک منابع کلینیک ها، به ارتقای بهره وری و صرفه جویی مالی کمک کند.
۲.

تدوین مدل مدیریت استراتژیک هوشمند منابع انسانی: با در نظر گرفتن نقش حسابداری ارزش منابع انسانی در شهرداری ها

کلیدواژه‌ها: مدیریت استراتژیک هوشمند منابع انسانی حسابداری ارزش منابع انسانی شهرداری ها سرمایه انسانی زیرساخت دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
چالش اصلی که این پژوهش را ضروری ساخت، ناکارآمدی برخی رویکردهای سنتی مدیریت منابع انسانی در سازمان های بزرگ – به ویژه شهرداری ها – بود که عموماً به عدم توجه کافی به ارزش واقعی سرمایه انسانی و اتکا به شیوه های سنتی جذب، نگهداشت و توسعه نیروها منجر می شد. در واکنش به این کاستی، هدف تحقیق حاضر، بررسی نقش مدیریت استراتژیک هوشمند منابع انسانی و ارتباط آن با حسابداری ارزش منابع انسانی در شهرداری ها است. برای دستیابی به این هدف، پژوهشگران با به کارگیری رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های گردآوری شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان و نیز اسناد سازمانی را به صورت نظام مند کدگذاری کردند. در نهایت، 5 مضمون اصلی و 125 کد فرعی شناسایی شد که سه حوزه کلیدی «فناوری های پشتیبان»، «تعاملات سازمانی» و «فرآیندهای راهبردی توسعه نیروی انسانی»، به ویژه در تقویت حسابداری ارزش منابع انسانی، اهمیت ویژه ای داشت. تحلیل های نهایی حاکی از آن است که مدیریت هوشمند منابع انسانی، زمینه را برای درک عمیق تر شایستگی ها و نیازهای کارکنان شهرداری فراهم می آورد و از سوی دیگر، با تأمین داده های دقیق درباره ارزش سرمایه انسانی، زمینه را برای تصمیم گیری های مالی و سازمانی مبتنی بر شواهد فراهم می کند. همچنین روشن شد که شهرداری ها برای پیاده سازی موفق این مدل، باید از زیرساخت های دیجیتال کارآمد، همکاری بین واحدهای مختلف (منابع انسانی، مالی، فناوری اطلاعات) و فرهنگ سازمانی داده محور برخوردار باشند. مقایسه یافته های حاضر با تحقیقات پیشین نشان می دهد که وجود رویکرد تلفیقی بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و حسابداری ارزش منابع انسانی در ارتقای کارآمدی و شفافیت تصمیم گیری در شهرداری ها نقشی کلیدی ایفا می کند. در نتیجه، این مطالعه نوآوری هایی از قبیل ارائه چارچوبی یکپارچه برای ترکیب جنبه های فناورانه، مدیریتی و فرهنگی ارائه می دهد که می تواند برای مدیران اجرایی در بخش شهرداری ها بسیار راهگشا باشد.
۳.

ژئومارکتینگ هوشمند: تدوین مدل تقویت استراتژی های اقتصادی در کسب وکارها

کلیدواژه‌ها: ژئومارکتینگ هوشمند داده های مکانی استراتژی های اقتصادی مدل تصمیم گیری پایداری کسب وکار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
چالش اصلی که این پژوهش را ضروری ساخت، ناکارآمدی برخی رویکردهای سنتی در شناسایی موقعیت های جغرافیایی و پتانسیل های منطقه ای برای توسعه کسب وکار بود که عموماً به عدم بهره برداری صحیح از داده های مکانی و در نتیجه، ضعف در برنامه ریزی استراتژیک اقتصادی می انجامید. در واکنش به این کاستی، هدف تحقیق حاضر، بررسی نقش ژئومارکتینگ هوشمند و ارتباط آن با تدوین مدل تقویت استراتژی های اقتصادی در کسب وکارها است. برای دستیابی به این هدف، پژوهشگران با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های گردآوری شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان و نیز اسناد مرتبط با پروژه های مکانی را به صورت نظام مند کدگذاری کردند. در نهایت، 6 مضمون اصلی و 120 کد فرعی شناسایی شد که سه حوزه کلیدی «زیرساخت های فناوری»، «تحلیل تعاملی داده های مکانی» و «تجربه کاربران در محیط های جغرافیایی»، به ویژه در راستای تقویت استراتژی های اقتصادی، اهمیت ویژه ای داشت. تحلیل های نهایی حاکی از آن است که تلفیق داده های فضایی با متدهای تحلیلی پیشرفته، زمینه را برای درک عمیق تر نیازهای بازار فراهم کرده و از سوی دیگر، با تأمین اطلاعات دقیق و واقع بینانه، تصمیم گیری های مبتنی بر مکان را تسهیل می کند. همچنین روشن شد که سازمان ها برای پیاده سازی موفق مدل ژئومارکتینگ هوشمند، باید از زیرساخت های داده محور کارآمد، همکاری میان واحدهای مختلف (فروش، بازاریابی، فناوری اطلاعات) و فرهنگ سازمانی پیشرو برخوردار باشند. مقایسه یافته های حاضر با تحقیقات پیشین نشان می دهد که رویکرد تلفیقی بین تحلیل جغرافیایی و راهبردهای اقتصادی، می تواند نقش بسزایی در بهبود رقابت پذیری و توسعه پایدار کسب وکارها ایفا کند. در نتیجه، این مطالعه نوآوری هایی همچون ارائه چارچوبی یکپارچه برای ترکیب جنبه های فناورانه، مدیریتی و فرهنگی را پیشنهاد می دهد که می تواند برای مدیران اجرایی در بخش های مختلف بسیار راهگشا باشد.
۴.

برند سبز هوشمند: طراحی مدل قیمت گذاری سبز با رویکرد مزیت رقابتی در محیط های پیچیده

کلیدواژه‌ها: برند سبز هوشمند قیمت گذاری سبز مزیت رقابتی پایداری محیط های پیچیده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
چالش محوری که انجام این پژوهش را ضروری ساخت، ناکارآمدی برخی رویکردهای سنتی در پیشبرد برندهای سبز در محیط های پیچیده بود؛ رویکردهایی که عموماً موفق به تبیین درست مزایای زیست محیطی و ایجاد تمایز واقعی برای مصرف کنندگان و ذی نفعان نمی شدند. در واکنش به این کاستی، هدف تحقیق حاضر، بررسی نقش برند سبز هوشمند و تأثیر آن بر تدوین مدل قیمت گذاری سبز به منظور دستیابی به مزیت رقابتی پایدار است. برای دستیابی به این هدف، پژوهشگران با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه بازاریابی سبز و نیز تحلیل اسناد مرتبط با پروژه های سبز را به صورت نظام مند کدگذاری کردند. در نهایت، ده مضمون اصلی و دویست و پنجاه کد فرعی شناسایی شد که سه حوزه کلیدی فناوری های هوشمند، تعاملات پایدار و درک مشتری، به ویژه در راستای ارزش آفرینی سبز و قیمت گذاری سبز، اهمیت ویژه ای داشت. تحلیل های نهایی نشان می دهد که بهره گیری از رویکردهای هوشمند و داده محور در برندسازی سبز، زمینه را برای درک عمیق تر ابعاد زیست محیطی و اقتصادی فراهم می کند و از سوی دیگر، با ایجاد شفافیت در منافع سبز و هزینه ها، تدوین سیاست های قیمت گذاری سبز را تسهیل می نماید. همچنین روشن شد که سازمان ها برای پیاده سازی موفق این مدل، باید از زیرساخت های دیجیتال کارآمد، همکاری میان واحدهای مختلف و فرهنگ سازمانی سبز برخوردار باشند. مقایسه یافته های حاضر با تحقیقات پیشین بیانگر آن است که وجود رویکرد تلفیقی بین برندسازی سبز و قیمت گذاری سبز در شکل گیری مزیت رقابتی سازگار با محیط پیچیده امروز نقشی کلیدی ایفا می کند. در نتیجه، این مطالعه نوآوری هایی همچون ارائه چارچوبی یکپارچه برای ترکیب جنبه های فناورانه، مدیریت سبز و عناصر فرهنگی ارائه می دهد که می تواند برای مدیران اجرایی، به ویژه در صنایع در حال گذار به رویکردهای سبز، بسیار راهگشا باشد.
۵.

بازاریابی صنعتی هوشمند محتوا: با رویکرد طراحی مدل قیمت گذاری بر ارزش آفرینی در بازارهای B2B

کلیدواژه‌ها: بازاریابی صنعتی هوشمند محتوا قیمت گذاری ارزش محور بازارهای B2B ارزش آفرینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
چالش اصلی که این پژوهش را ضروری ساخت، ناکارآمدی برخی راهبردهای سنتی بازاریابی و قیمت گذاری در بازارهای B2B بود که عموماً به عدم تمایز در انتقال ارزش واقعی محصولات صنعتی منجر می شد. در واکنش به این کاستی، هدف تحقیق حاضر، بررسی نقش بازاریابی صنعتی هوشمند محتوا و ارتباط آن با طراحی مدل قیمت گذاری ارزش محور در بازارهای B2B است. برای دستیابی به این هدف، پژوهشگران با به کارگیری رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های گردآوری شده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان و نیز اسناد سازمانی را به صورت نظام مند کدگذاری کردند. در نهایت، ده مضمون اصلی و دویست کد فرعی شناسایی شد که سه حوزه کلیدی فناوری های پشتیبان، تعاملات دیجیتال و تجربه مشتری، به ویژه برای ارزش آفرینی و قیمت گذاری مؤثر، اهمیت ویژه ای داشت. تحلیل های نهایی حاکی از آن است که محتوای هوشمند، زمینه را برای درک عمیق تر نیازهای مشتریان صنعتی فراهم می آورد و از سوی دیگر، با فراهم کردن داده های واقعی، سیاست های قیمت گذاری مبتنی بر ارزش را تسهیل می کند. همچنین روشن شد که سازمان ها برای پیاده سازی موفق این مدل، باید از زیرساخت های دیجیتال کارآمد، همکاری بین واحدهای مختلف و فرهنگ سازمانی داده محور برخوردار باشند. مقایسه یافته های حاضر با تحقیقات پیشین نشان می دهد که وجود رویکرد تلفیقی بین بازاریابی محتوایی و قیمت گذاری ارزش محور در بهبود رقابت پذیری شرکت های صنعتی نقشی کلیدی ایفا می کند. در نتیجه، این مطالعه نوآوری هایی از قبیل ارائه چارچوبی یکپارچه برای ترکیب جنبه های فناورانه، مدیریتی و فرهنگی ارائه می دهد که می تواند برای مدیران اجرایی در بخش B2B بسیار راهگشا باشد.
۶.

طراحی مدل ارزش گذاری برند به عنوان شاخص کلیدی در مدیریت استراتژیک هوشمند بازاریابی و کسب وکار

کلیدواژه‌ها: ارزش گذاری برند مدیریت استراتژیک هوشمندسازی تحلیل داده بازاریابی کسب وکار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
هدف اصلی این پژوهش، تدوین مدل ارزش گذاری برند به عنوان شاخص کلیدی در مدیریت استراتژیک هوشمند بازاریابی و کسب وکار است. در دنیای امروز که رقابت بازار به شدت افزایش یافته و اهمیت برندینگ به عنوان یکی از عوامل مهم موفقیت سازمان ها برجسته تر شده است، شرکت ها نیازمند استفاده از رویکردهای هوشمند و استراتژیک برای ارزش گذاری برند خود به منظور افزایش شناخت، اعتماد مشتریان و ارتقای موقعیت رقابتی هستند. این پژوهش با تمرکز بر ارزش گذاری برند، به بررسی چگونگی بهره گیری از فناوری های نوین و تحلیل داده ها برای بهبود استراتژی های بازاریابی و افزایش ارزش برند شرکت ها پرداخته است. این تحقیق از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است و از طریق مصاحبه های هدفمند با مدیران ارشد، کارشناسان حوزه بازاریابی و خبرگان دانشگاهی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که ارزش گذاری برند هوشمند، ضمن تقویت همگرایی در فرایند تصمیم گیری و استفاده مؤثر از داده های مرتبط با برند، می تواند به ارتقای رفتار مشارکتی مدیران و تعریف ساختارهای انگیزشی منجر شود. در نتیجه، شرکت ها قادر خواهند بود همگام با ارتقای رضایت ذینفعان، ارزش برند و عملکرد اقتصادی خود را بهبود بخشند.