۱.
در این پژوهش به بررسی نقش تعدیل گریِ مشکلات نمایندگی در زمینه تأثیر راهبرد کسب و کار بر کارایی سرمایه گذاری در نیروی کارِ شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی نهایی 1396 الی 1401 پرداخته شد. در راستای سنجش متغیرها، از داده های 1390 الی 1395 نیز استفاده گردید. در این راستا، تعداد 134 شرکت طی دوره مذکور بررسی گردید. برای تحلیل داده ها از رگرسیون تلفیقی/ترکیبی در نرم افزار EViews 10 استفاده شد. در مطالعه حاضر، جهت سنجش کارایی سرمایه گذاری در نیروی کار، از مدل جانگ و همکاران (2013) استفاده شد. همچنین، برای طبقه بندی شرکت ها به سه گروه راهبرد کسب و کار (از قبیل راهبرد کلی و راهبردهای تدافعی و تهاجمی کسب و کار)، به پیروی از بنتلی و همکاران (2013)، از امتیازبندی راهبرد کسب و کار به صورت گسسته استفاده بعمل آمد. در نهایت، برای اندازه گیری مشکلات نمایندگی، رشد اموال، تجهیزات و ماشین آلات استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که در بین سنجه های راهبرد کسب و کار، تنها تأثیر راهبرد تهاجمی بر کارایی سرمایه گذاری در نیروی کار، منفی و معنادار بوده است. به بیان دیگر، شرکت های دارای راهبرد تهاجمی، به طور کلی از ریسک بالاتری در زمینه سرمایه گذاری در نیروی کار برخوردار بوده اند. یکی از دلایل این امر پیچیدگی و دشوار بودنِ پیش بینی تقاضای بهینه نیروی کار در این شرکت هاست. به هر حال، کارایی سرمایه گذاری در نیروی کار، مستقل از امتیاز کلی و راهبرد تدافعی بوده است. همچنین، رابطه بین راهبرد کسب و کار و کارایی سرمایه گذاری در نیروی کار، مستقل از متغیر تعدیل گرِ مشکلات نمایندگی بوده است.
۲.
با توجه به اهمیت روزافزون شفافیت و امنیت در فرآیندهای مالی، بررسی تاثیرات بلاکچین به عنوان یکی از نوآورانه ترین تکنولوژی های دهه اخیر بر حسابداری مدیریت ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش حاضر بررسی شرایط و عوامل مؤثر بر نقش فناوری بلاکچین در بهبود حسابداری مدیریت می باشد. جامعه پژوهش شامل خبرگان حسابداری و استادان دانشگاهی در رشته حسابداری مدیریت در سطح بین المللی است. به منظور استخراج مؤلفه های مؤثر بر تکنولوژی بلاکچین در حسابداری مدیریت، از رویکرد مرور نظام مند مبانی نظری و مصاحبه نیمه ساختاریافته با 7 خبره بین المللی استفاده شد. روش پژوهش، رویکرد داده بنیاد بوده و نمونه گیری خبرگان بر مبنای اشباع نظری داده ها صورت گرفت. این پژوهش در سال 1403 انجام شد. نتایج نشان داد که الگوی پژوهش را می توان در شش مقوله محوری (1 مقوله)، شرایط علّی (22 مقوله)، شرایط زمینه ای (21 مقوله)، راهبردها (14 مقوله)، شرایط مداخله ای (24 مقوله) و پیامدها (11 مقوله) طبقه بندی نمود. نتایج نشان داد که فناوری بلاکچین با افزایش شفافیت، کاهش هزینه ها از طریق حذف واسطه ها، و بهبود کارایی با خودکارسازی فرآیندها، به بهبود عملکرد سازمان ها کمک می کند. همچنین، بلاکچین با رمزنگاری داده ها، امنیت اطلاعات را تقویت می کند و تغییر نقش حسابداران مدیریت از فعالیت های سنتی به تحلیل داده ها و مشاوره تخصصی را تسهیل می نماید.
۳.
نگهداشت وجه نقد می تواند به مدیریت ریسک، مقابله با رویدادهای غیرمنتظره و افزایش انعطاف پذیری کمک کند. با این حال، نگهداشت بیش ازحد آن ممکن است مشکلات نمایندگی و کاهش ارزش شرکت را به همراه داشته باشد. در تصمیمات نگهداشت وجه نقد، نقش همتایان و رفتار آن ها دارای اهمیت است که این موضوع می تواند تحت تاثیر اندازه شرکت یا محیط رقابتی نیز قرار بگیرد. همتایان، شرکت های مشابه در ساختار صنعتی و فنی هستند که بر عملکرد یکدیگر تأثیر می گذارند. هدف این پژوهش بررسی تاثیر شرکت های همتا بر ارزش نهایی نگهداشت وجه نقد با تاکید بر نقش اندازه شرکت و رقابت بازار است. نمونه آماری شامل 135 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1391 تا 1402 است. برای آزمون فرضیه ها از الگوهای رگرسیونی و داده های ترکیبی با کنترل اثرات سال و صنعت استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در شرکت هایی که سطح نگهداشت وجه نقد کمتر از میانگین سطح نگهداشت وجه نقد همتایان است، ارزش نهایی نگهداشت وجه نقد بیشتر است که با تئوری های مبتنی بر اطلاعات و رقابت انطباق دارد. هم چنین در شرکت های بزرگتر و دارای رقابت بازار پایین تر اثرگذاری همتایان بر ارزش نهایی نگهداشت وجه نقد بیشتر است. این یافته ها ضمن تقویت ادبیات نظری، برای مدیران رهنمودی برای بهینه سازی سیاست های نقدینگی و برای سرمایه گذاران ابزار تحلیل فرصت ها و ریسک های نقدی فراهم می آورد.
۴.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر حجم معاملات با اشخاص وابسته بر حق الزحمه حسابرسی است. با توجه انگیزه طرفین درگیر در این نوع معاملات، می توان آن ها را به عادی و فرصت طلبانه تفکیک کرد. بنابراین، تأثیر نوع معاملات با اشخاص وابسته بر حق الزحمه حسابرسی نیز در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1397 الی 1402 می باشد که در نهایت 87 شرکت (522 مشاهده) مورد بررسی قرار گرفتند. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، در زمره پژوهش های توصیفی-همبستگی قرار دارد. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از روش رگرسیون چند متغیره مبتنی بر داده های پانل استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد معاملات با اشخاص وابسته با حق الزحمه حسابرسی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، تفکیک معاملات به عادی و فرصت طلبانه نشان داد که معاملات عادی اثر معناداری بر حق الزحمه حسابرسی ندارند؛ اما معاملات فرصت طلبانه دارای تأثیر مثبت و معنادار بر حق الزحمه حسابرسی هستند. با بررسی نوع معاملات با اشخاص وابسته در بازار سرمایه ایران، نوآوری جدیدی بر ادبیات موضوعه اضافه شده است.
۵.
شناسایی موجودیت نامدار از زیرشاخه های پردازش زبان طبیعی و پدیده ای کاملا نوظهور در پژوهش های مالی و حسابداری است. این تکنیک مبتنی بر هوش مصنوعی، با استخراج خودکار اطلاعات کلیدی همچون نام اشخاص، سازمان ها و مکان ها از متون مالی، امکان تحلیل جامع تری از وضعیت شرکت را فراهم می کند. هدف این پژوهش، بررسی علم سنجی تولیدات علمی مرتبط با کاربرد شناسایی موجودیت نامدار در حوزه مالی و حسابداری، جهت آشنایی بیشتر پژوهشگران این حوزه است. در این پژوهش، ابتدا ضمن برشمردن اهمیت بخش متنی گزارش های مالی شرکت ها، روش شناسایی موجودیت نامدار معرفی شده و کارکرد آن در تحلیل محتوای متنی گزارش هاتشریح می شود. سپس از پایگاه علمی اسکوپوس روند پژوهشی، پر استنادترین مقالات و مرتبط ترین مقالات مالی و حسابداری موضوع پژوهش شناسایی می شود. در ادامه با استفاده از خروجی های اسکوپوس و با کمک نرم افزار vosviewer ، شبکه همکاری نویسندگان و کشورها و اصلی ترین و به روزترین کلیدواژه ها شناسایی می شوند. نتایج نشان می دهد که طی سال های اخیر، با وجود چالش های فراوان، توجه به شناسایی موجودیت نامدار در این حوزه به طور فزاینده ای افزایش یافته است و بیشترین تولیدات علمی مربوط به کشور چین و تمرکز مطالعات بر استخراج اطلاعات و شناسایی روابط است.
۶.
هدف پژوهش حاضر، شناسایی نسبت های مالی مؤثر بر پیش بینی درماندگی مالی با استفاده از مدل-های رگرسیون انتخاب گام به گام و رگرسیون لاسو و سپس پیش بینی درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران با استفاده از مدل شبکه های عصبی چند لایه و مدل لاجستیک می باشد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شناسی، کمی، پس رویدادی، توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه شرکت های فعال در بازار سرمایه ایران طی سال های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱ بوده که پس از غربال گری، ۱۴۸ شرکت به عنوان نمونه انتخاب شدند. متغیرهای مستقل پالایش شده اولیه شامل ۱۹ نسبت مالی در چهار گروه نقدینگی، سودآوری، اهرمی و فعالیت بودند. برای تحلیل داده ها ابتدا از آزمون های مانایی، چاو، هاسمن و سپس مدل رگرسیون پانل دیتا با اثرات ثابت استفاده شد و برای انتخاب نسبت های مالی از روش های رگرسیون گام به گام و لاسو استفاده شد که در هر دو روش، ۴ متغیر کلیدی شناسایی شدند.در گام بعدی، مدل رگرسیون لاجستیک و شبکه عصبی مصنوعی برای پیش بینی درماندگی مالی به کار گرفته شد. نتایج نشان داد شبکه عصبی با مقدار 6/92 درصد صحت بالاتری نسبت به رگرسیون لاجستیک با 48/89 درصد دارد.
۷.
سواد دیجیتال، مجموعه ای از مهارت های اساسی در عصر دیجیتال است که فراتر از عملیات رایانه ای محض، توانایی درک دقیق و بکارگیری اطلاعات دیجیتال را در امور مورد نیاز در برمی گیرد. حسابداران جوان نسل Y و Z (متولدین سال های 1360 تا 1381) از ابتدا با تکنولوژی و ابزارهای دیجیتال آشنا بوده اند و به نظر می رسد این مزیت آن ها را قادر می سازد تا در سناریوهای مالی پیچیده و در حال تحول، وظایف خود را اجرا کنند. هدف کلی این مقاله، تعیین رابطه سطح «سواد دیجیتال» با سطح مهارت های حسابداران جوان است. «ذهنیت چابک» شامل سازگاری، یادگیری مستمر، رویکرد مشارکتی و تفکر راه حل محور و «تفکر طراحی» شامل خلاقیت، همدلی و حل مسأله است. همچنین «مهارت کنترلی مدیریت» شامل برنامه ریزی استراتژیک، تخصیص منابع، اندازه گیری عملکرد و مدیریت ریسک می باشد. با مشارکت 175 نفر از حسابداران جوان در تکمیل پرسشنامه ای شامل 30 گزاره و استخراج مدل با استفاده از روش معادلات ساختاری، هدف مقاله محقق گردید. یافته ها بیانگر این است که میانگین سطح «سواد دیجیتال» حسابداران جوان، وضعیت مطلوبی دارد.نتایج تحلیل مسیر مستقیم نشان می دهد در بین حسابداران جوان، سطح «سواد دیجیتال» با «ذهنیت چابک» و «مهارت تفکر طراحی» رابطه مثبت دارد اما با «مهارت کنترلی مدیریت» رابطه معناداری ندارد. اما در تحلیل مسیر غیرمستقیم مشاهده گردید که سطح «سواد دیجیتال» و «ذهنیت چابک» به واسطه «مهارت تفکر طراحی» بر سطح «مهارت کنترلی مدیریت» حسابداران تأثیر می گذارد. به نظر می رسد با تقویت و اجرای هر چه بیشتر برنامه درسی حاوی مباحث مربوط به فن آوری های دیجیتال، عملکرد حسابداران ارتقا می یابد.
۸.
ریسک حسابرسی گزارشگری پایداری یعنی احتمال اینکه حسابرس نتواند اشتباهات یا تحریف های مهم در گزارش های پایداری سازمان را شناسایی کند و نظر اشتباهی بدهد. از اینرو تحقیق حاضر به دنبال آن است تا مولفه های موثر این ریسک را شناسایی و اولویت بندی نموده و راهکارها و پیشنهادهای کاربردی برای کنترل یا کاهش این ریسک ها ارائه نماید. روش انجام تحقیق حاضر از نوع آمیخته (کمی-کیفی) است که در بخش کیفی با استفاده از روش گراندد تئوری، تعداد 12 نفر از خبرگان حوزه گزارشگری پایداری شناسایی و مصاحیه های عمیق با آن ها انجام گردید، این مصاحبه ها در شش حوزه (پدیده محوری، شرایط علی، شرایط مداخله گر، بستر حاکم، راهبردها و پیامدها) دسته بندی شد در بخش کمی روش سلسله مراتب دلفی فازی یا FDAHP برای اولویت بندی مولفه ها انتخاب شد برای این منظور به روش گلوله برفی تعداد 35 نفر خبره شناسایی و مولفه های شناسایی شده در گرانددتئوری در اختیار آنان قرار گرفت و پس از اخذ سه مرحله دیدگاه خبرگان و بررسی شرط اجماع خبرگان اولویت بندی مولفه ها صورت گرفت. نتایج حاکی از آن است که مولفه های اعتماد به داده ها و تغییرات فناورانه (شرایط علی)، مهارت حسابرسان برای توسعه حسابرسی گزارشگری پایداری و اعتماد بیش از حد به هوش مصنوعی (شرایط مداخله گر)، پیشرفت های فناوری و عوامل قانونی (شرایط زمینه ای)، شناخت الگوریتم های هوش مصنوعی و استفاده از روش های حسابرسی مناسب(راهبرد) و در نهایت برای افزایش قابلیت اتکای داده ها و مکانیزاسیون فرآیندهای گزارشگری(پیامدهای) جزء عوامل موثر بر ریسک حسابرسی گزارشگری پایداری از دیدگاه خبرگان شناسایی شدند در پایان راهکارهایی برای بهبود این عوامل شناسایی شده ارائه گردید.