مونا جامی پور

مونا جامی پور

مدرک تحصیلی: استادیار گروه مدیریت، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه حضرت معصومه (س)، قم، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۵ مورد.
۱.

Understanding the Drivers of Digital Transformation Implementation in the Apparel Industry: An Extended TOE Framework(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۰
In recent years, digital technologies have transformed people’s lifestyles and the way businesses operate. These changes have become increasingly evident in various industries, including the apparel industry, especially after the emergence of the Fourth Industrial Revolution. The apparel industry, which has traditionally relied on physical supply chains, traditional design, and face-to-face sales, is now being influenced by drivers of digital transformation such as emerging technologies, organizational restructuring, data analytics, artificial intelligence, digital platforms, and smart design and manufacturing technologies. In such circumstances, companies operating in this industry are forced to redesign their business models, processes, and structures in accordance with the requirements of the digital age in order to remain competitive. Accordingly, digital transformation has become an inevitable necessity for apparel industry players. One of the most important steps in this direction is to extract and integrate the drivers of digital transformation implementation and present them in a five-dimensional framework including strategic, organizational, environmental, operational, and competitive drivers. Using the meta-synthesis method, this study organized the scattered literature on digital transformation into a coherent framework with 139 codes, 25 concepts, and 5 categories, and by calculating the presence of each code in the selected studies, it determined the level of support between studies and the relative consensus of the literature on the drivers. Operational drivers with technology and infrastructure concepts, organizational drivers with diverse concepts at the organization level, and competitive drivers with customer, market, and sales channels concepts had the most scientific support.
۲.

تحول بازاریابی دیجیتال بنگاه به بنگاه: واکاوی کاربردهای نوآورانه هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۵۶
یکی از حوزه های اثرپذیر فناوری های هوش مصنوعی، بازاریابی بنگاه با بنگاه می باشد که با تسریع فرآیند تصمیم گیری و خلق رویکردهای نوآورانه، بسیاری از جنبه های بازاریابی بنگاه به بنگاه با متحول می سازد و عملکرد را بهبود می بخشد. با افزایش محبوبیت و سرمایه گذاری روزافزون هوش مصنوعی در این حوزه، درک کاربردهای چنین فناوری های نوآرانه ای برای پیشبرد بازاریابی بنگاه با بنگاه ضرورتی انکاناپذیر است که در مطالعات گذشته با رویکردی کل نگرانه کمتر به آن پرداخته شده است. لذا، هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی کاربردهای هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال بنگاه با بنگاه و اولویت بندی آنها می باشد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از منظر روش شناسی، آمیخته می باشد. در مرحله نخست با رویکرد کیفی فراترکیب و تحلیل 59 مقاله منتخب، کاربردها از ادبیات استخراج و در مرحله دوم با انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۱۲ نفر از خبرگان به اغنای کاربردهای شناسایی شده پرداخته شد. نتایج تحلیل مضمون حاکی از آن است که کاربردها در 4 مقوله اصلی، 11 مفهوم و 99 کاربرد دسته بندی شده اند. نتایج حاصل از اولویت بندی با رویکرد آنتروپی شانون نشان می دهد «کنترل و نظارت» در صدر اهمیت و «تحلیل رقبا و بازار» در پایین ترین اولویت جای گرفته است. در این پژوهش با بهره گیری رویکرد فراترکیب به استخراج تجارب بین المللی و با بهره گیری از مصاحبه های کیفی به واکاوی دانش بومی خبرگان پرداخته شده تا الگویی جامع از کاربردهای هوش مصنوعی در بازاریابی بنگاه به بنگاه طراحی گردد که در ادبیات کمتر به آن پرداخته شده و به عنوان ابزاری راهبردی بصیرتی کاربردی برای تصمیم گیری و سرمایه گذاری هوشمندانه مدیران در این حوزه فراهم سازد.
۳.

Unlocking Value Co-Creation in Online Tourism Services: The Impact of Customer and Website Personalities on Co-Creation through Brand Trust(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۶
In current business landscape, value Co-Creation (VCC) has emerged as a key principle in service marketing and management. As organizations increasingly aim to involve customers in meaningful ways, firms are engaging them more actively in designing new products and services. When offerings are developed through a co-creation process that reflects the customers’ needs and preferences, they are more likely to succeed in market over the long term. Therefore, understanding the factors that drive VCC is essential for organizational success. While previous research has explored various determinants, relatively few studies have investigated how customer personality and website personality jointly influence VCC, particularly considering the mediating role of the brand trust. This study addressed this gap by combining insights from personality traits and digital interface characteristics, thereby contributing to the literature on technology-mediated co-creation. A descriptive-analytical and correlational approach was used in this paper. The statistical population included online retail customers who had made at least two purchases on tourism websites. The participants were selected using a non-probability convenience sampling method from customers of Eli Gasht, Eghamat24, and Koja Ro. A structured questionnaire was designed and administered, producing 253 valid responses that were analyzed using appropriate statistical methods. The instrument’s validity and reliability were confirmed through expert review and Cronbach’s alpha, respectively. Findings revealed that both customer personality and website personality have a meaningful impact on VCC, with customer personality exerting a stronger influence. Additionally, the brand trust served as a crucial mediator in the relationship between personality factors and co-creation. These results underscored the importance of aligning digital platforms with the traits of their users and highlighted the strategic role of brand trust in promoting collaborative value creation.
۴.

ارائه الگویی از عوامل حیاتی موفقیت بازاریابی کارآفرینانه در کسب وکارهای اینترنتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۶۵
مقدمه: یکی از محیط های در حال نوسان، محیط اینترنت برای کسب و کارهای اینترنتی است. بررسی فعالیت های تجاری صورت گرفته، انجام بیش از یک میلیارد خرید را در بیش از 34 کشور نشان می دهد که این مسئله از رشد انفجاری کسب و کارهای اینترنتی در سراسر جهان حکایت دارد. نکته مهمی که در اینجا مطرح می شود توانایی های منحصربه فرد اینترنت برای استفاده از مدل های بازاریابی جدید کسب وکار، ارزش های جدید برای مشتری و منابع و منافع متعدد برای کارآفرینان است که وجه تمایز با کسب و کارهای سنتی و فیزیکی است؛ چراکه در کسب وکارهای سنتی و فیزیکی استفاده از مدل های کسب و کار و ارزش های جدید محدودتر است. این تمایز در بستر بازاریابی را در کسب و کارهای سنتی و اینترنتی می توان در رویکرد بازاریابی کارآفرینانه جستجو کرد؛ چراکه بستر بازاریابی کارآفرینانه در کسب وکارهای اینترنتی، اینترنت و در کسب وکارهای سنتی، محیط فیزیکی است و همین امر موجب شده کسب وکارهای اینترنتی با سرعت بیشتری رشد کنند. این در حالی است که تحقیقات زیادی در زمینه نقش بازاریابی کارآفرینانه به طور ویژه در کسب وکارهای اینترنتی صورت نگرفته است و لزوم توجه به این موضوع احساس می شود. هدف این پژوهش، شناسایی و سطح بندی عوامل حیاتی موفقیت بازاریابی کارآفرینانه در کسب وکارهای اینترنتی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش نیز از نوع آمیخته اکتشافی (کمی-کیفی) است که در بخش کیفی، عوامل حیاتی موفقیت بازاریابی کارآفرینانه در کسب وکارهای اینترنتی شناسایی و در بخش کمی این عوامل سطح بندی شدند. نمونه مورد مطالعه شامل 12 مدیر کسب و کارهای اینترنتی و 10 خبره دانشگاهی فعال در حوزه بازاریابی کارآفرینانه است که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی نیز پرسشنامه بود. برای روایی ابزار تحقیق از روایی سازه، روایی محتوا و روایی بیرونی و برای پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. یافته ها: پنج عامل اصلی حیاتی برای موفقیت بازاریابی کارآفرینانه شامل پاسخ گویی به محیط، کارآفرینی، منابع، زیرساخت فنی و زیرساخت فکری در قالب 14 مضمون فراگیر و 30 مضمون سازمان دهنده شناسایی شدند. متن مصاحبه ها با کمک نرم افزار اطلس، بازیابی و 80 کد اولیه از آن ها استخراج شد. مضامین فراگیر شامل ریسک پذیری، فرصت طلبی، نوآوری، رهبری، مشتری مداری، استفاده از منابع، فرهنگ، استراتژی، تاکتیک ها، خلق ارزش، فناوری، گستردگی ابزارها، سرمایه گذاری و انعطاف پذیری است. برای سطح بندی عوامل شناسایی شده از تکنیک مدل سازی ساختاری - تفسیری استفاده شده است. نتایج سطح بندی نیز نشان داد که گستردگی ابزار، سرمایه گذاری و انعطاف پذیری در سطح یک، اهرم سازی منابع در سطح دو، فرهنگ، استراتژی، مشتری محوری و فناوری در سطح سه، تاکتیک در سطح چهار، پیشرو بودن و ارزش آفرینی در سطح پنج، ریسک پذیری، فرصت طلبی و نوآوری در سطح شش قرار گرفتند. نتیجه گیری/ دستاوردها: با توجه به اهمیت عوامل موفقیت بازاریابی کارآفرینانه، کارآفرینان در کسب و کارهای اینترنتی باید تمرکز خود را بر این عوامل کلیدی متمرکز کرده و الگوهای موفقیت بازاریابی کارآفرینانه را بر اساس آن ها تطبیق دهند. این عوامل می توانند دستاوردهای زیادی را برای کسب و کارهای اینترنتی فراهم کنند و به آن ها کمک کنند تا در بازار رقابتی و پویا به موفقیت دست یابند.
۵.

تحلیل ابعاد کلیدی فرایند پیاده سازی هم آفرینی درهتلدری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۷۱
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد کلیدی فرایند پیاده سازی هم آفرینی در هتل داری و با استفاده از روش کیفی فراترکیب و گروه کانونی انجام شده است. در بخش اول برای انجام روش فراترکیب، 1500 مقاله از پایگاه داده های معتبر امرالد، ساینس دایرکت، پروکوئست و ... در بازه زمانی 2004 تا 2022 دانلود و در نهایت 87 مقاله به تحلیل نهایی راه یافتند. در بخش دوم برای بومی سازی فعالیت های اجرایی لازم برای هم آفرینی در صنعت هتل داری با کارشناسان و خبرگان این حوزه گروه کانونی تشکیل شد. در نهایت فعالیت های پیاده سازی هم آفرینی در قالب مقوله های فعالیت های استراتژیک شامل تحلیل استراتژیک و تدوین استراتژی هم آفرینی، فعالیت های عملیاتی شامل عملیات پشتیبانی هم آفرینی و عملیات اصلی و فعالیت های ارزیابی و توسعه شامل کنترل و بهبود مستمر در یک چارچوب نشان داده شد که به صورت گام به گام و مرحله ای است.
۶.

طراحی چارچوب مفهومی سنجش تحقق هوش مصنوعی مسئولیت پذیر در مدیریت منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۴۹
فناوری هوش مصنوعی با ایجاد تحول بنیادین در مدیریت منابع انسانی، به ابزاری راهبردی در تصمیم گیری های کلیدی از جمله استخدام و ارتقا تبدیل شده است. با این حال، گزارش های بسیاری از تخلفات و آسیب های ناشی از تصمیم گیری خودکار حکایت دارند. براین اساس، هدف اصلی این پژوهش، طراحی چارچوب مفهومی سنجش تحقق هوش مصنوعی مسئولیت پذیر در حوزه مدیریت منابع انسانی است. در راستای تحقق این هدف، از رویکردی کیفی بهره گرفته شده است. در گام نخست، با مرور نظام مند ادبیات نظری و تجربی مرتبط، چارچوب مفهومی اولیه استخراج شد. سپس، به منظور تعمیق و غنای آن، مصاحبه های نیمه ساختار یافته ای با ۱۰ تن از خبرگان حوزه های منابع انسانی و هوش مصنوعی انجام شد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی و تفسیر شد تا ابعاد مفهومی هوش مصنوعی مسئولیت پذیر به شکلی دقیق و مبتنی بر شواهد استخراج شود. یافته ها نشان داد که ابعاد هوش مصنوعی مسئولیت پذیر در شش حوزه اصلی شامل اخلاق با 7 شاخص، قابلیت اطمینان و اعتمادپذیری با 5 شاخص، پاسخ گویی و مسئولیت پذیری با 6 شاخص، شفافیت با 7 شاخص، عدالت و عدم تبعیض با 7 شاخص و همچنین امنیت و حریم خصوصی با 8 شاخص تعریف می شوند که با مجموعه ای از ۴۰ شاخص مشخص شده اند. این چارچوب می تواند مدیران منابع انسانی را در طراحی و پیاده سازی سیستم های هوش مصنوعی کمک کند تا نه تنها این فناوری را به شکلی مسئولانه و منطبق بر ارزش های انسانی و سازمانی به کار ببرند، بلکه با درک و به کارگیری هم زمان شش بعد کلیدی مسئولیت پذیری از پیامدهای ناخواسته جلوگیری کنند.
۷.

چالش مدیریت تجربه مشتریان بومی دیجیتال: طراحی چارچوب کیفیت تجربه مشتریان نسل زد در استفاده از رسانه های دیجیتال با رویکردی اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۴
چکیده با ظهور فناوری های دیجیتال، نسل زد که در دوران شکوفایی تکنولوژی رشد یافته اند، تعامل گسترده ای با رسانه های دیجیتال دارند و به عنوان پذیرندگان اولیه راهکارهای نوین شناخته می شوند. این نسل با انتظارات منحصربه فرد خود از خرید و استفاده از خدمات، شیوه های سنتی بازاریابی را به چالش کشیده و نیازمند رویکردهای نوین در طراحی تجربه مشتری است. باوجود سرمایه گذاری گسترده شرکت ها در استفاده از رسانه های دیجیتال برای تعامل با نسل زد، پژوهش های محدودی به ابعاد کیفیت تجربه این نسل پرداخته اند. ازاین رو، هدف از پژوهش حاضر، واکاوی ابعاد کیفیت تجربه مشتریان نسل زد در استفاده از رسانه های دیجیتال است تا درک جامعی برای مدیران بازاریابی در تدوین استراتژی های مدیریت تجربه مشتری فراهم آورد. بدین منظور، ابتدا با استفاده از روش فراترکیب و بهره گیری از تکنیک هفت مرحله ای سندولوسکی و باروسو به استخراج مؤلفه های چارچوب از مطالعات پیشین پرداخته و سپس با تشکیل گروه کانونی متشکل از خبرگان، کدهای استخراج شده تکمیل و غنی تر شده اند. درنهایت، پنج بعد اصلی شامل تعامل پذیری رسانه، کیفیت محتوا، عملکرد، تجربه شناختی و تجربه عاطفی و حسی شناسایی شد. پژوهش نشان می دهد که نسل زد به عنوان نسلی دیجیتال، تجربه ای منحصر به فرد در تعامل با رسانه های دیجیتال دارد و نتایج می تواند در تدوین راهبردهای بازاریابی دیجیتال و بهبود تصمیمات مدیریتی برای جذب و نگهداشت مشتریان نسل زد مؤثر باشد.
۸.

چالش های اجماع راهبردی از نگاه مدیران دولتی : کاربست روش شناسی تحلیل شبکه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۳۸
اجماع راهبردی نقطه شروع مهمی در توسعه برنامه ریزی راهبردی محسوب می شود و فقدان آن به پراکندگی در اندیشه ها و باورها در مورد ترجیحات راهبردی و آینده مورد نظر سازمان اشاره دارد. هدف اصلی این پژوهش تشریح کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی در چالش های پیش روی مدیران در حصول به متغیر حساس و مهم اجماع راهبردی در تدوین و اجرای راهبرد از طریق درک گفته های مدیران در این زمینه است. کاربست روش شناسی تحلیل شبکه اجتماعی با تمرکز بر روابط میان اعضا، فهم عمیقی از تعاملات و پیوندهای میان تصمیم گیرندگان به دست می دهد. جامعه مورد مطالعه، مدیران سازمان های دولتی هستند که تجربیات خود را بیان و توصیف می کنند. در بخش اول به منظور جمع آوری داده های کیفی با استفاده از  نمونه گیری هدفمند با 9 نفر از مدیران تصمیم گیرنده، مصاحبه انفرادی نیمه ساختارمند انجام شد. یافته های پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون در 43 شاخص، 8 مؤلفه و 3 بعد اساسی طبقه بندی شدند. 3 بعد شناسایی شده شامل ویژگی های انسانی، فرایند تصمیم گیری و ساختار سازمانی است. مؤلفه های بعد ویژگی های انسانی عبارتند از شکاف شناختی، ناکارآمدی های فردی، ناکارآمدی های درون گروهی، و مؤلفه های بعد فرایند تصمیم گیری، فلج تحلیلی، ناکارآمدی های نظام تصمیم گیری، پویایی های تصمیم گیری را در خود جای داده است. همچنین تعارض منافع و عزم نمادین در سطح راهبردی جزو مؤلفه های بعد سوم (ماهیت ساختار سازمانی) قرار دارد. در مرحله دوم با استفاده از روش تحلیل شبکه اجتماعی و مفهوم مرکزیت (درونی، بیرونی و بینابینی) کلیدی ترین چالش ها شناسایی شدند. براین اساس، چالش «باور نداشتن به تأثیرگذاری ارتباط اجتماعی غیررسمی در سازمان (شبکه سازی ارتباطات)» بیشترین مرکزیت درجه بیرونی را دارا است. برمبنای مرکزیت درجه درونی، چالش «ضعف در ایجاد رفتار توافق جویانه در گروه» بیشترین تأثیرپذیری را از سایر چالش ها دارد. همچنین بیشترین مرکزیت بینابینی به چالش «اولویت های ناهم سو و متعارض» تعلق دارد.
۹.

جنبه های تاریک به کارگیری بازی پردازی: واکاوی چالش های اخلاقی بازی پردازی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۲۵۲
هدف: امروزه محبوبیت بازی پردازی در کسب وکارها، در حوزه هایی همچون بازاریابی، فروش، منابع انسانی و آموزش، به طور فزاینده ای رشد پیدا کرده است و از طرف دیگر، به عنوان یک حوزه تحقیقاتی نوظهور، در کانون توجه محققان دانشگاهی قرار گرفته است. بازی پردازی به عنوان رویکردی جدید، به منظور تقویت رفتار مطلوب در کارکنان، افزایش تعامل مشتریان با محصولات شرکت و حتی، تغییر احساس شهروندان از وقایع محیطشان استفاده می شود. پیش بینی ها نشان دهنده افزایش روند رو به رشد سرمایه گذاری روی این حوزه در سطح کسب وکارها و نیز جوامع است. با وجود مزایای انکارنشدنی بازی پردازی در کسب وکارها و با توجه به تأثیر بازی پردازی در زندگی افراد و جوامع، به کارگیری آن با چالش های بسیاری همراه است؛ اما در رابطه با جنبه های اخلاقی آن در ایران مطالعات محدودی صورت گرفته است. با توجه به آنچه بیان شد، هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی چالش های اخلاقی بازی پردازی در ایران است تا با درک جنبه های تاریک این مفهوم، به تقویت طراحی و استفاده از بازی پردازی بپردازد.روش: برای دستیابی به هدف پژوهش از رویکرد آمیخته متوالی اکتشافی استفاده شده است. در مرحله اول، با بهره گیری از رویکرد کیفی، ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته، به منظور شناسایی و استخراج چالش های اخلاقی بازی پردازی انجام شد. داده های کیفی حاصل از این مرحله، با بهره گیری از رویکرد تحلیل مضمون، تجزیه وتحلیل شدند. در مرحله دوم پژوهش، با استفاده از رویکرد کمّی تجزیه وتحلیل شانون، به رتبه بندی و اولویت بندی چالش های اخلاقی بازی پردازی پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، خبرگان دانشگاهی، متخصصان، طراحان و پژوهشگران فعال در حوزه بازی پردازی بودند که با استفاده از رویکرد قضاوتی انتخاب و به مشارکت دعوت شدند.یافته ها: تحلیل مصاحبه های صورت گرفته با خبرگان نشان می دهد که چالش های اخلاقی بازی پردازی در ایران را می توان به هفت مقوله اصلی و ۴۵ شاخص دسته بندی کرد. مقوله های استخراج شده، به ترتیب اولویت عبارت اند از: پیامدهای منفی روحی و جسمی، چالش های مرتبط با دسترسی، چالش های مرتبط با امنیت و حریم خصوصی، چالش های مرتبط با محتوای بازی پردازی، چالش های مرتبط باکیفیت و صحت اطلاعات (آلودگی اطلاعات)، چالش های مرتبط با حقوق و مالکیت فکری و چالش های اخلاقی مسئولیت پذیری و پاسخ گویی.نتیجه گیری: با بررسی مطالعات حوزه بازی پردازی آشکار می شود که بیشتر تحقیقات، بر منافع و پیامدهای مثبت این روند نوظهور تمرکز کرده اند و کمتر مطالعه ای به مسائل اخلاقی و جنبه های منفی این حوزه پرداخته است. در این پژوهش مجموعه ای از چالش های اخلاقی بازی پردازی شناسایی و اولویت بندی شد تا درک کل نگرانه ای از جنبه های تاریک پیش روی به کارگیری این رویکرد نوین در بستر فرهنگی، اجتماعی و مذهبی ایران فراهم آید. با توجه به افزایش نفوذ بازی پردازی در جنبه های مختلف کسب وکار و نیز جامعه، نتایج حاصل از این پژوهش به توسعه دهندگان برنامه های بازی پردازی و نهادهای سیاست گذار در این حوزه کمک خواهد کرد تا با بصیرتی جامع در رابطه با جنبه های تاریک و چالش های پیش روی به کارگیری بازی پردازی در سطح کسب وکار و جامعه، به کاهش پیامدهای منفی آن مبادرت ورزند و فضای ایمن تری را برای بازیگران برنامه های بازی پردازی شده فراهم سازند. از طرف دیگر، به کاربران نیز بینشی ارائه می دهد تا آسیب پذیری از این برنامه ها را کاهش دهند.
۱۰.

The Impact of Customer Knowledge Management on Service Quality with the Mediating Role of Open Innovation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
Service quality (SQ) is crucial for customer retention, making it essential for managers to understand the factors influencing it. In today’s competitive landscape, organizations are increasingly investing in customer knowledge management (CKM) to enhance their service delivery. Although substantial research has been conducted on SQ, significant gaps persist, highlighting the need for further investigation. This study addresses these gaps by exploring the impact of CKM on SQ, with a particular focus on the mediating role of open innovation (OI). Adopting a quantitative approach, the research employs a descriptive correlational design and utilizes structural equation modeling for data analysis. The study sample comprises 200 companies in the information technology (IT) sector in Tehran, of which 139 completed the questionnaires. The obtained data were analyzed using AMOS and SPSS software. The findings indicate a positive and significant relationship between CKM and SQ, confirming that OI serves as a mediator in this relationship. Organizations that effectively integrate CKM with OI are more likely to achieve higher service quality, underscoring the importance of these strategies for enhancing customer satisfaction.
۱۱.

طراحی چارچوب بکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی: رویکردی اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۳ تعداد دانلود : ۴۵۴
رشد روزافزون هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری جدید و بنیادین توجه بسیاری از پژوهشگران مدیریت را به خود جلب کرده است. در حوزه منابع انسانی نیز هوش مصنوعی یک انقلاب در حال گسترش و غیرقابل توقف است که بر اهمیت ورود هوش مصنوعی به مدیریت منابع انسانی می افزاید. علیرغم رشد تمایل سازمان ها به سرمایه گذاری در هوش مصنوعی، پژوهشی که درک جامعی از ابعاد بکارگیری هوش مصنوعی در حوزه منابع انسانی برای مدیران فراهم سازد تاکنون صورت نگرفته است. لذا، هدف از پژوهش حاضر ارائه چارچوبی است تا با بهره گیری از رویکرد سیستمی به شناسایی محرک ها، فرآیندها و پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی در منابع انسانی بپردازد. پژوهش حاضر از نظر شیوه گردآوری داده ها، پژوهشی کیفی و از نظر هدف دارای رویکردی اکتشافی می باشد که به منظور استخراج مولفه های چارچوب پیشنهادی به مصاحبه های باز و عمیق با خبرگان پرداخته شده است. نتایج تحلیل نشان می دهد، محرک ها تحت عنوان پیشران های به کارگیری هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی شامل محرک های فنآوری، محرکه های محیط رقابتی و محرک های سازمانی دسته بندی شدند. وجه دوم مدل تحت عنوان فرایندها شامل انتخاب و استخدام استعدادها، آموزش و توسعه، ارزیابی عملکرد، جبران خدمات و حفظ و نگهداشت نیروی انسانی را شامل می شود. در نهایت پیامدهای به کارگیری هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی شامل پیامدهای مرتبط با مالی، فرآیند داخلی، افراد و رشد و یادگیری می باشد. شرکت ها برای ارزیابی پیشبرد برنامه های هوشمندسازی منابع انسانی می توانند از یافته ها پژوهش استفاده کنند و به عنوان اصول راهنمای پیاده سازی هوش مصنوعی در منابع انسانی از آن بهره مند شوند.
۱۲.

بررسی چگونگی تأثیرپذیری مدیریت منابع انسانی از اینترنت اشیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۰ تعداد دانلود : ۳۹۱
هدف: امروزه اینترنت اشیا با سرعت چشمگیری در حال توسعه است و کسب وکارها به طور فزاینده ای روی به کارگیری آن در فرایندهای خود سرمایه گذاری می کنند، با این حال از پیاده سازی این فناوری در فرایندهای منابع انسانی خود بازمانده اند؛ زیرا از کاربردهای متعدد اینترنت اشیا در حوزه مدیریت منابع انسانی، درک روشن و کاملی ندارند که این خود از خلأ مطالعاتی موجود در ادبیات پژوهش در رابطه با مبحث مدنظر نشئت می گیرد. پژوهش حاضر بر آن است تا به تشریح این کاربردها در قالب چارچوبی مفهومی بپردازد و کسب وکارها را از مزایای بی شمار آن در این حوزه مطلع سازد. روش: پژوهش حاضر رویکرد کیفی دارد. در این پژوهش ابتدا با استفاده از روش کتابخانه ای، به بررسی و مطالعه پژوهش های انجام یافته حول موضوع مدنظر پرداخته شد. در ادامه، برای پاسخ به سؤال اصلی پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای به روش گلوله برفی با ۹ تن از خبرگان حوزه های اینترنت اشیا و مدیریت منابع انسانی به عمل آمد و با فن تحلیل مضمون و کدگذاری مضامین از طریق نرم افزار مکس کیودا، به تحلیل داده های حاصل از آن اقدام شد. یافته ها: در این پژوهش، ۲۳ کاربرد منحصربه فرد اینترنت اشیا در حوزه مدیریت منابع انسانی شناسایی و در قالب ۶ مضمون اصلی استخدام، آموزش و توسعه، مدیریت عملکرد، جبران خدمات، نگهداشت و پایان خدمت طبقه بندی شد. نتیجه گیری: اینترنت اشیا از طریق هوشمندسازی و داده محورکردن فرایندهای گوناگون منابع انسانی و عاری ساختن آنان از هرگونه خطای انسانی، به واسطه توسعه فرایند خودکارسازی، مدیریت مؤثرتر و کاراتر این منابع را در سازمان سبب می شود.
۱۳.

شناسایی شکاف های دانشی در پروژه های تجدید ساختار سازمانی (مطالعه موردی: شرکت های پالایش نفت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۸ تعداد دانلود : ۴۷۵
علی رغم سرمایه گذاری انبوه در حوزه تجدید ساختار سازمانی، نرخ شکست این پروژه ها بالاست. یکی از دلایل آن بی توجهی به شکاف دانشی موجود است. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر شناسایی شکاف های دانشی در پروژه های تجدید ساختار سازمانی است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و دارای رویکرد کیفی است. استراتژی پژوهش مطالعه موردی است. مشارکت کنندگان در پژوهش شرکت های پالایش نفت هستند که با منطق اشباع نظری با 12 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. شیوه تحلیل داده ها تحلیل تم است که با استفاده از نرم افزار مکس کیودا انجام شد. نتایج بیانگر این است که شکاف های دانشی شناسایی شده در پروژه های تجدید ساختار سازمانی در 2 مقوله اصلی: شکاف دانش درون سازمانی و شکاف دانش برون سازمانی قرار می گیرند. شکاف دانش درون سازمانی دربرگیرنده 6 مقوله فرعی: شکاف دانش مدیریتی، شکاف دانش فنی، شکاف دانش پرسنلی، شکاف دانش فکری، شکاف دانش فیزیکی، شکاف دانش سازمانی و شکاف دانش برون سازمانی دربرگیرنده 3 مقوله فرعی: شکاف دانش راهبردی، شکاف دانش قانونی و شکاف دانش دیپلماسی است.
۱۴.

چهارچوب ارزیابی عملکرد بازاریابی رسانه های اجتماعی در شرکت های کوچک و متوسط؛ رویکردی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۸ تعداد دانلود : ۳۴۲
با وجود اهمیت به کارگیری بازاریابی رسانه های اجتماعی در بسیاری از سازمان ها ازجمله کسب وکارهای کوچک و متوسط، پژوهش های پراکنده و محدودی برای ارزیابی عملکرد آن صورت گرفته است. به همین منظور، در این پژوهش تلاش می شود تا با استفاده از رویکرد مدیریتی شناخته شده کارت امتیازی متوازن، به توسعه چهارچوبی جامع برای ارزیابی عملکرد بازاریابی رسانه های اجتماعی در شرکت های کوچک و متوسط پرداخته شود. این مطالعه براساس هدف، کاربردی توسعه ای و از نوع ترکیبی است. برای دست یابی به هدف پژوهش، در مرحله اول به روش کیفی و مصاحبه با خبرگان این حوزه و همچنین مرور جامع پیشینه پژوهش، شاخص های چهارچوب پیشنهادی شناسایی و استخراج شده است. در مرحله دوم، به منظور اعتبارسنجی و وزن دهی ابعاد و شاخص ها، پرسشنامه ای پژوهشگرساخته توسعه یافت و به ارزیابی خبرگان دانشگاهی، مدیران بازاریابی باتجربه در حوزه بازاریابی رسانه های اجتماعی و مدیران ارشد بازاریابی شرکت های کوچک و متوسط پرداخته شد. یافته ها نشان داده است که بُعد مالی با وزن 257/0 در اولویت اول، بُعد مشتری با وزن 255/0 در اولویت دوم، بُعد یادگیری و رشد با وزن 250/0 در اولویت سوم و بُعد فرایندهای داخلی کسب وکار با وزن 236/0 در آخرین اولویت قرار دارند. چهارچوب توسعه یافته می تواند به عنوان ابزاری کاربردی برای سنجش نقاط قوت و ضعف و ارزیابی پروژه های عملکرد بازاریابی رسانه های اجتماعی در سازمان ها، به ویژه کسب وکارهای کوچک و متوسط به کار برده شود.
۱۵.

واکاوی چالش های اخلاقی به کارگیری رسانه های اجتماعی در ایران: رویکردی اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۱ تعداد دانلود : ۳۹۰
در سال های اخیر، به ویژه با پدیدارشدن ویروس کرونا، رسانه های اجتماعی به بستری برای پشتیبانی از تعاملات کاربران و محتوای ایجادشده در شبکه های اجتماعی تبدیل شده اند و کاربران می توانند از طریق آن ها وضعیت شخصی، اطلاعات، نظرات و پیشنهادات خود را به اشتراک بگذارند. با وجود مزایای انکارنشدنی این رسانه ها در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی، استفاده از این برنامه های کاربردی جامعه بشری را با مسائل اخلاقی متعددی مواجه کرده است. هدف از این مقاله با روش کاربردی، شناسایی و اولویت بندی چالش های اخلاقی رسانه های اجتماعی براساس روش تحقیق آمیخته متوالی است. در مرحله اول، پس از مرور ادبیات در حوزه اخلاق فناوری به طور عام و اخلاق در حوزه رسانه های اجتماعی با استفاده از روش گروه کانونی، چالش های اخلاقی پالایش و طبقه بندی شدند و در مرحله دوم، با بهره گیری از روش پیمایش به ارزیابی و بومی سازی چالش های شناسایی شده از سوی خبرگان بیشتری پرداخته شد. جامعه آماری در هر دو مرحله، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (قضاوتی)، استادان و خبرگان حوزه اخلاق فناوری اطلاعات و اخلاق رسانه های اجتماعی بودند. نتایج حاصل از مقاله، 7 بُعد اصلی و 42 شاخص در حوزه اخلاق رسانه های اجتماعی را ارائه می کند که در این مقاله بررسی شده اند. یافته های به دست آمده می تواند به سیاست گذاران در حوزه فناوری بصیرتی جامع درخصوص چالش های پیش روی به کارگیری شبکه های اجتماعی و اهمیت آن ها ارائه دهد. این مقاله از لحاظ موضوعی دارای نوآوری بوده و کمتر به آن توجه شده است.
۱۶.

ارائه چهارچوب ارزیابی کیفیت محتوای کاربرساخته در رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۸ تعداد دانلود : ۴۸۶
هر چند با افزایش استفاده از رسانه های اجتماعی، تأثیر محتوای کاربرساخته بر روی تصمیم گیری مشتریان افزایش یافته، تاکنون پژوهش جامعی که به ارزیابی کیفیت محتوای کاربرساخته در رسانه های اجتماعی بپردازد، انجام نشده است. با توجه به این مسئله، هدف این پژوهش، ارائه چهارچوب ارزیابی کیفیت محتوای کاربرساخته در رسانه های اجتماعی است. در مرحله اول پژوهش، ابعاد و شاخص های کیفیت محتوای کاربرساخته از روش کیفی فراترکیب، شناسایی و استخراج شده است. جامعه آماری شامل مجموعه مقالات حوزه های مرتبط است که با بررسی کتابخانه ای از طریق اینترنت گردآوری شده اند. در مرحله دوم، از روش آنتروپی شانون برای اولویت بندی ابعاد و شاخص های استخراج شده براساس فراوانی کدهای به دست آمده استفاده شده است. براساس نتایج حاصل شده از روش فراترکیب، 6 مقوله اصلی، 13 بُعد و همچنین 207 شاخص به عنوان چهارچوب نهایی ارائه شده که شامل این موارد هستند: مقوله محتوا (شامل ابعاد متنی و صوتی- تصویری)، مقوله اعتبار (شامل ابعاد اعتباردهی کاربران و اعتبار منبع اطلاعات)، مقوله ارائه (شامل ابعاد ساختار و فرم)، مقوله یکپارچگی (شامل ابعاد صحت و امنیت)، مقوله زمینه (شامل ابعاد زمان و جمعیت شناختی) و مقوله عملکرد (شامل ابعاد سودمندی، شناختی و اجتماعی- احساسی). این پژوهش با ارائه طیفی وسیع از مجموعه عوامل تأثیرگذار بر کیفیت محتوا در رسانه های اجتماعی، درصدد آگاهی بخشی به مدیران و شاغلان فعال در بستر تجارت الکترونیک بوده تا با آشنا کردن آنها با نحوه ایجاد محتوای تأثیرگذار، آنان را از مزایای فناوری جدید تجارت اجتماعی برخوردار کند.
۱۷.

شناسایی و اولویت بندی ارزش های تجاری رسانه های اجتماعی در کسب وکارهای کوچک و متوسط: مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۴ تعداد دانلود : ۳۲۹
رسانه ه ای اجتماعی به عنوان یک ابزار مؤثر در کسب وکارهای کوچک و متوسط، طیف وسیعی از فرصت های ارزشمند را ایجاد و موجب کاهش چشمگیر هزینه ها خواهد شد و امروزه استراتژی بنگاه ها برای تعامل با مشتریان و ایجاد روابط و همکاری با دیگر عناصر بازار با ظهور رسانه های اجتماعی تغییر داشته است. در طول دو دهه قبل، تحقیقات مربوط به رسانه های اجتماعی در حوزه کسب وکار به طور فزاینده ای افزایش یافته است ولیکن تاکنون مطالعه جامعی در رابطه با ارزش های تجاری رسانه های اجتماعی در کسب وکارهای کوچک و متوسط و اولویت بندی آن ها صورت نگرفته است. لذا پ ژوهش حاضر با بررسی سیستماتیک مطالعات در بازه زمانی سال های 2012 تا 2019، 57 مقاله انتخاب و با استفاده از روش فراترکیب مقالات منتخب مورد بررسی قرار گرفته و ارزش های تجاری اشاره شده در آن ها کدگذاری شدند. سپس ارزش های شناسایی شده با استفاده از روش آنتروپی شانون اولویت بندی شدند به طوری که پنج طبقه اصلی ارزش تجاری شامل ارزش عملیاتی، ارزش مالی، ارزش استراتژیک، ارزش مشتری و در نهایت ارزش دانشی/ اطلاعاتی به ترتیب رتبه اول تا پنجم را به خود اختصاص دادند. پژوهش حاضر هم از لحاظ یافته ها و هم از نظر روش شناسی در حوزه بکارگیری رسانه اجتماعی در شرکت های کوچک و متوسط دارای نوآوری می باشد.
۱۸.

واکاوی عوامل ایجاد کننده نارضایتی مشتریان از برنامه های کاربردی سفارش غذا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۴ تعداد دانلود : ۳۶۶
هدف: امروزه برنامه های کاربردی (اپلیکیشن های) تلفن همراه به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. با توجه به بازار رو به رشد برنامه های کاربردی تلفن همراه برای سفارش غذا و گرایش کسب و کارها به بهره مندی از این فناوری ها شناسایی عوامل مؤثر بر نارضایتی مشتریان از این برنامه ها اهمیت بسزایی دارد. با توجه به خلأ تحقیقاتی موجود هدف اصلی مقاله حاضر شناسایی و اولویت بندی عوامل نارضایتی مشتریان اپ های سفارش غذا می باشد. روش: این پژوهش به لحاظ روش و ماهیت، از نوع آمیخته و اکتشافی می باشد. در بخش کیفی پژوهش به روش تحلیل مضمون، عوامل نارضایتی مشتریان از متن 20 مصاحبه (پس از اشباع داده ها) استخراج شد. در بخش کمی برای رتبه بندی عوامل نارضایتی، پرسشنامه محقق ساخته توزیع و به روش میانگین وزنی، مضامین رتبه بندی گردید. یافته ها: در این پژوهش با بکارگیری روش شبکه مضامین، 15 مضمون سازمان دهنده و 6 مضمون فراگیر شناسایی و نقشه ی شبکه تارنما آن ترسیم گردید. نتیجه گیری: تأخیر در تحویل سفارش، مهم ترین عامل نارضایتی مشتریان اپ های سفارش غذا می باشد و در رتبه های بعدی عدم تضمین کیفیت و سلامت غذا، عدم جبران مابه التفاوت موارد فاکتور شده با موارد ارسالی، قرار دارد.
۱۹.

ارائه چارچوب هم رقابتی کسب و کارها در دوران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۶ تعداد دانلود : ۳۲۳
امروزه هم رقابتی به بخشی مهم از استراتژی شرکت ها، به منظور انطباق با عدم اطمینان محیط کسب وکار، بدل شده است. در دوران همه گیری ویروس کرونا و با توجه به شرایط عدم اطمینان ناشی از آن در محیط کسب وکار کشور، استراتژی هم رقابتی می تواند برای عبور از این شرایط سودمند باشد. علیرغم رشد توجه مدیران به استراتژی هم رقابتی در دوران کرونا، پژوهشی که به طور کل نگرانه و یکپارچه به شناسایی محرکه ها، فرآیند و پیامدهای هم رقابتی بپردازد و مدیران را در تحقق استراتژی هم رقابتی در دوران کرونا یاری رساند، صورت نپذیرفته است. لذا، هدف از پژوهش حاضر ارائه چارچوب هم رقابتی کسب وکارها در دوران کرونا است. برای این منظور پژوهش در دو مرحله و به صورت آمیخته انجام شده است. در مرحله اول از روش تحقیق کیفی فراترکیب بهره گرفته شده است. در این پژوهش ابتدا مطالعات مرتبط با حوزه پژوهش مورد مطالعه قرار گرفت و در نهایت 84 مقاله برای کدگذاری نهایی انتخاب شدند که از متن مقالات انتخاب شده 136 کد استخراج و دسته بندی گردیدند. و سپس در مرحله دوم به منظور وزن-دهی و اولویت بندی عوامل از رویکرد کمی و تکنیک BWM بهره گرفته شده است. بازه زمانی جستجوی مقالات نیز از سال1997 تا 2021 بوده است. براساس یافته های پژوهش محرک های هم رقابتی کسب وکارها در دوران کرونا عبارتند از کمبود منابع مالی، کاهش بهره وری شرکتی، چالش های عرضه و تقاضا، عدم اطمینان محیطی، جهت گیری ها و تغییرات رفتاری خرید مشتریان، چالش های منابع انسانی، چالش های محیطی. نتایج پژوهش نشان داد که فرآیند هم رقابتی کسب وکارها در دوران کرونا عبارتند از بررسی محیطی صنعت، انتخاب شرکت همکار، انتخاب استراتژی همکاری، تدوین استراتژی، مدیریت تبادل دانش و تکنولوژی، مدیریت و تبادل منابع، مدیریت سرمایه انسانی، مدیریت امور مالی، مدیریت زنجیره تأمین و ارزیابی استراتژیک هم رقابتی است. پیامدهای هم رقابتی در دوران کرونا نیز شامل افزایش تاب آوری، افزایش بهره وری، رقابت پذیری بیشتر، توسعه بازاریابی و مشتری مداری و توسعه ی نوآوری و خلاقیت است.
۲۰.

طراحی چارچوب پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بین المللی (مورد مطالعه: صنعت فرش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۹ تعداد دانلود : ۴۲۳
درک عوامل مؤثر بر به کارگیری موفق بازاریابی دیجیتال بین المللی میتواند به ارتقای سودآوری شرکتهای صادرکننده فرش در سطح بین-الملل یاری رساند که علیرغم اهمیت آن تاکنون در مطالعات پیشین مورد توجه قرار نگرفته است. لذا، هدف اصلی پژوهش، طراحی چارچوبی برای پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بین المللی در صنعت فرش می باشد. به منظور دستیابی به هدف پژوهش، در ابتدا با رویکردی کیفی به مرور مطالعات و نیز مصاحبه با خبرگان جهت شناسایی ابعاد موفقیت بازاریابی دیجیتال بین المللی در صنعت فرش پرداخته شده است؛ سپس میزان اهمیت و اولویت هریک از ابعاد و زیرشاخص های شناسایی شده با استفاده از روش کمی تجزیه وتحلیل آنتروپی شانون تعیین شده است. روش نمونه گیری پژوهش، هدفمند (قضاوتی) می باشد. یافته های پژوهش نشان دهنده سه مقوله اصلی فرآیند بازاریابی دیجیتال بین المللی، محتوای بازاریابی دیجیتال بین المللی و زمینه بازاریابی دیجیتال بین المللی به ترتیب با اوزان 0.4078، 0.3672 و 0.2253 و نیز 11 مفهوم مهم برای هریک از مقولات بوده است که مقوله "فرایند بازاریابی دیجیتال بین المللی" حاوی مفاهیمی چون تجزیه وتحلیل موقعیت، شناسایی اهداف/ استراتژی، تاکتیک ها و اقدامات بعد ارزیابی و کنترل، مقوله "زمینه بازاریابی دیجیتال بین المللی" حاوی مفاهیم فناوری، افراد، استراتژی و در نهایت مقوله "محتوا بازاریابی دیجیتال بین المللی" شامل مفاهم توزیع، قیمت، محصول و ترفیع می باشد. در بین مفاهیم بازاریابی دیجیتال بین المللی در صنعت فرش، بیشترین اولویت به ترتیب بر مفاهیم تجزیه وتحلیل موقعیت (وزن: 0.1498)، ترفیع (وزن:0.1368 ) و فرموله سازی اهداف/ استراتژی (وزن: 0.1016) در بین یازده مفهوم بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان