محمود احمدی شریف

محمود احمدی شریف

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۵ مورد.
۱.

ارائه الگوی بهبود عملکرد بازاریابی در صنعت بانکداری با تمرکز بر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عملکرد بازاریابی هوش مصنوعی رضایت مشتریان خودکارسازی خدمات تدوین استراتژی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۱۸
هدف پژوهش ارائه الگوی بهبود عملکرد بازاریابی در صنعت بانکداری با تمرکز بر هوش مصنوعی است. پژوهش از نظر روش‌شناسی پژوهشی کیفی و از لحاظ هدف کاربردی و از نوع پژوهش‌های توصیفی – تحلیلی است. 18 نفر از نخبگان دانشگاهی در حوزه بازرگانی و علوم بانکی و رشته‌های مرتبط جامعه آماری این پژوهش بودند که بر اساس نمونه‌گیری گلوله برفی و اشباع نظری 11 نفر در نظر گرفته شدند. ابزاری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختار یافته است. تحلیل داده‌ها مطابق نظریه داده بنیاد است. یافته‌های پژوهش در قالب شش مقوله اصلی و مقوله‌های فرعی تبیین گردید. نتایج نشان داد که عوامل علّی شامل «توسعه اخلاقی در صنعت بانکداری مدرن، ارائه خدمت از طریق چت‌بات‌ها و ربات‌ها، رضایت مشتریان از بانکداری مدرن و لزوم امنیت اطلاعات در بانکداری مدرن» است. عوامل راهبردی شامل «ایجاد بازاریابی رابطه مند با مشتریان به‌عنوان نقشه راه دیجیتال، تدوین پلتفرم کاربری مالی برخط برای مشتریان، خودکارسازی مبتنی بر قوانین بانکی و توسعه توانمندیهای نواورانه در حوزه بانکی» است. عوامل زمینه‌ای شامل «تأمین امنیت اطلاعات مالی مشتریان جهت جلب اعتماد اولیه آنها، بهره‌برداری از فناوری، بلاک‌چین برای ایجاد سیستم‌های بانکداری امن و شفاف بهبود تجربه مشتری از خدمات بانکی و مشخص کردن امتیاز اعتباری افراد با کمک هوش مصنوعی» است. عوامل محوری شامل «تحلیل ریسک مشتریان، تجزیه‌وتحلیل داده‌های مشتری و شناسایی الگوها، به بانک‌ها در پیش‌بینی رفتار مشتریان و ارائه خدمات و محصولات شخصی‌سازی شده و متناسب‌تر برای هر دسته از مشتریان» است. عوامل مداخله‌گر شامل «قوانین بانکی و قوانین اخلاقی در بکارگیری هوش مصنوعی، شناسایی و جلوگیری از حملات سایبری، تدوین استراتژی مؤثر برای سرمایه‌گذاری و مدیریت مؤثرتر پورتفوی سرمایه‌گذاری بانک‌ها به کمک هوش مصنوعی» است. پیامدها شامل «خودکاری‌سازی خدمات گوناگون بانکی، بکارگیری شیوه بازاریابی متناسب با تقاضای مشتری، افزایش سودآوری بانکی و افزایش رضایت مشتریان و ارزیابی ریسک‌ها، شناسایی و جلوگیری از تقلب‌ها و مبارزه با پول‌شویی» است. بر اساس نتایج پژوهش حاضر پیشنهاد گردید که برای بهبود عملکرد این اقدامات، لازم است تیم‌های تخصصی در بانک‌ها با همکاری متخصصان داده و هوش مصنوعی تشکیل شوند و به‌طور مستمر با توجه به تحلیل تقاضا و نیازهای مشتریان؛ مدل‌ها و استراتژی‌های خود را ارزیابی و به‌روزرسانی کنند.
۲.

شفافیت و عدم سوگیری الگوریتمی بر پذیرش سیستم های تشخیص تقلب مبتنی بر هوش مصنوعی با میانجی گیری اعتماد با رویکرد معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شفافیت عدم سوگیری الگوریتمی پذیرش سیستم های تشخصیص تقلب مبتنی بر هوش مصنوعی اعتماد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۱
در سال های اخیر، استفاده از سیستم های هوش مصنوعی در حوزه خدمات مالی و بانکی به ویژه در زمینه تشخیص تقلب، به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی در افزایش امنیت و کاهش ریسک مالی مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، پذیرش این فناوری های نوین از سوی کارکنان و مشتریان بانک ها مستلزم فراهم شدن پیش شرط هایی همچون، شفافیت عملکرد الگوریتم ها و کاهش سوگیری های احتمالی آن هاست. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر شفافیت و عدم سوگیری الگوریتمی بر پذیرش سیستم های تشخیص تقلب مبتنی بر هوش مصنوعی با نقش میانجی اعتماد و با بهره گیری از رویکرد معادلات ساختاری انجام شد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی – همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل: کارکنان و کارشناسان شعب بانک ملی به تعداد 653 نفر در شهر کرج انتخاب شدند. حداقل حجم نمونه طبق فرمول کوکران 242 نفر برآورد گردید و مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد استفاده شدهاست. پایایی با استفاده از ضریب الفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت و روایی صوری و محتوا با نظر استاد راهنما و خبرگان مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. همچنین تجزیهوتحلیل دادههای بهدست آمده با استفاده از نرمافزار آماری SPSS و lisrelصورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان داد که شفافیت الگوریتمی تأثیر مثبت و معناداری بر اعتماد و همچنین بر پذیرش سیستم های تشخیص تقلب دارد. علاوه براین، نتایج بیانگر آن است که عدم سوگیری الگوریتمی نیز به طور مستقیم بر سطح اعتماد کارکنان نسبت به سیستم اثرگذار بوده و از این طریق پذیرش فناوری هوش مصنوعی را افزایش می دهد. نقش میانجی اعتماد در این رابطه تأیید شد و مشخص گردید که اعتماد به عنوان حلقه واسط، شدت اثرگذاری شفافیت و بی طرفی الگوریتم ها را بر پذیرش سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی تقویت می کند. بر اساس آزمون سوبل و شاخص های برازش مدل، روابط مورد نظر از اعتبار آماری مناسبی برخوردار بودند.
۳.

اعتبارسنجی مدل بازاریابی انگیزشی جهت جذب سرمایه گذار در سیستم بانکداری با رویکرد مدیریت دانش مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتبارسنجی بازاریابی انگیزشی سرمایه گذار بانکداری مدیریت دانش مشتری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۸
پژوهش حاضر با هدف اعتبارسنجی مدل بازاریابی انگیزشی جهت جذب سرمایه گذار در سیستم بانکداری با رویکرد مدیریت دانش مشتریان انجام شد. در این تحقیق با استفاده از روش کمی و ابزار پرسشنامه، داده های مربوط به مشتریان بانک ملت در شهر تهران گردآوری و از طریق تحلیل عاملی تأییدی، رگرسیون خطی و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل گردید. نتایج نشان داد ابعاد مختلف بازاریابی انگیزشی شامل یکپارچه سازی فناوری، تحلیل اطلاعات دریافتی، رویکرد مشتری مداری، بهینه سازی زنجیره تأمین و پایداری استراتژی های تولید و عملیات، همگی تأثیر مثبت و معناداری بر جذب سرمایه گذاران دارند. در میان این ابعاد، یکپارچه سازی فناوری و تحلیل اطلاعات دریافتی بیشترین نقش را ایفا کردند که بیانگر اهمیت بهره گیری از فناوری های نوین، دیجیتالی سازی خدمات و تحلیل داده های مشتریان در نظام بانکی است. همچنین نتایج حاکی از آن بود که رویکرد مشتری مداری و توجه به نیازها و ترجیحات سرمایه گذاران می تواند اعتماد و وفاداری آنان را تقویت نماید. یافته ها علاوه بر تأیید نوآوری مدل ارائه شده، بر ضرورت سرمایه گذاری بانک ها در توسعه زیرساخت های فناورانه و داده محور، نهادینه سازی فرهنگ مشتری مداری و ایجاد هماهنگی در زنجیره خدمات بانکی تأکید دارد. در نهایت، مدل پیشنهادی می تواند راهنمایی کاربردی برای مدیران بانکی و سیاست گذاران اقتصادی در جهت ارتقای جایگاه نظام بانکی کشور در جذب و نگهداشت سرمایه باشد.
۴.

شناسایی مؤلفه های خلق ارزش ویژه برند در صنعت پوشاک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برند ارزش ویژه برند آگاهی از برند تصویر مثبت از برند ارزش ادراک شده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های خلق ارزش ویژه برند در صنعت پوشاک ایران می باشد. روش پژوهش از نوع بنیادی با هدف اکتشافی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی را مدیران عضو شورای عالی برندهای پوشاک ایران تشکیل می دهند که 16 نفر بر اساس روش گلوله برفی انتخاب شدند و در بخش کمی نیز جامعه آماری، کلیه مشتریان مراجعه کننده به مراکز خرید پوشاک ایرانی هستند که با توجه به نامحدود بودن جامعه، با استفاده از فرمول کوکران، 387 نفر به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری داده ها در بخش کیفی بوسیله مصاحبه و در بخش کمی بوسیله پرسشنامه محقق ساخته انجام و روایی پرسشنامه با روش تأیید اساتید و پایایی آن با آلفای کرونباخ تایید شده است. در تجزیه وتحلیل داده های بخش کیفی از کدگذاری و از روش گراند تئوری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS  و AMOS استفاده شد. طبق نتایج بدست آمده در این پژوهش، چهار مؤلفه قدرت داخلی برند، آگاهی از برند، تصویر مثبت از برند و ارزش ادراک شده، کلیدی ترین مؤلفه های خلق ارزش ویژه برند در صنعت پوشاک ایران هستند و مدل بدست آمده از برازش مناسبی برخودار است.
۵.

تبیین مدل بازاریابی شهودی در صنعت شوینده ایران: رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازاریابی شهودی نظریه داده بنیاد رفتار ناخودآگاه مصرف کننده صنعت شوینده مدل معادلات ساختاری راهبرد بازاریابی تجربه مشتری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۱
صنعت شوینده در ایران به عنوان صنعتی رقابتی و پویا با چالش های فراوانی در شناخت رفتار واقعی مصرف کننده و طراحی راهبردهای بازاریابی مواجه است. مهم ترین مسئله این پژوهش، ضعف مدل های بازاریابی سنتی در شناسایی و بهره برداری از سازوکارهای ناخودآگاه و شهودی مؤثر بر فرایند خرید است که باعث ایجاد فاصله میان رفتار ادراکی و عملی مشتریان و کاهش اثربخشی سرمایه گذاری های بازاریابی شده است. هدف این تحقیق تبیین مدل پارادایمی بازاریابی شهودی در صنعت شوینده ایران و ارائه چارچوبی بومی برای شناسایی الهامات، عوامل ناخودآگاه، موانع و راهبردهای اثربخش در جهت ارتقاء تجربه مشتری و رشد برند است. این مطالعه صرفاً با رویکرد کیفی و با انجام مصاحبه های عمیق با ۲۰ نفر از خبرگان حوزه بازاریابی، مدیران و اساتید دانشگاهی انجام شد و داده ها با روش نظریه داده بنیاد تحلیل و کدگذاری شدند. یافته ها نشان دادند که الهامات محیط زیستی، تداعی نوستالژیک، غرور ملی و روایت های خانوادگی از ریشه های اصلی رفتار شهودی هستند و عوامل زمینه ای نظیر هویت اجتماعی، آموزش تخصصی، قیمت و تجربه خرید، شرایط ظهور این رفتار را تقویت می کنند. موانع ساختاری، ریسک ادراک شده و شایعات به عنوان عوامل تضعیف کننده شناسایی شدند. راهبردهای پیشنهادی شامل نوآوری محصول و بسته بندی، تبلیغات خلاق و حسی، توسعه سرمایه انسانی شهودی و ارتقاء تجربه مشتری است. این پژوهش تأکید دارد که شرکت ها باید تمرکز خود را از بازاریابی صرفاً منطقی به سرمایه گذاری در ظرفیت های ناخودآگاه و شهودی نیروی انسانی و محصولات معطوف کنند. توصیه می شود مدیران با بهره گیری از روش های عصب پژوهی، طراحی نوآورانه و آموزش تخصصی، مزیت رقابتی پایدار خلق نمایند.
۶.

ارائه مدل علی- راهبردی بازاریابی عملگرایانه در صنعت بانکداری اسلامی متکی بر ابزارهای هوش مصنوعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی بانکداری اسلامی استراتژی بازاریابی علی - راهبردی بازاریابی عملگرایانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۵
هدف پژوهش حاضر ارائه واعتبارسنجی ارائه مدل علی- راهبردی بازاریابی عملگرایانه در صنعت بانکداری اسلامی متکی بر ابزارهای هوش مصنوعی می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. روش پژوهش آمیخته و در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش خبرگان دانشگاهی در حوزه بازرگانی و علوم بانکی و مدیران بانکی می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و نقطه اشباع نظری 11 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری بخش کیفی اطلاعات مصاحبه نیمه ساختار یافته برگرفته از مبانی نظری می باشد. شیوه تجزیه و تحلیل این بخش با استفاده از نظریه داده بنیاد می باشد. در بخش کیفی از نرم افزار Maxquda استفاده شد. بخش کمی پژوهش با استفاده از ابزار پرسش نامه محقق ساخته برگرفته از الگوی کیفی پژوهش بعد از تایید روایی-پایایی در جامعه آماری که تعداد نمونه آماری براساس فرمول کوکران 213 نفر برآورد گردید، توزیع شد. نرم افزار مورد استفاده در بخش کمی نرم افزار Amos می باشد.طبق نتایج بخش کیفی عوامل علّی شامل «توسعه اخلاقی در صنعت بانکداری اسلامی مدرن، ارائه خدمت از طریق چت بات ها و ربات ها، رضایت مشتریان از بانکداری اسلامی مدرن و لزوم امنیت اطلاعات در بانکداری اسلامی مدرن» می باشد. عوامل راهبردی شامل «ایجاد بازاریابی رابطه مند با مشتریان به عنوان نقشه راه دیجیتال، تدوین پلتفرم کاربری مالی انلاین برای مشتریان، اتوماسیون مبتنی بر قوانین بانکی و توسعه توانمندیهای نواورانه در حوزه بانکی» می باشد. مسیرها و روابط علی بین سازه ها در مدل ساختاری با روش تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت.
۷.

طراحی و اعتباریابی الگوی مدیریت ریسک اعتباری با رویکرد مدیریت راهبردی دانش در بانکداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت ریسک اعتباری مدیریت راهبردی دانش مدل مدیریتی صنعت بانکداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۶
این پژوهش با هدف طراحی مدلی کارآمد برای مدیریت ریسک اعتباری با رویکرد مدیریت راهبردی دانش در صنعت بانکداری انجام شد. روش تحقیق به صورت کیفی و بر مبنای رویکرد پدیدارشناسی بود و از تحلیل مضمون برای شناسایی و دسته بندی مولفه ها استفاده شد. نظرات متخصصان با نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی جمع آوری و اعتبار مدل با استفاده از شاخص لاوشه و CVI ارزیابی گردید. یافته ها نشان داد 118 نشانگر، 30 مضمون پایه، 14 مضمون سازمان دهنده، و 6 مضمون فراگیر شناسایی شدند. این مضامین فراگیر عبارت اند از: زیرساخت های فناورانه مدیریت دانش (مانند سیستم های هوشمند پردازش اطلاعات و ذخیره دانش)، فرآیندهای ارزیابی اعتباری (تحلیل های کمی و کیفی ریسک)، مدیریت سرمایه انسانی (توسعه شایستگی ها و مدیریت استعداد)، فرهنگ سازمانی دانش محور (ارزش های سازمانی و مدیریت تحول فرهنگی)، ارتباط محوری (ارتباط با مشتریان و نهادهای نظارتی)، و نوآوری و بهبود مستمر (مدیریت تغییر و تحقیق و توسعه). مدل پیشنهادی با شاخص های CVR و CVI تأیید شد و اعتبار محتوایی بالایی داشت. نتیجه گیری نشان می دهد این مدل می تواند به بهبود فرآیندهای مدیریتی و تصمیم گیری در بانک ها کمک کند و ابزاری کارآمد برای مدیریت ریسک اعتباری ارائه دهد. با استفاده از این رویکرد، بانک ها می توانند انعطاف پذیری بیشتری در مواجهه با چالش های ریسک داشته و کارایی عملیاتی خود را ارتقا بخشند.
۸.

شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال در سیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت دانش مشتریان بازاریابی دیجیتال سیستم بانکداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
هدف این پژوهش شناسایی عوامل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری و ارائه الگوی با رویکرد تحلیل مضمونمی باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، از نوع تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان شامل اساتید هیأتعلمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران ارشد بانک کشاورزی، می باشد و نمونه گیری به صورت گلوله برفی انجام شد و مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و از نرم افزار MAXqda 2020 استفاده گردید. نتایج نشان داد که مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری باید دارای ویژگیهایی از قبیل دانش مشتری ، قابلیت های مدیریت دانش، پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بانکی ،آموزش و توسعه نوآوری دیجیتال باشد. در نهایت، این نتایج به 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان یافته و یک مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. میتوان نتیجه گرفت که مدیریت دانش مشتریان در سیستم بانکداری، امری حیاتی است که با استفاده از روش های بازاریابی دیجیتال، ارتباطات مؤثر و ارزش های برتر را برای مشتریان ارائه می دهد. این رویکرد نه تنها باعث بهبود تجربه مشتری می شود بلکه ارتقاء روابط بانک با مشتریان و بهبود عملکرد کسب و کار را فراهم می کند. به کمک این رویکرد، بانک ها می توانند به رشد پایدار و رقابتی در دنیای دیجیتالی دست یابند.
۹.

ارائه الگوی بازاریابی کارآفرینانه مبتنی بر کار تیمی با تاکید بر شرکت های نوپا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازاریابی کارآفرینی بازاریابی کارآفرینانه کار تیمی استراتژی بازاریابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی بازاریابی کارآفرینانه مبتنی بر کار تیمی با تاکید بر شرکت های نوپا می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری شامل 15 نفر از خبرگان که متشکل از اساتید هیأت علمی رشته مدیریت بازاریابی و مدیران در صنعت بازاریابی و فروش می باشد که به روش نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA و برای تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بین متغیرها از نرم افزار MICMAC استفاده شده است. نتایج نشان داد که از روش تحلیل مضمون، 5 مضمون فراگیر و 13 مضمون سازمان یافته و 87 کد پایه شناسایی و استخراج شد و سپس با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری، شاخص های شناسایی شده سطح بندی شدند که نتایج نشان داد، سطح چهارم شامل استراتژی بازاریابی (C04) تاثیرگذاترین می باشد که به عنوان سنگ زیربنایی مدل عمل می کند و به صورت مستقیم بر روی معیارهای سطح سوم (محتوا و ابزار بازاریابی (C03)، ارزیابی عملکرد بازاریابی (C02) تأثیر می گذارند. سطح اول شامل توسعه کار تیمی (C04) به عنوان تاثیرپذیرترین سطح می باشد. ابعاد سطح دوم (شبکه سازی و روابط عمومی بازاریابی (C01) به عنوان رابط عمل می کنند.
۱۰.

Providing a sustainable marketing model in the insurance industry with a focus on artificial intelligence(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: sustainable marketing Artificial Intelligence insurance industry grounded theory

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۱۶۶
The current research was conducted with the aim of providing a sustainable marketing model in the insurance industry with a focus on artificial intelligence. According to the type of data, the research method is mixed (qualitative-quantitative) of exploratory nature. In the statistical population, 12 people were selected from among the experts until the theoretical saturation was reached. The experts included professors of the faculty of business management and senior managers of Alborz insurance company, who were selected by non-probability, targeted and chain sampling. Quantitative part of 400 managers were insurance industry experts, using Cochran's formula, 196 people were selected by stratified random method. To collect data, semi-structured interviews and researcher-made questionnaires were used. The analysis method has been carried out in several consecutive steps. In the first stage, to identify the components of the model, the qualitative method and semi-structured interviews using the grounded theory have been used. In the next section, using interpretative structural modeling, the identified indicators were leveled. Finally, in order to fit the designed model in the qualitative part, a quantitative method with structural equation modeling approach was used with PLS4 software. The findings showed that 6 components were identified and there is a significant relationship between all components and sustainable marketing and the designed model has an acceptable fit. It can be concluded that AI can be incorporated as an essential component of a sustainable marketing strategy, enabling marketing professionals and businesses to make positive changes while increasing their brand reputation and profitability.
۱۱.

طراحی الگوی برندسازی دیجیتال در محصولات کشاورزی سالم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برندسازی دیجیتال قدرت جامعه برند مدیریت برند محصولات کشاورزی سالم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۱۳
هدف پژوهش حاضر الگوی برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم است. روش تحقیق از حیث هدف کاربردی است و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی از نوع اکتشافی است. روش انجام پژوهش، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد و نرم افزار مکس کیودا انجام گردید که ابزار گردآوری کدها مصاحبه نیمه ساختار یافته و به صورت روش نمونه گیری هدفمند بوده و با 13 نفر از خبرگان این حوزه اشباع نظری حاصل گردید. همچنین با 82 کدگذاری باز ، 22 مقوله محوری و انتخابی الگوی برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم در ایران طراحی گردید. برندسازی دیجیتال محصولات کشاورزی سالم حول محور خلق معنی برند و قدرت برند قرار دارد که تحت تاثیر شرایط علّی آغاز می گردد و با راهبرد مختلف خلق برند دیجیتال و قدرت برند معنی می یاید و با تدوین و اجرای آمیخته بازاریابی همسو با برند و بازاریابی ارتباطات یکپارچه به تقویت فرهنگ برند در جامعه هدف پرداخته و هویت و شخصیت برند دیجیتال محصولات کشاورزی سالم را در ذهن مشتری تصویرسازی می نماید. راهبرد تحت تاثیر عوامل مداخله گر در صدد تحقق خواسته بحق، امنیت و سلامت غذایی می باشد و با عمل به وعده برند و تحویل محصول سالم با قیمت مناسب، کسب شهرت می نماید و تکرار خرید محصولات کشاورزی توسط مشتریان وفادار، تولید بیشتر را اقتضا نموده و باعث اشتغال و رونق اقتصادی روستایی می شود.
۱۲.

ارائه چارچوبی از مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال در سیستم بانکداری با تأکید بر مؤلفه رفتاری مشتری مداری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مدیریت دانش مشتریان بازاریابی دیجیتال سیستم بانکداری تحلیل مضمون مدلسازی ساختار تفسیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۸۷
مدیریت دانش مشتریان یکی از عوامل مهم در بهبود عملکرد سازمان های بانکی است. استفاده از رویکرد بازاریابی دیجیتال در مدیریت دانش مشتریان می تواند به بهبود روابط با مشتریان و ارتقای سطح خدمات بانکی کمک کند. ازاین رو هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوبی برای تببین مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری می باشد. روش: در این پژوهش از دو روش کیفی تحلیل مضمون و مدل سازی ساختاری - تفسیری استفاده شده است در بخش تحلیل مضمون ،پژوهش کلیه متون موجود در خصوص مدیریت دانش مشتریان به دقت تحلیل و بررسی شدند برای اجرای روش شناسی مدل سازی ساختاری - تفسیری ،نیز نظر ۱5 نفر از خبرگان که از روش گلوله برفی در قالب پرسش نامه استفاده شد و مبنای پژوهش قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال درسیستم بانکداری باید دارای ویژگی هایی از قبیل دانش مشتری ، قابلیت های مدیریت دانش ، پیاده سازی بازاریابی دیجیتال بانکی ،آموزش و توسعه نوآوری دیجیتال باشد. در نهایت، این نتایج به 12 مضمون پایه، 4 مضمون سازمان یافته و یک مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. در گام دوم نیز با بهره گیری از مدلسازی ساختاری تفسیری و برقراری ارتباط ات زوج ی، روابط بین مضامین فراگیر کشف و در چهار سطح اولویت بندی شدند. نتیجه گیری: مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال در سیستم بانکداری، اصلی ترین ابزار برای بهبود تجربه مشتریان و افزایش رضایت آن هاست.که این رویکرد نه تنها ارتباطات بانکی را بهبود بخشید، بلکه اطلاعات به دست آمده از مشتریان را به عنوان یک دانش ارزشمند برای بهبود خدمات بانکی بهره برداری کرده است.
۱۳.

ارائه مدل بازاریابی تعاملی با رویکرد مدیریت دانش مشتریان در صنعت فولاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازاریابی تعاملی محتوا محور متغیرهای علی متغیرهای زمینه ای متغیرهای مداخله گر مدیریت دانش مشتریان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف این تحقیق ارائه مدل جدید (نوآورانه) بازاریابی تعاملی محتوا محور با رویکرد مدیریت دانش مشتریان و لحاظ نمودن متغیرهای (عوامل) علی، زمینه ای و مداخله گر در صنعت فولاد کشور بر اساس روش تئوری داده بنیاد می باشد. در این تحقیق، بر اساس ابزار مصاحبه از متخصصان و مدیران ارشد صنعت فولاد، 98 عامل مرتبط با بازاریابی محتوا محور، و متغیرهای تحقیق شناسایی و به روشهای کدگذاری باز، محوری و انتخابی، سازه های مرتبط با هر متغیر ارائه شده است. در گام بعدی، بر اساس تحلیل داد های حاصل از پرسشنامه، به روش تحلیل عاملی تاییدی با تکنیک PLS، بار عاملی و پایایی ترکیبی برای متغیرهای تحقیق به ترتیب بالای 4/0 و 7/0 محاسبه و در نتیجه اعتبار هر سازه مرتبط با عوامل، راهبردها و پیامدهای مدل تحقیق مورد تایید قرار گرفت. سپس به روش معادلات ساختاری و تخمین مدل نهایی، عوامل علی، عوامل زمینه ای، راهبرد مدیریت دانش مشتریان و عوامل مداخله گر بترتیب در جایگاه های اول الی چهارم اثرگذاری بر بازاریابی تعاملی محتوا محور در مدل نهایی تحقیق مورد تایید قرار گرفته اند. در نهایت ضمن ارائه مدل تحقیق با نیکویی برازش کل در حد مطلوب، توجه به آثار و پیامدهای مدل شامل: پیامدهای داخلی و شرکتی، مزیت رقابتی، مدیریت تجربه برند، پیامدهای مشتریان و بازار پیشنهاد شده است.
۱۴.

تأثیر آمیخته بازاریابی بر فناوری بلاکچین با نقش میانجی سودمندی درک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فناوری بلاکچین آمیخته بازاریابی سودمندی درک شده بانک ملی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۱۰
هدف پژوهش حاضر تأثیر آمیخته بازاریابی بر فناوری بلاک چین با نقش میانجی سودمندی درک شده در مشتریان بانک ملّی ایران شهر تهران می باشد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و براساس شیوه گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی از نوع علّی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی مشتریان بانک ملّی ایران در شهر تهران در سال 1402 می باشند، بدین منظور از فرمول کوکران تعداد 384 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب که 420 پرسش نامه بین مشتریان بانک ملّی ایران در شهر تهران به روش تصادفی ساده بین جامعه آماری توزیع و تعداد 393 پرسش نامه جمع آوری گردیده است. ابزار گردآوری داده های پژوهش حاضر پرسش نامه است. روایی ابزار پژوهش نیز با انجام تکنیک تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفته است. پایایی پرسش نامه پژوهش حاضر با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته که به میزان 815/0 بوده است. همچنین جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart-PLS3 استفاده گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که حمایت مدیریت ارشد، یکپارچه سازی زنجیره تأمین، و قابلیت نوآوری بر فناوری بلاک چین تأثیر معناداری دارد. همچنین ریسک زنجیره تأمین بر فناوری بلاک چین اثرگذار نبوده است. در نهایت، نقش آمیخته بازاریابی بر سودمندی درک شده نشان داده شده است. همچنین سود مندی درک شده بر فناوری بلاک چین اثر گذار است.
۱۵.

بررسی تاثیر رسانه های اجتماعی، کسب دانش از آن و نقش تعدیل کننده قابلیت استراتژیک رسانه های اجتماعی بر نوآوری برند مورد مطالعه شرکت های تولید کننده تجهیزات الکترونیک در شهرک صنعتی شمس آباد

کلیدواژه‌ها: کسب دانش رسانه های اجتماعی قابلیت استراتژیک رسانه های اجتماعی نوآوری برند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۷۰
رسانه های اجتماعی امروزه بخش جدایی ناپذیری از تجارت هستند و به صورت روز افزون بر اهمیت آنها افزوده می شود و شرکت ها به راحتی قادر به فعالیت در خارج از این رسانه ها نیستند، کسب دانش از این رسانه ها سازمان ها را قادر می سازد تا تعاملات بهتری با مشتریان داشته باشند، سازمان ها برای بقا نیاز به نوآوری دارند و از آن به عنوان مزیت رقابتی بهره می برند. قابلیت استراتژیک رسانه های اجتماعی به عنوان یک متغیر تعدیل گر بین کسب دانش و نوآوری برند عمل می کند. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر رسانه های اجتماعی و کسب دانش از آن و نقش تعدیل کننده قابلیت استراتژیک رسانه های اجتماعی برنوآوری برند می باشد. جامعه آماری شامل 333 نمونه است. داده های این پژوهش از طریق پرسشنامه جمع آوری شده اند و برای ارزیابی پرسشنامه ها از طیف 5 گزینه ای لیکرت استفاده شده است و پایایی پرسشنامه برای هر یک از مولفه ها از طریق آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت و به منظور روایی پرسشنامه از نظرات خبرگان، برای بررسی فرضیه ها از آزمون اسپیرمن و برای تحلیل استنباطی داده ها از رگرسیون چندگانه استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزارSPSS و Lisrel انجام شده است، در بررسی فرضیه اول مشخص گردید که رسانه های اجتماعی تاثیر مثبت و معنا داری بر نوآوری برند دارند. در بررسی فرضیه دوم مشخص گردید که کسب دانش از رسانه های اجتماعی تاثیر مثبت و معنا داری بر نوآوری برند دارد، در فرضیه سوم مشخص شد قابلیت استراتژیک رسانه های اجتماعی به طور مثبت رابطه بین کسب دانش از رسانه های اجتماعی و نوآوری برند را تعدیل می کند. طبق نتایج بدست آمده از این پژوهش رسانه های اجتماعی و کسب دانش از این رسانه ها با نقش تعدیل گر قابلیت استراتژیک سازمان ها را قادر می سازد تا نوآوری برند خود را بهبود دهند.
۱۶.

شناسایی و الویت بندی عوامل موثر بر کاربست فناوری بلاک چین در صنعت بانکداری ایران با استفاده از رویکرد دلفی فازی

کلیدواژه‌ها: فناوری فناوری بلاک چین صنعت بانکداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
فضای رقابتی عصر حاضر بهره گیری از فناوری بلاک چین را بخصوص برای سازمان های خدماتی ضروری ساخته است. اما بهره گیری از این فناوری نیازمند شناسایی و تحلیل عواملی خواهد بود که بر کاربست آن تاثیر دارند. بر این اساس هدف از انجام این مطالعه، شناسایی و الویت بندی عوامل موثر بر کاربست فناوری بلاک چین در صنعت بانکداری ایران بوده است. مطالعه حاضر بر اساس هدف کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری داده ها در حوزه مطالعات توصیفی ازنوع پیمایشی قرار دارد. جامعه آماری این مطالعه در بخش کیفی را اساتید دانشگاهی در حوزه فناوری اطلاعات، مدیریت بانکداری و خبرگان فعال در صنعت بانکداری تشکیل داده اند که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی بر پایه اصل اشباع نظری، تعداد 14نفر به عنوان نمونه تعیین شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و به کمک نرم افزار اتلس تی کدگذاری شد. در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش حاضر را مدیران ارشد و خبرگان در صنعت بانکداری تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 50 نفر به عنوان نمونه پژوهش تعیین شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه طراحی شده بر پایه منطق فازی مثلثی بر اساس طیف پنج گزینه ای لیکرت جمع آوری شد. روایی پرسشنامه با استفاده از شاخص روایی محتوا بر پایه نظرات 10 نفراز خبرگان آگاه و مطلع به موضوع پژوهش و پایایی آن به کمک ضریب آلفای کرونباخ که مقدار آن ها به ترتیب برابر با 72% و 86% ، موردتایید واقع شد. یافته های این مطالعه بیان می دارد که منابع انسانی، قوانین و رگولاتوری به ترتیب مهم ترین عوامل موثر بر کاربست فناوری بلاک چین در صنعت بانکداری ایران هستند.
۱۷.

تأثیر بازاریابی دیجیتال بر قصد خرید: اثر تعدیل کننده ارزش ویژه برند (مطالعه موردی: مشتریان شرکت فرساد ماشین" تولید کننده ماشین آلات صنایع چوب")

کلیدواژه‌ها: ارزش ویژه برند نیت خرید بازاریابی دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۴۸
امروزه کسب و کارها جهت شناخت، درک و تحقق نیازهای مشتریان و همچنین بهره گیری از ایده های آنها و در نهایت ارائه بهترین محصولات( کالا و خدمات ) و بهبود مستمر عملکرد خود به شدت نیازمند برقراری ارتباط آسان، موثر و بلند مدت با مشتریان خود می باشند. با توجه به رشد اینترنت و افزایش کاربران فضای دیجیتال، یکی از موثرترین ابزارها برای برقراری این نوع ارتباطات، استفاده از بازاریابی دیجیتال می باشد.فضای دیجیتال و امکانات و ابزار های وابسته به آن به سرعت اکوسیستم کسب و کارها را دگرگون کرده است. هدف از تحقیق حاضر برررسی تاثیر بازاریابی دیجیتال بر نیت خرید با نقش تعدیلگری ارزش ویژه برند صورت گرفته است.روش تحقیق حاضر کاربردی از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل مشتریان یک شرکت تولید کننده ماشین آلات صنایع چوب می باشد، روش نمونه گیری تصادفی ساده با استفاده از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود می باشد که تعداد نمونه 384 نفر است. برای سنجش متغیر بازاریابی دیجیتال، نیت خرید و ارزش ویژه برند از پرسشنامه ماهر و محمد(2022) استفاده شده است .جهت آزمون فرضیه ها، روش معادلات ساختاری و آزمون تحلیل حداقل مربعات جزئی بکار گرفته شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بازاریابی دیجیتال بر نیت خرید با نقش تعدیلگری ارزش ویژه برند تاثیر مثبت و معناداری دارد.
۱۸.

ارائه مدل مدیریت دانش مشتریان با رویکرد بازاریابی دیجیتال با استفاده از روش فراترکیب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مدیریت دانش مشتری بازاریابی دیجیتال خلق دانش نگهداشت دانش اشتراک گذاری دانش و کاربرد دانش مشتری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
بسیاری از محققان، ﺑﺎزارﯾﺎﺑﯽ دﯾﺠﯿﺘﺎل را ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺗﺒﻠﯿﻎ و ﺗﺮوﯾﺞ ﻣﺤﺼﻮﻟﺎت و ﺑﺮﻧﺪﻫﺎ در ﻣﯿﺎن ﻣﺼﺮفﮐﻨﻨﺪﮔﺎن از ﻃﺮﯾﻖ اﺳﺘﻔﺎده از ﻫﻤﻪ رﺳﺎﻧﻪﻫﺎی دﯾﺠﯿﺘﺎل و ﻧﻘﺎط ﺗﻤﺎس ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. داﻧﺶ ﻣﺸﺘﺮی دارایی مهمی ﺗﻠﻘی می ﺷﻮد و ﺟﻤﻊ آوری، ﻣﺪیﺮیﺖ و ﺑ ﻪ اﺷ ﺘﺮاک ﮔ ﺬاری داﻧ ﺶ ﻣﺸ ﺘﺮی، ﻓﻌﺎﻟی ﺖ رﻗ ﺎﺑﺘی ارزﺷﻤﻨﺪی ﺑﺮای ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر می رود. با استفاده از ابزار فراترکیب به ارزیابی و تحلیل نظام مند 187 مورد از یافته های پژوهش های پیشین پرداخته شده است و بعد از انجام مراحل پایش به 50 مقاله مربوط کاسته شد. در انتها نیز به روش پرسشنامه نظر 12 نفر از خبرگان و اساتید جمع آوری گردید و با استفاده از روش آنتروپی شانون بر اساس رویکرد تحلیل محتوا به تعیین ضریب اثر عوامل شناسایی شده، پرداخته شد. طبق این پژوهش تعداد 4 بعد اصلی مدیریت دانش مشتری با رویکرد بازاریابی دیجیتال شامل خلق و کسب دانش مشتری ، انباشت و نگهداشت و طبقه بندی دانش مشتری ، به اشتراک گذاری دانش مشتری و کاربرد دانش بازاریابی برای مشتری شناسایی گردید .
۱۹.

بررسی تاثیر قابلیت حسگری بازار بر نوآوری با میانجیگری خلق دانش و نقش تعدیل گری گرایش استراتژیک به کارآفرینی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: نوآوری خلق دانش قابلیت حسگری بازار گرایش استراتژیک به کارآفرینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: این پژوهش با هدف تعیین تاثیر قابلیت حسگری بازار بر نوآوری با توجه به نقش میانجی خلق دانش و تعدیلگر گرایش استراتژیک به کارآفرینی در شرکت بیمه نوین به انجام رسیده است.روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی – پیمایشی از نوع همبستگی است.برای گردآوری داده های مورد نیاز پژوهش از پرسشنامه الشانتی و امیگوالی (2021) برای سنجش چهار مولفه قابلیت حسگری بازار،گرایش استراتژیک به کارآفرینی، خلق دانش و نوآوری استفاده شد.پایایی پرسشنامه در حالت کلی با استفاده از فرمول ضریب آلفای کرونباخ 781/ برآورد گردید. جامعه آماری مورد مطالعه، کلیه کارشناسان و مدیران ستاد شرکت بیمه نوین به تعداد 414 نفر می باشد که با بهره گیری از فرمول حجم نمونه کوکران، 200 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای انتخاب نمونه ها از روش تصادفی ساده استفاده شد.یافته های پژوهش: نتایج حاصل از بکارگیری مدلسازی معادلات ساختاری در محیط نرم افزار لیزرل نشان داد که قابلیت حسگری بازار به طور مستقیم و غیرمستقیم از طریق نقش میانجی خلق دانش بر نوآوری تاثیرگذار است. همچنین نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که گرایش استراتژیک به کارآفرینی تاثیر قابلیت حسگری بازار بر خلق دانش را تعدیل می کند.نتیجه گیری: بدون تردید خلق دانش به عنوان یکی از ابعاد و عناصر مدیریت دانش نقش بسیار ارزشمندی در فعالیت انواع سازمان ها دارد و حس گری بازار سبب می شود تا سازمان ها با درک بهتر و دقیق تر نیازهای مشتریان خود، با آگاهی و شناخت بیشتری به دنبال تامین خواسته ها و انتظارات آنان باشند.
۲۰.

ارائه مدل خرید مد آنلاین : مبتنی بر قصد خرید مجدد

کلیدواژه‌ها: مد آنلاین خرید آنلاین خرید حرفه ای قصد خرید مجدد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۵
چکیده با گسترش فناوری و دسترسی گسترده به اینترنت، خرید آنلاین به ویژه در حوزه مد، رشد چشمگیری یافته است. خرید آنلاین مد، به عنوان یکی از جلوه های نوین تجارت الکترونیکی، با الگوهای رفتاری متفاوت نسبت به خرید سنتی همراه است؛ ازاین رو، درک رفتار مصرف کننده در این فضا و شناخت مؤلفه های مؤثر بر آن، برای تدوین استراتژی های بازاریابی ضروری است. هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدلی برای تبیین عوامل تأثیرگذار بر خرید آنلاین مد و پیامدهای آن است. این پژوهش با رویکرد آمیخته و در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه های اکتشافی با ۱۱ نفر از خبرگان به صورت هدفمند و با روش تحلیل داده بنیاد، مؤلفه های اصلی شناسایی شدند. یافته های این بخش شامل ۱۲ مؤلفه کلیدی است: قیمت، محیط خرید، ارزش ادراک شده، گروه های مرجع، انگیزه لذت جویانه، کیفیت تعامل با کاربر، عوامل فیلترکننده، دغدغه حریم خصوصی، عوامل دموگرافیک، خرید ویژه برند، تکرار خرید، و توصیه به دیگران. در بخش کمی، جامعه آماری شامل ۳۸۴ نفر از مشتریان فروشگاه های آنلاین مد بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج آماری نشان داد بیشترین گروه سنی پاسخ دهندگان بین ۳۱ تا ۴۰ سال بودند و کمترین سهم به افراد زیر ۲۰ و بالای ۵۰ سال تعلق داشت. همچنین نتایج نشان داد که قیمت به عنوان نشانه ای از کیفیت برند، و محیط خرید به عنوان عامل تسهیل کننده خدمت، نقش مهمی در تصمیم خرید دارند. انگیزه لذت جویانه و کیفیت تعامل با کاربر نیز از عوامل کلیدی در رفتار خرید آنلاین و ایجاد ارزش ویژه برند محسوب می شوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان