فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۸۱ تا ۲٬۳۰۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
395-428
حوزههای تخصصی:
پویایی روند تحولات منطقه چالش ها و فرصت هایی برای ایران فراهم کرده بود. یکی از اصلی ترین چالش ها قوت گرفتن احتمالی احیای داعش در مرزهای ایران به ویژه عراق و سوریه بود. حفظ محیط استراتژیک و تأمین اهداف امنیت ملی برای هر کشوری در اولویت قرار دارد؛ از این رو، ایران در مقام یک قدرت منطقه ای به بحران آفرینی های داعش در قلمرو حیاتی خود بی تفاوت نبوده و نیست. لذا دور کردن خطرات از مرزهای خود، جلوگیری از ملتهب شدن فضای سیاسی و تهدید امنیتی و ایدئولوژیکی منطقه، حفظ تمامیت ارضی خود و رژیم های متحدانش و برقراری توازن منطقه ای از طریق مقابله با گسترش و قدرت گیری جریان های تکفیری در خارج از مرزهای خود از اهداف منطقه ای ایران بوده است. سؤال اصلی مقاله این است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال داعش در منطقه خاورمیانه (سوریه و عراق) چه تغییراتی داشته است؟ با توجه به تحولات منطقه ای، این سیاست چه تغییراتی پیش رو خواهد داشت؟ فرضیه تحقیق این است که مبارزه با جریان داعش به علت تحرک پذیری بیشتر در منطقه، عدم تمرکز در کشوری خاص و گسترش شاخه های منطقه ای، دشوار تر و مقابله با آن نیازمند اتحاد اطلاعاتی و امنیتی منطقه ای است. روش تحقیق مقاله توصیفی است و تجزیه و تحلیل داده ها بر مبنای منابع کتابخانه ای انجام شده است. بر اساس این تحقیقات، نتیجه گرفته شده که اقدامات یک جانبه امنیتی، نظامی و اطلاعاتی کشورهای منطقه ممکن است زمینه را برای قدرت گیری مجدد داعش فراهم کند و پیش از هر چیز، سیاست خارجی ایران در منطقه در قبال داعش باید بر مبنای تعاملات امنیتی و اطلاعاتی و حتی تشکیل سازمان منطقه ای با محوریت امنیتی- اطلاعاتی با کشورهای همسو باشد. اگرچه تحولات منطقه از منظر احتمال قدرت گیری داعش چالش هایی را ایجاد کرد، اما این تحولات فرصت مناسبی برای تقویت همکارهای منطقه ای در حوزه امنیتی و اطلاعاتی بود.
تحلیل تروریسم اقتصادی در پرتو زیست شرافتمندانه بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
81 - 104
حوزههای تخصصی:
سالهاست که تحریم به عنوان اهرمی جهت اعمال فشار سیاسی و اقتصادی، شامل ممنوعیت تجارت، ترافیک مالی، و یا حتی ترخیص برخی کالاها، از طرف تابعان حقوق بین الملل بر کشورهای دیگر، به منظور تغییر یا تعدیل در سیاست ها و رفتارهای کشور هدف مورد توجه و عمل قرار می گیرد. این در حالیست که با توجه به گستردگی روزافزون ارتباطات و همکاری های بین المللی - به گونه ای که زیست بین المللی بدون آن تقریباً ناممکن است- این ابزار فشار در عرصه حقوق بین الملل جایگاه ویژه ایی پیدا نموده است. از منظر حقوق بین الملل اگر این ابزار در راستای تحقق منافع یکجانبه و سیاست های سلطه گرانه و برخلاف قواعد حقوق بشر بهره گرفته شود و به منظور تخریب، مخدوش کردن یا تضعیف اقتصاد یک کشور یا سازمان یا نهاد مورد استفاده قرار گیرند، آنگاه این واژه می تواند بعنوان تروریسم اقتصادی اطلاق گردد. این تحریم ها می توانند شامل ممنوعیت تجارت، ترافیک مالی، و یا حتی ترخیص برخی کالاها باشند. تروریسم اقتصادی می تواند زیست شرافتمندانه یا "زندگی با احترام به کرامت" را از طرق تضعیف امکان دسترسی به منابع اساسی، تخریب زیرساخت های اقتصادی، تأثیرات منفی بر امنیت اجتماعی و تأثیرات مضر بر توسعه پایدار با چالش مواجه نماید. هدف از این گونه تحریم های چالش برانگیز، وادار کردن جامعه هدف به تغییر در رفتارهایی سیاست خارجی اشان و حتی داخلی انها می شود. بنابراین این تحریم ها صرفاُ اهداف اقتصادی را دنبال نمی کنند، بلکه دستیابی به اهداف سیاسی، و انگیزه اجتماعی یا نظامی ممکن است جزء برنامه های کشور تحریم کننده باشد. اگرچه در گذشته این نوع تحریم ها به استناد اصل حاکمیت کشورها مجاز تلقی می گردید، لیکن امروزه بر اساس قواعد حقوق بین المللی از جمله اصل عدم مداخله در امور داخلی و خارجی کشورها، احترام به حقوق ملیت ها، زیست شرافتمندانه و کرامات انسانی، حق توسعه و احترام به قوانین تجاری بین المللی تحریم های صادر شده از سوی برخی کشورها بر علیه کشورهای دیگر ، غیرمجاز بوده و مشروعیت آن مورد تردید می باشد.
The Analysis of the Reforms and Construction Government's Discourse on the Field of Economic Justice (The Presidency of Hashemi Rafsanjani and Mohammad Khatami)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
International Journal of Political Science, Vol ۱۴, No ۱ , ۲۰۲۴
175 - 195
حوزههای تخصصی:
Economic justice, in the general sense of living in security, regardless of the political or social system ruling the society, has been the desire of every person and government. In all welfare discourses after the Islamic revolution, welfare, and social security have been accepted as trans-sectoral categories in the category of the main duty of the government and the primary rights of the people; however, welfare and social security have taken on different meanings depending on which discourse and with what signs and symbols it is elaborated. Poverty and deprivation as one the problems of economic injustice with the power to influence and harm it has been con-sidered in cultural, social, political, and economic fields during the life of the Islamic Republic of Iran and has always had a special place in the planning and policies of the country over the past three decades. The proof of this claim is the texts of economic, social, and cultural devel-opment programs of the country, which contain notes and materials about this issue. This re-search is of a theoretical type in analytical-descriptive form with the help of library resources, the internet, and the press, using phishing methods and using other media. In this research, the dimensions and components of social justice at the macro level of society in the field of eco-nomic justice in the reform and construction of government with the use of documentary and library methods and Laclau and Mouffe's discourse method are described and analyzed.
Examining Election Policies of the Islamic Republic of Iran focusing on the transparency in Election Expenses(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
In this study, the authors, using a descriptive-analytical method and library research, aim to answer the research question: "What is the position of election expense transparency in the electoral policies of the Islamic Republic of Iran?" According to the research findings, before the enactment of the law on transparency in funding election campaigns and activities in 2019, there was no codified mechanism for transparency in election expenses. Therefore, to achieve this transparency, it was necessary to continue entrusting the issue of general and po-litical qualifications, which the Guardian Council is very sensitive about, to this council. However, regarding the oversight of election expenses, those approved by the Guardian Coun-cil should be entrusted to an independent electoral commission, and financial oversight of the elections should be pursued through the formation of a commission or council for monitoring election expenses. After the approval of this law, the expenses incurred by interest groups within the framework of legal resources such as the candidate's personal assets, contributions from parties and political groups, donations from Iranian individuals, and public resources and facilities can be monitored and reviewed through legal channels.
The Relationship between Religion and Politics in the political thought of two founders: " State religion" by Thomas Hobbes and "Religious State" by Imam Khomeini(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
The discussion on the relationship between religion and politics has a long history in Christianity, spanning several centuries. With the onset of modernity, especially with the theories proposed by Thomas Hobbes, the claim of secularism or the separation of religion from politics was raised and remains a subject of much debate to this day. Thomas Hobbes, in the aftermath of the religious wars in England during the 16th and 17th centuries, attempted to transform worldly power into the ulti-mate arbiter in the public sphere by separating the foundations of politics from religion, introducing the concept of "state religion." In contrast to the West, Islamic thought has consistently understood politics based on religious foundations. In the 20th century, due to colonization, the debate on the separation of religion from politics entered the Islamic world. With the victory of the Islamic Revo-lution, this Western claim was challenged, and Imam Khomeini introduced the theory of the "Reli-gious state," presenting the religious nature of political foundations in Islam in a novel way. Based on these foundations, this article aims to explore the relationship between religion and politics in the political thoughts of Thomas Hobbes and Imam Khomeini, both of whom, as founders and initia-tors of political thought, have presented era-defining views. In doing so, we seek to demonstrate, through an examination of their arguments, the perspectives on the relationship between religion and politics put forth by Imam Khomeini and Hobbes. Through this comparative analysis, we can highlight important points in these two types of thinking. Consequently, by considering the discus-sions regarding the relationship between religion and politics in Western and Islamic thought, using a descriptive-analytical approach, we pose the following questions: What is the relationship be-tween religion and politics in the political thoughts of Thomas Hobbes and Imam Khomeini? What is the concept of "state religion" according to Thomas Hobbes? What is the concept of the "Reli-gious state" according to Imam Khomeini?
ارائه الگوی شایستگی مسئولین خادمین اردوهای راهیان نور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
75 - 115
حوزههای تخصصی:
شناخت شایستگی در سازمان، نقطه شروع بسیاری از پیاده سازی های منابع انسانی مانند مدیریت استعداد و جانشین پروری است. توجه به این موضوع می تواند در تمامی ابعاد عملکردهای ورودی و خروجی یک سازمان را بهبود بخشد، به ویژه در محیط رقابتی. هدف این تحقیق، طراحی الگوی شایستگی مسئولین خادمین اردوها ی راهیان نور کشور است. رویکرد پژوهش این تحقیق از نوع آمیخته است، که در دو فاز کیفی و کمی طراحی و اجرا شده است. در فاز نخست، از روش تحقیق تحلیل مضمون بهره گرفته شده و با استفاده از مبانی نظری همچنین با مطالعه ی اسناد راهیان نور و بررسی کامل منویات مقام معظم رهبری در مورد شایستگی مسئولین به مصاحبه با خبرگان مسئولین خادمین پرداخته شد. شاخصه های شایستگی مسئولین خادمین یا مضامین پایه استخراج شدند و با تحلیل مصاحبه ها و مضامین پایه، این مضامین دسته بندی شده و به هر دسته، مضمون سازمان دهنده اطلاق گردید. نتیجه دسته بندی منجر به استخراج هفت مضمون سازمان دهنده شد.که عبارت اند از: خصوصیات ظاهری، خصوصیات شخصی، سیاسی، تعالی اخلاق، مهارت هایی تخصصی، تجربیات و دیدگاه. درفاز دوم پژوهش میزان اهمیت هر شاخص با استفاده از طیف لیکرت بدست آمد. با استفاده از روش وزن دهی رتبه بندی میزان وزن و رتبه هرشاخص و همچنین مضامین سازمان دهنده تعیین گشت. با توجه به نتایج بدست آمده به ترتیب شاخص های سیاسی 40 درصد، خصوصیات شخصی19درصد، تعالی اخلاق16درصد و مهارت های تخصصی با 12 درصد بیشترین اهمیت را از دیدگاه خبرگان بدست آوردند. در نهایت برای اجرای بهتر این فرآینده الگوی شایستگی مسئولین خادمین اردوهای راهیان نور طراحی گشت.
الگوی مقاومت و پایداری در اندیشه و سیره شهید سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله این پژوهش چیستی مدل مقاومت و پایداری در اندیشه و سیره سردار سلیمانی است. (مساله). پژوهش حاضر کیفی بوده و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است که مفاهیم و موضوعات مقاومت و پایداری براساس مدل استروس و کوربین از اندیشه و سیره سردار سلیمانی استخراج و کدگذاری شد. (روش). تحلیل و کدگذاری اطلاعات پژوهش باعث شکل گیری 218 مفهوم اولیه، 106 مفهوم کلی و 16 مضمون اصلی با مقوله مرکزی «مقاومت و پایداری در اندیشه و سیره شیهد سلیمانی» شد. شرایط علّی شامل « ایمان و توکل به خدا، نرمی با دوستان و سختی با دشمنان و بصیرت و دشمن شناسی »، شرایط زمینه ای « اخلاق مداری، عشق به ائمه و ولایت مداری و قناعت و ساده زیستی »، شرایط مداخله گر « وحدت و یکپارچگی سازمانی، مهات و نبوغ نظامی و شجاعت، شهامت و قدرت »، راهبردها « اقدامات فرهنگی و انگیزشی، حفظ منافع ملی و مذهبی و ولایت محوری» و پیامدهای مقاومت و پایداری مبتنی بر اندیشه و سیره سردار سلیمانی « امنیت و آرامش، اقتدار و توانایی، وحدت و انسجام و پیروزی و شکست دشمنان » هستند. مدل به دست آمده نشانگر شرایط و عوامل اثرگذار در مقاومت و پایداری مبتنی بر اندیشه و سیره شهید سلیمانی است که ضمن شناخت بهتر جنبه های مختلف ایستادگی در مقابل متجاوزان به عنوان الگویی کاربردی جهت موفقیت و پیروزی و معرفی شهید به عنوان اسوه و الگوی است.
بیداری اسلامی و تهدید فرقه های معنویت گرای نوظهور با تمرکز بر کشور اندونزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۴)
146 - 125
حوزههای تخصصی:
در پی گسترش بیداری اسلامی و گرایش جوامع مسلمان به هویت دینی، یکی از تهدیدات نوپدید، ظهور فرقه های معنویت گرای التقاطی است که با تضعیف جایگاه شریعت، راهکارهای جایگزین و فردگرایانه ای برای پاسخ به نیازهای معنوی بشر ارائه می دهند (مسئله). این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای به بررسی جریان های معنویت گرای نوظهور در کشور اندونزی به عنوان پرجمعیت ترین کشور مسلمان پرداخته است (روش). یافته ها نشان می دهد که بیش از دویست فرقه عرفانی در این کشور پدید آمده اند که با تلفیق عناصر ادیان مختلف، از جمله اسلام، هندوئیسم، بودیسم و تصوف شرقی، مدعی ارائه راهی برای رسیدن به آرامش و اتحاد با خدا هستند، در حالی که از آموزه های شرعی عدول کرده و با تأکید بر تجربه های فردی و لذت معنوی، نوعی سنکریتیسم دینی را ترویج می کنند. این فرقه ها با تضعیف نهاد دین و اعتبار مرجعیت دینی رسمی، زمینه را برای بحران هویتی و اختلال در فرآیند بیداری اسلامی و تمدن سازی اسلامی فراهم می کنند (یافته ها).
بررسی نقش مدیریت معنوی زنان مسلمان و انقلابی در عرصه ایثار و شهادت در انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ ایثار و شهادت از عوامل مهم شکل گیری انقلاب اسلامی و اوج گیری فعالیت های انقلابی است. زنان ازجمله اقشار مهمی هستند که با مدیرت معنوی خود به اشکال مختلف در حوزه فرهنگ ایثار و شهادت، در فرایند انقلاب اسلامی نقش آفرین بوده اند. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش مدیریت معنوی زنان مسلمان و انقلابی ایران در عرصه فرهنگ ایثار و شهادت قبل و بعد از انقلاب اسلامی است. روش پژوهش، کیفی از نوع تحلیلی- توصیفی است. ابزار پژوهش شامل کتب تاریخی، مصاحبه و منابع دیجیتال است. یافته ها نشان می دهد که مهم ترین عامل موفقیت زنان، ایفای نقش مدیریتی مؤثر در بعد معنوی فرهنگ است؛ قبل از انقلاب: تبلیغات و سخنرانی های فرهنگی، تلاش جهت تبلیغ و تکریم مقام شهدا و غیره است؛ بعد از انقلاب: تربیت فرزندانی صالح و ایثارگر، تبلیغات و سخنرانی های معنوی و غیره است. آنان نشان دادند که زن ایرانی در فرایند پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی نقش بسزایی داشته است.
تاملاتی فلسفی بر مخاطرات بشری در عصر روابط جهانی
حوزههای تخصصی:
فلسفه انسانی به معانی ساده، ژرف نگری و نقد حیات بشری است. همین تلقی از ابتدا آن را به امر سیاسی پیوند داده است. فلسفه سیاسی از منظر هنجاری-انتقادی معطوف به زندگی خوب است. از این دیدگاه اگر به جهان امروز توجه کنیم انواع مخاطرات و بحران ها آن را از معیارهای زندگی خوب دور کرده است. در عین حال، وضعیت کلی جهان هم از حیث میزان شاخص سلامت، زیست بوم و هم معیارهای عدالت و صلح خوب نیست. بسیاری از صاحب نظران نگران افزایش تنش ها، تجزیه نظم شکننده جهانی و آغاز دوره ای از برخورد میان ملت ها هستند. بر این اساس سؤال اصلی مقاله عبارت از این است که از منظر فلسفی، بحران ها و مخاطرات عصر جهانی چگونه تحلیل می شوند و از منظر هنجاری-تجویزی چه راهکاری برای مقابله با آن ها وجود دارد؟ در پاسخ با استناد به نمونه های عینی مخاطرات و بحران ها نشان داده می شود که اجتماع بشری تا چه میزان از ناامنی هستی شناختی در رنج است. از آنجا که فلسفیدن با امکان تغییر شرایط نامطلوب معنا پیدا می کند و هدف آن دست یابی به جامعه سعادتمندانه است بدیهی است مجموعه ای از ایده ها و راهکارها در جهت رسیدن به این هدف مهم مطرح می کند. در بخش دوم مجموعه ای از راهکارها به عنوان اصول زیست متمدنانه ارائه می شود. چارچوب نظری این نوشتار هنجاری-انتقادی و روش گردآوری مطالب کتابخانه ای است.
الگوهای همکاری و تعارض در روابط ایران و عربستان و تاثیر آن بر نظم منطقه ای خاورمیانه2023-1979
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
67 - 93
حوزههای تخصصی:
چرایی و چگونگی حاکم شدن گونه خاصی از نظم در یک سیستم منطقه ای و شناسایی متغیرهای موثر در این فرآیند از جمله پرسش های مهم مطالعات امنیتی است. در بسیاری از متون کلاسیک روابط بین الملل، نظم و امنیت منطقه ای ذیل روابط قدرت های بزرگ تعریف شده ا ند. پژوهش حاضر اما سطح تحلیل منطقه ای را در بررسی پرسمان امنیت منطقه ای حائز اهمیت دانسته و بر این دیدگاه استوار است که نظم منطقه ای در کنار تاثیرپذیری از نقش آفرینی قدرت های بزرگ مبتنی بر کنش بازیگرانی در سطح منطقه است که اهداف امنیتی خود را بر اساس روندهایی از ثبات و همکاری یا ناامنی و تعارض تعریف می کنند. در این راستا هدف اصلی پژوهش تبیین الگوهای نظم منطقه ای با تمرکز بر الگوهای تعارض و همکاری ایران و عربستان به عنوان دو بازیگر اصلی محیط امنیتی خاورمیانه است. پرسش اصلی این است که رقابت های منطقه ای ایران و عربستان چه تاثیری بر الگوهای نظم منطقه ای داشته و آینده آن متاثر از رقابت دو کشور چگونه است؟ فرضیه ای که در پاسخ به این پرسش مطرح میشود پویش های منطقه ای و مناسبات امنیتی متقابل ایران و عربستان را عاملی مهم در شکل گیری و تحول نظم منطقه ای دانسته و معتقد است مناسبات امنیتی دو کشور متغیری تعیین کننده در آینده نظم منطقه ای است. روش انجام پژوهش تحلیل کیفی با بهرمندی از روش ردیابی فرآیند است. متغیر وابسته پژوهش نظم منطقه ای و متغیر مستقل الگوهای تعارض و همکاری ایران و عربستان در دوره های تاریخی مشخص است.
تأثیر بحران «کرونا» بر مفهوم سازی «امنیت» در روابط بین الملل
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
175 - 201
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ برخی بیماری ها به دلیل میزان شیوع بالا و تلفات انسانی، همواره موضوعی سیاسی و امنیتی برای دولت ها به شمار آمده است. همان طور که ویروس کووید 19 به دلیل پویایی در انتقال و ناشناختگی در مدت زمانی کوتاه تبدیل به بحرانی جهانی شد، بحرانی که ساختارهای اقتصادی جهان را به چالش کشید و مشکلات امنیتی را در سطح روابط بین کشورها به وجود آورد. لذا در تحقیق حاضر، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای نظریه مکتب کپنهاگ و به طور مشخص مبحث امنیتی سازی، در پی پاسخ به این سؤال اصلی است که بحران کرونا چه تأثیراتی بر مفهوم سنتی امنیت بین الملل گذاشته است و همین طور پاسخ به اینکه آیا این تأثیرات موجب به رسمیت شناختن مسائل بهداشتی به عنوان تهدیدی غیر سنتی در اولویت بندی های امنیتی کشورها و سازمان های بین المللی خواهد شد؟ و پیامدهای این تغییرات چه خواهد بود؟ فرضیه این پژوهش آن است که ظهور بحران اخیر باعث تسریع در تغییر نگاه سنتی به امنیت به عنوان عدم رویارویی نظامی میان دولت های ملی و زمینه ساز تحول در نقش مسائل بهداشتی -درمانی بر امینت داخلی و بین المللی شده است. از سوی دیگر هرچند گره خوردن حوزه های بهداشت و امنیت در زمان شیوع کرونا منجر به بسیج اراده ی سیاسی و تخصیص منابع اقتصادی به این موضوع شده و این امر خود می تواند گام مثبتی در جهت ارتقا سطح بهداشت باشد، اما تأکید زیاد بر امنیتی کردن مسائل بهداشتی تأثیرات سوئی بر روند دموکراسی داخلی و همکاری های بین المللی خواهد داشت.
بررسی و تبیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره محمود احمدی نژاد (84-92)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هویت جمهوری اسلامی ایران تحت تاثیر ارزش های ناشی از اسلام شیعی و لایه های فرهنگ ایران و قانون اساسی شکل گرفته است. در سیاست خارجی دولت احمدی نژاد، نظام بین الملل با نظم بین المللی اسلامی در تضاد بوده و قابل پذیرش نیست. همچنین اهداف و منافع ملی بر پایه، آرمان-ها، ارزش ها، اصول اسلامی و انقلاب قابل تعریف است. منافع اقتصادی، امنیتی، منافع مبتنی بر نظم جهانی نیز در عرصه سیاست خارجی پیگیری می-گردد. دولت احمدی نژاد در تنظیم و جهت گیری مناسبات و روابط خارجی خود برچند اصل اساسی اتکا دارد. مهرورزی، عدالت در روابط بین الملل، توسعه متوازن روابط با کشورها، توسعه عضویت درنهادهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی، مقابله با تک قطب گرایی و سیاست خارجی چند جانبه گرا و... از اهم آن اصول می باشد. سوال اصلی پژوهش حاضر براین است که ’بروندادهای سیاست خارجی ایدئولوژیک محور جمهوری اسلامی ایران در دوره محمود احمدی نژاد چه بوده است؟ ‘
تحلیل پیامدهای ژئوپلیتیکی منابع مشترک نفتی بین ایران و عراق
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
96 - 111
حوزههای تخصصی:
بیشتر میادین نفت و گاز مشترک در خلیج فارس واقع شده اند که یکی از کم عمق ترین دریاهای جهان به شمار میرود. منطقه غرب آسیا و حوزه خلیج فارس در حال تجربه تنش های ژئوپلیتیکی بی شماری است. از نظر تاریخی، این میادین نفتی مشترک منبع اختلاف و تنش هستند که به جنگ هایی نیز منجر شده است. ایران دارای 15 میدان مشترک نفتی با عراق می باشند. پژوهش حاضر با عنوان تحلیل پیامدهای ژئوپلیتیکی منابع مشترک نفتی بین ایران و عراق به دنبال پاسخ به این سؤال است که منابع نفتی مشترک ایران عراق چه نقشی در روابط دو کشور دارد؟ همچنین برای بررسی عنوان پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی و تکنیک دیمتل بهره گرفته شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد متغیرهایی مانند رقابت منطقه ای، توسعه یک جانبه میادین نفتی مشترک، همکاری نزدیک اقتصادی، اختلافات منطقه ای، رشد اقتصادی ایران و کاهش اثر تحریم ها، شرکای تجاری متفاوت، اختلاف در جذب سرمایه گذاری خارجی، عدم توانایی ایران در سرمایه گذاری، همگرایی ژئوپلیتیکی در تنگه هرمز، سرمایه گذاری مشترک، بی ثباتی در دیپلماسی اقتصادی و ... در منطقه نشان دهنده تعامل بالا و ارتباط سیستمی قوی با سایر متغیرها هستند. با اتکا به تحلیل ها، به نظر می رسد ضروری است که ایران با تحلیل دقیق موقعیت موجود و با توجه به پیش بینی های کارگشا درباره آینده درصدد توسعه روابط با عراق بربیاید و ضمن تلاش برای حفظ سهم و ثروت خویش در مخازن مشترک و سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت خود در راستای تبدیل تهدیدات احتمالی به فرصت های جدید برآید و با ایجاد همکاری زمینه تأمین منافع حداکثری را مهیا کند.
جریان فکری سیاسی اسلام گرا در انقلاب اسلامی؛ از اتحاد تا انشعاب
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
101 - 126
حوزههای تخصصی:
جریان اسلام گرا ازجمله جریان های فکری سیاسی معاصر ایران است که در تمام تحولات اجتماعی سیاسی نقش محوری داشته و توانسته در رقابت با دیگر جریان های سیاسی در فرایند پیروزی انقلاب اسلامی نقش هژمونیک پیدا کند و نظام سیاسی موردنظر خود را مستقر نماید. سؤال اصلی این مقاله آن است که جریان فکری سیاسی اسلام گرا در انقلاب اسلامی چه فرایند تحولی را پشت سر گذاشته است و چگونه از انسجام به انشعاب رسیده است؟ برای نیل به این منظور جریان شناسی سیاسی به منظور شاکله شناسی جریان اسلام گرا مورداستفاده قرارگرفته و در آن ایدئولوژی، رهبران و تحولات این جریان موردبررسی قرار می گیرد. رویکرد این پژوهش کیفی است که در آن از روش جریان شناسی استفاده می شود. گردآوری اطلاعات با استفاده از مطالعات اسنادی و مطالعات اکتشافی از کتب و اسناد تاریخی و به روش استقرایی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در دوران پس از انقلاب تا سال 1360 جریان اسلام گرا در رقابت برون گروهی با جریان های لیبرال و سوسیالیست، اختلافات ب ی ن خ ود را کنار گذاشته و به صورت منسجم درصحنه حضور پیدا کرد؛ ولی از اواسط دهه شصت اختلافات درون این جریان سرباز می کند و انواع انشعابات آغاز می شود و تاکنون ادامه دارد.
نقش مطبوعات محلی در روند توسعه سیاسی در ایران (مطالعه موردی استان کردستان پس از انقلاب اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
133 - 164
حوزههای تخصصی:
از منظر بسیاری از محققان جامعه شناسی سیاسی، مطبوعات یکی از مهم ترین شاخصه های توسعه سیاسی به شمار می-رود و از آن به عنوان یکی از رکن های اصلی گذار به دموکراسی یاد می شود. لذا مطبوعات فعال ضمن تسریع بهبود توسعه سیاسی، از استبداد و رکود سیاسی در یک کشور جلوگیری به عمل می آورند. مطبوعات به مثابه یکی از مهمترین ابزارهای نظارت جمعی ساحت قدرت را شفاف تر می کند و صاحبان قدرت نیز نسبت به عملکرد خود پاسخگو خواهند بود. در همین راستا، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که مطبوعات و رسانه ها با چه مکانیزمی بر روند توسعه سیاسی تأثیر می گذارند؟ در تحلیل و پاسخ گویی به این پرسش، ابتدا با بهره گیری از نظریات موجود در حوزه توسعه سیاسی، ارتباط میان مطبوعات با توسعه سیاسی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. سپس ضمن بررسی میزان فعالیت مطبوعات در استان کردستان پس از انقلاب اسلامی، میزان اثرگزاری آن ها در روند توسعه سیاسی این استان مورد بررسی قرار گرفته است. یکی از شاخصه های توسعه سیاسی که در پژوهش حاضر، مورد بحث واقع شده است، میزان مشارکت سیاسی شهروندان در انتخابات می باشد. برای جمع آوری و تحلیل داده های این موضوع در استان کردستان، از روش پژوهش آماری بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که در هر مقطعی که در استان کردستان، طی سال های بعد از انقلاب اسلامی، فعالیت مطبوعات و رسانه های خبری رشد پیدا کرده اند، روند ارتقاء شاخصه های توسعه سیاسی نیز بهبود یافته است. البته باید اذعان داشت که کمیت صرف مطبوعات در بهبود روند توسعه سیاسی موثر نیست، بلکه آنچه حائز اهمیت است میزان آزادی مطبوعات و رسانه ها و آستانه تحمل نهاد های نظارتی می باشد.
انقلاب اسلامی و تحول در هویت ملی از منظر آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات هویتی در سطوح نظری و تجربی به مثابه یک امر اجتماعی و سیاسی در قالب «همسان گرایی» و «تمایز گذاری» موردتوجه پژوهشگران و کارگزاران جامعه قرار گرفته است. در این مقاله از منظر آیت الله خامنه ای در تبیین تأثیر انقلاب اسلامی بر تحول پیشرو بر هویت ملی ایرانیان از طرح مفهومی هویت ملی مشتمل بر دو سطح پیوندی، انواع چهارگانه هویت ملی (شناختی، ارزشی، احساسی و رفتاری) و ابعاد هفت گانه هویت ملی (اجتماعی، تاریخی، سیاسی، دینی، فرهنگی، زبانی و ادبی) استفاده شده است. ایشان با رد تعارض ملیت و دین و با تأکید بر عمق تاریخی، مسلمانی و انقلابی مردم ایران معتقدند که هویت ملی هر ملت، مجموعه فرهنگ ها، باورها، خواست ها، آرزوها و رفتارهای اوست. این نوشتار با بهره مندی از روش داده بنیاد به اهم تأثیرات انقلاب اسلامی بر هویت ملی ایرانیان در قالب کسب استقلال حقیقی، عزتمندی هویتی، احیای ارزش های اسلامی و پیدایی منزلت بین المللی اشاره می کند.
واکاوی ابزارهای قدرت نرم در سیاست خارجی قطر و تاثیر آن بر روابط با ایران (2011-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۶
59 - 83
حوزههای تخصصی:
در دهه گذشته، قطر به عنوان بازیگری فعال در عرصه منطقه ای و بین المللی ظهور کرده و جایگاه ویژه ای در معادلات قدرت پیدا کرده است. یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی قطر، قدرت نرم بوده است. قطر از طریق ابزارهای مختلف قدرت نرم، از جمله رسانه، ورزش، فرهنگ و دیپلماسی، به دنبال ارتقای وجهه خود در سطح بین المللی و پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود بوده است. ابزار قدرت نرم در بین سال های مورد مطالعه این پژوهش شامل سه مسیر اصلی بود؛ دیپلماسی رسانه ای تأثیرگذار و برندسازی دولتی و کمک های خارجی. سوال پژوهش؛ مهم ترین ابزارهای قدرت نرم در سیاست خارجی قطر در بین سال های2011-2023 چیست؟ فرضیه پژوهش؛ بر اساس یافته ها فرض بر آن است، قطر سعی نموده از دیپلماسی رسانه ای، کمک های خارجی و برندسازی دولتی بهره گیری نماید و با توجه به این سیاست در سال های گذشته توانسته است جایگاه ویژه ای در منطقه و نظام بین الملل به دست بیاورد. همچنین استفاده قطر از قدرت نرم تأثیر مثبتی بر روابط این کشور با ایران داشته است. رسانه های قطر مانند الجزیره به پلتفرمی برای گفتگوی بین ایران و کشورهای غربی تبدیل شده اند. روش پژوهش؛ روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی است و برای گردآوری اطلاعات نیز عمدتاً از روش کتابخانه ای و مطالعه سایت ها استفاده شده است.
نقش سواد رسانه ای در ارتقاء هویت فرهنگی، دینی و اجتماعی دانش آموزان(مطالعه موردی: دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش انجام پژوهش توصیفی همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش آموزان مقطع متوسطه دوم می باشند که تعداد کل آنها 3852 نفر می باشد که بر اساس جدول مورگان 350 نفر به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب می شوند روش گردآوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی صورت می گیرد. در گردآوری اطلاعات تئوری از روش کتابخانه ای و در گردآوری اطلاعات عملی از روش میدانی استفاده می شود. ابزار سنجش شامل پرسشنامه های سواد رسانه ای ( فلسفی، 1393). هویت فرهنگی- اجتماعی و پرسشنامه هویت دینی بودند. به-منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری spss در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. در بخش توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده گردید. نتایج نشان داد سواد رسانه ای بر هویت فرهنگی، دینی، اجتماعی دانش آموزان تأثیر دارد.
تحول در مواضع سیاسی و اجتماعی جنبش آزادیبخش مردم ایران/جاما ( 1342-1357): از سوسیالیسم خداپرستانه تا انقلاب و حکومت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در این تحقیق، تلاش شده است تا بازتولید کشمکش های گفتمانی و سیاسی در جامعه معاصر ایران و ضرورت بازاندیشی در میراث فکری آنها مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به اینکه این کشمکش ها بخشی جدایی ناپذیر از فرآیندهای اجتماعی و تاریخی بوده اند، واکاوی و تحلیل مواضع سیاسی-اجتماعی گروه ها و جریان های تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. جنبش آزادی بخش مردم ایران (جاما) یکی از این جریان های تأثیرگذار است که در برهه ای حساس از تاریخ کشور، در قالب یک گفتمان خاص به ارائه دیدگاه ها و راهکارهایی برای تغییرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پرداخته است. از این رو، بیان مواضع جاما نه تنها پاسخی به نیازهای جامعه پژوهشی برای درک عمیق تر این جنبش است، بلکه ابزاری برای بازشناسی و تحلیل تحولات تاریخی و فکری در ایران معاصر نیز به شمار می آید. مسئله اصلی این تحقیق، تحلیل مواضع سیاسی-اجتماعی جاما و بررسی تحولاتی است که این مواضع در جریان تحولات تاریخی و گفتمانی تجربه کرده اند. هدف این پژوهش، شناسایی و واکاوی ریشه ها، ویژگی ها و تأثیرات گفتمان جاما در تاریخ معاصر ایران است. همچنین، تحقیق حاضر قصد دارد به تبیین نحوه تطور این مواضع از یک گفتمان سوسیالیستی-توحیدی به گفتمانی اسلامی در دوره منتهی به انقلاب اسلامی بپردازد.روش و رهیافت: در تحقیق پیش رو، برای جمع آوری و گردآوری داده ها و سنجش صحت و سقم آنها از روش تحقیق تاریخی استفاده و در بخش تحلیل و تفسیر متون نیز به هرمنوتیک زمینه مند و قصدگرای اسکینر تاسی شده است. با تأسی به رهیافت اسکینری که تفسیر متن و فهم معنای آن را از طریق مطالعه متون و شناخت زمینه اجتماعی و سیاسی با تکیه بر «شیوه عمل بیانی» یا «کنش گفتاری» ممکن می داند، کوشش شده تا مواضع این جنبش و تحول از سر گذرانده شده بیان شود. در رویکرد زمینه باور و هرمنوتیک قصدگرای اسکینر معانی اصطلاحات و مفاهیم و گزاره های هر دوره تاریخی منوط و محدود به آن دوره هستند و برای نیل بدین مقصود باید جریان ها و گرایش های فکری، مباحث و استدلال های رایج و پرسش ها و پاسخ های مطرح در آن دوره را مورد تحقیق قرار داد. ازاین رو به حوادث و وقایع زندگی و زمینه فکر و عمل گردانندگان تشکیلات جنبش به مثابه سوژه های تاریخی توجه شده است.یافته ها: جاما بر اساس تحلیل دورانی خود، جامعه ایران را در آستانه گذار به یک تحول اجتماعی ارزیابی و در راستای تحقق آن، برنامه ای را مبتنی بر یک ایدئولوژی تبلیغ می کرد. این ایدئولوژی مورد نظر، سوسیالیسم بر پایه خداپرستی ای بود که ضمن توجه به سوسیالیسم اخلاقی و انسانی بر هویت دینی در شکل توحیدی تأکید داشت. همچنین جاما در عرصه سیاسی به دنبال براندازی نظام سلطنتی و استقرار حکومت عدل و کار در قالب نظامی دموکراتیک و در عرصه های اجتماعی و اقتصادی به دنبال تحول و تحققی سوسیالیستی با محوریت تامین حقوق و آزادی های اساسی مردم بود. استراتژی گذار در برنامه مذکور نیز، بر این پایه استوار بود که به دلیل عدم شایستگی نظام کهنه در جوابگویی به خواست های مردم و ناتوانی طبقات اجتماعی در تصاحب قدرت از مسیر کلاسیک، باید یک گروه سیاسی و انقلابی با تکیه بر مشی قهرآمیز و مسلحانه از طریق مبارزه فراگیر و دامنه دار قدرت سیاسی و حکومتی را از طبقه حاکم سلب، جانشین آن شده و تحول و دگرگونی در کلیه شئون اجتماعی را محقق سازد. جامایی ها در شروع دوره دوم فعالیت های خود در چند سال منتهی به انقلاب اسلامی سال 57، مواضع سیاسی اجتماعی گفته شده را در گفتمانی اسلامی و در قالب انقلاب و حکومت اسلامی تعریف و دنبال کردند.نتیجه گیری: ویژگی های فضای زبانی-گفتمانی و فکری-اجتماعی و زمینه سیاسی-تاریخی حاکم از جمله ناکامی دولت ملی و سقوطش بوسیله کودتا، تشدید تنش های سیاسی، صف آرایی موافقان و مخالفان نظام شاهنشاهی، نزاع های گفتمانی سنتی و مدرن، عدم توفیق رویه های سیاسی، سرکوب اعتراضات و به خصوص وقوع رخداد 15 خرداد 42، توسل به طرح ترور توسط گروه های مبارز، ایجاد سازمان هایی با تفکرات رادیکال، گسترش اندیشه مبارزه قهرآمیز، رشد و گسترش جنبش روحانیت در تعیین مواضع سیاسی اجتماعی جاما و تحول در آن مواضع تاثیرگذار بود.