فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۰۱ تا ۲٬۳۲۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: در این تحقیق، تلاش شده است تا بازتولید کشمکش های گفتمانی و سیاسی در جامعه معاصر ایران و ضرورت بازاندیشی در میراث فکری آنها مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به اینکه این کشمکش ها بخشی جدایی ناپذیر از فرآیندهای اجتماعی و تاریخی بوده اند، واکاوی و تحلیل مواضع سیاسی-اجتماعی گروه ها و جریان های تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. جنبش آزادی بخش مردم ایران (جاما) یکی از این جریان های تأثیرگذار است که در برهه ای حساس از تاریخ کشور، در قالب یک گفتمان خاص به ارائه دیدگاه ها و راهکارهایی برای تغییرات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پرداخته است. از این رو، بیان مواضع جاما نه تنها پاسخی به نیازهای جامعه پژوهشی برای درک عمیق تر این جنبش است، بلکه ابزاری برای بازشناسی و تحلیل تحولات تاریخی و فکری در ایران معاصر نیز به شمار می آید. مسئله اصلی این تحقیق، تحلیل مواضع سیاسی-اجتماعی جاما و بررسی تحولاتی است که این مواضع در جریان تحولات تاریخی و گفتمانی تجربه کرده اند. هدف این پژوهش، شناسایی و واکاوی ریشه ها، ویژگی ها و تأثیرات گفتمان جاما در تاریخ معاصر ایران است. همچنین، تحقیق حاضر قصد دارد به تبیین نحوه تطور این مواضع از یک گفتمان سوسیالیستی-توحیدی به گفتمانی اسلامی در دوره منتهی به انقلاب اسلامی بپردازد.روش و رهیافت: در تحقیق پیش رو، برای جمع آوری و گردآوری داده ها و سنجش صحت و سقم آنها از روش تحقیق تاریخی استفاده و در بخش تحلیل و تفسیر متون نیز به هرمنوتیک زمینه مند و قصدگرای اسکینر تاسی شده است. با تأسی به رهیافت اسکینری که تفسیر متن و فهم معنای آن را از طریق مطالعه متون و شناخت زمینه اجتماعی و سیاسی با تکیه بر «شیوه عمل بیانی» یا «کنش گفتاری» ممکن می داند، کوشش شده تا مواضع این جنبش و تحول از سر گذرانده شده بیان شود. در رویکرد زمینه باور و هرمنوتیک قصدگرای اسکینر معانی اصطلاحات و مفاهیم و گزاره های هر دوره تاریخی منوط و محدود به آن دوره هستند و برای نیل بدین مقصود باید جریان ها و گرایش های فکری، مباحث و استدلال های رایج و پرسش ها و پاسخ های مطرح در آن دوره را مورد تحقیق قرار داد. ازاین رو به حوادث و وقایع زندگی و زمینه فکر و عمل گردانندگان تشکیلات جنبش به مثابه سوژه های تاریخی توجه شده است.یافته ها: جاما بر اساس تحلیل دورانی خود، جامعه ایران را در آستانه گذار به یک تحول اجتماعی ارزیابی و در راستای تحقق آن، برنامه ای را مبتنی بر یک ایدئولوژی تبلیغ می کرد. این ایدئولوژی مورد نظر، سوسیالیسم بر پایه خداپرستی ای بود که ضمن توجه به سوسیالیسم اخلاقی و انسانی بر هویت دینی در شکل توحیدی تأکید داشت. همچنین جاما در عرصه سیاسی به دنبال براندازی نظام سلطنتی و استقرار حکومت عدل و کار در قالب نظامی دموکراتیک و در عرصه های اجتماعی و اقتصادی به دنبال تحول و تحققی سوسیالیستی با محوریت تامین حقوق و آزادی های اساسی مردم بود. استراتژی گذار در برنامه مذکور نیز، بر این پایه استوار بود که به دلیل عدم شایستگی نظام کهنه در جوابگویی به خواست های مردم و ناتوانی طبقات اجتماعی در تصاحب قدرت از مسیر کلاسیک، باید یک گروه سیاسی و انقلابی با تکیه بر مشی قهرآمیز و مسلحانه از طریق مبارزه فراگیر و دامنه دار قدرت سیاسی و حکومتی را از طبقه حاکم سلب، جانشین آن شده و تحول و دگرگونی در کلیه شئون اجتماعی را محقق سازد. جامایی ها در شروع دوره دوم فعالیت های خود در چند سال منتهی به انقلاب اسلامی سال 57، مواضع سیاسی اجتماعی گفته شده را در گفتمانی اسلامی و در قالب انقلاب و حکومت اسلامی تعریف و دنبال کردند.نتیجه گیری: ویژگی های فضای زبانی-گفتمانی و فکری-اجتماعی و زمینه سیاسی-تاریخی حاکم از جمله ناکامی دولت ملی و سقوطش بوسیله کودتا، تشدید تنش های سیاسی، صف آرایی موافقان و مخالفان نظام شاهنشاهی، نزاع های گفتمانی سنتی و مدرن، عدم توفیق رویه های سیاسی، سرکوب اعتراضات و به خصوص وقوع رخداد 15 خرداد 42، توسل به طرح ترور توسط گروه های مبارز، ایجاد سازمان هایی با تفکرات رادیکال، گسترش اندیشه مبارزه قهرآمیز، رشد و گسترش جنبش روحانیت در تعیین مواضع سیاسی اجتماعی جاما و تحول در آن مواضع تاثیرگذار بود.
منطقه گرایی آشیانه ای؛ ایران، روسیه و چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
95 - 116
حوزههای تخصصی:
منطقه گرایی به عنوان یکی از الزامات سیاست خارجی کشورها از گذشته خود را بر کشورها تحمیل نموده است؛ اما الگوهای آن پیوند مستقیمی با تحولات سیستم بین الملل داشته به گونه ای که در وضعیت پیچیدگی، خود را در قالب منطقه گرایی شبکه ای و آشیانه ای نمایان ساخته است. تداخل بلوک های منطقه ای ایران، روسیه و چین به ایجاد شبکه منطقه ای آشیانه ای منجر شده است که خوشه های شبکه ای هرکدام از آن ها بخشی از این شبکه را شکل می دهند. هرچند ادبیات روابط بین الملل به توصیف ابعادی از منطقه گرایی این سه کشور پرداخته اند اما بایستی از سطح توصیف به علل و پیامدهای این نوع منطقه گرایی بر سیاست خارجی این سه کشور حرکت نمود و آن اینکه منطقه گرایی آشیانه ای و پیامدهای آن بر سیاست خارجی آن ها به ویژه در حوزه مدیریت و کنترل این شبکه چیست؟ پاسخ به این پرسش را بایستی در تداخل مرزی، ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر جست وجو نمود و از سویی تأثیرگذاری بر پویش قدرت و حرکت به سمت بازدارندگی هیبریدی جمعی ازجمله پیامدهای اصلی آن به شمار می آید. به این سبب مقاله از ادبیات موجود در این حوزه فاصله گرفته و منطقه گرایی آشیانه ای و پویش های نظم در روابط بین الملل و کنترل آن را از زاویه ای نوین یعنی شبکه آشیانه ای مورد بررسی قرار می دهد.
شاخصه های بنیادین تمدن اسلامی در اندیشه حسن البنا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه حسن البنا، تمدن اسلامی، به عنوان یک مفهوم گسترده و پویا، به تحقق اصول دینی و اخلاقی اسلام بر مبنای ساختارها و ارکان متنوعی اشاره دارد. حسن البنا اسلام را به عنوان راهی برای بازگشت به اصول اخلاقی و دینی، اساس تمدن اسلامی تعریف می کند. این بازگشت به اصول اسلامی، به عنوان محور اصلی توسعه جامعه اسلامی، به تحقق اهداف اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی منجر می شود. این تحقیق به بررسی شاخصه های بنیادین تمدن اسلامی از دیدگاه حسن البنا می پردازد. وی به عنوان بنیان گذار جنبش اخوان المسلمین، ابعاد مختلف تمدن اسلامی را تبیین کرده و تأکیدهای خود را در زمینه بازگشت به اصول اسلامی، اهمیت اسلام سیاسی، حکومت و دولت اسلامی، مردم سالاری، نفی سلطه و استعمار، دوری از تمدن غرب، معنویت، عدالت، وحدت اسلامی، تقریب بین مذاهب، و جایگاه زنان معرفی کرده است. . . . . . . . . . . . . . .
دیالکتیک مسئولیت دولت و اخلاق بین المللی در مسئله پناهجویی و مهاجرت: نگاهی انتقادی به رویکرد دولت محور مایکل والزر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درباره چگونگی تعامل و نسبت اخلاق و مسئولیت دولت در مساله مهاجرت و پناهجویی اختلاف نظر قابل توجهی وجود دارد. برخی از آن ها مثل جهانشمول گرایان معتقد به مسئولیت گسترده دولت ها برای فراهم کردن شرایط لازم این مردمان بوده و عده دیگری مانند دولت گرایان معتقد به مسئولیت محدود دولت ها در سازماندهی این حوزه هستند. در این میان مایکل والزر فیلسوف معاصر جایگاه متمایزی دارد. ایده های وی ترکیبی تکاملی و دیالکتیکی از مسئولیت دولت ملی و درنظر داشت اخلاق بین المللی است. از این رو این مقاله با اتکا به این دوگانه مسلط در رویکردهای فلسفی- سیاسی به مهاجرت و پناهجویی و به طور خاص رویکرد مایکل والزر به دنبال پاسخی تبیینی به این پرسش اساسی است که چه نسبتی میان مسئولیت دولت و امر اخلاقی بین المللی می تواند مبنای سیاستگذاری در مسئله مهاجرت پناهجویی باشد؟برای پاسخ به این پرسش ابتدا مناظره دولت محوری و جهان شمول گرایان درباره مهاجرت و پناهجویی به شکلی کوتاه تبیین خواهد شد و سپس با تبیین ایده های ترکیبی مایکل والزر در این مساله، نقدهای خود را تشریح خواهیم کرد. در پایان نگارنده، وجه نوآوری پژوهش حاضر را ارائه صورتبندی جدید از ایده های سیاستگذارانه مهاجرتی و پناهجویی در نگاه مایکل والزر و همچنین نقد رویکرد ترکیبی به مسئولیت دولت و اخلاق گرایی بین المللی می داند
تأثیر تحول سیاسی بر توسعه اقتصادی ویتنام (2020-1986)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۲)
145 - 169
حوزههای تخصصی:
تکامل اقتصادی "دوی موی" که در سال 1986 آغاز شد ، پس از آزادسازی اقتصادی ، ویتنام حجم وسیعی از سرمایه گذاری خارجی را جذب کرد و به نرخ رشد اقتصادی فوق العاده ای در طول چند دهه ی اخیر دست یافت ویتنام اقتصاد سابق خود را به یک اقتصاد باز به سمت بازار جهانی تبدیل کرده است . هدف از این پژوهش بررسی تحولات اقتصادی با توجه به پارادایم شیفت سیاسی در ویتنام بوده است . و سعی در پاسخ به این سوال را داشته ایم که بین پارادایم شیفت سیاسی در ویتنام و عملکرد اقتصادی این دولت چه ارتباطی برقرار است؟ یافته ها نشانگر است که در کنار تحولات مثبت اقتصادی می توان گفت : تغییرات سیاسی ویتنام به طور قابل توجهی با نحوه مدیریت دولت تک حزبی ویتنام با چالش های ناشی از جامعه مدنی سیاسی تعیین می شود . پارادایم جامعه مدنی به دلیل مشغله انحصاری اش با به اصطلاح "سازمان های غیردولتی" و سازمان های جامعه محور به عنوان عوامل اصلی تغییر سیاسی تعریف می شود . اتخاذ محتاطانه و متوالی ویتنام از نهادهای بازار، بیش از دو دهه عملکرد اقتصادی چشمگیر را به ارمغان آورده ، در حالی که اقتصاد سیاسی و توسعه سیاسی زیربنایی این کشور تا حد زیادی دست نخورده باقی مانده است . ویتنام از یکپارچگی بیشتر با سیستم اقتصادی بین المللی ، از جمله از طریق صعود به سازمان تجارت جهانی از اوایل قرن 21 و انعقاد موجی از توافق نامه های تجارت آزاد ، به عنوان ابزاری برای تقویت تغییرات داخلی استفاده کرده است .
سیاست های عربستان در لبنان و پیامدهای آن بر محور مقاومت (2022-2011)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۳)
119 - 140
حوزههای تخصصی:
عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران دو قدرت منطقه ای تأثیرگذار و رقیب در لبنان هستند. ایران از دهه 1980 و با شکلگیری حزب الله حضور تاثیرگذار در فضای سیاسی لبنان را تثبیت نمود و سعودی ها نیز بعد از جنگ داخلی و با توافق طائف نفوذ خود را در این کشور حفظ کردند. این رقابت تا سال 2005 و ترور حریری به صورت خاموش تداوم داشت. ولیکن از این سال به بعد در قالب حمایت از ائتلاف های 8 و 14 مارس آغاز شد، در جنگ 33 روزه تداوم یافت و با جهت گیری در قبال بیداری اسلامی در سال 2011 به اوج رسید. هدف اصلی این پژوهش مطالعه سیاست های عربستان در لبنان در قبال نفوذ جمهوری اسلامی ایران، روند بیداری اسلامی و محور مقاومت است. سوال اصلی عبارت از این است که عربستان سعودی چه سیاست هایی را در لبنان بین سال های 2011 تا 2012 اتخاذ و پیگیری نموده است؟ فرضیه اصلی عبارت از آن است که عربستان سعودی با حمایت از جریان 14 مارس (حزب المستقبل، الکتائب و القوات اللبنانیه) تلاش نموده تأثیرگذاری خود را در فضای داخلی لبنان افزایش داده و نفوذ جریان مقاومت و جمهوری اسلامی ایران را کاهش دهد. این پژوهش با استفاده از رویکرد توصیفی-تبیینی و بهره مندی از منابع کتابخانه ای، سیاست عربستان در لبنان را توضیح و چگونگی تأثیرگذاری این سیاست ها بر ایران، بیداری اسلامی و محور مقاومت را تبیین می نماید.
The Post-development Thought of Sayyid Mortaza Avini(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
It became significant in finding development in Iran after the emergence of the new industrial order in the West that leads to a debate on how Iran should confront the phenomenon of high economic development. In contemporary Iranian history, Western-oriented elites have attributed Iran's backwardness to not following the methods that the West used to achieve development. Therefore, especially during the Pahlavi era, development planning with a Western-centric approach was implemented to address this backwardness. Undoubtedly, the realization of the Islamic Revolution can be considered as a confrontation with this style of modernization, which has led to serious criticisms from some thinkers. The present study examines the Sayyid Mortaza Avini’s thoughts on development economics, who is one of these intellectuals. This paper aims to investigate the question of ‘What components Avini's thought on development is based on?’ The findings indicated that Avini has criticized Western development while also aligning with some post-development thinkers. Although he goes beyond the post-development approach and, influenced by the ideas of the Islamic Revolution and based on Islamic and indigenous elements such as religious identity and Islamic justice, he presents an alternative version of development (progress accompanied by spirituality). This way, he addresses his most important concern regarding the issue of progress positively. The method of this article will be grounded theory and data collection based on library research.
مواجهه با عوامل غیر معرفتی مؤثر بر ادراک عدالت اجتماعی مبتنی بر رابطه سیاست و رسانه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۶
141 - 178
حوزههای تخصصی:
گاهی از عدالت در جامعه سخن می گوییم که اشاره به عادلانه بودن یا نبودن مناسبات جامعه در تمام حوزه ها دارد و گاهی از ذهنیت و احساس مردم نسبت به وضعیت عدالت حرف می زنیم. ادراک عدالت دقیقا همان ذهنیت مردم نسبت به وضعیت عدالت است که لزوما با وضعیت واقعی عدالت در جامعه یکسان نمی باشد و این ادراک می تواند انسجام سیاسی و نظم اجتماعی را تحت الشعاع قرار دهد. عوامل متعددی بر ادراک عدالت تأثیر دارد که در دو دسته عوامل معرفتی و غیر معرفتی قابل تقسیم بندی هستند. این مقاله در صدد است عوامل غیر معرفتی موثر بر ادراک عدالت را تبیین کند. قوانین روانشناختی اجتماعی، رسانه، طبقه اجتماعی، احساس محرومیت و رفاه ذهنی، خطاهای ناشی از قاعده اسناد، مقایسه اجتماعی، از جمله بحث های غیر معرفتی ست که ادراک مردم نسبت به عدالت را می سازد. این ادراک حاصل شده از عوامل و زمینه های غیر معرفتی می تواند به وضعیت واقعی عدالت نیز لطمه بزند.
عوامل راهبردی در مقابله با تاثیرگذاری داعش بر روابط منطقه ای جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۰
51 - 95
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل راهبردی در مقابله با تاثیرگذاری داعش بر روابط منطقه ای جمهوری اسلامی ایران بود .روش پژوهش کاربردی و آمیخته اکتشافی بود. نمونه بخش کیفی خبرگان و کارشناسان مسئول روابط خارجه، گروه های تکفیری است جامعه این پژوهش در بخش کمی خبرگان و کارشناسان مسئول روابط خارجه، گروه های تکفیری است، که در سال ۱۴۰۱ در مراکز تحقیقاتی به تعداد 335 نفر مشغول بکار هستند و به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. تحلیل یافته های بخش کیفی بر اساس تحلیل تم با نرم افزار مکس کیودا 10 و بخش کمی بر اساس مدل معادلات ساختاری بر پایه نرم افزار لیزرل تحلیل انجام گرفت. یافته های بخش کمی تمامی بخش های کیفی را بر اساس الگوی مدل معادلات ساختاری مورد تایید قرار داد. راهبرد ها با ضریب ۲۳۴/0 بر تاثیرگذاری داعش بر روابط منطقه ای جمهوری اسلامی تاثیر گذار است.
تأثیر شخصیت شهید سلیمانی بر الگوی رفتاری سیاست خارجی ج.ا.ایران در منطقه غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی مولفه های تاثیرگذار در سیاست خارجی هرکشوری می تواند به تبیین سیاست خارجی و پیشبرد اهداف هرکشوری در حوزه بین الملل بسیار کارگشا باشد.یکی از مهمترین مولفه های تاثیرگذار در سیاست خارجی هرکشوری فرد اجراکننده سیاست های تعیین شده آن کشور در حوزه سیاست خارجی می باشد.برای واکای این اثر باید شخصیت شناسی سیاسی و نوع تفکر مجری سیاست گذار در عرصه سیاست خارجی مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف مطالعه بررسی شخصیت شهید سلیمانی و تاثیر آن در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا به دنبال تبیین تاثیرگذاری شخصیت افراد موثر در سیاست خارجی بر اجرای صحیح روابط خارجی کشورها می باشد.این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و در چارچوب نظری «تمدل پیوستگی روزنا» و «نظریه روانشناسی سیاسی» با شیوه ی گردآوری داده ها مبتنی بر منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. بر اساس نتایج پژوهش شخصیت کاریزماتیک،متدین،ولایتمدار،باهوش و با درایت شهید سلیمانی با توجه به اختیارات قانونی در سیاست خارجی منطقه باعث ایجاد صلح در منطقه و پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی در سیاست خارجی شده است.
دلایل و پیامدهای بحران آب در ایران: ارائه یک روش نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
483 - 508
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، بحران آب به یکی از چالش های حیاتی در سیاستگذاری عمومی ایران تبدیل شده است. این پژوهش با هدف شناسایی دلایل اصلی بحران آب و بررسی راهبردها و پیامدهای آن در ایران انجام شده است. با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد (اشتراوس و کوربین) و انجام 23 مصاحبه نیمه ساخت یافته با خبرگان، داده ها گردآوری و به شیوه کدگذاری تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهند که عامل محوری بحران، "مدیریت ناپایدار منابع آب" است که تحت تأثیر سوء سیاستگذاری های گذشته و نبود نظارت کارآمد به ویژه در حوزه بهره برداری از منابع آب های زیرزمینی قرار دارد. علاوه بر این، عوامل انسانی همچون توسعه نامتعادل صنعتی و کشاورزی، تغییرات اقلیمی و کمبود تکنولوژی های نوین در مصرف بهینه آب، از عوامل تشدیدکننده بحران به شمار می روند. این پژوهش همچنین به راهبردهای پیشنهادی جهت بهبود مدیریت منابع آبی کشور پرداخته و توصیه های سیاستی مشخصی برای تضمین پایداری منابع آبی ارائه می دهد. نتایج نهایی پژوهش نشان می دهد که بحران آب در ایران بیش از آنکه ناشی از تغییرات طبیعی باشد، ریشه در سیاستگذاری های ناکارآمد و مدیریت ضعیف منابع دارد.
بررسی پیوند کلید واژه های هویت و هنر در نظرگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت و گونه های آن مبحثی نوپدید در عرصه علوم فلسفه، تاریخ، جامعه شناسی و سیاست به حساب می آید. این مفهوم به همراه مؤلفه هنر، دو کلیدواژه اصلی این مقاله اند که تلاش کرده ایم چگونگی پیوند آن ها را در دیدگاه آیت الله خامنه ای بررسی کنیم. این پژوهش که بر بنیان منبع پژوهی و تحقیق کتابخانه ای استوار است، با درنگ و تحقیق در سخنان آیت الله خامنه ای از سال 1368 تا 1398، در بازه ای سی ساله، صورت گرفته است و با تبیین هویت و گونه های آن و تعریف و توصیف گونه های هنر، نهایتاً چگونگی پیوند این دو مؤلفه با یکدیگر را در این دیدگاه بررسی کرده ایم. یافته ها نشان می دهد هویت ملی و دینی در این دیدگاه هم سویی قابل توجهی دارند و منافع ملی، فقط در راستای هویت ملی تعریف می شوند. هویت فرهنگی اشراف بلامنازع بر سایر گونه ها دارد و هویت انقلابی زبان هویت های ملی، دینی و فرهنگی است. هنر، عطیه ای الهی است و در این دیدگاه ماًموریتی از نوع رسالت انبیا دارد. از نکات دقیق این نظرگاه خدمت دوسویه هویت و هنر است و هنر به عنوان ابزاری کارآمد و اثرگذار باید در خدمت عنصر هویت باشد.
هوش مصنوعی و چالش های دموکراسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۶
351 - 387
حوزههای تخصصی:
روند روزافزون کاربرد هوش مصنوعی در ابعاد مختلف زندگی ایجاب می کند که پیامدهای آن بر جامعه سیاسی، از نظر علمی بررسی شود. هدف مقاله حاضر، عمل به این ضرورت پژوهشی است و در این چارچوب به این پرسش محوری پاسخ می دهد: فناوری هوش مصنوعی، چگونه و از چه جنبه هایی بر عملکرد دموکراسی تأثیر می گذارد؟ برای پیشبرد هدف مقاله، بخش اصلی آن به تبیین چالش های دموکراسی در عصر دیجیتال متمرکز است. مدل مفهومی پژوهش متشکل از چهار بعد است که در هر کدام از آنها، چالش های استقرار هوش مصنوعی بر دموکراسی شناسایی و تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی هرچند در بردارنده ظرفیت هایی برای بهبود عملکرد دموکراسی است، چالش ها و تهدیدهایی درون خود دارد که می تواند به مسخ دموکراسی منتهی شود. مهم ترین چالش های هوش مصنوعی برای دموکراسی عبارتند از: قابلیت دستکاری افکار عمومی، مخدوش شدن محیط اطلاعاتی در حوزه عمومی، شکاف دیجیتال وگسترش نابرابری و تبعیض و بالاخره خطر خودکامگی و توتالیتاریسم. هر کدام از این چالش ها در یک رابطه سیستماتیک همدیگر را بازتولید می کنند. اما در این میان، ابرچالش دموکراسی، خطر توتالیتاریسم است که نتیجه کارکرد سه چالش دیگر ارزیابی می شود. چارچوب نظری پژوهش، مجموعه ای از نظریه های جدید مکتب انتقادی است که به بررسی آثار و پیامدهای سلطه آمیز فناوری در جامعه معاصر پرداخته اند. رویکرد پژوهش، تبیینی یا علت کاو است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی و روش جمع آوری اطلاعات نیز کتابخانه ای است.
چالش های تحریم ایران در عصر وابستگی متقابل اقتصاد سیاسی انرژی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۶
210 - 240
حوزههای تخصصی:
اقتصاد سیاسی بین المللی بر اساس نشانه هایی از همکاری های متقابل و چندجانبه بازیگران شکل گرفته است. منطق اصلی کنش بازیگران را «وابستگی متقابل اقتصادی» شکل می دهد. هر بازیگری در اقتصاد سیاسی نقش خاصی در تقسیم کار بین المللی ایفا خواهد کرد. نظریه های وابستگی متقابل نحله ای از اندیشه نئولیبرالی هستند. یک ویژگی کلیدی رویکردهای وابستگی متقابل اذعان به کثرت کنشگران و موضوع ها است. بر اساس رهیافت های وابستگی متقابلِ درهم تنیده و چندجانبه، هر بازیگری اهداف راهبردی خود را بر اساس ضرورت های اقتصاد جهانی تعریف خواهد کرد. مسئله اصلی پژوهش حاضر منازعه جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در فضای وابستگی متقابل اقتصادی است. بر این اساس پرسش پژوهش حاضر چنین طراحی شده است که در عصر وابستگی متقابل اقتصادی به ویژه در حوزه اقتصاد سیاسی ایالات متحده از چه سازوکارهایی برای محدود ساختن ایران استفاده می کند؟ به نظر می رسد (فرضیه) از آنجاییکه ایالات متحده در اقتصاد و سیاست جهانی «نقش موازنه دهنده» بازیگران در حال ظهور را ایفا می کند، بدون توجه به ضرورت های اقتصاد سیاسی بین المللی از سازوکارهای تحریف اقتصادی ایران در حوزه انرژی بهره گرفته و این امر چالش هایی را برای اقتصاد جهانی و سیاست منطقه ای ایران به جا می گذارد. در اختیار داشتن قابلیت لازم برای اثربخشی در سیاست جهانی، موجب می شود که محدودیت هایی را برای مبادله پولی، مالی، بانکی و کالایی ایران به وجود آورد. دستاورد پژوهش حاضر این است که تحریم اقتصادی ایران نقش کاتالیزوری جمهوری اسلامی برای نقش یابی در اقتصاد و سیاست جهانی را با چالش هایی روبرو نموده و این امر منجر به افزایش ضریب تهدیدات اقتصادی ایران در شرایط تحریم اقتصادی و محدودیت های راهبردی گردیده است.ایران در عصر وابستگی متقابل و سازوکارهای مربوط به اقتصاد سیاسی بین المللی با نشانه هایی از محدودیت تاکتیکی و کارکردی در قالب «تحریم اقتصادی» روبرو شده است.در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی از سازوکارهای کنش ارتباطی برای به حداقل رساندن تحریم ها و ارتقای نقش منطقه ای در سیاست بین الملل بهره گرفته است
آینده پژوهی هویت دینی در ایران با رویکرد تحلیل لایه ای علت ها (CLA)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۳
755 - 786
حوزههای تخصصی:
هویت دینی در جامعه ایران به عنوان یکی از ابعاد اساسی فرهنگ و زیست اجتماعی، همواره تحت تأثیر تحولات تاریخی، اجتماعی و جهانی قرار داشته است. در دکترین جمهوری اسلامی، هویت دینی جایگاهی ویژه دارد و مسأله اصلی، چگونگی تحول و استمرار آن تحت تغییرات اجتماعی، فرهنگی و جهانی است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-توصیفی، وضعیت هویت دینی در ایران را بررسی کرده و پیامدهای آن را در آینده ترسیم کرده است. یافته ها نشان می دهد که هویت دینی تحت تأثیر عواملی مانند فردگرایی، تغییر سبک زندگی، کاهش نقش نهادهای دینی، جهانی شدن، فناوری های نوین و مشکلات اقتصادی دچار تحول شده و این تغییرات در سطوح کاهش پایبندی، تغییر سبک زندگی، تقلیل نقش دین در عرصه عمومی و ظهور نگرش های جدید به دین نمایان است. با استفاده از تحلیل لایه ای علت ها (CLA)، چهار سناریو برای آینده هویت دینی ارائه شده است: تلفیق دین با فناوری تحت عنوان دین دیجیتال؛ فروپاشی هویت دینی و تبدیل دین به مسئله ای فردی و فرهنگی؛ دوام دین با تغییرات جزئی به عنوان محور فرهنگی؛ و نقش فعال نگهبانان ارزش ها در حفظ و ترویج هویت دینی. پیشنهادهای پژوهش شامل تقویت آموزش دینی، توجه به معیشت و تقویت عقلانیت دینی همراه با حفظ مناسک است. بازنگری در پارادایم هویت دینی و تقویت بنیان های اعتقادی و اخلاقی می تواند هویت دینی را در برابر چالش های نوظهور مقاوم کرده و زمینه ساز زیستی دینی پایدار و معقول باشد.
جایگاه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در گام دوم انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
209 - 241
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش و پرورش، به عنوان بزرگترین نهاد آموزشی کشور اهمیت ویژه ای در شکل گیری فرهنگ، سیاست، اقتصاد و اجتماع دارد، زیرا سنگ بنای این حوزه ها در آموزش و پرورش گذاشته می شود. هدف این مقاله نیز تبیین جایگاه آموزش و پرورش در گام دوم انقلاب است.روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نوع پژوهش های آمیخته است. روش پژوهش در بخش کیفی از نوع تحلیل محتوا و در بخش کمی توصیفی پیمایشی است. مشارکت کنندگان در بخش کیفی پژوهش شامل 13 نفر از خبرگان علمی و مدیران وزارت آموزش و پرورش بودند که با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد.و نمونه آماری بخش کمی این تحقیق 360 نفر از معلمان و مدیران مدارس و کارشناسان مناطق آموزش و پرورش شهر تهران بود به منظور تحلیل داده ها در بخش کیفی از تکنیک تحلیل تم و در بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی و همچنین نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد.یافته ها: الگوی اجرای سند در چهار نمودار با مولفه های اسلامی کردن آموزش و پرورش ، ساحت های شش گانه سند تحول، رسالت آموزش و پرورش بر مبنای انتظارات رهبری و پایش و نظارت می باشد که در هر نمودار شاخص هایی مطرح شده است. همچنین نتایج تحلیل کمی نیز موید معنی داری ارتباط بین شاخص ها و مولفه های مدل تحقیق در سطح آلفای 05/0 است.نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد که برای اجرایی نمودن سند تحول بر مبنای بیانیه دوم انقلاب اسلامی، باید مراحل مد نظر این مدل محقق شود تا به نتایج دلخواه دست یابیم.
عوامل طبیعی (فیزیکی) و انسانی ژئوپلیتیکی مؤثر بر تدوین راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی ایران در قبال ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
131 - 148
حوزههای تخصصی:
بررسی حوادث و رویدادهای تاریخی مبین آن است که شبه جزیره آناتولی از اهمیت راهبردی خاصی برخوردار بوده و نقش مهمی در حفظ صلح و ثبات منطقه ای و جهانی ایفا می نماید و ترکیه به عنوان یک بازیگر قدرتمند در منطقه پیرامونی جمهوری اسلامی ایران می باشد و به عنوان کشوری همسایه و مسلمان، دروازه اروپایی ایران محسوب می شود. روش توصیفی، تحلیلی و به صورت کاربردی پس از انجام مطالعات نظری و محیط شناسی ژئوپلیتیکی، با استفاده از نظر خبرگان پرسش نامه ای تنظیم و بین صاحب نظر مرتبط با موضوع در قالب جامعه آماری 30 نفری توزیع و سپس نظر آنان نیز جمع آوری گردید. تاثیر سایر عوامل ژئوپلیتیکی بر راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی در مقابل ترکیه انجام شود تا راهبرد نویسان دفاعی با اطمینان بیشتری که حاصل انجام یک تحقیق علمی می باشد آن عوامل را در اتخاذ راهبرد دفاعی در مقابل ترکیه مورد استفاده قرار دهند. بر اساس یافته های پژوهش و تجزیه وتحلیل صورت گرفته 12 عامل ژئوپلیتیکی طبیعی و انسانی مؤثر بر تدوین راهبرد دفاعی کشور در مقابل ترکیه: 1. موقعیت راهبردی و ژئواستراتژیک ترکیه 2. موقعیت ژئوپلیتیکی ترکیه (موقعیت نسبی، گذرگاهی، حائل) 3. نقش و موقعیت ارتباطی ترکیه بین ایران و اروپا 4. وضعیت جغرافیای طبیعی (توپوگرافی و شبکه آب ها) ترکیه 5. میزان و اندازه جمعیت ترکیه 6. میزان تراکم جمعیت در مرز شرقی ترکیه هم مرز با ج.ا.ا 7. شکل ترکیه 8. میزان وابستگی و علاقه مندی جمعیت شرق ترکیه به ج.ا.ا 9. وسعت ترکیه 10. میزان همگرایی مردم شرق ترکیه با حکومت مرکزی 11. ویژگی های کیفی جمعیت (سواد، مهارت، سطح بهداشت، رفاه و...) ترکیه 12. آب وهوای (اقلیم) ترکیه شناسایی شدند.
مؤلفه های حکمرانی فرهنگ پایه در اندیشه آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۱
247-287
حوزههای تخصصی:
حکمرانی فرهنگ پایه دستگاهی مفهومی است که جاری سازی آن در ساحت کلان، به چرخش بنیان های مسلط بر ساحت سیاست گذاری منتج می شود. از یک منظر می توان گفت در آن، فرهنگ به مثابه مبنای حکمرانی موردتوجه قرار می گیرد. از سوی دیگر با توجه به زیست بوم و بافتار فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، توجه به رویکرد فوق و سامان بخشی مناسبات حکمرانی و فرهنگ را ضروری می نماید. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سؤال است که با توجه به اندیشه ی آیت الله خامنه ای مؤلفه های حکمرانی فرهنگ پایه را استخراج نماید. مؤلف در مرحله گردآوری داده از روش اسنادی و کتابخانه ای بهره برده و در ساحت تحلیل داده ها بر اساس نظریه داده بنیاد پیش رفته است؛ در مرحله نخست گفتارهای آیت الله خامنه ای در سال های 1368 تا ۱۴۰۲ مورد تحلیل قرار گرفت و در حدود ۱۶۵ گفتار که ارتباط وثیقی با پژوهش حاضر داشتند، گردآوری شد. محتوای استخراج شده با استفاده از نرم افزار 2020Maxqda به صورت دقیق تجزیه وتحلیل شد و واحدهای مضمونی که تناسب غلیظ تری با موضوع داشتند، انتخاب و در قالب کدها و مضامین پایه سامان دهی شدند. با بررسی گفتارها ۴3۰ گزاره، ۷۵۰ مضمون پایه، ۱۹5 مفهوم محوری و سازمان دهنده و درنهایت با استفاده از کدگذاری انتخابی ۴۳ مضمون فراگیر حاصل شد. درنتیجه این پژوهش حکمرانی فرهنگ پایه به عنوان یکی از اصول بنیادین حکومت اسلامی و در نظریه آیت الله خامنه ای به عنوان راهکاری کلیدی برای نیل به اهداف انقلاب اسلامی به طور ویژه ای مطرح شده است. ایشان بر این باورند که فرهنگ اسلامی، به عنوان یکی از اجزای اساسی هویت ملی، می بایست در سیاست های کلان کشور به عنوان محوری بنیادین و راهبردی موردتوجه قرار گیرد.
بررسی رویکرد اصلاح گرایانه دینی عبدالحمید بن بادیس در رویارویی با استعمار فرهنگی فرانسه در الجزایر
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
204 - 228
حوزههای تخصصی:
عبدالحمید بن بادیس (1940-1889 م)، از بزرگ ترین شخصیت های دینی اصلاح گرای معاصر در الجزایر و در عرصه جهان عرب و اسلام به شمار می رود. دیدگاه های وی درباره احیا و اصلاح اندیشه دینی و چگونگی سامان بخشیدن به اوضاع نابسامان مسلمانان در دوران معاصر، بر اندیشمندان هم دوره اش در شمال افریقا و به ویژه شاگردان و عالمان دینی دهه های اخیر پس از سیدجمال الدین اسدآبادی تأثیر فراوانی گذاشته است. الجزایر یکی از مستعمرات مهم فرانسه بود، که بزرگترین نمونه های استعمار در تاریخ استعمارمدرن اروپا به شمار می رود. فرانسه در الجزایر پیش و بیش از موضوع نظامی به سیاست های فرهنگی آگاهانه و منظم توجه کرد. استراتژی استعمار فرانسه در زمینه فرهنگی در الجزایر مبتنی بر کاربست همه ابزارهای موجود در راستای از بین بردن ساختارهای فرهنگی و معنوی آنجا بود، تا ساختارهای فرانسوی–غربی و دیگر اهداف خود را جایگزین سازد. در زمانی که استعمار فرانسه کوشید مردم الجزایر را از هویت اسلامی و ملی تهی کند و حتی در نهایت تصمیم گرفت که الجزایر را ضمیمه خاک فرانسه سازد، عبدالحمید بن بادیس با تأسیس «جمعیت العلماء المسلمین»، تلاش کرد با احیای اسلام و زبان و فرهنگ عربی و تکیه بر روح ملی، توطئه های استعمار را خنثی نماید. وی با در پیش گرفتن خط مشی فرهنگی آموزشی، تأثیر زیادی بر عرصه سیاسی الجزایر گذاشت و ضربات سختی به استعمار فرانسه وارد کرد.
پژوهش حاضر رویکردی توصیفی-تحلیلی دارد و هدف اصلی آن، بررسی رویکرد اصلاح گرایانه دینی عبدالحمید بن بادیس در رویارویی با استعمار فرهنگی فرانسه در الجزایر است. پرسش های اصلی این پژوهش عبارتند از: ویژگی های گفتمان عبدالحمید بن بادیس چیست؟ اقدامات راهبردی جنبش عبدالحمید بن بادیس در رویارویی با استعمار فرهنگی فرانسه در الجزایر چیست؟ عبدالحمید بن بادیس به عنوان ادامه دهنده راه محمد عبده و رشید رضا، فعالیت های خود را بر سه محور عمده متمرکز کرده بود: تلاش برای احیای ریشه های دین اسلام، تلاش برای احیای زبان عربی و مبارزه با خرافات و بدعت ها. ماهیت جنبش بادیسیه، دینی، سیاسی، اجتماعی و ملی گرایانه بود. با توجه به شرایط دوران عبدالحمید بن بادیس، او معتقد بود که پیش از استقلال سیاسی، ضروری است با یک حرکت اجتماعی و فرهنگی، آثار و پیامدهای منفی استعمار فرانسه را از بین برد.
ارزیابی عناصر کالبدی هویت بخش در نمای ورودی ابنیه مسکونی (مطالعه موردی: بافت تاریخی شهر قم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت و شخصیت شهر در بستر تعریف ظرف کالبدی متناسب با مظروف فرهنگی و تمدنی شهر معنی می یابد. بی هویتی در نماها و بافت شهری امروزی ناشی از استفاده نادرست از الگوهای غیر بومی و اغلب غربی است و لذا شناسایی الگوهای هویت بخش متناسب با تمدن اسلامی و ارائه آن به معماران و طراحان جهت حل این بحران ضروری است. این پژوهش، با هدف شناسایی عناصر هویت بخش نماهای خانه های بافت قدیم قم و با روشی ترکیبی و مشتمل بر برداشت های میدانی انجام شده است و با کمک متون کتابخانه ای و تحلیل فراوانی عناصر هویت بخش در نمای خانه های بافت قدیم قم، داده-های کمی به داده های کیفی تبدیل گردیده است. در ابتدای پژوهش مبانی نظری و مؤلفه های تاثیرگذار بر آن تعریف شده است و سپس عناصر نماهای خانه ها بررسی و با روش دلفی، از 20 نفر از معماران صاحب نظر پرسشنامه تهیه گردیده که با روش AHP این عناصر وزن دهی شده اند. خانه ها به دوبخش خانه های فرادست و فرودست تقسیم شده اند که در هر دسته 4 خانه مورد بررسی قرار گرفته است. در خانه های فرادست 73.21% و در خانه های فرودست 64.28% از عناصر هویت بخش فرهنگ اسلامی (مبتنی بر داده های پژوهش) مشاهده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بافت قدیم قم به لحاظ کیفیت کالبدی، با هویت اسلامی ایرانی تطبیق نسبی دارد. این نتایج از کمک نهادهای مربوطه در جهت بهبود بخشیدن به هویت نمای شهری حمایت می نماید.