فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۶۱ تا ۲٬۱۸۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
461 - 476
حوزههای تخصصی:
In the context of efficient governance, all the pillars of any political system in the 21st century use their capacities to secure and guarantee national interests as facilitators and complements of the state, whereas in the past this was the sole responsibility of the states. The role of parliaments in this field, which is referred to as parliamentary diplomacy, falls within the aforementioned framework. In this regard, the of the Islamic Parliament of Iran, as an active parliament in the field of multilateral parliamentary diplomacy, has participated in the establishment of the Asian Parliamentary Assembly and the Parliamentary Union of the OIC Member States (PUIC). In addition, by constantly attending the meetings of the Inter-Parliamentary Union, it has emphasized its importance in international relations. Therefore, in the present article, using documents and library resources by reading texts in an exploratory method in response to the question of what achievements the Islamic Parliament of Iran has made in the framework of parliamentary diplomacy, This hypothesis is examined based on the rational choice institutionalism, Although the Islamic Parliament of Iran has turned to multilateral parliamentarism in recent years, efforts to strengthen it as a complementary and facilitating diplomacy through cooperation with the parliaments of neighboring countries are a constructive step.
پیش نگری الگوی مدیریت جنگ های نامتقارن در حوزه دفاعی نیروهای مردمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۶)
223 - 252
حوزههای تخصصی:
. این پژوهش با هدف پیش نگری مدیریت جنگ نامتقارن در حوزه دفاعی نیروهای مردمی با رویکرد آمیخته انجام شده است. بدین منظور، ابتدا اسناد راجع به جنگ های نامتقارن جمع آوری و با روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و عوامل مدل شناسایی و استخراج شد. سپس با فعالان حوزه جنگ های نامتقارن در رابطه با عوامل بدست آمده مصاحبه شده است و با تلفیق نتایج به دست آمده از مرحله کیفی، الگوی سه بعدی پیش نگری مدیریت جنگ های نامتقارن بدست آمد و در بخش کمی ابعاد و مولفه های مدل بوسیله آزمون مدل معادلات ساختاری برازش شد، نتایج پژوهش نشان می دهد ابعاد مدل از قدرت تبیین مناسبی برخوردارند این ابعاد عبارتند از: عوامل ساختاری(توانمندی های اطلاعاتی، تجهیزات، آموزش و قدرت نظامی) عوامل رفتاری/ محتوایی (ویژگی های فردی- روانشناختی، ویژگی های مدیریتی، قابلیت خلق نوآوری در عملیات نظامی، دانش و آگاهی در حوزه جنگ های نامتقارن) و عوامل محیطی/ زمینه ای (موقعیت جغرافیایی، عوامل اجتماعی و فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل سیاسی) که در جهت بهبود وضعیت مدیریت جنگ های نامتقارن در حوزه دفاعی نیروهای مردمی تاثیر دارند.
راهبردهای سیاسی آیت الله سیستانی جهت تکوین هویت و دولت ملی در عراق(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
88 - 150
حوزههای تخصصی:
جامعه عراق از ابتدای انحطاط امپراتوری عثمانی، با مسئله ای بزرگ روبرو شد و آن تکوین «هویت و دولت ملی» بود. راهبردهای نیروهای متعدد سیاسی – عراقی، از ملی گرایان رومانتیک تا امت گرایان بعثی و اسلام گرایان سیاسی علی رغم تفاوت های بسیار، بر محوریت حفظ دولت ملی این کشور در مقابل دیگر غربی و ایرانی صورت بندی می شد اما نحوه این ملت –دولت سازی محل مجادله بسیار بود. این پژوهش به شیوه هرمنوتیک زمینه – مؤلف اسکینری، راهبردهای آیت الله سیستانی را در مواجهه با مسئله ملت – دولت سازی عراق جدید واکاوی می نماید. براین اساس، سؤال محوری این است که راهبردهای آیت الله سیستانی برای تکوین هویت و دولت ملی در سرزمین عراق چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد آیت الله سیستانی ضمن تبیین مسئله نابودی فرهنگ دینی و ملی در عراق، اعلام می دارد که ایجاد هویت و دولت ملی در این کشور، از رهگذر سه مؤلفه «ظهور شهروند صالح» جهت علاج رنج فرقه گرایی قومی، «برقراری همزیست مسالمت آمیز» برای التیام اَلَم طائفی گرایی سیاسی و «استقرار نهادهای سیاسی نوین» برای درمان درد استبداد قابل تحقق است.
شکست و موفقیت در سیاست خارجی: روایت پژوهی برجام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبسوطمقدمه و اهداف: سیاست خارجی مانند هر سازه اجتماعی دیگری قابل ارزیابی است. یکی از روش های ارزیابی سیاست خارجی، تحلیل شکست و موفقیت آن در رسیدن به اهداف موردنظر است. اما نکته چالش برانگیز این است که درک مشترکی از معنای موفقیت یا شکست در حوزه سیاست خارجی وجود ندارد؛ چرا که افراد در بسترهای ادراکی مختلف، روایت های متفاوتی از موفقیت یا شکست سیاست خارجی ارائه می کنند. علی رغم گذشت چندین سال از انعقاد برجام همچنان این بحث در ایران مطرح است که آیا این توافق، مصداق شکست در سیاست خارجی ایران است و بنابراین باید مانع از تکرار آن شد یا برعکس، نمونه موفقی از سیاست خارجی است که باید برای احیای تلاش کرد. بر این اساس، سؤال اصلی مقاله این است که روایت های مختلف از برجام به عنوان یکی از نقاط عطف مهم سیاست خارجی ایران کدام ها هستند و از چه عناصر روایی تشکیل شده اند؟روش هادر گام اول، تحلیل کیفی متون شامل مواضع مقامات رسمی و نیمه رسمی درباره برجام نشان داد که می توان سه روایت موفقیت، شکست و روایت میانی درباره برجام را از یکدیگر تفکیک کرد. در گام دوم، عناصر ساختاری این روایت ها یعنی نحوه صحنه آرایی، شخصیت پردازی و پیرنگ سازی بر اساس روش تحلیل روایت اپرمن و اسپنسر مورد تحلیل قرار گرفتند. در این روش، صحنه آرایی به زمینه روایت می پردازد که شامل مناقشه بر سر گزینه های بدیل تصمیم گیری و تفاسیر از بستر تصمیم گیری برای درک صحنه است. شخصیت پردازی به معنای اطلاق برخی برچسب ها، ویژگی ها و قیاس های تاریخی به تصمیم گیران و پیوندزدن این افراد با افراد شناخته شده در راستای تحسین و تقبیح روایت های خاص است. پیرنگ سازی به معنای بررسی فرایند رویدادهاست که شامل قضاوت درباره دستیابی به اهداف، پیامدهای آنها و مشخص کردن مسئولیت این پیامدهاست. یافته ها: طرفداران روایت موفقیت، برجام را برطرف کننده سایه جنگ از کشور و نشانه بازگشت ایران به جامعه بین المللی (صحنه آرایی)، آن را با ملّی شدن صنعت نفت و محمد جواد ظریف را با محمد مصدق و امیرکبیر مقایسه می کنند و مخالفان را بی سواد و ناآشنا با جهان امروز می دانند (شخصیت پردازی). آنها به توفیق برجام در دستیابی به اهداف از جمله لغو قطعنامه های تحریمی شورا امنیت باور دارند (پیرنگ سازی). طرفداران روایت شکست، برجام را عامل خلع سلاح و ابزار فشار بر ایران روایت می کنند که به خاطر ساده لوحی محمد جواد ظریف در اعطای امتیازات نقد و گرفتن امتیازات نسیه، به قرارداد ترکمانچای دوم تبدیل شده و با دور زدن مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید (شخصیت پردازی). بنابراین برجام ناقض خطوط قرمز رهبری و ضد امنیت ملّی روایت می شود که به هدف اصلی خود در تأمین منافع ملّی ایران نرسید (پیرنگ سازی). طرفداران روایت میانه، اگرچه ابتدا برجام را به عنوان بازی برد برد تصویر می کردند، اما به تدریج این خط روایی را پی گرفتند که ایران می بایست امتیازات بیشتری از طرف مقابل می گرفت (صحنه آرایی). این روایت به این معنا میانه است که هم قیاس برجام با ترکمانچای را نفی می کند هم فتح الفتوح دانستن آنرا. همچنین به طور همزمان، تلاش های مذاکره کنندگان را تحسین می کند و برخی سهل انگاری های آنها را تقبیح (شخصیت پردازی). این روایت، نتایج برجام تا قبل از خروج آمریکا را قابل قبول و ارزشمند می داند؛ نتایجی که بعد از آن به کلّی از بین رفت (پیرنگ سازی).نتیجه گیری: اگرچه ابتدا روایت موفقیت توانست با ارائه داستانی معقول و قدرت گفتمانی مناسب در مناظرات برجامی، بر روایت شکست غلبه کند و روایت مقابل را فاقد ابتکار جایگزین نشان دهد، به تدریج روایت شکست با تکیه بر قدرت ساختاری خود توانست با بازنمایی برجام به عنوان قراردادی ناقص و خسارت بار، روایت میانه را با خود همراه کند و در نتیجه، روایت موفقیت را به حاشیه براند.
امنیتی کردن هویت در سیاست خارجی و تضاد میان منافع ذهنی و عینی: مطالعه موردی آلمان نازی، شوروی و چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹ (پیاپی ۷۹)
243 - 286
حوزههای تخصصی:
هویت از منظر مفهومی دلالت بر مجموعه ای از خصوصیات ادراکی افراد و جوامع بشری در جهت تمایز از یکدیگر دارد. این مفهوم همواره به مثابه مستمسکی برای حکومت ها در جهت ارضا منافع ذهنی شان در سطوح فراملی مطرح بوده است. امنیتی کردن هویت در سیاست خارجی یکی از راهبردهای مهم به منظور پیشبرد این روند می باشد، ولی تجارب ناشی از کاربست آن در اعصار مختلف همواره نشان از خسران توسعه عینی کشورها در درازمدت دارد؛ لذا این پرسش مطرح است که امنیتی کردن هویت در سیاست خارجی چگونه باعث ایجاد تضاد در میان منافع ذهنی و عینی می شود. فرضیه پژوهشگران با تأکید بر نمونه آلمان نازی، شوروی و جمهوری خلق چین بیان می دارد که راهبرد مزبور به دلیل تهی ساختن منابع اقتصادی و انسانی در جهت اعمال جبر معنایی بر دیگری، توأم با واکنش بدیهی دیگران به این امر موجبات انحطاط توسعه عینی کشور و تضاد آن با منافع ذهنی حکومت را فراهم می کند. بهره گیری از جهت گیری تحلیلی نوآورانه مبتنی بر نظریه امنیتی کردن مکتب کپنهاگ، در نهایت موجب تصدیق فرضیه مذکور شده است. شایان ذکر است که روش این پژوهش از نوع تحلیل محتوی توأم با بهره گیری از داده های کتابخانه ای و آماری بوده است.
بررسی مؤلفه های تمدن ساز انقلاب اسلامی بر اساس کتاب ولایت فقیه امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
151 - 173
حوزههای تخصصی:
بررسی مؤلفه های تمدن ساز در کتاب ولایت فقیه امام خمینی (ره) که ترسیم کننده راه آینده نظام اسلامی از سال 1348 در دوران تبعید بوده و بیان کننده شروط بقا و تداوم نظام اسلامی در اندیشه تمدنی ایشان می باشد، حائز اهمیت است. بر این مبنا، برای شناخت مؤلفه های تمدن سازی، پرسش اصلی این است که در راستای کتاب ولایت فقیه امام خمینی، مهم ترین مؤلفه های تمدن ساز چه مواردی می باشد؟ برای این منظور در این نوشتار تلاش شد با استفاده از روش علل اربعه در فلسفه، علل چهارگانه مدل و الگوی علمی تمدن سازی در کتاب ولایت فقیه بررسی شود. بر این اساس، علت های مادی تمدن سازی در کتاب ولایت فقیه عبارت اند از: منابع شناختی، منابع اخلاقی و منابع فقهی. علت فاعلی تمدن سازی در کتاب ولایت فقیه عبارت است از: نظام سازی مبتنی بر ولایت فقیه. علت صوری تمدن سازی در کتاب ولایت فقیه عبارت است از: پاسخ به خواسته های اولیه تمدن، خواسته های ثانویه تمدن و خواسته های عالی تمدن؛ و علت غایی تمدن سازی در کتاب ولایت فقیه عبارت است از: پرورش انسان مهذّب و تربیت یافته مطابق با اعتقادات، اخلاق و احکام دین اسلام.
نسبت سیره شهید سلیمانی (ره) با تحقق تمدن نوین اسلامی (خوانش فقهی- سیاسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقق تمدن نوین اسلامی درگرو بازگشت به آموزه های اصیل اسلام است. قرآن کریم و اهل بیت و نیز امامین انقلاب اسلامی همواره پرچمدار تحقق تمدن اسلامی بوده اند؛ خوانش فقهی – سیاسی از سیره تمدن ساز شهید سلیمانی بیانگر آن است که سیره او، همواره مبتنی بر آموزه های فقهی و سیاسی اصیل کتاب و سنت و اندیشه های امامین انقلاب اسلامی بود. هدف این پژوهش ارائه قرائت فقهی- سیاسی از سیره شهید سلیمانی در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی است. پرسش اصلی پژوهش آن است که خوانش فقهی- سیاسی از سیره شهید سلیمانی در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی چگونه است؟ روش پژوهش، روش تحلیل مضمون از نوع تحلیل شبکه مضامین است. با توجه به خوانش فقهی- سیاسی از سیره شهید سلیمانی، مضامین سازمان دهنده متخذ از این سیره در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی عبارت اند از: ضرورت اخوت و برادری، ضرورت وحدت و انسجام امّت اسلامی، لزوم ارتباط امّت با ولایت، وجوب دفاع از ارزش ها و مقدسات با نگاه تمدنی، ضرورت امنیت آفرینی و حمایت از مسلمانان و مظلومان به مثابه رکن رسالت تمدّنی. همچنین، شهید سلیمانی براساس مضامین قرآنی و روایی مستخرج و نیز قواعد فقه سیاسی چون قاعده «مصلحت»، قاعده «حفظ نظام»، قاعده «تولّی و تبرّی»، قاعده «وجوب تعظیم شعائر الهی و حرمت اهانت به آن ها» و نیز، قاعده «حرمت جان، مال و عِرض مسلمانان » و قاعده «نفی سبیل» در مسیر تحکیم و تقویت نظریه تمدن نوین اسلامی حرکت کرد و زمینه را برای تشکیل تمدن نوین اسلامی فراهم ساخت.
هویت سازی زنان در دفاع مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۹
199 - 210
حوزههای تخصصی:
هویت هر آدمی متفاوت و خاص، همانند اثر انگشت اوست. همانطور که انسان ها، هویت های متفاوت جامعه را شکل می دهند. هویت های انسان ها هم در کنار هم فرهنگ ساز می شود. وقتی یک جامعه فرهنگ غنی دارد یعنی هویت افراد آن جامعه از ثبات و ارزش والایی برخوردارند و بنیاد این هویت و فرهنگ از خانواده و ریشه ی آن از مادر(یک زن) نشات می گیرد که باعث پردازش شخصیت و هویت سالم و غنای فرهنگی می گردد. جمع هویت افراد، هویت اجتماع را شکل می دهد و فرهنگ هویت ساز بر انسان ها تأثیر می گذارد. شخصیت ها، نشانگر واقعیت های جامعه ای هستند که در آن زندگی می کنیم و«جنسیت» به عنوان یکی از عناصر اصلی سازنده شخصیت است. آفرینندگی، ویژگی فطری زن است لذا هویت سازی زنان در تمامی عرصه ها نمودار است از این روی در این مقاله به هویت سازی زنان در دفاع مقدس توجه شده است.
تحلیل راهبردهای قرآنی آیت الله خامنه ای در مواجهه با جنگ ترکیبی دشمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تدبیر راهبرد مناسب برای مقابله با پدیده جنگ ترکیبی، از ضروریات گریزناپذیر جوامع در عصر نوین است. پژوهش حاضر با هدف بررسی راهبردهای قرآنی مقابله با جنگ ترکیبی دشمن در نظام راهبردی سه جانبه مؤثر (کوتاه مدت-بلندمدت-فرایندی) صورت گرفته است. در تبیین مسئله از روش تحقیق کیفی تحلیل مضمون استفاده شده است. به این ترتیب که ضمن بیان چارچوب نظری «جنگ ترکیبی» و تحلیل استراتژی مواجهه متناسب همه جانبه، به شاخص ترین راهبردهای منبعث از تعالیم وحیانی و نگره قرآنی آیت الله خامنه ای در مواجهه با جنگ ترکیبی دشمن، با تأکید بر نظام جامع «جهاد ترکیبی اسلام» پرداخته شده است. در تحلیل مسئله با بررسی شرایط مؤثر، ابتدا راهبرد کوتاه مدت با تأثیرگذاری مستقیم و سپس راهبرد زیربنایی بلندمدت با پیشران های اثرگذار و نهایتاً راهبرد فرایندی جامع در گام های عملیاتی نظامند و روشمند برای مقابله با جنگ ترکیبی دشمن مبتنی بر تعالیم قرآنی طرح شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است سه راهبرد «جهاد ترکیبی» و «جهاد تبیین» و «جهاد علمی» که ریشه در آموزه های قرآنی دارند، مهمترین سازوکار برای مقابله با جنگ ترکیبی دشمن است. همچنین رویکرد عمده تعالیم اسلام در جهاد ترکیبی، با توجه ویژه به شرایط و پیشراهای مؤثر بر سه بخش: الف) راهکارهای شناختی نظیر تعمیق شناخت، بصیرت و تقویت باور ایمانی جامعه و...؛ ب) راهکارهای انگیزشی اسلام نظیر تقویت فرهنگ استکبارستیزی و انگیزه پایداری بر حفظ اصول؛ ج) راهکارهای عملیاتی و الگوی رفتاری نظیر اشراف اطلاعاتی و تدابیر عملیاتی توسط نهادهای اجرایی در گامهای مؤثر آن، سفارش نموده است.
مقایسه مفهوم و مقصد عدالت در دیدگاه امام علی(ع) با عدالت در نگرش سیاست نامه نویسی(با تأکید بر سیاست نامه خواجه نظام الملک)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
41 - 76
حوزههای تخصصی:
یکی از پرسش های اساسی در حوزه اندیشه سیاسی، پرسش از مفهوم، منشاء و غایت عدالت است. در مبانی اندیشه سیاسی اسلام نیز عدالت به عنوان اصل زیربنایی و جدایی ناپذیر آموزه های دینی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. علی(ع) به عنوان یکی از الگوهای عدالت پروری و عدالت گستری، در سیره حکومتی خویش با توجه به اوضاع نابسامان زمانه، بیش ترین اهتمام را در تحقق عدالت و اجرای صحیح آن با تفاسیر الهی و فطری داشته اند. لذا مفهوم و مقصد عدالت از نگاه ایشان می تواند در بستر تحلیل مقایسه ای با عدالت در سنت سیاست نامه نویسی نظام الملک بهتر فهم شود. بنابراین، پژوهش حاضر در صدد یافتن پاسخی به این پرسش است که عدالت در دیدگاه امام علی(ع) چه وجه تمایزی با عدالت در نوع نگرش سیاست نامه نویسان دارد؟ لذا با گردآوری داده های کیفی به شیوه اسنادی و همچنین روش توصیفی- تحلیلیِ موردی، عدالت در دیدگاه امام علی(ع) به مفهوم قسط در قرآن نزدیک تر بوده و از نوع عدالت اجتماعی است. این در حالی است که عدالت در سیاست نامه ها و مشخصاً سیرالملوک خواجه نظام الملک با هدف محافظت و پاسداری از نظام قدرت در امر حکومت مداری معنا می شود.
جایگاه بریکس در سیاست خارجی برزیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۵۰)
201 - 224
حوزههای تخصصی:
برزیل یکی از قدرت های نوظهور طی دو دهه اخیر محسوب می شود که طبق پیش بینی ها و آمارهای اقتصادی، در حال تبدیل شدن به یکی از قدرت های بزرگ اقتصادی و سیاسی در سطح بین المللی است. برزیل طی دهه های اخیر در سیاست خارجی خود تلاش داشته است با تداوم و افزایش رشد اقتصادی و صنعتی در سطح داخلی و بهره برداری از ظرفیت های سیاسی و اقتصادی در سطح خارجی، زمینه های لازم برای پیوستن به جمع قدرت های بزرگ و ارتقاء جایگاه خود را فراهم کند. بریکس با توجه به عواملی مانند جایگاه سیاسی مهم اعضاء اصلی آن، سهم آن در اقتصاد جهانی و اثرگذاری بر روند افزایش نفوذ قدرت های نوظهور یک بلوک و گروه بندی مهم در نظام بین الملل محسوب می شود. این گروه برای برخی اعضاء آن به ویژه برزیل اهمیت و جایگاه بسیار مهمی دارد؛ به طوری که به یکی از اولویت های سیاست خارجی برزیل تبدیل شده است. با توجه به این ظرفیت، این نوشتار این پرسش کلیدی را مدنظر قرار داده است که بریکس چه جایگاهی در سیاست خارجی برزیل داشته است؟ در پاسخ به این پرسش، این فرضیه مطرح است که برزیل در راستای اهداف کلان سیاست خارجی خود و با آگاهی از هزینه های تغییر ساختار نظام بین المللی، با تشکیل بریکس در همکاری با دیگر بنیان گذاران و همکاری در قالب آن با دیگر قدرت های نوظهور توانسته است جایگاه بین المللی و اثرگذاری خود را در ساختار نظام بین الملل، به ویژه در موضوعات اقتصادی و سیاسی، ارتقاء دهد. این پژوهش از نوع مقالات توصیفی و تحلیلی می باشد و روش آن پژوهش کیفی مبتنی بر مطالعه موردی با استفاده از گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای و مراجع آماری است.
نقش جامعه پذیری بین المللی در تحکیم الگوی امنیت جمعی و ثبات امنیت بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امنیت بین المللی به رغم وجود نهادهای بین المللی و ساز و کارهای حقوقی در قالب امنیت جمعی،همواره به عنوان یکی از مهم ترین دغدغه دولت ها و مراجع بین المللی، با چالش ها و تهدید ات عمدتاً نظامی روبرو بوده است.این در حالی است که با ظهور روند جهانی شدن مفاهیم جدیدی همچون جامعه پذیری بین المللی در ادبیات روابط بین الملل شکل گرفته است که به مثابه یک متغیر نوپدید روند مطالعات سنتی امنیت از سوی خردگرایان را با چالش روبرو کرده.از همین رو پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که گسترش و افزایش میزان جامعه پذیری بین المللی در میان دولت ها چگونه موجب ثبات امنیت بین المللی می شود؟ پژوهش پیش رو با بهره گیری از رویکرد نظری و فرانظری سازه ا نگاری و در قالب روشی تبیینی بر این فرضیه استوار است که گسترش و افزایش سطح جامعه پذیری بین المللی در میان دولت ها می تواند به واسطه تحکیم مکانیزم امنیت جمعی موجب ثبات امنیت بین المللی شود.به طوری که از منظر سازه انگاری جامعه پذیری بین المللی به مثابه فرآیندی محسوب می شود که با درونی سازی ارزش ها و هنجارهای بین المللی و به تبع آن شکل گیری دانش،هنجارها و ایده های مشترک جهانی و انتقال آن از یک بازیگر به بازیگر دیگر در نهایت باعث برسازی یک هویت جمعی شود که این امر ارتقای جایگاه هنجارها و ارزش های مشترک بین المللی و همچنین افزایش کارکرد نهادهای بین المللی را به دنبال دارد.به طوری که طی این فرآیند با تحقق اجتماع امنیتی، ثبات امنیت بین المللی به واسطه تحکیم مکانیزم الگوی امنیت جمعی محقق می گردد.
رژیم منع اشاعه و بازی سه سطحی برجام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
117 - 146
حوزههای تخصصی:
در 18 اردیبهشت 1397 رئیس جمهور ایالات متحده، با بیان ناتوانی برجام در حفاظت از منافع امنیت ملی این کشور به مشارکت ایالات متحده در این توافق کمتر از سه سال پس از امضا شدن آن پایان داد و مدعی شد که این توافق ناقص بوده و نتوانسته به اهداف خود دست یابد. دولت جمهوری خواه ایالات متحده با اتخاذ سیاست «فشار حداکثری» ادعا کرد دنبال یک توافق همه جانبه است که به دیگر فعالیت های ایران ازجمله برنامه موشکی نیز بپردازد و شروط نامعقولی برای مذاکره مطرح کرد. ایران در پاسخ از یک سال بعد شروع به کاهش تدریجی تعهدات خود مطابق برجام کرد و باتوجه به شروط دولت آمریکا حاضر به مذاکره برای توافقی جدید نشد. با روی کار آمدن دولت جدید در آمریکا و اعلام قصد آن برای بازگشت به توافق اولیه، مذاکرات برای احیای برجام شکل گرفت که البته به نتیجه نرسیده است. بنابراین پرسش این است که چرا پس از خروج آمریکا ، دولت جدید این کشور برای احیای برجام مذاکره میکند؟ فرضیه این است که آمریکا طی یک فرایند یادگیری به دنبال بهره گیری از رژیم بین المللی منع اشاعه برای کمک به سیاست «تغییر رژیم» و تضعیف قدرت ایران در منطقه، بازتنظیم نقش خود در غرب آسیا و جلوگیری از افزایش نفوذ رقبای جهانی خود شامل چین و روسیه در منطقه است. در این پژوهش با اتخاذ نظریه بازی به عنوان چارچوب نظری و طرح یک مدل سه سطحی مجموعه ای از ارزش ها، مفروضات و ادراکات در سیاست داخلی آمریکا در رابطه با موضوع هسته ای ایران شناسایی شد که نشان می دهد ایالات متحده در بازی برجام اهدافی فراتر از حفظ رژیم منع اشاعه دنبال می کند.
The Challenge of Deviant Sects in the Face of the Islamic Revolution with a Focus on the Opposition to the Teachings of the Vilayat-e Faqih and Its Solution(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The concept of Mahdism is one of the most significant Islamic and Shia teachings, holding the potential to foster unity, cohesion, and security both domestically and internationally. The Islamic Revolution is also based on the theological and philosophical foundations of Mahdism. Various deviant movements and sects attempt to distort this teaching through different means; sometimes subtly, by fabricating and creating deviations in the defensive and security culture of Mahdism, and other times more violently, by instigating chaos and conflicts in the name of Shiism and Mahdism. These activities not only tarnish this exalted culture but can also create multiple security issues, with the trajectory of these sects showing a trajectory of conflict and destruction. Therefore, the main question is: ‘What are the current and future challenges posed by these deviant sects and movements, especially in opposition to the Vilayat-e Faqih?’ The present study uses a descriptive-analytical examination of written sources and the results of field research conducted by the Center for Mahdism. The results indicated that against these challenges, utilizing the rich Mahdism culture, appropriate education, and research on sects, as well as precise and organized planning and execution, can create resilience against these threats. Additionally, we must prepare both scientifically and practically against the ideologies that attack the teaching of the Vilayat-e Faqih and its resultant deviations.
وفاق و اجماع در ایران: چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
733 - 707
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین موضوعات مطرح در فضای سیاسی کنونی ایران به عنوان یک جامعه چندفرهنگی موضوع وفاق و اجماع است. علاوه بر پیامد و نقش جهانی شدن، ویژگی های فرهنگ سیاسی نیروهای اجتماعی و سیاسی در ایران همراه با حاکم بودن سیاست حذفی بر رفتار نخبگان سیاسی در ایران اهمیت موضوع را برای جامعه ایران به دلیل چالش های فراروی سیاستگذاری دوچندان کرده است. اجماع به معنای وفاداری به ارزش های مشترک در میان افراد یک جامعه است. در هر جامعه اجماع در سه سطح مطرح است؛ اول میان مردم، دوم میان دولت و مردم و سوم میان نخبگان سیاسی حاکمیت. وفاق در جامعه کنونی ایران در هر سه سطح با چالش مواجه است. پرسش اصلی این پژوهش علل نبود اجماع در جامعه ایران در هر سه سطح است. فرضیه پژوهش مهم ترین عامل را در فرهنگ سیاسی نخبگان، ماهیت نیروهای اجتماعی و سیاسی و پیچیدگی ساخت قدرت سیاسی در ایران می داند. روش پژوهش کیفی با هدف تبیین رابطه دو متغیر اجماع و نقش فرهنگ سیاسی در ایجاد چالش های فراروی آن است. روش جمع آوری داده ها اسنادی با استفاده از ابزار کتابخانه ای است. چارچوب نظری تلفیقی از دیدگاه های چلبی و بشیریه است؛ بدین معنا ابتدا مفهوم وفاق و سطوح آن از دیدگاه چلبی توضیح و سپس با استناد به نظرهای آقای بشیریه مفهوم و راهکار وفاق در میان نخبگان سیاسی تشریح شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که ماهیت ساخت قدرت همراه با فرهنگ سیاسی حاکم بر رفتار سیاسی نخبگان حاکمیتی و ویژگی های نیروهای اجتماعی و سیاسی در ایران وفاق همگانی را با چالش هایی مواجه کرده است.
تحلیلی بر چرایی رادیکال شدن اعتراضات اجتماعی در ایران (بررسی عوامل ساختاری با نگاهی به چارچوب نظری کریگ پارسونز)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۸
181 - 221
حوزههای تخصصی:
اعتراضات اجتماعی در ایران پس از نیمه دوم دهه نود، به شکلی فزاینده رادیکال شده اند و با ویژگی هایی همچون، خیابانی شدن اعتراض، افزایش شدّت و گستره خشونت ها و ساختارشکنی در شعار ها و مطالبات شناخته می شوند و این امر نشانِ تغییرهای عمیق و بنیادین در فرایندهای مطالبه گری است. این پژوهش با هدف تحلیل جامع عوامل تأثیرگذار بر رادیکال شدن اعتراضات اجتماعی در ایران با تمرکز بر عوامل ساختاری انجام گردیده است. پرسش اصلی پژوهش این است که عوامل اصلی رادیکال شدن اعتراضات اجتماعی در ایران کدامند؟ برای یافتن پاسخ، از چارچوب نظری کریگ پارسونز استفاده شد که تأکید آن بر تحلیل چند وجهی و تعامل عوامل ساختاری، نهادی، روان شناختی و نگرشی در تحلیل پدیده های سیاسی و اجتماعی است. روش تحقیق در این مقاله، کیفی و از نوع تحلیل مضمون است؛ بدین معنا که مضامین اصلی و عوامل کلیدی تأثیرگذار بر رادیکال شدن اعتراضات اجتماعی در ایران با تحلیل مصاحبه های صاحب نظران و مقالات علمی مرتبط با موضوع تحقیق استخراج گردیده است. یافته های تحقیق، یازده مؤلفه ساختاری تأثیرگذار در سطح کلان را نشان می دهد که به اختصار عبارت اند از: بحران های جوامع در حال گذار؛ ظهور نشانه هایی از بروز شکاف دولت- ملت؛ مشکلات ساختاری اقتصاد، تحولات نسلی و تأثیر گذاری نسل زد؛ تراکم شکاف های اجتماعی؛ دگرگونی ساختاری حوزه عمومی؛ ساختار سیاسی و ناکامی فرایندهای اصلاحی؛ بحران های زیست محیطی و زیرساختی و موقعیت منطقه ای و موضع بین المللی ایران. این عوامل در تعامل با عوامل نهادی، روان شناختی و نگرشی، بستر شکل گیری و تشدید اعتراضات رادیکال در ایران را فراهم کرده اند. لازمه عبور از این وضعیت، اصلاح ساختارهای سیاسی و اقتصادی، تقویت مشارکت اجتماعی و سیاسی مردم، مدیریت تحولات نسلی و فرهنگی و ایجاد بسترهای قانونی و رسمی برای بیان اعتراضات است.
رویکرد مقایسه ای راهبردهای امنیت ملی بوش، اوباما و ترامپ؛ مبارزه با تروریسم و چندجانبه گرایی راهبردی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۸
222 - 249
حوزههای تخصصی:
رویکرد مقایسه ای در سیاست خارجی بر اساس شاخص های ادراکی، راهبردی و رفتاری تصمیم گیران حاصل می شود. سیاست خارجی آمریکا همانند هر کشور دیگری در سال های آغازین قرن بیست و یکم با نشانه هایی از تغییر و تداوم همراه بوده است. از آنجایی که سیاست بین الملل در این دوران تاریخی بر اساس قالب های سیاست آشوب زده شکل گرفته، نشانه های تغییر در الگوی رفتاری بوش پسر، باراک اوباما و دونالد ترامپ بیشتر از هر دوران تاریخی دیگری بوده است. نشانه های تغییر و تداوم را می توان در راهبرد، الگوی رفتاری و سیاست منطقه ای آمریکا در قرن بیست و یکم مشاهده کرد. پرسش اصلی مقاله آن است که سیاست مقایسه ای آمریکا در قرن بیست و یکم چه ویژگی هایی دارد و چه تغییرات راهبردی و منطقه ای در دوران جورج بوش پسر، باراک اوباما و دونالد ترامپ به وجود آمده است؟ فرضیه مقاله این است که هرچند بنیان های راهبردی رئیسان جمهور آ مریکا در حوزه امنیت سرزمینی، رفاه اقتصادی و حقوق بشردوستانه ثابت باقی مانده است، سیاست راهبردی بوش مبتنی بر امنیت پیش دستانه، سیاست راهبردی باراک اوباما بر اساس موازنه راهبردی و نگرش دونالد ترامپ مبتنی بر توسعه قدرت ملی و یکپارچه سازی ساختار اجتماعی آمریکا بر اساس انگاره هایی همانند یک جانبه گرایی بوده است». در تحلیل داده ها از پارادایم رئالیسم بهره خواهیم برد.
ارائه الگوی شایستگی مسئولین خادمین اردوهای راهیان نور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۵
75 - 115
حوزههای تخصصی:
شناخت شایستگی در سازمان، نقطه شروع بسیاری از پیاده سازی های منابع انسانی مانند مدیریت استعداد و جانشین پروری است. توجه به این موضوع می تواند در تمامی ابعاد عملکردهای ورودی و خروجی یک سازمان را بهبود بخشد، به ویژه در محیط رقابتی. هدف این تحقیق، طراحی الگوی شایستگی مسئولین خادمین اردوها ی راهیان نور کشور است. رویکرد پژوهش این تحقیق از نوع آمیخته است، که در دو فاز کیفی و کمی طراحی و اجرا شده است. در فاز نخست، از روش تحقیق تحلیل مضمون بهره گرفته شده و با استفاده از مبانی نظری همچنین با مطالعه ی اسناد راهیان نور و بررسی کامل منویات مقام معظم رهبری در مورد شایستگی مسئولین به مصاحبه با خبرگان مسئولین خادمین پرداخته شد. شاخصه های شایستگی مسئولین خادمین یا مضامین پایه استخراج شدند و با تحلیل مصاحبه ها و مضامین پایه، این مضامین دسته بندی شده و به هر دسته، مضمون سازمان دهنده اطلاق گردید. نتیجه دسته بندی منجر به استخراج هفت مضمون سازمان دهنده شد.که عبارت اند از: خصوصیات ظاهری، خصوصیات شخصی، سیاسی، تعالی اخلاق، مهارت هایی تخصصی، تجربیات و دیدگاه. درفاز دوم پژوهش میزان اهمیت هر شاخص با استفاده از طیف لیکرت بدست آمد. با استفاده از روش وزن دهی رتبه بندی میزان وزن و رتبه هرشاخص و همچنین مضامین سازمان دهنده تعیین گشت. با توجه به نتایج بدست آمده به ترتیب شاخص های سیاسی 40 درصد، خصوصیات شخصی19درصد، تعالی اخلاق16درصد و مهارت های تخصصی با 12 درصد بیشترین اهمیت را از دیدگاه خبرگان بدست آوردند. در نهایت برای اجرای بهتر این فرآینده الگوی شایستگی مسئولین خادمین اردوهای راهیان نور طراحی گشت.
رویکرد مجلس شورای اسلامی و مناقشه هسته ای ایران – آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
149 - 171
حوزههای تخصصی:
براساس قانون اساسی ایران، سلسه مراتب قدرت در تصمیم گیری مسائل سیاست خارجی شامل رهبری، قوه مجریه و مجلس شورای اسلامی بوده و شورای عالی امنیت ملی، شورای نگهبان و وزارت امور خارجه نیز با لحاظ تأثیر سایر منابع غیررسمی اهمیت زیادی دارند. مناقشه هسته ای یکی از مهمترین موضوعات سیاست خارجی ایران- آمریکا است. بنابراین، سؤال اصلی پژوهش حاضر این است: چه عواملی در تعیین رویکرد مجلس در مناقشه هسته ای ایران- آمریکا اثرگذار هستند؟ در پاسخ به آن، فرضیه مطرح این است: « نقش مجلس در تصمیمات هسته ای تابعی از، قرابت جناحی اکثریت آن با دولت، رویکرد رئیس مجلس و شرایط داخلی و بین المللی است». یافته های پژوهش نشان می دهد، مجلس در برخی دوره ها از سیاست خارجی دولت دنباله روی، در مواقعی همراهی و در نهایت تلاش کرده جایگاهی تصمیم ساز و تعیین کننده خط و مشی داشته باشد». به نظر نویسندگان، نظریه گراهام آلیسون که بر عوامل تأثیرگذار داخلی در تصمیم گیری سیاست خارجی تأکید دارد، رویکرد مناسبی برای این موضوع است. همچنین، این پژوهش از روش تبیینی و با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای و اینترنتی موضوع مورد نظر را بررسی کرده است.
تحلیل ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی عضویت ایران در سازمان همکاری های شانگهای: رویکرد نومنطقه گرایی در سیاست خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
281 - 305
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی عضویت جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری های شانگهای می پردازد. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل چگونگی تحول رویکردهای منطقه گرایانه در سیاست خارجی ایران و بهره گیری از ظرفیت های چارچوب چندجانبه شانگهای به عنوان ابزاری برای کاهش فشارهای خارجی و تقویت منافع ملی است. از منظر تئوری، پژوهش بر مبنای رویکرد نومنطقه گرایی و تحلیل کیفی مستندات و سخنرانی های مقامات دولتی انجام شده است. از این رو مقاله حاضر در پی پاسخگویی به این سوال است که چگونه عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای در ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی با رویکرد نومنطقه گرایی درسیاست خارجی تاثیرگذارهست؟ و فرضیه پژوهش این هست که رویکرد نومنطقه گرایی در سیاست خارجی ایران، از طریق عضویت در ساختارهای چندجانبه مانند سازمان همکاری های شانگهای، می تواند به عنوان یک استراتژی کلیدی در مدیریت چالش های منطقه ای و مقابله با فشارهای اقتصادی و سیاسی ناشی از تحریم های غربی به کار گرفته شود و همچنین عضویت ایران درسازمان شانگهای به واسطه حمایت های استراتژیک از سوی قدرت های منطقه ای نظیر چین و روسیه، امکان مشارکت فعال در فرآیندهای تصمیم گیری و ایجاد فضای دیپلماتیک سازنده را فراهم نموده است. از منظر اقتصادی، این عضویت موجب گسترش کانال های تجاری جدید، کاهش وابستگی به دلار و ایجاد فرصت های مبادلات مالی جایگزین شده و اثرات تحریم های غربی را تعدیل نموده است. همچنین، در بُعد امنیتی، همکاری های چندجانبه در چارچوب شانگهای زمینه مقابله با تهدیدات تروریستی، افراط گرایی و تجزیه طلبی را فراهم آورده و نقش دفاعی ایران را در منطقه تقویت نموده است.