فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۰۱ تا ۲٬۶۲۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
186 - 210
حوزههای تخصصی:
دیر زمانی است که از جدایی اجباری همسایگان، از قلمرو تمدنی ایران می گذرد؛ این مرکز تمدنی، با موقعیت پیوندگاهی در جغرافیای غرب آسیا، همواره میراث دار تهدیدات پنهان و آشکار از سوی همسایگان خود بوده است. در میان 15 همسایه ایران، افغانستان یگانه است؛ چرا که در چند دهه گذشته، ایران در خط مقدم تهدیدات جهانی صادره از سوی افغانستان قرار داشته است. با خروج آمریکا از افغانستان، بار دیگر معادلات قدرت به نفع طالبان دچار تغییر شد و معمای امنیتی افغانستان ابعاد جدیدی به خود گرفت. از این رو، نگارندگان در پی پاسخ به این سوال بودند که «راهبرد مطلوب فراروی جمهوری اسلامی ایران برای تنظیم مناسبات همسایگی با افغانستان کدام است؟». درون دادهای پژوهش به روش کتابخانه ای گردآوری و در سپهر مؤلفه های مفهومی و نظری امنیت، سیاست همسایگی و دیپلماسی اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است؛ روش شناسی حاکم بر متن از ماهیتی توصیفی- تحلیلی برخوردار است. یافته های پژوهش بیانگر این است که جمهوری اسلامی ایران با رویکردی راهبردی، باید مناسبات خود را با همسایه شرقی به گونه ای تنظیم کند تا از رهگذر دیپلماسی فعال اقتصادی و جلب همراهی جامعه جهانی، بتواند تهدیدات سه گانه بازتولید شده در میدان افغانستانِ طالبان را به فرصت های اقتصادی و امنیتی تبدیل نماید. نتیجه پژوهش نشان داد که حل معمای امنیتی افغانستان در سایه فاعلیت دیپلماسی اقتصادی ایران و همراهی بازیگران مؤثر منطقه ای و فرامنطقه ای امکان پذیر است.
ابتکار عمل انقلاب اسلامی در همبستگی و انسجام بخشی امت مسلمان به مثابه قدرت نرم در مقابله با دشمنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۴
25 - 50
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب کبیر اسلامی ایران، و ویژگی اسلامی و فرامرزی آن علاوه بر تغییر ساختار ها در داخل، بازتاب برون مرزی خود را با هدف زمینه سازی شکل گیری «امت واحده اسلام» در لایه های مختلف داشته است. از جمله این بازتاب ها پیشگامی در بهره گیری از قدرت نرم در تعامل سازنده مبتنی بر عقلانیت اسلامی با تمسک به قرآن و عترت است که هدایتگر امت مسلمان در حفظ هویت اسلامی خود در مسیر انسجام مسلمان در مقابل دشمنان در دستیابی به آرمان های مشترک است سؤال این مقاله با روش توصیفی تحلیلی بررسی خوا هد گردید. ابتکار عمل انقلاب اسلامی ایران در بهره گیری از قدرت نرم دین به عنوان مهمترین عامل در راستای انسجام بخشی مسلمانان چیست؟ یافته های پژوهش حاکی از این است که بهره گیری رهبران انقلاب اسلامی از دین موجب تشکیل مراکز و جنبش های اسلامی، تقریب شیعه و سنی، اجتهاد جمعی، آرمان سازی آزادی فلسطین، احیای نقش اسلام در روابط بین الملل و عقلانی کردن سیاست و... شده است. عقاید، آرمان و هدف مشترک عناصر اصلی انسجام مسلمانان می باشد که به دلیل مبانی دین اسلام و قدرت نرم دین، این اشتراکات در مقابله با دشمنان شکل گرفته است.
خوانشی از رابطه تاریخ و اطلاعات؛ جایگاه مطالعات تاریخی در فرایند شناختی نهادهای اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
71 - 100
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش ِرو، در نظر دارد متناسب با نقش شناختی سازمان های اطلاعاتی، تاثیر تاریخ بر آن نهاد را بررسی نماید. در تاریخ تحولات جوامع انسانی، ظرفیت هایِ اطلاعاتی و آگاهی بخشیِ نهفته است که می تواند تاثیر گسترده ای در پیشبرد وظایف نهادهای اطلاعاتی برجای گذارد. این دو از جنبه های مختلفی در پیوند با یکدیگر قرار می گیرند. براین اساس، سوال مقاله بر تبیین تاثیر تاریخ بر نهادهای اطلاعاتی متمرکز گردیده و با روش تحلیلی و توصیفی به بررسی آن پرداخته است.یافته های مقاله حکایت از آن دارد به اقتضای تحولات عصر جدید، که توانایی بر محور دانایی و آگاهی جریان دارد، نقش شناختی، اصلی ترین عامل در شکوفایی ظرفیت نهادهای اطلاعاتی است. به میزان تسهیل، تامین و تحقق نقش شناختی، توانمندی و نقش آفرینی پایدار دستگاه های مزبور حاصل می گردد. تاریخ؛ گذشتهِ زنده، با انبوه اطلاعات و تجارب، از مهمترین عوامل در تامین نقش شناختی نهادهای اطلاعاتی می باشد. بدین خاطر، تاریخ را می بایست از منابع اطلاعات برتر دانست. توجه به آن، از مهمترین عواملی است که زمینه دستیابی به برتری اطلاعاتی و اشرافیت همه جانبه را فراهم می آورد. کسب اطلاعات تاریخ و شناخت گذشته کمک می کند نیروها و نهادهای اطلاعاتی در فرآیند سیاست گذاری و تصمیم سازی، در خلاء عمل ننمایند. لذا رجوع روشمند به گذشته و استفاده آگاهانه از تاریخ، دستاوردها و رهیافت های ارزشمندی برای دستگاه های مزبور فراهم می آورد که در صورت فروگذاری، خلاء آن را هیچ عاملی دیگری جبران نمی نماید.
شبکه های اجتماعی و رابطه آن با هویت انقلابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۴
53 - 72
حوزههای تخصصی:
گسترش تکنولوژی های ارتباطینوین دسترسی جوانان را به شبکه های اجتماعی افزایش داده است.بهره مندی از این پدیده بر الویتها و جهت یابی افراد تأثیر می گذارد.مقاله حاضر که ماحصل یک تحقیق است با این هدف سازمان یافته است که رابطه شبکه های اجتماعی را باهویت انقلابی بررسی نماید.الگوی نظری این تحقیق تلفیقی از نظریات، گیبینز، گیدنز و جیمسون می باشد. فرضیات تحقیق عبارتند از:هر چه افراد بیشتر در معرض شبکه های اجتماعی قرار بگیرند، بیشتر گرایش به ارزش های مدرن پیدا می کنند و از آن طریق هویت انقلابی آنها تضعیف می شود.این تحقیق با روش پیمایش انجام شده است. جمعیت آماری تحقیق،شهروندان بالای 15 سال شهر تهران می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد که در معرض شبکه های اجتماعی قرار گرفتن رابطه ای مثبت با گرایش به ارزش های مدرن و رابطه منفی با هویت انقلابی دارد.
افول آمریکا از منظر دموکرات ها و جمهوری خواهان؛ دیگری سازی و برساختن هویت آمریکایی در سخنرانی های انتخاباتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افول آمریکا مبحثی است که مورد توجه مجامع علمی سیاسی ایران قرار گرفته است، با این وجود کمتر به ابعاد داخلی آن از جمله اختلاف نظر محافظه کاران و لیبرال ها بر سر این مفهوم پرداخته شده است. این تفاوت نگاه در دو عرصه تعریف چیستی هویت آمریکایی و جایگاه بین المللی آمریکا تبلور یافته است. وجود نگاه های متفاوت باعث شده توافقی برای متوقف کردن سراشیبی افول وجود نداشته باشد و هویت مشترک تضعیف شود. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی سخنان افراد شاخص دو حزب اصلی آمریکا با تمرکز بر دوره ظهور ترامپ پرداخته تا تم های مرتبط با افول را شناسایی نماید. نظریه هویت اجتماعی و به طور خاص مفهوم هویت مشترک درون گروهی، برای تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج این تحلیل مؤید وجود اختلاف عمیق در تعریف چیستی آمریکا و در عین حال، اتفاق نظر در مواردی مانند استثناگرایی آمریکایی است.
نسبت سنجی سیره ی نبوی و علوی علیهما و آلهما السلام در مواجهه با براندازان داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۹
65 - 87
حوزههای تخصصی:
شواهد فقهی و تاریخی حاکی از آن است نبی مکرم اسلامصلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنینعلیه السلام ، با طیفی از براندازان داخلی مواجه بودند. این عده در قالب اقدامات براندازانه ی نرم و سخت در صدد تضعیف نظام سیاسی و آسیب رساندن به آن بزرگواران بوده اند. اگر چه سیره ی نبوی و علوی علیهما و آلهما السلام در مواجهه با براندازان نرم، یکسان است؛ اما در مواجهه با براندازان سخت، امیرالمؤمنینعلیه السلام با طیف براندازی که اقدام مسلحانه داشتند دست به سلاح بردند؛ لکن این نوع اقدام از سوی نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله، گزارش نشده است. مقاله ی حاضر فلسفه و چرایی تمایز این دو سیره را مورد توجه قرار داده است. بر این اساس تلاش کرده است تا با روش توصیفی وتحلیلی، نشان دهد که منافقین زمان پیامبر اسلامصلی الله علیه و آله، هیچ گاه جرأت آشکار کردن اقدامات براندازنه خویش را نداشتند. و حال آنکه امیرالمؤمنینعلیه-السلام با طیفی از منافقین مواجه بودند که به صورت علنی و آشکار بر علیه آن حضرت و حاکمیت سیاسی ایشان، اقدام مسلحانه انجام دادند. بنابراین تمایز دو سیره، ناشی از دو سیاست متفاوت در شرایط یکسان نیست. علاوه بر این، نظر به امتداد ولایت سیاسی معصومعلیه السلام و تطبیق مصداقی آن بر فقیه جامع الشرایط، سیره ی امیرالمؤمنینعلیه السلام در مواجهه با براندازان نرم و سخت در عصر غیبت نیز، مُتَّبع و لازم الاجرا خواهد بود.
Iranian Exceptionalism and US-Iran Relations (1979-2021)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۴, Issue ۳۷- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۳
1 - 22
حوزههای تخصصی:
Iranian exceptionalism has been a major factor in preventing rapprochement between the US and Iran. There are two major factions within the foreign policy establishment of the Islamic Republic representing “reconciliation discourse” and “resistance discourse”. These two can be seen as sub-discourses within the Islamic Revolution discourse engaged in a struggle over its “correct” interpretation. The reconciliation discourse emphasizes on “prudence”, while the resistance discourse emphasizes upon “conscientiousness”, both signifiers within the Islamic Revolution discourse. Both movements agree that these signifiers exist within the discourse, but they disagree about the primacy and centrality of one over the other. The “reconciliation discourse” seeks development as the main goal of Iran’s foreign policy, and, hence, considers reconciliation with the US to be a precondition to that goal. Its arguments imply that Iran is not an exceptional country. The resistance discourse, on the other hand, is deeply exceptionalist and deems resistance against the US and maximalist independence to be the main objectives of Iran’s foreign policy. This discourse strongly opposes mending ties with the US because such a move would be understood as a threat to Iran’s exceptionalism. These sub-discourses also perceive the US differently; the reconciliation discourse considers US to be dynamic and heterogenous, while the resistance discourse considers US to be unchanging and monolithic, and this disagreement also contributes to their policy toward the US, and this understanding is also closely intertwined with exceptionalism. Overall, the dispute over Iranian exceptionalism has made relationship with the US the main issue of contention within Iranian foreign policy discourses.
دسته بندی راهبردهای دولت سازی بر پایه آراء فلاسفه سیاسی متقدم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
دانش واژه «دولت» و «دولت سازی»، در متون فلسفه سیاسی اسلامی متقدم تقریباً به کار نرفته اند. بااین حال پرسش آن است که آیا بر پایه متون فلسفه سیاسی اسلامی می توان راهبردهایی برای دولت سازی به دست آورد (پرسش اصلی). این مقاله از روش تفسیری استفاده می کند و دلالت های لفظی را می کاود و می کوشد تا ظرفیت الفاظ به کاررفته در متون فلسفه سیاسی اسلامی برای دلالت بر معانی جدید را بررسی کند (روش). با مراجعه به آثار فلاسفه سیاسی متقدم معلوم شد که مفهوم «تدبیر مدنی» با «راهبرد دولت سازی» معادل است. همچنین با ارائه یک تجزیه و تحلیل از دانش واژه «دولت» و «دولت سازی» بر پایه آرای فلاسفه سیاسی متقدم، به راهبردهای دولت سازی در فلسفه سیاسی اسلامی دست یافتیم. دولت سازی از سه راهبرد معرفتی، ساختاری و کارکردی تشکیل شده است. راهبردهای دولت سازی در فلسفه سیاسی اسلامی خاستگاه درونی و فرهنگی دارند و از نظریه های رقیب که راهبردهایی همچون جنگ یا مؤلفه های اقتصادی را در دولت سازی دخیل می دانند، متمایزند (نتیجه).
نقش قدرت نرم دشمنان در مدیریت رسانه و ارایه راهکارهای مقابله ای از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
149 - 172
حوزههای تخصصی:
محقق در این تحقیق در صدد تبیین قدرت نرم دشمنان در مدیریت رسانه و ارایه راهکارهای مقابله ای از منظر قرآن کریم است. مسئله اصلی پژوهش عبارت است از: «قدرت نرم دشمنان در مدیریت رسانه چگونه است و از منظر قرآن چه راهکارهای مقابله ای وجود دارد؟» و به همین منظور با بررسی تکمیلی کل آیات شریفه قرآن، تعداد 1701 آیه در ارتباط با موضوع تحقیق از قرآن کریم استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. هدف اصلی این پژوهش «تبیین قدرت نرم دشمنان در مدیریت رسانه و ارائه راهکارهای مقابله ای از منظر قرآن کریم» است. این پژوهش که با روش آمیخته انجام می شود در تحلیل کیفی بر اساس نظریه زمینه ای (گرندد تئوری) با کدگذاری از طریق نرم افزار مکس کیودا و در تحلیل کمی از جامعه آماری تحقیق مشتمل بر آیات شریفه قرآن کریم، تفاسیر مرتبط و همچنین 80 نفر از صاحب نظران استفاده شده و از نوع کاربردی است. روش گردآوری داده ها میدانی (پرسشنامه) و کتابخانه ای (اسناد و مدارک) است . برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزارهای اس پی اس اس و مکس کیودا بهره برداری شده است. به منظور استخراج ایات شریفه قرآن از جدول فراوانی توزیع کلمات قرآن بهره برداری و بر مبنای یافته های این مقاله اکثریت مطلق (87.36% جامعه نمونه) معتقد هستند که قدرت نرم دشمنان در مدیریت رسانه تأثیرگذار بوده و قرآن کریم راهکارهای متقن و مناسبی برای مقابله با آن از قبیل بصیرت افزایی، ارتقاء علم و دانش، تشخیص اعتقادات رسانه ها، اتخاذ سیاست های جذب مخاطب، بکارگیری مناسب قلم و کلمه و ... ارایه کرده است.
A Comparative study of Religious Democracy Model in the political thought of Imam Khomeini and Ayatollah Khamenei(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The analysis of the relationship between the people and the government and their roles and positions in governance is an age-old issue, with each school of thought and consequently each thinker presenting a framework for it. The people's political approach to governance in the context of the theory of religious democracy is both a product of the discourse of the Islamic Revolution and the lived experience of the Islamic Republic of Iran. Considering the governance experience of these two main theories in Iran, comparing their perspectives is key to solving many problems. By employing a selected theoretical approach and using a descriptive-analytical method, the authors have concluded that while there is a common discourse and approach between Imam Khomeini and Ayatollah Khamenei, the theoretical development of this concept and the elaboration of its operational details are distinctive features of the Ayatollah Khamenei 's perspective on Imam Khomeini.
"Classical Conservatism" in the Political Thought of Seyyed Hossein Nasr(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this article, while briefly reviewing the traditional intellectual and philosophical foundations of Seyyed Hossein Nasr, we have expressed his political thought. Nasr's political thought is a kind of traditional conservatism, and his thought can be considered reminiscent of the thought of Edmund Burke after the French Revolution. In defense of the monarchy, Nasr described his favorite political model as "Islamic monarchy." He was opposed to any revolution and considered the basis of leftist and revolutionary ideas to be incorrect. In this paper, we have used a historical-analytical method based on documentary and library research.
Shia Rationality and the Challenge of Takfirism in the Islamic Revolution Leaders’ Discourse(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As one of the main goals of Iranian Islamic Revolution, achieving a modern Islamic civilization derived from Islamic rationality is faced with some challenges. As the most fundamental for an intellectual system, such intellectual challenged can be named “rationality”. On this basis, using attributional analysis type of the qualitative research method, this paper is to answer the following question: “Based on the Islamic revolution leaders’ viewpoints and at the regional level, which most fundamental intellectual challenge does the Islamic revolution face on its way for achieving its depicted high level goals, i.e., bringing up a modern Islamic civilization, and how could they be overcome? The findings indicate that “Takfiri rationality” is the most fundamental challenge at the regional level. Challenge gaps between Takfiri rationality and Shia rationality at the region can be worded as “adhering to texts versus narrations”, “opposing the reason“, “monotheism and accusing Islamic sects”, “believing in and relying on the Prophet companions’ fairness” as well as “opposing emulation”. Criticizing such a rationality, Shia rationality emphasized on “monotheism in Shia school of thought and being free of superstition”, “emphasizing on the necessity of empowering the Islamic revolution and the Islamic axis of resistance”, “the necessity of annihilating ISIS as the main promoter of Islamophobia all over the world”, “opposing any kind of violence and act of terrorism” as well as “denying whatsoever kind of dividing Islamic sects”. Hereupon, operational solutions for dealing with the challenge of Takfirism are proposed in three categories, namely intellectual-scientific, cultural, political and military-security.
رویارویی تقابل روسیه و غرب در اوکراین و تأثیر آن بر منافع ملی ایران (به همراه پیشنهاد رویکردهای رسانه ای)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۴
87 - 111
حوزههای تخصصی:
از 24 فوریه (5 اسفند 1400) که جنگ اوکراین آغاز شد، تقابل روسیه و آمریکا در اوکراین ، منجر به افزایش اهمیت استراتژیک ایران شده است. نزدیکی مواضع تهران مسکو و منافع مشترک آنها منجر به همکاری بیشتر دو کشور با یکدیگر شده است . جنگ اوکراین پیامد های بسیاری دارد و عادی شدن شرایط در این منطقه ممکن است، سال ها طول بکشد. سؤال اصلی مقاله این است که فواید اصلی منافع ملی سیاسی و عرصه های آن، دفاعی نظامی، اقتصادی، منطقه ای و.. ایران در جنگ روسیه و اوکراین کدام اند؟ روش این مقاله از لحاظ ماهیت داده ها،کیفی و از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی-تحلیلی است. این پژوهش از نظرجمع آوری داده ها میدانی مبتنی بر مصاحبه با 151خبرگان و استفاده گسترده از مطالعات کتابخانه ای میباشد. با روش طبقه ای –تصادفی ساده و با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته است. یافته ها و نتیجه گیری بیانگر آن است که از فرصت های به وجود آمده ناشی از رویارویی موازنه قوا روسیه و آمریکا در بحران جنگ اوکراین، ایران می توانددر راستای توسعه صادرات و واردات کشور و خودبه عنوان بازیگر فعال در عرصه منطقه بهره مند شود.
آسیب شناسی بازیگران غیردولتی؛ خشونت گرایی، زمینه ها و راهکار ها
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
155 - 179
حوزههای تخصصی:
سازمان های غیردولتی یا سازمان های مردم نهاد «NGO» به عنوان سازمان های مستقل از دولت، غیر انتفاعی و اعضا خودجوش و مردمی امروزه سهم مهمی در ایفای نقش در حوزه های مختلف حقوقی، سیاسی، اقتصادی، زیست محیطی، فرهنگی و ... دارند به طوری که این نهادها اجزاء اصلی جامعه مدنی را تشکیل داده و ابزارهایی برای تقویت موقعیت ضعیف مردم در برابر نهادهای قدرتمند دولتی محسوب می شوند. به رغم این اهمیت، سازمان های غیر دولتی در برخی جوامع یا اساساً شکل نمی گیرند یا در صورت تشکیل، در انجام وظایف و اثرگذاری خویش چندان کارآمد نیستند و در برخی موارد ضرر ها و آسیب های عمده ای به دنبال دارند، تا جایی که در برخی موارد از دایره تعریف مذکور خارج می شوند. این مقاله به روش توصیفی – تحلیلی یکی از مهم ترین آسیب های بازیگران غیر دولتی یعنی خشونت گرایی را مورد بررسی قرار می دهد، بدین صورت که ابتدا به معرفی و علل شکل گیری دو مورد از مهم ترین سازمان های خشونت گرا یعنی سازمان های ایدئولوژی محور نظیر القاعده و سازمان های چریکی مارکسیستی نظیر مجاهدین خلق ایران پرداخته و سپس راهکار هایی برای جلوگیری از خشونت گرایی در این سازمان ها و همچنین جلوگیری از وارد کردن صدمه به جامعه توسط این سازمان ها ارائه می دهد.
بررسی علل تهاجم نظامی امریکا و پیامدهای آن بر مردم عراق
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
205 - 230
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی این سوال که حمله امریکا چه پیامدهایی بر مردم عراق داشته می پردازد. این فرضیه مطرح شد که به نظر می رسد امریکا با حمله به عراق در راستای تعقیب منافع خود، با تأکید بر تمرکز قدرت و به بهانه ارتباط صدام با گروههای تروریستی و تلاش این کشور برای مخفی کردن سلاحهای کشتار جمعی خسارتهای اقتصادی و اجتماعی جبران ناپذیری را بر مردم عراق تحمیل نموده است.یافته ها نشان می دهد اولاً سقوط رژیم بعث نه تنها موجب ورود عراق به مرحله جدیدی از بی ثباتی و به ویژه وضعیت خلأ قدرت در مرکز شد بلکه کشورهای مختلف به فراخور اهداف منطقه ای و امنیت ملی خود سعی در بسط نفوذ در این کشور و مانع افزایش نفوذ رقبای خود در عراق داشتند. ثانیاً با فروپاشی حکومت، الگوی تعاملات و روابط بین گروههای قومی، نژادی و مذهبی عراق را با چالش روبرو کرده و منجر به افزایش خشونت های سازمان یافته و شکاف های قومی در سطوح وسیع شده. ثالثاً حمله امریکا نه تنها اقتصاد را متلاشی و شهروندان را با فقر و قحطی روبرو کرده بلکه محرومیت گسترده زنان عراقی در تمام سطوح از زندگی عمومی و اجتماعی را تشدید کرد.
طرح واره صدرایی برای علوم انسانی در زمینه و زمانه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علوم انسانی در خلأ شکل نمی گیرند، بلکه مشتمل بر پیش فرض ها و مبادی و مبانی خاصی است. این پیش فرض ها و مبانی در دنیای جدید هم در ساحت توصیف علوم انسانی حضور دارند و هم در قلمرو پاسخ به «چه باید باشدِ» آدم و عالَم. روش معرفت شناسی، انسان شناسی، هستی شناسی علوم انسانی در غرب با روش معرفت شناسی، انسان شناسی و هستی شناسی زمینه و زمانه اسلامی و دیگر بلاد متفاوت است. متغیرهای مرتبط با موضوع پژوهش عبارت اند از: زمینه های هستی شناختی، انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و زمانه دین شناختی. در این نوشتار درباره رابطه میان این متغیرها و علوم انسانی پژوهش شده و پرسش اصلی این بوده است: که «چگونه با تحول در زمینه های پنج گانه پیش گفته، علوم انسانی متحول می شود؟» دستاوردهای این پژوهش عبارت بودند از: در زمینه و زمانه علوم انسانی و علوم اجتماعی کنونی، جهان به بخشی کوچک، یعنی دنیا فروکاسته و انسان با همه پیچیدگی اش به تن و روان تقلیل یافته است، اما بنا بر باور زمانه پیامبر خاتم (ص)، زمینه کنونی علوم باید مطابق این زمانه دگرگونی یابد و به جای غوطه ور شدن در برساخت ها و حبس در ذهن (زمینه معرفت شناسی کنونی) و به جای تقلیل انسان به آدمک ابژه شده (زمینه انسان شناسی کنونی) به نظم جدیدی اندیشیده شود که در آن، برساخت های اجتماعی نه شریعت را می بلعد و نه عدالت را زیر چرخ دنده هایش له می کند. نگارنده بر این باور است که شبکه معرفتی صدرایی با طرح، رهیافت، اهداف، روش و مسائلی که دارد می تواند بدون نادیده گرفتن تجربیات بشری، عرصه ای را فراهم کند تا هم نظریه های نوینی در علوم انسانی و علوم اجتماعی شکل گیرد و هم نظریه های شکل گرفته رایج پیشین در این زمینه، سیرتی بومی و الهی بیابند.
مشروعیت اقدام موشکی ایران علیه پایگاه نظامی عین الاسد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقدام موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران علیه پایگاه نظامی آمریکا موسوم به عین الاسد، که متعاقب حمله پهبادی آمریکا و شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی و چند تن از یاران ایشان در عراق صورت گرفت، نظریات مختلفی را در مورد مشروعیت آن به دنبال داشته است. اقدام متقابل، دفاع مشروع و رضایت سه عاملی هستند که دراین باره در انگاره ها و آموزه های حقوقی مطرح شده اند. طبق حقوق بین الملل عرفی و ماده 20 مواد 2001 درموردمسئولیت بین المللی دولت ها، رضایت کشورعراق موجب می شودکه اقدام جمهوری اسلامی ایران دراین کشور،موجب نقض تمامیت ارضی عراق و مصداق مداخله در امور داخلی نباشد. در این باره، اقدام متقابل، نمی تواند تعهد کشورها به عدم توسل به زور را متأثر سازد و خواسته جامعه اسلامی ایران در مورد «انتقام سخت»، به آن معنا نیست که اقدام موشکی یادشده یک اقدام تلافی جویانه، در معنای خاص کلمه، به آن گونه که در برخی انگاره های حقوقی بین المللی آمده است قلمداد شود. در این باره، با توجه به سریالی بودن عمل متخلفانه ایالات متحده آمریکا و نیز وجود قرائن از مقامات رسمی مبنی بر ادامه چنین عمل متخلفانه ای، دریافته می شود که اقدام جمهوری اسلامی ایران، دفاع مشروع بدان نحو که به عنوان حقی ذاتی در ماده 51 منشور ملل متحد آمده است، دانسته شود. این امر، نباید به منزله دفاع مشروع پیش دستانه قلمداد گردد بلکه زنجیره ای بودن اعمال متخلفانه آمریکا موجب می شود که اقدام جمهوری اسلامی ایران در قالب دفاع مشروع در حقوق بین الملل مشروع و قانونی باشد.
The Logic of Deterrence in the Foreign Policy of I.R. Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The defense strategies of each country are a response to regional and international threats. Countries that have historically been under threat and aggression are more concerned about their existential security than other states. Iran's defense system is influenced by its strategic culture in various ways. This political culture, which has been formed and changed by facing numerous threats and challenges, significantly impacts the national defense approach. For this reason, the issue of security and deterrence has been a vital issue for different governments in Iran. Since the Iranian Islamic Revolution, Islam has been the core of the country's security and defense policies. For this reason, understanding Islam's approach to the concept of defense and security in Iran's foreign policy is essential. Consequently, using the discourse analysis method, this research investigates the hidden meaning in the texts to analyze the concept of deterrence in the foreign policy of the Islamic Republic of Iran. This article examines the religious logic of deterrence in the Islamic Republic by evaluating the oral and written documents and fatwas of the supreme leader. The findings of this research show that the nature of Iran's defense strategy in the framework of Islamic thought is based on an active deterrence strategy against regional and international threats and maintaining its second-strike capability to prevent the risk of war against Iran.
انتظارات از حوزه علمیه تمدنی با نگاه به بیانات مقام معظم رهبری؛ بررسی انتقادی برنامه جدید ابلاغی مرکز مدیریت حوزه های علمیه در سال 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیعه به عنوان مذهب اصیل اسلامی از سازماندهی نیرومند روحانیت تحت اشراف سازمان حوزه علمیه برخوردار است. این نهاد با وقوع انقلاب اسلامی، تحولات بسیاری به خود دیده و در مراحل مختلف تغییرات ساختاری و محتوایی داشته است. آخرین این تحولات، برنامه ای است که با آغاز سال تحصیلی 1401 بعد از شش سال، کار تحقیقاتی و اجرای آزمایشی ابلاغ گردیده است. اینکه آیا در این برنامه ویژگی های حوزه تراز تمدن اسلامی بر اساس اندیشه مقام معظم رهبری لحاظ گردیده یا نه، پرسش پژوهش حاضر است. از این رو برنامه مذکور در مقایسه با برنامه قبلی با نگاهی انتقادی مورد بررسی قرار می گیرد و با بیان محاسن و معایبی که دارد، انتظارات مغفول در آن جهت نیل به حوزه علمیه تراز تمدن نوین اسلامی بر اساس منویات مقام معظم رهبری شناسایی و تبیین می گردد. در این پژوهش، شانزده ویژگی منحصر به فرد این برنامه که با برنامه قبلی متمایز است، شناسایی شده و انتظارات هفده گانه از بیانات اندیشه انقلابی مقام معظم رهبری استخراج شده است؛ در نهایت الگوی مناسبی برای حوزه علمیه در خور تمدن نوین اسلامی معرفی شده است.
خروج نظامی ایالات متحده از افغانستان و چرخش به شرق آسیا؛ گذار به هژمونی اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۷۷)
101 - 124
حوزههای تخصصی:
دولت جو بایدن در تداوم راهبرد اوباما و ترامپ، خروج آمریکا از افغانستان را یکی از اولویت های سیاست خارجی خود می دانست و به سرعت تا سپتامبر ۲۰۲۱، نظامیان این کشور را از افغانستان خارج کرد. هدف این مقاله بررسی راهبرد جهانی آمریکا در خروج از افغانستان و چرخش استراتژیک به شرق آسیا است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به این پرسش پاسخ می دهد که چرا آمریکا بعد از تحمل هزینه های کلان مالی و نظامی، به حضور نظامی بیست ساله خود در افغانستان پایان داد؟ در پاسخ به سوال مذکور، این فرضیه مطرح شده است که «خیزش قدرتمند اقتصادی و نظامی چین در سایه احاله مسئولیت امنیت جهانی به آمریکا، تهدید بی سابقه ای را علیه هژمونی متصور جهانی آمریکا و نظم بین المللی مطلوب این کشور مطرح کرده است. بنابراین، از نظر تصمیم گیرندگان آمریکایی خروج نیروهای نظامی این کشور از افغانستان فرصتی استراتژیک برای روی آوردن به شرق آسیا و ایجاد ائتلاف جدیدی در منطقه آسیا و اقیانوسیه به منظور کنترل تهدید چین می باشد». مهمترین یافته تحقیق این است که آمریکا برای حفظ موقعیت هژمونیک خود در برابر تهدید چین، تلاش می کند با تقسیم بار عظیم مسئولیت امنیت جهانی بین شرکایش، راهبرد هژمونی اجباری را با تمرکز بر شرق آسیا در پیش بگیرد. شیوه جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای و استفاده از مجلات تخصصی و منابع معتبر اینترنتی بوده است.