فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
141 - 165
حوزههای تخصصی:
در تحلیل و مطالعه متون ادبی، نقد نشانه شناختی نقش ویژه ای را در قرن بیستم به خود اختصاص داده است. مایکل ریفاتر، منتقد فرانسوی در نظریه نشانه شناسی خود، الگوی تازه ای را در خوانش شعر ارائه می دهد. بر اساس نظریه او، شعر به دو روش خوانش اکتشافی یا دریافتی (heuristic reading) و خوانش پس کنشانه یا ناپویا (retroactive reading) مورد واکاوی قرار می گیرد. در خوانش اول که خوانشی محاکاتی است، معنای ظاهری و در خوانش دوم که خوانشی نشانه شناسانه است، دلالت های زبانی و معنای ضمنی مورد توجه قرار می گیرد که پس از مشخص شدن عناصر غیردستوری در متن، رابطه این عناصر در قالب انباشت ها و منطومه های توصیفی، کشف جدیدی از شبکه ساختاری متن ارائه می دهد. در این نوشتار، تائیه دعبل خزاعی (249ق.) شاعر حضرت رضا (ع) که از 124 بیت سامان یافته و مشهورترین و بلندترین شعر اوست، به شیوه توصیفی تحلیلی و بر اساس رویکرد ریفاتر بررسی می شود. بر اساس الگوی ریفاتر و واکاوی نشانه شناسی او در دو «انباشت» مدح اهل بیت(ع) و ظلم به ایشان با نگاهی در «منظومه توصیفی» رنج شاعر از جور بر معصومان(ع) در «شبکه ساختاری» امید به شفاعت و پایان تراژدی ستم، خوانشی ژرف و لطیفی از این قصیده برای «اَبَرخواننده» ارائه می شود.
تحلیل دیدگاه علامه جعفری درباره مسئله شر در مقایسه با تئودیسه ایرنائوسی و ردیه های کلی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
42 - 71
حوزههای تخصصی:
مسئله شر یکی از چالش های اصلی الهیات، و نیز یکی از موضوعات محوری فلسفه دین است. این مسئله به طور معمول با دو تقریر «برهان منطقی» و «برهان استقرایی» اقامه می شود و بر ناسازگاری شرور با وجود خداوند عالم، قادر و خیرخواه مطلق متمرکز است. تولی پاسخ های مسئله شر را بر اساس پذیرش یا عدم پذیرش شرور ناسازگار با وجود خدا، به «ردیه های کلی»، «دفاعیه ها» و «تئودیسه ها» دسته بندی می کند. علامه جعفری هیچ کدام از پاسخ های مطرح در سنت فلسفی و کلامی اسلام به مسئله شر را کافی ندانسته و مبانی جدیدی به صورت کلی مطرح کرده است و ازآنجاکه مفاد برخی سخنان ایشان شائبه ناسازگاری را در ذهن خواننده ایجاد می کند، شایسته گردآوری، تقریر و مقایسه با پاسخ های جدید به مسئله شر هستند. از نتایج پژوهش حاضر این است که دیدگاه های علامه مستلزم بیانی دو مرحله ای درباره مسئله شر است. ایشان در مرحله نخست، ابتلائات و ناملایمات را همچون شرطی برای استکمال یا رسیدن به «من ملکوتی» می داند که نوعی تئودیسه ایرنائوسی است، و با تئودیسه پرورش روح هیک مقایسه پذیر است. ایشان در مرحله دوم، معتقد است انسان با عبور از «خود طبیعی» و رسیدن به منِ ملکوتی، به نوعی «فهم برین» دست می یابد که هیچ گونه شری نمی بیند؛ ازاین رو به توجیه شرور نیازی نیست، و این را می توان یک «ردیه کلی» بر وجود شرور دانست.
امیرحسینی هروی و خیام
حوزههای تخصصی:
امیر حسینی هروی، شاعر و صوفی اهل خراسان (د. 718 ق) به واسطه آثاری همچون نزههالارواح و مثنوی های عرفانی اش شهرت دارد. او همان کسی است که پرسش های منظوم او از شیخ محمود شبستری، انگیزه سرودنِ گلشن راز شبستری شده است. امیر حسینی، دیوان شعری دارد که بسیار نادرالوجود است. دیوان او مشتمل بر قصیده، غزل، قطعه و رباعی است. او در یکی از رباعیاتش از خیّام انتقاد می کند و در چند رباعی دیگر، به رباعیات منسوب به این حکیم پاسخ گفته است. نقد او به خیّام، در امتداد و استمرار دیدگاه متصوفانی همچون نجم رازی و شمس تبریزی است. وی در رساله نزههالارواح خود به چند رباعی منسوب به خیّام بی ذکر نام گوینده استشهاد کرده است. در این مقاله، به بررسی رباعیات دیوان امیر حسینی در ردّ خیّام و رباعیات خیّامانه نزههالارواح پرداخته ایم.
نهادهای آموزشی فاطمیان و تحولات تمدنی مغرب اسلامی (297- 362 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
33 - 54
حوزههای تخصصی:
نهادهای آموزشی و کم و کیف کارکرد آن ها، از جمله شاخص های ارزیابی اوضاع تمدنی هر دوره تاریخی محسوب می شود. یکی از ویژگی های مهم تاریخی مغرب عهد فاطمی، تأسیس نهادهای آموزشی اسماعیلی فاطمی است. به طور کلی آنچه درباره این نهادها اغلب مورد توجه قرار می گیرد وجه تبلیغی و مذهبی آنها است، حال آنکه در اصل آن ها نهادهایی آموزشی بودند که درعین حال کارکرد تبلیغی نیز داشتند. از این رو، این پژوهش با اتکاء بر روش تاریخ پژوهی تحلیلی با رویکرد تمدنی در پی بررسی نقش آفرینی تمدنی نهادهای آموزشی فاطمیان در مغرب است. بنابر یافته های این پژوهش، مجالس الحکمه از جمله این نهادها محسوب می شود که در افریقیه در این دوره پدیدار شدند و در این نهاد به آموزش علم یا حکمت به مفهوم اسماعیلی آن می پرداخت. همچنین در این دوره مناظره، به عنوانی نهادی آموزشی مورد استفاده چشمگیر اسماعیلیه در مغرب قرار گرفت و در نتیجه آن نه تنها در تاریخ این نهاد آموزشی در تاریخ اسلام، بلکه در تاریخ مباحثات مذهبی و اندیشه ورزی دینی مغرب اسلامی فصل جدیدی گشوده شد. افزون بر این، حاصل ملموس و عینی فعالیت های آموزشی اسماعیلیه و نهادهای علمی و تبلیغی فاطمی، ظهور شخصیت های تراز اول مانند قاضی نعمان بود که آثار مهمی در علوم مختلف تألیف نمود و از این طریق در تثبیت و بسط گفتمان علمی، آموزشی و مذهبی فاطمیان نه تنها در مغرب بلکه ادوار بعدی نقش مهمی ایفا نمود.
بررسی فقهی حقوقی مسئولیت مدنی دولت در قبال خسارت ناشی از نوسانات شدید ارزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
146 - 164
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نوسانات ارزی در ایران در طی دو دهه اخیر بسیار شدید بوده و زندگی فعالان اقتصادی و عموم مردم را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر، بررسی بررسی فقهی حقوقی مسئولیت مدنی دولت در قبال خسارت ناشی از نوسانات شدید ارزی است. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: از منظر فقهی قواعدی چون قاعده لاضرر بیانگر مسئولیت مدنی دولت است هرچند قاعده احسان می تواند به معنای عدم مسئولیت دولت تعبیر شود. دولت به دلیل وظیفه نظارت بر کنترل ارز از یک سو و تأثیر شدید نوسانات ارز بر زندگی عموم جامعه از سوی دیگر، در برابر نوسانات ارزی در قبال جامعه مسئولیت مدنی دارد. مبانی مسئولیت مدنی دولت و دستگاه های نظارتی در نوسانات ارزی نظریه تقصیر، نظریه خطر و تضمین حق است. اما این تمام واقعیت نیست. نتیجه: نوسانات شدید ارز در ایران صرفاً تحت تأثیر سیاست های مالی و ارزی بانک مرکزی نیست. متغیرهای دیگر چون تحریم ها یکی از عوامل اصلی افزایش سریع و ناگهانی ارز محسوب می شود. بر همین اساس ایجاد رابطه سببیت میان دولت و خسارت ناشی از نوسانات ارز به سادگی میسر نیست. در ایران علیرغم پیش بینی برخی موقعیت های خاص در قوانین مصوب که مسئولیت دولت را منطبق با تئوری های تقصیر یا خطر پذیرفته است؛ در بسیاری از موارد با خلاء قانونی مواجه است
مطالعه تطبیقی نسبت مشیت الهی و اختیار انسان: مطالعه موردی آیه 17 سوره انفال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیات مربوط به مشیت الهی از آیات بحث برانگیز قرآن کریم است. تفاوت ظاهری این آیات سبب شده که مفسران درباره چگونگی تعلق مشیت الهی بر افعال انسان ها آرای متفاوتی ارائه دهند. آیه 17 سوره انفال از این آیات است. برخی از مفسران این آیه را ناظر بر جبر و برخی دیگر آیه را شاهدی بر اختیار انسان دانسته اند. در این مقاله تلاش شده است تا با رویکرد تحلیلی تطبیقی در دامنه تفاسیر شیعه و سنی به این پرسش ها درباره آیه مورد بحث پاسخ داده شود: براساس ظاهر آیه، استناد مستقیم افعال به خداوند و نسبت دادن اختیار به انسان چگونه قابل جمع است؟ آرای مفسران در این زمینه چیست و چه نقدهایی بر آنها وارد است؟ مناسب ترین نظریه در تفسیر این آیه کدام است؟ بررسی ها نشان می دهد که برخی مفسران براساس ظاهر آیه آیه را شاهدی بر مذهب جبر دانسته اند. برخی دیگر دخالت مشیت خداوند در افعال اختیاری انسان را استنباط کرده اند. در این میان، مظهریت انسان برای افعال خداوند را می توان بهترین نظریه دانست.
واکاوی ارتباط اندیشه های دینی پیشا اسلامی با برخی روایات معراج نبی اکرم(ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
23 - 46
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم درباره تجربه جسمانی عروج نبی اکرم(ص) شرح کاملی بیان نفرموده است و بیشتر ارتقای روحی پیامبر(ص) و مشاهده برخی آیات الهی از آن فهم می شود، اما برخی روایات به تجربه جسمانی پیامبر(ص) در عروج به آسمان های هفت گانه از طریق مرکبی به نام «براق» اشاره می کنند. کیفیت عروج در لسان این روایات مناقشه برانگیز است و استنادی از آن در قرآن یافت نمی شود. ازسوی دیگر تاریخ این روایات به قرن سوم هجری برمی گردد که از عصر نزول قرآن فاصله دارد و نهایتاً رد پای برخی اندیشه های دینی گذشته در محتوای این احادیث یافت می شود. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی نشان داده می شود که فضای زیستی تاریخی راویان حدیث و استفاده از مفاهیم استعاری و نمادین جهت تفسیر قرآن می توانسته است در تدوین این گونه احادیث مؤثر باشد. حاصل اینکه اصل آموزه معراج، هم در ادیان گذشته و هم در اسلام مورد تأیید است. در قرآن کریم جزئیات مشروح در این گونه روایات یافت نمی شود، اما این روایات با رویکردی تأویلی به تفسیر قرآن می پردازند و احتمال اثرپذیری متون روایی از متون ادیان توحیدی دور از ذهن نیست.
بازخوانی پندار «خدازادگی» در عهدین و شیوه رویارویی با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
147 - 162
حوزههای تخصصی:
ترکیب «خدازادگی» به معنای ادعا یا پندار فرزند خدا و از نسل او بودن (نه لزوماً با این لفظ) در برخی از متون کهنِ برجای مانده از تمدن های مختلف بشری و نیز در عهدین و قرآن کریم دیده می شود. این سوابق نشان از منافع و جذابیت هایی دارد که پیوسته در اندیشه بشر وجود داشته و وی برای جذب و جلب آنها به کارهایی مختلف دست یازیده و هر بار با روشی جدید این پندار را زنده نگه داشته است. پژوهش حاضر پندار «خدازادگی» و گونه های «خدازادگان» در عهدین را واکاوی و تبیین کرده است. برای دست یابی به این هدف، ابتدا پیشینه این پندار بررسی شده است و سپس گونه های این فرزندان الوهی معرفی شده اند و در نهایت شیوه مواجهه عهدین با آنها بیان شده است. از این بررسی به دست می آید که چگونه چنین تصوری ابتدا پدید آمده و سپس به تدریج در اذهان رسوب کرده است. همچنین، کتاب مقدس عزمی جدی برای نقض و ابطال چنین پنداری از خود نشان نداده است.
بررسی حوزه معنایی و زبانشناسی موادّ «خوف»، «روع»، «رهب» و«وجل» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
61-88
حوزههای تخصصی:
معنا شناسی واژگان قرآنی یکی از روش های نوین پژوهش در قرآن است . میادین معنایی وسیع کتاب جاویدان بعد از انتخاب واژگان با ارتباط سیستمی کلمات پیرامونش بررسی می شود و برخی لایه های پنهان معانی آیات ظاهر می گردد. رویکرد معنا شناسانه واژگان ترس در قرآن ، معارف نهفته در باطن آیات را با بررسی عبارات همنشین کشف کرده و نظام دار بودن آن معارف را تقویت می کند. در این جستار قصد بر این است لایه های معنایی کلمات « ترس » را که عبارتند از : خشیه ، خوف ، رهب ، تقوی ، وجل ، ، فزع ، رعب و جبن ، با توجه به روابط همنشینی در قرآن مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. ابتدا معنای هر واژه را از منابع معتبر لغت جستجو ، سپس ذیل هر کلمه منتخبی از آیات قرآنی مربوط به بافت و سیاق آیات ، از تفسیرهای معتبر روشن نموده و در این راستا از محور هم نشینی در فهم معنا و مصداق آیات استفاده شده است . به عنوان مثال : خشیه عبارت است از ترسی که تعظیمی با آن همراه باشد و در بیشتر موارد این امر از آگاهی نیست به آنچه که از آن می ترسد ، ناشی می گردد. تفاوت « خشیه » و « خوف » در یقین صادق نسبت به عظمت پروردگار و به سبب تسلط و قهر و وحشت از چیزی است .
درآمدی بر نظام اخلاقی استاد مصباح یزدی با تأکید بر اصل بندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
125 - 152
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با بهره مندی از روش توصیفی و تحلیل محتوا، به نظام اخلاق از دیدگاه محمدتقی مصباح یزدی به عنوان اندیشمندی صاحب نظر در حوزه اخلاق نظری و عملی پرداخته است. نظریه ارزش اخلاقی در دیدگاه ایشان در زمره «نظریات تک اصلی» و «غایت گرای کمال نگر» قرار دارد. وی عبودیت را مهم ترین، کلی ترین و عام ترین هنجار دانسته و معتقد است که بندگی، همه روابط انسان ها را تحت پوشش قرار می دهد. به نظر استاد عبودیت و بندگیِ خداوند حکمی عقلی است که منشأ در فطرت انسان دارد و آیات قرآن کریم و روایات نیز بر آن تأکید کرده اند. ایشان با استفاده از آیات قرآن کریم و روایات معصومین: ارتباط انسان، قواعد و هنجارهایی مانند اخلاص، استعانت، تواضع، و مانند آن را از اصل عبودیت برشمرده اند. در این تحقیق سایر مؤلفه های نظام اخلاقی نیز موردتوجه قرار گرفته و به مشوق های خداوند در ترغیب و تشویقِ روحِ بندگی اشاره شده است.
نقش انفاق در تقویت خشوع مومنان براساس آیات سوره حدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
29 - 52
حوزههای تخصصی:
خشوع، نمود درونی و باطنی فروتنی و تواضع است و حالتی خاص برای بندگان در درک عظمت و کبریای پروردگار به شمار می رود. این صفت اخلاقی تنها در عمل و با افعال به ملکه ظهور می رسد. از سویی دیگر انفاق، گذشتن از امری تا حد اتمام، گستره وسیعی دارد که از انفاق مال تا انفاق معنوی را فرا گرفته و سر حد آن انفاق جان (جهاد) است. در قرآن کریم اصل عمل انفاق مانند سایر امور عبادی تنها برای تحقق اطاعت امر خدا و رسول است، و این امر بدون خشوع و نیت خالص محقق نمی شود. پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سوال است که بر اساس آموزه های سوره حدید، انفاق چگونه موجب تقوت صفت خشوع در مؤمنان می شود. بررسی توصیفی تحلیلی این مسئله حاکی از آن است که انفاق اطاعت امر خداوند بعد از درک عظمت الهی او بوده و در واقع انفاق نمود بیرونی خشوع است و تحقق خشوع را می توان در دو مرحله، نخست زمینه های پیدایش و ایجاد خشوع، سپس عوامل تقویت آن تبیین کرد. در مرحله اول (آیات1-15) با ایجاد شناخت نسبت پروردگار و صفاتش و با به تصویر کشیدن حقیقت ایمان مؤمنان در آخرت، ایشان را بر انفاق، ترغیب و تشویق می کند. در مرحله بعد ضمن نمایاندن چهره واقعی دنیا و متعلقات آن، بر فانی بودن اعمال و علائق دنیا و به دوری از حب به آن تاکید کرده است. پس در نتیجه، این حالت اخلاقی در اثر تقویت خشوع و درک عظمت الهی در مؤمنان ایجاد می شود و بذل انفاق در گستره های مختلفی چون جان، مال، امور مادی و معنوی، با قید اخلاص فی سبیل الله محقق می شود.
شادکامی در نیکوترین زندگی بر اساس معارف رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
91 - 114
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین ارکان زندگی نیکو، شادکامی و رضامندی حقیقی در زندگی است. هدف پژوهش، تبیین لوازم تحقق شادکامی در نیکوترین زندگی بر اساس معارف رضوی است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است. به این صورت که بر اساس روایتی از امام رضا علیه السلام که نیکوترین زندگی را در نیکو گرداندن زندگی دیگران، معرفی می فرماید؛ مقدمات و لوازم تحقق این ارتباط اجتماعی حسنه در معارف رضوی جست وجو شده است. یافته های تحقیق نشان داد در کلام رضوی، نیکوترین زندگی در حالتی است که زندگی سایر انسان ها را از جهات مادی و معنوی گوارا گردانیم و این گفتار امام رضا ع در سیره ایشان آشکار شده است. تحقق نیکوترین زندگی، با خوف و رجای متوازن همراه بوده و مستلزم تحقّق اموری است که عبارتند از: 1. داشتن بینش توحیدی و معاد باوری که تنها در صورت ولایت پذیری کامل فکری و عملی از ولی الهی و همراه با عمل گرایی خالصانه صورت می گیرد. 2. فداکاری که نیازمند داشتن زهد، قناعت و ترک کردن خواهش های نفسانی است. 3. خشرویی و گره گشا بودن در ضمن حفظ کرامت افراد. 4. داشتن مهارت هایی مانند مهار خشم که تنها به شرط مدارای بردبارانه با مردم و چشم پوشی از خطای دیگران و داشتن حسن خلق محقق می شود. 5. داشتن مهارت برنامه ریزی جامع و تفریحات حلال روزانه. تحقق نیکوترین زندگی با برطرف کردن گرفتاری انسان ها و مخصوصاً مؤمنان، با امدادهای غیبی و نصرت های الهی از جایی که انسان گمان نمی کند، همراه است و شادکامی پایدار در حیات دنیوی و اخروی را به دنبال دارد. در نتیجه بر اساس معارف رضوی، با عمل گرایی توحیدی و ولایی و با نفی تعلّق به دنیا و همچنین کسب مهارت های شادکامی می توان زندگی خود و سایر انسان ها را گوارا کرد و به بهترین زندگی دست یافت.
تحول انگار سَحَر در فرهنگ اسلامی و ضرورت بازفهم آیات و روایات مرتبط با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
71 - 104
حوزههای تخصصی:
قول مشهور در میان مسلمانان این است که سحر به بازه پایانی شب گفته می شود؛ بازه ای که با طلوع فجر صادق پایان می پذیرد. همه کاربردهای تعبیر در آیات و روایات نیز براساس همین درک از مفهوم سحر تفسیر شده اند. ازسوی دیگر، مطالعات معاصر نشان می دهد که این تعبیر در نمونه هایی از کاربردهای سده نخست هجری، بر طلوع صبح و بعد از آن و نه زمانی پیش تر دلالت داشته است. براساس این مطالعات، سحر احتمالاً در فرهنگ عربی سده نخست هجری به معنای صبح بوده و از دوره ای نامعلوم و بر اثر تحولی تدریجی، بر پایان شب اطلاق شده است. این مطالعات بر مرور نمونه هایی محدود از آیات و روایات و گزارش های تاریخی بنا شده و به ویژه، نمونه های ناهمسو با این فرضیه را نادیده گرفته اند. ازاین رو، سنجش فرضیه یادشده بنابر استقصای شواهد و نمونه ها و تفسیر و تحلیل محتوای همه آن ها ضروری است. هدف جستار حاضر آن است که احتمال وقوع چنین تحولی در معنای سحر و زمان و علل و اسباب احتمالی وقوع آن بازشناخته شود. فرضیه مطالعه کنونی آن است که معنای سحر به تدریج از نیمه های سده نخست هجری دچار تحول شده و در نتیجه این تحول، تعبیر سحر که پیش تر بر بازه آغازین صبح (یعنی از طلوع فجر کاذب تا طلوع خورشید) دلالت می کرده، بر بخش پایانی شب (یعنی از اواخر شب تا طلوع فجر صادق) دلالت یافته است و احتمالاً اصلی ترین علت این تحول نیز رواج تدریجی آداب روزه داری اسلامی و استلزامات آن بوده است.
انواع معرفت و مراتب کشف از دیدگاه نجم الدین رازی بر اساس تفسیر عرفانی «التأویلات النجمیه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
133 - 159
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که انواع معرفت، معرفت شهودی و اقسام کشف از دیدگاه نجم رازی باتوجه به تفسیر عرفانی التأویلات النجمیه چیست؟ حاصل آنکه، نجم رازی همچون سایر عرفای اسلامی به مباحث معرفتی پرداخته است که البته در این تفسیر به صورت کاملاً پراکنده بیان شده است. وی اساس معرفت را الهی و نتیجهٔ حرکت حبّی در اصل آفرینش می داند و مقصود خلقت را اساساً کسب معرفت توسط آدمی می نامد. او باتوجه به تقسیم دوگانهٔ ظاهر و باطن در همهٔ هستی، معرفت را نیز ظاهری و باطنی و دارای ابزارهای حسی پنج گانهٔ ظاهری و باطنی عنوان می کند. معرفت شهودی را از سایر معرفت های دیگری که نام می برد (معرفت عقلی و نظری) باارزش تر می داند و گرچه معرفت عقلی را می پذیرد؛ اما آن را به تنهایی و به دور از نور وحی، راهزن و کفربالمأل می خواند و فلسفه و فیلسوفان را تخطئه می کند. او کشف را به مراتبی از این دست تقسیم می کند: کشف نظری، کشف قلبی، کشف سرّی، کشف روحی، کشف خفی، کشف صفاتی و کشف ذاتی. این تقسیم به یکی از تقسیم بندی های ابن عربی از مراتب کشف، شباهت فراوانی دارد.
تحلیلی بر اجزای طواف اختیاری راکب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۴۰
157 - 181
حوزههای تخصصی:
طواف کعبه یکی از ارکان مهم مناسک حج و انجام این رکن به صورت صحیح از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یکی از مسائلی که درباره طواف مطرح است موضوعیت یا عدم موضوعیت گام نهادن در طواف است. به دیگر سخن، پرسش مطروحه در این باب، اجزا یا عدم اجزای طواف راکب در حالت اختیار و بدون عذر است. بررسی متون فقهی نشان می دهد دراین باره تضارب آرا پدید آمده و صحت چنین طوافی مورد تردید واقع شده است. این در حالی است که در حج کنونی شاهد استفاده از اسکوتر برقی برای انجام طواف هستیم. نظر به نبودِ پژوهش قابل توجه دراین باره، تبیین حکم این مسئله ضروری می نماید. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی اِجزای طواف اختیاری راکب پرداخته و یافته ها حاکی از آن است که طواف راکب، مصداقی از طواف بالاستعانه محسوب می شود؛ ازاین رو نظر به اینکه مأمورٌبه در طواف، ایقاع آن با قید مباشرت است، نمی توان در حالت اختیار و بدون عذر، طواف راکب را مُجزی و مُسقط تکلیف به شمار آورد.
مبانی عرفان و تصوف در قطعات انوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
219 - 240
حوزههای تخصصی:
اگرچه اکثر صاحب نظران معتقدند که میان انوری و تصوف کوچکترین رابطه ای نیست، اما تأثیر عام تصوف در عصر انوری از سویی و بررسی دقیق اشعار وی از دیگرسو نشان می دهد که وی نه تنها درغزلیات خود بلکه در برخی رباعیاتش چهره ای عارفانه از خود به نمایش گذاشته است، در قطعات نیز که درون مایه غالب آن ها مدح و هجو و هزل است، این بهره گیری از نمادها و نشانه های عرفان و تصوف مشهود است. با این که روایی مضامین صوفیانه یا عارفانه دراشعار انوری لزوماً گواه بر گرایش عارفانه و تصدیق مبانی تصوف و عرفان نیست و شعرهای قلندری و صوفیانه اش محصول تحولی در زندگی او نبوده اما به یقین نمی توان تسلط وی برعلوم دینی وتأثیرپذیری اش از اندیشه ها و مبانی عرفانی را انکارکرد. با تأمل و تعمق در مضامین قطعات انوری این نتیجه حاصل شد که کاربرد اصطلاحات و رموز صوفیانه و اندیشه ها و مضامین عرفانی در این بخش از سروده های وی کاملاً مشهود است و این امر ما را بر آن داشت تا در پژوهش حاضر قطعات او را از این منظر بنگریم و میزان تأثیرپذیری او را از مسأله فراگیر عرفان و تصوف با دقت بیشتری نشان دهیم. کلیدواژه ها: عرفان و تصوف، انوری، قطعات.
بررسی و نقد روش های اثبات عقاید مبتنی بر نقل در دیدگاه ابن تیمیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۷)
40 - 71
حوزههای تخصصی:
در میان آنچه در نقد افکار و عقاید ابن تیمیه نوشته شده، جای نگاه روش شناسانه به آثار او همچنان خالی است؛ ازاین رو این تحقیق با روش توصیفی - تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش است که روش ابن تیمیه در اثبات عقاید دینی مبتنی بر ادله نقلی چگونه بوده و چه نقدهایی بر آن وارد است. وی در مرحله اثبات عقاید، در موارد بسیاری، به قول سلف تمسک می کند و صفات خبریه را با تمسک به قول سلف، بر معنای ظاهری آن حمل می کند؛ درحالی که کبرای تمسک به قول سلف بی بنیاد بوده و صغرای هم رأی بودن سلف در مواجهه با صفات خبریه مخدوش است. همچنین ابن تیمیه، همچون دیگران قائل به حجیت ظهور است؛ ولی اتکای وی به ظواهر الفاظ تا جایی است که قواعد و قرائن عقلی را نادیده می گیرد. در استفاده از احادیث برای اثبات عقاید نیز از روش ثابتی پیروی نمی کند و در جایی که احادیثی متضمن فضایل اهل بیت^ است، گاهی در سند حدیث خدشه کرده است و گاهی حتی اگر صدور حدیث نزد عالمان مذاهب اسلامی اجماعی باشد، آن را مجعول عنوان می کند.
بیان نمادین علم اجمالی بر پایه گزاره فصلی و عملگر معرفتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
391-411
حوزههای تخصصی:
موضوع این نوشتار چگونگی تبیین نمادین علم اجمالی در دانش اصول می باشد. برای این منظور می باید بیان نمادین ما بتواند به خوبی خصوصیاتی از علم اجمالی را که در اصول فقه پیرامون آن ها بحث شده است، بازنمایی کند. ازاین رو پس از مقدمه و معرفی علم اجمالی به مبحث منجزیت و انحلال علم اجمالی اشاره می کنیم. در ادامه با مطرح کردن دیدگاهی که توسط برخی از پژوهشگران معاصر (محمود مروارید) در مسئله ماهیت علم اجمالی مطرح شده، خواهیم دید که براساس آن، متعلق علم اجمالی برحسب گزاره ای فصلی تبیین پذیر است. اما با توجه به پیش فرض مهم دیگری که در این دیدگاه مورد تایید ایشان قرار گرفته، ماهیت علم اجمالی و تفصیلی را یکی دانسته و تفاوت آن ها را صرفا در تفاوت متعلقشان می داند، نشان می دهیم که این دیدگاه نمی تواند مبنایی برای بیان نمادین علم اجمالی تلقی گردد و تمامی خصوصیات مورد انتظار از آن را در دانش اصول بازنمایی کند. به همین جهت با استناد به برخی از دانش وران اصول که علم اجمالی را ترکیبی از یک علم و دو جهل می دانند، صوری سازی مطرح در دیدگاه یادشده را تکمیل نموده و علم اجمالی را به صورت یک اطلاع (از گزاره ای فصلی) و دو عدم اطلاع (نسبت به مولفه های آن) نمادین می سازیم: همچنین نشان می دهیم که این بیان نمادین از علم اجمالی به خوبی ویژگی های موردنظر دانش وران اصول را در این مورد بازنمایی می کند.
A Nascent Realist Theory of the Laws of Nature Based on the Doctrine of “Motion in Substance” from Late Islamic Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper proposes a distinct realist perspective on the laws of nature, rooted in the tradition of late Islamic philosophy, which may offer a new solution to one of the difficult challenges of scientific realism, termed the ‘Central Dilemma’ by Mumford. It begins with a brief introduction to the problem of scientific realism concerning the concept of the laws of nature. Then, in the first part, we compare the realist theories of the laws of nature developed by Lewis, Armstrong, and Bird, focusing on their account of the three key concepts of causation, necessity, and law. Based on this analysis, the second part formulates a new realist theory, drawing from the doctrine of “Motion in Substance” from Late Islamic Philosophy, particularly the philosophical thought of Tabatabai. This will be done by extending the idea of motion in substance and examining some of its implications. This new account is, in some respects, similar to Bird’s view, yet in other respects Humean and similar to Lewis’s. By comparing this new approach with the aforementioned three theories, concerning their accounts of causation, necessity, and law in relation to the ‘Central Dilemma’ challenge, we conclude that it could bring a new vision that could potentially resolve this challenge.
مؤلفه های تربیتی اُمید در کلام امام حسین و امام سجاد(ع) منطبق با نظریه «اُمیدِ» اسنایدر
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۸
79 - 95
حوزههای تخصصی:
قیام عاشورا بشارت دهنده امید و حرکت رو به جلو برای اجرای حکومت اسلام ناب محمدی در کنار ظرفیت بالای حضرت سیدالشهداء در این زمینه است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای مؤلفه های تربیتی امید در کلام امام حسین و امام سجاد(ع) مطابق با مؤلفه های نظریه امید، چارلز ریچارد ریک اسنایدر است. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی و واحد تحلیل نیز کلام امام حسین و امام سجاد(ع) شامل: متون و تصاویر در دنیای مجازی و مکتوب است. یافته ها نشان داد که خداباوری نقطه مشترک مؤلفه های امید است و به ترتیب مؤلفه های هدف گذاری (امید داشتن به خدا)، برنامه ریزی برای دستیابی به امید، اراده امید داشتن، صبر و تحمل سختی ها و شناسایی موانع راه ها برای رسیدن به هدف، در کلام امام حسین و امام سجاد(ع) مشهود است.