فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
الروایه هی وصف شامل للحیاه الاجتماعیه وعناصرها المقومه کالشخصیات والأحداث والأحادیث وباختصار جمیع عناصر الروایه، تعکس صوره واقعیه لعناصر مجتمع الکاتب ولهذا السبب یمکن القول أن القراءه السوسیولوجیه هی أکمل القراءات للروایه وأقواها ویعتبر هذا النوع من الفن من أکثر الفنون تعبیرًا عما فی الحیاه. وعلى هذا یمکن نقد الروایه المعاصره باستخدام نظریات سوسیولوجیه مختلفه. إحدى هذه النظریات هی نظریه الناشطین الاجتماعیین التی وضعها ثیو فان لیوون. الناشطون الاجتماعیون یلعبون دورًا هامّاً لتقدم الخطاب وصناعه النص، لأنهم أذرع أساسیه للنصوص والخطابات. ولکن لا یتم إیلاء الکثیر من الاهتمام لتمثیلهم. ویرى فان لیوین أن الناشطین یتم تمثیلهم بطریقتین عامتین: الحذف والإظهار ولکل منهما فروع فرعیه، ومعرفه کیفیه تمثیلهم أمر مهم لاکتشاف الخطابات. لقد اختار هذا المقال روایه «ساعه بغداد» للکاتبه العراقیه شهد الراوی موضوعاً للبحث من أجل التحقیق لتمثیل الناشطین الاجتماعیین فیها ویرید تحدید وظائفهم التی تسرّبت فی الطبقات السفلیه للروایه وتعریفها. الهدف من هذا البحث هو تحلیل خطاب العمل ووظائفه الاجتماعیه الدلالیه التی یعرضها کل من الناشطین من خلال طرق تمثیلهم المختلفه للقارئ. تظهر نتیجه البحث أن الکاتبه استخدمت کافه طرق التمثیل المختلفه وهذا التنوع جعل عملها مقروءاً وجذاباً، إلا أن اهتمام الکاتبه بعنصر التعبیر أکثر من الحذف هو وسیله لتصور مآسی العراق ولبنان. وفی أسالیب التعبیر أیضاً، فقد روعی أسلوب توصیف جزء منها أکثر من بقیه الأسالیب لإظهار الدینامیکیه والحرکه على مستوى القصه رغم وجود آثار مدمره ومتأثره بالحرب والاحتلال. المنهج المستخدم فی هذا البحث هو الوصفی-التحلیلی.
چالش های اخلاقی و حقوقی در شکل گیری دولت رانت خوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
161 - 181
حوزههای تخصصی:
وجود ابعاد مختلف فساد در عرصه های مختلف حکمرانی در هر جامعه ای امری غیرقابل چشم پوشی است که دولت ها درصدد جلوگیری از شیوع آن هستند. یکی از جلوه های مهم و شاخص فساد در جوامع سیاسی مخصوصا در جوامعی که توسعه نیافته و یا در حال توسعه اند، مفهوم «رانت و رانت خواری» است. رانت خواری هر روز به شکل گسترده و متنوعی خود را نمایان می سازد. افرادی که به چنین رفتار و کنشی روی می آورند قربانی شرایطی هستند که در آن تجربه زیسته دارند و گرفتار تله اجتماعی گشته اند.مهمترین عواملی که می تواند زمینه ساز رفتارهای آمیخته با فساد تلقی می شود عبارتند از: تنگناهای اقتصادی، کمرنگ شدن ارزشهای انسانی، تشدید قوانین و مقررات غیر ضروری و گسترش روحیه زیاده خواهی انسانها که باعث می شود دیگران را به بازی داخل کند. در نظام حقوقی ما، با توجه به ابتنای قواعد حقوقی بر شرع اسلامی، بسیار ضرورت دارد که ماهیت رانتخواری در فقه نیز بررسی شود.رانت خواری عملی که عموماً همراه با تبعیض قائل شدن و کسب منافع نامشروع است، و به مثابه ویروسی کشنده در شئون مختلف جامعه منتشر و تکثیر می شود و نقش بسیار مهمی در مخدوش نمودن عدالت و گسترش چشمگیر انواع فساد دارد. در منابع فقهی طبعاً به اصطلاح رانت خواری به این معنا اشاره ای نشده است، بلکه تحت عناوین کلی نظیر لزوم عدالت و نفی تبعیض، حرمت اکل مال بباطل و تصرف غیرمشروع در بیت المال، و عناوین جزیی نظیر احتکار و رشوه، مالک ها و مصادیقی مطرح گردیده که می توان ماهیت رانت خواری و شرایط حرمت آن را در مبانی و منابع فقهی روشن نمود. در تحقیق حاضر به مانند اکثر تحقیقات حوزه علوم انسانی تحلیلی-توصیفی با ابزار کتابخانه ای می باشد که با هدف شناختن پدیده رانت خواری و تعارض شاخص های اخلاقی آن که نمودهای آن در کشور هم در بخش خصوصی و هم در بخش دولتی قابل مشاهده است، استفاده شده است.
جستاری در تعهدات طرفین در قرارداد پیش فروش ساختمان و ضمانت اجرای حقوقی تخلف از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
285 - 307
حوزههای تخصصی:
هدف مقنن از تدوین قانون پیش فروش ساختمان، سامان دادن به بخشی از روابط قراردادی مردم مصوّب شده است. سیاست تقنینی شایسته در این بخش با عبارت موضوع مورد قرارداد (پیش فروش ساختمان)؛ باید مبتنی بر ضمانت اجراها و سازوکارهای حقوقی استوار باشد، این مهم کارآمدی خود را در صورت عدم اجرای ایفای تعهدات و تخلف طرفین مطابق آن چه که در متن قرارداد تنظیم شده نشان خواهد داد، زیرا وضع ضمانت اجراهای حقوقی در حوزه حقوق خصوصی برای ایجاد یک نظم قراردادی راهگشا می باشد. با این حال قانون پیش فروش ساختمان در برخی موارد به خاطر جلوگیری از معاملات معارض و کلاهبرداری افراد منفعت طلب در این قلمرو به ضمانت اجرای حقوقی متوسل شده است. و مقاله حاضر با تحلیل و بررسی تمامی حالات ضمانت اجرای حقوقی تخلف تعهدات طرفین در قرارداد پیش فروش ساختمان و آثار آن پرداخته است. گرچه ضمانت اجراهای کیفری قانون این قرارداد نیز در رساله مطرح و مورد بررسی قرار گرفت که دارای مُحَسناتی است. و ممکن است نظریات حقوقی و کیفری دیگری در تحلیل و بررسی ضمانت اجرای تخلف تعهدات طرفین در قرارداد پیش فروش ساختمان طرح گردد که به لحاظ فقهی و حقوقی مورد بررسی قرار گیرد.
باز پژوهشی حق فسخ نکاح افراد نابالغ پس از بلوغ در فقه مقارن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبحث فسخ نکاحِ منعقد شده در دوران نابالغی، از جمله مباحث چالش برانگیز در حوزه فقه و حقوق خانواده محسوب می شود. اختلاف نظر فقها در خصوص حق فسخ زوجین پس از بلوغ، ناشی از وجود روایات متعارض در این زمینه است که منجر به مناقشات فقهی دامنه داری شده است. در این پژوهش، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و اتخاذ رویکرد تطبیقی در فقه اسلامی، به واکاوی دیدگاه های مختلف در این خصوص پرداخته شده و ادله و مستندات فقهی هر یک از دیدگاه ها، مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است. در نهایت، با عنایت به مبانی فقهی، روایات، و همچنین ملاحظات اجتماعی و اخلاقی، دیدگاه منتخب، دیدگاهی است که به زوجین، پس از حصول بلوغ، حق فسخ نکاح را اعطا می نماید. این دیدگاه، با تأکید بر اصلِ آزادی اراده و اختیار زوجین در تعیین سرنوشت خویش، به آن ها این حق را می دهد که پس از بلوغ، در خصوص استمرار یا انحلال ازدواج خود تصمیم گیری نمایند و بدین ترتیب، از آسیب های احتمالی ناشی از ازدواج در سنین پایین پیشگیری شود. در خاتمه، پیشنهاد می گردد که قانون گذار، با الهام از این دیدگاه فقهی و با لحاظ نمودن ملاحظات اجتماعی و اخلاقی، مقرراتی جامع و مانع در باب فسخ نکاح افراد نابالغ پس از بلوغ وضع نماید.
تحلیل فقهی بازی مافیا؛ با تاکید بر عناصر کذب، فریب و ماهیت لعب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازی مافیا؛ سرگرمی نوظهور و فراگیر در میان جوانان مسلمان. از آنجا که در این بازی رویکرد اعضای مافیا بر دروغ گویی و فریب شهروندان بازی می باشد، توجه ادله فقهی تحریم کذب به هزل (دروغگویی به شوخی) را به خود جلب نموده است. همچنین ادله ی ادعایی مبنی بر تحریم مطلق هر نوع بازی نیز شمولیت خود را نسبت به مافیا اظهار می نماید. حال باید توجه داشت که بنابر نقد و بررسی ادله استنباطی، تمامیت ادله تحریم کننده کذب به هزل (دروغگویی به شوخی) موجب تحریم بازی مافیا می گردد، هرچند دلالت ادله تحریم مطلق بازی و در نهایت تحریم بازی مافیا تمام نبوده و از این جهت خدشه ای فقهی بدان وارد نمی گردد. پژوهش پیش رو دارای پیشینه ی مؤثر و غیر مؤثر نمی باشد که از این جهت، جلوه های نوپدید و پویایی فقه جعفری را به نمایش می گذارد. این کاوش فقهی با روش توصیفی تحلیلی و با اطلاعات کتابخانه ای سامان یافته و امید آن است که مؤثر واقع شود.
فقه اجتماع: موضوع؛ قلمرو؛ ویژگی ها و روش آن
منبع:
پژوهش های فقه اجتماعی سال ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
25 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی فقه اجتماع از جهت قلمرو، ویژگی ها و روش بود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و نشان داده شد که فقه اجتماعی نسبت به فقه فردی به لحاظ زمانی، جوان تر است. اما به لحاظ رویکردی، گسترده تر از فقه فردی بوده و تنها جنبه فردی و امورات شخصی را مطمع نظر قرار نداده؛ بلکه تکلیف حیات محیط و محاط بر فرد را هم در نظر گرفته و تلاش می کند که تکلیف مکلّف اجتماعی را هم روشن کند. البته این به معنای آن نیست که فقه فردی، دین را جدای از سیاست می داند یا به نقش مثبت یک حکومت متعهّد به دین در حمایت از اجرای احکام شریعت غافل است؛ بلکه به این معنا است که حکومت و سیاست، نقشی محوری در نگاه فقهی به مسائل ندارد. این رویکرد نیز، با توجه به جایگاه و نقش شیعه در حاکمیت سیاسی در ادوار تاریخی حیات شیعه، قابل توجه و قابل دفاع خواهد بود. یکی از برجستگی های فقه اجتماعی این است که، این رویکرد نمی تواند همانند فقه فردی با تشتّت و تکثّر در پاسخ های فقهی به مسائل کنار بیاید. چون در این رویکرد، فقیه تلاش می کند تا میان پاسخ های استنباطی به مسائل فقهی یک باب و ابواب فقهی مختلف، پیوند و انسجام منطقی برقرار نماید؛ نظیر پیوند میان اجزای یک مرکّب نظام مند.
Jewish Ethics: Deontological or Teleological?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۲, No. ۱, Spring and Summer ۲۰۲۵
189 - 226
حوزههای تخصصی:
Every ethical system possesses at least six core elements: a theory of moral value, fundamental moral principles, rules of inference, incentives for adhering to ethical principles and rules, enforcement mechanisms for those principles and rules, and a justification for the necessity of being moral and for the validity of the said ethical system. This system is constructed and refined based on sources of moral knowledge and ethical foundations and is presented to its target society. Within this system, the theory of moral value is recognized as the principal element, upon which all other elements rely in some manner. Within Jewish ethical systems, two distinct theories are observed concerning the theory of moral value: "A deontological perspective and a teleological perspective. Some scholars currently argue that Jewish ethics is deontological and present reasoning for this position." This paper, with reference to the Tanakh (the Old Testament) and the foundations of ethics in Judaism, emphasizes the teleological viewpoint and critiques the arguments put forth by deontologists. The difference between these two perspectives has been notably evident in the conduct of the Zionist regime and its supporters over the past two years. From a deontological viewpoint, it is sufficient for a religious scholar to justify, based on their own interpretation, the massacre of the people of Gaza, Lebanon, Yemen, and Iran by citing a divine command; in this scenario, no rational, empirical or even emotional argument can prevent such crimes.
واکاوی روایی- تاریخی گزارش های اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
104 - 81
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی سندی و متنی روایات و گزارش ها و اخباری است که در میراث حدیثی مسلمانان نقل شده اند و نشان دهنده اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه، در زمان حیات پیامبر(ص) می باشند. اثبات این موضوع ازآنجاکه نشان می دهد دین اسلام از همان ابتدا علاوه بر جزیره العرب، در سرزمین های همجوار نیز پیروانی داشته، حایز اهمیت است. اثبات این موضوع، مستلزم اثبات صحت اخبار مربوطه از نظر روایی و تاریخی می باشد. در این پژوهش که به صورت تحلیلی و به روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای انجام پذیرفته است، در ابتدا اخبار و گزارش های مرتبط با اسلام آوردن نجاشی از نظر سندی و نیز از حیث وجود اخبار متعارض، مورد بررسی قرار گرفته است. در خصوص اخبار مرتبط با اسلام آوردن نجاشی، 5 روایت با سندهای متفاوت از کتب روایی متقدم، نقل گردیده که سندهای آنها از لحاظ رجالی و اعتبار روایان آن، واکاوی شده است. سپس، روایات استغفار پیامبر(ص) برای نجاشی و نماز میت خواندن بر وی که مستمسک برخی برای اثبات مسلمان بودن نجاشی می باشد، نقل شده است. آنگاه اخبار معارض با اخبار دسته اوّل نقل گردیده و از حیث سندی و دلالت متنی، بررسی شده است. در مرحله بعد، زمان و شیوه اسلام آوردن نجاشی، پنهان یا آشکار بودن اسلام آوردن نجاشی و سرانجام گزارش های اسلام نجاشی پادشاه حبشه از لحاظ تاریخی و تناسبش با سایر گزاره های تاریخی، مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بیشتر اخباری که برای اثبات اسلام نجاشی به آنها استناد می شود، از نظر سندی ضعیف بوده و اخبار صحیحی مانند استغفار پیامبر(ص) برای او و نماز میت خواندن پیامبر(ص) بر وی به هنگام وفاتش که در این باب به آنها استناد شده است نیز از نظر دلالی نمی توانند موضوع اسلام آوردن وی را به طور اطمینان بخشی اثبات نمایند. همچنین، اخبار معارض با ایمان آوردن نجاشی پادشاه حبشه، نقل شده است؛ به این صورت که در مقابل دسته اوّل که اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه را اثبات می کنند، روایاتی نقل شده اند که نشان می دهند که وی نه تنها ایمان نیاورده، بلکه نامه پیامبر(ص) را که در آن وی را به اسلام دعوت کرده، پاره نموده یا سوزانده است. وجود این روایات معارض، شک و تردید نسبت به این موضوع را افزایش می دهد. البته برخی از محققان تلاش کرده اند که به نحوی این تعارضات را توجیه کنند؛ به این ترتیب که نجاشی اوّل که اسلام آورده، شخصیتی متفاوت از نجاشی سرپیچی کننده از دعوت پیامبر(ص) است که البته نظرات و توجیهات مطرح شده در این باب نیز اثبات نشده است. همچنین، در بحث زمان و چگونگی اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه و پنهان یا آشکار بودن اسلام آوردن وی، تناقض ها و تعارض هایی در گزارش های تاریخی وجود دارد. یکی دیگر از یافته های مهمّ این تحقیق، آن است که موضوع اسلام نجاشی، بحثی چالش برانگیز در بین دانشمندان متقدم و معاصران بوده و نظریات مختلفی پیرامون آن مطرح شده که منشأ بیشتر این نظرها، اخبار منقول در این باب است؛ به طوری که برخی اسلام وی را موضوعی ثابت و غیرقابل تردید دانسته و بعضی دیگر نیز معتقدند نجاشی به طورکلی اسلام نیاورده و تنها برای اسلام و مسلمانان احترام قائل بوده است. افزون بر این، مشخص می گردد که موضوع اسلام نجاشی، با برخی گزاره ها و حوادث تاریخی هماهنگ نیست. مقاله حاضر، به این نتیجه رسیده است که موضوع اسلام آوردن نجاشی، پادشاه حبشه، به طور کلی از لحاظ روایی و تاریخی، قابل نفی یا اثبات نمی باشد.
انعكاس الزمن السردي في رواية «جسر بنات يعقوب» وفقاً لخطاب جيرار جينيت السردي (1972م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الشتاء ۱۴۴۶ شماره ۱۹
123 - 142
حوزههای تخصصی:
یُعدّ الزمن الإطار الذی تتدفق ضمنه الأحداث القصصیه، وهو من القضایا الجوهریه فی صیاغه النص النهائیه. إذ لا تکاد تتشکل الروایه بدون الزمن، لأنّ الفعل القصصی الذی یُعتبر من أهم العناصر المکونه والدافعه لأی سرد یقوم على أساس الزمن. ووفقاً لنظریه جیرار جینیت، تتشکل زمنیه السرد من خلال ثلاثه عناصر زمنیه: النظم والاستمراریه والتکرار. یهدف هذا البحث بالاعتماد على المنهج الوصفی-التحلیلی وباستخدام الأسلوب البنیوی إلى دراسه عنصر الزمن ومکوناته وفق نظریه جیرار جینیت فی روایه «جسر بنات یعقوب» للکاتب الفلسطینی حسن حمید (1955م). تُظهر دراسه الزمن السردی فی الروایه أن حسن حمید قد استثمر تقنیات الزمن المتنوعه ببراعه، مستخدماً جمیع أبعاده. ففی جانب النظم والترتیب، یمزج بین أسالیب السرد الحدیثه، مثل تیار الوعی وتستفید من عناصر مابعد الحداثه ویکسر النظم المنطقی للزمن، مما یُبعد ذهن القارئ عن الرّتابه والتکرار ویزید من جاذبیه السرد وتعقیده من خلال الاسترجاعات المتکرره وأحیاناً الاستباق. کما تبرز براعته فی استخدام المشهد والتوقف الوصفی والحذف والتلخیص إلی جانب الاستمراریه. فهو یستخدم المشهد لتقدیم الشخصیات والمواقف القصصیه، بینما یسعى فی التوقفات الوصفیه إلى تصویر خصائص الأماکن والبیئات والجوانب الداخلیه والخارجیه للشخصیات. وتکمن مهاره حسن حمید فی تقلیل سرعه السرد أحیاناً لتقدیم التفاصیل بدقه متناهیه وأحیانا یستخدم تقنیات الحذف والتلخیص لتجاوز الأحداث الأقل أهمیه، مما یزید من سرعه السرد. وعلاوه على ذلک، یبرز استخدامه المنطقی لأنواع التکرار، خاصه التکرار المتعدد والإعاده کدلیل على منهجه فی إبراز الأحداث المهمه وتلخیص الأحداث الأقل أهمیه، مما یعزز تأثیر السرد ویجذب ذهن القارئ. وهکذا تمکّن حسن حمید، من خلال توظیف الوظائف السردیه للزمن وبمساعده التشتت الزمنی، والاستمراریه، وتکرار الأحداث، من تهیئه السیاق المناسب لاقتراب القارئ من الطبقات الخفیه لعقلیه الشخصیات.
نماد پردازی جایگاه تمدّنی اهل بیت (ع) مبتنی بر کاربست واژه «منار» در ادعیّه و زیارات مأثوره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
127 - 142
حوزههای تخصصی:
درک دقیق جایگاه تاریخی و تمدنی اهل بیت، مبتنی بر تحلیل عمیق آموزه های ایشان از جمله متون نیایشی است. مسئله مشخص در پژوهش حاضر آن است که اهل بیت چگونه با کاربست واژه منار در ادعیه و زیارات، به نمادپردازی در تعلیم و تفهیم همگانی نسبت به جایگاه تمدّنی خود پرداخته اند؟ بر اساس یافته های پژوهش به روش تحلیلی در میان ادعیه و زیارات، این نمادپردازی در چهار جنبه عینی و محیطی منار، جنبه نوری و روشن گری منار، جنبه راه نمایی و راه گشایی منار و نهایتاً، جنبه آیینی و آوایی منار قابل تحلیل است. در نتیجه مشخص گردید که حتی در ادعیه و زیارات که به صورت طبیعی جنبه معنوی دارند، می توان ابعاد محسوس و ملموس را در معناسازی و پیام پردازی جانمایی و رهگیری کرد. به علاوه در متن ادعیّه و زیارات، نه تنها بایستی فرازها و گزاره ها مورد توجه و تعمّق باشند، بلکه علاوه بر آن تک واژه ها و اصطلاحات نیز بایستی مورد مطالعه و تحلیل قرار گیرند. در نهایت، کاربست این واژه در زیارات، می تواند حاکی از یک روش مستقل نمادگرایانه، در تبلیغ و آموزش مفاهیم دینی باشد.
قلمرو و معیارهای اعتبار عرف در تفسیر قرآن با رویکرد اجتهادی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
49 - 70
حوزههای تخصصی:
مسأله نقش و اعتبار عرف در تفسیر قرآن از مباحث بنیادین در روششناسی فهم وحی بهشمار میرود. ازآنجاکه زبان قرآن بر محور محاوره عقلایی و فهم عرفی بشر نازل شده است، تعیین حدود تأثیر عرف در کشف مراد الهی، اهمیت خاصی در فرایند اجتهاد تفسیری دارد. با وجود اذعان مفسران شیعه به نقش عرف در تبیین معانی و تشخیص مصادیق، حدود و معیارهای اعتبار آن بهصورت نظاممند تبیین نشده است. پژوهش حاضر با عنوان «قلمرو و معیارهای اعتبار عرف در تفسیر قرآن با رویکرد اجتهادی آیتالله خامنهای»، به واکاوی علمی این مسأله میپردازد. یافتهها نشان میدهد که از منظر ایشان، عرف نه منبع مستقل، بلکه قرینه و ابزار فهم است. در سطح مراد استعمالی، عرف عام معیار اصلی معناشناسی میباشد، اما در مفاهیم فرامحسوس و دارای اصطلاح قرآنی، اعتبار ندارد. در حوزه مصادیق نیز عرف در موضوعات محسوس و فاقد حقیقت شرعیه معتبر است، ولی در حقایق غیبی و اصطلاحات شرعی باید به قرآن، سنت و عقل مراجعه کرد. بدینترتیب، رویکرد اجتهادی ایشان بر هماهنگی عرف با امضای شارع و نوع موضوع تأکید دارد و الگویی معیارمند برای بهرهگیری روشمند از عرف در تفسیر قرآن ارائه میدهد.
Environmental Protection in the Sacred Texts of Islam and Christianity
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۲, Issue ۷, (۲۰۲۵)
377 - 404
حوزههای تخصصی:
The continuation of life on our planet requires a set of essential elements, including water, soil, air, trees, and plants, making environmental protection our duty. Environmental preservation has long been a pressing concern throughout human history, but it has now evolved into a major challenge. Indeed, it forms the very basis and foundation of human life. Significantly, the Sacred Texts of Islam and Christianity recognized this issue centuries ago and offered their followers guidelines on environmental protection. These directives encompass various aspects such as preserving trees, promoting agricultural development and afforestation, safeguarding water resources, counseling against waste and pollution, and avoiding the restriction of access to these resources, especially during conflicts. Furthermore, emphasis is placed on sustainable development and the cleanliness of lands and habitats, preventing the pollution of our surroundings, and the importance of clean air for the sustenance of life. Muslims and Christians, recognizing their human and religious duties, are called upon to actively defend their surrounding environment and refrain from harming it. The aim of this research is to conduct a comparative study on the Sacred Texts of Islam and Christianity regarding environmental protection, clarifying their shared teachings and insights on this vital subject. The scope of this research is limited to the Sacred Texts of Islam and Christianity and is executed as a case-by-case comparison of environment-related issues.
دو معضل در فرایند بازسازی متون حدیثی؛ نمونه پژوهیِ بازسازی کتاب الغیبة نگاشته ابن سماعه (م 263ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۷)
106 - 126
حوزههای تخصصی:
بازسازی کتب مفقود حدیثی شیعه، اگرچه با اتخاذ الگویی نظام مند، در اغلب موارد به محتوای یک اثر حدیثیِ مفقود منجر می شود، اما گاه به رغم پیاده سازی همه مراحل بازسازی، ممکن است ابهام در نقش تألیفی یا انتقالی مؤلِّف، یا ابهام در عنوان تألیف، تنقیب به اثر مفقودِ مدّنظر را ناتمام یا مجمل بگذارد. این دو معضل که از آنها با عنوانِ «اجمال در تعیین مؤلِّف» و «اجمال در تعیین مؤلًّف» یاد می شود، به طور همزمان در فرایندِ بازسازیِ کتاب الغیبه ابن سماعه، محدث مشهور نسل سوم واقفه، بروز می نماید. این امر در حالی است که ابتدائاً شرایطِ بازسازی غیبت نگاری او تماماً فراهم به نظر می رسد. زیرا اولاً أسانیدِ منتهی به او در باب مهدویت، با سلسله إسناد یکسان، و با بسامد قابل اعتنایی در مهم ترین کتب غیبت متقدم ثبت شده و ثانیاً در برخی موارد، طرق منتهی به او، با طریق یاد شده برای مکتوبات وی در فهرستین، یکسان است. اگر چه دو معضل یادشده، بخش عمده ای از بازسازی اثر مذکور را ناتمام می گذارد، اما با این همه، دقت در أسانید برجای مانده از ابن سماعه، فواید حدیثی و کلامی قابل اعتنایی را دربردارد.
قضایای نظریه حمل گریز در اندیشه سید صدرالدین دشتکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
319-341
حوزههای تخصصی:
نظریه حمل عهده دار تبیین قضایای حملی است. بسته به عناصری که یک نظریه حمل می پذیرد، ممکن است در تبیین برخی حمل ها با چالش مواجه گردد. دشتکی دو نظریه حمل در سنت فلسفی را بازشناسی کرده و معتقد است این نظریات حمل قادر به تبیین برخی قضایا نیستند. معتقدم می توان این قضایا را که من قضایای نظریه حمل گریز می نامم در ده رده کلی جای داد. به عقیده دشتکی نظریات حمل پیش از وی سعی داشتند ویژگی های موضوع یا محمول را در نظریه حمل خویش دخالت دهند و همین امر قدرت تبیین کنندگی این نظریات را از میان می برد. دشتکی به نظریه حمل جدیدی می اندیشد و عناصری را در آن می گنجاند تا از عهده تبیین این قضایا برآید؛ انکار نسبت، نظریه مجمل بودن مشتق و قاعده فرعیه به قرائتی خاص همسو با نظریه حمل این امکان را به او می دهند. قضایایی مانند «الإنسان موجود» جزو چالشی ترین این قضایاست. پذیرش نسبت در نظریه حمل لزوم دوییت انسان و وجود در خارج را در پی می آورد؛ نظریه متعارف مشتق، انتزاع موجود را متوقف بر ثبوت بالفعل مبدأ وجود برای انسان می داند و قاعده فرعیه، وجود پیشینی انسان را لازم می شمرد. در این مقاله ضمن ارائه تفسیر خود از نظریه حمل دشتکی و عناصر آن، نشان می دهم که این نظریه چگونه قرار است قضایایی چالشی مانند «الإنسان موجود» را تبیین کند.
نقد عقل در شناخت ماوراءالطبیعه: تحلیل تاریخی دیدگاه های اسلامی از نص گرایی تا تفکیک با تأکید بر آرای میرزا مهدی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
101-130
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با اتخاذ روشی توصیفی - تحلیلی، جایگاه اندیشه میرزا مهدی اصفهانی را در بستر سیر تطوّر نقدهای وارده بر اعتبار شناخت عقلانی در حوزه ماوراءالطبیعه مورد واکاوی قرار می دهد. با تقسیم بندی پنج گانه ادوار تاریخی و بررسی اندیشه های محدودگرا، به سه جریان فکری عمده (نص بنیاد، شهودبنیاد و تلفیقی) رسیده شد. مطالعه تطبیقی نشان می دهد نظریات اصفهانی عمدتاً ریشه در آرای علمای نص بنیاد پیشین دارد و به همین خاطر نمی توان نظریه ایشان را، ایده ای کاملا بدیع و نوآورانه تلقی نمود. وی در ادامه سنت نقد عقلانیت فلسفی، با ارائه چارچوبی خاص در باب کارکرد عقل در حیطه شریعت(عقل سمعی) و نیز با طرح انگاره «عقل وعلم نوری»، کوشید الگویی متفاوت در تنظیم نسبت عقل و نقل عرضه کند. این چارچوب، ضمن التزام به مرجعیت نصوص دینی، سعی دارد با بهره گیری حساب شده از ظرفیت های عقلی، از دام افراطی گری جریان های صرفاً نقلی مانند اخباریان بپرهیزد. ارزیابی انتقادی این نظام نشان می دهد که تنش های درونی میان نظریه (نفی مطلق برهان) و عمل (استفاده گسترده از استدلال) و همچنین ابهامات مختلف در تبیین نظام معرفت شناسی پیشنهادی،از چالش های اساسی این دیدگاه محسوب می شوند. یافته ها نشان می دهد ارائه نظام معرفت شناسی دینی منسجم، ناگزیر از بهره گیری از ظرفیت های تحلیلی عقل است.
نفس و رابطه آن با بدن در مقام های چهارگانه (با تأکید بر اندیشه های ابوعلی مسکویه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۵)
299-314
حوزههای تخصصی:
انسان دارای دو ساحت بدن و نفس است. کمالاتی که انسان کسب می کند وابسته به رابطه میان این دو است. این رابطه را از جانب نفس می توان در مراحل مختلفی بررسی کرد؛ هنگام حدوث نفس، در زمان حیات، موقع مرگ، و پس از آن. مقاله حاضر بنا دارد با تمرکز بر اندیشه های ابوعلی مسکویه و با روش توصیفی تحلیلی به پرسش از نفس و ویژگی های آن و رابطه ای که در مراحل چهارگانه فوق با بدن دارد پاسخ دهد. دستاورد این نوشتار هم آن است که نفس ذاتاً جوهری مجرد و مفارق با بدن است و با آن مباینت کامل در ذات، خواص، افعال، و آثار دارد. نفس در مرحله نخست در رتبه ای متأخر از حدوث بدن حادث می شود. البته این تأخر به معنای آن نیست که نفس در بدن منطبع است؛ بلکه وقتی بدن به مرتبه ای از اعتدال مزاج رسید که اثر تدبیر مجرد در آن ظهور یابد نفس حادث می شود. بدن در مرحله حیات صرفاً نقشی ابزاری برای تحقق اراده نفس دارد و حیات ذاتاً برای نفس است و به تبع به بدن نسبت داده می شود. هنگام مرگ، نفس دیگر بدن را تدبیر نمی کند و از آن به عنوان ابزار برای تحقق مقاصدش استفاده نمی کند و اساساً بدن بودن بدن به آن است که تحت تدبیر نفس قرار بگیرد و نفس بودن نفس هم به آن است که بدن را تدبیر کند. با التفات به اینکه هنگام مرگ این ویژگی نفس و بدن از بین می روند، بعد از مرگ، بدن به جسمی تبدیل می شود که به واسطه آنکه تحت تدبیر نفسی قرار ندارد به زوال می رود. حیثیتی از نفس هم که صرفاً تدبیر بدن بود با زوال بدن از بین می رود و حیث لنفسهای نفس باقی می ماند.
دیدگاه علامه طباطبایی درباره قلمرو دین در علوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۱۷
91-112
حوزههای تخصصی:
قلمرو دین در عرصه علوم از مسائل مهم و چالش انگیز در فلسفه دین است. با توجه به اهمیت این مسئله در حل مسائلی مانند اسلامی سازی علوم انسانی و رابطه علم و دین ضرورت دارد به دنبال پاسخی متقن به آن باشیم. علامه طباطبایی از بزرگ ترین اندیشمندان مسلمان معاصر در مباحث دین پژوهی است که به طور پراکنده در آثارش به ویژه تفسیر المیزان به بحث قلمرو دین پرداخته است. برخی عبارات وی ظهور در دیدگاه حداکثری دارد و برخی عبارات بر باور وی به دیدگاه اعتدالی دلالت دارد. با تمرکز بر آثار ایشان و با روش توصیفی و تحلیلی در این مقاله در صددیم نظر نهایی وی در این زمینه را دریابیم. برخی عبارات ایشان در زمینه کارکرد دین در تأمین سعادت همه جانبه، جامعیت قرآن، جامعیت سنت و جامعیت شریعت اسلامی حاکی از باور علامه به دیدگاه حداکثری است؛ اما نگاه جامع به منظومه فکری علامه طباطبایی و شواهدی مانند تعاریف اعتدالی که وی از دین ارائه کرده و دیدگاه وی در زمینه اشتمال قرآن بر تعالیم هدایت بخش و تفاسیر اعتدالی وی از ادله نقلی که ظهور اولیه در دیدگاه حداکثری دارد، به این نتیجه گیری رهنمون می شود که علامه طباطبایی قائل به دیدگاه اعتدالی است.
مقایسه علم حضوری از منظر علامه طباطبایی و شهود از دیدگاه نل نادینگز و دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۸
69 - 90
حوزههای تخصصی:
«نگاه به درون» آغازی دوباره بر فرآیند تعلیم و تربیت است. علم حضوری از دیدگاه علامه طباطبایی و شهود از دیدگاه نل نادینگز هر دو در حد وسط نگاه به درون بیشترین قرابت مفهومی را دارند. علم حضوری، گونه ای از رؤیت و مشاهده بدون استفاده از ابزارهای حسی است. در این نوع از علم، شیء بدون واسطه نزد ما حاضر است. علامه معتقد است انسان موجودی خالی و تهی نیست، بلکه پُر از ظرفیت های نهفته است که هستی تجلی گاه آن است. از این رو، علامه اصالت را به علم حضوری می دهد و دانش را از طریق علم حضوری محقق می داند. شهود نیز راهی برای شناخت است که در آن نفس ما با ابژه تماس مستقیم برقرار می کند. شهود، مانند دیدن بدون واسطه، واقعیت را مقابل ما به تصویر می کشد. اگر نگاه هستی شناسانه علامه به علم حضوری و نگاه ابزاری نادینگز به شهود در فرآیند تعلیم و تربیت به کار بسته شود، نقطه شروع آموختن، خود فراگیر خواهد بود. در این نوشتار، دیدگاه های دو اندیشمند در حوزه تعلیم و تربیت، با روش تطبیقی-تحلیلی، استخراج و توصیف شد. سپس با بررسی تطبیقی این دیدگاه ها، الگوی منسجم با تأکید بر «نگاه به درون» ساخته شد. هر دو اندیشمند درصدد بودند که انسان را متوجه درون کنند و فرآیند تربیت و آموزش را از درون آغاز کنند. این در حالی است که امروزه تعلیم و تربیت صرفاً در تحمیل انبوهی از داده ها خلاصه شده است. ابزار شناخت بودن، تسهیل گری مربی، کاشفیت و نفس محور بودن ازجمله دلالت های تربیتی علم حضوری و شهود است. این دلالت ها نظام تعلیم و تربیت را از حالت وضع، جعل و تحمیلی بودن خارج می کند و کاربست آن فرآیند علم آموزی و تربیت را برای فراگیر تسهیل می کند.
تحلیل انتقادی مبانی محدث نوری در اعتبارسنجی منابع حدیثی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
27 - 58
حوزههای تخصصی:
محدث نوری در خاتم ه کتاب مستدرک الوسائل به طرح مباحثی نظیر علل اعتبار برخی کتب حدیثی، بررسی مشیخه الفقیه و التهذیبین می پردازد که می توان از میان آن، به مبانی وی در اعتبارسنجی روایات پی برد. با در نظر گرفتن مجموع مباحث مطروحه در این زمینه، مبانی ایشان در سه حوزه مبانی منبعی، سندی و متنی قابل تقسیم است. برای مثال، اعتقاد به اعتبار کتب حدیثی به دلایلی نظیر مقبولیت آن نزد علما، وجود روایات آن در اصول معتمد، منزلت بالای مؤلف، شهرت کتاب، معلوم الانتساب بودن کتاب، اطمینان از اصالت نسخه ازجمله مبانی منبعی وی به شمار می رود. این پژوهش به روش تحلیلی استنتاجی انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که برخی از موارد مورد استناد وی در کسب اعتبار کتب، مانند شهرت کتاب، توجه به تألیف کتاب در زمان استقامت مؤلف و... واجد اعتبار علمی بوده و درمقابل، برخی دیگر نظیر اعتماد به کتاب به صرف اعتبار مؤلف آن، اعتبار مطلق اصول حدیثی و... از اعتبار علمی کافی برخوردار نبوده و قابل دفاع نیست.
نقد دفاع عرفا از ابلیس با تکیه بر نظریه کهن الگویی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
239 - 264
حوزههای تخصصی:
وجود لایه های متعدد در متون عرفانی اجازه خوانش ها و نقدهای متنوعی را به منتقد ادبی می دهد. نقد کهن الگویی، یکی از رویکردهایی است که با استفاده از آن می توان به بررسی مباحث عرفانی پرداخت. این رویکرد از مباحث روان شناسی تحلیلی به ادبیات راه یافته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی، به نقدِ دفاع عرفا از ابلیس بر پایه رویکرد کهن الگویی می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که دفاع و ستایش گروهی از عرفا از ابلیس ناظر به ستایش پیر خرد در وجه منفی آن و دفاع از کهن الگوی سایه در سویه مثبت این کهن الگوست. ابلیس معلم ملائکه بود و رفتار او در سجده نکردن برای انسان تعلیم یکتاپرستی و وجهی از پیر خرد است؛ همچنین وسوسه های ابلیس و مشکلاتی که بر سر راه سالک قرار می دهد، راهی برای رسیدن به یکپارچگی روانی و مقابله با سایه بزرگ روان است که همانند حائلی میان فرد و حقیقت راستین عمل می کند و فقط کسانی به حقیقت واقعی می رسند که سایه را در خود حل کنند؛ بنابراین، این دو کارکرد مهم ابلیس سبب ستایش او ازسوی برخی از عرفا شده است.