فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
131 - 144
حوزههای تخصصی:
توحید، به عنوان بنیادی ترین اصل در اندیشه اسلامی، از منظر عرفا و فلاسفه با تأملات گوناگونی مواجه بوده است. این پژوهش با روش تطبیقی، دیدگاه های ابن عربی، ملاصدرا و علامه سیدمحمدحسین حسینی طهرانی را درباره وحدت وجود، تجلیات آن و نقش ولایت بررسی می کند. ابن عربی، با ارائه نظریه وحدت شخصی وجود، هستی را منحصر به یک حقیقت مطلق می داند. ملاصدرا با تبیین تشکیک وجود و حرکت جوهری، وجود را دارای مراتب مختلف می شمارد. علامه طهرانی نیز با تأکید بر ولایت کلیه الهیه و حقیقت محمدیه، تحقق توحید را در گرو معرفت امام معصوم (ع) می داند. یافته ها نشان می دهد که هرچند این سه متفکر در پذیرش اصل وحدت وجود هم نظرند، اما تفاوت آن ها در روش تبیین این مفهوم است: ابن عربی بر شهود عرفانی، ملاصدرا بر تحلیل فلسفی و علامه طهرانی بر نقش ولایت تأکیددارد. این پژوهش نشان می دهد که پیوند میان عرفان، فلسفه و ولایت، رویکردهای متفاوتی را در فهم توحید رقم زده است.
تحلیل نگاشت های استعاره های مفهومی «انسان انگاری» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاربرد نظریه های جدید زبان شناسی در حوزه فهم آیات وحیانی می تواند نگاهی عمیق، علمی و دقیق برای درک مفاهیم الهی باشد. استعاره مفهومی از نظریه های جدید در حوزه زبان شناسی شناختی است که نشان می دهد مجاز جزء اساسی تفکر بشری است و بدون استعاره امکان فهم بسیاری از پدیده ها و مفاهیم انتزاعی ممکن نیست. نوعی ویژه از استعاره مفهومی هستی شناختی (وجودی) شخصیت بخشی و انسان انگاری پدیده ها، اشیاء و موجودات غیربشری است که می تواند به فهم و درک پدیده ها و مفاهیم الهی در قرآن کریم کمک بسیار کند. این مقاله، به روش توصیفی – تحلیلی، نمونه هایی از استعاره-های هستی شناختی قرآن کریم از نوع انسان انگاری را بررسی و تحلیل کرده است. نتایج حاصل نشان می دهد مفهوم قرآنی «حق» به مثابه انسانی مفهوم سازی شده است که از کانون اصلی خود، یعنی جهان غیبت، حرکت کرده و در این دنیا پیش سایرانسان ها حاضر شده است. این انسان انگاری حق و وصف آن با صفات انسانی ما را به وجود واقعی و ملموس مفهومی انتزاعی و معنوی رهنمون می سازد. از دیگر پدیده ها و اشیاء و موجوداتی که به صورت استعاره «انسان انگاری» در قرآن کریم تصویرسازی شده اند می توان به حضور و اشراف مرگ در پیش آدمی، رفت وآمد شب و نفس کشیدن صبح، سرکشی آب و سکوت خشم اشاره کرد.
بررسی اثربخشی مدل های تربیت محقّق علوم اسلامی در ایران براساس الگوی ارزشیابی سیپ (CIPP)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۱
1 - 22
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: مؤسسات و مراکز آموزشی و پژوهشی به مثابه مهمترین زیرنظام های کلان علمی که در فرآیند توسعه یک کشور به تربیت و آماده ساختن نیروی انسانی کارآمد، شایسته و دارای مهارت جهت پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه در زمینه های مختلف می پردازند، نقش حیاتی و کلیدی را برعهده دارند براین اساس ضروری است در طراحی، اجرا و ارزشیابی فعالیت های این مؤسسات از شیوه های مطلوب، دقیق و نظام مند استفاده شود. مؤسسات و مراکز علوم اسلامی به عنوان ساختار نظام مند آموزش های اسلامی، «راهبرد اهتمام به پروردن استعدادهای فطری و به منصه فعلیت نشاندن قوای خدادادی متربّیان و ساخت شاکله معرفتی، معنویتی، مهارتی و هویتی آنان در چهارچوب شاخص اصلی نظام مطلوب آموزشی تربیتی» را همواره مطمح نظر قرار داده اند (رشاد، 1395، ص116).در میان مجموعه نظام های آموزشی، پژوهشی، تبلیغی و ترویجی حوزه علوم اسلامی زمینه پژوهش به عنوان بخش پیشران و نظام ساز شمرده می شود. براین اساس تربیت مؤثّر و کارآمد محقّقان نیازمند طراحی و استفاده از مدل های تربیتی اثربخش می باشد. امروزه مراکز علوم اسلامی از مدل های مختلفی برای تربیت محقّقان استفاده می کنند.در نظام های تربیتی اثربخش باید به عوامل زمینه ای، دروندادی، فرآیندی و بروندادی برای پدیدآوری نتیجه و اثر توجّه نمود. وجود مدل های مؤثّر تربیت محقّق نقش مهم عاملیت را در اثربخشی پژوهش ها بارز می سازد.براساس بررسی های صورت گرفته تاکنون مطالعه جامع و دقیقی که به بررسی کلیه ابعاد مدل های تربیتی موجود پرداخته و به طور مستقیم با حوزه علوم اسلامی مرتبط باشد، انجام نشده است.این پژوهش با هدف شناسایی، تحلیل و سنجش اثربخشی مدل های تربیت محقّق و ارائه پاسخ به این سؤال است که مهمترین مدل های موجود تربیت محقّق علوم اسلامی در سطح مؤسسات علوم اسلامی کشور کدام و دارای چه اجزاء، مؤلفه ها، نقاط قوت و ضعف می باشد.روش: پژوهش حاضر از حیث ماهیت و نوع داده ها جزء تحقیقات کیفی بوده و مشتمل بر گردآوری و تحلیل داده های غیرعددی برای شناخت مفاهیم، دیدگاه ها و تجارب و تحلیل داده های بدون ساختار می باشد و از لحاظ شیوه اجرا و جمع آوری داده ها در گروه تحقیقات پدیدارشناسی قرار می گیرد. همچنین ازآنجایی که دستاوردها و نتایج پژوهش ارائه شده چهارچوبی برای عمل فراهم می آورد تا نظام های تربیت محقّق علوم اسلامی بر پایه آن اقدام نموده و بخش عمده ای از مشکلات اجرایی نظام تربیت محقّق را برطرف سازد، جزء تحقیقات کاربردی محسوب می شود. برای گردآوری داده های غیرعددی ابتدا در مرحله اکتشافی ازطریق مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و نیز مصاحبه نیمه ساختاریافت، مدل های تربیت محقّق با بهره گیری از روش تحلیل مضمون به شیوه اترید − استرلینگ (۲۰۰۱) «شامل مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر» شناسایی گردید. پس از مرحله اکتشافی در مرحله تحلیلی برای سنجش اثربخشی مدل های موجود از الگوی ارزشیابی سیپ (cipp) استفاده گردید و ابعاد چهارگانه الگو شامل؛ بعد زمینه، بعد درونداد، بعد فرایند و بعد برونداد یا فرآورده مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه پژوهش، صاحب نظران و محقّقان مؤسسات و مراکز علوم و معارف اسلامی بودند که مدل مؤسسه یا مرکز آنان مورد بررسی و کنکاش قرار گرفته بود. واحدهای آماری به شیوه نمونه گیری هدفمندِ در دسترس انتخاب شد. سپس تعداد 15 نفر از صاحب نظران و مشارکت کنندگان که هریک از آنها نماینده یکی از مؤسسات و مدل های تربیت محقّق شناسایی شده بودند دعوت به مصاحبه شدند و ابعاد مدل تربیت محقّق از ایشان اخذ گردید. همچنین به منظور سنجش اعتبار متغیرهای پژوهش از اعتبار صوری و سازه استفاده شد.نتایج: براساس تحلیل مضمون صورت گرفته در اثربخشی بعد «زمینه»، مدل های تربیت محقّق مورد مطالعه دارای 4 مشخصه اساسی و مشترک هستند. این مشخصه ها به مراکز تربیت محقّق کمک می کند با آگاهی، مدلی را در تربیت محقّق گزینش نمایند که ضمن توجّه به عوامل اثرگذار بر تربیت محقّق، رویکرد مناسب و مؤثّری در مواجهه با مسائل و موضوعات پیرامونی و متناسب با ویژگی های شناختی و شخصیتی محقّقان داشته باشد.همچنین در اثربخشی بعد «درونداد»، مدل های تربیت محقّق مورد مطالعه 9 مشخصه اساسی و مشترک تحت عنوان مضامین سازمان دهنده مطرح می باشد. این مشخصه ها به مراکز تربیت محقّق کمک می نماید مدلی در تربیت محقّق انتخاب نمایند که دارای رویکرد توأم آموزشی و پژوهشی بوده و ضمن توجّه به روش شناسی علمی قادر باشد ارزش ها، نگرش ها، نیازها، نقشه علمی و . . . را با توجّه به توانمندی های منابع انسانی مؤسسه فراهم آورد.در بررسی اثربخشی بعد «فرایند»، مدل های تربیت محقّق موردمطالعه دارای 6 مشخصه اساسی و مشترک تحت عنوان مضامین سازمان دهنده می باشند. این مشخصه ها به مراکز تربیت محقّق کمک می کند مدلی برای تربیت گزینش نمایند که قادر باشد مشخصه های زمینه ای و دروندادی را در فرایند تربیت محقّق بکار گیرد و آنها را در رسیدن به اهداف سازمان دهد. این بُعد از مدل به مراکز تربیت محقّق امکان خواهد داد قابلیت ها و ظرفیت های پژوهشی اعم از قوانین، مقررات و منابع انگیزشی موجود در ارزشیابی و ارتقاء محقّقان را بسیج نماید.در بررسی اثربخشی بعد «برونداد»، مدل های تربیت محقّق مورد مطالعه دارای 3 مشخّصه اساسی و مشترک تحت عنوان مضامین سازمان دهنده می باشد. این مشخصه ها به مراکز تربیت محقّق کمک می کند مدلی را انتخاب نمایند که ضمن استفاده از روش ها، استانداردها و ابزارهای ارزیابی و اثربخشی، خروجی و بازده برنامه تربیت محقّق را مورد ارزیابی قرار داده و با بهره گیری از ویژگی های نظام ارتقایی مؤسسه، روش ها و ابزارهای مورد استفاده در تربیت محقّق را مورد بازنگری و بهسازی قرار می دهد. بحث و نتیجه گیری: مطابق با ارزیابی مدل های تربیت محقّق علوم اسلامی می توان به مهمترین نقاط قوّت مضامین و مؤلّفه های پایه در سطح «زمینه» شامل: اهمیّت برنامه درسی یکپارچه و رسمی حوزه، نظام انگیزشی متناسب با نظام و زی طلبگی، اهمیّت عوامل انگیزشی در محیط نزدیک و مرتبط با پدیدآوری تحقیق، حضور در صحنه های واقعی علم، توجّه توأمان به مسائل و نیازهای عینی و کاربردی، توجّه به عناصر مشترک روش تحقیق در علوم انسانی و اسلامی، روش مندی و تسلّط محتوایی بر موضوع، توانایی مسأله یابی و نیازسنجی پژوهشی می باشد. همچنین مهمترین نقاط قوّت مضامین و مؤلّفه های پایه در سطح «درونداد» شامل: پدیدآوری روش شناسی پژوهشی اختصاصی هر مرحله پژوهش، باورمندی به توانایی تولید علم دینی، ارزشیابی محصول محور و خروجی محور، ایجاد فضای نقد تعاملی، تأکید بر نظریه پردازی در علوم انسانی اسلامی، پذیرش دانش پژوهان تحصیلات تکمیلی از فارغ التحصیلان با تأکید بر زنجیره ارزش، مواجهه و حل مسائل نظام اسلامی با رویکرد دینی و مسأله محوری، توجّه به زیرساخت و نظام های پشتیبانی پژوهش های علوم اسلامی، تأکید بر یکپارچگی سه بعد پژوهش، آموزش و ترویج در تربیت محقّق می باشد. مهمترین نقاط قوت مضامین و مؤلّفه های پایه در سطح «فرآیند» شامل: مهارت روش پرونده سازی و نگارش مستقیم در جمع آوری اطّلاعات، بهره مندی از دانش زبان های خارجی در استفاده از منابع اصلی، توجّه به برانگیزاننده ها و نظام انگیزش درونی و دینی، انجام دیدارهای علمی با صاحب نظران و الگوهای موفق، توانمندسازی علمی و مهارتی محقّقان، ارزشیابی مهارت محور، مباحثه محور، گروه محور و نیز مدل محور، توانایی اتقان و رویکرد کیفی در نظریه پردازی است. و نهایتا مهمترین نقاط قوّت مضامین و مؤلّفه های پایه در سطح «برونداد» شامل: مهارت محوری به جای حافظه محوری، ارزیابی ناظر به فرایند در مسائل علوم اسلامی، ارزشیابی مبتنی بر انگیزش درونی قرب الهی، ارتقای نیروهای مستعد تربیت شده حاضر و شاغل در سازمان ها و نهادها، افق گشایی و طرح نگاه های نو برای محقّقان علوم اسلامی می باشد.
صبر عارفانه در دو منظومه منطق الطیر و اسرارنامه عطار با تکیه بر قرآن و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
181 - 198
حوزههای تخصصی:
به علت نقش مهمی که صبر در تکامل معنوی و اجتماعی بشر برعهده دارد، خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن کریم به آن اشاره نموده است. همچنین امام علی(ع) با توجه به اوضاع گوناکون فردی و اجتماعی در جامعه، بشر را به داشتن صبر فراخوانده است. این پژوهش برآن است که به روش تطبیقی- تحلیلی جایگاه صبر را در بین مردم جامعه موردبررسی قراردهد و به طورکلی اهمیت این موضوع را در جامعه معرفی نماید. عرفا و شعرا نیز در آثار خود به اهمیت صبر پرداخته اند. عطار یکی از شعرای بنام، به صبر و سکوت بسیار تأکیدمی ورزد و آن دو را بهترین راه برای وصول به حق می داند و در طریق حق آنقدر به صبر و سکوت اهمیت می دهد که صبر را برابر با طریقت و سکوت را برابر با حقیقت می داند. هدف از این پژوهش تأکید بر نقش کاربردی صبر در روابط فردی و اجتماعی انسان ها در جوامع گوناگون است. به طورکلی می توان گفت که در بینش عطار، صبر رمز و راز گذشتن از ظلمات نفس و تیرگی عالم خاک و رسیدن به سرچشمه نور، بقا و جاودانگی است.
بررسی فقهی و حقوقی اهلیت صغیر ممیز و سفیه در انعقاد عقود رایگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قانون مدنی در مواد متعدد به لزوم وجود اهلیت برای طرفین معامله تأکید می کند و اشخاص فاقد اهلیت را از انعقاد معامله منع می کند. ازجمله اشخاص فاقد اهلیت، صغیر ممیز و سفیه هستند که چون قدرت تشخیص سود و زیان خویش را ندارند، معاملات و تصرفاتشان در امور مالی، غیر نافذ دانسته شده است؛ اما به رغم این حکم کلی، قانونگذار در قسمت پایانی مواد 1212 و 1214 به آن ها اجازه تملک بلاعوض را داده است. علت اصلی این حکم آن است که در قبول تملک بلاعوض هیچ گونه ضرری به صغیر ممیز و سفیه نمی رسد.البته این حکم استثنایی صرفاً درخصوص عقود رایگان تملیکی جاری است و در عقود رایگان غیر تملیکی، صغیر ممیز و سفیه، اهلیت پذیرش عقد را ندارند؛ زیرا ممکن است به دلیل دانش و آگاهی کم، باعث ورود زیان به خود گردند. ازطرفی اگر عقد رایگان تملیکی، متضمن شرط عوض یا تعهدی باشد، دیگر صغیر ممیز و سفیه اهلیت قبول عقد را ندارند، چون قبول این عقد منجر به دخالت آنان در اموال خود می شود و دخالت ولیّ یا قیم آن ها را می طلبد؛ ازاین رو این پژوهش با شیوه توصیفی تحلیلی و با رویکردی فقهی و حقوقی به بیان اهلیت صغیر ممیز و سفیه در عقود رایگان می پردازد و موارد اهلیت یا عدم اهلیت آنان را بیان می دارد.
پیشینه قرائت صدرایی ایده «وجود ذهنی» و ابطال آن در مکتب نومشایی رجب علی تبریزی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۷)
72 - 102
حوزههای تخصصی:
در تبیین ایده «وجود ذهنی» و فهم دغدغه ناقدان آن باید میان «وجود در ذهن» با «وجود ذهنی»، تفاوت قائل شد. مورد اول به این معناست که پس از مواجهه انسان با شیئی جدید، چیزی در ذهن او نقش می بندد که پیش از آن مواجهه، ذهن فاقد آن بود؛ اما در قرائت صدرایی نظریه «وجود ذهنی»، مطابقت ماهوی ذهن با عین ادعا شده است. پرسش تحقیق، ناظر به پیشینه دیدگاه ملاصدرا در این مسئله و نقدهای رجب علی تبریزی بر آن است. پژوهش پیشِ رو با بهره مندی از مطالعات کتابخانه ای، تأکید بر آثار دست اول فیلسوفان نامی و با شیوه تحلیل مفهومی نشان می دهد که اغلب متفکران متقدم بر صدرا، معنای اول را در قالب نظریه «شبح» منظور داشته اند؛ ولی معنای دوم، دیدگاه اختصاصی ملاصدراست و فقط زمینه هایی از آن در مکتب شیراز ملاحظه می شود. حکیم تبریزی با ادبیات نومشایی خویش، نظریه وجود ذهنی را به لحاظ مبادی و لوازم آن، به چالش کشیده است. ابطال مبانی ملاصدرا در طرح آن نظریه، از خلال مباحث وجودشناختی تبریزی استنباط می شود؛ ولی نقد لوازم دیدگاه صدرا به روشنی در آثار تبریزی و شاگردان وی آمده است. به باور ایشان، انفکاک لوازم ماهیت، نظیر سوزندگی آتش از آن، در هیچ موطنی اعم از خارج و ذهن جایز نیست.
نقش سیاست گذاری عمومی در تحقق عدالت توزیعی از منظر حقوق عمومی اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 132
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از چالش های مهم در جامعه شناسی اقتصادی، مسئله عدالت اقتصادی است. امروزه مفهوم عدالت اقتصادی با مسئله نابرابری درآمدی و توزیع ثروت همراه شده است. رابطه عدالت اقتصادی و سیاست گذاری های عمومی در مطالعات پیشرفته و گسترده به سه رویکرد مهم یعنی نابرابری اقتصادی، توزیع نابرابر درآمد و اجرای سیاست گذاری های متناسب تأکید کرده است. از این رو در این پژوهش با هدف تحلیل دغدغه نظریه پردازان سیاسی پیرامون مفهوم عدالت و تلاقی آن با تساوی و آزادی، به بررسی نابرابری های اقتصادی موجود به صورت کلی می پردازد. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که نابرابری درآمد، ناشی از توزیع نابرابر درآمدهای ناشی از کار و سرمایه، در تمام کشورها و طی دوره های زمانی مختلف به یک قاعده تبدیل شده است. توزیع درآمدهای ناشی از سرمایه، که اکثراً به صورت متمرکز و ناعادلانه صورت می پذیرد، به نحو مؤثری بر تمرکز ثروت و انباشت آن در جوامع کنونی و تاریخی تأثیر گذاشته است. نتیجه: پژوهش بر این نکته تأکید دارد که رشد طبقه متوسط و حقوق موروثی در کشورهای توسعه یافته به تغییرات بنیادین در توزیع ثروت در طول قرن بیستم منجر گردیده است. دولت ها با تدوین و اجرای سیاست گذاری های متناسب می توانند نقش مهمی در تحقق عدالت اقتصادی داشته باشند.
بررسی تحلیلی حق ارث و میراث زن در ازدواج های عصر ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دین زردشتی ازدواج از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است و هر زردشتی موظف است ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد تا بتواند نامگاه و اجاق خانواده را زنده نگه دارد. افزون بر این، حفظ اموال و دارایی خانواده نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است و می بایست افراد خانواده در حفظ و نگه داری اموال خانواده نسل به نسل کوشا باشند و آن را محفوظ دارند. در ایران عصر ساسانی نیز مسئله ارث در دین زردشتی اهمیت بسزایی پیدا کرده بود و هر فرد زردشتی موظف بود فرزند پسری از خود باقی گذارد تا آن فرزند میراث دار نام، اجاق و اموال خانواده باشد. زمانی که فرزند پسری در میان نبود، برای تأمین جانشین ازدواج های نیابی صورت می گرفت و فرزندان حاصل از این ازدواج ها نیز به عنوان ارث بر شناخته می شدند. این پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای به بررسی میزان سهم الارث وراث در شرایط گوناگون ازدواج و وظایف آنان نسبت به متوفی پرداخته است. بررسی ها حاکی از آن است که بهره مندی وراث از ترکه متغیر بود. در وهله نخست، ریشه چنین تفاوتی در نوع و نحوه ازدواج زن/دختر نهفته است. در وهله دوم، اندیشه ای در باب اهمیت فرزند پسر به عنوان عامل پل سازی برای عبور روان از پل چینوت و زنده نگهداشتن آیین نیاکان وجود داشت که ایجاد طبقات گوناگون وراث را به دنبال داشته است که بدین سان، ما در دین زردشتی با گونه های مختلف وراث روبه رو می شویم.
A Critique of the Exegesis of Verse 24 of Surah al-Nisāʼ by Translators and Commentators: Permissibility of Marriage with Married Captive Women of Disbelievers(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۰
89 - 114
حوزههای تخصصی:
The phrase "Illā mā Malakat Aymānukum (Except those your right hands possess)" in verse 24 of Surah al-Nisāʼ has been interpreted as permitting marriage with married captive women of disbelievers, as an exception to the prohibition of marriage with married women. The fundamental question is whether this translation, exegesis, and understanding of the mentioned verse has Quranic and historical support. The present study, using documentary and descriptive-analytical methods, aims to examine and clarifies the answer to this question in the verses of the Quran and historical reports, and arrives at the following findings: 1) The text and context of the Quranic verses regarding war and combat do not support such an interpretation; 2) There is no indication that "Except those your right hands possess" refers to prisoners of war; 3) Historical reports do not support the narratives cited by commentators; 4) Explicit rules regarding the treatment of prisoners of war in the Quran do not support this interpretation; 5) Considering the efforts of the Prophet of Islam (PBUH) towards the liberation of existing slaves in society, enslaving prisoners is contrary to this ethical practice of the Prophet (PBUH). The history of the Prophet's (PBUH) era can create a fundamental change in the understanding of the verse that forms the basis of its interpretation. These types of translations and interpretations may have a post-analytical basis and be influenced by the era of Islamic conquests
راهبردهای قرآن کریم در مبارزه با مبانی اعتقادی دشمنان با محوریت جنگ شناختی و نرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۱
23 - 33
حوزههای تخصصی:
آموزه های و معارف دین مبین اسلام مبتنی بر عقل شکل گرفته و برنامه ای مدون و کامل را برای زندگی دنیوی و اخروی بشر به ارمغان آورده است. دشمنان ادیان توحیدی و رهروان شیطان برای از میان بردن اعتقاد به توحید و دینداری، تمام تلاش خود را کرده و با حربه های مختلف دست به عمل زده اند. از دیرباز حمله به مبانی فکری مورد استفاده بوده و امروزه نیز به صورت های مختلفی اعمال می شود. در این میان، قرآن کریم نیز برای مبارزه با آن، پیروان خویش را ترغیب نموده است. جنگ میان حق و باطل، از روز اولِ خلقت انسان وجود داشته است. این نوع جنگ، راهبردهای خاص خود را دارد. جنگ شناختی عبارت است از: حمله به باورها و اذهان برای کنترل شناخت افراد نسبت به جهان پیرامون آنها. جنگ شناختی در قرآن عرصه های فکری و مبانی اعتقادی دشمنان را هدف قرار داده است. این تحقیق بر اساس منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی تحلیلی نگاشته شده و نتایج پژوهش نشان می دهد که خداوند متعال و پیامبران او، راهبردهایی را برای جنگ شناختی بیان کرده اند. از یک سو نسبت به دشمنان لازم است در باورهایشان تزلزل ایجاد کرد و روحیه آنان را در مقابل خداوند متعال و آیات او تضعیف کرد و برای نشان دادن ضعف او، درخواست برهان کرد. تخریب هدفمند نظریه پردازان آنان نیز راهبرد دیگری در این عرصه است. از سوی دیگر، راهبردهایی نیز جزء وظایف خودی هاست که می توان به حفظ وحدت برای موحدان، بهره گیری از فرصت ها و حفظ برتری علمی اشاره کرد.
تحلیل استنادات قرآنی حضرت زهرا(س) در خطبه فدکیه
حوزههای تخصصی:
خطبه حضرت زهرا (س) از خطبه های معروفی است که فریقین آن را با اسناد معتبر آورده اند؛ سخنانی که در آن، دفاع از حقّ غصب شده با درون مایه گسترده ای از آیات قرآن تکوین یافته و در جای جای آن به آیات به طور مستقیم، تلویحی و یا به شکل اقتباس استناد شده است، و گویا آن حضرت خواسته اند با ارجاع حاکمان وقت و مردم به آیات قرآن، انحراف آنان را از تعالیم پیامبر اکرم (ص) گوشزد کرده و از خطر گمراهی و بازگشت به جاهلیّت بیم دهند. در این مقاله سعی کرده ایم با روش توصیفی- تحلیلی و با مراجعه به شروح مختلف و تفاسیر، نحوه استناد آن حضرت به قرآن را استخراج کرده و نشان دهیم که این خطبه نه تنها منطبق بر آیات و برگرفته از تعالیم قرآن کریم است بلکه فراتر از آن، تفسیری بر آیات و سخنان پیامبر اکرم (ص) در مسائل مختلف است.واژگان کلیدی: مستندات قرآنی، حضرت فاطمه (س)، خطبه فدکیه.
بررسی انتقادات استاد فیاضی به براهین ابن سینا در استحاله ی تناسخ مُلکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
133 - 151
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ فلسفهْ تناسخ ارواح یکی ازنظرِیاتی است که جهت تبیین پاداش یا عقاب افعال و میل به جاودانگی انسان ها مطرح شده است. براساس این نظریهْ پس از مرگْ روح انسان به بدن حیوان یا انسان دیگری تعلق می گیرد که این تعلق به جهتِ سازگاری و تناسب میان روح و بدن در اخلاق و ملکات کسب شده است. ابن سینا یکی از فیلسوفانی است که به بررسی و نقد نظریه ی تناسخ ارواح می پردازد. ایشان ادعای تعلق نفس انسانی به بدن حیوان یا انسانی دیگر را با اقامه ی دو برهان ابطال می نماید. از دیدگاه ابن سینا در فرض تناسخ لازم می آید دو نفس ناطقه به یک بدن تعلق یابد. همچنین در این فرض به دلیلِ نبود بدن جسمانی، لازم می آید نفس از انجام افعال بازماند، که هر دو لازمه محال اند. استاد فیاضی نسبت به این براهین انتقاداتی وارد نموده که به نظر نگارندگان با بررسی و دقت در مبانی فلسفی شیخ الرئیس می توان همچنان از دیدگاه ایشان دفاع نمود و به اشکالات استاد فیاضی پاسخ داد.
استاد فیاضی نسبت به این براهین انتقاداتی را وارد نموده که به نظر نگارندگان با بررسی و دقت در مبانی فلسفی شیخ الرئیس می توان هم چنان از دیدگاه ایشان دفاع نمود و به اشکالات استاد فیاضی پاسخ داد. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی. کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی.کلیدواژگان: ابن سینا، تناسخ، نفس ناطقه، بدن، فیاضی.
ادراکات پایدار در اندیشه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
153 - 172
حوزههای تخصصی:
در آراء ابن سینا در ضمن بحث از ملکات به معارف و مدرَکات ازمنظر پایدارگی و رسوخ توجه شده است. سوی دیگر این بحثْ جست وجو در نقش تکرار و عادت در شکل گیری ملکات و تأثیر آن بر معلومات و معارف است. این تحقیق به پرسش هایی نظیر «چگونه تکرار و عادت می تواند به شکل گیری ادراکات پایدار منجر شود؟» پاسخ می دهد. ابن سینا در فلسفه خود دو تقسیم برای ورود به قلمرو ادراکات پایدار مطرح می کند. ایشان ابتدا به تقسیم کیفیت ها، هیئت، و حالت های نفسانی به طبیعی و اکتسابی می پردازد. در قسم کیفیات اکتسابی درباره نقش تکرار و عادت در تشکیل معارف راسخ سخن می گوید. وی در تقسیم دیگری کیفیات و حالات نفسانی را بسته به جایگاه و محل بروز آن ها تقسیم می کند: به بیانِ وی کیفیات موجود در نفس ناطقه یا به گونه ای اند که زوال و انحلال آن ها سخت و گاهی ممتنع است، یا اینکه به آسانی در معرض تغییر و دگرگونی قرار دارند. او این دو قسم را به ترتیب «ملکه» و «حال» نامیده است. ابن سینا در کتاب شفاء ، بخش منطق مقولات نیز بیان می کند که علوم و فضایل به نوعی از ملکات اند. نشان دهنده تأکید بر ملکه سازی و توجه به ادراکات پایدار در تفکر اوست. این مطالعه با روشی توصیفی تحلیلی «طبیعی سازی علوم و معارف» را از دیدگاه ابن سینا در ارتباط با ملکه سازی تبیین می کند؛ چراکه ملکات به مثابه طبیعت دوم مطرح اند.
بازخوانی اعتبار روایات «غُضّوا أبصارَکم» در منابع فریقین با تأکید بر نقد تضعیفات ابن جوزی
حوزههای تخصصی:
ماجرای «فرو انداختن نگاه/سر ها هنگام عبور حضرت فاطمه در قیامت» از جمله فضایلی است که در منابع حدیثی فریقین درباره حضرت زهراء انعکاس یافته است. گذشته از گزارش های مرسلی که در کتب امامیه دربردارنده این فضیلت است، شیخ مفید با سندی صحیح و شیخ صدوق به چند طریق این روایت را نقل کرده اند. افزون بر آن، این روایت در کتب متقدم زیدیه و اسماعیلیه نیز به چشم می خورد. اهل سنت این روایت را با بیش از ده طریق گزارش کرده اند. علی رغم شهادت حاکم نیشابوری و سبط ابن جوزی به صحت برخی از این طرق، ابن جوزی تمامی طرق این روایت را نامعتبر می داند. بررسی تفصیلی طرق عامی، نه تنها بیانگر سستی ادعای ابن جوزی است بلکه نشان می دهد تضعیف بسیاری از راویان حاضر در این طرق، متاثر تمایلات شیعی آنان و سوگیری های کلامی رجال نویسان عامی در جرح و تعدیل می باشد.
چگونگی مدیریت بحران سیاسی پدیده خوارج در دوران حکومت امیرالمؤمنین(علیه السلام) مبتنی بر روش تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه تاکنون درباره اقدامات و دیدگاه های امام علی(ع) پیرامون خوارج، تحقیقات متعددی صورت گرفته؛ ولیکن به نظر می رسد یکی از نیازهای امروزه جامعه اسلامی، تحلیل و ترسیم این مطلب باشد که الگوی مدیریت و روش هدایتگری آن حضرت(ع) در مواجهه با خوارج، چه بوده و آن حضرت چه اقداماتی را جهت جلوگیری از بروز این فتنه و شکل گیری یک فرقه جدید در جامعه اسلامی داشته اند. در این پژوهش تلاش شده با استفاده از روش تحقیق میان رشته ای تحلیل محتوا با رویکرد تحلیل مضمونی، مجموعه کامل بیانات امام علی(ع) در طول جنگ صفین تا بعد از اتمام جنگ نهروان در رابطه با جریان فکری خوارج را مورد تحلیل و بررسی قرار داده و روش هدایتگری حضرت جهت ترسیم الگوی مدیریت بحران این پدیده سیاسی را کشف و تبیین نماییم. یافته های تحقیق نشان دهنده آن است که امام علی(ع) به منظور مدیریت این جریان فکری، اقدامات متعددی مانند: معرفی رهبران اصلی جبهه حق و باطل، تبیین اصل حکمیّت و اتمام حجّت با مخالفان را در دستور کار قرار داده اند ولیکن مهمترین مقوله ای که از جداول تحلیل مضمونی استخراج گردیده، مقوله «معرفی جریان فکری خوارج» می باشد که به دو صورت تبیین ویژگی های منفی و مثبت در کلام حضرت تجلّی پیدا کرده است.
اعتبارسنجی دیدگاه مفسران درباره مفهوم واژه «لاتَنهَرهُما» در آیه 23 اسراء با رویکرد معناشناختی ساخت گرا(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
171 - 195
حوزههای تخصصی:
تأمل و تعمق در مضمون آیات (24-23) سوره اسراء، با محوریت فعل «لاتَنهَر»، مفهومی متفاوت با برداشت های تفسیری به دست می دهد. بیشتر مفسران عبارات و اصطلاحات به کار رفته در این دو آیه را حول محور کلی «احترام به والدین»، در معانی متفاوت و گاه متمایز، بیان نموده اند، حال آنکه پیام کلی این دو آیه با محوریت عبارت «وَ لَا تَنْهَرْهُمَا»، بر عدم «طرد و راندن» والدین از خود اشاره دارد. هر یک از واژگان و عبارات این دو آیه، به مثابه پیکره ای واحد، تکمیل کننده مفهوم فعل «نَهرَ» و معنای برآمده از آن است. جستار پیش رو با رویکرد معناشناسی ساخت گرا -که به مفهوم واژگان در بافت و ساختار جملات می پردازد- به طور خاص بر همنشین های فعل «نهَرَ»، همچون عبارت «یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما»، واژه «أفّ»، وصف «کَریم» و عبارت کنایی «خفضُ الجَناح»، متمرکز می شود و معنای محوری و کلیدی آیه، یعنی «حمایت و نگهداری» از والدین و عدم «طرد و راندن» آنان از خود، به عنوان یکی از وظایف اصلی فرزندان به هنگامه پیری و فرتوتی والدین تبیین می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد برخلاف دیدگاه بیشتر مفسران، واژه «أفّ» بر مفهوم حداکثری اهانت، نفرت و دوری والدین دلالت دارد، ضمن اینکه فعل «لاتَنهَر»، نه به معنای «عدم پرخاش»، بلکه برای نهی از «طرد و راندن و دور کردن» به کار رفته است. افزون بر این، وصف «قولاً کَریماً» و عبارت «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ» نیز تکمیل کننده همان مفهوم کلی دو آیه؛ یعنی «نگهداری و مراقبت» از والدین است.
بررسی تطبیقی نسخ در قرآن کریم از دیدگاه شیخ طوسی و آیت الله خویی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۵)
109 - 132
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم و چالش برانگیز در طول تاریخ تفسیر و علوم قرآن، موضوع نسخ است. عالمان متقدم، بسیاری از آیات قرآن که جنبه تخصیص و تقیید داشته است را در محدوده نسخ درنظر گرفته اند. متأخرین با تعریفی نو، رویکردی ویژه نسبت به این موضوع داشته اند. اگرچه همچنان بحث ناسخ و منسوخ از جمله موضوعات اساسی علوم قرآنی به شمار می آید، در زمینه تبیین و بررسی وجوه تفاوت و تشابه دیدگاه علمای متقدم و متاخر در موضوع نسخ در قرآن کریم، پژوهش های زیادی انجام نشده است. ازاین رو پژوهش پیش رو درصدد است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و مقایسه ای به بررسی تطبیقی دیدگاه های شیخ طوسی از عالمان متقدم در تفسیر التبیان فی تفسیر القرآن و کتاب العده فی اصول الفقه و آیت الله خویی از فقهای متأخر در کتاب البیان فی تفسیر القرآن بپردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد شیخ طوسی و آیت الله خویی در انواع نسخ و موارد آن در آیات قرآن کریم اختلاف نظر دارند و آیت الله خویی برخلاف شیخ طوسی، تنها به نسخ یک آیه از قرآن کریم معتقد است.
بررسی تطبیقی مسأله سنخیت خالق و مخلوق در قرآن و حکمت متعالیه بر اساس آیه «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِي» (مطالعه موردی: تفسیر علامه طباطبایی و علامه محمدتقی جعفری)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۵)
157 - 177
حوزههای تخصصی:
مفسران، عبارت قرآنی «نفخت فیه من روحی» را به شکل تفسیر کرده اند که در یکی از آنها ترکیب اضافی «روحی» اضافه تشریفی و در دیگری اضافه حقیقی دانسته شده است. تفسیر نخست متعلق به علامه طباطبایی (ره) است و دومی از آن علامه محمد تقی جعفری (ره) است. به طور کلی می توان دوع نوع اضافه اصلی در عبارت «روحی» مطرح کرد: 1. اضافه تشریفی اعتباری؛ 2. اضافه تشریفی غیر اعتباری (اضافه حقیقی) که خود این نوع دوم به دو نوع دیگر تقسیم می شود: 1. اضافه تشریفی غیر اعتباری وجودی (اضافه حقیقی وجودی)؛ 2. اضافه تشریفی غیر اعتباری تشانی (اضافه حقیقی تشانی). در حکمت متعالیه پس از تثبیت عین الربط بودن معلول به علت، تبیین تشأنی از علیت و وحدت شخصی وجود شکل می گیرد؛ ازاین رو با از میان رفتن دوئیت وجودی حقیقی میان واجب و ماسوی، تباین و سنخیت وجودی جایی نخواهد داشت و عینیت نیز به حمل شایع مواطاه، به دلیل محدودیت همه تعینات وجودی در منظومه حکمت متعالیه، از اساس باطل است. بنابراین تنها تبیین سازگار با مبانی صدرایی، رابطه تشأنی خوهد بود که تفسیر علامه محمدتقی جعفری از عبارت قرآنی «نفخت فیه من روحی» با سنخیت تشأنی سازگار است. اما تفسیر علامه طباطبایی (ره) از این عبارت قرآنی نمی تواند مؤیدی بر سنخیت تشأنی خداوند متعال و انسان در منظومه حکمت متعالیه به شمار آید. ظاهر تفسیر علامه طباطبایی(ره) در المیزان مؤیدی بر سنخیت تشأنی خداوند متعال و انسان نیست، اما نظریه حکمی ایشان مبتنی بر سنخیت تشأنی است که با نظریه تفسیری علامه مانعه الجمع نیست.
تحلیل انتقادی تسلیم پذیری مسلمانان عصر نزول نسبت به خدا و رسول (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
203-230
حوزههای تخصصی:
بی شک میزان تأثیرگذاری تدابیر خدا و تلاش های رسول خدا (ص) در سعادت مند ساختن انسان ها، با چگونگی دین داری و تسلیم پذیری آنان در برابر خدا و رسول خدا (ص) رابطه ی مستقیم دارد. این تحقیق که با روش توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است، با بررسی آیات، روایات و شواهد تاریخی، به دنبال یافتن علل نافرمانی برخی مسلمانان عصر نزول در برابر فرامین الهی و نیز دستورات پیامبر اکرم (ص) به عنوان رهبر حکومت اسلامی است. بر اساس دستاوردهای این پژوهش ، باور ها و عملکردهایی از امت بدست آمد که از ضعف در اطاعت و گرفتاری آنان به درجات مختلف این نافرمانی حکایت دارد. این موارد گاهی بصورت ضعف در ایمان ، ضعف در باورمندی به حکم خدا و رسول اکرم (ص) و گاه در قالب نافرمانی و سستی در اطاعت عملی بروز می یافت، از مهم ترین علل این نافرمانی برخی مسلمانان در برابر اوامر خدا و رسولش می توان به ضعف در ایمان به خداوند و تلقی نادرست از جایگاه نبوت اشاره کرد.
تحلیل روایات کمال عقل: معنا و ماهیت کمال عقل؛ مصداق کاملان در عقل؛ عوامل و زمینه های کمال عقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۵)
25 - 46
حوزههای تخصصی:
کمال عقل امری مسلم در روایات است. این پژوش با تحلیل نصگرایانه روایات عقل، کمال عقل را در«معنا، مصداق، عوامل» بررسی می کند و به این نتایج می رسد:1)کمالِ عقل شامل هر تطور ازدیادی نیست بلکه ازدیادی تدریجی در «ذات» و یا «جنود» عقل است به طوری که تمام اجزاء عقل یا جنود آن یکجا جمع گردد و حالت منتظره ای در این جهت باقی نماند. قدر متیقن در کمالِ ذاتِ عقل، جمع شدن اجزاء آن است ولی معلوم نیست تحقق این مقدار برای تحقق کمال نهایی کافی باشد بلکه احتمال دارد کمال در ذات عقل به یکی از اجزاء اصلی عقل یعنی «علم و فهم» برگردد. کمالِ عقل در جنود، با جمع شدن جنود تحقق می یابد و بهتر شدن کیفیت هر یک از جنود خارج از فرایند کمال عقل است2)کمال عقل مقوله ای ممکن در همه انسان هاست ولی در مقام وقوع، تنها در انبیاء، اولیا و مؤمنان به اهل بیت علیهم السلام تحقق دارد.3) عامل کمال خداست و دخالت انسان در کسب کمال تنها در حد زمینه سازی از طریق «تضرع، تواضع ، یقین، سکوت؛ خوبی های خود را کم و خوبی های دیگران را زیاد شمردن، نرنجیدن از درخواست مردم،علم آموزی، خواری را بهتر از عزت و فقر را بهتر از غنا دانستن» است.