ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
۸۶۱.

موسی اسوار و مجموعه داستان تا هر وقت که برگردیم اثر غسان کنفانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۱
این مقاله به بررسی ترجمه موسی اسوار از مجموعه داستان غسان کنفانی نویسنده و روشنفکر مبارز فلسطینی با عنوان «تا هر وقت که برگردیم» اختصاص دارد.
۸۶۲.

امکان فلسفی تکوین هوش مصنوعی در پرتو ایده های دکارتی- هابزی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۹
هوش مصنوعی و به تبع آن علم شناختی در نیمه قرن بیستم، بر محور ایده بنیادین «شناخت به مثابه محاسبه» ممکن گردید. اما هوش مصنوعی در این تلقی از شناخت، ایده‌ای جدید در نیانداخته بود و در واقع به پشتوانه ایده‌های فیلسوفان پیش از خود، از یونانیان تا لایب‌نیتس بود که چنین تلقی، ممکن و معنادار می‌شد. در این مسیر، دکارت و هابز دو تن از فیلسوفان بسیار موثر در امکان و تاسیس هوش مصنوعی هستند و این جستار درصدد است تا با تحلیل دیدگاه‌های این دو فیلسوف، در ضمن کشف نقاط اشتراک و افتراقشان، این تاثیر را واکاوی و آشکار سازد. ره‌آورد این پژوهش، برجسته‌سازی دو چرخش در جانب دکارت و همچنین هابز است. در جانب دکارت، «نفس» به «ذهن» تقلیل یافته و همچنین برداشتی جدید از «ایده» افلاطونی، یعنی تلقی ایده مثالی به ایده‌هایی مفهومی و انتزاعی که زمینه‌ساز تبدیل جوهر به تابع است، بسیار تاثیرگذار بود. در جانب هابز نیز، در پرتو رویکرد خاص فلسفه سیاسی او و همچنین تاثیرپذیرفتش از رواقیان، شناخت به «شمردن و حساب» تقلیل یافت و از سویی، ذهن دکارتی نیز امکان تقلیل به امری مادی پیدا می‌کند. مجموع این چند چرخش نزد این دو فیلسوف همراه با دیگر تلاش‌ها در تاریخ فلسفه و منطق، امکان فلسفیِ هوش مصنوعی را چندسده بعد فراهم می‌آورد، امکانی که بدون ایده‌های دکارتی و هابزی، ممکن نمی‌شد.
۸۶۳.

ماهيّة الحوكمة مع التأكيد على الحوكمة المهدويّة(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۴
بِحَسَب الفکر السیاسی، والنموذج الاعتقادی، والعادات والتقالید الاجتماعیّه، ونوعیّه الرؤیه الکونیّه والأیدیولوجیّه، وأنماط النُظُم السیاسیّه والثقافیّه، ووجود الامتدادات الحضاریّه والتاریخیّه فی کلّ أمّه ومجتمع، یتحدَّد توزیع القوّه وممارسه السیاسه فی المجتمع، وهو ما یُعبَّر عنه بمصطلح الحوکمه. الحوکمه مفهوم جدید وکثیر التداول، یتمتّع بطبیعه بنائیه وبأبعاد متعدّده، ویُعدّ تقنیه غیر ملموسه، واسعه الانتشار، وشدیده الحضور فی المراکز والمؤسّسات التعلیمیّه والبحثیّه. وفی هذا البحث، یُقصَد بالحوکمه العملیّه المنظمه التی تهدف إلى قیاده المجتمع وتوجیهه وإزاله عقباته وتنظیمه منذ البدایه (أی: رسم السیاسات) وحتّى الغایه (أی: تحقّق الأهداف)، وذلک على أساس القرارات الجماعیّه وبمشارکه عامّه من الناس. أمّا الحوکمه المهدویّه فهی إحدى صور الحوکمه المقیّده، وتمتاز عن غیرها من الحوکمات بخصوصیّه ارتباطها بالفکر المهدوی. وتُعرَّف بأنّها: نموذج من الحوکمه الإسلامیّه یقوم على أساس فکر المهدویّه، ویهدف إلى توجیه المجتمع والمواطنین وقیادتهم نحو بلوغ مراتب الکمال والرقیّ مادّیًّا ومعنویًّا. وتنقسم الحوکمه المهدویّه إلى قسمین: الحوکمه المهدویّه المتعالیه وحوکمه ولایه الفقیه. وبعباره أخرى، إن مفهوم الحوکمه المهدویّه یتم تحدیده على مستویین: عام وخاص. ففی المستوى العام أو بالمعنى الأعمّ یُراد بها مطلق الحوکمه المهدویّه من دون النظر إلى تحدید القائمین علیها. أمّا فی المستوى الخاص أو بالمعنى الأخصّ فیُراد بها تعریف الحوکمه المهدویّه مع تحدید المتولّین لشؤونها. وعلى هذا الأساس، فإنّ الحوکمه المهدویّه بالمعنى العام یشمل الحوکمه التی تتمّ بإشراف شخص الإمام المهدی(ع) نفسه، وکذلک الحوکمه التی تتمّ بإشراف خلفائه، ویتقدّمهم الولیّ الفقیه. أما الحوکمه بالمعنى الخاص فهی تُقابِل الحوکمه المهدویّه بالمعنى العام، والفرق الجوهری بین العام والخاصّ یکمن فی أنّ الحوکمه الخاصّه ترکّز أکثر على التمایزات والاختصاصات بین الحوکمه المهدویّه المتعالیه وحوکمه ولایه الفقیه، کاختلاف المتولّین والحکّام، واختلاف الخصائص الحصریّه بینهما. أمّا الحوکمه العامّه فترکِّز أساسًا على أوجه الاشتراک والتداخُل بین الحوکمه المهدویّه المتعالیه وحوکمه ولایه الفقیه، مثل انبثاقهما معًا من الفکر المهدویّ، وسعیهما المشترک لبلوغ الناس والمجتمع مراتب الکمال والارتقاء. إن کلا النموذجین ینبعان من فکر المهدویّه ویتقوّمان به؛ فالأوّل یُدار بحاکمیّه مباشره للإمام المهدی(ع)، وأمّا الثانی فیُدار بحاکمیّه خلفاء الإمام(ع) وفی طلیعتهم الولیّ الفقیه. إن المنهج المعتمد لهذا البحث هو المنهج النوعی، وفی مستوى جمع المعطیات اتُّبع الأسلوب الوثائقی والمکتبی، وأمّا فی مستوى معالجه المعطیات فاستُخدم المنهج الوصفی والتحلیلی. إنّ الحوکمه تُعَدّ میدانًا غنیًّا بالمباحث، من قبیل: مبادئ وأصول الحوکمه، أدوارها ووظائفها، مجالها وسَعتها، أرکانها وأُسسها، أنماطها وأسالیبها، غایاتها وأهدافها، معاییرها وضوابطها، أقسامها وأنواعها، ماهیّتها وأبعادها، ثم القائمون علیها والمتولّون شؤونها. ومن أبرز تلک المباحث مسأله ماهیه الحوکمه وتعریفها، التی تُطرح فی سیاق البحث عن حقیقتها ومفهومها، وهو ما یتصدّى هذا البحث لبیانه وتفسیره. ولا شکّ أنّ الحوکمه، بمعنى القیاده والتوجیه، قد أصبحت فی العصر الراهن مفهومًا متداولًا بکثره، وتُدرس وتُناقَش فی المراکز والمؤسّسات العلمیّه المختلفه على أیدی العلماء والنخب الأکادیمیّه فی مجالات معرفیّه متنوّعه. وتجدر الإشاره إلى أنّ کلّ موضوع أو مفهوم یُدرَک عادهً من زاویتین: تصوّریّه وتصدیقیّه، أی من بُعدین مفهومیّ ونظریّ. ومفهوم الحوکمه بشکل عام، والحوکمه المهدویّه بشکل خاص، لا یُستثنیان من هذه القاعده، إذ یحتاج التعریف بهما إلى دراسه مفاهیمیه ضمن إطار البحث فی الماهیّه والحقیقه. یُمکن القول إجمالًا إنّ البحث فی المفهوم - والمقصود هنا مفهوم الحوکمه مع التأکید على مفهوم الحوکمه المهدویّه - ینقسم إلى قسمین: لفظی واصطلاحی. أمّا المفهوم الاصطلاحی فینقسم بدوره إلى قسمین: المفهوم البسیط والمفهوم المرکَّب. والمفهوم المرکَّب الذی یُعبَّر عنه أحیانًا بالمفهوم البنائی أو المتعدّد الأبعاد یتنوّع إلى المفهوم الذاتی والمفهوم العَرَضی. والمفهوم الذاتی یُقسَّم إلى الحدّ التام والحدّ الناقص، أمّا المفهوم العَرَضی فیُقسَّم إلى العرض الخاصّ الذی یُعبَّر عنه بالرسم التام، والعرض العامّ الذی یُعبَّر عنه بالرسم الناقص. والرسم الناقص یتنوّع إلى أقسام متعدّده، من قبیل: التعریف بالمنهج، التعریف بالغایه، التعریف بالمسائل، التعریف بالتمثیل وغیر ذلک.
۸۶۴.

کارکردها و کژکارکردهای الگوی حکمرانی شبکه ای در نسبت با الگوی حکمرانی ولایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۷
 حکمرانی شبکه ای یکی از الگوهای نوین حکمرانی است که در مقایسه با اشکال سنتی حکمرانی، انعطاف پذیرتر و سازگارتر است؛ اما در ذات خود دارای کژکارکردهایی است که اگر اکنون به آنها پرداخته نشود، در سال های بعد آسیب های جبران ناپذیر آن، قابل پیش گیری نخواهد بود. این مقاله به بررسی تطبیقی الگوی حکمرانی شبکه ای و الگوی حکمرانی ولایی می پردازد و کارکردها و کژکارکردهای الگوی حکمرانی شبکه ای را در چارچوب الگوی حکمرانی ولایی تحلیل می کند. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و راهبرد توصیفی - تحلیلی و با روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق بررسی منابع معتبر داخلی و خارجی در حوزه های حکمرانی شبکه ای، حکمرانی ولایی و نظریه های کلان حکمرانی گردآوری شده اند. با استفاده از روش تحلیل مضمون، مفاهیم کلیدی استخراج، و سپس در چارچوبی تطبیقی به بررسی کارکردها و کژکارکردهای الگوی حکمرانی شبکه ای در نسبت با الگوی ولایی پرداخته شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اگرچه حکمرانی شبکه ای در مقایسه با مدل های بوروکراتیک از مزایای قابل توجهی برخوردار است، اما دارای کژکارکردهای بالقوه ای است که در صورت عدم توجه بهنگام، می تواند در بلندمدت چالش های اساسی برای نظام حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند. در مقابل، الگوی حکمرانی ولایی فاقد کژکارکردهای حکمرانی شبکه ای است. بااین حال، یافته های تحقیق حاکی از آن است که این دو الگو در تقابل کامل با یکدیگر قرار ندارند و در صورت اعمال برخی اصلاحات، می توان از الگوی حکمرانی شبکه ای در چارچوب الگوی ولایی بهره برد.
۸۶۵.

تحلیل کیفیت نقش آفرینی ج.ا. ایران. در جنگ کریدورها؛ مداخله فعال یا انزوای ژئوپلیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۸۹
امروزه کریدورهای بین المللی و منطقه ای با توجه به دگرگونی های ژئوپلیتیکی و مزایای اقتصادی، سیاسی و امنیتی اهمیت مضاعفی یافته اند. در این میان، کشور ایران از دیرباز در مرکز مهم ترین مسیرهای ترانزیتی قرار داشته و با سیاستگذاری مدون این مهم می توانست ضمن ارتقاء جایگاه ژئوپلیتیک ایران، مزیت های فراوانی برای کشور به ارمغان بیاورد. اما تحولات یک دهه اخیر گویای آن است که ایران به نوعی عامدانه از سوی دولت های خارجی از دالان اصلی کریدورها حذف شده است. سوال اصلی پژوهش از این قرار است که «عملکرد ایران در طرح های کریدوری منطقه چگونه بوده و چه پیامدهایی را به دنبال داشته است ؟» فرضیه پژوهش اینگونه تدوین یافته که: « جمهوری اسلامی ایران به رغم داشتن مزیت های ژئوپلیتیکی، به دلایل داخلی و خارجی نتوانسته است سهم چندانی از کریدورهای منطقه ای را نصیب خود کند که پیامد آن انزوا و تضعیف اقتصاد ملی، کاهش ضریب امنیتی و فرشایش ژئوپلیتیکی ایران خواهد بود.» چارچوب نظری پژوهش، نظریه ژئوپلی نومیک دمکو، وود و کازی است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و از طریق منابع کتابخانه ای – اسنادی به گردآوری، طبقه بندی و در نهایت تحلیل و تبیین داده ها پرداخته می شود. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که «ایران با داشتن مزیت های ژئوپلیتیک نسبت به سایر کشورهای منطقه عملا نتوانسته سهم چندانی از جغرافیای کریدورها را نصیب خود سازد که این مهم می تواند موجب تنهایی ژئوپلیتیکی شده و اثرات امنیتی، سیاسی و اقتصادی بسیار منفی داشته باشد.
۸۶۶.

ماتریالیسم علمی در برابر رئالیسم معنوی: تحلیل انتقادی رویکرد اسپینوزا به وحی و معجزه از منظر حکمت متعالیه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۲
تقابل میان جهان بینی علمی - مادی و نیاز انسان به معنای استعلایی یکی از چالش های اصلی دنیای معاصر است. باروخ اسپینوزا در مقام یکی از پیشگامان این بحث با ارائه یکی از اولین و پیچیده ترین صورت بندی های ماتریالیسم علمی کوشید تا دین را بر شالوده ای کاملاً طبیعت گرایانه بازسازی کند. این رویکرد به فروکاست «وحی» به محصول تخیل و «معجزه» به جهل بشر از علل طبیعی می انجامد. این مقاله با اتخاذ روش تحلیلی - انتقادی استدلال می کند که این پارادایم ماتریالیستی و فروکاست گرایانه از تبیین کامل ابعاد واقعیت عاجز است. برای اثبات این مدعا از مبانی «رئالیسم معنوی» علامه طباطبایی، جهان بینی ای که به واقعیت داشتن مراتب استعلایی هستی اذعان دارد، به مثابه چهارچوب نقد بهره برده می شود. تحلیل حاضر تضاد پارادایمی عمیقی را آشکار می سازد: هستی شناسی تک لایه و ضرورت گرای اسپینوزا در برابر جهان بینی ذومراتبی و هدفمند علامه، که وحی را شعوری استعلایی و معجزه را امری عقلانی و مبتنی بر خرق عادت تبیین می کند، قرار می گیرد. درنهایت، نتیجه حاصل آن است که چهارچوب علامه یک بدیل فلسفی استوار برای انسان مدرنی است که علم را می پذیرد، اما جهان بینی صرفاً مادی را از نظر وجودی و تبیینی ناقص می یابد و بدین ترتیب مداخله ای مستقیم در بحث داغ امروزی «علم در برابر دین» ارائه می کند.
۸۶۷.

تحلیل تفسیری تشبیهات در جزء 28 قرآن کریم با تأکید بر تفسیر المیزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۵۳
قرآن، کلام الهی است که از شیوه های گوناگون برای انتقال مفاهیم و پیام های خود بهره برده است. یکی از بارزترین این شیوه ها استفاده از تشبیه است که با ایجاد ارتباط بین دو یا چند مفهوم به درک عمیق تر و تأثیرگذارتر مفاهیم کمک می کند. مقاله حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، انواع تشبیهات به کار رفته در آیات جزء ۲۸ قرآن را بررسی می کند. خداوند در آیات ۱۵ و ۱۶ سوره حشر برای بیان عاقبت یهودیان بنی نضیر از تشبیه تمثیلی استفاده کرده است. همچنین در آیه ۴ سوره صف، خداوند با تشبیه مجاهدان به بنیان مرصوص تأکید می کند که او استحکام، ثبات قدم و اتحاد و انسجام کامل را دوست دارد. در آیه ۱۴ همین سوره با یک تشبیه ضمنی، اصحاب پیامبر (ص) را به پاسخ سریع به دعوت ایشان و اجابت رنگ خدایی فراخوانده است. در آیه ۵ سوره جمعه، یهودیان به چارپایی که بار کتاب را حمل می کند، تشبیه شده اند تا آنها را توبیخ کند. در آیه ۴ سوره منافقون، آنها به چوب خشکی که به دیوار تکیه داده شده اند، تشبیه شده اند تا حقیقت وجودی ایشان را معرفی و مذمت کند. تحلیل دقیق این تشبیهات به درک بهتری از اهداف و پیام های الهی در این آیات منجر می شود.
۸۶۸.

دیدگاه علامه طباطبایی درباره قلمرو دین در علوم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۸
قلمرو دین در عرصه علوم از مسائل مهم و چالش انگیز در فلسفه دین است. با توجه به اهمیت این مسئله در حل مسائلی مانند اسلامی سازی علوم انسانی و رابطه علم و دین ضرورت دارد به دنبال پاسخی متقن به آن باشیم. علامه طباطبایی از بزرگ ترین اندیشمندان مسلمان معاصر در مباحث دین پژوهی است که به طور پراکنده در آثارش به ویژه تفسیر المیزان به بحث قلمرو دین پرداخته است. برخی عبارات وی ظهور در دیدگاه حداکثری دارد و برخی عبارات بر باور وی به دیدگاه اعتدالی دلالت دارد. با تمرکز بر آثار ایشان و با روش توصیفی و تحلیلی در این مقاله در صددیم نظر نهایی وی در این زمینه را دریابیم. برخی عبارات ایشان در زمینه کارکرد دین در تأمین سعادت همه جانبه، جامعیت قرآن، جامعیت سنت و جامعیت شریعت اسلامی حاکی از باور علامه به دیدگاه حداکثری است؛ اما نگاه جامع به منظومه فکری علامه طباطبایی و شواهدی مانند تعاریف اعتدالی که وی از دین ارائه کرده و دیدگاه وی در زمینه اشتمال قرآن بر تعالیم هدایت بخش و تفاسیر اعتدالی وی از ادله نقلی که ظهور اولیه در دیدگاه حداکثری دارد، به این نتیجه گیری رهنمون می شود که علامه طباطبایی قائل به دیدگاه اعتدالی است.
۸۶۹.

A Nascent Realist Theory of the Laws of Nature Based on the Doctrine of “Motion in Substance” from Late Islamic Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۷
This paper proposes a distinct realist perspective on the laws of nature, rooted in the tradition of late Islamic philosophy, which may offer a new solution to one of the difficult challenges of scientific realism, termed the ‘Central Dilemma’ by Mumford. It begins with a brief introduction to the problem of scientific realism concerning the concept of the laws of nature. Then, in the first part, we compare the realist theories of the laws of nature developed by Lewis, Armstrong, and Bird, focusing on their account of the three key concepts of causation, necessity, and law. Based on this analysis, the second part formulates a new realist theory, drawing from the doctrine of “Motion in Substance” from Late Islamic Philosophy, particularly the philosophical thought of Tabatabai. This will be done by extending the idea of motion in substance and examining some of its implications. This new account is, in some respects, similar to Bird’s view, yet in other respects Humean and similar to Lewis’s. By comparing this new approach with the aforementioned three theories, concerning their accounts of causation, necessity, and law in relation to the ‘Central Dilemma’ challenge, we conclude that it could bring a new vision that could potentially resolve this challenge.
۸۷۰.

بیان نمادین علم اجمالی بر پایه گزاره فصلی و عملگر معرفتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۲
موضوع این نوشتار چگونگی تبیین نمادین علم اجمالی در دانش اصول می باشد. برای این منظور می باید بیان نمادین ما بتواند به خوبی خصوصیاتی از علم اجمالی را که در اصول فقه پیرامون آن ها بحث شده است، بازنمایی کند. ازاین رو پس از مقدمه و معرفی علم اجمالی به مبحث منجزیت و انحلال علم اجمالی اشاره می کنیم. در ادامه با مطرح کردن دیدگاهی که توسط برخی از پژوهشگران معاصر (محمود مروارید) در مسئله ماهیت علم اجمالی مطرح شده، خواهیم دید که براساس آن، متعلق علم اجمالی برحسب گزاره ای فصلی تبیین پذیر است. اما با توجه به پیش فرض مهم دیگری که در این دیدگاه مورد تایید ایشان قرار گرفته، ماهیت علم اجمالی و تفصیلی را یکی دانسته و تفاوت آن ها را صرفا در تفاوت متعلقشان می داند، نشان می دهیم که این دیدگاه نمی تواند مبنایی برای بیان نمادین علم اجمالی تلقی گردد و تمامی خصوصیات مورد انتظار از آن را در دانش اصول بازنمایی کند. به همین جهت با استناد به برخی از دانش وران اصول که علم اجمالی را ترکیبی از یک علم و دو جهل می دانند، صوری سازی مطرح در دیدگاه یادشده را تکمیل نموده و علم اجمالی را به صورت یک اطلاع (از گزاره ای فصلی) و دو عدم اطلاع (نسبت به مولفه های آن) نمادین می سازیم: همچنین نشان می دهیم که این بیان نمادین از علم اجمالی به خوبی ویژگی های موردنظر دانش وران اصول را در این مورد بازنمایی می کند.
۸۷۱.

امکان وقوع حرکت از یک مقوله به مقوله دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۴۵
مساله اصلی نوشتار پیش رو این است که آیا حرکت می تواند از یک مقوله که جنس عالی است به مقوله دیگر و جنس عالی دیگر نیز منتقل شود؟ بر اساس اصالت ماهیت چنین امری ممکن نیست. اگر ماهیت اصیل باشد تبدیل یک ذات و ماهیت به ذات و ماهیت دیگر ممکن نیست؛ زیرا امر واحد و ماده مشترکی در میان نیست تا گفته شود یکی به دیگری مبدل شده است. اما بر پایه اصالت وجود حرکت اشتدادی و استکمالی در مراتب تشکیکی وجود اتفاق می افتد و می توان گفت انقلاب ذاتی نه تنها محال نیست، بلکه وقوع نیز پیدا کرده است؛ یعنی حرکت می تواند از یک مقوله به مقولات دیگر منتقل شود. این در حالی است که قدما مقولات را متباین به تمام ذات تلقی می کردند به گونه ای که انتقال از یک مقوله به مقوله دیگر محال می دانستند. از آنجا که با پذیرش اصالت وجود، ماهیت در خارج متحد با وجود و تابع آن است، با تحولات اشتدادی مراتب وجود و انتزاع ماهیت به ازای هر مرتبه، ماهیت نیز به تبع آن و بالعرض متحول و متبدل خواهد شد. همچنین بر اساس نظریه جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء نفس انسان، این حقیقت آشکار می شود که نفس انسان از طریق حرکت جوهری از مرحله جسمانی به عنوان یک مقوله جوهری به مرحله تجرد عقلی به عنوان مقوله جوهری دیگر منتقل می شود. در بحث تجسم اعمال، رفتار انسان که در زمره مقولات عرضی قرار دارد، بر اثر تکرار به ملکات نفسانی تبدیل می شود که در حوزه مقولات جوهری است. ا
۸۷۲.

اللّامركزيّة في قصص الأطفال (قصة «أرشيفيا» لأمل ناصر أنموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۹۳
قصه «أرشیفیا» لأمل ناصر، الکاتبه والقاصه اللبنانیه الشابه المعاصره هی قصه مشوّقه زاخره بأحداث تمزج ما بین الفانتازیا والواقع، وتساهم فی تعوید الطفل علی تحلیل العمیق للمواقف والأحداث وابتعاده عن السطحیه والتدرب على التفکیر المنطقی لتحقیق النتیجه المرجوه. تعد اللّامرکزیّه إحدى التقنیات الأکثر استخداماً من قِبَلِ کُتّاب أدب الأطفال لإقامه علاقه إبداعیه مع جمهورهم. یهدف هذا البحث النوعی إلى کشف البنى العمیقه للّامرکزیّه فی قصه «أرشیفیا» لأمل ناصر وکیفیه استخدام هذه التقنیات کعناصر سردیه ضروریه وإبداعیه فی هذه القصه ونقاط القوه فی استخدام تقنیات اللّامرکزیّه التی تساعد على تطور العلاقه بین المتلقِّی الطفل والکاتبه باستخدام أسلوب تحلیل المحتوى، لقد وظّفنا فی بحثنا هذا المنهج التفسیری - التجریدی للإجابه عن الأسئله. تُظهر نتائج هذا البحث أنّ تأثیر استراتیجیات اللّامرکزیّه على الجمهور یختلف أحیاناً ویتوسع أحیاناً. تعمل بعض هذه التقنیات على تشتیت ترکیز الجمهور من خلال نوع من الحرکه فی عملیه السرد. وأخرى تخلق توقعات للقارئ أثناء قراءه القصه، وینتظر القارئ حتى تتحقق توقعاته، وهذه التقنیات تفاجئ الجمهور بحضورها. کما أظهر هذا البحث أنّ أمل ناصر تستخدم تقنیات اللّامرکزیّه ذات الصله وتقدم المسار السردی للقصه بطریقه مغامره ومتداخله ومثیره، وتربط التقنیات المختلفه تباعاً فی نقطه واحده ولذلک فإنّ الترکیز الذهنی للجمهور یتأرجح دائماً بین المرکزیّه واللّامرکزیّه. وتوصّل هذا البحث إلى أنّ الکاتبه تخلق حاله من الغموض المعقد من خلال استخدام أسالیب مختلفه مثل التحوّل وتدخلات الراوی وتکرار الأسئله. هذا الغموض لم یؤدِ إلى حیره المتلقی بل یثیر فضوله ویشجعه على التفاعل مع النص ومن خلال کسر توقعات المتلقِّی من السرد الخطی التقلیدی والمرکّز یُحوّله من مجرد قارئ إلى مشارک نشط. کما أنّ توظیفها لتغییر وجهه نظر الراوی وإبراز أحداث متزامنه خلف الکوالیس تتیح إظهار الواقع من زوایا مختلفه ویثری تجربه القراءه ویعزز دلالات النص ویعطی المزید من الوضوح والقیمه لمعانی النص.
۸۷۳.

إستراتيجيّة حنا مينة حول الحبّ والنضال ضدّ المستعمر الفرنسي في "صراع امرأتين": على ضوء منهج الخطاب النقدي لفيركلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۳
إنَّ تحلیل الخطاب یعدّ أحد المنهجیات المتقدّمه فی دراسه الخطاب والتی تتعامل مع اللغه، ویساعد بمساهمه النصّ والکلام علی خلق السلطه الاجتماعیّه والسیاسیّه. اهتم «حنا مینه» الروائی السوری (1924-1991) فی روایاته بالواقعیهِ الاجتماعیهِ وبالصراعِ الطبقی، وکان لجزءٍ من تجاربه الخاصه أثرٌ ممیزٌ فی کتاباته عن معاناهِ الناسِ الیومیهِ، حیث أنّه لم یتوقف عن تجسیدِ الواقعِ المرّ لطفولته، واعتبره ملهماً لروایاته. «صراع إمرأتین» وهی الجزء الثانی من روایته «حاره الشحادین». تطل الأحداث ممتزجه بألوان الحیاه وحبّ وغیره ووطنیه وتضحیه، یفتح حنا مینه وبأسلوبه السردی الممتع نافذه التاریخ على قصه النضال السوری البطولی ضد المستعمر الفرنسی ومساندیه من أهل اللاذقیه مصائر شخصیات متداخله خلال المطارده المثیره فی سوریا وأحیائها. یدور البحث فی ثلاث مستویات: الأوّل «مستوی الوصف» الذی یعالج النسج الخارجی للنصّ، الثانی «مستوی الشرح» الذی یبحث عن الإیدئولوجیا الموجود فی نصّ الروایه، الثالث «مستوی التفسیر» و هو دراسه النسج الداخلی للنصّ و تُعدّ الفکره و العاطفه مغزی هذا النصّ. المنهج الذی اعتمدناه فی هذه المقاله هو المنهج الوصفی-التحلیلی الذی یعالج روایه "صراع امرأتین" علی ضوء رؤیه نورمان فیرکلاف. من أهمّ النتائج التی وصل الیها هذا البحث، هی أنَّ الوصف فی بنیه نصّ الروایه یرکّز علی عنصر التکرار والتناص، وکذلک من جهه تشبیه العبارات التی تتمیّز الروایه عن سائرها. کان مستوى الشرح الذی یعبر عن أیدیولوجیه المؤلف، یروی لنا الکاتب عن کفاح السوریین ضد الاحتلال الفرنسی من خلال امرأتین سوریتین وصراعهما على التفوق فی الکفاح وفی نفس الوقت على قلب رجل. إنَّ مستوی التفسیر یبحث عن السیاق الظرفی فی هذه الروایه والروایه تدور فی اللاذقیه، فی السنه الأخیره من الحرب العالمیه الثانیه.
۸۷۴.

مبانی انسان شناختی فمینیستی و دلالت های اجتماعی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۷۴
علم اجتماعی فمینیستی، مبتنی بر بنیاد های معرفتی ویژه ای است که به رویکردها، نظریه ها و روش های آن رنگ بخشیده و آن را از علم اجتماعی و مبانی آن در رویکرد اسلامی تمایز می بخشد. یکی از اصلی ترین مبانی شناختی که علم اجتماعی فمینیستی از آن اثر پذیرفته ، موضوع چیستی انسان و چگونگی ارتباطش با واقعیت های اجتم اعی است. این نوشتار کوشیده است تا مبانی انسان شناختی فمینیستی و دلالت های اجتماعی آن را مورد بررسی قرار دهد. در گردآوری داده ها از روش اسنادی و کتابخانه ای بهره برده و با روش توصیفی و تحلیلی به پردازش داده ها پرداخته است. یافته ها بیانگر آن است که علم اجتماعی فمینیستی ضمن نقد تاریخی به انسان شناسی و مردانه دانستن آن، به اشتراک زن و مرد در انسانیت و تبعی بودن جنسیت، نفی ذات گرایی جنسیتی، ماهیت متفاوت و متمایز زن، باور به شرارت ذاتی مردان، نفی دوگانگی طبیعت و فرهنگ و نفی تقابل بین احساس و خردورزی، اعتقاد دارد. این مبانی امتدادهای اجتماعی خاصی را به دنبال دارد.
۸۷۵.

مبانی سلب مالکیت اراضی و املاک توسط دولت و نهادهای وابسته به آن در حقوق ایران و فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۷۱
زمینه و هدف: با توجه به اصل احترام به جان و مال مسلمین، سلب حق اشخاص خصوصی توسط دولت و نهادهای وابسته به آن باید از مبانی محکمی برخوردار باشد که این قسم اعمال دولت و این نهادها را مشروع سازد. هدف از پژوهش حاضر تبیین مبانی سلب مالکیت اشخاص نسبت به املاک و اراضی توسط دولت در فقه امامیه و حقوق ایران می باشد. مواد و روش ها: در این پژوهش از شیوه توصیفی-تحلیلی و منابع کتابخانه ای استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله حاضر، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است. یافته ها: فقها و حقوقدانان در فقه اسلامی داشتن قدرت عمومی و مبنای تملک دولت و نهادهای وابسته بدان را تحت نظریه ولایت مطلقه فقیه مشروع می دانند. نتیجه : اعمال قدرت در دولت و نهادهای وابسته به آن و همنطور نهادهای عمومی غیردولتی، ریشه در نظریه قدرت عمومی دارد که در نظام حکومت اسلامی بر مبنای نظریه ولایت فقیه، از سوی رهبری به سایر نهادها و دستگاه های عمومی ارائه دهنده خدمات اجتماعی تبیین می شود.
۸۷۶.

بررسی رابطه کثرت ماهوی با تشکیک عَرْضی وجود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۷
تشکیک وجود بعنوان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین مبانی حکمت متعالیه، همواره مورد بحث اندیشمندان بوده است. با تمام اختلافاتی که در تعریف تشکیک، وجود دارد، مسلم است که اولاً، در تشکیک باید وحدت و کثرت حضور داشته باشد؛ ثانیاً، کثرت آن به وحدت بازگردد. کثرت از یک حیث، به کثرت وجودی و کثرت ماهوی تقسیم میشود. کثرت وجودی ناظر به کثرت و اختلاف برخاسته از وجود، و کثرت ماهوی ناظر به کثرت و اختلاف برخاسته از ماهیت است. نوشتار پیش رو درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که آیا کثرت ماهوی به وحدت بازمیگردد، تا در آن تشکیک جریان یابد؟ برخی از عبارات و گفته های حکما این گمان را ایجاد میکند که آنان کثرت ماهوی را به وحدت ارجاع داده و آن را با تشکیک عرْضی برابر میدانند. اما بباور نویسنده، کثرت ماهوی نه تشکیک عرْضی وجود، بلکه کثرت عَرَضی آن را ببار می آورد. اتحاد ماهیت با وجود سبب میشود کثرت ماهوی به وجود سرایت کند و وجود ثانیاً و بالعرض، به کثرت ماهوی متصف شود، اما این بمعنای آن نیست که تشکیک عرْضیِ وجود برخاسته از ماهیت باشد. این نوشتار با تبیین حقیقت تشکیک و اقسام آن، به تبیین مدعای مذکور و اقامه دلیل بر آن میپردازد.
۸۷۷.

تطور رشته تعلیم و تربیت رسمی ارزش ها در سده اخیر حوزه علمیه قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه و اهداف: تعلیم و تربیت ارزش ها به مثابه یکی از گرایش هاى مهم و اساسى رشته تعلیم و تربیت، در چند دهه اخیر در غرب و طی دو دهه اخیر در ایران جایگاه برجسته اى را در میان سایر گرایش هاى رایج در دانشگاه ها و مراکز علمی داخل و خارج کشور، به خود اختصاص داده است. این گرایش، در شکل عام آن از جمله پیش نیازهای زیربنایی بسیاری از گرایش های علوم تربیتی تلقی می شود و همچون سایر گرایش ها نیاز به رویکردی تخصصی دارد و درک اهمیت آن مقتضی تحصیلات، مطالعات و تحقیقات گسترده و عمیق در این زمینه به ویژه با نگاه تطبیقی است. بر این اساس، سه نفر از طلاب حوزه علمیه قم تحصیل کرده در دانشگاه مک گیل کانادا پس از فراغت از مقطع دکترای رشته فلسفه تعلیم و تربیت با گرایش"فرهنگ و ارزش ها در تعلیم و تربیت [1] " و بازگشت به ایران، در بین سال های 1378-1380، در جایگاه اعضای هیئت علمی گروه علوم تربیتی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، برای راه اندازی گرایش تعلیم و تربیت ارزش ها در مقطع ارشد و تدوین سرفصل دروس این گرایش اهتمام ورزیدند و با جدیت لازم تحقق این امر مهم را دنبال کردند. از آن پس، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینیe به منظور تکمیل نیروهای علمی و پوشش دادن زمینه های مختلف مباحث تعلیم و تربیت، یکی از دوره های تحصیلی خود در مقطع کارشناسی ارشد را به گرایش "تعلیم و تربیت ارزش ها" اختصاص داد و بر آن شد تا ضمن تعیین پنجاه و چهار واحد درسی مشتمل بر دروس مشترک، دروس حوزوی و دروس تخصصی، به انضمام چهار واحد پایان نامه، زمینه های تعمیق و گسترش اندیشه تعلیم و تربیت ارزش های اسلامی را فراهم آورد. یادآوری می شود این اولین بار است که تعلیم و تربیت ارزش ها به گنجایش یک گرایش ویژه توسط مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینیe برگزار می شود و مؤسسه از میان تمامی مراکز دانشگاهی و حوزوی در این مورد پیشگام بوده است. هدف کلی پژوهش حاضر، بیان اهمیت و آشناسازی مخاطبان با مقاصد و نتایج برگزاری دوره های تعلیم و تربیت ارزش ها مبتنی بر فلسفه ارزش ها در مقاطع ارشد و دکتری است. بدیهی است دستیابی به هدف کلی فوق از طریق تربیت افرادی حاصل می شود که با فلسفه ارزش ها آشنایی کافی پیدا کرده باشند.بستگى به مبانى، اصول و رویکردهاى جارى در تعلیم و تربیت ارزش ها، با بهره بردارى از این گرایش مى توان بسیاری از ارزش ها را معرفى، تبیین، ترویج، فرهنگ سازى، جهانى سازى و درونى و نهادینه کرد. به مفاد تعلیم و تربیت ارزش ها این خود ارزش ها هستند که درمرتبه نخست موضوع محورى تعلیم و تربیت قرار مى گیرند. ارزش گذاری مبتنی بر فلسفه ارزش های اسلامی در ساحت های گوناگون اخلاقی، حقوقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، به طور ویژه و در منظومه اندیشه بشری به طور عام، جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. ارزش ها در یک نگاه تابعی از باورها به شمار می روند و امری جدای از اصول مترتب بر مبانی نمی باشند. روش پژوهش: برای این مطالعه از رویکرد اکتشافی و روش گزارشی-توصیفی استفاده شده است. یافته ها بیانگر آن است که تعلیم و تربیت ارزش ها در ساحت های ارزش-پایه، با بیان چیستی، چگونگی و چرایی ارزش ها و با تکیه بر فلسفه ارزش ها، زمینه را برای پروراندن ارزش ها تا حد نهادینه سازی آنها در ذهن و روان کنشگران این ساحت ها فراهم می آورد. در این نوشتار گزارشی توصیفی از وضعیت تطور رشته تعلیم و ارزش ها در حوزه علمیه قم ارائه گردیده است تا با امعان نظر کارشناسان مطالعات خرد و کلان ارزش ها در ساحت های گوناگون ارزش-پایه، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و دامنه بحث و بررسی در زمینه رشته نوبنیاد تعلیم و تربیت ارزش ها گسترش یابد. یافته های پژوهش: هرچند بحث از ارزش ها، قدمتی به موازات مباحث اخلاقی، حقوقی، سیاسی، اقتصادی و... دارد، به شکل جدید آن و در قالب رشته دانشگاهی تعلیم و تربیت ارزش ها به ویژه در دهه های اخیر در محافل علمی مغرب زمین مورد توجه قرار گرفته است و بسیاری از فعالیت های تربیتی کشورهای مختلف جهان براساس آن در حال شکل گیری است. رویگردانی از مقوله دین و حکمت در برخی از مراکز و نهادهای علمی و فرهنگی غرب و توجه جهشی به مقوله ارزش و نقش آن در قلمروهای مختلف علمی و فرهنگی اگرچه در مواردی به دلیل نارسایی و ناکارآمدی آموزه ها و شعایر دینی حاکم بر جوامع غربی ممکن است در جای خود امری مطلوب و حایز اهمیت تلقی گردد، لیکن به نظر می رسد دست کم متأثر از بی توجهی غرب به نقش و جایگاه دین ناب و حکمت راستین در زندگی انسان باشد که رفته رفته این دو عنصر کلیدی و حیاتی را از ساحت های دینی-اعتقادی و فرهنگی-اجتماعی در غرب نادیده انگاشت و یا به حاشیه راند و پیامدهای ناگواری را برای افراد و جوامع غربی به بار آورد. در نقطه مقابل، مطالعات اسلامی حوزه ارزش ها حکایت از آن دارد که قرآن و رهنمودهای معصومینb به وجوه گوناگون راه شناخت ارزش ها و پایبندی به آنها در مقام نظر و عمل، همچنین نشانگان بازشناسی ارزش ها از ضد ارزش ها را تبیین می کنند تا انسان به آسانی و با اطمینان خاطر، بنا به اقتضای عقل و فطرت خویش ارزش ها را دریابد و نسبت به آنها از جنبه نظری و عملی وفادار و پایبند بماند. بحث و نتیجه گیری: بدون تردید، گرایش تعلیم و ارزش ها در میان سایر گرایش های زیرمجموعه فلسفه تعلیم و تربیت از اهمیت و جایگاه بسیار بالایی برخوردار می باشد. با این وصف، تحقیق حاضر نشان می دهد هنوز آنچنان که شایسته و بایسته چنین گرایش علمی است، چندان جایگاهی در ردیف درس ها و برنامه ها و طرح های آموزشی-پژوهشی حوزوی و دانشگاهی به آن اختصاص داده نشده است. با راه اندازی و تقویت گرایش تعلیم و تربیت ارزش ها بهتر می توان از باب نمونه نسبت به اهداف و راهکارهای شناسایی و ترویج و گسترش ارزش های اخلاقی، دینی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و زیباشناختی در جامعه آگاهی یافت. بدین ترتیب، با بهره برداری از گرایش تعلیم و تربیت ارزش ها، بستگی به مبانی، اصول و رویکردهای جاری در تعلیم و تربیت ارزش ها، می توان بسیاری از ارزش ها را معرفی، تبیین، فرهنگ سازی، جهانی سازی و درونی و نهادینه کرد. به لحاظ نقش برجسته ای که برای تعلیم و تربیت ارزش ها در نظر گرفته می شود، می توان اذعان کرد که فلسفه ارزش ها برای سایر فلسفه های مضاف در قلمرو اخلاق، فرهنگ، اقتصاد، سیاست و... فلسفه پیشین به شمار رود. به عبارتی، مبانی و اصول فلسفه ارزش ها به مثابه پیش فرض های جاری برای سایر فلسفه های مضاف تلقی خواهد شد. به بیانی دیگر، فلسفه ارزش ها هویت بخش سایر فلسفه های مضاف خواهد بود و سایر فلسفه ها از فلسفه ارزش ها رنگ و رو خواهند پذیرفت؛ رنگ و روی الهی از فلسفه ارزش های اسلامی و یا رنگ و روی ماتریالیستی و سکولاریستی از فلسفه ارزش های غربی. تشکر و قدردانی: از مدیر مسئول، سردبیر، دبیر اجرایی و کلیه همکاران و متصدیان ارجمند فصلنامه وزین "تربیت اسلامی" بابت فراهم سازی زمینه مقتضی برای نشر این مقاله در آن فصلنامه کمال تقدیر و تشکر را تقدیم می دارم و برای همه آن بزرگوران از درگاه الهی آرزوی موفقیت روزافزون دارم. تعارض منافع: به دلیل تک نویسنده مسئول موردی ندارد.
۸۷۸.

بررسی ظرفیت سوره حمد در اجرای طریقه احراقیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۰
احراقیه به عنوان روش سلوکی بنیادین در عرفان اسلامی شیعی، مسیری ضروری برای بحران اخلاق در زندگی معاصر و نجات از اسارت رذایل اخلاقی قلمداد می شود. راهکار اجرایی این نظریه، مسئله محوری مقاله است. شکاف دانشی از آنجا ناشی می شود که در متون کلاسیک، رابطه مستقیم میان احراقیه و منابع وحیانی، به ویژه سوره حمد، تبیین نشده و در ادبیات علمی معاصر نیز تاکنون مدل بین رشته ای که مفاهیم عرفانی را با روش های علمی و تفسیری یکپارچه سازی کند، ارائه نشده است. این پژوهش به بررسی ظرفیت های سوره حمد برای تسهیل طریقه عرفانی «احراقیه» و امکان اجرای آن در دنیای معاصر می پردازد. مقاله با رویکردی بین رشته ای و با استفاده از روش ترکیبی تحلیل متون عرفانی و هرمنوتیک هنجاری و یاری جستن از شواهد علمی نشان می دهد که سوره حمد به مثابه جامع ترین چکیده معارف توحیدی، قابلیت آن را دارد که به عنوان نقشه راه عملیاتی برای احراقیه در زندگی پرمشغله امروز به کار رود. در این راستا و با تبیین های صورت گرفته در پژوهش، تلاوت آگاهانه و مداوم آن ها، هم در سطح خودآگاه (ازطریق تدبر) و هم در سطح ناخودآگاه (ازطریق تلقین)، به احراق تدریجی ساختارهای انانیت می انجامد. یافته ها مؤید آن است که این پیوند عرفانی-قرآنی، نه تنها پاسخ به بحران معنویت انسان معاصر است، بلکه با ارائه یک نظام تربیتی ترکیبی، امکان تحقق عملی آرامش پایدار و بازسازی معنوی را در چارچوبی نظام مند فراهم می سازد. این مقاله ضمن تبیین مبانی این رویکرد روش اجرایی متناسب با انسان معاصر پیشنهاد می کند که در عین رسیدن به اهداف، دارای چارچوبی رسا و دارای امتداد قابل وصول در اجتماع امروزه است.
۸۷۹.

خاستگاه و تطور فهرست های نقلی ترتیب نزول قرآن کریم در منابع اولیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۰
ترتیب نزول یکی از اساسی ترین و مهم ترین داده های تاریخ گذاری است، اما اتفاق نظری بر سر محتوا و اصالت روایات آن وجود ندارد. این پژوهش، با جستجوی گسترده منابع کهن فهرست های نقلی و مقایسه دقیق محتوای نسخه های مطبوع و مخطوط در دسترس از یک منبع واحد، کوشیده است روایات ترتیب نزول را به صورتی کامل و دقیق گردآوری و دسته بندی کند. در گام بعد، ارتباط فهرست های ترتیب نزول با یکدیگر و سرنخ های همگرایی و واگرایی آن ها را بررسی کرده و به اعتبارسنجی روایات با معیارهای نقد حدیث و کشف آثار اعمال نظر و اجتهاد در فهرست های نقلی پرداخته است. بررسی های این پژوهش نشان می دهد که گردآوری، تدوین و نشر اولیه فهرست های نقلی توسط سه شخصیت اصلی صورت گرفته است: عطاءخراسانی، محمد بن سائب کلبی و حسین بن واقد مروزی که به ترتیب فهرست عطاء، فهرست ابوصالح از ابن عباس و فهرست عکرمه-حسن بصری را تدوین و منتشر کرده اند. شباهت بسیار این سه فهرست نیز گواه اشتراک در اصل و ریشه آن هاست. با این حال انتساب هیچ کدام از این روایات به امام علی (ع) و ابن عباس قابل اثبات نیست؛ اما شاکله کلی این فهرست ها ریشه در مکتوبات، نقل ها و حافظه تاریخی افراد نزدیک به نزول دارد. پس از نشر اولیه فهرست ها، تغییرات عمدی و خطای سهوی در نقل و کتابت نیز باعث آشفتگی بیشتر آن ها شده است. هرچند شکل گیری اولیه فهرست های روایی مبتنی بر واقعیت تاریخی است، هم سور اختلافی در فهرست های نقلی و هم حد مشترک و اجماعی این فهرست ها به صورت موردی قابل نقد هستند.
۸۸۰.

بدن مادی از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۸
شناخت حقیقت بدن مادی در حکمت متعالیه، مستلزم شناخت نفس و در نتیجه منجر به معرفت نفس خواهد شد؛ اما با وجود اهمیت آن، در آثار فیلسوفان به طور پراکنده و موجز بدان پرداخته شده است. مقاله حاضر در صدد است تا با توجه به مبانی خاص صدرالمتألهین به بررسی تفصیلی حقیقت بدن مادی بپردازد. بر اساس سه اصل وجود شناختی در حکمت متعالیه یعنی اصالت وجود، تشکیک، حرکت اشتدادی و اصل دیگر مطرح در علم النفس صدرایی یعنی «النفس فی وحدتها کل القوا»، وجود واحد انسانی با حرکت جوهری سیر خود را از ماده عنصری آغاز کرده و با طی درجات وجود تدریجاً به تجرد می رسد. این پژوهش ضمن بررسی تفصیلی سیر از ماده به مجرد، به تبیین معنای مادی مجرد بودن نفس و رفع دو شبهه مهم در این زمینه پرداخته و در پایان به این دستاورد رسیده که حیثیت مادی نفس با حیثیت تجردی اش توأم با یکدیگر و بلکه یگانه است و حقیقت بدن که عبارت است از ظهور و بروز قوا و کمالات نفس به شکل صور مقداری؛ متمایز با حیث مادی نفس می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان