فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
295 - 320
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل تطبیقی دیدگاه های ابن عربی و شاردن درباره رابطه خدا و جهان پرداخته است. هر دو متفکر، با وجود تفاوت های فرهنگی و زمینه ای، تلاش کرده اند تا تصویری جامع از ارتباط خداوند با جهان ارائه دهند. ابن عربی با تأکید بر اصولی چون «وحدت شخصیه وجود»، «نظام اسما و صفات الهی» و قاعده «تجلی»، جهان را به عنوان تجلیات متنوعی از یک وجود مطلق می بیند که درنهایت، همه کثرت ها به آن بازمی گردند. درمقابل، شاردن با تکیه بر علوم تجربی و الهیات مسیحی، جهان را به عنوان یک فرایند تکاملی می بیند که به سمت «نقطه امگا» حرکت می کند؛ نقطه ای که همه موجودات در آن به وحدت و کمال می رسند. مقایسه این دو دیدگاه به روش توصیفی نشان می دهد که با وجود تفاوت های روش شناختی، هر دو متفکر به نوعی وحدت نهایی باور دارند که جهان را به سوی خداوند هدایت می کند. این دو دیدگاه می توانند مکمل یکدیگر باشند، زیرا ابن عربی با عرفان نظری خود به عمق باطن جهان پرداخته و شاردن با استفاده از علم و الهیات مسیحی به سوی درک تکاملی و علمی از جهان حرکت کرده است؛ درنتیجه، تلفیق این دو رویکرد می تواند به ایجاد چارچوب فکری جامع تری منجر شود که هم از عرفان نظری و هم از دستاوردهای علمی و معنوی مسیحیت بهره مند باشد.
نقش زیست بوم مدرسه در هویت یابی نوجوانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۳
7 - 39
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: شکل گیری هویت یکی از وظایف اساسی رشد در دوران نوجوانی است که تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی و محیطی قرار دارد. اریکسون [1] (1968) هویت را به عنوان تمایزی که فرد میان خود و دیگران قائل می شود تعریف می کند؛ تمایزی که شامل الگوهای فکری درونی شده، ارزش ها و سبک های ارتباطی است. این سازه روانی - اجتماعی در دوران نوجوانی دچار دگرگونی های چشم گیری می شود، زیرا افراد در این دوره، برداشت های خود از خویشتن، ارزیابی های بیرونی و اهداف زندگی خود را با یکدیگر ادغام می کنند (شوارتز، 2005؛ خباز و همکاران، 1389). در این میان، آموزش نقش مهم و تأثیرگذاری ایفا می کند. مدرسه به عنوان اصلی ترین محیط آموزشی، از طریق برنامه درسی، تعاملات معلم و دانش آموز، ساختارهای مدیریتی و حتی برنامه پنهان، بر هویت نوجوانان تأثیرگذار است (طالب زاده و فتحی، 2003؛ گیدنز، [2] 2011).مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش زیست بوم مدرسه در شکل گیری هویت نوجوانان ایرانی انجام شده است. این پژوهش با تکیه بر دیدگاه زیست بومی، مدرسه را نه به عنوان یک نهاد ایستا بلکه به عنوان محیطی اجتماعی - فرهنگی و پویا در نظر می گیرد. در این چارچوب، عواملی همچون روابط همسالان، رفتار معلمان، فرهنگ مدرسه، فضای فیزیکی و منابع در دسترس از طریق روش های کیفی و تحلیل مضمون منابع فارسی، انگلیسی و عربی بررسی شده اند.هدف پژوهش، شناسایی مؤلفه های کلیدی مدرسه ای است که بر ابعاد مختلف هویت تأثیرگذارند و این پرسش را مطرح می کند که آیا دانش آموزان صرفاً دانش می آموزند یا دگرگونی هویتی را تجربه می کنند؟ این تحقیق در نهایت می کوشد با ارائه راهکارهایی، سیاست گذاران آموزشی، طراحان برنامه درسی و مجریان آموزشی را نسبت به نقش پویای مدرسه در فرآیند هویت یابی آگاه سازد. با اتخاذ رویکردی جامع و چندبعدی نسبت به توسعه هویت، این مطالعه به درک عمیق تری از دوران نوجوانی در بستر آموزش و پرورش ایران کمک می کند. روش: در این تحقیق، به منظور بررسی نقش تعلیم و تربیت رسمی در شکل دهی هویت نوجوان ایرانی از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. هدف اصلی این روش، استخراج کدهای توصیفی و تجویزی جهت ترسیم مدل مفهومی روابط علی متغیرها است. این تحلیل به روش داده بنیاد با رویکرد ساختارگرای اشتراوس و کوربن نزدیک شده، بدون اینکه چارچوب نظری اولیه مقولات را تعیین کند، بلکه به خلاقیت محقق در کدگذاری جهت داده و باعث ایجاد حساسیت نظری می شود.در مرحله نخست، 350 منبع فارسی، انگلیسی و عربی بررسی شد که پس از پالایش، 24 منبع نهایی (12 فارسی، 10 انگلیسی، 2 عربی) انتخاب شدند که همگی ارتباط مستقیم با موضوع نقش مدرسه در شکل گیری هویت نوجوانان داشتند. این منابع شامل 6 پایان نامه و 18 مقاله بودند و براساس معیارهایی چون اعتبار، قوت نظری و ارتباط با پرسش تحقیق گزینش شدند.با تحلیل این منابع، 98 کد غنی استخراج شد که براساس جهت تأثیرگذاری به چهار دسته تقسیم شدند: هویت ساز، هویت سوز، بسته به جهت عناصر و فاقد تأثیر. تنها یافته های حاصل از روش شناسی تحقیقات لحاظ شدند و محتوای نظری فاقد پشتوانه تجربی کنار گذاشته شد.مراحل انجام این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون عبارتند از:آشنا شدن با داده ها؛ایجاد کدهای اولیه و کدگذاری؛جستجو و شناخت مضامین؛ترسیم شبکه مضامین؛تحلیل شبکه مضامین؛ادغام و یکپارچه کردن مجدد متن. جهت اثرگذاری سازه هویتی رکن زیست بوم مضمون اولیه بسته به جهت عناصرهویت شغلیبافت مدرسهتأثیر بافت مدرسه بر شغل دانش آموزانهویت سوزهویت اجتماعیبافت مدرسهتأثیر مدرسه بر بازتولید هویت های طبقاتیبسته به جهت عناصرهویت فردیبافت مدرسهتأثیر بافت مدرسه بر نوع نگرش دانش آموزانهویت سازهویت ملیبرنامه پنهانتأثیر برنامه پنهان مدارس بر تقویت هویت ملیفاقد تأثیرهویت دینیبرنامه پنهانعدم تأثیر برنامه پنهان مدرسه در هویت دینیهویت سازهویت ملیفناوری های مدرسهضعف امکانات و برنامه ریزی مناسب مدارس در تقویت هویت ملیهویت سازهویت اجتماعیساختار مدرسهتأثیر مدرسه بر شکل گیری هویت گروهی و اجتماعی دانش آموزانهویت سازهویت سیاسیساختار مدرسهتلاش مدرسه در راستای هویت مذهبی مناسک گرا، جمعی و هم پوشان با پرورش سیاسیهویت سازهویت دینیساختار مدرسهتعارض و تفاوت مدرسه و خانواده در چهار مؤلفه هویتی، تحصیلی، مذهبی، سیاسی و انضباطیهویت سازهویت فردیساختار مدرسهدستیابی مدارس به دانش آموزان مطیع برخلاف خانوادهبسته به جهت عناصرهویت شغلیساختار مدرسهتأثیر مدارس پیش حرفه ای بر هویت یابی شغلی سریع تر دانش آموزان در مقایسه با مدارس پیش آکادمیکهویت سازهویت دینیتعامل بازیگرانتأثیر روابط موجود در مدارس بر تقویت هویت دینیهویت سازهویت فردیتعامل بازیگرانتأثیر نحوه تعامل با همسالان در مدرسه بر هویت اخلاقی دانش آموزانهویت سازهویت اجتماعیتعامل بازیگرانتأثیر فعالیت های گروهی مدرسه بر شکل گیری هویت جمعی دانش آموزانهویت سازهویت شغلیتعامل بازیگرانتأثیر رابطه معلم-دانش آموز بر رشد هویت علمی مثبتهویت سازهویت فردیبازیگران مدرسهتأثیر نحوه برخورد کادر مدرسه بر هویت اخلاقی دانش آموزانهویت سوزهویت فردیبازیگران مدرسهنقش مدارس و معلمان به طور ناخواسته و اغلب منفی در رشد هویت نوجوانانبسته به جهت عناصرهویت دینیبازیگران مدرسهتأثیر معلم و همکلاسی ها بر تربیت اعتقادی، اخلاقی و عبادی دانش آموزانهویت سازهویت ملیبازیگران مدرسهتأثیر نقش راهبری معلم بر هویت ملی دانش آموزانهویت سازهویت شغلیبازیگران مدرسهتأثیر روحیه علم دوستی کادر مدرسه بر موفقیت شغلی دانش آموزانهویت سازهویت ملیجو مدرسهتأثیر جو اجتماعی مدارس بر تقویت هویت ملیهویت سازهویت دینیجو مدرسهتأثیر جو اجتماعی مدارس بر تقویت هویت دینیهویت سازهویت فردیجو مدرسهتأثیر فضای مدرسه بر هویت اخلاقی دانش آموزانهویت سازهویت ملیمعماری مدرسهتأثیر ساختار فیزیکی مدارس بر تقویت هویت ملیهویت سازهویت دینیمعماری مدرسهتأثیر ساختار فیزیکی مدارس بر تقویت هویت دینیبسته به جهت عناصرهویت اجتماعیمعماری مدرسهتأثیر معماری فضا بر هویت جمعی دانش آموزانهویت سازهویت فردیفرآیند تربیتیتأثیر نظام مشاوره مدارس بر ارتقا بهزیستی روانی دانش آموزانهویت سازهویت جنسیفرآیند تربیتیتأثیر مدارس با معرفی الگوها در هویت جنسیتی دخترانهویت سوزهویت شغلیفرآیند تربیتیمدرک گرایی در تحصیل علم برخلاف خانوادهبسته به جهت عناصرهویت فردیفرآیند آموزشیتأثیر ناخواسته فرآیندهای آموزشی بر رشد هویت نوجوانانهویت سوزهویت شغلیفرآیند آموزشیتأثیر منفی راهبردهای تدریس در کلاس های هنری که فضایی برای ابراز وجود نمی گذارد در هویت یابی شغلی دانش آموزانهویت سازهویت جنسیفرآیند آموزشیتأثیر مدارس با آموزش و مشاوره خانواده ها در هویت جنسیتی دختران - تأثیر مدارس با مسئولیت دادن به دختران در هویت جنسیتی دخترانهویت سازهویت ملیفرآیند آموزشیتأثیر برنامه های درسی بر شکل گیری و تعمیق هویت ملیهویت سازهویت اجتماعیفرآیند آموزشیتأثیر برنامه های آموزشی و مهارتی بر رشد اجتماعی دانش آموزانبسته به جهت عناصرهویت فردیمحتوای آموزشیتأثیر برنامه درسی بر رشد هویت نوجوانانهویت سازهویت ملیمحتوای آموزشیتأثیر نقش کتب بر هویت ملی دانش آموزانهویت سازهویت دینیمحتوای آموزشیتأثیر نقش کتب بر هویت دینی دانش آموزان نتایج: بخشی از جدول تحلیل مضمونتحلیل مضمون منابع نشان می دهد که اجزای مختلف زیست بوم مدرسه تأثیر چشم گیری بر شکل گیری هویت نوجوانان دارند. یافته های اصلی در سه حوزه خلاصه می شوند:ابعاد هویتی تحت تأثیر: در میان ابعاد مختلف هویت، بیشترین تأثیر بر موارد زیر مشاهده شده است:هویت فردی (36 کد)؛هویت ملی (18 کد)؛هویت دینی (14 کد)؛هویت اجتماعی (12 کد)؛هویت شغلی (11 کد)؛هویت جنسیتی و سیاسی (هرکدام 3 کد)؛هویت فرهنگی (1 کد).این نتایج نشان می دهد که نظام آموزش رسمی بیشترین نقش را در شکل دهی به هویت فردی، ملی و دینی دانش آموزان ایفا می کند.اجزای مؤثر مدرسه: مؤلفه های زیر بیشترین تأثیر را بر هویت نوجوانان داشته اند:کنشگران مدرسه (معلمان، کارکنان، دانش آموزان، مدیران): بیشترین تأثیر به ویژه بر هویت فردی، دینی و شغلی (18 کد)؛فرآیند آموزشی: مؤثر بر هویت فردی، شغلی، ملی و اجتماعی (16 کد)؛ساختار مدرسه: تأثیرگذار بر هویت فردی، ملی و اجتماعی (13 کد)؛برنامه پنهان و اقلیم مدرسه: تقویت کننده هویت دینی و ملی؛محیط فیزیکی مدرسه: تأثیرگذار بر هویت اجتماعی، فردی و ملی.عوامل تضعیف کننده هویت: پنج عامل به عنوان موانع احتمالی در مسیر رشد هویتی شناسایی شدند:محیط مدرسه: ممکن است نابرابری را بازتولید کند.فرآیندهای سخت گیرانه آموزشی: می توانند مانع شکل گیری هویت شوند.هنجارهای نهادی: ممکن است آزادی بیان دانش آموزان را محدود کنند.مدرک گرایی: خلاقیت را کاهش می دهد.روش های آموزشی سنتی (به ویژه در حوزه هنر): می توانند مانع ابراز خود شوند.در جمع بندی، اگرچه بیشتر اجزای مدرسه نقش مثبتی در رشد هویت دارند - به ویژه در ابعاد فردی، ملی و دینی - برخی ساختارها و رویه های آموزشی می توانند مانع شکل گیری کامل و چندبعدی هویت شوند. رفع این چالش ها نیازمند انعطاف پذیری و شمول گرایی بیشتر در نظام های آموزشی است. مدل مفهومی نقش زیست بوم مدرسه در هویت یابی دانش آموزان بحث و نتیجه گیری: نوجوانان آینده ساز هر جامعه ای هستند و انسجام شخصیتی و مسیر زندگی آنها تا حد زیادی به هویتی بستگی دارد که در این مرحله شکل می گیرد. یکی از نهادهای اثرگذار در این فرآیند، نظام تعلیم و تربیت رسمی است. نگاهی جامع و نظام مند به این نظام، به عنوان یک زیست بوم اجتماعی - فرهنگی پیچیده، درک عمیق تری از نقش آن در شکل دهی به هویت جوانان ایرانی امروز فراهم می کند.در این پژوهش، با بهره گیری از تحلیل مضمون 24 منبع، تعداد 98 مضمون تفصیلی مرتبط با شکل گیری هویت نوجوانان شناسایی شد. در این میان، 12 مؤلفه اساسی در زیست بوم مدرسه شناسایی گردیدند؛ از جمله فناوری های مدرسه، فرآیندهای آموزشی، معماری، بافت، ساختار، محیط و جو، تعاملات میان کنشگران مدرسه و برنامه پنهان.این مؤلفه ها بر هشت بعد کلیدی هویت شامل هویت فردی، اجتماعی، جنسیتی، شغلی، دینی، فرهنگی، سیاسی و ملی تأثیر می گذارند. شایان توجه است که هویت های امتی تمدنی و مجازی (آنلاین)، علی رغم اهمیتشان، در منابع بررسی شده پوشش نیافته اند و می توانند موضوع تحقیقات آینده قرار گیرند.یافته های این پژوهش نشان می دهد که زیست بوم مدرسه به عنوان یک سیستم پیچیده و چندبعدی، تأثیر عمیقی بر شکل گیری ابعاد مختلف هویتی دانش آموزان دارد. ارکان مختلف زیست بوم مدرسه، از جمله بازیگران مدرسه، ساختار مدرسه، فرآیندهای آموزشی و تربیتی، جو مدرسه، و محتوای آموزشی، به طور معناداری بر هویت فردی، ملی، دینی، اجتماعی، شغلی و سایر ابعاد هویتی دانش آموزان تأثیرگذار هستند. در این میان، بازیگران مدرسه بیشترین تأثیر را بر هویت فردی، دینی و شغلی دانش آموزان داشته اند، درحالی که هویت ملی و دینی به طور گسترده ای تحت تأثیر اکثر ارکان زیست بوم مدرسه قرار گرفته اند. همچنین، برخی از ارکان مانند بافت مدرسه و فرآیندهای آموزشی می توانند هم نقش هویت ساز و هم هویت سوز ایفا کنند. این یافته ها بر اهمیت توجه به زیست بوم مدرسه به عنوان یک خرده سیستم کلیدی در فرآیند هویت یابی نوجوانان تأکید می کنند و نشان می دهند که هویت یابی دانش آموزان نتیجه تعامل پیچیده ی عوامل درونی و بیرونی در محیط مدرسه است.شکل گیری و تقویت هویت ایرانی اسلامی نوجوانان اگر غایتی مهم برای سیاست گذاران باشد مستلزم توجه آنان به این نهاد رسمی است چراکه از بین ابعاد هویتی، هویت ملی و دینی دانش آموزان بیشترین بعد هویتی هستند که در این زیست بوم تحت تأثیر ارکان مختلف قرار می گیرند.این پژوهش، مدل زیست بومی فرهنگی را به عنوان جایگزینی برای رویکردهای سنتی فرهنگی در مطالعات مدرسه پیشنهاد می کند و از پژوهش های آینده دعوت می نماید تا اجزای جدید و تأثیرات متنوع انواع مدارس بر هویت نوجوانان را بررسی کنند. [1] . Erikson [2] . Giddens
سلسله مباحثِ نظری در باب تاریخ ادبیات، بر اساس آرای رِنِه وِلِک (2) (نظریه ادبیات، نقد ادبی، و تاریخ ادبیات)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱۳)
657 - 747
حوزههای تخصصی:
آرای نظری رنه ولک درباره تاریخ ادبیات ریشه در آرای وی و آستین وارن در کتاب نظریه ادبیات دارد؛ به همین دلیل ما نیز این بخش از سلسله مباحث نظری خود در باب تاریخ ادبیات را به شرح فصول این کتاب و مخصوصاً فصل پایانی آن با عنوان «تاریخ ادبیات» اختصاص داده ایم. رنه ولک (1903 1995) و آستین وارن (1899 1986) کتاب نظریه ادبیات را در سال 1949 منتشر کردند و با انتشار این کتاب، فصل جدیدی خاصه در مطالعات ادبی دانشگاهی آغاز شد.
طومار (13) نردبان شکسته (6) تحلیل انتقادی مصادر اسطوره حفظ نقد ساختار زندگینامه ابوجعفر ورّاق؛ از الگو تا مبانی (3)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۱۴)
393 - 414
حوزههای تخصصی:
عادل عزازی در کتاب خود با عنوان طعون و شبهات الشیعه الإمامیه حول صحیح البخاری والرد علیها کوشیده است با نگارش زندگی نامه ای برای ابوجعفر ورّاق، شهرت و اعتبار او را به عنوان مؤلف کتاب شمائل البخاری به اثبات برساند. از جمله پیش فرض های بنیادین این پژوهش، تأکید بر پیروی متن زندگی نامه از قواعد ساختارمندی متون و ضرورت نقد آن بر اساس اصول نظریه ساختارگرایی ادبی است و هرگونه نارسایی در ساختار زندگی نامه، تأثیر مستقیم بر تصویر پردازی عزازی از شخصیت ابوجعفر دارد. اگرچه ضعف های ساختاری در ظاهر متن زندگی نامه ابوجعفر آشکار نیستند، اما با بهره گیری از رویکرد ساختارگرایی در نقد متون، می توان این کاستی ها را شناسایی و سپس درباره میزان موفقیت عزازی در اثبات شهرت ابوجعفر به داوری پرداخت. این مقاله، چارچوب نظری برای نقد ساختار زندگی نامه ابوجعفر است. نویسنده مقاله ضمن تبیین معانی ساختار و ساختارمندی در لغت و اصطلاح، خاستگاه ساختارمندی در ذهن و زبان بشری، پیشینه ساختارگرایی به مثابه یک رویکرد در نقد ساختار آثار ادبی، مبانی خاص خود در نقد ساختار زندگی نامه ابوجعفر را تشریح کرده است تا از این طریق، منطق نقد خود را در آسیب شناسی ساختار زندگی نامه ابوجعفر ورّاق در پژوهش های بعدی پایه ریزی نماید.
مرجعیت علمی قرآن و چالش نقد پذیری علوم
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی مرجعیت علمی قرآن کریم و چالش تغییر و نقدپذیری علوم بشری می پردازد. با اینکه صورت مدون هیچ علمی در قرآن نیامده، اصل مرجعیت علمی قرآن در هدایت انسان و نقش آن در حکمت نظری و عملی مسلم است. قرآن مواد و زیرساخت های معرفتی لازم برای شکل گیری علوم را در خود دارد. در دل مرجعیت علمی قرآن، این چالش خودنمایی می کند که در برابر ثبات و عصمت آموزه های قرآنی علوم نقدپذیر و متغیر است و این پرسش را مطرح می سازد که چگونه می توان علومی را که ذاتاً متغیر و نقدپذیرند، از منبعی ثابت و غیرقابل نقد مانند قرآن استنباط کرد؟ این پژوهش تلاش کرده به روش توصیفی تحلیلی پاسخی در خور برای پرسش یادشده بیابد. دست آورد پژوهش حاکی از آن است که موافقان مرجعیت علمی قرآن سه رویکرد اصلی دارند که پاسخ آنها به پرسش یادشده با اندکی تفاوت، درنتیجه یکی است: رویکرد حداکثری که قرآن را معدن همه علوم می داند و نقش انسان را در استخراج و فهم علوم از متن وحی اساسی می شمارد؛ رویکرد میانی که قرآن را مشتمل بر کلیات و اصول علوم می داند و استنباط فروع را بر عهده اجتهاد صحیح می گذارد؛ و رویکرد حداقلی که تنها امکان شکل دهی برخی پیش فرض های علمی یا اثرگذاری بر تکنولوژی را برای قرآن قائل است. خطاها و تغییرات در علوم مستخرج از قرآن به ضعف فهم و استنباط انسانی مربوط است، نه به نقص یا تغییرپذیری متن وحی؛ بنابراین، مرجعیت علمی قرآن با نقدپذیری و تغییر علوم بشری منافاتی ندارد و عصمت قرآن محفوظ می ماند.
تحلیل انتقادی دیدگاه علامه مجلسی پیرامون اجتهادی بودن ترتیب آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
1 - 22
حوزههای تخصصی:
در مورد توقیفی بودن ترتیب آیات درون سور قرآن، آرای متفاوتی وجود دارد. عده ای ترتیب مصاحف کنونی را توقیفی، برخی آن را اجتهادی و از جانب صحابه و عده ای حداقل بخشی از نظم قرآن را به اجتهاد صحابه می دانند. بررسی آرای علامه مجلسی نشان می دهد که قائل به اجتهادی بودن ترتیب آیات است. او با تکیه به حوادث قبل و بعد از جمع قرآن توسط عثمان و استناد به دلایلی چون: پیشی گرفتن آیات ناسخ از منسوخ، ترتیب نادرست آیات با توجه به تاریخ نزول آنها، مطابقت نداشتن برخی از آیات با سیاق پیش و پس شان و وجود آیات مکی و مدنی در یک سوره، قائل به چنین نظری است. با دقت نظر در مستندات علامه و در نظر گرفتن گرایش های حدیثی او، به نظر می آید که ایشان از مستندات قوی بهره نجسته و در بسیاری از موارد به علت دیدگاه اخباری و احیانا فراوانی مشغله، مستندات ایشان، به صورت ناتمام نقل شده اند که پذیرش دیدگاه او را از جانب اهل تحقیق منتفی می نماید.
مدل حکمرانی زمینه ساز امام خمینی (ره): شاخص ها و نسبت با حکمرانی مدرن
منبع:
جامعه مهدوی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
65 - 103
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش، نبودن چارچوب نظری بومی و اسلامی برای حکمرانی در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی و فراهم سازی شرایط ظهور است. در شرایطی که ادبیات حکمرانی به طور عمده، در چارچوب های مدرن غربی مانند حکمرانی خوب، حکمرانی شبکه ای یا حکمرانی تطبیقی شکل گرفته است، نیاز به مدلی نوین که بر مبانی اندیشه امام خمینی(ره) و تجربه جمهوری اسلامی استوار باشد، ضرورتی جدی یافته است. ضرورت نظری پژوهش در پرکردن شکاف مفهومی میان نظریه های حکمرانی مدرن و مبانی دینی - اسلامی حکمرانی نهفته است. از سوی دیگر، ضرورت عملی آن در پاسخگویی به نیاز سیاست گذاران جمهوری اسلامی ایران برای طراحی سازوکارهای عادلانه، مشارکت افزا و تمدن ساز قابل مشاهده است. اهداف پژوهش شامل استخراج مؤلفه ها و اصول کلیدی مدل حکمرانی زمینه ساز بر پایه اندیشه امام خمینی(ره)، تبیین نسبت این مدل با مؤلفه های تمدن نوین اسلامی، طراحی چارچوب تحلیلی و عملیاتی برای سیاست گذاری در سطح کلان، ارائه شاخص ها و ابزارهای ارزیابی تحقق مدل است. نوآوری پژوهش در ارائه مدلی بدیل برای حکمرانی است که افزون بر اتکا بر منابع اسلامی و تجربه انقلاب اسلامی می تواند ظرفیت های مشارکت عمومی، عدالت اجتماعی و بازآفرینی اجتماعی را به صورت نظام مند در خدمت تمدن نوین اسلامی قرار دهد. روش پژوهش تحلیلی - کیفی مبتنی بر بررسی اسناد، متون و آثار نظریه پردازان کلاسیک و مدرن حکمرانی، به همراه تحلیل اندیشه های امام خمینی(ره) و تجربه نهادهای انقلابی جمهوری اسلامی است. یافته های کلیدی نشان می دهد که مدل حکمرانی زمینه ساز در مقایسه با الگوهای غربی، به جای تمرکز صرف بر کارآمدی اداری و اقتصادی، به ابعاد معنایی، ارزشی و اجتماعی حکمرانی توجه ویژه دارد و از طریق تقویت مشارکت مردمی، عدالت، استقلال و ولایت مداری می تواند زمینه ساز حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی باشد.
اختلاف معنایی «اهل الکتاب، الذین اوتوا الکتاب و الذین آتیناهم الکتاب» در قرآن؛ معناشناسی و سیر نزول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۲)
127 - 149
حوزههای تخصصی:
«اهل کتاب» در آیات قرآن، با عناوین مختلف «أوتوا الکتاب»، «أهل الکتاب» و «آتیناهم الکتاب» خطاب شده اند. کشف اختلاف معنایی بین این سه اصطلاح در قرآن که در نگاه اول، معنایی مشترک دارند، مسئله اصلی این مقاله است نویسنده سعی کرده است با روش توصیفی تحلیلی و با کمک مؤلفه های معنایی و کاربرد این عبارات در سیر نزول آن را بررسی و ارزیابی کند. درنهایت نتیجه چنین شد که عنوان «الذین آتیناهم الکتاب» در مرتبه ای والا، گروهی از احبار و علمای اهل کتاب را مدنظر قرار می دهد که حضور آن ها عمدتاً در مکه بود. این گروه، نبوت پیامبر و حقانیت قرآن را تصدیق کردند و بدان ایمان آوردند. در مرتبه نازل تر «الذین أوتوا الکتاب» قرار دارند که حضورشان در آیات مدنی پررنگی است. آن ها گروهی از علما و اشراف فاسق اهل کتاب بودند که با وجود علم به حقانیت اسلام، به کتمان آن پرداختند. دلیل بر این قول نیز همنشینی «الذین أوتوا الکتاب» با واژگانی همچون علم، معرفت، میثاق، بینه و کتمان است. «أهل الکتاب» نیز مجموعه ای از این دو گروه، به علاوه عموم اهل کتاب بودند که شامل مؤمنان و کافران می شدند و به اذعان قرآن، تابع علما و بزرگانشان بودند. این گروه نیز همچون گروه دوم در طول دوران نزول سوره های مدنی قرآن حضور داشتند.
تحلیل محتوای دعای 21 صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
38 - 58
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از آموزه های صحیفه سجادیه که در قالب دعا بیان شده است، زمینه رشد انسان را فراهم می نماید. دعای بیست و یکم صحیفه سجادیه از جمله ادعیه ای است که امام سجاد(ع) آن را در مواجهه با اندوه ناشی از غفلت و خطای انسانی در پیشگاه خداوند عرضه می دارد. این دعا، به مثابه الگویی کارامد، شیوه تعامل بنده با پروردگار را در شرایط درماندگی ترسیم می کند. از این رو، ضرورت دارد ماهیّت این دعا مورد بازشناسی قرار گیرد. پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوای کمّی و کیفی و با استفاده از نرم افزار Excel، فرازهای این دعا را مورد واکاوی قرار داده است تا پس از بررسی کمّی داده ها، فراوانی مضامین اصلی و فرعی را شناسایی نماید و ضمن کشف زوایای پنهان کلام امام سجاد(ع)، الگوی رفتاری ایشان در مواجهه با حزن ناشی از اشتباهات انسان را تبیین کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که موضوعات اصلی دعا درسه گروه: اعتراف به قدرت خداوند، درخواست بندگی، درخواست امان بخشی و پناهندگی به خداوند است که می توان آن ها را محوری ترین اصول حاکم بر دعا دانست و در نهایت، الگویی عملی برای تقویت رابطه عبودیت با خداوند متعال را ترسیم کرد که با تأکید بر ضعف انسان و تکریم قدرت پروردگار، مسیر رهایی از غفلت و رسیدن به تقرّب را هموار می سازد.
مفاهیم «مرگ» و «زندگی» در صحیفهٔ سجادیه از منظر استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۳
89 - 107
حوزههای تخصصی:
درک مفاهیم انتزاعی برای انسان بدون بهرهگیری از مفاهیم عینی بحثبرانگیز است. به همین منظور، زبان انسان از استعارههای مفهومی استفاده میکند. به عبارت دیگر، یکی از اصلیترین ابزارهای زبانی انسان که به طور گستردهای در زبان او نهادینه شده، استعاره مفهومی است. «مرگ» و «زندگی» از جمله مفاهیم انتزاعی محسوب میشود که انسان برای تبیین آن از حوزههای عینی بهره میگیرد. این پژوهش با روش توصیفیتحلیلی و گردآوری دادهها به شیوه کتابخانهای انجام شده و در صدد است نشان دهد کدام استعارههای مفهومی در حوزه مقصد مرگ و زندگی در صحیفه سجادیه به کار رفته و مهمترین حوزه مبدأ برای این دو مفهوم در این کتاب ارزشمند چیست. نتایج بررسی دقیق دعاهای صحیفه سجادیه نشان میدهد در مجموع ده حوزه برای این دو مفهوم شناسایی شده که از این تعداد، هفت حوزه به مرگ و سه حوزه به زندگی اختصاص دارد. پُرکاربردترین حوزههای مبدأ برای این دو مفهوم، استعارههای «سفر» و «مقصد» بوده است که نشان میدهد مفاهیم «مرگ» و «زندگی» در صحیفه سجادیه تناسب و تناظر هدفمندی دارند. بر اساس این مفاهیم، زندگی مسیری است برای رسیدن به هدف نهایی که همان آخرت است.
تحلیل فقهی جایگاه شورا در مشروعیت بخشی به انتخاب حکمران اسلامی با تأکید بر دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی جایگاه شورا در مشروعیت بخشی به انتخاب حکمران اسلامی از منظر آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) در نظام حکمرانی دینی می پردازد. مسئله اصلی پژوهش، نقش شورا در تلفیق مشروعیت الهی و مردمی در نظام سیاسی اسلام است و اینکه آیا شورا می تواند مبنایی برای مشروعیت حکومت اسلامی باشد یا صرفاً جنبه مقبولیتی دارد. هدف مقاله، تبیین دیدگاه مقام معظم رهبری درباره نقش مبنایی شورا در تحقق عینی حکومت اسلامی و پر کردن خلأ پژوهشی موجود در این زمینه است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع فقهی اصیل شیعه، قرآن کریم، روایات معصومین(ع)، بیانات و احکام حکومتی مقام معظم رهبری انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که از منظر آیت الله خامنه ای، شورا نه تنها ابزاری برای کسب مقبولیت عمومی بلکه یکی از ارکان اساسی مشروعیت حکومت اسلامی است. ایشان بر نقش رأی مردم به عنوان شرط لازم برای تحقق عملی حکومت تأکید دارند و قلمرو شورا را فراتر از امور اجرایی دانسته و شامل انتخاب حکمران در سطح کلان حکومت نیز معرفی می کنند. همچنین شرایط تحقق صحیح شورا از دیدگاه ایشان شامل صلاحیت علمی، تقوا، عدالت، بینش سیاسی-اجتماعی، کارآمدی و پایبندی به ارزش های دینی است. نتایج پژوهش نشان دهنده نوآوری نظری مقام معظم رهبری در تلفیق اصول شرعی و مقتضیات اجتماعی است که موجب تقویت مشارکت عمومی مسلمانان، تضمین عدالت اجتماعی و جلوگیری از تمرکز قدرت می شود. این مقاله با تحلیل تطبیقی دیدگاه ایشان با سایر فقها، گامی مهم در رفع ابهامات نظری و توسعه مطالعات فقه سیاسی شیعه برداشته است.
چرایی تألیف رساله «الجمع» توسط فارابی؛ یک اشتباه تاریخی یا ایده ای بزرگتر؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
37-72
حوزههای تخصصی:
رساله معروفِ فارابی موسوم به «الجمع بین رأی الحکیمین» در صدد آن است که نشان دهد علی رغم اعتراضاتی که مردم عصر فارابی به وجود اختلافات اساسی میان افلاطون و ارسطو _به عنوان دو تن از اعلام فلسفه_ و در نتیجه بی اعتباری روش فلسفی می کردند، میان آن دو اختلافی وجود نداشته است و برداشت اختلافات، نتیجه نگاه های سطحی است. ما ضمن پاسخ به کسانی که در انتساب رساله الجمع به فارابی تشکیک کرده اند، به بررسی این مطلب خواهیم پرداخت که چرا فلاسفه نخستینِ جغرافیای اسلام مجبور بودند الجمع بنویسند و در پی چنین اندیشه ای باشند. توجه به این «چرایی» حلقه گمشده، و پاسخ به منتقدینی خواهد بود که الجمع را بدون توجه به کارکردش در آن برهه زمانی، مولود یک اشتباه تاریخی پیرامون اثولوجیا می پندارند؛ توجه فارابی به ارسطو، و ترجیح دادن برخی آرای وی به افلاطون، خود مؤید این نکته است که حتی خود فاربی نیز برخلاف روح کلی رساله الجمع، اختلافاتی بین ارسطو و افلاطون قائل است. این مقاله در پی ترسیم روح حاکم در عصر فارابی است که نشان می دهد «الجمع» رساله ای برای نجات فلسفه در برهه ای خاص بوده که چه بسا نویسنده اش نیز به خوبی آگاه بود که کارکرد رساله اش صرفا برای آن مقطع زمانی است؛ بگونه ای که امروزه واضح است برخلاف عصر فارابی هیچ نیازی وجود ندارد که ثابت کنیم افلاطون و ارسطو هیچ اختلافی نداشته اند، بلکه وجود اختلافات اساسی بین ایشان به بدیهیات و مسلمات پذیرفته شده نزد متخصصین فلسفه یونان تبدیل شده است. پژوهش حاضر با مطمح نظر قرار دادن عوامل تاریخی به بررسی این موضوع می پردازد.
Kāshānī’s Impact on Mullā Ṣadrā’s Contribution to The Problem of Mental Existence: A Historical-Comparative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۳)
137 - 166
حوزههای تخصصی:
Discussions on the works of lesser-known philosophers in history can illuminate various issues, helping to establish historical connections between various thinkers. One such philosopher is Abū al-Hasan Kāshānī (d. 1558), a 16th-century figure whose views have not yet been thoroughly studied. He authored numerous works in the field of philosophy and logic, many of which remain unpublished or unedited. His treatise on mental existence (al-wujūd al-dhihnī) contains detailed and profound contributions. Mullā Ṣadrā (c. 1571-1635/40 AD) authored several works on mental existence based on Kāshānī’s views. For example, it was Kāshānī who first used the distinction between primary predication (al-ḥaml al-awwalī) and common technical predication (al-ḥaml al-shāyiʿ al-ṣanāʿī) in solving the puzzle of mental existence. Mullā Ṣadrā adopted Kāshānī’s terminology in his magnum opus Al-Asfār al-Arbaʿah. We demonstrate Kāshānī’s influence on Mullā Ṣadrā’s account of mental existence, utilizing a comparative and descriptive methodology. The material of this research includes Kāshānī’s manuscript on mental existence as well as Mullā Ṣadrā’s works on this issue. The authors edited and revised Kāshānī’s manuscript and during the editing realized this important influence by comparing it with Mullā Ṣadrā's works.
The Role of Knowledge and Practice in Human Happiness from the Perspective of Sadr Al-Mota'allehin(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
91 - 116
حوزههای تخصصی:
Are opinion (as the product and perfection of theoretical reason) and practice (as the result and perfection of practical reason) involved in the ultimate happiness of humans? Why and how? According to a well-known perspective, Sadr Al-Mota'allehin regards the perfection of theoretical reason as the foundational structure of ultimate human happiness and the perfection of practical reason as a means of removing obstacles toward achieving theoretical reason's perfection, which constitutes ultimate happiness. Furthermore, he advances a related theory suggesting that ultimate happiness not only stems from the knowledge derived from theoretical reason but also requires detachment from material concerns—a practical virtue and outcome of practical reason. This detachment is an intrinsic affirmative act within the core structure of ultimate happiness. In this view, the perfection of theoretical reason (knowledge) is the principal element of ultimate happiness, while the perfection of practical reason (virtuous dispositions) forms its supporting framework. Finally, Sadr Al-Mota'allehin identifies the highest human ascent as annihilation, where theoretical and practical faculties unify and merge in the Divine Essence, culminating in ultimate happiness.
باز پژوهی ادله انتقال ما فی الذمه مقتول مؤمن به ذمه قاتل در قتل عمد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
115 - 129
حوزههای تخصصی:
در آیات و روایات متعددی از قبح قتل مسلمان و مجازات شدید قاتل سخن به میان آمده است، به طوری که ظاهر برخی از ادله بیانگر آن است که تمام گناهان مقتول مؤمن به سبب قتل عمد بر ذمه قاتل مستقر شده و مقتول از تمام آن ها بری می شود. نویسندگان در پژوهش حاضر مسئله «انتقال تمام گناهان مقتول مؤمن به ذمه قاتل در اثر قتل عمد» را مورد تحقیق و واکاوی قرار داده و پس از تحلیل و بررسی ادله مورد استناد به شیوه توصیفی تحلیلی بر آن شده اند که در خصوص حقوق الهی ادله انتقال ذنوب مقتول به ذمه قاتل، در اثر قتل عمد، موجب تخصیص عموم قاعده وزر می شود. اما در رابطه با حقوق الناس، اعم از حقوق مالی و غیر مالی، با توجه به وجود دلیل خاص مبنی بر لزوم ادای دیون و حقوق غیر مالی دیگران، این قبیل ذنوب تخصیصاً از ادله انتقال ذنوب مقتول به ذمه قاتل خارج می شود.
لذت و رنج از منظر ابن سینا در دانش عصب شناسی امکان گذار از دوآلیته حداکثری ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
206 - 225
حوزههای تخصصی:
در شاخه های متفاوت علوم شناختی، شناخت دقیق مغز، مدارهای مغزی، تغییرات ناشی از تجربیات فرد و ... یافته هایی درباره لذت و رنج دارد که هر یک بخشی از نظرات ابن سینا درباره درد و لذت را به طور علمی تایید و تفسیر می کند. نسبی بودن ادراک درد، تاثیر حالات روحی بر آن، اقسام، عوامل، موانع و بسیاری دیگر از یافته ها که با نظرات ابن سینا نیز همخوانی دارد؛ تنیدگی، چندلایه و پیچیده بودن مسئله را نشان می دهد. علوم جدید اگرچه در موضع اثبات یا تایید روح نیست اما موضع گیری جزمی یگانه انگاری حذف گرا را بر نمی تابد. همچنان که با دوگانه انگاری حداکثری نیز ناسازگارست. برخی موضع گیری های ابن سینا درخصوص نفس از آن جمله نظرات وی درباره درد و لذت و سایر شواهد می تواند تا حدودی امکان تفسیر متناسب تری از دوآلیته نزد وی را فراهم نماید.
بررسی جایگاه معرفتی دین در فلسفه کندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
147 - 161
حوزههای تخصصی:
بررسی مواجه فیلسوفان مسلمان با سنت عقلانی یونان و نقش تأثیر دین بر فلسفه ورزی آنها یکی از موضوعات مهم در تاریخ فلسفه اسلامی است. در این میان، کندی نقشی کلیدی در انتقال و تلفیق این سنت با تفکر اسلامی ایفا کرده است. کندی در برخی از مسائل فلسفی متأثر از آموزه های دینی بوده است. در این نوشتار با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، نقش دین در شکل گیری مناسبات فلسفی کندی مورد بررسی قرار گرفته و میزان موفقیت کندی در پیوند آموزه های دینی با فلسفه یونانی و نحوه عبور او از مرزهای عقلانیت یونانی در چارچوب باورهای دینی اش تبیین شود. بر همین اساس مشخص می گردد که در فلسفه کندی، دین جایگاه معینی نداشته و تأثیرپذیری او از اندیشمندان یونانی به صورت پراکنده و جزیره ای بوده است. به همین دلیل، کندی در برخی مواضع به عنوان یک متکلم و در موارد دیگر به شیوه فیلسوفانه عمل می کند. این رویکرد دوگانه نشان دهنده آن است که تأثیر پذیری او از اندیشه یونانی همواره منسجم و نظام مند نبوده و در نهایت نمی توان نسبت و رابطه مشخصی میان دین و فلسفه در آثار کندی برقرار نمود. تلاش کندی نهایتا در راستای سازگار نشان دادن دین و فلسفه بوده است.
نظام اخوت و برادری دینی در منظر قرآن و حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۵)
152 - 169
حوزههای تخصصی:
«اخوت» یا «برادری دینی» از جمله مسائل اخلاق اسلامی است که رابطه و پیوند ایمانی بین افراد شکل می گیرد. مسئله اصلی پژوهش حاضر، واکاوی ریشه های نظام اخوت و برادری دینی در اخلاق نقلی است. بر این اساس با روش توصیفی تحلیلی و با تاکید بر قرآن و حدیث به تبیین اخلاق مسئولانه از اخوت و پرداخته شده و مسئولیت اخلاقی مبتنی بر برادری دینی در منظر آیات و روایات اهل بیت (ع) تبیین شده است. بررسی ها نشان می دهد که در اخلاق ماثور، مسئولیت پذیری انسان ها در قبال یکدیگر، صرفاً به دلیل روابط شخصی و نَسبی یا نژادی و قبیله ای نیست. برادران ایمانی باید بکوشند از خودمحوری، غرائز شخصی و رذائل اخلاقی تصفیه شوند و برپایه حب و بغض الهی، پیوند مومنانه در جامعه داشته باشند. ریشه مسئولیت پذیری برخاسته از نظام اخوت و برادری دینی، صرفاً تشریعی نیست بلکه امری تکوینی است که خداوند متعال، در نهان انسان گذاشته است.
بررسی انتقادی کارکرد اصل «عدالت صحابه» نزد عسقلانی، با هدف توثیق راویان در لسان المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۶)
180 - 194
حوزههای تخصصی:
ادّعای عدالت تمامی صحابه از جمله اساسی ترین مبانی رجالیِ اغلب اهل سنت محسوب می شود، به نحوی که این مبنا مرزهای حدیثی-رجالیِ آنان را از دیگر مذاهب متمایز کرده است.هرچند تصریح رجالیون اهل سنت به عدالت صحابه در تألیفات آنان آشکار است؛ با بررسی عمیق تر اظهارات یک رجالی می توان میزان اهتمام او به این مبنا را تحصیل کرد.ابن حجر عسقلانی رجالی اهل سنت زیسته در قرن 8 و 9 قمری، از جمله معتقدین به عدالت تمامی صحابه است.او صاحب تصانیف متعدد رجالی از جمله کتاب «لسان المیزان» است که آن را ناظر بر کتاب «میزان الاعتدال فی نقد الرجال» ذهبی نگاشته است.ذکر نام برخی از صحابه در میزان الاعتدال و ضعیف و مجهول معرفی شدن آنان توسط ذهبی،عسقلانی را بر آن داشته تا ضمن انتقاد به ذهبی، با شیوه های گوناگونی به دفاع از صحابه بپردازد.چیستیِ این شیوه ها، پرسش اصلی پژوهش فراروی است. از این رو با روش توصیفی تحلیلی و رویکردی نقادانه به کنکاش در لسان المیزان پرداختیم.نتیجه تحقیق نشان می دهد، عسقلانی با راهکارهایی همچون مراجعه به مصادر اصلی مورد استفاده ذهبی، حکم به تصحیف نام صحابی، استناد به تعدد راویانِ صحابه، تأویل کلام رجالیون، نیز نقل روایت در مَدح صحابی، به دفاع از صحابه پرداخته است، هرچند پاره ای از مستندات او از استحکام کافی برخوردار نبوده و با نقدهایی مواجه است
A Critical Discourse Analysis of Surah al-Jinn Based on Van Dijk's Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Surah al-Jinn possesses a unique linguistic context, presenting the Jinn's encounters with the Quran, the bringer of the Quran, and the ultimate source of the Quran, namely God, in the form of speech acts. Therefore, in this paper, based on Van Dijk's critical discourse analysis model, this Surah was examined through the formation of an ideological square. Assessing the effectiveness of Van Dijk's ideological square in analyzing the application of discursive strategies in Surah
al-Jinn revealed that the polarization of the Surah's discursive system is structured around the belief and disbelief of Jinn and humans in the Quran and the Prophet's mission (PBUH), and the discourse of Surah al-Jinn flows on a foundation of ideological oppositions. A central dichotomy in Surah al-Jinn takes shape between the believing and disbelieving groups of Jinn. In this context, the group of believing Jinn strives to manifest its opposition to the "Other" by utilizing discursive components. What is presented in the discourse of Surah al-Jinn is a current generated by a group of believing Jinn who have heard the Quran. In effect, the "Other" (disbelieving Jinn) is represented by the believers from among the Jinn, and their beliefs are presented. The believing Jinn, with faith in Allah, the Messenger, and the Quran, employ discursive strategies such as "Stating Norms" and "Testifying" to "Highlight the Self," and utilize components like "Actor Description," "Categorization," "Distancing," "Deniers," and "Negative representation of the other and positive representation of the self" to "Marginalize the other." In the second half of Surah al-Jinn, we encounter the introduction of the main actor of the discourse, namely God, who solidifies power relations. The ultimate point in determining power relations is the description of God as the "Knower of the unseen