فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
85 - 102
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های نقد کتاب مقدس، نقد رتوریکی و بلاغی است که در جرگه نقدهای ادبی به شمار می رود. ارسطو در کتاب خطابه خویش بلاغت و اقناعگری یک خطابه و متن را در سه چیز می داند: وجاهت متکلم (ایتوس)، تأثیرگذاری بر احساسات مخاطب (پاتوس) و آوردن استدلالات کافی (لوگوس). این مقاله درصدد است که با روش توصیفی تحلیلی و مراجعه به متن نامه های پولس، سه گانه یادشده را در آنها بررسی کند. بر اساس نتایج این تحقیق، پولس با ادبیات زندگی نامه ای کوشید وجاهت و تمایز خود را برای مخاطب تثبیت کند؛ همچنین او با روش های مختلف بر عواطف و احساسات مخاطبانش تأثیر گذاشت. همه اینها مقدمه ای بود تا پولس با استفاده از استدلالات و تمثیلات مختلف، بشارت اصلی خویش (نجات شناسی مسیح) را برای مخاطب ترسیم کند. توجه به ابعاد سه گانه ارسطویی در نامه های پولس، آن را به متونی تأثیرگذار در مسیحیت تبدیل کرده است.
تقویت معرفت و محبت نسبت به اهل بیت در راستای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با تأکید بر اقدام پژوهی (مورد مطالعه: دبستان صدیقه گیوه چیان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۲۲
45 - 57
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف تقویت حس علاقه، محبت و معرفت نسبت به اهل بیت در راستای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در دانش آموزان پایه دوم شامل 32 نفر، دبستان دخترانه صدیقه گیوه چیان1 واقع در ناحیه 1 در سال تحصیلی 1402 1401 انجام شده است. مدل پژوهش کیفی و رویکرد آن توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، مصاحبه، مطالعه و مشاهده عملکرد دانش آموزان در مورد میزان توجه و علاقه مندی به زندگی 14 معصوم(ع) بود که مورد پژوهش قرار گرفت. درواقع عدم دسترسی به کتاب هایی در زمینه اهل بیت(ع)، عدم مطالعه در مورد مسائل مذهبی، حضور کمرنگ در مراسم و مجلس های مذهبی و... باعث به وجود آمدن احساس فاصله دانش آموزان از زندگی بزرگواران شده بود و اجرای راه حل هایی همچون فعالیت هایی برای آراستگی ظاهری محیط کلاس و بالا بردن روحیه معنوی دانش آموزان در مدرسه، غنی سازی منابع مورد مطالعه از زندگی اهل بیت(ع) در کتابخانه کلاس و طرح مروجان محبت و معرفت اهل بیت(ع) در خانواده و جامعه، موجب علاقه و معرفت بیش از پیش نسبت به اهل بیت(ع) در قلب و ذهن دانش آموزان شد. علاوه بر آن، اجرای راه حل های مذکور، اهداف دیگری همچون حس همکاری، افزایش اعتماد به نفس و احترام متقابل نسبت به یکدیگر را نیز تقویت نمود.
نقش گزاره های اخلاقی دین در بررسی دلالت آیات یا روایات فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
227-250
حوزههای تخصصی:
آموزه های دین مبین اسلام، سرشار از علوم و معارفی است که بسان حلقه های یک زنجیر، مأموریت نجات و هدایت انسان ها در دنیای مادی را دارند؛ و بر اساس آن علوم مختلف در بخش های متفاوت تدوین شده است دو بخش از آن، متضمّن ارائه ی «فقه» و «اخلاق» هستند پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی در صدد پاسخ به این سوال است که نقش گزاره های اخلاقی دین در بررسی دلالت آیه یا روایت فقهی چیست؟ و بعد از تحلیلهای انجام شده باید گفت اخلاق بسان یک ابزار تعالی بخش در کنار فقه قرار دارد و در تمامی مراحل تفقه و استظهار، بر مباحث و ادله ی فقهی تأثیر می گذارد؛که از جمله مهمترین این مراحل در هنگام بررسی دلالت ادله ی احکام فقهی است که چهار حالت متصور دارند؛ یا ادله ی گزاره های اخلاقی از ادله ی احکام فقهی قوی تر باشد، گزاره های اخلاقی مانع انعقاد اطلاق ادله ی احکام فقهی شده ونیز باعث انصراف، تقیید و یا برداشت متفاوت از آن ادله می شوند.و یا گزاره های اخلاقی با احکام فقهی تکافؤ داشته باشند، و شاهد جمع عقلی یا نقلی وجود دارد که در این صورت باید موردی را بر أساس شاهد جمع به جهت این که با حکم عقل یا نقل ضدیّت پیدا کرده است را کنار گذاشت و به دیگر عمل نمود. و یا دو حکم فقهی با یکدیگر در تعارض هستند، گزاره های اخلاقی نقش مرحّج بر یکی از آن دو را إیفاء می کنند و در فرض چهارم گاهی مؤلفه های فقهی بر گزاره های اخلاقی تأثیر می گذارند و این تأثیر به چند صورت است؛ گاهی موجب تفاوت برداشت از ادله ی آموزه های اخلاقی می شوند؛
خوانش گفتمان ساختارشکنانه حضرت ابراهیم (ع) در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
31 - 58
حوزههای تخصصی:
تعمق معنا و وصول به مدلولات اثر ادبی از طریق دال ها و علائم روساخت موجود در متن، همواره از مهم ترین دغدغه ها و مسائل پیش روی ناقد در نقد ادبی بوده است . تحلیل گفتمان تلاش خود را به وسیله رویکردها و شاخه های گوناگون، در گره گشایی پیوند دوسویه زبان و جامعه بکار می گیرد و در پس متون و لایه های پنهان آن، به بررسی ایدئولوژی مؤلف می پردازد. از مشهورترین نظریه های حوزه گفتمان کاوی، رویکرد انتقادی نورمن فرکلاف است که می کوشد ضمن بیان ارتباط میان ملاک های درونی و برونی متن، قدرت حاکم بر جامعه ای را که متن در آن شکل گرفته است، با سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین موردبررسی قرار دهد. بر این اساس پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی داستان حضرت ابراهیم (ع) را بر پایه نظریه گفتمان انتقادی فرکلاف در سطوح سه گانه تحلیل و ارزیابی کند. برآیند پژوهش نشان می دهد که گفتمان ساختارشکنانه حضرت ابراهیم (ع) در آیات قرآنی، در راستای القای پیام تربیتی سازنده ای برای انسان ها بوده است. به عنوان مثال آنجا که حضرت صبر و استقامت خود را در برابر امتحانات الهی به تصویر می کشد و در راه هدایت مردم در معرض تهدید و آسیب قرار می گیرد، همگی نمونه هایی از پیام ارزنده یک واقعیت تربیتی است که برای عبرت و هوشیاری خوانشگران ارائه شده است.
نقش الهام بخش سیره امام رضا (ع) در استحکام وحدت ملی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۲
47 - 71
حوزههای تخصصی:
وحدت ملی به معنای همسویی و هماهنگی اجزای تشکیل دهنده یک نظام سیاسی و اجتماعی، به عنوان مهم ترین عامل اقتدار ملی، زمینه ساز توسعه و پیشرفت و کاهش دهنده تهدیدات داخلی و خارجی برای همه کشورها از اهمیت بالایی برخوردار است. این مهم برای نظام جمهوری اسلامی که با حجم گسترده تلاش جبهه استکبار برای خدشه به وحدت ملی خود روبروست از اهمیت مضاعفی برخوردار است. برای وحدت ملی عوامل متعددی از قبیل: سرزمین و قلمرو، زبان، حکومت و دولت، نژاد و قومیت، سنّت ها و آئین ها، میراث فکری، اسطوره ها و قهرمانان و مانند آن را برمی شمارند که درباره نقش آن ها در تحکیم وحدت ملی، اتفاق نظر وجود دارد، اما آنچه کم تر از آن سخنی به میان می آید نقش دین و آموزه های دینی در وحدت ملی است؛ حتی گاهی کسانی دین را مخالف وحدت ملی قلمداد می کنند. این در حالی است که باورهای اعتقادی نسبت به سایر عوامل از نقش بسیار مهم تری در استواری وحدت ملی برخوردار است. با توجه به نقش مهم دین و آموزه های دینی در شکل دهی به وحدت ملی ایرانیان، شایسته است نقش سیره و سخنان حضرت امام رضا (ع) در این باره مورد بررسی قرار گیرد. یافته های این جستار که به روش توصیفی و تحلیلی سامان یافته، نشان از آن دارد هجرت امام به ایران، توصیه به وحدت و دوری از اختلاف، عدالت ورزی، پاسداشت کرامت انسانی، مقابله نظری و عملی با تبعیض و احترام آن حضرت به فرق و مذاهب، در شکل دهی و استواری وحدت ملی ایرانیان در همسویی با آموزه های اسلامی و وحدت اسلامی نقشی الهام بخش داشته است.
واکاوی روش ارسطو در طبیعیات(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
196 - 225
حوزههای تخصصی:
روش شناسی ارسطو در طبیعیات همواره محل مناقشه مفسران بوده است. از یک سو، مفسرانی مانند اُوِن با تأکید بر توپیکا، رویکرد او را دیالکتیکی و مبتنی بر تحلیل باورهای پذیرفته شده (اندوکسا) می دانند. در مقابل، مفسرانی، مانند بولتون با تمرکز بر همخوانی طبیعیات و تحلیل ثانی ، روش او را علمی - تجربی دانسته و بر نقش مشاهده حسی و استقرا در کشف قوانین کلی تأکید دارند. این مقاله با استفاده از روش تحلیلی - تطبیقی و با تمرکز بر خوانش دقیق و مقایسه ای متون کلیدی ارسطو، ازجمله طبیعیات ، تحلیل ثانی و توپیکا ، و همچنین با تحلیل مفهومی اصطلاحات محوری، به بررسی تفاوت های ظاهری در کابرد مفاهیمی، مانند «کلیات» و «جزئیات» می پردازد. نتیجه این تحلیل نشان می دهد که این تناقضات نه ناشی از ناسازگاری روش شناختی، بلکه برخاسته از تفاوت در سطوح شناخت است. در طبیعیات ، «کلی» به مفاهیم مبهم و نزدیک به ادراک حسی اشاره دارد؛ درحالی که در تحلیل ثانی ، کلیات به اصول انتزاعی مرتبط اند. با وجود چالش هایی، مانند ابهام در نقش دیالکتیک و مقایسه نادرست با علم مدرن، روش ارسطو درنهایت، ترکیبی از دیالکتیک و تجربه گرایی است. این رویکرد نه به یک روش واحد تقلیل می یابد، بلکه تعاملی میان فلسفه و مشاهده را بازتاب می دهد که هدف آن، درک عمیق تر طبیعت از طریق تحلیل مفهومی و داده های عینی است.
محمد عابد الجابری و نقد عقلانیت عربی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱۳)
189 - 215
حوزههای تخصصی:
بررسی میراث مکتوب عربی اسلامی(تراث) و نسبت آن با دنیای معاصر، از قرن نوزدهم میلادی و هم زمان با دوران بیداری عربی(عصر النهضه) به یکی از مسائل محوری اندیشه در جهان عرب بدل شد. این مسئله که ابتدا جنبه ای فرهنگی معرفتی داشت، به سرعت با دغدغه های سیاسی درباره علل پیشرفت غرب و واپس ماندگی مسلمانان گره خورد و به شکل گیری دوگانه «سنت مدرنیته» (اصالت معاصرت) انجامید. در پاسخ به این وضعیت، رویکردهای متفاوتی ظهور کرد: از جریان های هویت گرا و اصلاح گران دینی (چون طهطاوی و عبده) که میراث را نیازمند بازنگری می دیدند، تا تاریخ نگاری اندیشه (مانند احمد امین و عبدالرحمن بدوی) و خوانش های ایدئولوژیک (سلفی، لیبرال، مارکسیستی) که به ویژه پس از شکست ۱۹۶۷ شدت گرفت.
در این میان، محمد عابد الجابری با طرح پروژه «نقد عقل عربی»، گذاری مهم از نقد محتوای میراث به نقد بنیان های معرفتی و سازوکارهای تولید اندیشه در فرهنگ عربی اسلامی را رقم زد. او ساختار عقل عربی را متشکل از سه نظام معرفتی متعارض تحلیل کرد: ۱. نظام بیانی، مبتنی بر متن (قرآن و سنت) و زبان عربی که بر علوم نقلی و کلامی حاکم است و سازوکار اصلی اش قیاس فقهی و کلامی است؛ ۲. نظام عرفانی، ریشه دار در هرمسی گری و گنوستیسیسم پیشااسلامی که بر کشف و شهود و تأویل باطنی تأکید دارد و در فلسفه مشرقی (فارابی، ابن سینا)، تصوف و تشیع (به ویژه اسماعیلیه) تجلی یافته و از منظر جابری «عقل مستعفی» است؛ ۳. نظام برهانی، مبتنی بر عقلانیت ارسطویی و استدلال منطقی که در فلسفه اسلامی به ویژه در اندیشه فیلسوفان مغرب عربی (ابن رشد) به اوج رسید، اما در برابر دو نظام دیگر در حاشیه ماند. جابری چیرگی دو نظام بیان و عرفان را عامل اصلی انحطاط و زوال عقلانیت در جهان عرب می داند و راه برون رفت را در احیای نظام برهانی می جوید. تحلیل او ضمن نقد نگاه شرق شناسانه، خود به دلیل جانبداری از عقلانیت مغربی در برابر مشرقی، متأثر از گرایش های ایدئولوژیک (ناسیونالیسم عربی) دانسته شده است. نویسنده در این مقاله ابتدا خلاصه ای از اندیشه های جابری ارائه می کند و درنهایت به این نتیجه رسیده است که هم پروژه نقد عقلانیت عربی و هم طرح های مشابه که سبب پدید آمدن مصلحان دینی در جهان عرب شد، در تشخیص درد و درمان جوامع اسلامی به خطا رفته اند و بر عوامل اقتصادی و اجتماعی چشم پوشیده اند.
وقفنامه ای از آخرین روزهای زندگی شیخ بهایی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۱۴)
213 - 228
حوزههای تخصصی:
بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی همواره مورد توجه خاص سلاطین صفوی بود و مقامات دولتی و نظامی نیز به همین دلیل به آن توجه می کردند و اموال قابل توجهی را بر آن وقف کردند؛ از جمله قرآنی که ابوالقاسم بیگ ایواغلی شاملو از رجال دوره شاه عباس صفوی (حک. ۹۹۶- ۱۰۳۸ ق) در دهه اول رجب ۱۰۳۰ قمری بر آنجا وقف کرده بود. این قرآن پیش تر چند بار معرفی و حتی بخش هایی از آن منتشر شده است؛ اما در هیچ یک از آنها هویت نویسنده وقف نامه اش مشخص نشده است. این مقاله نشان می دهد وقف نامه این قرآن به انشاء و خط شیخ بهایی (د. ۱۰۳۰ق) عالم مشهور دوره صفوی است.
نقد کتاب حضور زنان در ورزشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کتاب حضور زنان در ورزشگاه ، مسئله حضور زنان در این فضا ازنظر فقهی بررسی شده و نویسنده کوشیده است با مراجعه به منابع متعدد، این موضوع را با استفاده از مستندات فقهی و نیز ادله و اصول شرعی ارزیابی کند؛ اما به سبب وجود برخی ایرادهای محتوایی در این اثر، نقد علمی آن، ضروری می نماید. مهم ترین انتقادهای وارد بر دیدگاه مؤلف این کتاب عبارت اند از: دلیل انگاری گزاره های نامرتبط، ثانوی ه انگاری حکم اولیه، و اختصاصی انگاری ادله عام روایی و قرآنی؛ همچنین تأویل و تفسیر خلاف ظاهر روایات در مطالب کتاب وجود دارد. درپی تبیین ایرادهای یادشده نتیجه می گیریم دلیل اصلی فقها برای منع این مسئله نه لزوم خانه نشینی زن یا ممنوعیت مطلق اختلاط، بلکه حرمت اختلاط مفسده انگیز است؛ به علاوه در لزوم رعایت احکام شرعی، همه زنان با هم برابرند و اختصاص ادله عفاف و حجاب به زنان مخدره، خالی از وجه است.
ابن عربی و معماری درون: تحلیل تأثیر عرفان ابن عربی در تقویت سلامت معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
33 - 54
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی به بررسی سلامت معنوی در آراء ابن عربی میپردازد. سلامت معنوی یکی از انواع چهارگانه سلامت و یکی از ابعاد مهم سلامت کل نگر می باشد و ابن عربی نیز شخصیتی محوری در عرفان اسلامی است که در آثار خود به تبیین مفاهیم معنوی که نشان دهنده نگاه ژرف وی به ارتباط بین معنویت و سلامت می باشد، پرداخته است. این پژوهش نشان میدهد، شاخصه های سلامت معنوی که شامل: ارتباط با خود، دیگران، طبیعت و قدرتی برتر است بطور کلی به سه جزء اصلی: انسان – خدا- طبیعت اشاره دارد که آنها را می توان در آثار و آراء ابن عربی در قالب نظریه های انسان کامل، وحدت وجود و هستی شناسی جستجو کرد؛ البته باید مد نظر قرار داد که آراء ابن عربی ریشه در لایه های پنهانی قرآن دارد و منعکس کننده آن است. همچنین در سلامت معنوی که انسان رکن اصلی می باشد همه چیز حول اوست و انسان در این راه بسان سالکی می باشد که با عبور از ظواهر در راه رسیدن به حقیقت وجودی خویش و یا به تعبیری سلامت معنوی خویش گام بر میدارد. هدف تحقیق حاضر، بررسی چگونگی بهره گیری از آموزه ها و نظریه های شیخ برای دستیابی و تقویت سلامت معنوی در جهان مدرن امروزی است.
واکاوی آراء عرفانی نظام الدین اولیا در تک نگاری های مجالس او(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
55 - 86
حوزههای تخصصی:
چشتیه، نام سلسله ای از طریقت های صوفیه در هند است. آن ها مانند دیگر فرقه های تصوف، دارای آداب ورسوم و عقاید خاصی هستند و شریعت را بر طریقت ترجیح می دهند. نظام الدین اولیا یکی از بزرگان این فرقه در شبه قاره هند است. اصول فرقه چشتیه در مجالس و ملفوظاتش انعکاس ویژه ای دارد و از تک نگاری های مجالس او به خوبی می توان اندیشه های او و آموزه های فرقه چشتیه را دریافت. امیرحسن سجزی و امیرخسرو دهلوی، از مریدان او ، سخنان شیخ خود را با عنوان فوائد الفؤاد، افضل الفواید و راحه المحبین گرد آورده اند. مقاله با رویکردی توصیفی، تحلیلی و تطبیقی افکار عرفانی، آموزه های اخلاقی و کلامی شیخ را بر مبنای این آثار بررسی و تحلیل کرده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که نظام الدین اولیا عارفی حنفی مذهب است و از دیدگاه کلامی در بحث جبر، اختیار و رؤیت خدا دنباله رو مکتب اشعری است. محوری ترین آموزه های نظام الدین، تأکید فراوان او در پایبندی به شریعت است. تأکید به انجام فرایض و مستحبات، تلاوت قرآن و توجه به اذکار از پایبندی او به شریعت حکایت می کند. بیان روشن احوالات و مقامات سلوک، تبیین دقیق موانع سلوک، توجه فراوان به آموزه های اخلاقی و سرانجام توجه به ابعاد اجتماعی انسان و پیوند آن با آموزه های عرفانی از مهم ترین نکاتی است که در مجالس شیخ برجسته شده است. ازاین رو می توان گفت شریعت، طریقت، اخلاق، انسان و اجتماع واژه های کلیدی مجالس شیخ هستند و این واژه ها از وسعت دید شیخ و آموزه های فرقه چشتیه حکایت دارد.
اصول و راهبردهای قرآن کریم در مذاکره با دشمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
185 - 222
حوزههای تخصصی:
مذاکره سیاسی از مهم ترین و متداول ترین ابزارها و روش های دیپلماسی جهت تحقق توافق میان دولت ها در حوزه های مختلف، از جمله روابط دیپلماتیک و سیاست خارجه است و نقش کلیدی در حصول مسالمت آمیز مطالبه ها، منافع و آرمان های طرفین مذاکره دارد. هر دولت و حکومتی برای دستیابی به توافقی مطلوب با دوست و دشمن، ملزم به رعایت چهارچوب های دینی و قانونی خود در جریان مذاکره است. در قرآن کریم اصول و راهبردهایی برای مذاکره دولت های اسلامی با دولت های موافق و متخاصم مطرح شده اند. اما این اصول و راهبردها با صراحت و به طور دقیق، بیان و دسته بندی نشده اند. لذا باید مستند به کتب تفسیر، مفهوم آیات قرآن کریم دراین باره استقرا و ارائه شود. ازاین رو در پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و مراجعه به معاجم قرآنی و کتب تفسیری، آیات مرتبط با مذاکره جمع آوری و دسته بندی شدند و از مفهوم آن ها اصول و راهبردهای مذاکره استخراج گردیدند. طبق دستاوردهای این پژوهش، راهبردهای مذاکره از منظر قرآن کریم عبارت اند از: راهبردهای قبل از مذاکره، راهبردهای زمان مذاکره، راهبردهای پس از مذاکره و راهبردهای مشترک سه مرحله. تمام این راهبردها ذیل چهار اصل قرار می گیرند: اصل توحید و ولایت، اصل عزت و اقتدار، اصل عدالت طلبی و ظلم ستیزی، و اصل حکمت و مصلحت.
یادداشت های لغوی و ادبی (6): «سنگ پشت کردیم ایشان را»! غلطی ترجمه ای در دستنویسی از ترجمه تفسیر طبری، و مَثَلِ «شدرستنا»
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۱۴)
317 - 323
حوزههای تخصصی:
در این یادداشت به بررسی غلطی ترجمه ای در دستنویس ترجمه تفسیر طبری به شماره 22396 محفوظ در کتابخانه آستان قدس رضوی (حدوداً کتابت قرن هفتم ق.) پرداخته ایم. در این نسخه، عبارت قرآنی «کشفنا عنهم» در آیه 50 سوره زخرف، به صورتِ نادرستِ «سنگ پشت کردیم ایشان را» ترجمه شده است. به نظر می رسد که کاتبِ نسخه فعل «کشفنا» را از لغتِ فارسیِ «کَشَف» (= لاک پشت، سنگ پشت) مشتق دانسته و به جای صورت صحیحی چون «ببردیم/برداشتیم از ایشان» که در نسخه های دیگر دیده می شود، صورتِ عجیب و نادرست مذکور را در ترجمه آورده است. این نمونه را می توان قیاس کرد با حکایات یا لطیفه هایی در باب خطاهای کاتبان و قاریان قرآن که به سبب نداشتن دانش کافی در زبان عربی، بر پایه شباهت لفظ یا املای برخی لغات و ترکیبات قرآنی با واژه های فارسی، دچار خطاهای عجیبی شده اند. دو نمونه بسیار مشهور این حکایات، یکی تغییر لفظ قرآنی «شَغَلَتنا» (= ما را بازداشت) به لفظ مهملِ «شَدُرُستنا» توسط کاتب یا قاری ای است که گفته قرآن غَلَط ندارد، پس لفظ « غَلَت » (هم آوایِ «غلط») در «شغلتنا» را «دُرُست» کرده و از همین حکایت، مثلِ «شدرستنا کردن» در معنای غلط کردن صحیحی به قصد تصحیح سائر شده است. دومی هم حکایت قاری یا کاتبی است که عبارت قرآنی «خر موسی» (= موسی ع افتاد) را به «خر عیسی» گردانده؛ زیرا فعل عربی «خرّ» (= افتاد) را نشناخته و آن را با نام آن چهارپا در فارسی خلط کرده و گفته پیامبری که خر داشت عیسی ع بود نه موسی ع ، پس لفظ آیه را نیز تغییر داده تا به خیال خود آن را درست کند. ترجمه غلطِ «سنگ پشت کردیم ایشان را» در دستنویس ترجمه تفسیر طبری نه تنها نمونه ای نویافته از پدیده «شدرستنا» در متون قرآنی است، بلکه شاهدی متقن است برای وجود این نوع خطاها در دستنویس های قرآنی مکتوب به دست کاتبان ایرانی. به عبارت دیگر، حکایت «شدرستنا کردنِ» آن کاتب یا قاری گرچه ممکن است اغراق آمیز باشد، اما به کلی دور از حقیقت نیست و این گونه خطاها در متونِ قرآنیِ نوشته شده به دست کاتبان ایرانی از قدیم وجود داشته است.
تأویل عرفانی ازمنه مقدس قرآنی، بررسی موردی: آراء فناری و تلقی او از آموزه «یوم» ابن عربی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
59 - 82
حوزههای تخصصی:
در قرآن کریم مقاطعی از زمان ذکر شده که دارای ویژگیهای خاصّی هستند. مانند «یوم رب»، «یوم ذی المعارج»، «یوم القیامه» و «لیله القدر». از این زمانها با عنوان کلّی «ایّام الهیه» یاد میشود. تفسیر و تأویل این ازمنه از گذشته محل بحث و مناقشه میان مفّسرین، متکلّمین و حکمای الهی بوده است. مسأله محوری این مقاله، فهم دقیقتر این ازمنه بر پایه تلقی شارحان مکتب ابن عربی به ویژه فناری از واژه کلیدی "یوم " است. پس پرسش این است که : تاویل عرفانی ازمنه مقدس قرآنی بر اساس تلقی عرفا از یوم و لیل چگونه است؟ بر اساس کلام خود ابن عربی و انعکاس آن در آرای فناری، درمییابیم که: یوم، شامل هر مقطعی از هستی است که در آن ظهور و خفائی صورت پذیرفته باشد؛ لذا ظهورش همان نهار و باطنش لیل است. این پژوهش با رویکردی هستی شناسانه به درک عمیقتری از ایام الهیه نائل شده و هر کدام از این مقاطع را به عنوان یومی از ایام الهی تلقی کرده است، نتیجه این که در هر کدام از آنها یا حقیقتی ظاهر و سپس در بطون میرود و یا در پنهان بوده و ظاهر میشود. تنها تفاوت این ایام درکمیت و طولانی یا کوتاهی نسبی آنها است.
A Statistical Study of the Concepts of Mercy and Violence in the Meccan and Medinan Surahs: An Analysis of a Fallacy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the fallacies raised by some critics, especially orientalists, is that the Prophet of Islam's behavior underwent a fundamental change from the Meccan to the Medinan period. They claim that his messages in the Meccan period were peaceful and mercy-oriented, but in the Medinan period, upon gaining power, he adopted a violent approach, and this is evident in the Meccan and Medinan surahs. To investigate this issue, a statistical study was conducted comparing the frequency of concepts related to violence and mercy in the Meccan and Medinan surahs of the Quran. The phrases related to mercy and violence were scored, and then the obtained values were normalized for analysis. The results show that the values for violence-based concepts are (0.20) in the Meccan surahs and (0.19) in the Medinan surahs. Furthermore, the concepts related to mercy are (0.24) in the Medinan surahs and (0.21) in the Meccan surahs. These findings indicate that the raised claim is not only unverifiable but that during the Medinan period, which was a time of establishing and expanding the government, a greater emphasis on mercy is observed. The content differences between the Meccan and Medinan surahs are attributed to the historical and social circumstances of each period. These results highlight the need for a re-evaluation of such interpretations and for attention to statistical methods for the analysis of religious and historical concepts.
تحلیل راهبردهای ادب مندی کلامی در مناجات های پانزده گانه امام سجاد (ع) و بازتاب آن ها در ترجمه انگلیسی: رویکردی به معارف اهل بیت (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
75 - 96
حوزههای تخصصی:
دعا، به عنوان یکی از برجسته ترین کنش های کلامی و معنوی در ارتباط انسان با خداوند، از ساختارهای زبانی و کلامی ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و پیکره بنیاد، به تحلیل راهبردهای بیان کلامی در ترجمه انگلیسی مجموعه مناجات های پانزده گانه امام سجاد (ع) پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که پربسامدترین راهبرد بیان در این مناجات ها، راهبرد غیرمستقیم (شامل درخواست و اشاره) است که ریشه در ساختارهای کلامی و معنوی ادعیه دارد. این رویکرد، که به منظور حفظ ادب و خشوع در گفت وگوی کلامی با خداوند به کار رفته، نشان دهنده تواضع و عمق معنوی امام سجاد (ع) به عنوان گوینده این مناجات هاست. این ویژگی نه تنها به تعمیق ارتباط معنوی و کلامی با خداوند کمک می کند، بلکه فضای احترام آمیزی را در این متون ایجاد می نماید. بررسی ترجمه انگلیسی این ادعیه نشان می دهد که مترجم، با پایبندی به ساختار کلامی متن عربی و انتقال دقیق ادب مندی و معنویت نهفته در آن، توانسته است جلوه ای از معارف کلامی اهل بیت (ع) را در زبان انگلیسی بازتاب دهد. این پژوهش به تبیین جنبه های کلامی مناجات های امام سجاد (ع) و نقش آن ها در گسترش معارف شیعی در عرصه بین المللی کمک می کند.
جایگاه و نقش دولت در حکمرانی زمینه ساز
حوزههای تخصصی:
حکمرانی زمینه ساز به مثابه راهکاری برای تحقق جامعه مطلوب در عصر غیبت کبری، از مباحث مهم در اندیشه اسلامی است. این مقاله به بررسی جایگاه و نقش دولت در حکمرانی زمینه سازِ فرج در اندیشه اسلامی می پردازد و از چگونگی تبدیل وضع موجود به وضع مطلوب (ظهور حضرت مهدی(عج) از طریق حکمرانی سخن می گوید. یافته ها نشان می دهد که انتظار فرج یک عمل اجتماعی و تمدنی است و حکمرانی زمینه ساز باید مبتنی بر بنیان های توحیدی، ترجیح آخرت بر دنیا در دو راهی ها، حکمت وحیانی و عقلانی، و در مقیاس امت باشد. همچنین کاهش دخالت مستقیم دولت و اقدام دولت در راستای افزایش مشارکت مردم در سیاست گذاری، تنظیم گری و نظارت، بر اساس منطق ولایت مداری، شرط لازم برای تحقق این نوع حکمرانی است. مقاله به چالش های فعلی جمهوری اسلامی ایران مانند دولتی بودن اداره کشور، به ویژه در عرصه اقتصاد و آموزش عالی اشاره می کند و راهکارهایی مانند تقویت نقش مردم و نخبگان پیشنهاد می دهد. این نوشتار با شیوه اسناد کتابخانه ای و روش استنباطی و دلالت که در دانش منطق تبیین شده است، تحقیق را به سامان می رساند.
چالش ها و ملاحظات اخلاقی در طرح های توسعه کشاورزی و اصلاح اراضی ایران (با تأکید بر طرح طوبی)
حوزههای تخصصی:
طرح طوبی گرچه در توسعه اقتصادی جوامع روستایی مؤثر بوده است، اما اجرای آن به دلیل برخی مشکلات با کندی مواجه شده است. بخشی از مشکلات می تواند ناشی از بی توجهی به ملاحظات اخلاقی باشد. این پژوهش با هدف بررسی چالش های اخلاقی طرح طوبی و باتکیه بر ارزش ها و اصول اخلاق اسلامی، به چهار پرسش اساسی پاسخ می دهد: 1. بر اساس آموزه های اسلامی، ارزش های بنیادین حاکم بر بهره مندی انسان از محیط زیست کدام اند؟ 2. این ارزش ها چگونه در اسناد بالادستی حوزه کشاورزی انعکاس یافته اند؟ 3. ارزش ها و اصول اخلاقی به دست آمده چگونه در آیین نامه اجرایی طرح طوبی بازتاب یافته اند؟ 4. بر پایه ارزش ها و اصول اخلاقی و با استناد به تحقیقات میدانی موجود، در اجرای طرح طوبی چه ملاحظات اخلاقی مطرح است؟ پاسخ این پرسش ها از طریق تحلیل دیدگاه های آیت الله جوادی آملی درباره رفتار انسان با محیط زیست، تحلیل محتوای چهارده سند بالادستی حوزه کشاورزی، تحلیل محتوای آیین نامه اجرایی طرح طوبی، و بررسی پژوهش های میدانی مرتبط با این طرح به دست آمده است. بر اساس یافته ها، چهار ارزش بنیادین شامل سلامت و تعادل محیط زیست، عدالت در بهره مندی از منابع طبیعی، عدالت بین نسلی و احترام به حیات غیرانسانی شناسایی شد و اصول اخلاقی متناظر با این ارزش ها از اسناد بالادستی کشاورزی استخراج شد؛ سپس مشخص شد که تمرکز آیین نامه طرح طوبی عمدتاً بر بهره برداری اقتصادی بوده، و دغدغه حفاظت از زیست بوم ها، حفظ حقوق جوامع محلی و رعایت حقوق بین نسلی در آن ضعیف است. این طرح در مرحله اجرا نیز با چالش های اخلاقی متعددی روبه روست؛ ازاین رو بازنگری آن باتوجه به ملاحظات اخلاق زیست محیطی ضروری به نظر می رسد.
شبکه معنایی مفاهیم اخلاقیِ اغماض، عفو و صفح در قرآن
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی شبکه معنایی سه واژه اخلاقی قرآنی «اغماض»، «عفو» و «صفح» می پردازد و تلاش می کند تا تفاوت های ظریف معنایی و کاربردی این واژگان را در بافت فرهنگی و زبانی قرآن کشف کند. با توجه به قرابت معنایی این واژگان و وجود تفاوت های ظریف در کاربرد آنها در متون قرآنی، نویسنده با استفاده از روش معناشناسی واژگانی و الگوی ایزوتسو از مکتب بن، ساختار معنایی این سه واژه را در قالب روابط ترادفی، تقابلی و منشأ و پیامدها تحلیل می کند. نتایج نشان می دهد که هر سه واژه مربوط به فضیله گذشت هستند، اما در جنبه هایی مانند شرایط وقوع، منشأ و پیامدها با یکدیگر متفاوتند. «عفو» به معنای گذشت از مجازات در برابر خطاهای بزرگ و پس از عذرخواهی است و منشأ آن شامل صفاتی چون احسان، حلم و غفران است. «صفح» گذشتی کامل تر است که شامل ترک سرزنش و جلوگیری از احساس شرمندگی خطاکار نیز می شود و اغلب بدون نیاز به اعتراف مستقیم به خطا رخ می دهد. «اغماض» نیز به معنای چشم پوشی از خطا یا سهل انگاری است که ممکن است ناشی از خوف، محبت یا کرامت باشد و بدون وجود توبه یا عذرخواهی صورت گیرد. این مقاله همچنین تأکید می کند که درک دقیق این واژگان تنها از طریق تحلیل شبکه معنایی و در نظر گرفتن بافت فرهنگی و زبانی قرآن امکان پذیر است.
تحلیلی از رابطه معناشناختیِ واژگانیِ «تقوا» و «احسان» در اخلاقِ قرآنی
حوزههای تخصصی:
روشِ «تحلیلِ معناشناختیِ واژگانی» یکی از روش های مناسب برای بررسیِ ساختمانِ معناییِ واژه های قرآن است. این روش در پژوهش های معنا شناختی بسیار اهمّیّت دارد. در این مقاله با این روش به معناشناسیِ واژگانیِ دو واژه «تقوا» و «احسان» پرداخته ایم و اعضا و کیفیّاتِ معنایی آنها را با استفاده از آیاتِ قرآن احصا کرده ایم؛ زیرا مفاهیمِ این دو واژه در اخلاقِ قرآنی جایگاهِ ویژه و ممتازی دارند. گفتنی است که، در این مقاله، تعابیرِ «عضوِ معنایی» و «کیفیّتِ معنایی» را برای نخستین بار در بسترِ روشِ «تحلیلِ معناشناختیِ واژگانی» مطرح کرده ایم. بر اساسِ آیاتِ قرآن به این نتیجه رسیدیم که «اسلام»، «ایمان» و «عملِ صالح» اعضای معناییِ تقوا و «بازدارندگی»، «تشکیکی بودن» و «استمرار» کیفیّاتِ معناییِ آن هستند؛ همچنین، «ایمان»، «تقوا» و «عملِ صالح» اعضای معناییِ احسان و «تفضّل»، «کیفیّت خواهی» و «پیش برندگی» کیفیّاتِ معناییِ آن هستند. در رابطه یابی میانِ مفاهیمِ این دو واژه به دو گونه رابطه «تولیدی» و «تزایدی» دست یافتیم و به این نتیجه رسیدیم که آثارِ مشترکِ ترکیبِ ساختمانِ معناییِ آنها عبارتند از: «معیّتِ الاهی»، «اجرِ عظیم»، «غفران و رحمتِ الاهی» و «تکفیرِ گناهان». این پژوهش نشان می دهد که واژه های قرآنی از لحاظِ معناشناختی ویژگی هایی دارند که افزون بر هر یک از اجزای تشکیل دهنده معنا که از آنها به «عضوِ معنایی» تعبیر کردیم، کُلّ متشکّل از اعضای معنایی نیز دارای آنهاست و ما آن ویژگی ها را «کیفیّاتِ معنایی» می نامیم.