ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۹۶۱.

دو معضل در فرایند بازسازی متون حدیثی؛ نمونه پژوهیِ بازسازی کتاب الغیبة نگاشته ابن سماعه (م 263ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۸
بازسازی کتب مفقود حدیثی شیعه، اگرچه با اتخاذ الگویی نظام مند، در اغلب موارد به محتوای یک اثر حدیثیِ مفقود منجر می شود، اما گاه به رغم پیاده سازی همه مراحل بازسازی، ممکن است ابهام در نقش تألیفی یا انتقالی مؤلِّف، یا ابهام در عنوان تألیف، تنقیب به اثر مفقودِ مدّنظر را ناتمام یا مجمل بگذارد. این دو معضل که از آنها با عنوانِ «اجمال در تعیین مؤلِّف» و «اجمال در تعیین مؤلًّف» یاد می شود، به طور همزمان در فرایندِ بازسازیِ کتاب الغیبه ابن سماعه، محدث مشهور نسل سوم واقفه، بروز می نماید. این امر در حالی است که ابتدائاً شرایطِ بازسازی غیبت نگاری او تماماً فراهم به نظر می رسد. زیرا اولاً أسانیدِ منتهی به او در باب مهدویت، با سلسله إسناد یکسان، و با بسامد قابل اعتنایی در مهم ترین کتب غیبت متقدم ثبت شده و ثانیاً در برخی موارد، طرق منتهی به او، با طریق یاد شده برای مکتوبات وی در فهرستین، یکسان است. اگر چه دو معضل یادشده، بخش عمده ای از بازسازی اثر مذکور را ناتمام می گذارد، اما با این همه، دقت در أسانید برجای مانده از ابن سماعه، فواید حدیثی و کلامی قابل اعتنایی را دربردارد.
۹۶۲.

نقش تولیدی حکمت متعالیه در شکل گیری اصول حقوقی در نظام حقوقی اسلام(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۳
یکی از مباحث چالشی در نظام های حقوقی، چگونگی استخراج اصول حقوقی است که براساس دستگاه معرفتی الهی یا سکولار می توان به اصول حقوقی متفاوتی دسترسی پیدا کرد. حکمت متعالیه در بخش دستگاه معرفتی الهی، توان بالایی در تولید و توسعه اصول حقوقی دارد. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیلی-توصیفی، به بررسی این پرسش می پردازد که نقش تولیدی حکمت متعالیه در شکل گیری اصول حقوقی چگونه است؟ این پژوهش، با تحلیل مبانی ملاصدرا در بخش های هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی، تلاش می کند رابطه طولی و تشکیکی از حق های تکوینی -برآمده از نفس انسانی- به سمت اصول حقوقی را بررسی کند. یافته ها نشان می دهد که ماهیت و اقسام اصول حقوقی در حکمت صدرایی، ماهیتی طولی است که براساس دستگاه حق های تکوینی و نفوس سه گانه قابل شناسایی است. رقیقه حق های تکوینی درجه اول و دوم به سمت شکل گیری اصول حقوقی حرکت می کنند. اصول حقوقی در سه مرتبه تشکیل وجود موجودات یعنی در مرتبه نفس نباتی، نفس حیوانی و نفس انسانی قابل شناسایی هستند.
۹۶۳.

The Role and Position of the Contextual Clue of "Maqām" (Situation) in Allamah Ṭabāṭabāʼī's al-Mīzān Commentary(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۳۹
The importance and role of contextual clues in achieving an accurate and valid interpretation of the Holy Quran is a fundamental topic that has consistently attracted the attention of researchers in the field of Quranic sciences. Interpretive clues, as efficient tools, play a vital role in understanding the profound meaning and real intent of the verses and are divided into two general categories: "Verbal" (Maqālīyah) and "Circumstantial" (Ḥālīyah). Paying attention to these clues is an important criterion for evaluating the validity and accuracy of Quranic commentaries, because accurate and correct use of them can lead to a better understanding of the context and circumstances of the revelation of the verses. The contextual clue of "Maqām" (Situation) is one of the valuable clues that has received less direct attention in commentaries. This clue can be understood from the exigency of speech and the atmosphere governing the discourse, and it helps the commentator to find the precise meaning of the verses and link it to the temporal and spatial circumstances. Allamah Ṭabāṭabāʼī is among the commentators who, in al-Mīzān commentary, have extensively used the contextual clue of Maqām to deepen the understanding of the verses. This approach has enabled him to look at the verses from a new perspective in various fields, including literary and linguistic discussions, Quranic sciences, traditions, and specialized issues of interpretation, and sometimes to critique prevailing views. The application of the contextual clue of Maqām in al-Mīzān commentary has not only led to a new understanding of the verses, but has sometimes led to the rejection or correction of some traditional interpretations. The present study, using a descriptive-analytical method, aims to examine the frequency of use of the Maqām clue and the extent of its impact on the interpretation of Quranic verses in al-Mīzān, in order to reveal the different roles that this clue plays in various interpretive fields and, on the other hand, to reveal its importance in a more accurate and better understanding of the verses of the Quran.
۹۶۴.

کارآمدی هوش مصنوعی در سلامت تحت لولی قواعد بین المللی از منظر کاربردها و حدود حقوقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۶۸
حقوق سلامت به معنای تامین شرایط لازم برای تحقق سلامتی افراد جامعه بوده و هدف آن حمایت و حفاظت از بشر در مقابل خطرات ناشی از محیط زیست می باشد. هوش مصنوعی در حوزه پزشکی و سلامت، به عنوان یکی از پرکاربردترین و مهمترین فناوری های دنیای امروز، به طور گسترده ای استفاده می شود. با توجه به پیشرفت روز افزون تکنولوژی و نیاز رو به افزایش جامعه به خدمات بهداشتی و درمانی، استفاده از هوش مصنوعی در حوزه پزشکی و سلامت، به عنوان یک راه حل موثر و دقیق در پردازش و استحصال نتایج برای بهبود کیفیت خدمات بهداشتی و درمانی، بسیار مهم و حیاتی است. البته اگر فعالیت اینگونه سیستم ها تحت ضوابط و مقررات الزام آور جهان شمول قرار نگیرد ممکن است در تمامی حوزه ها از جمله در عرصه حقوق سلامت نیز مخرب و تهدید آمیز باشد. به همین منظور دولت ها با درنظر گرفتن این امر مهم، تکنولوژی های نوظهور، از جمله هوش مصنوعی را به طور چشمگیری در حوزه های مختلف زندگی انسانی وارد نموده اند تا بتوانند از چنین پتانسیلی در جهت الگوهای دقیق علمی برای سلامتی انسان بهره گیرند. یکی از حوزه هایی که هوش مصنوعی تأثیر قابل توجهی دارد، حوزه پزشکی و سلامت و مدیا طب تجهیز است. از تشخیص بیماری ها تا پیش بینی نتایج درمانی، هوش مصنوعی در این حوزه انقلابی را رقم زده است. این تکنولوژی نوآورانه امکاناتی را به دسترس پزشکان و حوزه سلامت می آورد که تاثیرات عمده ای را در تشخیص، درمان و مدیریت بیماری ها دارد. به همین منظور با درنظرداشت حائز اهمیت بودن این مسئله، جستار کنونی مقوله کارآمدی هوش مصنوعی در سلامت تحت لوای قواعد بین الملل از منظر کاربردها و حدود حقوقی را در قالب مطالعات کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی-توصیفی در بوته نقد و بررسی قرار داده است. یافته های حاصل از پژوهش بیانگر آن است که هوش مصنوعی می بایست در خدمت سلامت جامعه در قالب یک دستیار و ابزار نوین و کارآمد باشد تا بتوان ذیل این مسئله، اعتلای حق بر سلامت افراد را تأمین نمود.
۹۶۵.

جایگاه حق بر محیط زیست کودکان در حقوق ایران با توجه به اسناد بین المللی و حقوق بشری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۰
حق بر محیط زیست سالم به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر، نقشی حیاتی در تضمین سلامت، رشد و تکامل همه جانبه کودکان، ایفا می کند.کودکان به دلیل ویژگی های جسمی و روانی خاص و وابستگی به محیط پیرامون،در برابر آلودگی ها و تخریب های زیست محیطی آسیب پذیرتر هستند.اسناد بین المللی حقوق بشر و به طور خاص کنوانسیون حقوق کودک،به طور فزاینده ای بر لزوم شناسایی و تضمین این حق برای کودکان و تعهد دولت ها به فراهم آوردن محیطی مناسب برای رشد آنان تأکید می کنند. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با مطالعه تطبیقی، به ارزیابی جایگاه حق بر محیط زیست کودکان در نظام حقوقی ایران می پردازد.هدف اصلی،تبیین وضعیت این حق در قوانین داخلی ایران و مقایسه آن با تعهدات مندرج در اسناد بین المللی و حقوق بشری است. هرچند اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حفاظت از محیط زیست را وظیفه ای همگانی تلقی می کند و برخی قوانین پراکنده به جنبه هایی از سلامت و حمایت از کودکان اشاره دارند،اما حق محیط زیست کودکان به صورت یک حق مستقل، صریح و جامع در نظام حقوقی ایران شناسایی نشده و فاقد ضمانت اجرای کافی و سازوکارهای مؤثر برای پیشگیری،جبران خسارت و مشارکت کودکان در تصمیم گیری های زیست محیطی است؛در مقابل،اسناد بین المللی تعهدات روشن تری را برای دولت ها در جهت حفاظت فعالانه از محیط زیست کودکان و تضمین دسترسی آن ها به محیطی سالم،ایمن و پایدار ایجاد کرده اند. در نهایت،برای ارتقاء جایگاه حق محیط زیست کودکان در ایران،نیازمند تصریح این حق در قوانین داخلی، تدوین سیاست های جامع زیست محیطی،تقویت سازوکارهای نظارتی و اجرایی و همسوسازی بیشتر قوانین و رویه ها با استانداردهای بین المللی حقوق بشر وحقوق کودک هستیم.
۹۶۶.

بررسی بین المللی-فلسفی حقوق فطری و مدنی معلولین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۵
حقوق طبیعی و مدنی افراد دارای معلولیت به عنوان یکی از اقلیت های بزرگ که بالغ بر یک دهم جمعیت جهان را تشکیل می دهند ، شامل یک پارادایم اساسی از حقوق بشر است که منعکس کننده کرامت و برابری ذاتی همه افراد است. حقوق فطری و مدنی معلولین به مجموعه ای از حقوق و مزایایی اشاره دارد که به دلیل شرایط خاص این افراد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. حقوق فطری، به حقوقی اشاره دارد که به طور طبیعی و ذاتی به هر انسان تعلق دارد و شامل حق زندگی، حق آزادی، و حق برخورداری از کرامت انسانی می شود. از سوی دیگر، حقوق مدنی، به حقوقی اشاره دارد که به وسیله قوانین و مقررات اجتماعی تعیین می شوند و شامل حق آموزش، حق کار، حق دسترسی به خدمات عمومی و حق مشارکت در زندگی اجتماعی است. تحقیق در مورد حقوق فطری و مدنی معلولین نشان می دهد که این گروه از افراد با چالش های خاصی مواجه هستند که نیاز به توجه و حمایت ویژه دارد. بسیاری از کشورها به منظور تضمین حقوق معلولین، قوانین و مقررات خاصی را وضع کرده اند، اما در عمل، هنوز هم موانع زیادی وجود دارد که بر سر راه تحقق کامل این حقوق قرار دارد. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف حقوق فطری و مدنی معلولین، و همینطور بررسی قوانین بین المللی موجود در این راستا می پردازد و اهمیت ایجاد یک جامعه فراگیر و برابر را مورد تأکید قرار می دهد.
۹۶۷.

گزاره های اخلاقی در آثار اطباء تمدن اسلامی: تحلیل تطبیقی با تمرکز بر رازی، ابن سینا و سیداسماعیل جرجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۳۸
اخلاق پزشکی از دیرباز جزئی جدایی ناپذیر از حرفه درمانی در تمدن های علمی بوده است. در تمدن اسلامی، حکمای بزرگ مانند محمد بن زکریای رازی، ابن سینا و سیداسماعیل جرجانی نه تنها به جنبه های علمی و فنی درمان بیماران توجه داشتند، بلکه اصول اخلاقی و انسانی رفتار پزشکی را نیز در کانون فعالیت های حرفه ای خود قرار دادند. این مقاله با رویکرد توصیفی-تحلیلی، آموزه های اخلاقی این سه حکیم را در دو حوزه اصلی عمل بالینی و نقش اجتماعی و تمدنی بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که اصولی مانند رازداری، صداقت، احترام به کرامت بیمار، شفقت و همدردی، مسئولیت پذیری، تواضع، آموزش و انتقال دانش، پرهیز از داروهای مضر، احترام به تصمیمات بیمار و پرهیز از سوءاستفاده از موقعیت حرفه ای، در آثار آنان به صورت عملی و نظری مورد تأکید بوده و می تواند الگویی جامع برای اخلاق پزشکی معاصر ارائه دهد.
۹۶۸.

پیشینه قرائت صدرایی ایده «وجود ذهنی» و ابطال آن در مکتب نومشایی رجب علی تبریزی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۱۲
در تبیین ایده «وجود ذهنی» و فهم دغدغه ناقدان آن باید میان «وجود در ذهن» با «وجود ذهنی»، تفاوت قائل شد. مورد اول به این معناست که پس از مواجهه انسان با شیئی جدید، چیزی در ذهن او نقش می بندد که پیش از آن مواجهه، ذهن فاقد آن بود؛ اما در قرائت صدرایی نظریه «وجود ذهنی»، مطابقت ماهوی ذهن با عین ادعا شده است. پرسش تحقیق، ناظر به پیشینه دیدگاه ملاصدرا در این مسئله و نقدهای رجب علی تبریزی بر آن است. پژوهش پیشِ رو با بهره مندی از مطالعات کتابخانه ای، تأکید بر آثار دست اول فیلسوفان نامی و با شیوه تحلیل مفهومی نشان می دهد که اغلب متفکران متقدم بر صدرا، معنای اول را در قالب نظریه «شبح» منظور داشته اند؛ ولی معنای دوم، دیدگاه اختصاصی ملاصدراست و فقط زمینه هایی از آن در مکتب شیراز ملاحظه می شود. حکیم تبریزی با ادبیات نومشایی خویش، نظریه وجود ذهنی را به لحاظ مبادی و لوازم آن، به چالش کشیده است. ابطال مبانی ملاصدرا در طرح آن نظریه، از خلال مباحث وجودشناختی تبریزی استنباط می شود؛ ولی نقد لوازم دیدگاه صدرا به روشنی در آثار تبریزی و شاگردان وی آمده است. به باور ایشان، انفکاک لوازم ماهیت، نظیر سوزندگی آتش از آن، در هیچ موطنی اعم از خارج و ذهن جایز نیست.
۹۶۹.

بررسی مفاهیم، منابع و معیارهای اخلاقی در اوستای نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۴
اوستای نو که بیشترین حجم کتاب اوستا را در برمی گیرد شامل نسک های ناهمگون از لحاظ زبان و محتوی است که به ظاهر در دوران ثبات اجتماعی جامعه ی زردشتی نگاشته شده است. این مقاله در پی اخلاق شناسی کتاب اوستای نو است تا مفاهیم (معناشناسی فضیلت و رذیلت اخلاقی)، منابع (حسن و قبح های اخلاقی در مقام اثبات) و معیارهای اخلاقی (فضیلت گرایی یا نتیجه گرایی یا تکلیف گرایی) در این کتاب را به گونه ای منسجم مورد بررسی قرار دهد. روش این مقاله توصیفی - تحلیلی است و برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای بهره می گیرد. در پایان، تعریف غالب فضیلت در اوستای نو انجام درست خویشکاری طبقاتی توسط هر فرد و تعریف رذیلت، عدم انجام یا انجام نادرست وظایف طبقاتی است. معیار غالب اخلاقی در اوستای نو فضیلت گرایی ناظر به غایت گرایی است هرچند در برخی مواضع، وظیفه گرایی طبقاتی برآمده از مفهوم فرّه نیز در آن پررنگ می شود. کفه ی حسن و قبح های اخلاقی در این متون به سمت شرعی بودن متمایل است.
۹۷۰.

A Critical Examination of Western Happiness-Oriented Theories Within the Framework of Islamic Ethics(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۶
SUBJECT & OBJECTIVES:  This paper critically examines Western, happiness-oriented theories through the framework of Islamic ethics. It aims to compare the conceptualization and pursuit of happiness in the works of Greek philosophers (Plato, Aristotle) and contemporary Western thinkers (Marcuse, Rand) with the perspectives of Muslim philosophers (Fārābī, Ibn Miskawayh, Ṭūsī). METHOD & FINDING:  Using an analytical-descriptive approach, the study conducts a comparative analysis of the concept of happiness in selected philosophical traditions. The findings reveal that each thinker offers distinct interpretations of human nature, collective life, and the relationship with transcendence. Additionally, the influence of the socio-economic and cultural context of the contemporary West on happiness is highlighted. In contrast, Muslim philosophers present a more holistic view, linking happiness to spirituality and moral transcendence.   CONCLUSION:  The study concludes by emphasizing the need to revisit and revive certain concepts proposed by Muslim philosophers in the modern world. Reintegrating these Islamic perspectives could address the shortcomings of Western theories in defining and achieving human happiness.
۹۷۱.

Quranic Perspective of Intellect: How Intellectual Development Practically Shapes a Pure Life(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۱
SUBJECT & OBJECTIVES:   This research article investigates the development of ‘Aql (intellect) from a Quranic perspective and its significant role in achieving a “PURE LIFE”. The objective is to differentiate the Quranic concept of intellect from conventional ideas of intelligence and to propose a practical, holistic framework for intellectual growth grounded in Quranic teachings. The study aims to show how cultivating intellect, as emphasized in the Quran, leads to individual and societal prosperity in this world and the hereafter. METHOD & FINDING:   Using qualitative content analysis, the study focuses on Quranic verses containing the Arabic root ‘Aql [‘-q-l]. Through thematic coding and interpretive analysis, a Quranic model of intellectual development is extracted, highlighting stages such as Tafakkur (thinking), Ta‘aqqul (pondering), Ḍhikr (remembrance of the Almighty), Shukr (gratitude), culminating in divine Hidāyat (guidance). The findings indicate that the Quranic framework is inherently holistic, integrating cognitive, and has ethical, and spiritual dimensions. This model enriches reasoning and decision-making while fostering virtues and social responsibility, thus facilitating a pure and balanced life. CONCLUSION:   The research concludes that ‘Aql (intellect) is a divinely bestowed faculty, one of Allah’s noblest gifts to humanity, serving as the foundation for understanding, discernment, and ethical living. Unlike mere intelligence, intellect integrates rational, moral, and spiritual aspects, enabling humans to distinguish between Ḥaqq (truth) and Bāṭil (falsehood). This discernment guides ethical conduct, protecting individuals and societies from moral decline. When aligned with divine guidance, intellect leads to a PURE LIFE marked by inner peace, contentment, and righteous action, culminating in true felicity and success in both this world and the hereafter. 
۹۷۲.

واکاوی صور، شرایط و آثار تسبیب در قتل از منظر فقه و حقوق کیفری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۵
امروزه اجتماع بر قتل و حضور مؤثر بیش از یک نفر در وقوع آن، دارای مصادیق فراوان و حالات متنوعی شده است، اگرچه در ظاهر، نصوص فقهی و جزایی درخصوص این صور در دست می باشد، اما متأسفانه در عمل با عنایت به اختلافات در تفسیر آن ها، شاهد برداشت های مختلف توسط افراد اعم از دانشگاهیان، وکلا و قضات می باشیم، حتی گاه در عالم واقع مصادیقی اتفاق می افتد که از طرفی به دلیل نادربودن و از طرف دیگر به علت عدم ارائه ملاک و مناط توسط فقها و قانون گذار، تطبیق آن ها را با موارد قبلی دچار مشکل می نماید. یافته ها نشان می دهد این مسأله در حالات مختلف اجتماع اسباب و اجتماع سبب و مباشر بیشتر به چشم می خورد. با عنایت به این که هرگونه ابهام و برداشت غلط آن هم در مسأله «دماء مسلمین» می تواند منجر به عواقب غیرقابل جبران شود، لذا تبیین موضوع و بررسی کامل و مشروح مصادیق می تواند منجر به تنویر موضوع و ارائه ملاک های دقیق در تطبیق مصادیق و رفع ابهامات گردد. از سوی دیگر، با بررسی دقیق و کارشناسانه نظر فقهای مختلف و نقد آن ها می توان به موارد ضعف و قوت قانون پی برد و در تفسیر صحیح از قوانین موضوعه در این موارد و اصلاح قوانین مربوطه کمک شایانی کرد. ازاین رو نوشتار حاضر، توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی است که نخست در هر مبحثی درصورت نیاز موضوع شناسی صورت گرفته و پس از تنقیح محل بحث به تحلیل و بررسی ابعاد فقهی و حقوقی آن پرداخته شده است.
۹۷۳.

بررسی تحلیلی- انتقادی به صلاحیت انحصاری دستگاه قضایی با رویکردی به مواد قانون مجازات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۳
اصل قضایی بودن مجازات ها بر لزوم کیفرشناختی، جایگاه شناسی و لزوم نظام مندبودن دادرسی کیفری استوارسازی شده است. قائل شدن به پذیرش نگرش برتری مقام قضایی در تحقیق، دادرسی، تعیین و اجرای مجازات باعث شده حق اقدامات خودسرانه و خشونت طلبی از افراد فاقد صلاحیت مزبور ممنوع گردیده است. مؤید اصل صلاحیت انحصاری دستگاه قضایی در اصل 36 و 37 قانون اساسی با لسان حصر مورد پذیرش قرار گرفته است، اما در قوانین عادی کیفری فراتر از حقوق صلاحیتی، شاهد وجود استثناهایی در ماده 302 قانون مجازات اسلامی هستیم. منشأ این مسأله برگرفته از فقه اسلامی و نظرات متعدد فقها در ارتباط با شخص مهدورالدم است که باعث تسری این شائبه به ذهن می گردد که مهدورالدم بودن چنین اشخاصی نسبت به تمام افراد جامعه میسر می باشد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با هدف تحلیل انتقادی به صلاحیت انحصاری دستگاه قضایی با رویکردی به ماده 302 و 303 ق.م.ا قصد دارد تا معیارهای مقیاس سنجش عملکردی قوانین در اجرای مجازات را تبیین نماید. برآیند حاصله این که ماده 303 ق.م.ا اختیار مطلق العنان را به افراد نداده و بار اثبات مهدورالدم بودن یا تطبیق مهدورالدم بودن موضوعی و مصداقی را به عهده خود افراد گذاشته که به نوعی ضعف محسوب می گردد و درنهایت قانون گذار اصل را بر عدم اجازه قرار داده است، اما در مواردی مصادیق نقض مشهود می باشد که بنابر آن نقیض ها نیازمند تغییر در مواد 302 و 303 ق.م.ا هستیم.
۹۷۴.

الزامات تحقق مدل توسعه انسانی در نظام قضایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۶
مدل توسعه انسانی یکی از اساسی ترین رویکردها در نظام قضایی است که تحقق آن تأثیر به سزایی در پیشگیری از جرم و تحول نظام قضایی دارد. بر همین اساس هدف مقاله حاضر، بررسی الزامات تحقق مدل توسعه انسانی در نظام قضایی ایران است. این مقاله توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع مورد اشاره پرداخته است. یافته ها بر این امر دلالت دارد که تحقق عدالت اجتماعی و رفع نابرابری درآمدی، شفاف بودن وضعیت اقتصادی، آموزش، افزایش سطح بهداشت، رفاه و امید به زندگی، رفع فقر و بیکاری و تقویت فرهنگ قانون محوری از الزامات تحقق مدل توسعه انسانی در نظام قضایی ایران است. تعریف پیشگیری از جرم به عنوان وظیفه قوه قضاییه تأثیر مهمی در تحقق توسعه مدل قضایی در ایران ندارد، زیرا توسعه انسانی دارای ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماهی، فرهنگی و سیاسی است که نیازمند یک رویکرد کلان و همکاری همه نهادی دولتی و غیردولتی است، البته ازجمله راهکارهایی که قوه قضاییه می تواند به عنوان محور و مسؤول اصلی در پیشگیری از جرم درجهت حصول به ویژگی فعال در تأمین بهداشت عمومی و قضایی در راستای توسعه انسانی در پیش گیرد، آن است که از طریق تعامل فعال با نهاهای حاکمیتی زمینه های مرتبط با توسعه انسانی را افزایش و وقوع جرم را به حداقل رسانده و براساس میزان نابرابری های موجود، در اندیشه متناسب سازی سیاست های جنایی باشد.
۹۷۵.

روی کرد سیاق محور در تفسیر مواهب الرحمن: تحلیل نوآوری های روش شناختی عبدالاعلی سبزواری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۵
مفسران سیاق را به معنای مجموعه قرائنِ درون متنیِ ضمیمه به هریک از آیات قرآن می انگارند و آگاهی از آن را کمابیش برای تفسیر قرآن ضروری می دانند؛ گرچه بعضی از ایشان تفسیر همه آیات با نظر به سیاق را نیز برنمی تابند و در آن تکلفات یا محظوراتی می بینند. در مطالعه کنونی روی کرد سیاق محور سید عبدالأعلی موسوی سبزواری، مفسر معاصر (درگذشته 1414ق/ 1372ش)، در تفسیر مواهب الرحمن بازشناسانده می شود. مؤلفِ این تفسیر ازیک سو همانند بسیاری دیگر از مفسران به سیاق هم چون ابزاری سازنده و پویا برای کشف مراد الهی در فرآیند تفسیر می نگرد که با تکیه بر آن می توان پیوستگی ذهنی و عینی میان واژه ها و مقاصدِ وحی را بازشناخت. ازدیگرسو، برخلاف غالبِ مفسران، وی مفهومی وسیع تر از سیاق اراده کرده، آن را مشتمل بر همه قرائن متنی و برون متنیِ حاکی از معنای آیه شناسانده، شواهد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تاریخیِ مرتبط با نزولِ هر آیه را هم چون بخشی از سیاق برشمرده، و این گونه، کوشیده است بر محظوراتی که گاه در حمل آیه ای بر سیاق به معنای مُضَیَّقِ آن حاصل می شود غلبه کند. هدف مطالعه کنونی بازشناسی روی کردِ خاصِّ سبزواری به سیاق و راه کارهای او برای تحلیل ساختار معنایی و روابط بینامتنی، رفع تعارضات ظاهری، و تفسیرِ نظام مندِ آیات است. یافته های این مطالعه نشان می دهد که در تفسیر مواهب الرحمن، سیاق ابزاری کارآمد و چندبعدی شناسانده می شود که توجه به آن، نه تنها به فهم دقیق تر معانی و مفاهیم آیات قرآن کمک می کند، مانع تفسیر نادرست نیز می شود.
۹۷۶.

The Role of Knowledge and Practice in Human Happiness from the Perspective of Sadr Al-Mota'allehin(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۳۴
Are opinion (as the product and perfection of theoretical reason) and practice (as the result and perfection of practical reason) involved in the ultimate happiness of humans? Why and how? According to a well-known perspective, Sadr Al-Mota'allehin regards the perfection of theoretical reason as the foundational structure of ultimate human happiness and the perfection of practical reason as a means of removing obstacles toward achieving theoretical reason's perfection, which constitutes ultimate happiness. Furthermore, he advances a related theory suggesting that ultimate happiness not only stems from the knowledge derived from theoretical reason but also requires detachment from material concerns—a practical virtue and outcome of practical reason. This detachment is an intrinsic affirmative act within the core structure of ultimate happiness. In this view, the perfection of theoretical reason (knowledge) is the principal element of ultimate happiness, while the perfection of practical reason (virtuous dispositions) forms its supporting framework. Finally, Sadr Al-Mota'allehin identifies the highest human ascent as annihilation, where theoretical and practical faculties unify and merge in the Divine Essence, culminating in ultimate happiness.
۹۷۷.

بررسی و تحلیل نسخه غیرمشهور اثولوجیا و ارتباط آن با التلویحات سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۳۶
الهیات منسوب به ارسطو یا همان اثولوجیا دو نسخه متفاوت دارد: نسخه کوتاه تر و نسخه طولانی تر. نسخه کوتاه تر در شرق عالم اسلام به دست فیلسوفان رسیده و مسائلی فلسفی را برای آن ها به ارمغان آورده است، اما روایت طولانی تر اثولوجیا در غرب عالم اسلام شهرت داشته است. مسئله اصلی در این مقاله معرفی نسخه طولانی تر و پژوهش هایی است که تا به حال درباره آن انجام شده و نشان دادن این مطلب که با توجه به یکی از این پژوهش ها و تحقیق در کتاب التلویحات اللوحیّه و العرشیّه شیخ شهاب الدین سهروردی می توان ارتباطی میان روایت طولانی تر اثولوجیا و التلویحات یافت. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و روش تحلیل داده ها توصیفی تحلیلی است. نتیجه اجمالی که این مقاله به آن رسیده این است که تا به حال تحقیقات بسیار اندکی درباره روایت طولانی تر اثولوجیا انجام شده و با توجه به فقره ای که از کتاب روضه التعریف بالحب الشریف روایت شده و آنچه در التلویحات اللوحیّه و العرشیّه آمده می توان نشان داد که شیخ شهاب الدین سهروردی تحت تأثیر روایت طولانی تر اثولوجیا بوده است.
۹۷۸.

چگونگی بهره برداری آیین بودا از ظرفیت رنج در تبیین هستی و استلزامات آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
ادیان مختلفی در سراسر جهان اعم از الهی و غیرالهی به مقوله رنج پرداخته اند. مواجهه با این مسئله دارای جوانب مختلفی است که از منظرهای گوناگون به آن اشاره شده است. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی چگونگی بهره برداری آیین بودا از ظرفیت رنج در تبیین هستی و استلزامات آن می پردازد. در این مقاله رویکردهای مختلف آیین بودا در بهره برداری از ظرفیت رنج برای تبیین و توصیف جهان مطرح می شود؛ همچنین در ادامه با اشاره به استلزامات آن بیان می شود که رنج جزئی از زندگی است و برای رسیدن به آرامش و خلاصی از آن باید آن را پذیرفت، درک کرد و با آن کنار آمد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بهره برداری آیین بودا از ظرفیت رنج، به مثابه یک ابزار مؤثر در تبیین هستی است؛ دیگر اینکه این آیین اعتقاد دارد که رنج جزء حتمی زندگی بوده و امری نسبی است. در این راستا، آیین بودا به واقعیت و ماهیت رنج می پردازد و راهکار غلبه بر رنج را شناخت عمیق از آن معرفی می کند؛ همچنین نگاه مثبت به رنج دارد و آن را مستقل از وجود انسان می داند. البته عدم پیوستگی و رابطه منطقی بین گزاره های منقول از بودا و بوداییان و همچنین تناقض، به وضوح قابل مشاهده است.
۹۷۹.

اسلام و مسئله شرّ: بررسی مختصر کتاب شناسی آثار اصلی موجود به زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۵
فجایع انسانی حاصل از جنگ جهانی دوم و همچنین تجربه کشتارهای دسته جمعی یهودیان که پس از دوران حاکمیت عقل روشنگری و ارزش های شکل گرفته از آن رخ داده بود، به پرسش های وجودی و فلسفی بسیاری انجامید که منجر به شکل گیری گفتمان شر در سنت فلسفی و الهیاتی غرب گردید. در این فضا، فلاسفه ملحد در معقولیت خداباوری سنتی و دیدگاه آن نسبت به مسئله شرّ تردید نمودند. همچنین جریان های ضدتئودیسه نیز شکل گرفتند که هر گونه تلاش برای توجیه شرور را شرم آور و غیراخلاقی می خواندند. در این پس زمینه، متکلمان یهودی و مسیحی و فلاسفه دین باور به بازخوانی سنت دینی شان و ارائه پاسخ هایی با تاب آوری بیشتر در خصوص مسئله شرّ روی آوردند. اما در جهان اسلام متفکران مسلمان علاقه چندانی به این بازخوانی نشان ندادند. در این مقاله مختصر، با بررسی کتبی که به زبان انگلیسی در زمینه اسلام و مسئله شرّ در دوره معاصر نگاشته شده، نشان داده می شود که این آثار معدود نیز غالباً به واگویی همان پاسخ های کلاسیک و سنتی پرداخته اند و یا این که گفتمان شرّ را دغدغه ای غربی یا بیگانه قلمداد کرده اند. از این رو به نظر می رسد که الهیات اسلامی همچنان نیازمند پرداختن جدی تر به وجه وجودی و انسانی شرّ و ارائه پاسخ ها ی عملی بدان است.
۹۸۰.

بازخوانی تشکیک در عشق از دیدگاه ابن سینا (تبیین نقش قوای نفس در پیوستار بیماری تا تعالی)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۸
این نوشتار به عشق از دیدگاه ابن سینا به عنوان یک بیماری تا عالی ترین مرتبه تعالی انسانی می پردازد و هدف آن این است که نشان دهد میان تعابیر به ظاهر متعارض ابن سینا از عشق – در مقام یک عارضه نفسانی (بیماری) در آثار طبی و در مقام یک سیر تعالی بخش در آثار فلسفی – وحدت وجود دارد. این مقاله با مطالعه مروری و کتابخانه ای و به روش تحلیلی-تفسیری، استدلال می کند که عشق در نظام فکری ابن سینا مفهومی مشکک است که بر یک پیوستار واحد قرار دارد، یافته ها پژوهش نشان می دهد، در یک سر این پیوستار، «عشق در معنای عام» به عنوان میل ذاتی و فطری هر موجود ممکن برای نیل به کمال و گریز از نقصان تعریف می شود و در سر دیگر، «عشق در معنای خاص»، تجلی این میل کلی در سطوح مختلف وجود انسان است که کیفیت و جهت آن توسط قوای نفس تعیین می گردد. هنگامی که عشق تحت سیطره قوای پایین تر نفس، به ویژه قوه واهمه، قرار گیرد و از هدایت عقل جدا افتد، به صورت بیمارگونه ظاهر می شود و در مقابل، هنگامی که قوه ناطقه، به عنوان اشرف قوا، جهت دهنده این شوق فطری باشد، عشق به صورت محرکی برای تعالی و رسیدن به کمال غایی، یعنی اتصال به معشوق حقیقی (خداوند)، درمی آید. بنابراین، تفاوت مصادیق گوناگون عشق – از زمینی تا الهی – نه ناشی از اختلاف در ماهیت عشق، بلکه برآمده از درجه کمال و نقصان قوای نفسانی و نسبت سنجی آن ها با یکدیگر است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان