فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۰۱ تا ۱٬۵۲۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
131 - 148
حوزههای تخصصی:
عشق از مسائل بنیادین عرفان است، چنان که بدون درنظرگرفتن آن عرفان و حکمت متعالیه قابل فهم نیست. در ادبیات عرفانی نیز عشق از جایگاه بالایی برخوردار بوده و هست؛ ازاین رو بخش زیادی از ادبیات عرفانی به این موضوع اختصاص دارد. در ادبیات عرفانی به خصوص در کلام شیخ علاءالدوله که مورد بحث این تحقیق هست، عشق را می توان از جنبه عشق حقیقی مورد بررسی قرارداد. جریان عرفان عاشقانه در بعد نظری و عملی دارای ویژگی هایی است و در اشعار علاءالدوله می توا ن دریافت که چگونه توانسته است جریان عرفان عاشقانه را در اشعار خود به کارببرد. در این پژوهش نگارنده بر آن است تا ضمن تحقیق در آثار شیخ علاءالدوله به شیوه توصیفی و تحلیلی و روش کتابخانه ای، به شیوه ای روشمند به بررسی و واکاوی عشق از منظر دیدگاه عرفانی شیخ علاءالدوله بیابانکی بپردازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که علاءالدوله با به کارگیری اصطلاحات عرفانی به عنوان یکی از مضامین شعری توانسته است اندیشه های عرفانی خود را به نمایش بگذارد و همچنین در حوزه خداشناسی، جهان شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و مبانی اخلاقی دست به اصطلاحاتی زده است و وارد حوزه کشف و شهود و تجربیات شخصی شده است.
حوزه علمیه قم و دانش های جدیدِ عرصه اخلاق در یک سده اخیر(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در صد سال اخیر، جهان شاهد تحولات بسیار و عمیقی در حوزه اخلاق و تحقیقات اخلاقی بوده که تمام ساحت های پژوهش های اخلاقی را دربر گرفته است. ساحت های اخلاق شناسی، اخلاق هنجاری، فرااخلاق، اخلاق توصیفی، روان شناسی اخلاق، جامعه شناسی اخلاق و تربیت اخلاقی همگی در روند این تحولات، تغییرات گسترده ای را به خود دیده اند. حوزه علمیه قم یکی از پیشگامان در مواجهه معقول و منطقی با تحولات عرصه پژوهش های اخلاقی است. این حوزه گرچه خود مبتکر مباحث گوناگونی در عرصه اخلاق است، با این حال تحولات جهانی این عرصه از علوم را نادیده نگرفته و واکنش های مناسبی نسبت به آنها داشته است. در واقع، اگر تغییرات در عرصه جهانی ایجاد شاخه جدیدی در فضای مباحثات اخلاقی بوده، حوزه علمیه نگرش خود را نسبت به آن شاخه جدید بیان داشته و اگر تغییرات در عرصه تغییر دیدگاه نسبت به یک موضوعی کهن بوده، حوزه بر اساس منابع دینی و پایگاه اعتقادی خود، رویکرد مناسبش را بدون لحاظ آراء جدید و ضرورت و یا عدم ضرورت تغییر رویکرد، ارائه کرده است. این مقاله با روش «تحلیل اسنادی» و «کتابخانه ای» کوشیده است نحوه مواجهه حوزه علمیه قم با دانش های جدید حوزه اخلاق در یک سده اخیر را بررسی کند. با بررسی وقایع یک سده گذشته در عرصه پژوهش های اخلاقی، بیشترین واکنش های حوزه علمیه قم را در ساحت های اخلاق شناسی، اخلاق هنجاری، فرااخلاق، اخلاق توصیفی و روان شناسی اخلاق می بینیم.
در آیینه نور / گذری بر تولیدات مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی در سال 1402ش
منبع:
ره آورد نور سال ۲۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۶(پیاپی ۱۰۳)
65-73
حوزههای تخصصی:
مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، هر ساله محصولات جدید و کارآمدی را تقدیم جامعه علمی و فرهنگی می کند و برخی از تولیدت خویش را نیز روزآمدسازی می کند. در این نوشتار، طیّ دو بخش، به معرّفی نرم افزارهای تولیدی نور و نیز نرم افزارهایی که با مشارکت این مرکز سامان یافته است، می پردازیم. امید که مورد استفاده خوانندگان عزیز قرار گیرد.
بررسی انتساب صفات تعدّی و ظلم به خداوند از منظر مفسّران با تکیه بر دیدگاه طبرسی و فخر رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
212 - 237
حوزههای تخصصی:
برخی از اوصافی که در قرآن کریم به خداوند نسبت داده شده است، زمینه انتساب ظلم و تعدّی به ساحت قدسی پروردگار را فراهم می کند که از آن جمله می توان به اِستهزاء الهی، مکر، کید، اِضلال و اِمداد در طغیان اشاره کرد. این نوع صفات اگر به معنای ظاهری آن حمل شود، منجر به وجود نقص برای خداوند می گردد. مقاله حاضر با هدف روشن نمودن مراد از آن صفات ازنظر مفسّران، با تکیه بر دیدگاه طبرسی و فخر رازی نگاشته شده است. روش مقاله، توصیفی- تحلیلی است و بر اساس یافته های تحقیق، می توان کاربرد واژه استهزاء برای خداوند را از باب مُشاکله برشمرد و مقصود از آن را کیفر و مجازات مسخره کنندگان، تحقیر جایگاه و شأن آن ها، سلب توفیق و تأیید الهی به شمار آورد. مکر و کید خداوند از باب مُزاوجت کلام به کاررفته و آن تدبیری دقیق، حساب شده و عادلانه در عقوبت دشمنان خداوند است که مکر شوندگان از آن آگاهی ندارند. همچنین این نوع مکر و کید را می توان نوعی مهلت دادن و استدراج دانست. خداوند اضلال ابتدایی ندارد؛ ازاین رو اضلال الهی، نوعی مجازات است که بعد از کفران و عصیان محقق می شود. آنگاه که فردی خودش گمراهی را بخواهد و در آن پیش رود، خداوند او را وانهاده و هدایت نمی کند و همین هدایت نکردن، خودْ نوعی گمراهی است. امداد در طغیان را نیز می توان نوعی مهلت دادن و استدراج دانست و این بدترین عذاب الهی است که در آیات متعدّد و روایات معتبر، از آن به واگذاشتن انسان تعبیر شده است.
بهداشت چشم در روایات امام رضا علیه السلام با محوریت سرمه کشیدن
منبع:
دانش ها و آموزه های قرآن و حدیث سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۶
85 - 102
حوزههای تخصصی:
بهداشت، ضامن شیرینی زندگی است. یکی از اعضای حیاتی بدن، چشم است. روایات فراوانی درباره بهداشت چشم وجود دارد، ولی تحقیقات اندکی در این زمینه انجام شده است. از امام رضا× چند روایت درباره این موضوع رسیده که تاکنون پژوهش متمرکزی بر روی آن صورت نگرفته است. در پژوهش حاضر، روایات امام رضا× درباره بهداشت چشم با استفاده از روش توصیفی تحلیلی بررسی شدند. نتایج نشان داد که امام رضا× سرمه کشیدن را به عنوان راهکاری مهم برای حفظ سلامتی چشم توصیه می کردند. اهمّیت این مساله تا جایی است که اهتمام به سرمه کشیدن به عنوان نشانه ای از ایمان به خدا و روز قیامت عنوان شده است. از حیث اعتبار، سه روایت از چهار روایت رسیده از امام رضا× دچار ضعف سندی است ولی قرائنی بر صحّت آن دلالت می کند. یک روایت نیز از صحّت سندی برخوردار است. از این رو در مجموع، روایات این موضوع، قابل اعتماد است.
سیر تطور دانش و نگارش های علوم قرآنی حوزه علمیه قم در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
29 - 89
حوزههای تخصصی:
علوم قرآن در حوزه علمیه قم از قریب دهه 30 شمسی مد نظر قرارگرفته و تاکنون آثار فراوانی در این زمینه به ثمر رسیده است. مقاله حاضر با گردآوری آثار علوم قرآنی از مراجع کتاب شناحتی قرآنی، وبگاه ها و بانک های اطلاعاتی درصدد یافتن شاخه های علوم قرآن مورد اهتمام حوزویان، شمار آثار در هر شاخه و نیز تحلیل و بررسی تطور رخ داده در آن شاخه و زمینه ها و عوامل پدیدآیی آنهاست. رهگیری نگارش های حوزیان قم در علوم قرآن نشان از افزایش کمّی قابل توجه از دهه ای به دهه دیگر دارد. علاوه بر آن، تنوع موضوعات پژوهشی قرآن پژوهان حوزه علمیه قم نیز به مرور زمان افزوده شده است. درونمایه این آثار در دهه 30 و 40 شمسی به موضوعات کم شماری همچون «وحی» و «تحریف» محدود بود؛ ولی مقارن با انقلاب اسلامی و محوریت یافتن حوزه علمیه قم، تأسیس پژوهشگاه ها و مراکز تخصصی علوم قرآن، تأسیس و توسعه رشته «علوم قرآن و حدیث» و افزایش پژوهش های قرآنی و به واسطه بهره جستن عالمان حوزه از میراث غنی تفسیر معاصر امامیه، واکاوی دقیق منابع تفسیری و به ویژه روایات تفسیری، بهره جستن از علوم جدید زبان شناختی و علوم انسانی، بازسازی و بازخوانی دیدگاه های سنتی و رسمی در پرتو پاسخ گویی به شبهات و تنقیح قواعد و مبانی کلی و درنگ در راهکارهای نظریه پردازی، به تدریج درونمایه نگاشته ها از حالت محدود پیشین بیرون آمد و با دربر گرفتن شاخه های گوناگون علوم قرآن توسعه یافت و به سوی هویت بخشیدن به علوم قرآن با رهیافتی شیعی و استقلال اندیشه قرآنی امامیه پیش رفت.
بررسی تطبیقی امکان تعمیم شیوه های خاصّ جبران خسارت در اسناد بین المللی به حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
315 - 342
حوزههای تخصصی:
در حقوق داخلی، برخی از شیوه های جبران خسارت ناشی از نقض تعهّدات قراردادی همچون الزام به اجرای تعهّد، فسخ قرارداد و مطالبه خسارت، با آن چه که در اسناد بین المللی مقرّر شده است مشترک هستند؛ لیکن برخی از شیوه های موجود در این اسناد، در حقوق ایران راه نداشته و خاصّ آنها می باشند. جریمه قضایی، پرداخت بهره، تقلیل ثمن و بازفروش کالا از این قبیل اند. با عنایت به پیشرفت و افزایش چشمگیر روابط قراردادی در میان افراد جامعه، تقویت حقوق داخلی در این عرصه ضروری به نظر می رسد. در اسناد بین المللی مقرّراتی راجع به شیوه های جبران خسارت وجود دارد که به لحاظ کمّی و کیفی، امکان بیشتری را برای جبران منصفانه و کامل خسارات فراهم می آورد؛ بنابراین تعمیم آنها به حقوق داخلی، هدف از تحقّق مسئولیّت یعنی جبران کامل خسارت را به نحو مقتضی فراهم خواهد ساخت. هرچند در حقوق داخلی امکان پرداخت بهره به لحاظ شرعی ممکن نیست اما پیش بینی سایر شیوه های بین المللی مذکور، حقوق ایران را در این زمینه تقویت خواهد نمود.
A Comparative Study of Paths to Tranquility in the Holy Qur'an and the Testaments(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۱, No. ۲, autumn and winter ۲۰۲۴
76 - 107
حوزههای تخصصی:
Tranquility is a fundamental human need addressed in Abrahamic religions, including the Holy Qur'an and the Testaments. This research aims to identify paths to tranquility in the Holy Qur'an and the Testaments using a descriptive-analytical method with a comparative approach. The study reveals that the Holy Qur'an presents 21 methods, the Old Testament 11, and the New Testament 8 methods as tranquility-inducing factors. Faith in God, prayer and supplication, reliance on God, procreation, and benevolence are common themes emphasized in all three sources. The Qur'an specifically emphasizes returning to one's innate nature (Fiṭrah), devotion to God and divine guardians, following divine guidance, ritual prayer, piety, remembrance of God, repentance, proper nutrition, utilizing religious symbols and art, companionship with believers, and maintaining family ties. The Testaments uniquely mention justice and fairness, religious festivals, nature, trustworthiness, wine, and music as tranquility-inducing factors. In conclusion, the approaches presented in the Holy Qur'an for achieving tranquility are more comprehensive, aligned with human nature and intellect, and offer genuine tranquility in both this world and the hereafter.
واکاوی مرگ و مرگ اندیشی در نثر صوفیانه (با تأکید بر متون منثور قرن ششم تا دهم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۲
279 - 298
حوزههای تخصصی:
مرگ اندیشی، بیان کننده طرز تفکر و دیدگاه گروهی از جامعه به پدیده زندگی، سرانجام هستی و جهان است. اندیشه مرگ، طیف وسیعی را دربرگرفته و در یک نوع یا یک گروه نیست. بررسی آن ها به نوع زندگی و شیوه معاشرت در جهان پاسخ داده و منجر به حلّ برخی از معضلات مربوط به سوءتفاهم های فکری و فرهنگی شده، مرگ گرایی یا مرگ اندیشی را با سرفصل های مشخصی آنالیزمی کند. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، مرگ اندیشی در نثر صوفیان قرن ششم تا دهم در چهارچوب نظام معناشناسی زبان و با به کارگیری داده های متن ابعاد مسئله از زوایای مختلف بررسی شده است. پژوهش حاضر در پی پاسخ به پرسش چگونگی مرگ اندیشی در نظام گفتمانی صوفیه است. نتایج حاصل نشان می دهد که مرگ، تناسب یا تعامل خاصی با عرفان ایرانی اسلامی دارد و در آراء صوفیه می توان مصادیق و شواهد فراوانی درباره وجود آن، غلبه آن بر ذهن و زبان عارف یا صوفی؛ حتی گرایش به سمت مرگ را دید. درمقابل، گرایش به زندگی، راندن مرگ یا نادیده انگاشتن آن نیز از یافته های دیگر پژوهش است. صوفیه تعریف صوفیانه ای از «مرگ»، «شیوه» و «شگرد» آن دارند و با مفهومی که در جهان عادی جریان دارد، تفاوت دارد. همین تفاوت، جریانی را در اندیشه صوفیانه ایران پدیدآورده است که در این پژوهش تحلیل و بررسی می شود. از مهم ترین نتایج پژوهش، تفاوت ماهوی معنای مرگ در اندیشه متصوفه یا افرادی است که در سلک تصوف درآمده اند. تفاوت در نگرش و تفسیر جهان، تفاوت معنایی را نیز به دنبال دارد.
دانشگاه ضد استعماری اقتدارآفرین و تمدن ساز: ارکان نظریه پایه دانشگاه مبتنی بر فراتحلیل کیفی پژوهش های مرتبط با دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانشگاه در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی اهمیت اساسی و جایگاه والایی در تحول و تکامل جامعه دارد. لیکن هنوز ایده انقلاب اسلامی برای دانشگاه و متقابلاً نقش این نهاد در پیشرفت انقلاب اسلامی و نزدیک نمودن آن به چشم انداز تمدن نوین اسلامی روشن نشده است. ازاین رو پژوهش حاضر درصدد است نظریه پایه دانشگاه را مبتنی بر اندیشه رهبران انقلاب اسلامی استخراج و تبیین نماید. این پژوهش یک پژوهش کیفی بود که به کمک راهبرد فراتحلیل کیفی (فراترکیب) انجام شد. داده های پژوهش از طریق ابزار فیش کیفی گردآوری شد. برای این منظور از 20 پژوهش مرتبط دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی درخصوص دانشگاه از سال 1368 تا 1402 فیش برداری شد. برای تحلیل داده های گردآوری شده از پژوهش های پیشین از روش فراتحلیل کیفی (فراترکیب) استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد ارکان نظریه پایه دانشگاه مبتنی بر نظرات رهبران انقلاب اسلامی شامل چشم انداز (دانشگاه ضداستعماری، اقتدارآفرین و تمدن ساز)، ماموریت ها (تعلیم و تربیت، اندیشه ورزی، پژوهش و نوآوری، روشنگری و مشارکت اجتماعی)، ارزش های بنیادین (استقلال فکری، معنویت گرایی ، اعتقاد به اسلام، علم جویی، تکریم عالم و علم نافع)، راهبردها، سرمایه ها و موانع است. یافته های این پژوهش با کلیشه زدایی از تلقی معمول از دانشگاه تراز انقلاب اسلامی، دیدگاه های تحولی متعددی را در چارچوب اندیشه ای انقلاب اسلامی مطرح می نماید.
نقد ادبی روش یوری روبین در زائده شمردن حرف باء در نخستین آیه علق
حوزههای تخصصی:
یوری روبین که از اسلام شناسان معروف است در مقاله خود با عنوان «نکاتی در تفسیر نخستین آیات سوره علق» ، فرمان « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ » را به معنای برشمردن نعمت های پروردگار فهم می کند و در نهایت دیدگاه وی این می شود که هدف اصلی سوره علق، ترغیب پیامبر به ستایش قدرت مطلق پروردگار خویش است؛ روبین این فهم خود از آیه نخست سوره علق را بر چند مقدمه مبتنی ساخته است که مهم ترین و اساسی ترین مقدمه او، یک روش ابتکاری است که با اتکای به آن، حرف باء در آیه مذکور را زائده می شمارد؛ از آن جا که نظریه های عالمان غیر مسلمان درباره آیات قرآنی تأثیر به سزایی در معرفی قرآن به محافل و جوامع غیر اسلامی دارد، ضروری است که این نظریه ها با دقت بررسی گردد تا نقاط قوت آن کشف و نقاط ضعف آن نیز تذکر و بازتاب داده شود. در این نگاشته که روش تحقیق در آن از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد انتقادی است، ضمن گزارش روش روبین، ادله ای از قبیل تقطیع ساختار آیه، بی توجهی به ظرافت های معنایی ساختارهای مشابه و بی توجهی به عرف قرآنی حاکم بر استعمال واژه های هم خانواده بر نادرستی روش ابتکاری او، اقامه شده اند؛ که البته با توجه به ترتب مقدمات دیدگاه او بر یکدیگر، نادرستی آن نیز در پی خواهد بود.
آموزش زنان گیلان در دوره مشروطه و پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
135 - 158
حوزههای تخصصی:
در آستانه دوره مشروطه و پهلوی اول، تحولات سیاسی و اجتماعی ایران زمینه ساز ورود زنان به عرصه آموزش و فعالیت های اجتماعی شد. در گیلان، زنان با وجود محدودیت ها و مخالفت های سنتی، به صورت خودجوش به ایجاد مدارس دخترانه، مراکز بهداشتی و پرورشی پرداختند و نقش مؤثری در گسترش آموزش ایفا کردند. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و بر پایه اسناد، منابع کتابخانه ای و رویکرد تطبیقی، وضعیت آموزش زنان گیلان را در دو دوره مشروطه و پهلوی بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که بیشتر تحولات آموزشی در شهر رشت متمرکز بوده و تأسیس مدارس دخترانه و انجمن های اجتماعی در این شهر به الگویی برای دیگر مناطق گیلان تبدیل شد. گسترش آموزش زنان موجب ارتقای جایگاه اجتماعی آنان و مشارکت فعال ترشان در توسعه فرهنگی و اقتصادی استان شد و آموزش را به یکی از محورهای اصلی تجدد در گیلان بدل ساخت.
بازکاوی پاسخ های شبهه دور در توهم تحریف قرآن
حوزههای تخصصی:
دور به معنای بازگرداندن کلام به نفس کلام است. برخی همچون فخررازی و آلوسی ذیل آیه ی « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون» استدلال به این آیه برای رد تحریف از دامان قرآن را، از مصادیق دور در کلام دانسته و بیان سخن مزبور را به شیعه نسبت می دهند. درمقابل، متفکران شیعی تلاش زیادی برای پاسخ به این شبهه انجام داده اند. باوجود قوت برخی پاسخ ها، هیچ یک به طورکامل نتوانسته است از عهده ی شبهه ی مذکور برآید. هدف پژوهش حاضر، ارائه ی دفاعی کامل تر و بهتر است. لذا، به روشی تحلیلی به بررسی پاسخ ها پرداخته و آنرا واکاوی نموده، انتقادات وارد بر هریک را مطرح و ردیه ای متفاوت از سایرین ارائه کرده است. نتیجه این که: اولاً نسبت طرح شبهه دور به شیعه اتهامی بیش نیست و اندیشمندان شیعه بالاتفاق آن را رد می کنند. ثانیاً با توجه به تعاریف موجود درباره ی دور، طرح این شبهه درباره ی قرآن نوعی سفسطه است و « دور» با هیچ رویکرد و شرایط موضوعیت نداشته و ندارد.
کاربست عقل مصباحی در تفسیر اجتهادی جامع «تسنیم» با تأکید بر تفسیر قرآن به قرآن
حوزههای تخصصی:
روش تسنیم در تفسیر قرآن روش اجتهادی جامع با تأکید بر «تفسیر قرآن به قرآن» با رویکرد اعتدالی به معنای بهره مندی حداکثری از آیات قرآن است که با تفطّن عقل از شواهد و قرائن آیه یا آیات دیگر و تحلیل و جمع بندی آنها صورت می پذیرد و در این قسم، عقل تنها نقش «مصباح» و ابزار دارد. بدین جهت، آیت الله جوادی آملی در تفسیر ارزشمند تسنیم کوشش بلیغی در بهره مندی از آن دارد. رهاورد معرفتی کاربست این نقش، تعمیق و توسعه معارف قرآنی و پرهیز از فهم نادرست یا ناقص و سطحی است. مقاله حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی نگارش یافته، چیستی عقل مصباحی و تفسیر اجتهادی جامع و نیز تفسیر قرآن به قرآن را تبیین نموده و برخی از ادله قرآنی و روایی آن را بیان نموده است. سپس به پانزده کارکرد از ابعاد کاربست عقل مصباحی در تفسیر تسنیم به ویژه با تأکید بر تفسیر قرآن به قرآن اشاره کرده است: دقت در معنای واژه، توجه به انواع دلالت مدلول غیر مطابقی، تحلیل و تبیین مفاد، تأویل آیات و ارجاع متشابهات به محکمات، رفع تعارض ظاهری آیات و برخورداری از نگاه جامع، تخصیص عام، تقیید مطلق، لحاظ آیات کلیدی، تفکیک مفهوم از مصداق، عنایت به گستردگی و شمولیت، کشف علّت، بازشناسی تمثیل از تحدید و تعیین، بهره گیری پیام دستوری از بیان وصفی، بهره مندی از آیات در تأیید روایات تفسیری، بهره مندی از آیات در نقد روایات تفسیری.
چالش های استناد به وهن دین در فرآیند استنباط فقهی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۴
111-138
حوزههای تخصصی:
وهن دین به معنای حکم یا رفتاری که دین و مذهب را در منظر عرف امری سست و سبک جلوه می دهد، ازجمله عناوینی است که بعد از انقلاب اسلامی ابتدا در فتاوای امام خمینی(ره) به شکلی جدی موردتوجه و استناد قرار گرفت و سپس در بسیاری از مسائل، مبنا و مدرک فتاوای معاصر واقع شده است، به گونه ای که می توان از حرمت وهن دین به عنوان یک قاعده فقهی نام برد. وهن دین به عنوان ثانوی از ظرفیت طرح در قالب قاعده فقهی برخوردار است اما عدم توجه به آثار چالش برانگیز استناد به وهن دین در فرآیند استنباط فقهی، سبب شده است که به کارگیری وهن دین در فرآیند استنباط فقهی با تردیدهایی توأم شود. این نوشتار با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی بر آن است تا چالش هایی نظیر ناسازگاری قاعده وهن دین با اصل ثبات احکام و یا مغایرت لزوم صلابت در اجرای احکام دینی با به کارگیری قاعده وهن دین و نیز تخصیص اکثر حاصل از اجرای قاعده وهن دین را به درستی تبیین کند و بابیان علمی عدم مغایرت وهن دین را با موارد ذکر شده به اثبات رساند.
مبانی سلوک اخلاقی ابوذر برپایه روایات او(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۴بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
41 - 82
حوزههای تخصصی:
از میان صحابه پیامبر (ص) ابوذَرِ غِفاری از آن ها ست که جریان های فکری مختلفِ جهانِ اسلام در سده های متمادی به روایات و گفتارهای اخلاقی او توجه نشان داده اند. می توان در آثار منسوب به وی احکامِ مختلفی درباره سلوکِ اخلاقی فردی و اجتماعی بازدید. مطالعه کنونی با هدفِ بازشناسی آن بخش از اندیشه های اخلاقی بازتابیده در روایاتِ منسوب به او صورت می گیرد که به سلوکِ فردی و ذهنیِ او مربوط است؛ اَبعاد و جوانبی از سلوک اخلاقی که حتی اگر ارتباطاتِ اجتماعی فرد نیز منقطع شود استمرار می توانند یافت. می خواهیم دریابیم برپایه روایاتِ منسوب به ابوذر و با فرضِ اَصالتِ آن ها ابوذر چه سلوکِ فکری ای را ترویج می کند. به این منظور با استقصاء روایاتِ بازمانده از ابوذر و بازخوانی نگرش های هستی شناسانه و انسان شناسانه بازتابیده در آن ها به بازشناسی تصویری خواهیم پرداخت که این روایت ها از خیرِ اعلیٰ برای انسان و راه دست یابی به آن بازمی نُمایانند. آن گاه شیوه ای را که در این روایت ها برای سلوکِ فردی بر اساس مبانی یادشده تجویز می شود بازخواهیم شناخت. چنین مطالعه ای ما را می تواند با تصویری که از ابوذرِ نُمادین در حافظه تاریخی مسلمانان شکل گرفته است آشنا کند. نسبت شخصیت ابوذرِ تاریخی با این تصویر، خاستگاهِ اندیشه های ابوذر تاریخی و نسبت اندیشه های وی با دیگر صحابه را باید موضوع مطالعاتِ دیگر دانست. فرضیه مطالعه کنونی آن است که ابوذرِ نُمادین سلوکِ فکری زاهدانه ای برپایه مراقبه، ایمان، حزن و حکمت جویی را ترویج می کند.
استلزامات مرجعیت علمی قرآن بر علوم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
طرح مرجعیت علمی قرآن کریم بر علوم، با هر بیان و خوانش، ضرورتاً باید در ظرف تفسیر و فهم متن مورد ارزیابی قرار بگیرد. بر این اساس پژوهش حاضر، به بررسی «استلزامات» تفسیر متن در تحقق مرجعیت علمی بر علوم می پردازد (مسأله). کشف این استلزامات، از طریق بررسی و استقراء مبانی حِکمی- اصولی و هر آنچه که در تفسیر مدخلیت دارد، انجام خواهد گرفت (فرضیه). بررسی این فرضیه، از طریق روش تحلیلی- توصیفی و بررسی مبانی به کار رفته در حوزه دلالت الفاظ در فقه و اصول، و رویکردهای حِکمی انجام خواهد شد (روش و رویکرد)، تا مبانی طرح ایده مرجعیت علمی قرآن کریم بر علوم روشن شود؛ چرا که با طرح ایده مرجعیت علمی قرآن کریم، ناگزیر از توسعه دامنه تفسیر برای راه یابی موضوعات و محمولات علوم هستیم، تا دلالت یابی قرآن و تأثیرگذاری آن بر علوم مشخص شود. ازاین رو هدف از پژوهش حاضر، تبیین استلزامات مرجعیت علمی قرآن کریم بر علوم است (هدف). برای نمونه می توان به قواعد زبانی حاکم بر الفاظ، و دایره حجّیت ظهور در علم اصول، و تحلیل پدیده های اعتباری در حکمت، و هر ابزار اندیشه ای که محقق را در تحقق مرجعیت یاری می کند، اشاره کرد (یافته ها).
تحلیل شبکه معنایی واژه «خاب» با تکیه بر تفسیر فریقین و جانشین های معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه شبکه معنایی واژگان، یکی از روش های پژوهش در قرآن کریم است. در این روش، با انتخاب کلمات یا عبارات کلیدی، به بررسی معنای هر واژه در ارتباط با سایر واژه ها و مفاهیم مرتبط پرداخته می شود. واژه «خاب» پنج بار در قرآن کریم به کار رفته است و از نظر لغوی و تفسیری حاوی مفاهیمی مهم و متنوع است. این واژه که با موضوعاتی همچون وعده و وعید، تحقق اهداف و عاقبت اعمال مرتبط است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی تفاسیر مختلف ذیل این واژه و جانشین های آن در منابع تفسیری و لغوی پرداخته است. مطالعات نشان می دهد که مفهوم محوری واژه ی«خاب» بر پایه ی ناامیدی در نتیجه ناکامی و عدم تحقق آرزوهاست که نتیجه ی طبیعی انحراف از مسیر صداقت، عدم خلوص، ظلم، سرکشی، دشمنی با خدا تلقی می شود. اختلاف موجود در تفاسیر، ناشی از تفاوت در برداشت های زبانی، مفهومی وعدم توجه به سیاق و عدم تمایز میان واژگان مترادف است. در واقع این واژه، به وضعیتی اشاره می کند که فرد از دستیابی به هدف یا خواسته ی خود باز می ماند و دچار ناامیدی می شود لذا بیشتر بر مفهوم از دست دادن شیء، آرزو، طلب و... دلالت می کند که در نهایت موجب ناامیدی می شود. این حالت زمانی رخ می دهد که فرد به موضوعی نادرست و ناصواب دل بسته و در صورت نرسیدن به آن، حالت ناامیدی بر او غلبه می کند.
تفسیر «وَ لَوْلا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» در سده های 10- 15: یک بررسی تاریخی- تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر و تحول در فهم برخی عبارات قرآنی، موضوعی است که از دیرباز مورد اهتمام اندیشمندان قرآنی بوده و برای این موضوع، علل و عوامل متعددی از سوی آنان ارائه گشته است. از جمله علل این تحولات که کمتر بدان پرداخته شده، «گفتمان ها» می باشند که در خلق یک تفسیر، نقش موثری ایفا می نمایند. در این نوشتار تلاش برآنست با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با تأکید بر علت مذکور، تحولات تفسیری عبارت قرآنی «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» مورد بررسی قرار گیرد. از آن جا که عبارت قرآنی مورد بحث، با آراء تفسیری متعدد و متنوعی مواجه بوده است و تحلیل تحولات همه ی آن ها، در مجال یک مقاله نمی گنجد، در پژوهش حاضر به بررسی سیر تاریخی تفاسیر مفسران، در پنج قرن اخیر (سده های دهم تا پانزدهم هجری) پرداخته شده و در نهایت علل و چرایی تحولات تفسیری رخ داده در این دوران، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آنست که در قرن های چهاردهم و پانزدهم، به دنبال رنسانس و ورود علوم غربی به دنیای اسلام، مفسران، تدافع در عبارت مذکور را که در قرن های دهم و یازدهم، تدافعی معنوی و در قرن های دوازدهم و سیزدهم غالبا تدافعی عرفانی دانسته می شد، بیش تر به تدافع تنازعی و نقطه ی مقابل آن یعنی تدافع تعاونی تفسیر نموده اند.
شاخص های ادب غنایی در شعر رضوی ملک الشعراء بهار و علی موسوی گرمارودی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
87 - 116
حوزههای تخصصی:
شعر رضوی بخشی از شعر آیینی است و اشعاری را شامل می شود که درباره امام رضا (ع) سروده شده است. این نوع شعر، جزو ادب غنایی است و در آن عواطف و احساسات دینی و مذهبی شاعر با زبانی هنری، شاعرانه و غنایی بیان می شود. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی و با هدف تبیین شاخص های غناییِ اشعار رضوی ملک الشعراء بهار و علی موسوی گرمارودی انجام شده و در پیِ پاسخگویی به چگونگی بازتاب شاخص های ادب غنایی در این اشعار است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که شاخص های محتوایی و عاطفی به صورت سوگ سرودها، اشعار مولودی، توصیف سیما و حالات و مصائب امام بازتاب یافته است. شاخص های صوری و زبانی هم به صورت استفاده از جمله های پرسشی، اظهاری و تعجبی با اغراض خاص، بهره گیری از اوزان جویباری و سنگین، تشبیه، استعاره، واج آرایی و موسیقی کلمات برای القای حسی خاص و نیز واژگان و تعبیرات غنایی، برجسته شده است.