فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۰۱ تا ۱٬۴۲۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
225 - 252
حوزههای تخصصی:
اشعار آیینی از دیرباز تاکنون در ادبیات ملت های مسلمان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است؛ اما نباید از بررسی این گونه سروده ها با رویکردهای جدید نقدی غفلت کرد، زیرا این امر به بررسی بیشتر لایه ها و محتوای نهفته در اثر و شناخت جامع تر از شاعر و اثر ادبی اش می انجامد. این پژوهش درصدد است تا در چهارچوب مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی و با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی طبق نظریه نورمن فرکلاف، چکامه الحرم المنیع اثر مرحوم غروی اصفهانی و شمع ولایت اثر مرحوم صاحبکار را که با موضوع امام رضا (ع) و در نیمه دوم قرن چهاردهم سروده شده است واکاوی کند. برخی نتایج به دست آمده حاکی است که در شعر شمع ولایت در سطح توصیف، کنشگر اصلی، خود شاعر و کنش پذیر اصلی مأمون است و در آن از طرح طبقه بندی دارای سلسله مراتب استفاده شده است. این در حالی است که چکامه الحرم المنیع نسبت به شعر شمع ولایت بافت موقعیتی گسترده تر و ساخت تاریخی محکم تری دارد.
گزارش یک زندگی بر اساس دیوان میرزا هدایت الله فراهانی (سروده شده در سال 1301 ق / 1884 م)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
103 - 138
حوزههای تخصصی:
میرزا هدایت الله، شاعر زاهد پیشه فراهانی است که حوالی سال 1301 قمری در حدود چهل سالگی سروده های خود را در قالب یک دفتر تدوین کرده است. او شرحی از زندگی نسبتاً پرماجرای خود بیان می کند و در این اشعار نشان می دهد که در یک خانواده ایرانی با تمایلات فرهنگی مذهبی مختلف چه اختلاف نظرهایی وجود داشته است و پدر و پسر چگونه به جدال با یکدیگر نه فقط در بیداری که در خواب هم برخاسته اند. در وسط این اختلاف نظرها، نیم نگاهی به اختلاف های خانوادگی و نقش زن پدر در ایجاد اختلاف میان فرزندان هم دارد. شاعر ما علایق صوفیانه دارد، با تجربه هایی از شاگردی میرزای شیرازی، دلدادگی به برخی از مشایخ ذهبیه و همراهی با شیخ الرئیس قاجار در مشهد. پشیمانی دهه پنجم زندگانی او این است که چرا از اول یک شغل به درد بخور انتخاب نکرده و این طور عمر را سپری کرده است. ما با یک گزارش زندگی واقعی روبرو هستیم که به زبان شعر آن هم از نوع متوسط آن بیان شده است.
Analysis of the Relationship between Power Distance and Justice in the Political Practice of Imam al-Rida: A Novel Reading Based on Hofstede’s Cultural Dimensions Theory
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۵
17 - 33
حوزههای تخصصی:
The “power distance,” as a key index for analyzing rulers’ political conduct and the extent to which inequality in power distribution is accepted, serves as an effective tool for assessing the status of justice in historical societies. Using a descriptive–analytical method, this study examines the manifestation of this concept in the conduct of Imam al-Rida (PBUH) during his period as crown prince ( Wilayat alʿahd ). The findings indicate that, despite his exceptional political position, the Imam offered a novel model of low-distance governance, which explicitly contrasts with the prevailing Abbasid discourse. The study identifies five main components in the Radawi political practice: (1) criticism of closed, circle-based relationships and emphasis on meritocracy in appointments; (2) opposition to authoritarianism and its symbols, such as displays of grandeur; (3) a responsible attitude toward public wealth; (4) accessibility to the general populace; and (5) respect for human dignity regardless of social distinctions. Collectively, these indicators reflect the Imam’s approach to justice in its distributive, procedural, and interactional dimensions. Significantly, by conditionally accepting the position of crown prince, the Imam deliberately refrained from exploiting the privileges of power, thereby practically demonstrating that reducing power distance is a prerequisite for realizing comprehensive justice. This model is not only unique in historical Islamic studies but can also serve as an applicable paradigm for contemporary governance in Islamic societies. From a methodological standpoint, the present work is innovative in being the first systematic study of power distance during Imam al-Rida’s tenure as crown prince.
تحلیلی از راهکارهای قرآن کریم برای حل مسئله تجرد با تأکید بر آیه 32 سوره نور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
27 - 42
حوزههای تخصصی:
بی شک مسئله تجرد و بی همسری، یکی از معضل های جامعه اسلامی است که بحران های اجتماعی متعددی از جمله بحران های جمعیتی و پیری آن را به دنبال خواهد داشت، اما تا کنون راهکارهای بشری به این معضل، هیچ کدام موفق نبوده اند و تبعات این معضل همچنان گریبان گیر جامعه اسلامی است. با توجه به اینکه قرآن کریم منبعی وحیانی است که به شئون مختلف انسان پرداخته است و خصوصاً در آیه 32 سوره نور از ازدواج مجردان سخن به میان آورده است و راهکارهایی را برای حل معضل تجرد پیشنهاد داده است؛ بنابراین منبع مطمئنی برای حل این مسئله به حساب می آید. یافته های این پژوهش حاکی از وجود دو نوع راهکار برای حل این مسئله است: 1. در بُعد کلان، از تمامی آحاد جامعه اسلامی، شامل اشخاص حقیقی و حقوقی، شرعاً خواسته شده است که با استفاده از تمامی امکاناتی که در اختیار دارند، برای به ازدواج درآوردن مجردان جامعه هم افزایی کنند؛ 2. در بُعد خُرد نیز به چند راهکار در این زمینه اشاره شده است: الف) ایجاد انگیزه برای ازدواج؛ ب) تسهیل ازدواج؛ ج) کمک مالی به مجردان کم بضاعت.
گونه شناسی «تفکر انتقادی» و واکاوی آن در تمدن اسلامی ایرانی (از اواخر قرن 3 تا اوایل قرن 7)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
102 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تبیین معنای درست تفکر انتقادی و نقش آن در فراز و فرود تمدن ها است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی در ابتدا دو گونه رویکرد ایجابی یا «تفکر نقّادِ پذیرنده و سازنده»؛ و رویکرد سلبی یا «تفکر نقّادِ ستیزنده و مخرّب» از هم بازشناسی شد. در ادامه نشان داده شد که تفکر انتقادی ایجابی، بر خلاف نوع سلبی آن، همواره توأم با گونه ای از تساهل و خلاقیت است و از لوازم پیشرفت جوامع بشری محسوب می شود. نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان می دهند یکی از عوامل مهم شکوفایی تمدن اسلامی (از قرن سوم تا اواسط قرن پنجم) وجود فضای آزادی اندیشه توأم با تفکر انتقادی ایجابی بوده است. در این دوره رابطه متقابل نهاد سیاست و نهاد علم موجب هم افزایی شد و دانشمندان و حاکمان (به ویژه سامانیان و آل بویه) در تعاملی دوسویه نقش خود را در بالندگی تمدن اس لامی به خوبی ایفا کردند. در نقطه مقابل در قرون بعدی بواسطه ایجاد فضایی با منطق تک گفتاری و جزمی، سیر نزولی این تمدن درخشان اتفاق افتاد. پیشینه تمدنی مذکور و تأمل در آن می تواند چراغ راهی در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی ایرانی در آینده باشد
The Revocable Divorced Woman and the Issue of Leaving the Home; In Light of the Exegesis of the First Verse of Surah al-Ṭalāq and an Examination of its Jurisprudential and Legal Dimensions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The issue of a revocable divorced woman leaving the home has always been a challenging topic in the field of Islamic jurisprudence and family law. The present study, with an analytical and comparative approach, delves into the jurisprudential and legal dimensions of this issue, focusing on the Quranic text of Surah al-Ṭalāq. The aforementioned verse, which emphasizes the residence of the divorced woman in her husband's home until the end of the waiting period (ʻIddah), is the main focus of the analysis. Using content analysis, the opinions of various jurists and commentators regarding the divorced woman's leaving the home have been compared and evaluated, and its compatibility with the principles governing family laws has been considered. The findings indicated that jurists and commentators have diverse opinions regarding the permissibility or non-permissibility of a divorced woman leaving the home: "A group that considers the divorced woman's leaving the home absolutely forbidden and another group that considers leaving with the husband's permission permissible." The reasons of the proponents of both views have been comprehensively examined. The interpretative analysis of the first verse of Surah al-Ṭalāq shows that this verse aims to provide peace and comfort for the divorced woman, and therefore, some restrictions have been considered for her leaving the home
چالش های حاکمیت قانون بر وضع عوارض توسط شهرداری با مطالعه آراء دیوان عدالت اداری
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 21
حوزههای تخصصی:
حاکمیت قانون به عنوان یکی از اصول بنیادین نظام حقوقی، تضمین کننده مشروعیت و اعتبار تصمیمات و اقدامات نهادهای عمومی از جمله شهرداری هاست. با این حال، بررسی آراء دیوان عدالت اداری نشان می دهد که وضع عوارض توسط شهرداری ها در موارد متعددی خارج از حدود و ثغور صلاحیت قانونی بوده و منجر به نقض حقوق مکتسبه شهروندان شده است. برخی از این آراء ناظر بر اعمال عوارض بدون وجود مجوز صریح قانونی، تکرار عوارض مشابه با عناوین متفاوت، و عدم رعایت ضوابط تصویب و ابلاغ مقررات محلی هستند.از تحلیل این آراء می توان نتیجه گرفت که چالش های موجود عمدتاً ناشی از عدم شفافیت در قوانین بالادستی، تفسیر موسع شهرداری ها از اختیارات خود، و ضعف نظارت مؤثر بر مصوبات شوراهای اسلامی شهر است. برای رفع این چالش ها، اصلاح مقررات قانونی، بازنگری در رویه های نظارتی دیوان عدالت اداری، و تقویت نهادهای ناظر بر فرآیند تصویب و اجرای عوارض شهری امری ضروری به نظر می رسد. این مقاله تلاش دارد تا با تمرکز بر رویه قضایی، راهکارهایی برای تقویت اصل حاکمیت قانون در حوزه عوارض شهری ارائه دهد.
مسئولیت کیفری هوش مصنوعی از دیدگاه حقوق جزا و جرم شناسی
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 20
حوزههای تخصصی:
فناوری های نوین، شرایطی را برای نوسازی اشکال مختلف روابط اجتماعی با استفاده از فناوری های واقعیت مجازی و متاورس ایجاد نموده است که تنظیم روابط حقوقی را فراتر از قواعد سنتی، ایجاب می کند و توسعه و به روزرسانی قوانین در حوزه مسئولیت های قانونی متاورس ضروری است. متاورس به عنوان جامعه الکترونیکی آینده، هنوز مرزهای قانونی مشخصی ندارد و وظیفه حقوق دانان تعیین اختیارات قانونی برای محیط های واقعیت مجازی می باشد. جامعه بایستی در خصوص امکان سنجی و ضرورت تنظیم مقررات متاورس به این پرسش ها پاسخ دهد که در متاورس چه جرایمی قابل ارتکاب است و جرم شناسی در این حوزه چه ملاحظاتی را در بر می گیرد و چگونه می توان با جرایم ارتکابی در فضای واقعیت مجازی برخورد کرد؟ در این پژوهش به پاسخ این پرسش ها پرداخته می شود. رویکرد پژوهش توصیفی - تحلیلی می باشد و گردآوری مطالب به شیوه کتابخانه ای صورت می گیرد
مشروعیت فقهی و حقوقی کفالت در قصاص در فقه مذاهب اسلامی و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 17
حوزههای تخصصی:
کفالت در اموال، موضوعی اجماعی و محل اتفاق است که در فقه مذاهب اسلامی و حقوق ایران صحت و مشروعیتش تأیید شده است، اما کفالت در امور کیفری، مسأله ای بحث برانگیز و محل مناقشه می باشد. جستار حاضر با روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی تحلیلی، به تحقیق در مورد مشروعیت «کفالت در قصاص» می پردازد، بدین معنا که امکان استفاده از نهاد کفالت در مورد متهم یا محکوم به قصاص را از منظر فقه مذاهب اسلامی به داوری می نشیند. یافته های پژوهش نشان می دهد که «کفالت در قصاص» از منظر فقه مذاهب اسلامی خصوصاً امامیه، صحیح و مشروع است و قصاص، مشمول قواعدِ نافی جریانِ کفالت در حدود (نظیر لاکفاله فی الحد) نمی باشد. بر این اساس، به نظر می رسد ولی دم در قصاص می تواند در مقابل حق خود، قبولِ کفالت کند. قوانین ایران درباره جواز یا عدم جواز کفالت در قصاص، ساکت است و این مسأله در کتب حقوقی نیز چندان مورد بحث واقع نشده، لذا با استناد به اصل 167 قانون اساسی، مبنی بر لزوم مراجعه مقام قضایی به فتوای فقها در موارد سکوت قانون، می توان گفت حقوق ایران نیز این گونه کفالت ها را مشروع دانسته است. بنابراین به اختصار باید گفت: کفالت در قصاص، از منظر فقهی و حقوقی، مشروع و صحیح می باشد.
نقش ایرانیان در استعلا و گسترش اهداف و پیام های نهضت عاشورا
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۸
7 - 22
حوزههای تخصصی:
نهضت عاشورا از برجسته ترین و تأثیرگذارترین رویدادهای تاریخ اسلام و ایران یک حادثه مذهبی، و نمادی از مقاومت، ایثار و مبارزه با ظلم در فرهنگ ایرانی و جهانی شناخته می شود. پژوهش حاضر به بررسی نقش عاشورا در هویت فرهنگی و دینی ایرانیان می پردازد و تأثیرات بلندمدت آن را بر جامعه ایرانی تحلیل می کند و به گسترش پیام های عاشورا در دنیای امروز و ارتباط آن با جنبش های حقوق بشری، عدالت خواهی و مقاومت در برابر ظلم می پردازد. یافته های این مقاله نشان می دهد که عاشورا در تقویت هویت شیعی و ایجاد همبستگی اجتماعی در تاریخ ایران نقشی اساسی داشته است. پیام های عاشورا در ادوار تاریخی ایران و جنبش های سیاسی و اجتماعی آن، نیروی محرکه مبارزه علیه ظلم و فساد بوده است. در دنیای معاصر نیز، آموزه های عاشورا منبع الهام مبارزات جهانی علیه نابرابری، فساد و ظلم است و چشم انداز گسترش آن در سطح جهانی، به ویژه در جنبش های عدالت خواهانه و حقوق بشری، همچنان حائز اهمیت است.
مصادیق قاعده دفع افسد به فاسد در چهارچوب حقوق کیفری و مبانی حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
89 - 106
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تعارض ادله و احکام یکی از موضوعات بسیار مهم در علم اصول محسوب می گردد. قاعده دفع افسد به فاسد نیز یکی از قواعد مهم در باب حل تعارض می باشد. هدف از پژوهش حاضر تبیین مصادیق قاعده دفع افسد به فاسد در چهارچوب حقوق کیفری و مبانی حقوق بشر می باشد.
مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.
ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: قاعده دفع افسد به فاسد مبنای طراحی بسیاری از مواد قانون مجازات اسلامی می باشد؛ این قاعده نه فقط در مبنای قانون گذاری، بلکه در حل تعارض میان مصادیق رفتارهای مجرمانه در حقوق کیفری کاربرد دارد. از طرف دیگر، حقوق بشر و استانداردهای آن نیز به عنوان معیار شناسایی افسد از فاسد محسوب می گردد.
نتیجه : قواعد دفاع مشروع، امر آمر قانونی، اجرای قانون اهم، اضطرار، مصادیق متقن از قاعده دفع افسد به فاسد در حقوق کیفری محسوب می شوند. شناسایی قاعده دفع افسد به فاسد کمک شایانی به فرآیند اجرای قواعد حقوق کیفری می کند.
شناسایی و تبیین شاخص ها و مولفه های حکمرانی اسلامی ( رهبری در نظام مردم سالاری دینی) مبتنی بر اندیشه ها و گفتمان رهبری انقلاب اسلامی
منبع:
پژوهش های نوین در حکمرانی اسلامی دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
70 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی و تعیین شاخص ها و مؤلفه های حکمرانی ایرانی اسلامی (مردم سالاری دینی) براساس اندیشه ها و گفتمان امام خمینی) و امام خامنه ای(مدظله العالی) است که با بهره گیری از پژوهش کیفی و رویکرد تحلیل محتوا، و تحلیل مضمون بیانات و سخنرانی های ایشان که در صحیفه نور و سایت امام خامنه ای > موجود است، صورت گرفت. روند کدگذاری با استفاده از کدگذاریِ مجدد بررسی شد و پایایی بین کدگذاران 79 به دست آمد که پایایی مطلوبی است. برای بررسی روایی نیز از روش درگیری طولانی مدت و جست وجوگری بیشتر در سایر منابع موجود استفاده شد. بررسی و تحلیل داده ها حاکی از آن بود که شاخص های اصلی و مؤلفه های مردم سالاری دینی از دیدگاه امام خمینی) شامل عدالت در اقسام مختلف آن (اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قضایی)، مشارکت سیاسی برابر، حق انتخاب، حق نظارت، انتقاد، آزادی احزاب، امنیت سیاسی، دموکراسی اسلامی، حمایت از محرومان و مستضعفان، از بین بردن شکاف طبقاتی، نظارت و اظهارنظر، کارایی و اثربخشی نهادهای دولتی، ارتباط عاطفی بین مردم و دولت، حاکمیت بر قلوب مردم بدون تزلزل، فرهنگ مبارزه با فساد، قانون مداری الهی، آزادی منطقی و الهی، التزام به ولایت است. شاخص ها و مؤلفه های مردم سالاری دینی از دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) شامل شاخص اعتقادی و اخلاقی مدیران و مسئولان، ولایت مداری، حاکمیت اسلام، نقش مردم در حکومت، سعادت مادی و معنوی، خوداتکایی، بهره وری ساختارها و نهادهای حکومتی، پیشگامی و استفاده از ظرفیت ها و اجرای حدود الهی و استقرار عدالت در جامعه است.
کاربست نظریه «وحدت شخصی وجود» در فهم متون دینی بر پایه مبانی روش شناسی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
5 - 22
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو درصدد است نشان دهد که تفسیر ملاصدرا از «وحدت شخصی وجود»، ظرفیت آن را دارد که با تحفظ حداکثری بر ظاهر آیات و روایات، معنای دقیق آنها را نیز بیان نماید. برای رسیدن به این هدف، ابتدا مبانی این نظریه تبیین میگردد و سپس روشن میشود که بسیاری از آیات مرتبط با بحث توحید ذاتی، صفات خبریه و توحید افعالی، با استناد به نظریه وحدت شخصی وجود، بهمراه مبانی روش شناسی صدرالمتألهین، تفسیری عمیقتر می یابند، بدون آنکه مفسر در دام ظاهرگرایی و تشبیه یا تأویل غیرموجه گرفتار شود. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته و مدعای خویش را بر تفسیر نمونه هایی از آیات توحیدی تطبیق میدهد و بیان میدارد که در صفات خبریه، هر آنچه مخلوقات دارند، خداوند نیز حقیقتاً داراست، اما نه مصداق مادی آنها را، بلکه مطابق نظریه ارواح معانی، پس از پیراستن نقایص از مصادیق مادی، ضروری است روح معنای آنها را دریافت کرده و سپس به خداوند متعال اسناد دهیم و اینچنین بین تشبیه و تنزیه، حق جمع نماییم. همچنین بر اساس فهم صحیح نظریه وحدت شخصی وجود و توحید افعالی، تمام افعال اختیاری انسان، همانگونه که حقیقتاً به انسان نسبت داده میشوند، به خداوند متعال نیز منسوبند و خداوند فاعل قریب و حقیقی آنهاست.
بَداء در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
59 - 72
حوزههای تخصصی:
یکی از آموزه های مهم اسلامی که در احادیث امامان شیعه (علیهم السلام) بطور خاص مطرح شده، آموزه «بداء» است. «بداء» در لغت بمعنای ظهورِ بعد از خفا و علمِ پس از جهل است و به این معنا، به اتفاق عقل و نقل، محال است به خداوند نسبت داده شود. بنابرین پرسش اینست که در روایات اسلامی بداء به چه معنا و چگونه به خدا نسبت داده شده است؟ اندیشمندان شیعی پاسخهایی گوناگون به این پرسش داده اند. نوشتار پیش رو به گزارش و سنجش نظریه ملاصدرا میپردازد. نظریه او درباب بداء، درون نظریه جامعتر او درباب علم الهی جای میگیرد. بر اساس این نظریه، علم پیشین الهی چهار مرتبه دارد: 1) عنایت که عین ذات خداوند، و از اینرو، ثابت است؛ 2) قضا که عین عقول، و بهمین دلیل، ثابت است؛ 3) قدر که علم نفوس فلکی است و بخشی از آن ثابت و بخشی متغیر است. از نظر ملاصدرا، بداء در همین بخشِ متغیرِ قدر رخ میدهد. بنابرین، پاسخ ملاصدرا به مسئله بداء مبتنی بر طبیعیات قدیم و نظریه افلاک است؛ نظریه یی که دست کم در پارادایم معرفتی معاصر، پذیرفتنی نیست. بنابرین، بر حکمای نوصدرایی واجب است که با پیراستن این نظریه از مقدمات طبیعیاتی و فلکی، آن را بازسازی کنند و راه این بازسازی آنست که بدون استفاده از مفهوم «نفس فلکی»، طبقه یی از مجردات اثبات شود که مقهورِ عقول طولی و عرضی، و قاهر بر طبیعتند و نسبت به رخدادهای عالم ماده، پیش آگاهی ناقص متغیر دارند. همین پیش آگاهی مصحّح بداء خواهد بود.
کیفیت ظهور عرفان در دو منظومه «راز و نیاز» و «هذیان دل» شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
1 - 22
حوزههای تخصصی:
شهریار همواره در اشعار و مصاحبه هایش ادعامی کند که در مسیر عرفان گام برمی دارد، اما عرفانی که در غزلیاتش مجالِ طرح می یابد از تجربیات نابی برخوردار نیست. عرفان اصیل شهریار را باید در بعضی اشعار «مکتب شهریار» جست وجو نمود. ما در این مقاله به سراغ دو شعر «راز و نیاز» و «هذیان دل» رفته ایم. طرز تعبیر و گزارش شاعر از تجربیات عرفانی خویش در این دو شعر کاملاً مدرن است و امضای شهریار را پای خود دارد. تازگی فرم، ساخت ویژه، تخیل قوی، رمانتیسیسم و موارد دیگر باعث آمده که عرفانِ ظهوریافته در این دو شعر کاملاً نو به نظر آید. این اشعار در دهه 20 سروده شده اند؛ شهریار در چهار دهه بعدی حیاتش دیگر نتوانست به چنین تجربیات باطنیِ متعالی در عرفان دست یابد و سپس تر به واقع، خود را با سطح و پوسته عرفان درگیر ساخت. شهریار در دو شعرِ مزبور، دیگر ادعایِ کشف و شهود ندارد، بلکه دریافت هایش را به صورت مستقیم، همچون صحنه سینما در مقابل خوانندگان به نمایش می گذارد. ما در این مقاله که به روش کتابخانه ای و توصیفی انجام شده، به شرح و توضیح دو سبک در شعر عرفانی شهریار پرداخته ایم. شهریار در شیوه نخست که عمده اشعار عرفانی اش را دربرمی گیرد، فاقد خلاقیت است و از سمبولیسم عارفان قدیم یاری می گیرد اما در «هذیان دل» و «راز و نیاز» و برخی شعرهای دیگر موفق می شود سبکی منحصربه-فرد را در شعر عرفانی معاصر خلق کند. هدف مهم جستار پیشِ رو بررسی کیفیتِ ظهور عرفان در دو شعر یادشده است. کلیدواژه ها: شهریار، عرفان، هذیان دل، راز و نیاز، رمانتی سیسم.
تأثیر جمال پرستی روزبهان بقلی بر مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
115 - 132
حوزههای تخصصی:
کتاب «عبهرالعاشقین» اثر روزبهان بقلی شیرازی از متون برجسته عرفانی و شاهکارهای ادبی قرن ششم هجری به شمارمی آید که هماره شایسته دریافت اهتمام و ژرف اندیشی متفکرانه می باشد. این اثر گرانسنگ که درواقع حدیث نفس و شرح زندگی معنوی روزبهان است، مطالب با اهمیت و ارزشمندی درباره ی عشق صوفیانه و جمال پرستی دربرداشته که عرفا و صوفیان بعد از خود را نیز تحت تأثیر قرارداده است. یکی از ایشان مولانا جلال الدین محمد بلخی ست که عشقش به شمس تبریز سبب تحول و شهرت وی گشت. در تحقیق بنیادی پیش رو به این پرسش پاسخ داده خواهدشد که تا چه میزان اندیشه جمال پرستی روزبهان بقلی و نگاه او به مسأله عشق بر ایدئولوژی، تفکر و تحول مولوی تاثیرگذار بوده است. همچنین در پاسخ به پرسشی دیگر شباهت ها و تفاوت های نگاه به مقوله عشق در عبهرالعاشقین و مثنوی مورد بررسی قرارمی گیرد. نتایج پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده اثبات می کند که مولوی نیز همچون روزبهان عشق به جمال معشوق زمینی را مقدمه و اساس عشق حقیقی دانسته و باور دارد گذار از عشق انسانی به عشق ربانی به شرطی محقق می گردد که اندیشه بتواند هرگونه روی و اندام زیبا را به آب و گل معنوی، هرگونه داده محسوس را به رمز همچنین هر حجابی را به آینه تماشا مبدّل سازد. به عبارت دیگر عشق باید بازتاب و آینه تمام عیار ذات باری تعالی باشد. کلیدواژه ها:جمال پرستی، عبهرالعاشقین، روزبهان بقلی، مولوی، عشق
بررسی مقام توبه در آثار امام خمینی (ره) و امام محمّد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
159 - 178
حوزههای تخصصی:
مقام «توبه» در عرفان اسلامی، نخستین گام سالک برای وصول به حق تعالی می باشد. این مقام از جایگاه ارزشمندی برخوردار است و باب الابوابی برای رسیدن به مقام قرب الهی محسوب می شود. توبه به معنای بازگشت از گناه و رفتن به سوی خدا است. در این زمینه عارفان مختلف نظرات گوناگونی را مطرح کردند که هریک به نوبه خود قابل تأمل و درخور پژوهش و مناقشه است. در این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای نوشته شده، تلاش بر آن است تا دیدگاه های عرفانی امام خمینی (ره) و امام محمّد غزالی پیرامون مقام توبه مورد بررسی قرار گیرد تا خوانندگان علاوه بر آشنایی با دیدگاه های این دو عارف درمورد مقام عرفانی توبه، به تقارب یا تباعد دیدگاه های ایشان در زمینه این مقام عرفانی نیز پی ببرند. مهم ترین نتیجه حاصل آن است که امام خمینی (ره) عقیده دارد که اگر سالک به مقام توبه برسد، سعادت وی محقّق می گردد و امام محمّد غزالی بر این باور است که اگر سالک توبه کند، به این درک می رسد که تمام خوبی های عالم از سوی خداست و تمام بدی ها از ذات الهی به دور است و منشأ دیگری دارد. کلیدواژه ها: عرفان، توبه، امام خمینی (ره)، امام محمّد غزالی.
فسلفه مبانی تعلیم و تربیت اسلامی در اندیشه های تربیتی ابن رشد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
337 - 371
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی فلسفه مبانی تعلیم و تربیت اسلامی از دیدگاه ابن رشد می باشد. پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، کیفی و از نوع توصیفی تحلیلی است. کاوش در ژرفای اندیشه ابن رشد حاکی از آنست که به پیروی از روش استقراء و برهان در فهم مسائل حتی در شرع معتقد است و در واقع، آموزش و پذیرش دین با عقل و منطق را هماهنگ می داند. وی که در تعلیم و تربیت به پیشینیان بهای خاصی می دهد، جهت دوری از خرافات و تبعات آن به تفکر عقلانی و ذهنی تشویق می کند. ابن رشد تربیت ذوقی، زیبایی شناختی و حیاتی شامل هنر، موسیقی و ورزش را به منظور رشد و تهذیب ذوق و حرکت مؤثر، هماهنگ و موزون، ضروری می داند. وی خواستار آموزش مسئولانه یعنی تعهد به آزادی و انتخاب است که افراد به سمت مشاغل مناسب هدایت شوند تا آنچه را که شایستگی آن را دارند، انجام دهند، زیرا اعتدال مایه سعادت است. ابن رشد همچنین در تعلیم و تربیت و آموزش قایل به مواردی این چنین می باشد: هوشمندی در تعلیم وتربیت و کسب تجربه، آموزش وجوب گشودگی به دیگران و دوری از گوشه گیری، آموزش در فضای شاد و به دور از خشونت، آموزش ارتباط با تفاوت ها، تربیت دینی و آموزش ارزشها و اخلاق به جوانان، داستانهای واقع گرایانه برای توسعه منطق، تعلیم وتربیت افراد با توجه به استعدادهای خود و درنظر گرفتن تفاوتهای فردی در تحصیل، تلقین ارزش های زیبایی، تعلیم و تربیت بر اساس دو هدف اساسیِ ایمنی روح و سلامت جسم (نیاز به تربیت بدنی و آموزش موسیقی سالم از سنین پایین).
طراحی الگوی تربیت نسل بر پایه دیدگاه های مقام معظم رهبری به شیوه گرندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رهبر انقلاب اسلامی در بیانیه ی گام دوم انقلاب با مرور تجربه ی ۴۰ ساله ی انقلاب اسلامی اعلام کردند: انقلاب «وارد دوّمین مرحله ی خودسازی و جامعه پردازی و تمدّن سازی شده است». گام دومی که باید در چارچوب «نظریه ی نظام انقلابی» و با «تلاش و مجاهدت جوانان ایران اسلامی» به سوی تحقق آرمانِ «ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه)» برداشته شود. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تربیت نسل انقلابی برپایه دیدگاه های مقام معظم رهبری به شیوه گرندد تئوری انجام شد.این پژوهش جزء تحقیقات کیفی از طریق تحلیل محتوای کیفی با رویکرد نظریه مبتنی بر گرندد تئوری است. داده ها از طریق سند کاوی فیش های تعلیم و تربیت موجود در دفتر حفظ و نشر آثار معظّم له جمع آوری گردید.جامعه آماری متشکل از فیش های با موضوع تربیت نسل در سایت دفتر مقام معظم رهبری در طی سال های 1368 تا 1397 بود. جهت دستیابی به اشباع نظری تمام فیش ها به تعداد41فیش مورد استفاده قرار گرفت و نمونه گیری انجام نشد.ابزار پژوهش، فرم سندکاوی محقق ساخته بود. داده ها با رویکرد اشتراوس و کوربین طی فرایند کدگذاری، نام گذاری،مقوله-بندی و تحلیل گردید. جهت تحلیل اولیه داده های کیفی از نرم افزار 2020 Maxqda استفاده شد. در نهایت الگوی تربیت نسل انقلابی برپایه دیدگاه های مقام معظم رهبری طراحی شد. نتایج پژوهش حاکی از مقوله های کلی شناسایی شده در قالب مدل پارادیمی شامل شرایط علی(با 39 کد اولیه) شرایط مداخله گر(14 کد)،راهبردها(28 کد) و پیامدها(16کد) در یک زمینه دارای فرصت ها ، تهدیدها و ضعف و قوتها و برای پدیده محوری تربیت اسلامی است که مولفه های طراحی الگوی تربیت نسل اسلامی برپایه دیدگاه های مقام معظم رهبری نمایان می کند.
تقابل فلسفه اسلامی با حس گرایان در فلسفه تحلیلی با تآکید بر تمایز تجربه حسی از ادراک حسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
227 - 248
حوزههای تخصصی:
انسان از بعضی موجودات فیزیکی پیرامون خویش تأثیر می پذیرد. این تأثرات در درون انسان تجربه شده و به طور مستقیم و بدون نیاز به مفاهیم مورد ادراک قرار می گیرد. برخی حس گرایان در فلسفه تحلیلی همچون راسل این تأثرات را امور فیزیکی تلقی نموده ، لذا به این نتیجه رسیده اند که انسان می تواند بدون نیاز به عقل و مفاهیم عقلی دست کم از برخی از موجودات فیزیکی (تجارب حسی) آگاه گردد. از طرف دیگر در نگاه برخی دیگر از حس گرایان همچون پوزیتویست های منطقی، آگاهی مزبور پایه هر نوع آگاهی به عالم خارج است. از اینرو از یک طرف نقش عقل و مفاهیم عقلی (مفاهیم کلی) را در شناخت موجودات فیزیکی نفی می کنند و از طرف دیگر بر بی معنی بودن گزاره های متافیزیکی تأکید دارند؛ مطابق با این رویکرد باید روش برهانی در هستی شناسی فلسفی کنار گذارده شود و این وظیفه خطیر را تنها به علوم حسی واگذار نمود. در این مقاله برآنیم با روش توصیفی و تحلیلی ابتدا به ماهیت تجربه حسی و تمایز آن از ادراک حسی پرداخته و سپس با بیانی اجمالی اثبات نماییم که نه تنها تجارب حسی، فیزیکی نیستند بلکه اساسا آگاهی مستقیم به موجود فیزیکی امکان پذیر نمی باشد. اما مسئله اصلی این است که فارغ از مادی یا مجرد بودن تجربه حسی، با اتکا و اکتفا به این تجارب، بدون نیاز به عقل و مفاهیم و استدلال های ذهنی، حتی نمی توان به تحقق هیچ امر فیزیکی در وراء این تأثرات واقف گردید، چه رسد بخواهیم آنها را پایه آگاهی از هر نوع حقیقتی در عالم خارج تلقی نماییم.