زهرا قاسم نژاد

زهرا قاسم نژاد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۶ مورد.
۱.

بازاندیشی در سیره حسینی و نهضت عاشورا با رویکردی انتقادی و عَصری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۶۶
در دنیای پرشتاب معاصر، فهم عمیق و کاربردی از میراث‌های فکری و عملی تمدن اسلامی، به‌ویژه سیرة معصومین، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؛ زیرا چالش‌های پیچیده اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اخلاقی امروز، بازخوانی این الگوهای متعالی را از منظری نو، اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. هدف از این پژوهش، تحلیل و تبیین وجوه مغفول یا کمتر تبیین‌شده از سیرة امام حسین و نهضت عاشورا با رویکردی انتقادی و با بهره‌گیری از ابزارهای تحلیلی علوم اجتماعی، فلسفة تاریخ و هرمنوتیک معاصر است. این مطالعه، از روش کیفی با تکنیک تحلیل محتوای متون اصیل تاریخی، کلامی و حدیثی (مانند لهوف، ارشاد، تاریخ طبری) و همچنین مقایسة تطبیقی با نظریه‌های مدرن جامعه‌شناختی بهره می‌برد. یافته‌های اصلی پژوهش حاضر نشان داد که نهضت عاشورا نه‌تنها یک‌رویداد تاریخی صرف، بلکه الگویی پویا و چندوجهی برای مواجهه با چالش‌های عصر حاضر است؛ این سیره، مبانی نظری و عملی بی‌بدیلی را برای اصلاح‌طلبی اجتماعی، مقاومت در برابر ستم و تبیین مفهوم عدالت در جهان امروز ارائه می‌دهد و با تأکید بر بعد اخلاقی و معرفتی آن، راهگشای بسیاری از معضلات جهانی است.
۲.

آراء گابریل رینولدز پیرامون صحت تفاسیر و روشهای مفسران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۰
گابریل رینولدز در کتاب خود با عنوان "قرآن و زیرمتن بایبلی آن"، تفاسیر اسلامی را از جمله متون پساقرآنی و محصول سده های متأخری دانسته که محتوای آنها از متن قرآن فاصله گرفته است و با استناد به شکاف موجود میان مفسران مسلمان و متن قرآن، چنین نتیجه می گیرد که برای درک قرآن نمی توان به تفاسیر اسلامی مراجعه نمود. رینولدز در این اثر به نقد روش های مفسران پرداخته و کوشیده است تا نشان دهد که چگونه مفسران کلاسیک از مکانیزم های تفسیری کلیدی خاصی برای شکل دادن به قرآن بر اساس اهداف خاص خود استفاده می کنند. وی در تحلیل روش تفسیری مفسران به بررسی پنج مورد از ابزارهایی که در مطالعات موردی این کتاب برجسته تر از سایرین بوده پرداخته است؛ که عبارتند از داستان سرایی، اسباب النزول، تأخیرالمقدم، قرائات و اطلاعات یهودی-مسیحی. در این پژوهش با شیوه توصیفی-تحلیلی و رویکردی انتقادی به تبیین و نقد آراء رینولدز پرداخته و نشان داده خواهد شد علیرغم پذیرش برخی نقدهای رینولدز نسبت به تفاسیر، هیچ یک از آنها منجر به انکار صحت کل تفاسیر نخواهد شد.
۳.

تکوینیات قرآنی و نظریه های نوین علوم طبیعی: بازاندیشی در پارادایم های تفسیری و سازگاری های علمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
تنش دیرینه میان متون دینی و کشفیات علمی، به ویژه در حوزه علوم طبیعی، همواره یکی از چالش های اساسی در درک جامع هستی بوده است. این مقاله با هدف بازبینی نوآورانه در روش شناسی های تفسیری قرآن کریم، به دنبال ارائه چارچوبی جدید برای تبیین سازگاری های موجود میان آیات مربوط به خلقت و پدیده های طبیعی با آخرین دستاوردهای علمی است. این تلاش، گامی به سوی رفع سوءتفاهم ها و تقویت پل های ارتباطی میان دو حوزه معرفتی مهم بشر است. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی ترکیبی شامل تحلیل محتوای کیفی آیات قرآنی ناظر بر تکوین و مطالعه تطبیقی نظریه های پیشرو در فیزیک، زیست شناسی و کیهان شناسی، به بررسی نقاط همگرایی و واگرایی می پردازد. این رویکرد، در پی فراتر رفتن از مجادلات سطحی تطبیق گرایی یا تقابل گرایی صرف است تا به فهم عمیق تری از رابطه دین و علم دست یابد. این رویکرد ترکیبی، امکان بازتعریف پارادایم های حاکم بر این رابطه را فراهم می آورد. نتایج نشان می دهد که بسیاری از اشارات قرآنی به پدیده های طبیعی نه تنها با نظریه های نوین علمی در تضاد نیستند، بلکه در برخی موارد به بصیرت هایی اشاره دارند که تنها در قرون اخیر با پیشرفت ابزارهای رصدی و تحقیقات تجربی کشف شده اند. این یافته ها بر عمق اعجاز علمی قرآن در گستره زمان تاکید می کند. از این رو، قرآن نه تنها به عنوان یک متن مذهبی، بلکه به عنوان منبعی برای الهام بخشی و جهت دهی به تحقیقات علمی قابل بررسی است. این تطابق، نشان دهنده یک هم گونی ساختاری میان روایت های قرآنی و علمی از واقعیت است، که می تواند به یکپارچگی معرفت بشری کمک کند. پژوهش حاضر، این دیدگاه را تقویت می کند که دین و علم می توانند مکمل یکدیگر در جستجوی حقیقت باشند و هر دو، در نهایت، به یک منبع واحد از هستی اشاره دارند. این هم گرایی، راه را برای درک جامع تر از جهان خلقت و جایگاه انسان در آن هموار می سازد.
۴.

تبیین ژئوکاسمولوژیک دوره های آغازین زمین: انطباق شواهد زمین شناسی با اشارات قرآنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
پیدایش و تکوین زمین همواره سوالی بنیادی بوده و تبیین علمی آن نیازمند بررسی دقیق شواهد ژئولوژیک است. این پژوهش، با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و داده های ژئوکاسمولوژی، پترولوژی، ژئوشیمی ایزوتوپی و دیرینه شناسی، به بازسازی مراحل اولیه شکل گیری زمین پرداخته و آن را با اشارات آیات قرآن کریم به ویژه سوره فصلت مقایسه می کند. نتایج نشان می دهد که "یومین" قرآنی با دو دوره کلان در تکوین زمین همخوانی دارد: 1. یوم اول (حدود 4.567 تا 4.45 میلیارد سال پیش): این دوره شامل برافزایش سیارکی، تشکیل اقیانوس ماگما، ذوب گسترده و تفریق عناصر برای تشکیل هسته زمین است. شواهد ایزوتوپی Hf-W ، سرعت بالای این تفریق را تأیید می کند. 2. یوم دوم (حدود 4.45 تا 3.8 میلیارد سال پیش): این مرحله شامل سرد شدن جهانی، تشکیل پوسته جامد اولیه (اثبات شده توسط زیرکن های 4.4 میلیارد ساله)، و پیدایش اتمسفر و اقیانوس های اولیه است. ایزوتوپ های اکسیژن در این زیرکن ها، وجود آب مایع را نشان می دهند. علاوه بر این، شواهد زمین شناسی، این دو دوره کلان را به چهار مرحله متمایز تقسیم می کنند که انطباق شگرفی با مفهوم "اربعه ایام" در قرآن دارد و به تدبیر حیات و پایداری زمین اشاره می کند: · مرحله اول: بنیادگذاری مواد و انرژی: جمع آوری عناصر اولیه از طریق برافزایش. · مرحله دوم: تفریق و پویایی درونی: تشکیل هسته و آغاز همرفت گوشته. · مرحله سوم: شکل دهی به سطح و ذخیره اقوات: پیدایش پوسته، اقیانوس ها و آغاز هوازدگی. · مرحله چهارم: تنظیم اتمسفر و تکمیل اقوات: توسعه اتمسفر و آغاز تکتونیک صفحات برای حفظ چرخه های بیوژئوشیمیایی. این پژوهش نه تنها دیدگاهی یکپارچه از خلقت زمین ارائه می دهد، بلکه رویکردی نوین در تبیین علمی متون دینی و افزایش درک متقابل علم و دین ارائه می نماید و نشان می دهد که اشارات قرآنی با پیچیدگی ها و زمان بندی دقیق فرآیندهای ژئوکاسمولوژیک همخوانی معناداری دارند.
۵.

تفسیر «وَ لَوْلا دَفْعُ اللهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» در سده های 10- 15: یک بررسی تاریخی- تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
تغییر و تحول در فهم برخی عبارات قرآنی، موضوعی است که از دیرباز مورد اهتمام اندیشمندان قرآنی بوده و برای این موضوع، علل و عوامل متعددی از سوی آنان ارائه گشته است. از جمله علل این تحولات که کمتر بدان پرداخته شده، «گفتمان ها» می باشند که در خلق یک تفسیر، نقش موثری ایفا می نمایند. در این نوشتار تلاش برآنست با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با تأکید بر علت مذکور، تحولات تفسیری عبارت قرآنی «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» مورد بررسی قرار گیرد. از آن جا که عبارت قرآنی مورد بحث، با آراء تفسیری متعدد و متنوعی مواجه بوده است و تحلیل تحولات همه ی آن ها، در مجال یک مقاله نمی گنجد، در پژوهش حاضر به بررسی سیر تاریخی تفاسیر مفسران، در پنج قرن اخیر (سده های دهم تا پانزدهم هجری) پرداخته شده و در نهایت علل و چرایی تحولات تفسیری رخ داده در این دوران، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آنست که در قرن های چهاردهم و پانزدهم، به دنبال رنسانس و ورود علوم غربی به دنیای اسلام، مفسران، تدافع در عبارت مذکور را که در قرن های دهم و یازدهم، تدافعی معنوی و در قرن های دوازدهم و سیزدهم غالبا تدافعی عرفانی دانسته می شد، بیش تر به تدافع تنازعی و نقطه ی مقابل آن یعنی تدافع تعاونی تفسیر نموده اند.
۶.

نقش گفتمان سیاسی زعامت امویان در شکل گیری روایات تفسیری عبارت «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۴
یکی از عبارات قرآنی که با روایات تفسیری متعددی مواجه بوده است، عبارت «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» می باشد. مطابق با تفسیرِ نخستین مفسر وحی، تدافع مذکور در عبارت شریفه، تدافعی معنوی می باشد؛ به این معنا که خداوند متعال به برکت وجود برخی از عاملین به ارکان دینی، بلا را از سایرین دفع می نماید. پس از پیامبر اکرم (ص)، مشابه این تفسیر، در سخنان امیرالمومنین (ع) نیز مشاهده می شود. اما با روی کار آمدن امویان بر منصب خلافت، روایت پیامبر اکرم (ص) از عبارت شریفه با تحولات متعددی روبرو می گردد.نتایج حاصله حاکی از آنست، که حکومت اموی در هر یک از دوره های آغازین، تثبیت و افول در شکل گیری این روایات نقش داشته اند. به گونه ای که در دوره ی آغازین، شاهد اخبار جعلی و تطبیق مدفوع بر صحابه و ابدال ، در دوران تثبیت حکومت اموی، با تفسیر امام باقر (ع) به تدافع اشتغالی و در دوران افول حاکمیت مذکور، با از بین رفتن فشار و اختناق امویان با تفسیر امام صادق (ع) که مطابق آن، مصادیق مدفوع به، شیعیان و ائمه معصومین علیهم السلام معرفی می شوند، مواجه می باشیم.
۷.

چیستی الگوی نظری اقتباس های قرآنی امام رضا (ع) در حدیث امامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
حدیث امامت از امام رضا (ع) ازجمله گزاره های روایی مزیّن به اقتباس های قرآنی است. به نظر می رسد به کارگیری آیه های قرآن در کلام معصومان (ع) از الگوی نظری خاصی پیروی می کند. نوشتار حاضر به شیوه تحلیل محتوا می کوشد ضمن نگاه آماری، الگوی معرفتی و نظری اقتباس های قرآنی در "حدیث امامت" را استخراج کند. مطابق یافته ها، در کلام رضوی (ع)، 28 آیه از 14 سوره قرآن (مکی و مدنی) وجود دارد. امام رضا (ع) با تکیه بر آیه های قرآن، ریشه باور به امامت را در جامعیت قرآن و باورمندی به حقایق آن همچون انتصاب های الهی نظیر نبوت و امامت حضرت ابراهیم (ع) معرفی نموده است. همچنین آغاز کلام با «جامعیت قرآن» و اختتام با «عدم باور به قرآن»، استفاده از شواهد قرآنی، تاریخی، اصول و بداهت عقلی و همخوانی بافت آیات اقتباسی و کلام امام رضا (ع) از شاخصه های الگوی نظری و معرفتی اقتباس های قرآنی امام رضا (ع) در "حدیث امامت" است.
۸.

بررسی نمونه هایی از بلاغت اشاره در قرآن کریم: تحلیل ایجازی دلالت های غیر صریح در گفتمان وحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۵
بازخوانی ظرفیت های بیانی قرآن کریم در مواجهه با چالش های هرمنوتیکی و فهم پذیری، ضرورتی انکارناپذیر است. در این میان، بلاغت اشاره به مثابه یکی از ظریف ترین شیوه های ایجاز، امکان کاوش در دلالت های غیر صریح و معنایابی لایه های پنهان گفتمان وحی را فراهم می آورد؛ عرصه ای که تاکنون کمتر به طور جامع و نظام مند بررسی شده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که بلاغت اشاره در قرآن کریم چگونه از رهگذر ایجاز، به انتقال دلالت های غیر صریح و تعمیق لایه های معنایی گفتمان وحی یاری می رساند؟ پژوهش حاضر با هدف تبیین گونه شناسی، کارکردها و نقش ایجازی اشاره در آیات قرآن کریم، با روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از رویکرد زبان شناختی و بلاغی، به واکاوی نمونه های قرآنی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که بلاغت اشاره در قرآن، صرفاً یک شگرد بیانی موجز نیست، بلکه سازوکاری برای انتقال دلالت های غیرصریح، تعمیق لایه های معنایی، ایجاد پیوندهای درونی میان آیات، و برانگیختن قوه تدبر مخاطب است؛ امری که در نهایت ابعاد تازه ای از اعجاز بیانی و کارکرد تربیتی گفتمان وحی را آشکار می سازد.
۹.

تأثیر نظریات کلامی بر تفسیر آیات توحید در مواجهه با چالش های الحادی معاصر: مطالعه موردی دیدگاه های فخر رازی و علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
در عصر حاضر، مواجهه با چالش های الحادی و شک گرایی، ضرورت بازاندیشی در مبانی کلامی و تفسیری توحید را بیش از پیش نمایان ساخته است. این پژوهش با هدف تبیین چگونگی تأثیر نظریات کلامی بر فهم و تبیین آیات توحید در مواجهه با مسائل روز، به بررسی تطبیقی دیدگاه های فخر رازی (در *مفاتیح الغیب*) و علامه طباطبائی (در *المیزان فی تفسیر القرآن*) می پردازد. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیلی-توصیفی و تطبیقی است که با رویکرد کتابخانه ای و بررسی منابع دست اول انجام گرفته است. یافته های اصلی تحقیق نشان می دهد که رویکردهای کلامی متکلمان و مفسران، به ویژه در تبیین صفات الهی و براهین اثبات وجود خدا، تأثیر بسزایی در شکل گیری شیوه های تفسیری آیات توحید داشته است. در حالی که فخر رازی با مبانی کلامی اشعری و عقل گرایی خاص خود، تفسیری از توحید ارائه می دهد که بر دفاع از ذات و صفات الهی در برابر شبهات تأکید دارد، علامه طباطبائی با رویکرد فلسفی-عرفانی و بر مبنای توحید وجودی، تفسیری عمیق تر و جامع تر از آیات توحید عرضه می کند که قابلیت پاسخگویی به چالش های فکری نوین را داراست. این تفاوت ها در مواجهه با چالش های فکری معاصر، راهکارهای متفاوتی را برای تبیین و دفاع از توحید ارائه می دهد و زمینه ساز گفتمان های کلامی-تفسیری جدید در فضای فکری امروز است.
۱۰.

بازشناسی مفهوم ضعف راوی در منابع پنج گانه رجالی شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۱ تعداد دانلود : ۳۰۸
یکی از مفاهیم در دایره جرح و تعدیل رجال حدیث، مفهوم ضعف است. دانشمندان رجال شیعه برخی از راویان را ضعیف توصیف کرده اند؛ اما با وجود ضعف راوی، در کتب حدیثی ما روایات بسیاری از آن ها نقل شده است. این مسئله نشان می دهد مفهوم ضعف نمی تواند به معنای رد مطلق روایات راوی توصیف شده به ضعف باشد. اگر ضعف به معنای رد مطلق روایات راوی ضعیف بود، هرگز شاهد ورود حجم فراوانی از روایات راویان ضعیف به کتب روایی نبودیم. برای نمونه با وجودی که دانشمندان علم رجال ابوسمینه و محمد بن سنان را ضعیف می دانند، در کتب روایی ما صدها روایت از این دو داریم و همین مسئله نیاز به یک دوباره اندیشی در حوزه مفهوم ضعف را ضروری می سازد. بنابراین پژوهش حاضر به هدف دستیابی به مفهوم ضعف در نزد رجال پژوهان شیعه که ارتباط مستقیم با چرایی ورود روایات راویان ضعیف در منابع حدیثی دارد، به روش توصیفی تحلیلی به تبیین مفهوم ضعف در نزد رجالیان به ویژه رجال پژوهان متقدم می پردازد. نتیجه حاصل از این پژوهش اثبات می کند با توجه به گونه های نقش راوی و پدیده استثنا، توصیف راوی به ضعف به معنای عدم اعتبار کل روایات وی نیست. 
۱۱.

جریان شناسی آرای مفسران در تفسیر آیات مؤید علیت در جامعه: مطالعه موردی آیه ۳۲ زخرف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۷
یکی از قوانین ذکرشده در قرآن کریم، که در بسیاری از آیات اخلاقی، حقوقی، اجتماعی، طبیعی و جز آن به صورت مستقیم و غیرمستقیم بدان اشاره شده، قانون علیت است. اقسام مختلف این قانون، مانند علت فاعلی و غایی، مادی و صوری، در آیات قرآن قابل بررسی و شناسایی است. یکی از این آیات در حوزه اجتماعی، که در مقام بیان قانون علیت است و در آن به علت غایی اشاره شده است، آیه ۳۲ سوره زخرف است. در این آیه علت «ترفیع درجه» برخی نسبت به برخی دیگر «تسخیر» شناسانده شده است. بررسی سیر تفاسیر قرآن کریم درباره عبارت یادشده در آیه موردبحث نشان می دهد که درک مفسران از این عبارت در دوره های مختلف، به ویژه در دوره اخیر، بسیار متفاوت بوده است. مفسران و قرآن پژوهان، در مقام بیان علت این اختلافات تفسیری، عوامل گوناگونی را بازنموده اند، اما در میان این عوامل، به نقش «جریان»ها، به عنوان عامل بیرونی ای که به صورت ناخودآگاه بر فهم مفسر از آیات قرآن اثر می گذارد، کم تر توجه شده است. در مقاله حاضر به شناسایی جریان یا جریان هایی که در تفسیر عبارت «وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْض دَرَجات لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا» در آیه موردبحث، نقش داشته است، پرداخته می شود. نتایج این پژوهش گویای آن است که نظام های «ارباب رعیتی» و «سوسیالیسم» را می توان به عنوان دو جریان مؤثر بر اندیشه مفسران در تفسیر آیه موردبحث بازشناخت.  
۱۲.

مقایسه و ارزیابی ترجمه انصاریان و طاهری از سوره ملک بر اساس الگوی نقد گارسس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۸ تعداد دانلود : ۷۳۵
در ارزیابی و نقد ترجمه های قرآن کریم به زبان فارسی نمی توان تنها به معنای واژگان و جمله ها بسنده نمود، بلکه نیاز است تا با الگوها و نظریه های ترجمه متون، ترجمه های فارسی موجود مورد بازخوانی و نقد قرار گیرد تا بتوان ترجمه ای که بیشترین شباهت را به متن اصلی دارد، ارائه داد. یکی از روش هایی که می تواند چارچوبی کارآمد در ارزیابی کیفیت ترجمه های قرآن کریم باشد، نظریه گارسس است که الگویی برای ارزیابی متون ادبی است و در ترجمه نیز تنها به معنای واژه ها و جمله ها بسنده نکرده و چهار سطح را در نظر داشته است. نوشتار حاضر بر اساس الگوی ارزیابی ترجمه گارسس در چهار سطح (واژگانی، دستوری، گفتمان و سبکی) ترجمه طاهری و انصاریان از سوره ملک را مورد ارزیابی و نقد قرار داده است. مهم ترین یافته های این پژوهش که با روشی توصیفی – تحلیلی نگاشته شده، بیانگر آن است که ترجمه انصاریان و طاهری از منظر شاخص های نظریه گارسس قابل نقد و ارزیابی است. ترجمه انصاریان دارای مصادیق بسیاری برای عناصر بسط واژگانی و ترجمه طاهری برای زیرگروه تعدیل، حذف و تقلیل مصادیق فراوانی دارد که این خود از منظر گارسس، شاخص های مثبت ترجمه انصاریان را نسبت به ترجمه طاهری قابل توجه تر نموده است. همچنین به نظر می رسد که ترجمه انصاریان به جهت داده های بسیار برای شاخص های مرتبط با حوزه زبان مقصد، ترجمه ای مقصد گرا و مخاطب محور است.
۱۳.

سلفی گری در رویکرد تفسیری جمالالدین قاسمی با محوریت بحث توحید(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۷ تعداد دانلود : ۳۹۶
جمال الدین قاسمی صاحب تفسیر محاسن التأویل ، مفسری منتسب و مشهور به سلفیگری است. رویکرد وی نسبت به بحثی چون فتح باب اجتهاد و استنادات گسترده به سلفیها در تألیفات وی مؤید این امر است. هرچند رویکرد نهچندان هماهنگ وی با سلفیه در موضوعاتی چون تصوف و بدعت نیز در این راستا میتواند مورد توجه قرار گیرد. پژوهش حاضر با توجه به اندیشهها و آراء متعددی که پیرامون انتساب جمالالدین قاسمی به سلفیه وجود دارد، تفسیر محاسن التأویل وی را با روش توصیفی- تحلیلی، با هدف بررسی اندیشه توحیدی مفسر و میزان هماهنگی اندیشه وی با سلفیه، مورد مطالعه و واکاوی قرار داده تا بهطور یقین بتوان پیرامون سلفی یا غیر سلفی بودن تفسیر سخن گفت. یافتههای حاصل از پژوهش حکایت از آن دارد که وی در حوزه توحید بهعنوان مهمترین مؤلفه مورد تأکید سلفیه، همسویی قابل توجهی با اتباع این جریان دارد، بهگونهای که در تبیین توحید الوهی و ربوبی و لوازم آن کاملاً همسو با سلفیه اظهار نظر نموده است، اما در حوزه توحید صفاتی به سبب گرایش به مجاز و صنایع ادبی و دلبستگی به نظر مفسرانی چون زمخشری و آلوسی، برخلاف سلفیها، به سمت تأویلگرایی صفات خبریه میل نموده است.
۱۴.

بررسی تطبیقی آیه «دحو الارض» با نگاه تفسیری علامه طباطبایی، مراغی و بانو امین اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۳ تعداد دانلود : ۳۱۹
یکی از آیات چالش برانگیز قرآن که در مورد آن آرای گوناگونی از سوی متقدمین و متاخرین مطرح شده است، آیه ی «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها» (نازعات:30) است. این پژوهش با تاکید بر این آیه به تبیین آراء تفسیری علامه طباطبایی، مراغی و بانو امین اصفهانی می پردازد و هدف از آن مقایسه و ارزیابی نظرات سه مفسر معاصر در مورد آیه ی شریفه می باشد. یافته ها حاکی از آنست که علامه طباطبایی و بانو امین اصفهانی که معتقد به تقدم خلقت آسمان بر زمین می باشند، «دحوالارض» در آیه ی شریفه را ناظر بر خلقت و گسترش همزمان زمین می دانند، ضمن این که علامه در دیدگاه دوم خود آن را به حرکت زمین نیز تفسیر نموده است. اما مراغی که خلقت زمین را مقدم بر آسمان می داند، «دحوالارض» را مرحله ای جدا از خلقت زمین دانسته و آن را عبارت از بسط زمین جهت تمهید آن برای سکونت بیان داشته است. با توجه به قرائن لغوی، قرآنی و روایی که در ضمن این پژوهش بدان ها اشاره می شود، مقصود از «دحوالارض» در آیه ی شریفه نمی تواند ناظر بر خلقت و گسترش همزمان و حرکت زمین باشد بلکه آن صرفا بر بسط و گسترش زمین دلالت دارد.
۱۵.

تحلیل ترجیح قرائت مشهور در «الفرقان فی تفسیر القرآن» با تاکید بر رویکرد مفسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۴ تعداد دانلود : ۴۶۳
دانش قرائت از علوم مورد نیاز مفسر در تبیین و فهم مراد الهی است. سیر تاریخی دانش قراءات و نگاه مفسران به این دانش حکایت از تفاوت نگاه مفسران و اندیشمندان به قرائت های قرآن کریم است. در برخی از برهه های تاریخ، شاهد نگاهی ادبی به قراءات و در برخی از دوران ها، با رویکرد حدیثی به قرائت قرآن کریم روبرو هستیم. از سویی، علاوه بر نوع نگاه ها به دانش قرائت، قرائت در تفاسیر مختلف دارای کارکردهایی است که به نظر می رسد در تفاسیر معاصر به ویژه تفاسیر شیعه، این موضوع قابل تأمل است. مفسران شیعی با تأسی از کلام اهل بیت(ع)، قرائت قرآن را واحد دانسته و اختلاف را از جانب راویان دانسته-اند. بنابراین برخی مفسران شیعه با روش ها و متدهای مختلف سعی در ترجیح قرائت مشهور دارند. با توجه به این موضوع در نوشتار حاضر تفسیر الفرقان که یکی از تفاسیر معاصر است با روش توصیفی تحلیلی به منظور تبیین رویکرد مفسر به اختلاف قراءات و تحلیل ترجیح قرائت در این تفسیر مورد واکاوی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد، مفسر رویکرد حدیثی به قرائت دارد و تنها قرائت مشهور و رایج حفص از عاصم را ارجح می داند و در تمام موارد سعی دارد این قرائت را توجیه و ترجیح دهد و روایات در این زمینه، مستند اصلی وی در بحث قراءات است.
۱۶.

بررسی تطبیقی اهداف و روش های تربیت اخلاقی از منظر امام رضا (ع) و ارسطو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۹ تعداد دانلود : ۳۵۰
تربیت اخلاقی از جمله مباحثی است که اندیشمندان و فلاسفه بزرگ در طول تاریخ به آن توجه داشته اند. توجه بدین اصل در آموزه ها و معارف اهل بیت دیده می شود که ائمه اطهار() در زمان حیات خویش، تربیت اخلاقی را جزء اهداف برشمرده و مباحث علمی و دقیقی را تبیین کردند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی به بیان اهداف و روش های تربیت اخلاقی از منظر امام رضا () می پردازد و به منظور نشان دادن برتری کلام و آموزه های این امام بزرگوار بر سایر سخنان و معرفت ها، این موضوع با روش تطبیقی با بحث تربیت اخلاقی از منظر ارسطو مقایسه و تحلیل می شود. یافته های حاصل از پژوهش نشان می دهد که هدف تربیت اخلاقی از منظر امام ()، تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان است. امام ()، تلفیق خرد و عاطفه را روش تربیت اخلاقی دانسته و آن را عاملی در رسیدن به اعتدال برمی شمرد. ایشان، تربیت اخلاقی را بر مبانی ارزشی مشروط می کند که بدون توجه به آن ها نمی توان به هدف رسید. اما ارسطو، تربیت اخلاقی را برابر با تربیت شخصیت دانسته که با روش هایی چون تهدید، تشویق، ترغیب و عفت کلام می توان به هدف آن، تأمین سعادت دنیوی، دست یافت و این در حالی است که آن چه را ارسطو به عنوان روش از آن یاد می-نماید، امام () ابزار می داند.
۱۷.

نقد سخنان جمال الدین قاسمی در نقل آرای شیعه در تفسیر محاسن التأویل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۰ تعداد دانلود : ۳۳۷
یکی از تفاسیر کامل جدید، تفسیر محاسن التأویل اثر جمال الدین قاسمی است. این تفسیر با توجه به وضعیت سیاسی، دینی، اجتماعی و علمی عصر جمال الدین و به منظور برگشت امت اسلام به قرآن، سنت و سلف صالح تدوین شده است. رویکرد مفسر در بیشتر مواضع تفسیر، رویکرد سلفی سنتی است، هرچند آراء او در برخی موارد متناقض با آراء سلفیه است. ویژگی بارز تفسیر قاسمی، نقل های فراوان از اندیشمندان فرق مختلف اسلامی به خصوص سلفیه است و دلیل نام گذاری آن به محاسن التأویل نیز از همین روی است. مطالعه تفسیر نشان می دهد که از یک سو، رویکرد مفسر در تبیین و تفسیر آیات رویکرد سلفیه است و نقل های بسیاری از ابن تیمیه و ابن قیم دارد و از دیگر سو، در کنار آراء اندیشمندان سلفی دیدگاه های سایر فرق اسلامی نیز بسیار نقل شده است و در برخی موضوعات از شیعه امامیه نیز نقل هایی وجود دارد. .
۱۸.

زبان آنالوژیک و زبان استعاری در تفسیر صفات مشترک انسانی و الوهی در تفسیر محاسن التأویل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۴ تعداد دانلود : ۴۶۶
تفسیر صفات مشترک انسانی و الوهی از معضلات اساسی در فلسفه و کلام اسلامی است. مفسران نیز همچون فلاسفه، در تفسیر این صفات وحدت رویه ندارند و به روش های متعددی به تفسیر پرداخته اند. جمال الدین قاسمی مفسری منتسب و مشهور به سلفی گری است که در تفسیر صفات مشترک انسانی و الوهی رویکردی خاص دارد. قضاوت درباره ی حقیقت باور قاسمی در تفسیر صفات، مشکل به نظر می رسد؛ زیرا در تفسیرش، با نقل گسترده ی سخنان سلف، در صدد تصویب بی چون وچرای مکتب اثبات است؛ اما ازدیگرسو، میل وی به تأویل و صنایع ادبی (نظیر مجاز و استعاره) و علاقه اش به نظرات زمخشری و آلوسی، در تقابل با اثبات گرایی اوست. قاسمی اینکه ابن تیمیه مجاز را به صورت جدی انکار می کند، کم رنگ جلوه می دهد و اشکال دیدگاه وی درخصوص جسمانیت ذات الهی را تخفیف می دهد و حتی بر آن است تا اختلاف میان منکران و مؤیدان مجاز را اختلافی لفظی معرفی کند. اثبات بلاکیف برخی صفات، و تأویل دیگر صفات و تمایل به نزدیک کردن مکتب اثبات و تأویل، حاکی از تمایزی است که او بین این دسته از صفات قائل است و براساس تفاوت صفات، گاه با زبان استعاری و گاه با زبان آنالوژیک (یعنی تشابه در عین تفاوت) سخن می گوید.  
۱۹.

بازخوانی معنای «تَحَسُّس» و «تَجَسُّس» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵۶ تعداد دانلود : ۵۹۸
برخی دو واژه «تَحَسُّس» و «تَجَسُّس» را مترادف دانسته و به یک معنا ترجمه نموده اند. واژه «تَحَسُّس» در قرآن کریم به صورت امر «یَا بَنِیَّ اذهَبُوا فَتَحَسَّسُوا» (یوسف/87) و کلمه «تَجَسُّس» به صورت نهی «وَلَا تجَسَّسُوا» (حجرات/11) به کار رفته است. وجود ترادف در قرآن کریم موضوعی است که بر سر آن اختلاف نظر هست و همین مسئله پژوهش پیرامون این دو واژه را موجه می نماید. بررسی معناشناختی این دو کلمه، کارکرد «تَحَسُّس» و «تَجَسُّس» را ترسیم می نماید و همین کارکرد علت بیان فعل «تَحَسُّس» به صیغه امر و فعل «تَجَسُّس» به صیغه نهی در قرآن کریم است. در «تَحَسُّس»، انسان از خبری که قصد پیگیری آن را دارد، اطلاعاتی کلی دارد؛ اما او به جستجوی خود ادامه می دهد تا از طریق حسی نیز نسبت به اطلاعات خویش اطمینان حاصل کرده و شادمان گردد؛ اما در «تَجَسُّس» چیزی از خبر نمی داند و از راه غیر حسی که همان ظن و گمان است جستجو می کند تا اخباری کسب و از این راه زمینه برخی مفاسد اخلاقی را فراهم نماید.
۲۰.

مفهوم شناسی تطبیقی و تحلیلی حب در روایات کافی و صحیح بخاری به روش تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۹ تعداد دانلود : ۶۶۶
اصول کافی و صحیح بخاری از منابع معتبر روایی شیعه و اهل سنت است که پیروان این دو مذهب در بسیاری از اصول و فروع دین اسلام به آن استناد می کنند. از آموزه های مهمی که در این دو کتاب، روایاتی درباره آن ذکر شده و ابوابی به آن اختصاص داده شده، محبت است. نوشتار حاضر به منظور بررسی تطبیقی اصول کافی و صحیح بخاری در موضوع محبت، به تحلیل محتوای واژه حب و مشتقات آن در این دو کتاب پرداخته است. واژه ها و موضوعات استخراج شده از تحلیل محتوای روایات نشان می دهد حب در اصول کافی با مفاهیم کلیدی عقل، ایمان، دین، صفات خدا، اطاعت، تقوا، معرفت و اهل بیت ارتباطی وثیق دارد و دارای لایه های معنایی متعددی چون حب معبود و عبد، حب رسول خدا و اهل بیت k و حب انسان ها و هم نوعان و مؤمنان و حب مذموم است. و بیشتر حجم روایات کافی به دوری از حب دنیا که جهالت و عجز و غوایت است، اشاره دارد. اما در صحیح بخاری حب تنها با ایمان و بِر ارتباط دارد و بیشتر حجم روایات به لایه های معنایی حب می پردازد که حب میان عبد و معبود، حب به رسول خدا و انسان ها را شامل می شود؛ اما اشاره ای به حب اهل بیت نشده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان