فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۸
97 - 111
حوزههای تخصصی:
از مهمترین وقایع تلخ جهان از خلقت تا ظهور، واقعه عاشورا و ذبح پسر پیامبرp است که در غالب ظلمی نمایان بر حقیقتی آشکار شکل گرفت. در عاشورای سال 61 مردم برای اصلاح بدعت های بنی امیه در دین و هدایتشان هزارن نامه به سرور و سالار خود نوشتند ولی در واپسین لحظات او را تنها گذاشتند. به گواهی تاریخ حضرت زهرا(س) پیراهنی به حضرت زینب(س) داد و آن حضرت نیز پیراهن را در زمان میدان رفتن به جگر گوشه خود تقدیم کرد. آن پیراهن به سرقت رفت و با درخواست حضرت علی بن حسین(ع) به ایشان عودت داده شد. این پیراهن قطع به یقین پیراهن خون خواهی حضرت صدیقه طاهره(س) خواهد بود.
عرفان کاربردی به مثابه دانشی جدید در مجموعه عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
71 - 92
حوزههای تخصصی:
عرفان نظری و عملی از دانش های اسلامی هستند که در سپهر مطالعات دینی از جایگاه ویژه ای برخوردارند اما تاکنون آنچنان که باید، مورد توجه قاطبه اندیشمندان علوم انسانی در عرصه های مختلف زندگانی، قرارنگرفته اند. نتیجه این بی توجهی محرومیت انسان ها از ظرفیت های نگرشی، گرایشی و عملی عرفان اسلامی است. به همین جهت، در این پژوهش برای نخستین بار، ایده «عرفان کاربردی» به مثابه دانشی جدید، جهت بررسی آثار و پیوست های عرفان نظری و علم عرفان عملی در مسائل انسانی طرح، و با روشی تحلیلی پس از تبیین ضرورت، موضوع، غایت و روش آن، بدین صورت تعریف شده است: «تبیین مجموعه دانشی عرفان اسلامی (نظری و عملی) در ساحات گوناگون زندگی فردی و اجتماعی در دو سطح جوانحی و جوارحی با پردازش شرایط و اقتضایات محیط های گوناگون انسان معاصر و تمرکز بر بررسی موارد عینی و جزئی و ارائه اصول و قواعد خاص تر». سپس پیرامون جایگاه عرفان کاربردی و آثار و نتایج آن سخن رفته است. کلیدواژه ها: عرفان، عرفان نظری، عرفان عملی، علم، عرفان کاربردی.
تحلیل تطبیقی ظرفیت های فلسفه دین در بستر علم کلام اسلامی با تأکید بر مکاتب امامیه و ماتریدیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۴)
189 - 202
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی ساختار عقلانیت دینی در دو مکتب کلامی امامیه و ماتریدیه به بررسی لایه های عقل گرایی، روش شناسی معرفت دینی، و نسبت عقل و وحی در این دو سنت پرداخته است. مسئله اصلی مقاله آن است که هر یک از این مکاتب تا چه اندازه قابلیت نظریه پردازی و بازسازی فلسفه دین اسلامی را در درون سنت خود دارا هستند. پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع اصلی کلامی، آثار متفکران برجسته هر مکتب، و مطالعات معاصر سامان یافته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که عقلانیت امامیه با عبور از عقل استنباطی به عقل فلسفی و سپس عقل معناشناختی الگویی چندلایه و نظام مند از عقل دینی ارائه می دهد که توان تحلیل، بازسازی مفهومی، و نظریه پردازی در فلسفه دین را داراست. در مقابل، عقلانیت در مکتب ماتریدیه عمدتاً بر مبنای عقل فطری و اثباتی استوار است و در حوزه تحلیل مفاهیم و تفسیر فلسفی از آموزه های دینی رویکردی محافظه کارانه و دفاعی اتخاذ می کند. دستاورد نظری پژوهش طراحی دو مدل مفهومی برای تحلیل عقلانیت دینی در هر مکتب و ارائه جدول تطبیقی نهایی است که نشان می دهد عقلانیت امامیه، به ویژه در مواجهه با چالش های فلسفه دین معاصر، از قابلیت بیشتری برای نظام سازی مفهومی برخوردار است.
ارزیابی انتقادی نظریه های مشارکت مسئولانه با رویکرد جامعه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی پیوند مشارکت مسئولانه با تأمین منافع اقتصادی کنشگران، قانون آهنین حفظ قدرت، یکپارچگی اجتماعی و تطبیق اصول کلان اخلاقی، محور اصلی نظریه های مشارکت مسئولانه ابزاری، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی سازمان ها و شرکت هاست، اما سؤال این است که آیا تکیه بر این محورها برای تبیین مشارکت مسئولانه کافی است؟ هدف این نوشتار بررسی چالش های موجود در نظریه های ارائه شده در خصوص مشارکت مسئولانه است. یافته های نوشتار نشان می دهد که مهم ترین کاستی های نظریه های مشارکت مسئولانه سازمان ها و شرکتد ها از این قرارند: نظریه ابزاری متضمن سیستم مبادله قابل اعتماد و تأمین کننده منافع مجموع اعضای جامعه نیست؛ نظریه سیاسی به ضرورت سرمایه های چهارگانه، میدان و عادت واره توجه نکرده و تنها بر قانون آهنین کسب قدرت تأکید کرده است؛ نظریه یکپارچگی اجتماعی به جامعه پذیری قواعد، الگوهای فرهنگی و رسومات نهادینه شده، موانع جامعه پذیری و امیال خیرخواهانه توجه نکرده است. علاوه بر آن، نویسنده معتقد است که بدون دین داری و اعتقاد به خدا، و برانگیختن فطرت الهی، خیرخواهانه و نوع دوستانه، مشارکت مسئولانه با محدودیت هایی مواجه است. همچنین قابل ذکر است که در تحلیل مشارکت مسئولانه باید ابعاد خرد و کلان و عینی و ذهنی در کنار همدیگر مورد ملاحظه واقع شوند. روش این مطالعه تحلیل محتوای انتقادی نظریه ها و دیدگاه های مطرح شده در منابع جامعه شناختی و مدیریت است.
واکاوی معنای «مکظوم» در آیه ی «و هو مکظوم» در تفاسیر، ترجمه های فارسی و انگلیسی و تطبیق آن با عهد عتیق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران و مترجمان فارسی و لاتین در معنا و ترجمه ی «مکظوم» در آیه ی «... وَ هُوَ مَکْظُوم » (قلم: 48) اختلاف نظر دارند. این آیه درباره ی حضرت یونس (ع) است که با حالتی خاص خداوند را ندا داد. معانیی چون غمناک، خشمناک، خشم فرو برده، مورد خشم واقع شده، محبوس، مأیوس و... برای آن ذکر شده است. مکان ندای حضرت یونس (ع) نیز مورد اختلاف است. شکم ماهی، تاریکی شب و تاریکی دریا، مکان-های مورد اختلاف است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای با هدف دست یابی به معنای دقیق تر این واژه در آیه ی مذکور با روش مطالعه تاریخی تطبیقی همراه با تحلیل داده ها صورت پذیرفته است. واژه پژوهان چند معنا برای این واژه ثبت کرده اند. همچنین در روایات، معانی متفاوتی برای معنای «مکظوم» نقل شده است. به علاوه این موضوع در عهد عتیق نیز آمده است: بررسی منابع لغت، تفاسیر، ترجمه های فارسی و لاتین و تحلیل آن ها، ذکر روایات و تحلیل آن ها و نهایتا مقایسه موضوع در قرآن و عهدین جهت ارائه معنایی دقیق تر، فرایند پژوهش حاضر را شکل می دهد. نتایج نشان می دهد که برخی از معانی ترجیحی فاقد پیشتوانه لغوی یا روایی است.
بررسی تطور ساختار تأویل عرفانی در تفسیر روح البیان و جایگاه آن در عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن، به عنوان متنی الهی و زنده، محدود به یک ساحت معرفتی خاص نیست و همواره بستر گسترش پذیری معنا را برای قرائت های عقلانی و شهودی فراهم می آورد. عرفان، به ویژه در صیغه ی تأویلی خود، یکی از مهم ترین میدان های این گسترش معنایی است. با این حال، هر تأویل عرفانی که فاقد بنیاد عقلانی و التزام شرعی باشد و صرفاً بر ذوق شخصی مفسر تکیه کند، از اعتبار معرفتی و دینی ساقط می شود و از مسیر مقاصد وحی فاصله می گیرد. در این میان، اسماعیل حقّی بروسوی، مفسر برجسته سده یازدهم هجری، در تفسیر پرحجم و مشهور خود روح البیان، کوشیده است میان ظاهر شریعت و باطن طریقت پیوندی معنادار برقرار سازد و آیات الهی را در پرتو شهود عرفانی و با رعایت ساختار ظاهری آن بازخوانی کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد ساختارشناختی، به بررسی تطور ساختار تأویل عرفانی در روح البیان پرداخته و جایگاه آن را در منظومه عرفانی ابن عربی بازکاوی کرده است. یافته ها نشان می دهد که دستگاه تفسیری بروسوی از یک سو متأثر از مبانی وحدت وجودی و تأویلات اشراقی ابن عربی است، و از سوی دیگر، به سبب تأکید بر مراتب معنا و تقدم ظاهر بر باطن، از پیروی مطلق از مکتب ابن عربی فاصله می گیرد.
بررسی و تحلیل تضادهای فقه شیعه و حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
35 - 54
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : بررسی نسبت میان فقه شیعه و حقوق بشر یکی از مسائل اساسی و پرچالش در حوزه فقه تطبیقی و حقوق معاصر به شمار می رود. فقه شیعه به عنوان نظامی مبتنی بر نصوص دینی، سنت معصومین و اصول عقلانی، در مواجهه با اصول حقوق بشر مانند کرامت ذاتی انسان، آزادی های بنیادین و برابری حقوقی، گاه در حالت تعارض و گاه در تلاش برای هم گرایی قرار گرفته است.
مواد و روش ها : این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد اجتهادی انجام شده است.
ملاحظات اخلاقی : در تدوین این مقاله، اصول اخلاق پژوهش کاملاً رعایت شده و تمامی منابع علمی مورد استفاده به صورت شفاف و دقیق ذکر گردیده اند. از هرگونه برداشت غیرمستند و تفسیر ناصحیح از متون دینی یا حقوقی پرهیز شده است.
یافته ها : یافته های تحقیق نشان می دهد که بسیاری از تعارض های ظاهری میان فقه شیعه و حقوق بشر، ریشه در قرائت های سنتی و غفلت از ظرفیت های درون فقهی دارد. مفاهیمی همچون کرامت ذاتی، عدالت، عقل، قواعد ثانویه، و زمان مندی احکام، می توانند به عنوان ابزارهایی کارآمد در جهت بازسازی فقه به کار گرفته شوند. همچنین، نظریه های بدیلی همچون فقه اجتماعی، فقه المصالح و اجتهاد نواندیشانه، زمینه را برای تعامل تطبیقی فراهم می کنند.
نتیجه : فقه شیعه دارای قابلیت هایی است که در صورت بازنگری روش شناختی و توجه به واقعیت های اجتماعی، می تواند با اصول بنیادین حقوق بشر وارد گفت وگویی فعال و سازنده شود. بازخوانی نصوص بر پایه عدالت، زمان مندی و عقلانیت، نه تنها به اصلاح حقوقی داخلی در کشورهایی مانند ایران کمک می کند، بلکه موجب ارتقاء جایگاه فقه امامیه در گفتمان جهانی عدالت نیز خواهد شد.
بازتبیین آیه «مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوای»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
9 - 37
حوزههای تخصصی:
برخی مفسران مرجع ضمیر «إِنَّهُ» در آیه «مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوای » را «عزیز مصر» و برخی دیگر «الله» معرفی می کنند. برخی دیگر هم هر دو را به صورت احتمالی یا قطعی مرجع این ضمیر می دانند. ارائه تحلیل های واقع بینانه از شخصیت یوسف× به عنوان گوینده این فقره، بازخوانی و ارزیابی دیدگاه مفسران در این زمینه و کشف نقاط قوت و مبهم آنها ضرورت بررسی این سه رویکرد را روشن می کند. بررسی انتقادی این سه دیدگاه و تحلیل آیه مورد بحث نشان می دهد که همه آنها دارای چالش های جدی از قبیل عام بودن استدلال ها و عدم توجه به شواهد موجود در سوره یوسف هستند. این در حالی است که با تکیه بر شواهد جدیدی از همین سوره، می توان ضمیر مورد بحث را فقط به «الله» ارجاع داد. مهم ترین شاهد در این زمینه آن است که براساس قراین یوسف× برده همسر عزیز بود نه برده خود عزیز؛ از این رو به طور کلی «رب» بودن عزیز مصر در هنگام ابراز این جمله و در نتیجه بازگشت ضمیر «إِنَّهُ» به وی منتفی است.
بررسی فقهی دلالت امر «عاشروا» در آیه 19 سوره نساء(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
77 - 101
حوزههای تخصصی:
آیه «عاشروهن بالمعروف» می تواند به عنوان دلیلی عام، بسیاری از مسائل مستحدثه در زندگی زناشویی را پاسخ دهد. اثبات امکان استنباط از این آیه نیازمند بررسی فقهی دلالت امر «عاشروا» در آیه 19 سوره نساء است. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی با بررسی نظرات فقها و قواعد فقهی و اصولی به این نتیجه رسیده است که گر چه صیغه امر برای مطلق طلب وضع شده است اما از آنجایی که امر «عاشروا» از طرف شارع است عقل حکم به وجوب امتثال امر می کند مگر اینکه قرینه ای برای ندب باشد. در اینجا روایات نمی توانند قرینه ای برای ندب باشند و تنها می توانند وجوب آیه را قید بزنند. درباره مولوی بودن «عاشروا» اگر معروف به معنای عرف عام باشد امر در آیه مولوی است اما اگر معروف به معنای حسن عندالعقل و یا حسن عندالشرع باشد، آیه ارشادی محض است. هم چنین گرچه امر به خودی خود دلالتی بر تکرار ندارد اما با توجه به موضوع «عاشروا» که معاشرت است امر در آیه دلالت بر تکرار دارد و مخاطب آیه با توجه به معنی باب مفاعله، هر دوی زن و مرد است.
طراحی الگوی اخلاق حرفه ای حسابداری با تأکید بر اندیشه فیلسوفان منتخب مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۷)
117 - 146
حوزههای تخصصی:
اخلاق حرفه ای در حسابداری یکی از پایه های اصلی شفافیت مالی، اعتماد اجتماعی و پیشگیری از فساد به شمار می آید. با توجه به چالش هایی همچون تضاد منافع، تحریف اطلاعات، نیاز به الگویی جامع در این حوزه بیش از پیش احساس می شود. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی نوین از اخلاق حرفه ای در حسابداری، به بازخوانی دیدگاه های سه فیلسوف برجسته اسلامی (خواجه نصیرالدین طوسی، علامه طباطبایی و شهید مطهری) پرداخته است. با استفاده از روش تحلیل محتوا و پس از بررسی ۱,۴۱۳ مقاله در سه حوزه فلسفه و کلام، علوم تربیتی و اخلاق، در نهایت، ۵۶ مقاله مرتبط برای استخراج مبانی نظری انتخاب شد. یافته ها نشان می دهد الگوی پیشنهادی صرفاً به بعد فنی حسابداری محدود نبوده و بر اصولی چون صداقت، عدالت، شفافیت، مسئولیت پذیری و امانت داری تأکید دارد. این الگو حسابداری را فراتر از یک فعالیت حرفه ای، به مثابه تعهدی انسانی، اجتماعی و اخلاقی معرفی می کند که می تواند با تقویت اعتماد عمومی، ارتقای شفافیت سازمانی و پیشگیری از فساد، بنیانی پایدار برای نظام های مالی سالم در جوامع فراهم آورد.
تحلیل و مقایسه سبک نوشتاری اشعار حافظ شیرازی با آیات متشابه قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حافظ، تخلص بزرگ ترین شاعر زبان و ادبیات فارسی می باشد؛ چرا که میان اشعار او و قرآن کریم پیوند ژرف و ناگسستنی وجود دارد. او حافظ قرآن بوده و تأثیر قرآن کریم بر اشعار او از زوایای مختلفی قابل بررسی است. اشعار نغز و دلکش او بسیار پررنگ و پرمایه است. وی در سبک معنایی اشعارش از کلام الهی به صورت تأویل بردار، ایهام آور و ... بهره مند گردیده است. در پژوهش پیش رو که به روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای انجام شده، تلاش بر این است تا سبک معنایی این شاعر با آیات متشابه قرآنی بررسی گردد.. هدف و مبنای کار در این پژوهش کشف و شناسایی تأثیرپذیری حافظ در نمونه ابیات ارائه شده از قرآن کریم می باشد. ماحصل این پژوهش آن شد که حافظ در شعر خود به طور گسترده و سرشاری از قرآن کریم بهره برده و در سبک معنایی او مضمون ابیات با آیات قرآنی مورد اشاره تناسب و همخوانی دارد.
A New Perspective on the Meaning of the Phrase "Mā Taqaddama wa mā Taʼakhkhara" in the Second Verse of Surah al-Fatḥ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Translating the Quran is an extraordinarily sensitive and challenging task due to its miraculous eloquence, its position within religious texts, and its deep connection to the beliefs of Muslims. Furthermore, the complexity of certain verses and the inconsistency between their superficial translations and the definitive principles of Islam add further difficulty to this process. The second verse of Surah al-Fatḥ is one of these verses, which, due to its connection to the impeccability of the Prophet (PBUH) and the consensus of Muslims on this matter, requires greater attention and examination. The phrase "Mā Taqaddama wa mā Taʼakhkhara" in this verse has traditionally been translated by most Quran translators as referring to the past and the future, suggesting that Allah forgives the Prophet's past and future sins. While the forgiveness of past sins is understandable and reasonable, the forgiveness of future sins appears unacceptable. This study aims to resolve this issue by exploring an accurate and precise translation of this phrase through the theories of commentators and hadiths, employing a descriptive-analytical method.
Examination and Analysis of the Reasons for Rejecting the Popular Claim Regarding the Position and Order of Revelation of Surah al-Qalam(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Dating or arranging the surahs according to their order of revelation has long been considered, at least to the extent of identifying them as Meccan or Medinan. However, it has not received much attention in traditional Tafsir (exegesis). Today, descending (Tanzīlī) exegesis, relying on methods other than the customary reliance on narrations of the order of revelation, has attracted the attention of Quranic researchers to facilitate a better understanding of the Quran. Accordingly, the present study, using a descriptive-analytical method, aims to investigate the date of revelation of Surah al-Qalam, considered the second revealed surah according to narrations of the order of revelation. This will be done by examining the surah's content and style, comparing it to the stages of Quranic revelation in terms of the arrangement of the Prophet's call, and referencing historical documents and the Prophet's biography (Sīrah). The findings indicated that this surah depicts an atmosphere of a period of revelation that is incompatible with the early period of the Prophet's mission and his cautious call, and its position as the second revealed surah. Therefore, considering the content analysis and stylistic features of the surah, as well as supporting historical evidence regarding the use of various methods by opponents to express their opposition and hostility towards the Prophet, and comparing these with the verses revealed in surahs al-Shuʻarāʼ and al-Aʻrāf onwards, and based on a comparison that shows historical similarities between surah al-Qalam and Surahs Yāsīn, al-Furqān, and al-Isrāʼ, it seems that the approximate date of revelation of this surah is during the second phase of the Prophet's mission, after the cautious call and after surahs al-Anʻām and al-Ṣāffāt, but very close to them
ویژگی های مشترک ابر انسان نیچه و انسان کامل مولوی در مثنوی و چنین گفت زرتشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۳)
121 - 148
حوزههای تخصصی:
برای نشان دادن تفاوت های انسان با دیگر جانداران، و برای بیان تفاوت بین انسان ها، نشانه های متعددی معرفی شده و درنهایت انسان کمال یافته در تفکر انسانی مطرح شده است. ابرانسان مهم ترین نظریه ی نیچه و انسان کامل مولوی کمال درجه ی انسانی را نشان می دهد. با وجود اختلاف در دیدگاه این دو متفکر، شباهت های بسیاری در معرفی ویژگی های انسان کمال یافته از سوی آنان وجود دارد. در این پژوهش، ابتدا زمینه های فکری مولوی و نیچه بررسی می شود و سپس به ویژگی های مشترکی که آنان برای کمال انسانی برشمرده اند پرداخته می شود. این اشتراک، با توجه به ابیات مولوی در مثنوی و آثار نیچه، به شیوه ی تحلیلی-تطبیقی بررسی شده است. این دو متفکر در تعریف ابرانسان مفاهیم مشترکی را ارائه کرده و موانع رسیدن به این مقام را برشمرده اند. اشتراک در بیانات آنان ما را به این باور نزدیک می کند که تنها لعابی از دین داری یا بی دینی آنان را متفاوت نشان داده است.
حکایت زنگی بسکردی و اجازت نامه و سفارش نامه نجم الدین کبری در حق وی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
153 - 163
حوزههای تخصصی:
یکی از مریدان حلقه صوفیانه نجم الدین کبری (م. 618 ق) فردی با نام زنگی بسکردی بوده که نخستین بار علاء الدوله سمنانی (م. 736 ق) حکایتی از وی یاد کرده است. در این حکایت زنگی در برابر مجدالدین بغدادی (م. 606 ق) قرار می گیرد و هنگام سماع صدمه ای به صورت مجدالدین می زند. این حکایت نشان از تفاوت های فراوان میان مریدان دارد و از دشمنایگی پنهان و ناخودآگاه میان ایشان پرده برمی دارد. از زنگی بسکردی اطلاع دیگری در دست نیست، جز دو اجازت نامه و سفارش نامه از نجم الدین کبری درباره وی که در یکی از کهن ترین دستنویس های متون مشایخ کبروی موجود است و در این مقاله متن مصحح آن عرضه می شود. متن اجازت نامه از جایگاه عرفانی زنگی نزد نجم الدین کبری حکایت دارد که دستوریِ تربیت مریدان را به وی می دهد. نجم الدین در سفارش نامه اش به مردم جوین سفارش می کند که زنگی را به خانقاه ها راه دهند تا بتواند خدمتگزاری از خادمان آن اماکن باشد.
ولایت «تصمیم گیرنده جایگزین» در درمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
91 - 122
حوزههای تخصصی:
با توجه به عوارض جانبی ناشی از درمان، گرفتن رضایت از بیمار قبل از هرگونه اقدام پزشکی ضروری است. رضایت به درمان بیماران فاقد اهلیّت قانونی با اولیاء یا نمایندگان قانونی آنهاست که در اخلاق پزشکی به تصمیم گیرنده جایگزین شناخته می شوند. مسأله مهمّ در فرضی است که تصمیم به درمان از سوی فردی باشد که باوجود داشتن اهلیّت قانونی، به امور پزشکی و درمان ناآگاه است؛ اعمّ از این که تصمیم او ناظر به بیماری خودش باشد یا مولّی علیه، در این فرض ممکن است تصمیم وی با تصمیم پزشک معالج در تعارض و برخلاف مصلحت بیمار باشد. بنابراین در این پژوهش برای حلّ تعارض میان نظر پزشک معالج و بیمار یا ولی ناآگاه به امور پزشکی، مفهوم تصمیم گیرنده جایگزین در درمان از انحصار ولیّ و نماینده قانونی خارج شده و به شورای پزشکان متخصّص در زمینه بیماری مورد ابتلا، تعمیم یافته است. در نتیجه، با واکاوی مفهوم صلاحیّت و اهلیّت در حوزه پزشکی و درمان، تصمیم گیرنده جایگزین باید علاوه بر داشتن اهلیّت قانونی و صلاحیّت دادن اذن و رضایت، از تبحّر یا آگاهی کافی در حوزه پزشکی و بیماری مورد ابتلا نیز برخوردار باشد. بر اساس یافته های این تحقیق، با استناد به عموم و اطلاقات ادله حرمت اضرار به خویش و استناد به نصوصی که بر رعایت مصلحت و غبطه مولّی علیه صراحت دارند و دلیل عقل، نظر متخصّصان در حوزه پزشکی و بیماری مورد ابتلا بر نظر فرد غیر متخصّص یا ناآگاه در امور پزشکی ترجیح داده شده است، اعمّ از این که شخص مذکور خود بیمار باشد یا در سمت ولیّ بیمار تصمیم گیرنده باشد.
An Intersubjective Approach in the Validation of Axioms Considering Islamic Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Axioms are crucial to epistemic frameworks, as several schools of the history of science have recognized. The issue of the current research is that in the validation of axioms, what defects does the intuitive approach entail, and how can the intersubjective approach (based on the ideas of Islamic philosophers) be explained as an alternative, less-known system? The former is dedicated to clarifying and criticizing what is called the intuitive approach to validating axioms: this approach is attributed to classical philosophers and consists of assuming that axioms are propositions whose truth is immediately evident upon taking into account the terms they are based on. The latter focuses on clarifying the alternative approach, called the intersubjective approach of validating axioms (IAVA): this approach is attributed to a specific Islamic tradition, developed by Avicenna and Mullā Ṣadrā, and consists of assuming that axioms are propositions that cannot be rationally proved, denied, or doubted, without being already assumed. In this article, we present the intersubjective approach from a historical point of view.
نگرشی نو به حکم ارشاد جاهل در موضوعات و تنافی آن با قاعده وجوب اعلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
177 - 193
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم در دانش فقه بحث ارشاد جاهل است که با وجود فتوای مشهور به وجوب ارشاد جاهل در احکام، در مورد موضوعات فقط تعداد اندکی از فقیهان فتوا به وجوب داده اند و بیشتر فقیهان مستند به برخی روایات جز در موارد بسیار مهمی مانند حفظ جان قائل به عدم وجوب ارشاد جاهل هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی صحت و سقم ادله دو طرف پرداخته و در نهایت با طرح یک چالش پیش روی فتوای مشهور به این نتیجه رسیده است که این فتوا با قاعده دیگری به نام قاعده «وجوب اعلام الجاهل فیما یعطی» سازگاری ندارد. هرچند راهکار بدوی برای رفع تنافی عبارت است از حمل قاعده یادشده بر موارد تسبیب، این حمل با اشکالاتی مانند تنافی با قاعده تبعیت احکام از مصالح و مفاسد و همچنین وجوب خیرخواهی برای مؤمن و نیز مخالفت با برخی روایات مواجه است. نوشتار حاضر با ارائه راهکاری دیگر به این نتیجه رسیده است که یا باید دایره موارد مهم را در دیدگاه مشهور گسترش داد یا اینکه اساساً ارشاد جاهل در همه موضوعات مگر در موارد کم اهمیت واجب دانسته شود.
بررسی مشروعیت تحریم های یکجانبه دولت ها از منظر حقوق بین الملل
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 24
حوزههای تخصصی:
تحریم های یکجانبه دولتی به اقداماتی اطلاق می شود که یک کشور به طور مستقل علیه کشوری دیگر اعمال می کند و هدف آن محدود کردن تعاملات اقتصادی، سیاسی یا فرهنگی است. این تحریم ها می تواند به صورت اقتصادی، تجاری، مالی یا حتی نظامی اعمال شود. در این تحقیق، به بررسی مشروعیت تحریم های یکجانبه از منظر حقوق بین الملل پرداخته شده است. طبق اصول حقوق بین الملل، تحریم های یکجانبه به طور عمده باید بر اساس تصمیمات نهادهای بین المللی مانند شورای امنیت سازمان ملل متحد اعمال شود. اما در عمل، کشورهای مختلف با استفاده از این تحریم ها به طور مستقل و بر اساس منافع ملی خود، قوانین بین المللی را نادیده می گیرند که این موضوع باعث ایجاد چالش های حقوقی و سیاسی می شود. تحریم های یکجانبه به ویژه علیه کشورهای خاص مانند ایران که تحت تحریم های گسترده اقتصادی و تجاری قرار گرفته است، به یکی از مسائل بحث برانگیز در عرصه حقوق بین الملل تبدیل شده است. در این تحقیق، همچنین راهکارهایی برای مقابله با این تحریم ها با استفاده از رویکرد اقتصاد مقاومتی بررسی می شود. این رویکرد شامل تقویت تولید داخلی، تنوع در منابع اقتصادی، توسعه ارتباطات با کشورهای غیرتحریمی و ایجاد ظرفیت های اقتصادی پایدار برای کاهش اثرات منفی تحریم ها و دستیابی به استقلال اقتصادی است.
«مَظهریت» و «مُظهریتِ» انسان در هستی شناسی عرفانی حکمت متعالیه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ملاصدرا در هستی شناسی عرفانی خود، در باب مباحث تجلی اسمایی، به دلیل خلقت خاص انسان در قوس نزول با عنوان «مَظهریت اسمائی انسان به صورت بالقوه» و در قوس صعود با عنوان «مَظهریت و مُظهریت انسان به صورت بالفعل» به نظریه پردازی روی آورده است. یافته های پژوهش حاضر بیان گر آن است که همه موجودات محدود به یک اسم یا اسامی خاص هستند و از آن تجاوز نمی کنند اما تنها انسان است که چون مظهر اسم جامع الله است استعداد به ظهور رساندن همه اسما را در وجود خود دارد و با توجه به تواناییها و قوای خاصی که خداوند به او ارزانی داشته است می تواند در عرصه هستی اثرات مطلوب و یا ویرانگر از خود برجای گذارد که از آن به «مَظهریت و مُظهریت» تعبیر شده است که البته این تعابیر با توجه به ویژگی های قوس نزول و صعود در همه افراد انسانی یکسان نیست و با عنایت به اینکه هریک از افراد انسانی خلیفه ای از خلفای الهی هستند بنا به حصه وجودی خود در هستی منشأ اثر واقع می گردند که در نهایت و در سیر روند صعودی یا آیینه تمام نمای الهی می گردند یا شیطانی. پژوهش پیش رو به روش کیفی و تحلیلی- توصیفی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای با تأکید بر منابع دست اول صورت گرفته است که غایتش تبیین مسأله مظهریت و مظهریت انسان در هستی شناسی عرفانی ملاصدرا است که امید می رود پاسخی در خور به پرسش های این نگاشت فراهم آورد.