ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
۶۴۱.

شناسایی و اعتبارسنجی نشانگرهای مناسک گرایی در نظام آموزش عالی ایران: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مناسک گرایی آنومی آموزش عالی ایران مطالعه آمیخته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۶۳
امروزه در نظام آموزش عالی ایران با یک پارادوکس مواجه هستیم؛ به طوری که باوجود رشد سریع نظام آموزش عالی و فراگیرشدن نهاد دانشگاهی در ایران، نگرانی ها درخصوص ناکارآمدی نظام دانشگاهی در ایران وجود دارد. به نظر می رسد که دانشگاه در ایران از کارکردهای نهادی خود منحرف و دچار آنومی و بی هنجاری شده است و به قول مرتن (1938) دچار نوعی مناسک گرایی شده است؛ ازهمین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتبارسنجی نشانگرهای مناسک گرایی در نظام آموزش عالی ایران انجام شد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی است که در آن از روش تحقیق آمیخته از نوع اکتشافی متوالی(کیفی-کمی)  استفاده شد. در مرحله کیفی با روش نمونه گیری هدفمند (صاحب نظران کلیدی) و معیار اشباع نظری با 17 نفر عضو هیئت علمی مصاحبه بدون ساختار انجام شد و به همراه 12 سخنرانی از صاحب نظران و دانشگاهیان ایرانی با رویکرد تحلیل مضمون تجزیه وتحلیل شد. در مرحلیه کمی نیز 271 نفر عضو هیئت علمی به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به پرسش نامیه محقق ساخته مستخرج از بخش کیفی پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کمی با بهره گیری از دو نرم افزار Smart-PLS و SPSS23 انجام گرفت؛ درنهایت طبق نتایج بخش کیفی نشانگرهای مناسک گرایی در آموزش عالی ایران در پنج حوزه پژوهش (کمیت گرایی، مدگرایی علمی، فراورده محوری، سلطیه آمار و روش بر هدف پژوهش، ISIسالاری، دوریه تحقیقاتی پست داک، جلسات دفاع از پایان نامه، نقش اساتید راهنما و مشاور)، آموزش (مدرک گرایی، تأکید روی جنبه های فرمال تدریس)، سنجش و ارزیابی (ارزیابی و قضاوت کمی گرا، قداست نظام های رتبه بندی، کنکور، آزمون جامع)، توسعیه آموزش عالی (رشد قارچ گونیه مؤسسات آموزش عالی، کمیت گرایی در تعداد اساتید و دانشجو) و ارتباط با صنعت (دفاتر ارتباط با صنعت) سازمان دهی شدند. همچنین نتایج بخش کمی نشان داد الگوی مستخرج از بخش کیفی از برازش مطلوب برخوردار است؛ علاوه براین، یافته های کمی پژوهش نشان داد کلییه نشانگرهای مناسک گرایی در آموزش عالی در سطح بالا و نامطلوبی ارزیابی شدند. بدیهی است که یافته های این پژوهش امکان درک بهتر موضوع و اتخاذ سیاست ها و اقدامات مناسب برای بهبود نظام آموزش عالی ایران را فراهم آورده است.
۶۴۲.

ارزیابی تعقیب مجازی همسر در افراد متأهل: تعیین ویژگی های روان سنجی و اعتباریابی نسخه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تعقیب مجازی همسر ویژگی های روان سنجی اعتباریابی ساختار عاملی افراد متأهل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۵۰
تعقیب مجازی همسر به نظارت و کنترل شریک زندگی ازطریق فناوری اشاره دارد و اثرات فیزیکی، روانی و مالی هم بر فرد قربانی و هم بر فرد تعقیب کننده دارد و می تواند بر کانون خانواده به ویژه در میان زوج های جوان تأثیر بگذارد؛ بنابراین، این مسئله نیازمند مطالعیه عمیق تر در جوامع مختلف است. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی، ساختار عاملی و تغییرناپذیری مقیاس تعقیب مجازی همسر (IPCS) براساس جنسیت در بین افراد متأهل جامعیه ایران بود. این مطالعه از لحاظ هدف بنیادی و ازنظر تحلیل داده همبستگی از نوع تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی بود. جامعیه آماری شامل معلمان متأهل استان زنجان بود که با روش نمونه گیری در دسترس404 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به سؤالات پاسخ دادند. ابزار پژوهش شامل مقیاس تعقیب مجازی همسر اسموکر و مارک (2017) و اعتماد زناشویی رمپل و همکاران (1985) بود. یافته های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی ساختار سه عاملی مقیاس و برازش مناسب مدل اندازه گیری را نشان داد. همسانی درونی گویه ها به شیویه آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 93/0 محاسبه شد که مطلوب بود. مقدار شاخص AVE و ریشیه دوم این شاخص به ترتیب روایی همگرا و روایی تشخیصی را در سطح سازه تأیید کرد. تحلیل عاملی چندگروهی، تغییرناپذیری جنسیتی را برای این ابزار تأیید کرد. اندازه و جهت ضریب همبستگی پیرسون بین تعقیب مجازی همسر و اعتماد زناشویی حاکی ازآن بود که مقیاس از روایی ملاکی برخوردار است؛ بنابراین، می توان گفت نسخیه فارسی مقیاس سه عاملی تعقیب مجازی همسر ((IPCS از روایی و پایایی مناسبی برای استفاده در پژوهش های آتی برخوردار است. باتوجه به ماهیت رفتار تعقیب مجازی و تأثیرپذیری آن از فرهنگ جامعه مطالعات بیشتری درباریه ابعاد مختلف این رفتار به ویژه در حوزیه چرایی آن ضروری است.
۶۴۳.

چرخه معیوب ارتباط صنعت و دانشگاه: راهکارهایی برای نیل به سوی سرمایه سازی دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پژوهش صنعت دانشگاه تولید دانش بنیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۳۶
در اقتصاد مبتنی بر دانش، دانشگاه ها به عنوان تولیدکننده و انتقال دهندیه دانش، نقش مهمی در توسعیه اقتصادی نوآورانه و پایدار ایفا می کنند. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های شکل گیری رابطیه صنعت و دانشگاه انجام گرفت. بستر تحقیق استان خوزستان بود که براساس موضوع، روش تحقیق داده بنیاد انتخاب شد. در راستای اشباع نظری مشارکت کنندگان تحقیق، نخبگان استان متشکل از استادان دانشگاه شهید چمران اهواز، علوم پزشکی جندی شاپور اهواز و دانشگاه آزاد همچنین مدیران شرکت های دانش بنیان، 44 نفر بود که با روش هدفمند انتخاب شدند. روش جمع آوری داده ها مصاحبیه عمیق و نیمه ساختاریافته بود. شیویه تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. یافته ها نشان داد که مقوله های شرایط علّی ارتباط صنعت و دانشگاه مشتمل بر تکمیل نشدن فرایند شکل گیری صنعت، واماندن از تغییرات فنی و محدودکردن محصولات تولیدی به بازارهای داخلی، غلبیه تفکر نظری محور بر رویکرد کاربردمحوری در دانشگاه، ناهمسویی صنعت و دانشگاه در ایران، گردش دانشگاه بر مدار آموزش های نظری، پژوهش ویترینی سازمان ها، عدم شفافیت نیازهای صنعت و واسپاری باز به شرکت های رقیب بود. همچنین مقوله های شرایط زمینه ای شامل چنبریه دولت بر صنایع و آسودگی مدیران از پشتیبانی دولت، پوشش ناکارآمدی ها با منابع درآمدی نفتی، عدم اولویت امور پژوهشی در سازمان ها، ارتزاق ناتمام دانشگاه از دولت و ضعف مراکز داخلی پژوهش و فناوری صنایع و محروم ماندن کشور از درآمدهای صنایع جانبی بود. به منظور تحقق نگاه علمی و حل چالش های فنی صنایع، بومی سازی محصولات و درنهایت رشد درآمدی صنایع، ارتباط صنعت و دانشگاه باید احیا شود.
۶۴۴.

بررسی پدیدارشناختی جنسیت در میانه سنتِ فرهنگیِ ورزا جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازی محلی سیانت از هویت جنسیت پدیدارشناسی آسیب اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
مردم بومی شمال، سامان دهی نبرد خونین دو گاو نر را ورزاجنگ می نامند و تحت عناوینی مثل پاسداشت بازی محلی، سنت، حفظ فرهنگ و صیانت از هویت بر تداوم آن اصرار دارند. طی چند سدیه اخیر این فرهنگ نامتعارف با دگرگونیِ ساختارهای اجتماعی، دچار تغییرات شگرف شد اما هستیه اصلی آن یعنی «جنگیدن دو گاو نر» همچنان باقی مانده است. برخی از محققان دانشگاهی نیز در حمایت از ابعاد اقتصادی، بر توسعیه آن به منظور جذب سود و عواید مالی برای میزبان، جاذبیه گردشگری و توریسم و انسجام اجتماعی تأکید می نمایند. هرچند از گذشته تاکنون در ایران بسیاری از سیاحان و تاریخ نگاران، این پدیده را یک بازی نامیده اند اما آرمانِ حضور خرد در زندگی فردی و اجتماعی، ما را بر آن می دارد، بازی ای را زیبا تلقی کنیم که در کارکردهایِ خود، هماهنگ با زندگی باشند. این نمایش که جنسی از تأمین معاش نامتعارف را در خود دارد نیمی از کنشگرانِ خود (زنان) را انکار می کند. قصد ما از پرداختن به این موضوع، نه تلاش برای وارد کردن زنان به این کارزار، بلکه آسیب شناسی انتقادی آن می باشد . از این رو، پرسش محوری این است که فقدان حضور زنان در این مراسم گویای چه نوع مناسباتی است؟ بنابراین، با زیست تجربی میان کنشگران موصوف و اتخاذ استراتژی موستاکاس در پدیدارشناسی به مثابه روش، سعی نمود برای پرسش های فوق پاسخی درخور بیابد؛ نتیجیه کار این شد که پدیدیه ورزاجنگ در استمرار سنت فرهنگی گذشته و در امتداد برجسته سازی سنت های جاری در جامعه ، به رغم تحولاتی که داشته، به آستانه یک بازی اجتماعیِ انسجام ساز نزدیک نشده است.
۶۴۵.

نگرش راهبردی به سازمان های رسانه ای با هدف به سازی فرهنگی-اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نگرش راهبردی سازمان های رسانه ای به سازی فرهنگی-اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۷۶
هدف پژوهش حاضر، تعیین نگرش به تدوین راهبردها در سازمان های رسانه ای با رویکرد نقش رسانه ها در به سازی فرهنگی-اجتماعی است. جامعه آماری این پژوهش تعداد ۸ مقاله پژوهشی مرتبط با موضوع است که به صورت هدفمند از چهار پایگاه علمی داخلی مگیران، نورمگز، جهاد دانشگاهی و پرتال جامع علوم انسانی انتخاب شدند. ارزیابی مقالات با روش CASP صورت گرفت و مقالات دارای میانگین امتیاز 45 تأیید شدند. مقالات با روش تحلیل مضمون استقرایی مورد مطالعه قرار گرفتند و با نرم افزار مکس کیودا رمزگذاری گردیدند. در مرحله رمزگذاری باز، 198 رمز شناسایی شد که روایی آن ها با روش رمزگذاری مستقل و پایایی آن ها با ضریب هولستی (87/0) تأیید شد، سپس در مرحله رمزگذاری محوری با حذف موارد تکراری و ادغام مفاهیم مشابه، 17 مفهوم یک پارچه استخراج گردید و درنهایت، در مرحله رمزگذاری انتخابی، مفاهیم در پنج دسته اصلی شامل ضرورت ها، زمینه ها، پدیده ها، عوامل مداخله گر و پیامدهای به سازی فرهنگی-اجتماعی طبقه بندی شدند. الگوی نهایی نشان داد که در نگرش راهبردی به سازمان های رسانه ای به منظور به سازی فرهنگی-اجتماعی مواردی باید مورد توجه قرار بگیرند که از این قرارند: تنظیم راهبرد ها براساس نیازهای متنوع مخاطبان، پویاسازی راهبردها در جهت مطابقت با محیط، درنظرگرفتن خلق ارزش در تدوین راهبرد، استفاده از الگوی فراگردی در اصلاح راهبرد سازمانی، تقویت تعامل و همکاری بین سازمانی به ویژه ایجاد تعامل و ارتباط آموزشی با سازمان های اجتماعی، انتظامی و توجه به سطوح کارکردها یا پیامدها در تدوین راهبرد.
۶۴۶.

شاخصه های سرمایه اجتماعی از منظر قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرمایه اجتماعی اعتماد تعاون اجتماعی همبستگی اجتماعی تعهد اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۴
سرمایه اجتماعی یکی از مهم ترین سرمایه های هر جامعه ای است که به پایایی و پویایی جامعه کمک می کند. علی رغم اهمیت این سرمایه در حیات اجتماعی، این پدیده در حدّ کافی در جامعه نهادینه نشده است؛ این امر از رشد آمار طلاق و ازدواج های کم دوام، میزان روزافزون انواع جنایت ها، بی اعتمادی به دیگران، سلطه فرهنگ فردگرایی و...به روشنی دریافت می شود. ضرورت وجود سرمایه اجتماعی سبب شده تا اسلام به مثابه دینی واقع گرا، آحاد جامعه اسلامی را به تولید این سرمایه ترغیب کند. در این نوشتار تلاش شده است تا به مهم ترین شاخصه های سرمایه اجتماعی از منظر قرآن پرداخته شود. روش گرداوری داده در این پژوهش، اسنادی و کتابخانه ای و روش پردازش آن ها مبتنی بر روش اجتهادی با رویکرد تفسیری اجتماعی بوده است. یافته ها بیانگر آن است که قرآن و روایات پایبندی به اعتماد اجتماعی، اخوت دینی، تعاون اجتماعی، همبستگی اجتماعی و تعهد اجتماعی را به عنوان مهم ترین شاخصه های سرمایه اجتماعی مورد تأکید قرار داده است.
۶۴۷.

واکاوی جامعه شناختی روایات صوفیان در تذکرة الاولیاء عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اوضاع اجتماعی تذکرهالاولیا جامعه شناسی ادبیات روایات صوفیان عطار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۸
جامعه شناسی ادبیات، مطالعه علمی محت وای اث ر ادب ی و ماهیت آن در پیوند با دیگر جنبه های زندگی اجتم اعی اس ت. تذکرهالاولیا یکی از آثار بزرگ نثر فارسی است که روایات صوفیان یا شرح داستان هایی از زندگی شخصیت های تاریخی مشایخ صوفیه است که می تواند بازتابی از گرایش های فرهنگی، اجتماعی زمان نویسنده را نشان دهد. دوره ای که عطار در آن می زیست هرچند دوران شکوفایی علم و ادب نام گرفت اما به سبب عوامل گوناگون ازجمله، کثرت حوادث، درگیری ها، فقر، تعصبات مذهبی، حملات پیاپی به نیشابور و فساد سلاطین به یکی از دشوارترین و جانگدازترین دوران تاریخی مبدل شد. با سیر در تذکره الاولیاء و در روایات مشایخ و تصویری که از آن ها ارائه شده است، شرایط سیاسی، افتصادی و اجتماعی زمان عطار مجال ظهور یافته اند، درواقع تصویری که او از مشایخ صوفیه ترسیم می کند، نقطه مقابل تباهیها و اختناق و فساد حاکم بر اجتماع روزگار عطار است. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و با روش پژوهش توصیفی - تحلیلی به بررسی این تآثیر می پردازد تا به پیام ها و پیامدهای این آثار و هم تأثیرپذیری و تأثیرگذاری آن ها بر یکدیگر در فضای اجتماعی آن دوران پرداخته شود.
۶۴۸.

ساخت و اعتبار یابی پرسش نامه تجربه زیسته تفکر انتقادی دانشجویان: مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفکر انتقادی اعتباریابی تجربه زیسته دانشجویان پرسشنامه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۲
این مقاله بخش کمّی از نتایج یک پژوهش ترکیبی است که به روش اکتشافی متوالی (کیفی – کمّی) انجام شده است. هدف از تحقیق بررسی تجربهزیسته دانشجویان در تفکر انتقادی در دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود. در مرحله کمّی، روش پژوهش از نوع پیمایشی (توصیفی و غیرآزمایشی) است و از تحلیل همبستگی و تکنیک تحلیل عاملی برای تحلیل داده ها استفاده شد. حجم نمونه برابر با 435 نفر به دست آمد که بر مبنای چهار متغیر دانشگاه، دانشکده، مقطع تحصیلی و جنسیت به تناسب توزیع شد. شیوه نمونه گیری سهمیه ای بود. ابزار اولیه شامل 50 آیتم و پنج عامل اصلی شامل زیست شرافتمندانه و مسئولانه، مواجهه چندگانه، اندیشیدن به فراسو، دوگانه هزینه-پاداش و نابودگری سازمانی بود که بر اساس تحلیل کیفی طراحی و در مرحله کمّی ارزیابی و تحلیل شدند. درمرحله کمّی از ساختار عاملی نهایی هفت عامل مشتمل بر 37 آیتم استخراج شد. دوعامل جدید شامل سازمان محافظه کار و مرجعیت غیرانتقادی به ترتیب از نابودگری سازمانی و مواجهه چندگانه نشئت گرفت. بارهای عاملی به دست آمده برای شش عامل بارگذاری شده بر روی تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی (همه عوامل به جز سازمان محافظه کار) بالاتر از مقدار 60/0 به دست آمده است که حاکی از اهمیت بالای هر یک از این ابعاد در برآورد نمره نهایی هریک از افراد مطالعه شده است. ساختار سلسله مراتبی مقیاس تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی نیز تحلیل و تأیید . نتایج پژوهش حاضر تلاشی برای توسعه ابزارهای جدید برای ارزیابی تفکر انتقادی در محیط های آموزشی به شمار می رود.
۶۴۹.

Serious Games, Conceptual Blending, and Creative Learning

کلیدواژه‌ها: Blended Learning Conceptual blending Creative Learning serious games third space

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۱۶۹
Background: Many efforts have been put into using serious games for education over the past two decades. Although there are different definitions for serious games, there is a relative agreement that the education of knowledge or skills through or by means of entertainment is at the heart of every serious game. However, educational capacities of serious games and learning strategies exploited in them require further studies.Aims: Considering the capacities of Fauconnier and Turner’s Blending theory, this paper aims to show that the learning strategies in serious games can have other dimensions.Methodology: This paper employs a conceptual and theoretical analysis methodology, drawing on Fauconnier and Turner’s Conceptual Blending Theory to examine the learning strategies embedded in serious games. Additionally, it utilizes a case study approach, analyzing the serious game FLIGBY to illustrate how structural and conceptual blending contribute to creative learning.Findings: The focus point of the paper as the source of the generation of different kinds of unconscious learning processes will be conceptual blending. In the end, the paper will also introduce the serious game FLIGBY from the perspective of Fauconnier and Turner’s blending theory at both structural and conceptual levels.Conclusions: By means of blending theory, it will be discussed that the elevation of serious games to a higher level is possible; a level that will not only reduce the tiredness of serious games but also pursue a more innovative learning, happening at two levels of structural and conceptual.
۶۵۰.

The Effects of Data Privacy Regulations on Cybersecurity Practices in Nigeria and Africa

کلیدواژه‌ها: conceptual framework cybersecurity practices data privacy regulations empirical review literature review theoretical framework

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۱۵۹
Background: With the rapid digital transformation across the African continent, ensuring the protection of personal data through effective regulatory frameworks is crucial. Key regulations, including Nigeria’s Data Protection Regulation (NDPR) and the African Union’s Convention on Cyber Security and Personal Data Protection, have been enacted to address growing concerns about data privacy and cybersecurity.Aims: This literature review critically examines the impact of data privacy regulations on cybersecurity practices in Nigeria and across Africa, focusing on empirical studies that highlight the interplay between regulation enforcement and cybersecurity outcomes.Methodology: This review synthesizes empirical studies that explore the effectiveness of these regulations in improving cybersecurity practices in both public and private sectors.Results: Empirical research from Nigeria indicates that while the NDPR has led to some positive changes in organizational data protection strategies, challenges in enforcement, resource allocation, and awareness continue to hinder its full impact. Studies reveal that small to medium enterprises (SMEs) face difficulties in complying with the regulations due to a lack of capacity and knowledge. Similarly, research across several African countries shows a significant gap in both the implementation of data privacy laws and the cybersecurity measures required to mitigate emerging threats, such as ransomware and data breaches. Furthermore, empirical evidence highlights that varying levels of regulatory enforcement across the continent result in inconsistent cybersecurity practices, leading to vulnerabilities in the digital infrastructure. The review also explores empirical findings on the socio-economic and political barriers that affect the successful enforcement of data privacy regulations, with particular focus on limited technical expertise, political instability, and insufficient resources for regulatory bodies. Additionally, studies suggest that there is a growing need for cross-border collaboration and capacity building to bridge the regulatory gaps and improve overall cybersecurity resilience.Conclusion: Empirical evidence underscores the need for stronger regulatory frameworks and greater cooperation across African nations to enhance the protection of personal data and fortify cybersecurity practices across the region. Recommendations for future policy development are provided, based on the insights gained from existing empirical studies.
۶۵۱.

تفاوت های میان نسلی در بازنمایی هویت کدبانو مطالعه موردی: فرهنگ آشپزی و اقتصاد خوراک در گفتمان روزمره مادران ودختران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پدیدارشناسی فرهنگ آشپزی و اقتصاد خوراک گونئی شبستر مرکزی تحلیل گفتمان روزمره کدبانو تفاوت نسلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
هدف : در اثر گسترش ارتباطات، پیشرفت های تکنولوژیکی وسایل زندگی، تغییرات سریع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی  سبک زندگی، به ویژه در جوامع در حال گذار، ادارک نسل های جدید از کدبانوگری، متفاوت از نسل های قبل شده است. کدبانو بودن به معنای مدیریت کارآمد و موثرخانه و خانواده هویتی است که شامل نقش ها، مهارت ها و ویژگی های مختلفی می شود.  یکی از این ویژگی ها، مهارت آشپزی و مدیریت خوراک است. تفاوت بین نسلی در فرهنگ آشپزی، در بسیاری موارد منجر به اختلاف و کشمکش میان مادران و دختران می گردد. یکی از مسائل مهم در حوزه آسیب شناسی خانواده، عدم توجه و ادارک صحیح از  تفاوت های نسل مادران و دختران در تدبیر منزل است که باعث تغییرات شدید ساختار روابط، نابسامانی و بحران های میان والدین و فرزندان و در نهایت شکاف نسلی می شود. بحرانی بودن روابط خانوادگی، باعث تزلزل  نقش خانه به عنوان نخستین کانون زندگی مشترک در جامعه پذیری فرزندان است. سوال اصلی پژوهش چگونگی تفاوت های بین نسلی در بازنمایی هویت کدبانو است.  برای یافتن پاسخ، پژوهشگر از میان وجوه مختلف کدبانوگری، به مطالعه موردی تبیین  تفاوت های فرهنگ آشپزی و مدیریت خوراک در میان دو  نسل از  مادران و دختران گونئی (شبستر مرکزی) مقیم تهران پرداخته است.    روش شناسی : روش پژوهش کیفی با رویکرد  پدیدارشناسانه و تحلیل مصاحبه های نیمه ساختارمند با 30 نفر از مادران و دختران گونئی (شبستر مرکزی) مقیم تهران در خصوص فرهنگ آشپزی و مدیریت خوراک است. مشارکت کنندگان (مادران متولد دهه های 40 و 50 / دختران متولد دهه های 70 تا 80)  از طریق نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی انتخاب شدند. از تحلیل متن مصاحبه ها و گفتار روزمره مابین مادران و دختران، واحدهای معنایی شناسایی و با تجمیع آنها، درون مایه های فرعی و درون مایه های اصلی مشخص و در نهایت درون مایه مرکزی هویت کدبانو از منظر فرهنگ آشپزی و مدیریت خوراک  استخراج گردید. . درون مایه های اصلی شامل 1- دانش آشپزی و غذاهای معیار  2- دانش ذخیره سازی و انبار مواد خوراکی 3- دانش مصرف مواد خوراکی و توزیع غذا 4- فرهنگ خوراک و مشارکت در وفاق اجتماعی 5- نقش خوراک در عاملیت زنان است.  یافته ها :  یافته ها بیانگر: 1 – هویت سیال کدبانو در میان نسل ها و تغییر معیارهای  فرهنگ آشپزی و مدیریت خوراک. 2- تفاوت نگاه نسل ها به  سرمایه اجتماعی دانش آشپزی و اقتصاد خوراک 3- تغییر ماهیت انگ های اجتماعی با توجه به تغییر نقش های زنان در خانه 4- تفاوت ادارک دو نسل از قدرت و عاملیت اجتماعی زنان در فرهنگ آشپزی با توجه به تغییر سبک زندگی 5- تغییر دایره واژگانی در گفتار میان مادران و دختران  در خصوص کدبانوگری و فرهنگ آشپزی 6-  تاثیر اینترنت و شبکه های مجازی در تغییر معیارهای فرهنگ آشپزی و مدیریت خوراک. 7- بروز مقایسه مداوم مهارت های آشپزی میان نسل ها و ایجاد تعارض و کشمکش میان مادران و دختران 8- افزایش خشونت کلامی و پرخاشگری میان مادران و دختران به دلیل اختلاف ادراک در امور آشپزی و مدیریت خوراک که می تواند به شکاف عمیق میان نسلی منجر گردد. نتیجه گیری : تفاوت های میان نسلی در خصوص مدیریت امور خانه اگر به درستی تبیین نگردد، انتقال فرهنگ و ارزش های خانوادگی با اشکال مواجه می شود که تاثیرات آن می تواند به شکاف نسلی و گسست عاطفی میان اعضاء خانواده منجر گردد. عدم درک ارزش ها و الگوهای رفتاری هر نسل از سوی نسل دیگر، عصبیت و عدم انعطاف در قبول نوآوری ها و خلاقیت در فرهنگ آشپزی نسل جوان  از سوی مادران، عرصه را بر فرزندان تنگ می کند و موجب دلسردی، عدم اعتماد به نفس و از تکاپو افتادن جوانان می گردد . نتایج نشان می دهند هرچند در خصوص کسب دانش آشپزی و مدیریت مواد غذایی به عنوان یکی از ویژگی های زنان کدبانو میان مادران و دختران اختلافی وجود ندارد ولی در بازنمایی معیارها و شاخصه های آن، تفاوت میان نسلی وجود دارد و پیشنهاد می شود به این موارد توجه شود: 1- تغییر نظام ارزشی نسل های مادران و فرزندان 2- تغییر نظم اجتماعی و تفاوت در سبک زندگی میان نسل ها  3- توجه به مسائل مربوط به تمایل به کنترل در نسل مادران و تمایل به استقلال در نسل دختران 4- توجه به میزان پذیرش تفاوت ها از سوی نسل ها 4- توجه  به رابطه تعاملی و هم افزایی میان زبان با بخش های دیگر فرهنگ و جایگاه نشانه شناسی خوراک در گفتار خانوادگی نسل های مختلف  5- لزوم ورزیدگی و تقویت نگاه پژوهشگران جوان به مقوله گفتار روزمره (به عنوان اموری محسوس) در بازشناسی تفاوت های نسلی (به عنوان امری نامحسوس و پیچیده) در جوامع در حال گذار 4- لزوم توجه پژوهشگران به اهمیت نتایج برای مطالعات تطبیقی هویت زنان در جمعیت های قومی و تاثیر مهاجرت و تغییر سبک زندگی
۶۵۲.

بررسی تطبیقی سیمای جنگاور در اساطیر هندوایرانی و اسلاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسطوره اسلاوی بن مایه جنگاور اژدهاکش هندوایرانی هندواروپایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
هدف : این پژوهش به بررسی تطبیقی سیمای جنگاور اژدهاکش در اساطیر دو سنت هندوایرانی و اسلاوی می پردازد و به ویژه بن مایه های مشترک این روایت در هر دو فرهنگ را مورد تحلیل قرار می دهد. اگرچه میان این دو حوزه فرهنگی فاصله های زمانی و مکانی قابل توجهی وجود دارد، متون اسطوره ای و حماسی آن ها از لحاظ مفهومی و معنایی حاوی اشتراکات برجسته ای است که نشان از خاستگاهی مشترک در زیربنای هندواروپایی دارد. محور روایت ها در هر دو سنت، جنگاوری است که با یاری قهرمان یا ایزد آهنگر و سلاحی جادویی، در نبرد با اژدهای سه سر به پیروزی می رسد. غالباً این نبرد با حضور زنان جادوگر همراه است و در نهایت، شاه دختِ اسیرِ اژدها آزاد می گردد که نمادی از بازگشت باروری و تداوم نظم اجتماعی است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل تطبیقی این بن مایه حماسی در دو فرهنگ مذکور می باشد. روش شناسی : روش تحقیق به صورت تحلیلی-توصیفی و با استناد به منابع متنی، فولکلور و مظاهر زبان شناسی است. یافته ها : یافته ها نشان می دهد که جنگاور اژدهاکش نماینده کارکرد دومِ جامعه، یعنی طبقه جنگاوران در ساختار سه گانه جامعه هندواروپایی است. این جنگاوران با بهره مندی از سلاح ویژه ای که توسط آهنگر جادویی ساخته شده، به نابودی دشمنی که نمادی از آشوب و خشکسالی است، مبادرت می ورزند. از این پیروزی، بازتولید نظم، باروری و هم بستگی اجتماعی حاصل می شود. نکته تأمل برانگیز در این دست روایت ها، استفاده جنگاور از حیله و نیرنگ برای کشتن اژدهاست؛ عملی که برخلاف آداب و الگوهای شجاعت جنگاوری تلقی شده و بر اساس آن، قهرمان دچار آلودگی آیینی می شود و ناگزیر به طی مراسم تطهیر و یا تبعید می گردد. این وضعیت نمادی از تعارض میان خشونت و اخلاقیات در اسطوره های هندواروپایی و بازتاب ساختار سه گانه اجتماعی است که با کارکردهای پادشاهی، جنگاوری و باروری پیوند دارد. مطالعه همچنین به نقش محوری آهنگر به عنوان واسطه ای میان این کارکردها تأکید می کند که با قدرت جادویی خویش، سلاح ویژه جنگاور را می سازد و زمینه تحقق پیروزی و بازتولید نظم را فراهم می آورد. نزدیکی واژگانی و مضمونی میان نام های قهرمان و آهنگر در هر دو فرهنگ، نشانگر اصل مشترک و میراث هندواروپایی این اساطیر است. بر اساس این یافته ها، می توان نتیجه گرفت که روایت جنگاور اژدهاکش نه تنها بازتابی از ساختار اجتماعی فرهنگی جوامع هندواروپایی است، بلکه نشان دهنده پیوند عمیق میان اسطوره، آیین و هویت تاریخی این اقوام می باشد. افزون بر آن، این مطالعه بر استمرار و انعطاف پذیری بن مایه های اسطوره ای در مواجهه با تغییرات فرهنگی و دینی تأکید می کند و اهمیت تحلیل تطبیقی در بازشناسی ریشه ها و تحولات اسطوره های باستانی را نمایان می سازد. همچنین این پژوهش با شناسایی وجوه مشترک و تفاوت های فرهنگی، زمینه ساز مطالعات آینده در حوزه اسطوره شناسی تطبیقی و تحلیل کارکردهای اجتماعی اسطوره ها می گردد. در نهایت، نتایج به دست آمده می تواند به درک بهتر نقش اساطیری جنگاوران در شکل گیری نمادهای هویتی و فرهنگی در اقوام هندواروپایی یاری رساند و پارادایم هایی نوین برای بررسی تعامل میان اسطوره، فرهنگ و جامعه فراهم آورد
۶۵۳.

مبانی معرفتی میزان ورود دولت به اقتصاد در دهه 1360 (با تمرکز بر نظریه ولایت فقیه امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امام خمینی دخالت دولت در اقتصاد دهه 1360 قاعده تسلیط فقه حکومتی ولایت فقیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۴
در دهه ۱۳۶۰، میزان و حدود دخالت دولت در اقتصاد ایران محور اختلافی جدی میان دو رویکرد متفاوت از نظریه ولایت فقیه امام خمینی بود. پیش از انقلاب، فقه شیعه رویکردی فردمحور داشت که مالکیت خصوصی را محترم می شمرد و دخالت دولت را محدود به چارچوب قوانین فقهی مانند قاعده «تسلیط» می دانست. این در حالی است که قرائت امام خمینی و برخی پیروان ایشان مانند آیت الله بهشتی که در ذیل فقه حکومتی مطرح می شود، بسیار گسترده تر از قرائت سنتی بود. ایشان اختیارات ولی فقیه را بسیار گسترده می دانست و مصلحت نظام و حفظ انقلاب را بر قوانین فقهی مقدم می شمرد. براین اساس، ولی فقیه می تواند حتی مالکیت خصوصی مشروع را برای مصالح بالاتر نظام محدود کند یا تغییر دهد. این نظریه زمینه قانونی و فلسفی مداخلات گسترده دولت در اقتصاد، به ویژه در شرایط بحرانی مانند جنگ، را فراهم کرد. پژوهش حاضر به روش مطالعه اسنادی و کتابخانه ای، با بهره گیری از منابع فقهی، اسناد تاریخی و آرای فقها و با تحلیل محتوایی متون، به بررسی تأثیر نظریه ولایت مطلقه فقیه بر سیاست های اقتصادی می پردازد. براساس نتایج، مفهوم مصلحت نقشی محوری در ارجحیت مصالح عمومی و حفظ نظام بر قواعد فقهی سنتی دارد و موجب تعدیل دیدگاه های فقهی شده است. همچنین برخی تنش ها میان فقها و کارشناسان اقتصادی بر سر حدود دخالت دولت در اقتصاد، با استناد به اختیارات ولی فقیه و نقش کلیدی مصلحت، حل وفصل شده است. به طورکلی، نظریه ولایت مطلقه فقیه به گسترش دخالت دولت در اقتصاد به خصوص طی نیمه نخست آن مشروعیت بخشیده است.
۶۵۴.

آرمانشهر ایرانی- اسلامی از منظر ابوالقاسم فردوسی توسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آرمان شهر آرمان شهر ایرانی-اسلامی حکمت شاهنامه فردوسی فردوسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۹
به عنوان یک تصویر ایدئال و ذهنی از شهر، آرمان شهر هر جامعه ایده ها، ارزش ها و آرزوهای خود را نمایان می کند که با گذشت زمان و تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، شکل و شمایل های گوناگونی به خود می گیرد. این تصویر هرچند در اندازه و شکل متفاوت قابل تداوم است، همواره با ایدئال شهر هماهنگی دارد. از زمان باستان تا تمدن اسلامی، در تاریخ ایران، این اندیشه توسط متفکران و دانشمندان به شکل های گوناگون بیان شده است و امروزه تبیین و کاربرد آن به عنوان مدلی مفید در طراحی شهرهای معاصر، اهمیت زیادی دارد. در این پژوهش، آرمان شهر در سیاق تمدن ایرانی-اسلامی به ویژه با تمرکز بر نظام فکری حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی بررسی و تحلیل می شود. هدف پژوهش تحلیل و تدوین چارچوب مفهومی دیدگاه شاعر و اندیشمند درباره مفهوم آرمان شهر و تأثیر آن در فرایند شهرسازی ایرانی-اسلامی است. با بهره گیری از روش های تحلیل محتوای کیفی، مفاهیم آرمان شهر در داستان های شاهنامه فردوسی به دقت بررسی و تجزیه و تحلیل می شود. سپس ارتباط این مفاهیم در چارچوب مفهومی آرمان شهر ایرانی-اسلامی، با استفاده از روش مرور روایتی، به صورت جامع و دقیق مطالعه می شود. نتایج نشان داد آرمان شهر اسلامی-ایرانی به عنوان مفهومی مستقل از زمان و مکان، با تأکید بر اصول خرد و دانش، به عنوان الگوی ایدئال برای شهرهای امروز در مواجهه با شرایط و محیط های آن ها، طراحی و تدوین شده است.
۶۵۵.

سناریوپردازی آینده ی صنعت گرافیک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی گرافیک ایران مدل فان در هیدن پیشران ها سناریونویسی ماتریس شوارتز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۹
هدف : این پژوهش با هدف آینده پژوهی در حوزه ی گرافیک ایران تا افق ۱۴۱۴ انجام شده است و تلاش دارد سناریوهای   محتمل این حوزه را در پرتو تحولات فناورانه و اجتماعی ترسیم کند. روش: رویکرد پژوهش، ترکیبی (کیفی_کمی) بوده است. در بخش کیفی، مرور منابع و مصاحبه های نیمه ساخت یافته با خبرگان به شناسایی پیشران ها و عدم قطعیت های کلیدی منجر شد و داده ها با روش تحلیل مضمون و کدگذاری کیفی بررسی گردید. در بخش کمی، داده های تکمیلی از طریق پرسشنامه آنلاین از ۲۰ طراح و متخصص فعال گردآوری و با روش های توصیفی تحلیل شد تا یافته های کیفی تقویت و اعتبارسنجی شود. بر مبنای این فرایند، دو عدم قطعیت اصلی شامل «سرعت تحول فناورانه» و «سطح حمایت سیاستی» انتخاب شد و چهار سناریوی بدیل از تقاطع آن ها ترسیم گردید: جهش خلاق دیجیتال، حمایت محافظه کارانه، بازار آزاد پرخطر و رکود سنتی. مقایسه این سناریوها نشان داد که آینده گرافیک ایران به شدت متأثر از سیاست گذاری های حمایتی، زیرساخت های فناورانه و انطباق نظام آموزشی با نیازهای نوین است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید می کند که آینده این حوزه پدیده ای قطعی و خطی نیست، بلکه مسیرهای گوناگونی دارد که تصمیمات امروز در سطح سیاست گذاری، دانشگاه و صنعت بر آن اثرگذار است. یافته ها: اهمیت این مطالعه در آن است که با شناسایی پیشران ها و تدوین سناریوهای متنوع، امکان برنامه ریزی انعطاف پذیر و کاهش ریسک برای ذی نفعان فراهم می گردد. بر این اساس، یافته ها می تواند مبنایی برای طراحی اقدامات پایدار و راهبردهای بلندمدت در جهت توسعه گرافیک ایران قرار گیرد.
۶۵۶.

بازنمایی جنگ اوکراین و روسیه در رسانه های قطر: مطالعه سایت خبری الجزیره انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنگ روسیه و اوکراین الجزیره بازنمایی برجسته سازی تحلیل گفتمان سیاست خارجی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۹
تأثیرگذاری رسانه ها در دنیای امروز انکارناپذیر است. ایدئولوژی حاکم بر رسانه ها معمولاً بازتاب دهنده ایدئولوژی صاحبان آن هاست؛ به ویژه در رسانه های دولتی این پیوند آشکارتر است. جنگ روسیه و اوکراین، که بزرگ ترین بسیج نظامی اروپا از زمان جنگ جهانی دوم محسوب می شود، از آغاز تاکنون در رسانه های مختلف بازنمایی شده است. وب سایت انگلیسی شبکه الجزیره نیز اخبار این درگیری را به تفصیل پوشش داده است. این مقاله، بازنمایی این جنگ در وب سایت الجزیره را با استفاده از تحلیل گفتمان انتقادی بر پایه رویکرد تئون ون دایک بررسی می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد جهت گیری این رسانه با سیاست خارجی قطر همسوست. الجزیره با بهره گیری از راهبردهایی چون واژه گزینی، به نمایی، تمهیدات بلاغی، گواه نمایی، استناد، استدلال، مقایسه و معانی ضمنی، نظام معنایی دوگانه ای می سازد که در آن یک سو اوکراین و حامیان غربی اش و سوی دیگر روسیه قرار دارد. این چارچوب بندی، تصویری مثبت از اوکراین و تصویری منفی اما همراه با تأیید ضمنی از روسیه ارائه می دهد که بازتاب دهنده ایدئولوژی همسوی سیاست خارجی قطر مبتنی بر پیوند کشورهای ذره ای و حفظ توازن فعال میان قدرت هاست.
۶۵۷.

تدوین الگوی مطلوب استفاده از هوش مصنوعی در اجرای سرگرم آموزی در بازی های رایانه ای برای نوجوانان نسل دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی سرگرم آموزی بازی های رایانه ای نسل دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
با گسترش نقش بازی های رایانه ای به عنوان ابزار نوین آموزش برای نسل دیجیتال، بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی در ارتقای کیفیت سرگرم آموزی در این بازی ها اهمیت روز افزونی یافته است. هدف این پژوهش، طراحی الگویی مطلوب برای استفاده از هوش مصنوعی در اجرای سرگرم آموزی در بازی های رایانه ای ویژه نوجوانان نسل دیجیتال است. روش تحقیقبه صورت کیفی و مبتنی بر رویکرد داده بنیاد با رهیافت نظام مند استراوس و کوربین انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه هوش مصنوعی و رسانه به صورت هدفمند گردآوری و با روش کدگذاری سه مرحله ای تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که الگوی مطلوب شامل پنج بخش اصلی هسته مرکزی، نقش های کلیدی هوش مصنوعی، ویژگی های کاربران، راهبردهای خاص و چشم انداز است. بر اساس این الگو، هوش مصنوعی در شخصی سازی محتوا، بازی وارسازی هوشمند، طراحی داستان و طنز شخصی سازی شده، ایجاد تعاملات هدفمند و توسعه محیط های تعاملی نقشی محوری دارد و می تواند تجربه ای منحصربه فرد و تعاملی با جذابیت پایدار فراهم آورد. این رویکرد پیوندی نو میان فناوری و فرایند سرگرم آموزی ایجاد کرده و بازی های جدی هوشمند را به ابزار اثربخش یادگیری تبدیل می کند. در مجموع، الگوی مطلوب با پاسخ گویی به نیازهای کاربران نسل دیجیتال و بهره گیری از روش های خلاقانه، تعاملی و اثربخش، می تواند در طراحی بازی های جدی هوشمند به عنوان راهکاری نوآورانه در عرصه سرگرم آموزی تحول ایجاد کند و بازیگران این صنعت پویا را یاری نماید.
۶۵۸.

برساخت اجتماعی مرزنشینی و توسعه نیافتگی در مناطق مرزی سردشت

کلیدواژه‌ها: مرزنشینی تجربه زیسته توسعه نیافتگی ساختاری سردشت برساخت گرایی اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
هدف: مرزنشینی به عنوان یکی از پدیده های پیچیده فضایی–اجتماعی، همواره در ادبیات توسعه با دوگانه «فرصت–تهدید» تحلیل شده است. در نگاه آرمانی، مرز می تواند بستر تعاملات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و عاملی برای پیوند مناطق پیرامونی با جریان های توسعه باشد؛ با این حال، تجربه زیسته بسیاری از جوامع مرزی در ایران نشان می دهد که مرز نه تنها به فرصت توسعه تبدیل نشده، بلکه خود به سازوکاری فعال در بازتولید فقر، نابرابری و توسعه نیافتگی بدل شده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان مرزی سردشت، در پی بازسازی و تفسیر معنای مرزنشینی به عنوان بستر عدم توسعه از منظر خود مرزنشینان است و می کوشد نشان دهد که چگونه سیاست ها، ساختارها و نظام های معنایی مسلط، مرز را از یک ظرفیت بالقوه به تله ای ساختاری برای توسعه تبدیل کرده اند. هدف اصلی این پژوهش، فهم تجربه زیسته مرزنشینان سردشت و واکاوی چگونگی برساخت اجتماعی مرزنشینی در پیوند با فرآیندهای توسعه نیافتگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. به طور مشخص، تحقیق در پی پاسخ به این پرسش محوری است که چگونه موقعیت مرزی، در تعامل با سیاست های مرکزگرا و نگاه امنیتی، به تخریب ساختارهای معیشتی، فرسایش سرمایه انسانی و شکل گیری نظام های معنایی مبتنی بر طرد، نابرابری و «ما–آن ها» منجر شده است. در این راستا، پژوهش تلاش دارد فراتر از تبیین های صرفاً ساختاری یا اقتصادی، به لایه های تفسیری، هویتی و فرهنگی مرزنشینی بپردازد و نقش کنشگران محلی را در معنا بخشی به تجربه مرزی برجسته سازد. روش: این مطالعه در چارچوب پارادایم تفسیری و با تکیه بر رهیافت برساخت گرایی اجتماعی انجام شده و از روش کیفی قوم نگاری بهره گرفته است. انتخاب روش قوم نگاری، به دلیل تأکید آن بر فهم عمیق معانی، تجربه ها و زیست جهان کنشگران اجتماعی، امکان دسترسی به لایه های پنهان و زمینه مند پدیده مرزنشینی را فراهم کرده است. میدان پژوهش، مناطق مرزی شهرستان سردشت بوده و داده ها از طریق مشاهده مشارکتی، مصاحبه های عمیق نیمه ساخت یافته و یادداشت برداری میدانی گردآوری شده اند. جامعه مشارکت کنندگان شامل ۱۸ نفر از مطلعین محلی (از جمله دهیاران، معلمان، کسبه، اعضای شوراها، فعالان مرزی و افراد درگیر در فعالیت های معیشتی مرز) است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و شبکه ای انتخاب شده اند. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و داده ها با رویکرد تحلیل قوم نگارانه در چهار مرحله ساماندهی، کدگذاری اولیه، توسعه مقوله ها و استخراج مضامین محوری تحلیل شده اند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از راهبردهایی چون مشاهده طولانی مدت، مثلث سازی داده ها، کنترل توسط اعضا و مستندسازی دقیق مسیر تحلیل استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مرزنشینان سردشت وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را در مقایسه با مناطق مرکزی کشور به مثابه وضعیتی نابرابر، محروم و محصول تبعیض ساختاری و سیاست های مرکزگرا تفسیر می کنند. در سطح معیشتی، مرز به جای ایجاد اشتغال پایدار، به گسترش «اقتصاد لحظه ای» و فعالیت های ناپایدار و پرریسک مانند کولبری انجامیده است. این نوع معیشت، نه تنها امنیت اقتصادی را تأمین نمی کند، بلکه با تخریب کرامت انسانی، افزایش آسیب های جسمی و روانی و وابستگی دائمی به شرایط متغیر مرزی همراه است. هم زمان، ظرفیت های بومی منطقه در حوزه هایی چون کشاورزی، باغداری و گردشگری، به دلیل فقدان زیرساخت، سرمایه گذاری و حمایت نهادی، تضعیف یا بلااستفاده مانده اند. در سطح اجتماعی، نتایج حاکی از فرسایش شدید سرمایه انسانی و اجتماعی است. مهاجرت گسترده نیروی کار و نخبگان، کاهش انگیزه تحصیل، تضعیف همبستگی اجتماعی و گسترش فردگرایی، از پیامدهای مستقیم انسداد فرصت های پایدار در منطقه محسوب می شوند. جایگزینی ریش سفیدان و مرجعیت های محلی با افراد نوکیسه و رانتی، به بحران مشروعیت و بی اعتمادی اجتماعی دامن زده و توان جامعه برای کنش جمعی و مطالبه گری را تضعیف کرده است. افزون بر این، تجربه تاریخی جنگ، ناامنی و فشارهای معیشتی، به فرسودگی روانی، پرخاشگری و تنش در روابط اجتماعی و خانوادگی انجامیده است. در بعد شناختی و فرهنگی، مرزنشینان از فقر معرفتی، ضعف نظام آموزشی و سلطه نگاه امنیتی بر سیاست گذاری ها سخن می گویند. این وضعیت، به شکل گیری احساس بی تأثیری، بی تفاوتی و سلب اعتماد نسبت به نهادهای دولتی منجر شده است. هم زمان، مرزنشینان با معنا بخشی دوباره به تجربه های محرومیت و حاشیه بودن، نوعی تمایز نمادین میان «ما»ی مرزنشین و «آن ها»ی مرکزنشین ایجاد می کنند. در این فرآیند، مرز از یک خط جغرافیایی فراتر رفته و به نمادی هویتی، فرهنگی و سیاسی بدل می شود که بازنمایی «دیگری بودن» و طردشدگی را تقویت می کند. نتیجه: در م
۶۵۹.

نگرش کارآفرینانه جوانان مناطق کم برخوردار و تبیین عوامل جامعه شناختی مؤثر بر آن (مورد مطالعه: شهر بیرجند)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جوانان مناطق کم برخوردار رسانه سرمایه اجتماعی کارآفرینی هوش فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی مهم ترین عوامل جامعه شناختی مؤثر بر نگرش کارآفرینانه جوانان انجام شده است. این تحقیق کاربردی بوده و به روش پیمایشی صورت گرفته است. جامعه آماری جوانان 18 تا 35 سال در مناطق کم برخوردار شهر بیرجند انتخاب شدند. روش نمونه گیری از نوع طبقه ای بوده است و از 6 منطقه کم برخوردار به صورت تصادفی انتخاب شده اند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 376 نفر به دست آمد. روایی از نوع صوری و تحلیل عاملی تأیید شد. پایایی ابزار با استفاده از آزمون های آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و روایی همگرا سنجیده شد. یافته های جمعیت شناختی نشان داد، 52.7 درصد پاسخگویان مرد و 47.3 درصد زن بودند. در متغیر سطح تحصیلات، 43.4 درصد دارای مدرک دیپلم، 29.3 درصد کارشناسی، 13.3 درصد کاردانی، 4.5 درصد کارشناسی ارشد، 1.9 درصد ابتدایی، 6.6 درصد راهنمایی، و 0.05 درصد بی سواد یا دارای مدرک دکتری بودند. در وضعیت اشتغال، 51 درصد شاغل آزاد، 30.9 درصد بیکار، 13.3 درصد شاغل رسمی و 4.8 درصد شاغل قراردادی بودند. در این مطالعه تأثیر متغیرهای جامعه شناختی (سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، سلامت خانواده، ساختار قدرت خانواده، رسانه ، دینداری، هوش فرهنگی و پایگاه اجتماعی- اقتصادی) بر روی نگرش کارآفرینانه جوانان مناطق کم برخوردار بررسی شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و آزمون رگرسیون انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد؛ تمامی متغیرها به جز متغیر ساختار قدرت خانواده بر نگرش کارآفرینانه جوانان مناطق کم برخوردار دارای رابطه مؤثر و مثبت بوده اند. همچنین، به ترتیب بیشترین تأثیر مربوط به متغیرهای سرمایه اجتماعی، هوش فرهنگی، رسانه، سلامت خانواده و سرمایه فرهنگی بوده است. 
۶۶۰.

ترس از طلاق و نگرش به ازدواج: مطالعه ای در میان دختران مجرد شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترس از طلاق نگرش به ازدواج تجربه دوستی شبکه اجتماعی دینداری دختران مجرد تهرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۳
کاهش نگرش مثبت به ازدواج در میان نسل جدید، یکی از نگرانی های صاحب نظران و سیاست گذاران حوزه فرهنگ و خانواده است. این مسئله می تواند حاصل مسائل و مشکلات گوناگونی باشد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی رابطه میان متغیر ترس از طلاق (و برخی متغیرهای دیگر) با متغیر نگرش به ازدواج است. پژوهش حاضر یک پیمایش مقطعی بوده و دارای ماهیت توصیفی - همبستگی است. از بین مناطق بیست و دوگانه شهر تهران، از هر یک از سه منطقه اصلی (توسعه یافته، توسعه یافتگی متوسط و توسعه نیافته)، به شیوه تصادفی ساده یک منطقه انتخاب شده است. جامعه آماری تحقیق شامل دختران مجرد 34-20 ساله ساکن شهر تهران در مناطق سه، هشت و پانزده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 382 نفر برآورد گردید. شیوه نمونه گیری ترکیبی از روش های طبقه بندی چندمرحله ای و تصادفی ساده بوده است. نتایج تحلیل چندمتغیره بیانگر آن است که با کنترل همه متغیرها، متغیرهای ترس از طلاق، تجربه دوستی و استفاده از شبکه های اجتماعی به صورت منفی و متغیرهای دینداری و سن به صورت مثبت بر نگرش دختران به ازدواج تأثیرگذار هستند. از سوی دیگر نتایج تحلیل مسیر بیانگر نقش میانجی و واسطه ای ترس از طلاق در ارتباط با تأثیرگذاری متغیرهای استفاده از شبکه های اجتماعی، دینداری و تجربه دوستی بر نگرش دختران به ازدواج است.با توجه به این که مشخص شد که ترس از طلاق با نگرش به ازدواج رابطه معنی دار دارد و ترس از طلاق نیز، خود با متغیرهای استفاده از شبکه های اجتماعی، دینداری و تجربه دوستی رابطه دارد، ضرورت آموزش های لازم جهت مدیریت مصرف رسانه و سواد رسانه ای و نیز تقویت دینداری از دوران کودکی تا دوره های آموزشی و اصلاح الگوی ارتباطی با جنس مخالف در دانشگاه ها، توصیه می شود. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان