فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
واقعیت در سینمای ایران توسط مردان و برای مردان شکل می گیرد و در سینمای غالب، مردها همیشه به عنوان نگاه کننده و زن ها به عنوان ابژه نگاه تعریف می شوند. این امر در سینمای پیش از انقلاب ایران مشاهده می شده است. با وقوع انقلاب 1357، قوانین جدیدی تصویب شد که ظاهراً سعی داشت از نگاهی جلوگیری کند که در این قوانین «نگاه ابزاری» نامیده می شد. این موضوع در دهه اول پس از انقلاب موجب غیاب ساختاری زن شد؛ بااین وجود، با گذشت زمان، نگاه خیره مردانه مجدداً به سینمای ایران بازگشت. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که نگاه خیره مردانه در سینمای دهه نود ایران چگونه صورت بندی شده است؛ بدین منظور نظریه لورا مالوی به عنوان چارچوب مفهومی برگزیده شده است و نگاه خیره در سه سطح درون روایتی، دوربین و تماشاگر مطالعه خواهد شد. حجم نمونه شامل 15 فیلم از سینمای ایران در این دوره است که به شیوه هدفمند انتخاب شده اند و روش تحلیل، نشانه شناسی جان فیسک است. نتایج نشان می دهد که زنان در سینمای دهه نود در انقیاد نگاه مردانه بازنمایی می شوند؛ در سطح درون روایتی نگاه حامیانه، نگاه مشتاقانه، نگاه قدرت محور، نگاه مستأصل، نگاه خودبرتربینانه، نگاه متعجب و در سطح دوربین و در سطح تماشاگر نگاه خنثی، نگاه خودبرتربینانه و نگاه ابزاری تشکیل دهنده این نگاه هستند. نگاه خیره مردانه، مسئله ای اجتماعی در سینمای دهه نود محسوب می شود.
پیش بین های شناختی توانایی تشخیص اخبار جعلی: یک مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتشار اخبار جعلی در سال های اخیر به میزان زیادی افزایش یافته است و در شکل گیری باورهای درستی که برای عملکردهای فردی و اجتماعی ضروری هستند، تداخل ایجاد می کند. مطالعه حاضر یک مطالعه مروری نظام مند است که با هدف بررسی همبسته های شناختی تشخیص اخبار جعلی انجام شده است. این پژوهش از نظر ماهیت بنیادی و از لحاظ روش شناختی کیفی و از نوع مروری نظام مند است. بدین منظور پایگاه های اطلاعاتی داخلی شامل پایگاه استنادی جهان اسلام، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و پایگاه پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) و پایگاه های خارجی پاب مد، اسکوپوس و وب آف ساینس بدون در نظر گرفتن بازه زمانی بررسی شدند. از بین مطالعات یافت شده، 17 مطالعه با توجه به معیارهای ورود انتخاب شدند. نتایج نشان داد بیشترین عوامل شناختی همبسته با تشخیص اخبار جعلی تفکر تحلیلی و تفکر انتقادی است. نتایج همچنین نشان داد عوامل شناختی نه تنها در تشخیص بلکه در باور و انتشار اخبار جعلی نقش مهمی ایفا می کنند، بنابراین برای تشخیص اخبار جعلی به توانایی های شناختی بالایی نیاز داریم. این نتایج می تواند در تدوین و اثربخشی برنامه های آموزش سواد رسانه مورد استفاده قرار گیرد.
آینده پژوهی تحول در حکمرانی فرهنگی با عاملیت هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای ارتباطات و رسانه دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه همایش ملی هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه
121 - 160
حوزههای تخصصی:
حکمرانی فرهنگی؛ الگوی راهبریِ راهبردی فرهنگی امورات کشور با هدف ایجاد تعادل، پیشرفت و ارتقای ارزش ها، هنجارها، باورها و رفتارهای آحاد اُمت اسلامی محسوب می شود، و شامل مجموعه ای از سیاست ها، راهبردها، برنامه ها و اقداماتی است که توسط نهادها و مجموعه های دولتی و غیردولتی، به غایت فرهنگ و رشد همه جانبه و تعالی جامعه صورت می پذیرد. در این راستا افق آینده پژوهانه تحول در عرصه حکمرانی فرهنگی، با عاملیت هوش مصنوعی، ترسیم چشم اندازی دین مدار است که هدف اصلی پژوهش حاضر است.با عنایت به پیشینه مطالعات و مرور تجارب موجود؛ فرض محقق بر آن است که به کارگیری هوش مصنوعی به عنوان یک فن آوری نوین و کارآمد، قادر خواهد بود طیف گسترده ای از قابلیت های تغییر و تحول در الگوهای آتی حکمرانی فرهنگی را به شکل پیش دستانه، ارائه و پیشنهاد دهد. بر این اساس؛ در این مقاله برخی از جنبه های کلیدی این تحول و چالش های پیشِ روی آن در الگوی حکمرانی فرهنگی مورد شناسایی قرار گرفته است. اصلی ترین محورهایی که با روش آینده پژوهی و با عاملیت هوش مصنوعی به دست آمده، عبارت است؛ سازوکار به کارگیری هوش مصنوعی به عنوان دست یاری راهبردی در حکمرانی فرهنگی، ارائه چارچوب های هم زمانی حفظ هویت محلی با تغییرات پویای فن آورانه، شناسایی دستورالعمل های اخلاق حرفه ای و فن آورانه، چگونگی بهره برداری مسئولانه از فناوری در حکمرانی فرهنگی، و نیم نگاهی به فرایند تسهیل مشارکت آحاد جامعه در تولید و نظارت بر محتوا در حکمرانی فرهنگی.روش شناسی این تحقیق، مشحون از مطالعات مرتبط در حوزه حکمرانی فرهنگی است و مصادیقی از تجارب داخلی و خارجی، به روش آینده پژوهی، دست مایه اصلی محقق بوده است.
ارتباطات شبکه ای شده خانواده ایرانی؛ بازخوانی حریم خصوصی و نظارت میان همسران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
174 - 129
حوزههای تخصصی:
نحوۀ ارتباط میان اعضای خانواده، بهتدریج تغییر کرده است. اکوسیستمهای مجازی پیچیده امروزی فضای ارتباطی همسران را تغییر دادهاند. تغییر فضای ارتباطی، کیفیت زندگی روزمره و خصوصیترین وجوه تجربیات اعضای خانواده را تحت تأثیر قرار داده است. در الگوی خانواده دو فضایی بر اساس مختصات فضای مجازی مفاهیمی چون فضای خانه، حضور در خانه، ارتباطات خانوادگی، حریم خصوصی و بسیاری دیگر از مسائل مرتبط دچار بازسازی معنایی شده است. کنترل و ارتباطات تعادل جدیدی در ارتباطات رسانههای اجتماعی یافتهاند: کنترل ازدسترفته و ارتباطات در حال کسب قدرت است. کاربران صرفاً به کنترل تکیه نمیکنند بلکه برای ایجاد هنجارها و اعتماد تلاش میکنند. درواقع حریم خصوصی توسط ارتباطات میانفردی بازتعریف میشود. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که مرزها و قلمروهای ارتباطی چگونه توسط زوجها مذاکره میشود و خانوادۀ امروز چه خوانشهایی از مفهوم حریم خصوصی و نظارت دارد؟ در این پژوهش با سه گروه از پاسخگویان، مصاحبه نیمهساختاریافته انجام شده است: این گروهها شامل همسران، افراد اطلاعرسان و زوج درمانگران است که درمجموع نمونهها شامل 47 نفر است. نتایج نشان میدهد مرزهای حریم خصوصی آنلاین میان همسران بسیار ژلهای شده است، دو مضمون فراگیر «حریم خصوصی سیال» و «نظارت سیال» بیانگر وجود طیف گستردهای از تعاریف در میان زوجهای کاربر فضای مجازی است که هرکدام شامل پنج مضمون سازمان دهنده میباشد. یافتهها نشان میدهد چگونه تعریف و مرزهای حریم خصوصی در پرتو ظهور رسانههای اجتماعی بین زوجهای کاربر، بازبینی و مذاکره مجدد میشود.
بایسته های سیاستی مدیریت رسانه های کودکانه مبتنی بر الزامات نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
79 - 104
حوزههای تخصصی:
زندگی کودک امروز، با رسانه درهم تنیده است و این، پدیده رسانه است که در فرایند «اجتماعی شدنِ» او، بیشترین تاثیر را دارد. در این میان، رسانه های کودکانه به عنوان گونه ای از رسانه های جمعی، برای مخاطب کودک و حتی والدین جذابیت و اثرگذاری بسیاری دارند. این اثرگذاری، بر مسئولیت رسانه های کودکانه می افزاید؛ چه اینکه، الزامات نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه ها اقتضا می کند که رسانه های کودکانه با نگرش کثرت گرا، تعهدگرا، پیشگیر، قانونگرا و پاسخگو، سیاستگذاری و مدیریت شوند.پژوهش پیش رو، که با هدف کشف و صورت بندی بایسته های سیاستی مدیریت رسانه های کودکانه شکل گرفته، از دیدگاه نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه ها، تقاطعی میان الزامات آن نظریه با کارکردهای رسانه های کودکانه برقرار ساخته است. در این مطالعه که با روش کیفی تحلیل مضمون (تحلیل تم) انجام شده، ادبیات پژوهش با اتکاء به منابع کتابخانه ای و اسناد تدوین و با 14 نفر از خبرگان، از جمله مدیران رسانه های کودکانه و صاحبنظران حوزه کودک، رسانه و تربیت مصاحبه های نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. سپس با کدگذاری متون، 128 کد باز، 84 مضمون پایه و در نهایت 17 مضمون سازمان دهنده که همان بایسته های سیاستی هستند، استخراج و در قالب دو مولفه فراگیر «تحول در سازمان» و «مخاطب محوری» تولید شده اند. در نهایت، سیاست های هفده گانه با الزامات نظریه در ماتریسی تقاطع گرفته شده که نشان داده است بیشترین تاکید در رسانه های کودکانه، به ترتیب بر کثرت گرایی، تعهدگرایی، پاسخگویی، پیشگیرانه بودن و در نهایت، قانونگرایی است.
مطالعه تغییرات ارزش و هنجارهای خانوادگی بر مبنای استفاده از شبکه های اجتماعی-مجازی: مدل سندلوسکی و باروسو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
139 - 171
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، استفاده از شبکه های اجتماعی؛ تبدیل به شایع ترین فعالیت خانواده های ایرانی شده است. به طوری که عمده کنش روزمره و سازمانی، وابسته به استفاده از آنهاست. بااین حال، بعد از نفوذ شبکه های اجتماعی در زندگی، نهاد خانواده، تغییرات خاصی را به لحاظ ارزشی-هنجاری تجربه کرده است، در این پژوهش سعی می شود که تغییرات ارزش ها و هنجارهای خانوادگی بر مبنای استفاده از شبکه های اجتماعی-مجازی مورد مطالعه و بررسی قرارگیرد. روش پژوهش، از نوع استقرایی فراترکیب کیفی، در بازه زمانی 1392 تا 1403 بوده و به روش نمونه گیری غیراحتمالی (تعمدی) از 110 سند علمی (استخراج شده از پایگاه علمی نورمگز، مگ ایران و ایران داک)، بعد از غربالگری و گزینش، 53 سند به عنوان حجم نمونه، انتخاب و وارد مرحله تجزیه وتحلیل با نرم افزار Excel و Maxqda 2022 شده است. یافته ها نشان می دهد که استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی با پیامدهای روانی (بحران هویت، افزایش اضطراب افسردگی، پرخاشگری رفتاری، ضعف خودباوری و کاهش سلامت روانی- جسمی)، پیامدهای اقتصادی (رواج تنبلی کاری و مصرف گرایی)، پیامدهای اجتماعی (زوال سرمایه اجتماعی خانوادگی، کاهش رضایت اجتماعی، ظهور روابط فرا زناشویی، کاهش کنترل خانوادگی، شیوع آسیب های اجتماعی) و پیامدهای فرهنگی (رواج بی اخلاقی، سبک زندگی نابهنجار، شکاف و تعارض نسلی، مصرف اعتیادآور رسانه، کاهش تفریح های نشاط آور و ...) برای نهاد خانواده همراه بوده است. نتایج همچنین حاکی از آن است که استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی، هنجارها و ارزش های خانواده ایرانی را دچار تغییرات اساسی کرده و منجر به شکل گیری الگوهای سیال، موقتی و نابهنجار از زندگی خانوادگی شده است.
گفتمان های زیبایی در شبکه های مجازی ایرانی: گونه ها، مناقشات و تحولات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۴شماره ۷۲
69 - 113
حوزههای تخصصی:
تعریف زیبایی به عنوان امری چندوجهی برخاسته از گفتمان های متعدد است. برای شناخت این گفتمان ها و نسبت آن ها با یکدیگر، با استفاده از روش های تحلیل متن به بررسی متون زیبایی محور در سایت ها و صفحات فضای مجازی ایرانی پرداختیم. در گفتمان سنتی، زیبایی به عنوان امری رازآلود و بکر که با صفاتی همچون شجاعت، وقار و پختگی همراه است تعریف می شود. با نفوذ تعاریف لیبرالیستی، تجملی و غیرکارکردی بودن لباس زنان محلی که با مفاهیم اصالت و مصرف به صورت هم زمان همخوانی دارد، همچنان پیوند دارد. در گفتمان نئولیبرالیستی، زیبایی از طریق پرداخت هزینه، مصرف و بازنمایی ایجاد می شود و تصنعِ بیشتر موجب تمایزِ بیشتر می شود. گرچه زیبایی استاندارد، قراردادی و محدود به دوره های زمانی است، تلاشی ضمنی برای استایل منحصربه فرد و فردیت ساختگی نیز دیده می شود. زنانِ عموماً تحصیلکرده با مقاومت در برابر تعاریف مصرفی از زیبایی و تأکید بر عدم تصنع، نوعی بی طبقگی متمایز را ایجاد می کنند. گفتمان نئولیبرالیستی زیبایی منجر به فراگیر شدن زیبایی و دموکراسی زیبایی شده است به طوری که گروه های مختلف سنی، جنسی، قومی و حتی افراد دارای نقص نیز موضوع نگاه تلقی می شوند. علیرغم نفی تعریف مصرف گرایانه از زیبایی در اکثریت مذهبیون، زنان محجبه و مخصوصاً حجاب استایلیست ها و بلاگرهای حجاب و سبک زندگی به دنبال زیباسازی، مصرفی سازی، به روزسازی و کاربردی سازی حجاب هستند و بنابراین تعریف واحد از حجاب را غیرممکن ساخته اند. شناخت انواع گفتمان های زیبایی که به طور مستقیم با بسیاری از مفاهیم و حوزه های موردنظر سیاست گذار پیوند دارد و شناخت نسبت میان آن ها می تواند تصویر درستی برای برنامه ریزی های فرهنگی بدهد.
هویت اجتماعیِ نوجوانان در بستر خانواده چگونه شکل می گیرد؟: تبیین نقش انسجام خانواده، نشخوار فکری و سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
543 - 564
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هویت اجتماعیِ نوجوانان در پیوندی پویا با ساختار و انسجام خانواده شکل می گیرد؛ جایی که الگوهای ارتباطی، حمایت عاطفی و تجربه تعلق، زمینه ساز فرایندهای هویت یابی می شوند. در این میان، نشخوار فکری و سبک های دلبستگی به عنوان سازه های روانی- اجتماعی، بر نحوه مواجهه نوجوان با چالش های رشد و تثبیت موقعیت هویتی او در میدان روابط خانوادگی و در سطح اجتماعی اثرگذارند. روش و داده ها : این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل نوجوانان 12 تا 18 ساله شهر یزد در سال 1402 بود که تعداد 307 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های سبک های هویت، انسجام خانواده، سبک های دلبستگی و نشخوار فکری پاسخ دادند. داده ها با روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها: در این پژوهش سبک دلبستگی ایمن بر سبک های هویت هنجاری و هویت اطلاعاتی، اثر معنی داری داشت. همچنین تأثیر مستقیم سبک دلبستگی اجتنابی بر سبک هویت اطلاعاتی و تأثیر مستقیم سبک دلبستگی دوسوگرا بر سبک های هویتی هنجاری و اطلاعاتی معنی دار بود. تأثیر مستقیم نشخوار فکری بر سبک های هویت، معنی دار نبود. اثر میانجی انسجام خانواده در رابطه بین سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا و نشخوار فکری با سبک های هویت، معنی دار بود ولی اثر میانجی انسجام خانواده در رابطه بین سبک دلبستگی اجتنابی با سبک های هویت، معنی دار نبود. بحث و نتیجه گیری: براساس یافته ها، تعامل میان انسجام خانواده، نشخوار فکری و سبک های دلبستگی، نقش معناداری در شکل گیری هویت اجتماعی نوجوانان دارد. نتایج مؤید آن است که انسجام خانواده می تواند به منزله نوعی "سرمایه اجتماعی" عمل کرده و از طریق گسترش دسترسی نوجوان به حمایت های عاطفی، منابع ارتباطی و الگوهای مشارکت اجتماعی، جایگاه هویتی او را در میدان های مختلف اجتماعی تقویت کند. پیام اصلی: این پژوهش نشان می دهد که انسجام خانواده به عنوان یک عامل میانجی در شکل گیری هویت نوجوانان عمل می کند. کاربست نتایج پژوهش در سطح سیاست گذاری اجتماعی می تواند به طراحی برنامه های حمایتی خانواده محور، تقویت پیوند مدرسه–خانواده و ارتقای فرصت های مشارکت اجتماعی نوجوانان در جامعه کمک کند. همچنین، مدل پیشنهادی پژوهش حاضر می تواند به روان شناسان، مددکاران اجتماعی و مشاوران خانواده در طراحی مداخلات پیشگیرانه و توانمندساز برای ارتقای هویت مثبت، تقویت انسجام خانوادگی و کاهش سبک های دلبستگی آسیب زا و الگوهای نشخوار فکری در نوجوانان کمک کند.
آینده پژوهی نقش مؤلفه های تاب آوری در بافت فرسوده شهری (نمونه موردی: بخش مرکزی شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
161 - 190
حوزههای تخصصی:
هدف: وجود مسائل و مشکلات مختلف کالبدی، اجتماعی و غیره در بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز این بافت را دچار آسیب پذیری کرده است. بنابراین پژوهش حاضر، با اتخاذ رویکرد آینده پژوهی و با هدف کاربردی به بررسی نقش مؤلفه های تاب آوری در بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز پرداخته است.
روش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و داده های مورد نیاز از طریق منابع کتابخانه ای و پرسشنامه جمع آوری شده و جامعه آماری آن شامل 40 نفر از متخصصان و کارشناسان فعال در حوزه های مدیرست شهری، بافت فرسوده و برنامه ریزی شهری است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش دلفی و ماتریس اثرات متقاطع (میک مک) انجام شده است.
یافته های پژوهش: براساس یافته ها از میان 30 زیرشاخص، 18 شاخص به عنوان عوامل کلیدی شناسایی شده اند که دارای بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری در آینده تاب آوری در بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز هستند و در بررسی تأثیر تاب آوری بر بافت فرسوده شهری بخش مرکزی شهر اهواز ، توانمندسازی محلی، کاهش آسیب پذیری، بهبود کیفیت محیط زیست و کیفیت بناها به ترتیب بیشترین تأثیر را بر تاب آوری دارند.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که در مجموع، عوامل اجتماعی (مانند مشارکت مردم و تعاملات اجتماعی) بیشترین نقش را در افزایش تاب آوری ایفا می کنند، در حالی که عوامل نهادی-سازمانی کمترین تأثیر را دارند و نیاز به تقویت دارند.
بایسته های تربیت در فضای مجازی در جهت ارتقاء بهزیستی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه باهدف دستیابی به شیوه های تربیتی مواجهه والدین و معلمان از منظر بهزیستی کودکان در زمینه استفاده بهینه از فضای مجازی انجام شده است. روش پژوهش در این مطالعه از نوع مرور نظام مند با استفاده از روش پریزما است که در مردادماه سال 1403 با مرور مقالات انگلیسی در پایگاه های ساینس دایرکت، گوگل اسکالر، با کلیدواژه های بهزیستی کودکان در فضای مجازی، آثار رسانه های دیجیتال بر زندگی کودکان، سلامت عاطفی هیجانی کودکان در فضای مجازی و پیامدهای فضای مجازی برای کودکان و درنهایت راهکارهای مواجهه و رفتار با کودکان در فضای مجازی انجام شده است. با توجه به معیارهای ورود و خروج 19 مقاله مرتبط وارد پژوهش شد. بر اساس یافته ها می توان چنین نتیجه گیری نمود که حفظ بهزیستی کودکان در فضای مجازی درگرو توجه به عوامل بهزیستی کودکان در فضای واقعی آن ها است. والدین رشد یافته که به کودکان توجه دارند، محیط فرهنگی غنی، فضاهای مجازی که ازنظر محتوا غنی هستند و رعایت استاندارهای سلامت جسمی و روحی در سبک زندگی کودکان مانند زمان درگیری در فضای مجازی، سواد رسانه و عزت نفس بالا و احساس رضایت از زندگی واقعی مهم ترین عوامل مؤثر در کاهش آثار مخرب فضای مجازی است.
صداهایی برای گذار: مطالعه ای بر مسیر بازتطبیق جنسیت در خود روایتگری های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۸
219 - 252
حوزههای تخصصی:
در ایران معاصر، زیست تراجنسیتی در وضعیت پارادوکسیکالِ «پذیرش قانونی» و «طرد اجتماعی» گرفتار شده است. سلطه ی نگاه پزشکی حقوقی، شکافی عمیق میان «دانش رسمی» (مبتنی بر آسیب شناسی) و «تجربه ی زیسته ی افراد» ایجاد کرده است؛ لذا پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی برساختِ اجتماعی فرایند گذار در این شکاف، به دنبال فهم شیوه های روایت و تجربه این مسیر توسط کنشگران است. این مطالعه در چارچوب «برساخت گرایی انتقادی» و با روش کیفی دومرحله ای سامان یافته است: نخست، تحلیل مضمونِ بیش از ۱۰۰ ساعت پادکست فارسی (به عنوان بایگانی عمومی) و دوم، اتنوگرافی مشارکتی در اصفهان که بر ۸۰ ساعت مصاحبه عمیق با ۱۵ فرد تراجنسیتی و ۵ متخصص استوار است. یافته ها حاکی از آن است که در حالی که خود روایتگری های عمومی، فرایند گذار را در مدلی خطی و پنج مرحله ای (گسست، ترجمه و نام گذاری، چانه زنی نهادی، هم سازی موقت، بازآفرینی) صورت بندی می کنند، شواهد میدانی نشان می دهد که واقعیت زیسته در عمل نه مسیری خطی، بلکه وضعیتی از «تعلیق ساختاری مداوم» است. نهایتاً با تکیه بر کنش متقابل نمادین انتقادی، استدلال می شود که مدل خطیِ پادکست ها، در واقع تقلای نمادینِ سوژه برای نظم بخشی به آشوبِ وضعیت تعلیق و دستیابی به «خوانایی» است؛ تلاشی که ازقضا، ناخواسته به بازتولیدِ منطقِ خطیِ مطلوبِ نهادهای رسمی نیز منتهی می شود.
بررسی تحلیلی رابطه جامعه و دین در اندیشه امیل دورکیم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
247-278
حوزههای تخصصی:
درباره ی منشأ دین نظریه های مختلفی از جمله «جان گرایی» و «طبیعت گرایی» وجود دارد که دورکیم در سومین اثر مهم و معروف خود، «صور بنیانی حیات دینی» آنها را بررسی و رد می کند. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات بنیادی و ابزار گردآوری اطلاعات در آن، منابع دست اول کتابخانه ای است. هدف این پژوهش بررسی نظریه ی دورکیم در باب منشأ دین است. در این پژوهش سعی بر آن است تا با رویکردی تحلیلی-توصیفی نقاط قوت و ضعف نظریه ی دورکیم درباره ی دین، بررسی و بیان شوند. نتایج پژوهش نشان می دهند که از تبیین دورکیم درباره ی منشأ دین، انتقادات فراوانی شده است و این انتقادها را می توان به چهار دسته ی روش شناختی، کارکردگرایانه، نظری-مردمنگارانه و پسااستعماری تقسیم کرد. دورکیم در بررسی خاستگاه دین به سراغ بدوی ترین قبایل یعنی قبایل استرالیایی و آیین توتم پرستی می رود و تلاش می کند تا ثابت کند؛ منشأ دین، چیزی جز جامعه نیست. تعلق خاطر شدید دورکیم به جامعه باعث شده است تا از هر پدیده ای، نتیجه ای اجتماعی بگیرد و همه چیز را محصول جامعه بداند.
عوامل اجتماعی موثر بر مشارکت مردم در کمک به بهزیستی استان خوزستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های جامعه شناختی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
155 - 184
حوزههای تخصصی:
مشارکت مردمی امروزه در اجتماعات بشری ازجایگاه ویژه ای برخوردار است. حضور افراد در فعالیت ها و تصمیم گیری های اجتماعی در بلندمدت موجب تعمیق روابط بین اعضای جامعه و افزایش احساس یگانگی می شود.دراین مطالعه به منظور بررسی شیوه های جلب و جذب مشارکت های مردمی در بهزیستی استان خوزستان،(ارائه الگوی مطلوب با تکیه بر الگوهای فرهنگی) و کشف رابطه میان متغیر مستقل و متغیرهای وابسته، از روش پیمایشی (کمی) و برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه همراه مصاحبه استفاده شده است. جامعه آماری موردمطالعه در این پژوهش در سه گروه طبقه بندی شدند: نخست مردم و شهروندان می باشند. درمرحله دوم:گروه ها و اشخاص خیر می باشند و در مرحله سوم: مدیران و مسئولان سازمان های خیریه و دست اندرکارانی که در امور خیر مشارکت دارند. مردم و خیرین را با استفاده ازفرمول کوکران و نمونه گیری سهمیه ای و تصادفی مورد پرسش قرارگرفته و مسئولین مرتبط را با استفاده از سرشماری مورد پرسش قرار گرفتند. ضرایب پایایی برای پرسشنامه جذب مشارکت های مردمی در بهزیستی و ابعاد آن ها محاسبه گردید که برابر با 9/0 تائید شد.نتایج نشان داد بین نمرات پاسخگویان در خصوص متغیرهای اتخاذ شیوه افزایش آگاهی مردم واطلاع رسانی از فعالیت های بهزیستی، اتخاذ شیوه توسعه مدیریت دانش رسانه ای و ارتباطاتی جامعه، ایجاد، بسط و توسعه تشکل های محلی و منطقه ای، انگیزه های شخصی،پایگاه اجتماعی، تعلق و تعهد شهروندی، اتخاذ شیوه مشارکت جویانه داوطلبانه و فعالیت های خیریه، ارتباط مؤثر با سازمان ها و نهادهای عمومی و دولتی و خصوصی، عملکرد و کارایی مسئولان و نیروهای بهزیستی، عملکرد و کارایی مسئولان و نیروهای سایر سازمان ها وجلب و جذب مشارکت های مردمی بر اساس متغیر جمعیت شناختی جایگاه تفاوت معناداری وجود دارد.
مهارت های عاطفی زندگی کودکان در رسانه های کرد زبان: (مطالعه موردی برنامه کودک سیمای مرکز کردستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
201 - 219
حوزههای تخصصی:
کودکان افزون بر آموزش های اخلاقی و تربیتی، به یادگیری مهارت های زندگی نیز نیاز دارند. یکی از ابزارهای مؤثر در آموزش این مهارت ها، رسانه است. با توجه به نقش مهم رسانه ملی در آموزش مهارت های زندگی به کودکان، این پژوهش به بررسی سهم رسانه استانی کردستان در آموزش مهارت های عاطفی زندگی کودکان می پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که رسانه های کردی زبان چگونه به آموزش مهارت های عاطفی زندگی برای کودکان می پردازند. هدف این مطالعه، تحلیل نحوه بازنمایی و آموزش مهارت های عاطفی در برنامه های کودک شبکه استانی مرکز کردستان، به ویژه در قالب برنامه "په پوله کان نیشتمان"است.انگیزه اصلی نگارش این پژوهش، درک تأثیر تلویزیون بر کودکان، شناسایی محتوای دریافتی آن ها و تمرکز بر تحلیل کیفی محتوای رسانه ای برای دست یابی به لایه های پنهان پیام های منتقل شده به مخاطبان کودک است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد استقرایی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش بر پایه نظریه کاشت جرج گربنر، نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا، نظریه برجسته سازی مک کامبز و شاو و با اتکا بر نظریه برساخت گرایی در علوم اجتماعی فلیپ آریس شکل گرفته است. جامعه آماری شامل ۱۲۶ برنامه کودک تولید شده در نیمه دوم سال ۱۴۰۱ بوده که از میان آن ها، ۲۴ برنامه به شیوه هدفمند انتخاب و با استفاده از کدگذاری باز و محوری تحلیل شده اند.یافته ها نشان می دهند که در برنامه های کودک سیمای مرکز کردستان، بیشترین تأکید بر آموزش مهارت خودآگاهی عاطفی بوده و در مقابل، مهارت های هیجانی و مهارت مدیریت استرس کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.
جایگاه هویت برخواسته از انقلاب اسلامی با تأکید بر الگوی اسلامی رهبری حضرت امام خمینی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش از انقلاب اسلامی، حکومت پهلوی با تکیه بر سیاست های شبه مدرنیستی، موجب نارضایتی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در میان اقشار مختلف جامعه ایران شد. این سیاست ها باعث بیگانگی مردم از نهادهای حاکم و افزایش احساس ناامیدی شد؛ شرایطی که زمینه ساز پذیرش گفتمان نجات بخش جدیدی گردید. در این بستر، امام خمینی(ره) با تکیه بر اندیشه های دینی و سنتی و در عین حال با نگاهی متجددانه، توانست هویت های جدیدی خلق کرده و مسیر انقلاب اسلامی را هموار سازد. از این منظر مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد کیفی، در صدد پاسخگویی به این پرسش اصلی است که زمینه های هویت ساز اندیشه های متجددانه امام خمینی(ره) در وقوع و تثبیت انقلاب اسلامی چه بوده است؟ نتایج تحقیق، تحت تأثیر منظومه فکری متجددانه امام خمینی(ره) نشان خواهد داد: نخست، هویت مقاومت در مردم ایران در واکنش به سیاست های مدرن نمای پهلوی شکل گرفت؛ هویتی که در برابر ایدئولوژی مسلط ایستادگی کرد. دوم، با توجه به اقبال و فراگیری سنت و مذهب در ایران، هویت اسلامی در زمان محمدرضاشاه به هویت برنامه دار در تقابل با رژیم پهلوی تعیّن یافت. در این فرآیند، امام خمینی(ره) با بهره گیری از الگوی اسلامی حکومت داری، توانست جایگزینی هویتی برای نظم موجود ارائه دهد. در نهایت، نشان داده می شود که امام خمینی(ره) با اتکا به الگوی اسلامی مبتنی بر پیوند میان دین، مردم و ساختار سیاسی، توانست هویتی مشروعیت بخش برای جمهوری اسلامی ترسیم کرده و از طریق نزدیک کردن بدنه دولت با مردم، در جهت تثبیت انقلاب اسلامی ایران اقدام نماید.
ماهیت رابطه ی خانواده و مدرسه: این رابطه در چشم انداز پارادایم های کلان چگونه تفسیر می شود؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۲
148 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه واکاوی نظری ماهیت رابطه ی خانواده و مدرسه بود. برای دست یابی به این هدف، سه پیش فرض اولیه شامل: محور بودن مدرسه برای شکل گیری رابطه میان خانواده و مدرسه؛ محور بودن خانواده برای شکل گیری رابطه، و مشارکتی و همپا بودن این دو خرده نظام طرح شد. برای تحلیل این پیش فرض ها، سه پارادایم رفتارگرایی، انتقادی و تعامل-گرایی اجتماعی که به نوعی توانستند به هرکدام از پیش فرض ها پاسخ دهند، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافته های مطالعه نشان داد، در پارادایم رفتارگرایی، مدرسه، محور تصمیم گیری است و خانواده به عنوان یک عنصر بیرونی است که به صورت مقطعی و در مواردی که مدرسه تشخیص دهد، ورود می کند. در پارادایم انتقادی، خانواده با نقد ابعاد و کنشگران مدرسه، تبدیل به عنصر تصمیم گیر و ساخت دهنده زیست بوم مدرسه، اعم از انتخاب معلم، شکل مدرسه، تعیین محتوا و هدایت مدرسه با هماهنگی ارکان محلی ظهور می یابد. در پارادایم تعامل گرایی اجتماعی، نه مدرسه تصمیم گیرنده صِرف است، نه خانواده تعیین کننده راهبردها می باشد؛ بلکه هر دو با مشارکت هم بر مبنای مشترکات به ایفای نقش می پردازند. به عبارتی در این پارادایم، اصلِ کار، با مشارکت خانواده، مبناست.
تجربه زیسته فشارهای جنسیتی در محیط کاری: مطالعه موردی زنان شاغل در استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
129 - 155
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر کاوش تجربه زیسته زنان شاغل در یک اداره دولتی استان لرستان در مواجهه با آزار جنسی و فشارهای جنسیتی است. این مطالعه با بهرهگیری از رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و روش تحلیل کلایزی انجام شد. دادهها از طریق ۱۲ مصاحبه نیمهساختیافته عمیق با زنان شاغل جمعآوری شد. تحلیل دادهها پنج مضمون اصلی را آشکار ساخت: آزار جنسی بهعنوان تهدید مداوم، سکوت اجباری بهعنوان سپر محافظتی، بازسازی خودانگاره در برابر آزار، تاثیر فرهنگ سازمانی مردسالار و انزوای اجتماعی بهعنوان پیامد آزار. نتایج نشان داد آزار جنسی، متاثر از نابرابریهای قدرت و تابوهای فرهنگی، امنیت روانی و حرفهای زنان را مختل کرده و به سکوت و انزوا منجر میشود. این پژوهش بر ضرورت ایجاد مکانیسمهای حمایتی، آموزشهای ضدآزار و اصلاح ساختارهای سازمانی برای کاهش آزار جنسی تاکید دارد.
مطالعه پدیدارشناسانه آسیب های فردی، فرهنگی و خانوادگی طلاق بر اساس تجارب زیسته زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی پلیس سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۴)
45 - 61
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی آسیب های پس از طلاق بر اساس تجارب زیسته زنان مطلقه بود. رویکرد کیفی و روش پژوهش پدیدارشناسی تأویلی است. سیمای پژوهشی را کلیه ی زنان مطلقه استان همدان در 15 سال اخیر تشکیل دادند. روش نمونه گیری هدفمند و نمونه پژوهشی 26 نفر بود که بر مبنای اشباع نظری داده ها انتخاب شدند. ابزارگردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود، تجزیه و تحلیل داده ها در سه مرحله: کد گذاری محوری، کدگذاری باز و کد گذاری انتخابی انجام گرفت و به طور کلی 117 مقوله، 48 کدباز و 17 کد محوری بدست آمد. این مقوله ها در سه بخش: حیطه فردی با 74 مقوله، 30 کد باز و 12 کد محوری، حیطه فرهنگی با 15مقوله، 6 کد باز و 2 کد محوری و حیطه خانوادگی با 28 مقوله، 12 کد باز و 3 کد محوری نشان داده شد. جهت اعتیاربخشی به داده ها از روش گوبا و لینکلن استفاده شد، نتایج نشان داد: این زنان در زمینه فردی با آسیب های رفتاری، عاطفی، مشکلات اقتصادی، بی برنامه بودن، نگرانی نسبت به آینده، حساسیت و زود رنجی، مشکلات مرتبط با ازدواج مجدد، نگرش منفی به مردها، نگرش منفی به زندگی، در زمینه فرهنگی گرفتار آسیب هایی در ارتباط با نگاه منفی اطرافیان و اجتماع ، احساس عدم امنیت در محیط شغلی و محل زندگی و اجتماع و در زمینه خانودگی نیز با مشکلاتی مانند حمایت نشدن از طرف اعضای خانواده، احساس سربار بودن، نگرانی نسبت به وضعیت فرزندان و آینده آن ها و دلتنگی های آن ها در غیاب پدر، دست به گریبان هستند.
تحلیل نقش تفکر مراقبتی بر میزان رفتارهای اجتماعی مطلوب دانشجویان دانشگاه کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
101-146
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش تفکر مراقبتی بر میزان رفتارهای اجتماعی مطلوب دانشجویان بوده است. این پژوهش، کاربردی با رویکردی کمی و از لحاظ اجرایی، توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری، دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه کاشان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ به تعداد 5282 نفر بود. پژوهش حاضر با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انجام گرفت و از دو پرسشنامه ی استاندارد تفکر مراقبتی هدایتی (۱۳۹۷) و پرسشنامه ی گرایش های اجتماعی مطلوب کارلو و همکاران (۲۰۰۳) استفاده شد. طبق یافته های پژوهش، تفکر مراقبتی و مؤلفه های آن (ارزشی، عاطفی، فعال، هنجاری و همدلانه) بر میزان رفتارهای اجتماعی مطلوب (نوع دوستانه، متابعت آمیز، هیجانی، بحرانی و ناشناس) دانشجویان تأثیر مثبت و معناداری (643/0) دارد و تفکر عاطفی بیش ترین همبستگی (460/0)، تفکر ارزشی کم ترین همبستگی (373/0) و تفکر فعال (422/0)، همدلانه (418/0) و هنجاری (374/0) به ترتیب در میانه قرار دارند. از بین مؤلفه های تفکر مراقبتی، تفکر ارزشی دارای بالاترین میانگین و تفکر فعال دارای پایین ترین میانگین و از بین انواع رفتارهای اجتماعی مطلوب، رفتارهای اجتماعی مطلوب نوع دوستانه دارای بالاترین میانگین و رفتارهای اجتماعی هیجانی پایین ترین میانگین را داشتند. بنابراین می توان به جای الزام افراد به انجام رفتارهای اجتماعی مطلوب و بازداری آنان از رفتارهای جامعه ستیز، تفکر مراقبتی و مؤلفه های آن را در افراد تقویت نمود.
ملت سازی در جوامع متکثر: تأملی در الگوهای حق مدار و اقتدا محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
391-425
حوزههای تخصصی:
ملت سازی فرایند ساخت ملت و متحد کردن مردم ذیل حاکمیت یک دولت در جغرافیایی مشخص است. فراگرد ملت سازی مبتنی بر یک الگوی مشخص و پذیرفته شده جهانی نیست. به عبارتی ملت گاهی براساس عوامل عینی همچون نژاد، قوم، زبان، فرهنگ و مذهب ساخته می شود و گاهی نیز بر اساس عوامل ذهنی مبنی بر مؤلفه های هنجاری و سیاسی ایجاد می شود. روند ملت سازی در میان یک جامعه متکثر روندی بغرنج و پیچیده است؛ زیرا هم می تواند در چنین جامعه ای پایداری را به ارمغان بیاورد و هم می تواند جنگ های داخلی قومی و بی ثباتی را پدید آورد. ازاین رو پژوهش حاضر با رویکردی حقوقی، سیاسی و تفسیری از متون گردآوری شده به شیوه ی کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این سوال است که چه الگوهایی سبب همزیستی مسالمت آمیز گروه های متنوع یا روابط قهرآمیز آن ها در امر ملت سازی می شود؟ برآیند پژوهش اینکه ملت سازی با الگوی حق مدار پایدار خواهد ماند؛ زیرا حقوق بنیادین تمامی گروه ها و طیف ها را در روند ساخت ملت تضمین می کند؛ اما در فراگرد ملت سازی با ماهیت اقتدارمحور شاید مدت مدیدی بتواند گروه های متکثر را ذیل اقتدار نظام سیاسی کنترل کند و در ظاهر پایدار باشد؛ لیکن احتمال اضمحلال دولت-ملت و تغیر مداوم مولفه های هویت ملی در این ساختارها وجود دارد.