بازشناسی الگوهای دانش بومی درحفاظت از مجسمه های فضای باز، نمونه موردی: الگوهای دفع پرندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
مجسمه های فضای باز (روباز) یا مجسمه های شهری به عنوان بخشی از میراث فرهنگی ، علاوه بر زیباسازی فضا، نقش مهم انتقال پیام به ناظران و هویت بخشی به معابر را ایفا می نمایند. تآب آوری این سازه ها مورد تهدید عوامل جوی، انسانی و زیست محیطی ست و در گذر زمان دچار فرسایش می گردند. در یک نمونه موردی، فضولات پرندگان، مجسمه برنزی نادرشاه افشار در مشهد را دچار آسیب و خردگی های متعدد نمودند. متاسفانه بعد از مرمت مجسمه نادرشاه و صرف هزینه های زمانی، اقتصادی بسیار زیاد، تهدید پرندگان هنوز پابرجا مانده است. هدف از این پژوهش، بازشناسی تجارب دانش بومی در جهت دفع پرندگان، مقایسه الگوهای کهن و تکنیک های مدرن دفع پرندگان، یافتن زمینه های هم افزایی مطالعات مردم شناسی، دانش حفاظت آثار تاریخی و طراحی شهری است. سوال اصلی پژوهش در مورد میزان انعطاف پذیری راهکارهای بومی برای حل معضل حفاظت مجسمه های شهری فلزی از آسیب پرندگان است. به این منظور پژوهشگر با روش توصیفی/ تحلیلی به استخراج الگوهای دانش بومی و بنیان های عقلانیت زیست محیطی دانشوران محلی در دفع پرندگان پرداخته و به مقایسه آن با شیوه های مدرن اقدام کرده است. این الگوها شامل : 1- الگوی محرومیت از لانه سازی، استقرار و غذا 2- الگوی صدا هراسی3- الگوی وحشت از حرکت اشیاء 4- الگوی خیرگی چشم پرندگان 5- الگوی رنگ هراسی (هراس پرندگان از رنگی خاص) 6- الگوی بو هراسی (هراس پرندگان از بویی خاص) هستند. نتایج نشان دهنده درجات بالای فهم اکولوژیک دانشوران محلی و انعطاف پذیری گسترده دانش های بومی در دفع پرندگان است. دانشوران بومی حوزه کشاورزی طی قرن ها مبارزه با پرندگان به عقلانیت زیست محیطی و دانش تجربی رفتارشناسی دست یافته اند. این روش های بومی، دوست دار محیط زیست، اقتصادی، قابل دسترس، ماندگار و تجدید پذیر در مقایسه با روش های مدرن دفع پرندگان از مجسمه های فضای باز هستند. پژوهش حاضر به اهمیت هم افزایی سه دانش طراحی شهری، حفاظت و دانش میراثی بومی تاکید دارد.